در این مقاله ضمن بررسی مهم ترین مبانی نظری کارآفرینی، کارآفرینی دولتی و سازمانی، الگوی اولیه ای از مبانی نظری مطالعه شده استخراج و سپس در یکی از سازمان های دولتی آزموده شد.
پژوهش حاضر با طراحی سه پرسش نامه به ترتیب به سنجش عوامل فردی، سازمانی و عناصر کارآفرینی و همچنین آزمون مدل اولیه پرداخته و تاثیر متغیرهای مستقل (عوامل فردی و سازمانی) و متغیرهای وابسته (عناصر کارآفرینی) را الگوسازی کرده است. پس از جمع آوری اطلاعات، از طریق تحلیل عاملی چرخشی با روش واریماکس و چندین بار تکرار، هشت عامل برای عوامل سازمانی، هفت عامل برای عوامل فردی و پنج عامل برای عناصر کارآفرینی به دست آمد. پس از آن با استفاده از تحلیل های رگرسیونی، بنیادی و تحلیل مسیر (علیت) الگوی اولیه آزموده و در نهایت دو الگو با ترکیبی از عناصر مختلف و با ارزش های متفاوت ارایه شد. از این رو شاخص های اندازه گیری کارآفرینی و عوامل تاثیرگذار به صورت الگوی مناسب کارآفرینی همراه با یک الگوی ساختاری در مسیر تحقیق ارایه شد. نتیجه تحقیق نشان می دهد که سازه های اصلی کارآفرینی را در میان عوامل فردی، توفیق طلبی، تعهد سازمانی، مهارت های مذاکره و اعتماد به نفس؛ و در میان عناصر کارآفرینی، خطرپذیری، رفتار اثرگذار، استقلال و تمایل به اصلاح؛ تشکیل می دهند. از مجموع عوامل تاثیرگذار عوامل سازمانی نیز عوامل مشتری مداری، ساختار منعطف، فرهنگ کاری، کنترل استراتژیک، حمایت مدیریت و سیستم پذیرش ایده در الگوی ساختاری معنی دار بوده است.
"هدف تحقیق توصیفی حاضر بررسی کارایی داخلی دوره ابتدایی استان های کشور در سال تحصیلی 85-1384 بر اساس شاخص های مصوب بین المللی بوده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها حاکی از آن بوده که در تمامی شاخص های کارایی داخلی (نرخ های ارتقاء، تکرار پایه، ترک تحصیل، ماندگاری(بقاء، نگهداری، نگهداشت) در هر پایه، تکمیل(فارغ التحصیلی) دوره، اتلاف، درصد اتلاف ناشی از تکرار پایه، درصد اتلاف ناشی از ترک تحصیل، میانگین طول سالهای تحصیل برای هر فارغ التحصیل، نسبت درون داد به برون داد، ایده آل و ضریب کارایی داخلی استان هایی همچون شهرتهران، تهران، مازندران و اردبیل دارای مطلوبترین وضعیت و استان هایی همچون سیستان و بلوچستان، کهکیلویه و بویراحمد، هرمزگان، خوزستان و کرمان دارای نامطلوبترین وضعیت بوده اند، میانگین کشوری ضریب کارایی داخلی دوره ابتدایی برابر با 8/91% بوده که شهرتهران با 97% بالاترین و سیستان و بلوچستان با 74.8% پایین ترین ضریب کارایی داخلی دوره ابتدایی را در بین استان های کشور داشته اند.
"
مساله اساسی در این مقاله، رهایی از خویشتن در شعر فروغ فرخ زاد است. این مفهوم همچون سایر عواطف و احساسات بشری، جزء درون مایه های اصلی شعر معاصر فارسی به شمار می رود. نگارنده در دو بخش سعی کرده تا مفهوم رهایی از نفس خویشتن را در شعر فروغ نشان دهد. در بخش اول جلوه هایی از شعر وی را که تجلی گاه همین مفهوم است با بحث از پنج مشخصه: احساس همدلی، دانش و بینش، تردیدها، بی تعصبی و خود داری از بیان احساسات فردی تبیین می نماید. در بخش دوم هشت عامل مهم را به عنوان عوامل ایجاد رهایی از خویشتن در شعـر شاعر برمی شمارد که عبارت اند از: عشق، آرمان خواهی، تعهد نسبت به زندگی، خداباوری، تنهایی و خلوت گزینی، درد و رنج، مرگ طلبی، شاعری. هدف مقاله آن است که خواننده با تامل در نمونه های شعری فروغ و نیز مباحث مربوط دیگر که در بخش های مختلف مقاله حاضر آمده است میزان رویکرد و توجه فروغ را نسبت به مفهوم رهایی از خویشتن دریابد و بتواند به تجزیه و تحلیل این رویکرد از نگاه دیگر شاعران معاصر بپردازد.
