ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۵۳۳٬۶۳۳ مورد.
۳۴۱.

رابطه ی شرم بدن و استفاده ی مشکل ساز از سایت های شبکه های اجتماعی، با نقش میانجی کمال گرایی در متقاضیان زن، جراحی زیبایی شهر شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۳۹
هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه ی شرم بدن و استفاده مشکل ساز از شبکه های اجتماعی با نقش میانجی کمال گرایی در متقاضیان زن، جراحی زیبایی شهر شیراز در سال 1404 بوده است. این مطالعه از نوع توصیفی_پیمایشی با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه متقاضیان زن، جراحی زیبایی مراجعه کننده به کلینیک های زیبایی شهر شیراز در سال 1404 بوده است که از این میان تعداد 257 نفر به روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند به پرسشنامه های شرم بدن لیتلتون، کمال گرایی هیل و اعتیاد به شبکه های اجتماعی خواجه احمدی، به صورت فرم کاغذی و نظرسنجی آنلاین پاسخ دادند. از روش آمار توصیفی و آمار استنباطی برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد و برای بررسی رابطه ی بین متغیرها از روش همبستگی پیرسون استفاده شد. در نهایت برای تجزیه وتحلیل داده ها از طریق نرم افزارهای Spss27 و Amos26 استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که شرم از تصویر بدن، استفاده مشکل ساز از شبکه های اجتماعی را به طور مثبت و معناداری (B=0/202) پیش بینی می کند. همچنین کمال گرایی با استفاده مشکل ساز از شبکه های اجتماعی رابطه ی مثبت معناداری دارد و به میزان (B=0/097)، آن را پیش بینی می کند. همچنین قابل ذکر است که شرم از تصویر بدن با کمال گرایی نیز رابطه ی مثبت و معناداری دارد و به میزان (B=0/091) آن را پیش بینی می کند. در نهایت تحلیل مسیر فرضیه ها در جهت تأیید فرضیه اصلی برآمد یعنی کمال گرایی نقش میانجی معناداری در رابطه ی بین شرم بدن و استفاده مشکل ساز از شبکه های اجتماعی ایفا می کند؛ بنابراین افرادی که از تصویر بدن خود ناراضی اندیا احساس شرم دارند، بیشتر در معرض استفاده آسیب زا و افراطی از شبکه های اجتماعی قرار می گیرند و همچنین افرادی که ویژگی های کمال گرایانه دارند، با احتمال بیشتری درگیر این نوع استفاده مشکل ساز هستند. پس کمال گرایی می تواند عامل واسطی باشد که شدت تأثیر شرم از بدن بر استفاده مشکل ساز از شبکه های اجتماعی را افزایش دهد. همچنین کمال گرایی می تواند درک افراد از بدن خود را تشدید کرده و آن را به استفاده افراطی و غیر سازنده از شبکه های اجتماعی سوق دهد. ازاین رو فرضیه اصلی تأیید شد.
۳۴۲.

Le scénario pédagogique de l’enseignement des langues en ligne à l’université : des fondements didactiques à la réalité de classe(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۸
Notre recherche vise à évaluer, de manière approfondie et systématique, la qualité de la scénarisation pédagogique de l’enseignement en ligne dans le contexte spécifique de l’université algérienne, aussi bien durant la période critique du COVID-19 que dans celle du post-COVID. Pour ce faire, nous avons analysé 43 scénarios complets d’apprentissage du français langue étrangère (FLE) à l’université de Biskra, publiés et diffusés entre 2023 et 2024, en prenant en considération un ensemble de critères rigoureux tels que la clarté et la pertinence des objectifs pédagogiques, la diversité et la richesse des ressources mobilisées, la nature et la qualité de l’interaction en ligne, ainsi que les dispositifs d’évaluation mis en place. En comparaison avec 45 scénarios datant de 2020, nos résultats mettent en évidence des améliorations notables dans la structuration générale des cours et dans la mise en œuvre d’interactions synchrones et asynchrones, renforcées par l’intégration d’approches de type apprentissage social. Toutefois, malgré ces avancées, des lacunes persistent en matière de maîtrise de l’ingénierie pédagogique, soulignant la nécessité impérieuse de programmes de formation plus approfondis et ciblés pour optimiser durablement l’enseignement à distance.
۳۴۳.

واکاوی معماری دوران نوسنگی و مس و سنگ در کرمانشاه (مطالعه موردی گنج دره و گودین تپه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۲۱۰
منطقه کرمانشاه در زاگرس مرکزی، با محوطه های باستانی شاخصی چون گنج دره و گودین تپه، از کانون های اصلی شکل گیری فرهنگ و معماری در دوران پیش از تاریخ ایران به شمار می رود. با وجود کاوش های متعدد، تمرکز بیشتر پژوهش های پیشین بر سفالینه ها و ابزارها بوده و به تحلیل های کالبدی و فضاییِ معماری کمتر توجه شده است. این کاستی موجب شده پیوند میان الگوهای ساخت وساز و ساختارهای اجتماعی و آیینی جوامع نخستین در این منطقه به درستی شناخته نشود. این پژوهش با تمرکز بر گنج دره (لایه D، نوسنگی جدید PPNB) و گودین تپه (دوره VI، مس سنگی آغازین)، در پی شناسایی و مقایسه الگوهای معماری، سازمان فضایی و عناصر آیینی در این دو محوطه است. پرسش های اصلی تحقیق عبارت اند از: 1) نوآوری های معماری گنج دره چه نقشی در شکل گیری ساختارهای کالبدی محوطه های هم عصر چون تپه زاغه، سنگ چخماق و شیخی آباد داشته است؟ 2) وجوه اشتراک و افتراق الگوی معماری گودین تپه با دیگر محوطه های شاخص دوره مس وسنگ، از جمله شوش III و تل ملیان، چیست؟ پژوهش حاضر برمبنای تحلیل معماری محض و تحلیل سازمان فضایی انجام شده است. داده ها شامل گزارش های کاوش، پلان ها، نقشه ها و اسناد تصویریِ منتشرشده از محوطه های مطالعه شده است. فرایند تحقیق در سه گام انجام گرفته است: ۱) گردآوری و مستندسازی داده های معماری، ۲) تحلیل ساختاری، فضایی و عناصر کالبدی، ۳) مقایسه تطبیقی در مقیاس منطقه ای. در این رویکرد تفسیری، هر عنصر معماری، نه به عنوان شیء منفرد، بلکه به منزله بازتابی از نظم فضایی و فرهنگی جامعه پیش از تاریخ بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد گنج دره با ساختاری فشرده، پلان های چهارگوش و سازمان دهی چسبیده، بازتاب نخستین تجربه های سکونت یک جانشین و پیوند تنگاتنگ زیست و آیین است؛ در مقابل، گودین تپه با فضاهای مستطیل شکل، درگاه های قرینه و فرورفتگی های مرکزی، نشانگر مرحله ای پیشرفته تر از سامان یافتگی معماری در دوره مس و سنگ است. این شباهت ها و تفاوت ها دلالت بر وجود شبکه های تبادل فرهنگی و انتقال الگوهای معماری در فلات ایران دارد و جایگاه کرمانشاه را به عنوان یکی از محورهای نوآوری معمارانه ی زاگرس مرکزی در دوران پیش از تاریخ تثبیت می کند.
۳۴۴.

Adoption of Soft Systems Methodology (SSM) to Develop an Efficiency Assessment Framework through DEA for Gas-Fired Power Plants in Southern Iraq(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۶۱
Given the growing demand for electricity in Iraq and the significant contribution of gas-fired power plants to electricity generation, evaluating and improving the efficiency of these units from economic, environmental, and social perspectives is an imperative. This study aims to develop an integrated framework for identifying inputs and outputs for employing Data Envelopment Analysis (DEA) to assess the performance of gas-fired power plants in southern Iraq. To this end, Soft Systems Methodology (SSM) was employed to identify and structure problematic factors and challenges through expert interviews. The challenges of electricity generation and influencing factors were structured as inputs and outputs. The findings revealed that the inputs and outputs of gas-fired power plants in Iraq can be defined within seven subsystems: economic, environmental, supply, human resources, technology and infrastructure, social, and managerial. The integration of SSM and DEA provides an effective framework for multifaceted performance analysis, enabling root definitions and conceptual modeling that support evidence-based policymaking, efficient resource allocation, and strategic planning for structural reform and transition toward sustainable energy within Iraq's power sector.
۳۴۵.

Agency, Entanglement, and the Limits of Universalism: toward a situated posthuman ecology(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۹۴
This paper presents a systematic comparative and historical analysis of the concepts of agency and entanglement within ecological thought, arguing that contemporary new materialist approaches articulate a distinctly posthuman ecology. This ecology is fundamentally grounded in ontological entanglement, distributed agency across human and nonhuman entities, and an immanent, relational form of response-ability that emerges from intra-active becoming rather than individual intention. Drawing primarily on Karen Barad’s agential realism, Jane Bennett’s vital materialism, Rosi Braidotti’s zoe-centred posthuman ethics, and Stacy Alaimo’s trans-corporeality—while remaining critically attentive to recent decolonial, feminist, and Indigenous critiques that challenge universalized notions of entanglement—the paper meticulously traces a pivotal epistemic and ontological shift. It charts the movement away from earlier representational and managerial paradigms, such as systems ecology and deep ecology, which often preserved anthropocentric hierarchies despite their holistic rhetoric, toward a performative ontology of material-discursive intra-action. Through this transition, ethical and political responsibility is radically relocated: no longer vested in a sovereign, detached human subject issuing commands to passive Nature, but enacted performatively within the entangled phenomena themselves. The consequences are far-reaching, reshaping environmental theory, political ecology, climate justice frameworks, and praxis-oriented struggles in an era of planetary crisis.
۳۴۶.