از بیشتر شخصیت هایی که در شاهنامه حضور دارند، می توان در متن های دوران باستان نشان یافت. داستان های مربوط به این شخصیت ها، ریشه در روایت های بسیار کهنی دارد که با گذر از پست و بلند تاریخ فرهنگی این دیار به دوران نوتر رسیده است. کاووس از جمله چنین شخصیت هایی است. این پادشاه در میان پادشاهان حماسه ملی، بیشترین و طولانی ترین حضور را در شاهنامه دارد. هم چنین از او و کارهایش در اوستا، متن های پهلوی و متن های پس از اسلام (فارسی و عربی) نیز سخن رفته است. هرچند در اوستا از کاووس و برخی کردارهایش یاد شده است، اما خطوط اصلی چهره این شخصیت در متن های پهلوی و متن های پس از اسلام (فارسی و عربی) نمودار می شود. در این مقاله پس از اشاره ای کوتاه به نام و شخصیت کاووس، برخی از کرده های این پادشاهِ نامدار، چون آسمان نوردی، جنگ های مازندران و هاماوران و ... بر اساس متن های موجود از دوران باستان تا شاهنامه بررسی شده است.
عقلای مجانین یا فرزانگان دیوانه نما که گاه بهالیل نیز خوانده می شوند، جایگاه ویژه ای در ادبیات عرفانی دارند. در برخی از حکایات مثنوی، اقوال و احوال حکیمانه و در عین حال رازآلود این شوریدگان با ظرافت خاصی در قالب حکایات عامیانه بیان شده است. مولانا با آوردن تمثیل های پرمعنا، در پی نشان دادن حکمت و معرفت عمیق این دسته از اولیای الهی، خلاف ظاهر غیرعادی و دیوانه وار آنان و تبیین لایه های عمیق شخصیت آنهاست. وی شناخت این نوع دیوانگان از دیوانگان معمولی را مستلزم نوعی بصیرت باطنی و فراست معنوی می داند. حال و مقام این شوریدگان و اطوار جنون معنوی آنها، به ویژه در دفتر دوم مثنوی معنوی، بیان شده است. مولوی جنون مافوق عقل این دیوانگان را نمادی از اماته نفس و إحیای قلب عارفان و نشانه ای از حریت و آزادگی آنان می داند. وی در حکایت «آن بزرگی که خود را دیوانه ساخته بود»، ضمن توصیف دقیق خصوصیات و مراتب معنوی این عارفان دیوانه نما، آنها را دارای مقام ولایت دانسته و جنون یا جنون نمایی ظاهری آنان را گاه بهانه ستر حال آنان برای وارد نشدن در نظام قدرت و نیز وسیله ای برای اعتراض در برابر ارباب قدرت از طریق نفی عظمت جباران عصر می داند.
این پژوهش به منظور مطالعه رابطه کیفیت زندگی کاری و عملکرد مدیر گروههای آموزشی دانشگاه اصفهان در یک نمونه 60 نفری از مدیر گروهها از بین جامعه آماری 99 نفری با اجرای پرسشنامه کیفیت زندگی کاری والتون و پرسشنامه محقق ساخته عملکرد شغلی انجام گرفته است. عملکرد شغلی مدیر گروهها در این پژوهش توسط اساتید گروهها مورد سنجش قرار گرفته است. روش تحقیق توصیفی- همبستگی بوده و برای تعیین مولفه برتر و موثرتر از بین مولفههای کیفیت زندگی کاری، تحلیل رگرسیون گام به گام صورت گرفته است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که در این پژوهش، ضریب همبستگی بین کیفیت زندگی کاری و عملکرد شغلی 763/. که در سطح 01/. معنادار میباشد. همچنین همه مولفههای کیفیت زندگی کاری (پرداخت کافی، محیط ایمن، تامین فرصت رشد، قانونگرایی در کار، وابستگی اجتماعی، فضای کلی زندگی، یکپارچگی و انسجام اجتماعی و توسعه قابلیتهای انسانی) با عملکرد رابطه مثبت و معنیداری داشتهاند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که از بین مولفههای کیفیت زندگی کاری متغیرهای توسعه قابلیتهای انسانی، قانونگرایی در سازمان کار، فضای کلی زندگی و یکپارچگی و انسجام اجتماعی به عنوان متغیرهای پیشبین، معیار ورود به معادله نهایی رگرسیون برای توضیح تغییرات عملکرد مدیر گروهها (متغیر ملاک)، را به دست آوردهاند.
" بررسی و تبیین بیگانگی یکی ازدل مشغولی های مهم و شایع جامعه شناسی جوانان در ایران معاصراست. جامعه شناسی سعی برآن دارد که بیگانگی را از جنبه های مختلف بررسی نموده تا بدین وسیله تحلیلی علمی ارائه گردد این جنبه ها شامل مباحث زیر است: ماهیت و عوامل شکل دهنده بیگانگی، آثار و کارکردهای مختلف بیگانگی، الگوهای اجتماعی بیگانگی (برحسب جنس، سن، دین وغیره)، بیگانگی درگروههای اجتماعی خاص (جوانان، معلمان و غیره) و اشکال و وجوه بیگانگی (سازمانی، فرهنگی و غیره).
سنجش و اندازه گیری بیگانگی جوانان یکی از گرایش های پژوهشی درزمینه بیگانگی است. پژوهشگران از ابزارهای متنوع و مختلفی برای سنجش ابعاد گوناگون بیگانگی استفاده نموده اند مدل نظری مدی، کوباساوهوور(1979) برای ارزیابی و سنجش بیگانگی به دو بخش همزمان بیگانگی توجه داشته است: الف) اشکال (فرم های) چهارگانه بیگانگی شامل احساس بی قدرتی، بی ریشگی، پوچ گرائی و بی مخاطرگی. ب) موضوعات پنجگانه بیگانگی شامل بیگانگی ازخود، کار، خانواده، روابط اجتماعی و نهادهای اجتماعی. جامعیت مدل نظری مدی و همکاران انگیزه انجام پژوهش پیمایشی حاضر است که سعی درآزمون و اعتباریابی پرسشنامه بیگانگی برای نخستین بار در ایران دارد که داده های آن از بین 300 جوان جمع آوری شده است. داده های پژوهش پس ازگردآوری با استفاده ازروش های آمارتوصیفی (یک متغیره و دو متغیره)، آماراستنباطی (آماره آزمون تی، ضرایب همبستگی، تحلیل عاملی) مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. "
" در این مقاله به این پرسش اساسی پرداخته شده است که دختران دانشجو چه تعریفی از چگونگی هویت اجتماعی خویشتن در جامعه در حال گذار ایران دارند. از بررسی انتقادی ادبیات موضوع تحقیق و به خصوص با تاکید بر آرای آنتونی گیدنز در مورد مدرنیته و چگونگی هویت فردی و اجتماعی در عصر مدرن، این فرضیه کلی استنتاج شده است که با تضعیف شالوده ها و ساختارهای سنتی در جامعه در حال گذار ایران، دختران تلاش می کنند با حرکت به سمت مراجع هویت ساز غیرسنتی، هویت اجتماعی غیرسنتی را برای خود در جامعه تعریف نمایند.
پژوهش، روی نمونه 389 نفری از دانشجویان دختر مشغول به تحصیل در دانشگاه گیلان به روش پیمایشی مورد آزمون و بررسی قرار گرفت. با توجه به یافته های پژوهش به نظر می رسد دختران جامعه ما سعی دارند با اتکاء به مراجع هویت ساز غیرسنتی چون تحصیل، شغل، کسب استقلال مالی از هویت اجتماعی سنتی که توسط خانواده پدرسالار برای آنها تعریف شده است یعنی، هویت اجتماعی سنتی گذار کنند و خودشان به صورت بازاندیشانه، هویت اجتماعی غیرسنتی را برای خویشتن در جامعه تعریف نمایند."
امروزه معماری سازمانی یکی از مهمترین و پرکاربردترین راهکارهای سازمانی برای همراستایی استراتژیک فنآوری اطلاعات با کسب و کار سازمان و ابزار قدرتمندی برای ساماندهی به سیستمهای اطلاعاتی پیچیده میباشد. برخورداری از مزایای معماری سازمانی در صورت مدیریت اثربخش آن میسر میباشد. ارزیابی بلوغ معماری سازمانی یک روش اثربخش و معتبر برای مدیریت پروژه معماری سازمانی میباشد. این روش با شناسایی وضعیت فعلی سازمان، نقاط ضعف و قوت معماری سازمانی را نمایان میسازد. علاوه بر آن تصویر روشنی از میسر رشد را نیز مهیا میسازد که میتواند مبنای برنامه ریزی برای ارتقا سطح بلوغ معماری قرار گیرد. در این مقاله پس از بررسی ادبیات موضوع، چارچوب پیشنهادی محقق که در آن از فرایندهای فنآوری اطلاعات استفاده شده است ارائه گردیده است. به منظور بررسی و تایید چارچوب پیشنهادی از خبرگان حوزه معماری سازمانی نظرسنجی به عمل آمد. نتایج این تحقیق نشانگر آن است که فرایندهای فنآوری اطلاعات مبنای مناسبی برای ارزیابی بلوغ معماری سازمانی میباشند ودر نهایت چارچوب ارزیابی بلوغ معماری سازمانی ارائه شده در این مقاله به عنوان یک چارچوب معتبر مورد تایید قرار گرفت.
" مهاجرت روستا شهری پدیده ای است که در فرآیند صنعتی شدن کش ورها ظاهر شده است و بسیاری از تحولات اجتماعی فضایی جوامع ناشی از این پدیده می باشد. در ایران همراه با صنعتی شدن شهرها جذب جوانان جویای کار مازاد در بخش کشاورزی از روستا به شهر به نفع فعالیت های صنعتی و خدماتی آغاز شد. در این مقاله سعی شده است به دنبال این مس اله باشد که مهاجرت
جوانان از روستا چه پیامدها و آثاری بر مهاجر ان و جوامع مهاجرپذیر و مهاجرفرست داشته است؛ بنابراین ابتدا با توجه به دیدگا ههای موجود در خصوص مهاجرت به طور مختصر به انگیز ههای مهاجر تهای روستا شهری پرداخته شده است و سپس با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و به صورت پیمایشی پیامدهای مهاجرت جوانان در سه حوزه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بررسی شده است.
نتایج تحقیق دو نوع پیامد مثبت چون بهبود وضعیت اقتصادی، افزایش آگاهی جوانان، آموزش بهتر، روابط اجتماعی و گذران اوقات فراغت جوانان و منفی قطع ارتباط جوان با خانواده خود در روستا و مسائل مرتبط با آن به بر هم خوردن نسبت جنسی در روستاها و شهرها و آثار دیگری چون بزهکاری و
آسیب های اجتماعی در هر یک از حوزه ها را نشان می دهد.
"
هدف این مقاله، تعیین درجه توسعه یافتگی نقاط شهری استان آذربایجان شرقی و تحلیل روند نابرابری های ناحیه ای در استان، طی سال های 1365، 1375 و 1385 است. محدوده مورد مطالعه، شامل نقاط شهری استان آذربایجان شرقی در سال های مذکور است. روش پژوهش «توصیفی - تحلیلی» است. شاخص های مورد بررسی متشکل از 39 شاخص، شامل شاخص های بهداشتی و درمانی، فرهنگی و آموزشی، اقتصادی، زیربنایی و مسکن، ورزشی و تلفیقی از شاخص های مورد مطالعه است. با استفاده از روش های تحلیل عاملی و موریس، درجه توسعه یافتگی و رتبه هر یک از نواحی محاسبه شده است. سپس با بهره گیری از مدل تحلیل خوشه ای، نقاط شهری استان آذربایجان شرقی در سه سطح توسعه یافته، نیمه توسعه یافته و محروم طبقه بندی شده است.با توجه به شاخص های مورد مطالعه، با وجود توسعه نامتعادل بین نقاط شهری استان، شکاف و واگرایی بین ناحیه ای در سال 1385 نسبت به سال 1365 تا حدودی کاسته شده و یک نوع همگرایی و تجانس بین ناحیه ای در حال شکل گیری است.