مروری نظا م مند بر الگوها و راهبردهای طراحی بیوفیلیک در محیط مسکونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۲۹۱
در جهانی که بحران های زیست محیطی و چالش های سلامت عمومی روزبه روز بیشتر می شوند، طراحی بیوفیلیک به عنوان پلی میان انسان و طبیعت، جایگاهی راهبردی در ارتقای کیفیت زندگی پیدا کرده است. باوجود گسترش این رویکرد در معماری، تاکنون مرور نظام مندی که به طور اختصاصی به طراحی بیوفیلیک در حوزه مسکن بپردازد، انجام نشده است. این پژوهش با هدف شناسایی و طبقه بندی الگوها و راهبردهای طراحی بیوفیلیک در محیط های مسکونی با تمرکز بر فضاهای داخلی، خارجی و بینابینی و ارزیابی تأثیر آن ها بر کاربران انجام شده است. روش پژوهش کیفی و با رویکرد کاربردی بوده است و داده ها ازطریق مطالعات کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده اند. این مرور نظام مند با جستجو در پایگاه های علمی معتبر و انتخاب ۸۳ منبع منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ که به طور خاص به طراحی بیوفیلیک مسکونی و الگوهای آن پرداخته اند، انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که 36 درصد از مطالعات از چارچوب براونینگ بهره برده اند که شامل سه دسته اصلی «طبیعت در فضا»، «مشابه طبیعی» و «ماهیت فضا» و ۱۴ الگوی زیرمجموعه است. برای تحلیل توزیع فراوانی الگوها، آزمون کای اسکوئر استفاده شد (χ²=165.24, df=2, p<0.001)، که تفاوت معنادار در توزیع را نشان داد. نتایج حاکی از آن است که دسته «طبیعت در فضا» با میانگین فراوانی3/60 درصد بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است و الگوهایی همچون «ارتباط بصری با طبیعت»، «ارتباط با سیستم های طبیعی» و «نور پویا و پراکنده» در این دسته بیشترین کاربرد را داشته اند. همچنین، بیشترین راهکارهای ارائه شده به فضاهای داخلی و به ویژه الگوی «ارتباط بصری با طبیعت» مربوط بوده است و این مطالعه ارتقای رفاه ساکنان به عنوان هدف محوری طراحی مسکن بیوفیلیک را شناسایی کرد.
۳۴۷.

تحلیل الگوی مدیریت امام حسین (ع) در نظارت و کنترل از منظر قرآن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۲۳۲
نظارت و کنترل، یکی از وظائف مهم مدیران در سازمان است. این مفهوم در سیرة مدیریتی امام‌حسین جایگاه ویژه‌ای دارد که ریشه‌های آن را در آموزه‌های قرآن باید جست. پژوهش حاضر بر آن است با استفاده از روش اجتهادی (تحلیلی‌استنباطی)، تحلیلی از نظارت ‌و کنترل امام حسین ارائه نماید. این پژوهش برای جمع‌آوری اطلاعات، از روش اسنادی بهره برده‌است. در این پژوهش، نخست نظارت‌وکنترل به‌عنوان یکی از وظایف مدیریت مورد بررسی و تبیین قرار گرفته، سپس سیرة مدیریتی امام حسین در نظارت و کنترل بیان شده و در ادامه مستندات و مبانی قرآنی آن حضرت، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته است. ره‌آوردهای پژوهش نشان داد که در مدیریت امام حسین توجه به دو‌عرصة نظارت‌وکنترل (نظارت بیرونی و هم توجه به‌نظارت درونی) دیده می‌شود. نظارت‌های بیرونی در مدیریت امام حسین را در چهار دسته (خانوادگی، جمعی‌تشکیلاتی، حاکمیتی و همگانی) می‌توان دید، اما بهترین نوع نظارت را در این مکتب، نظارت بر خود است. از دیگر دستاوردهای این تحقیق عنایت ویژه به‌نظارت درونی و توجه‌محوری به‌مفهوم «حضور» و بررسی ریشه‌های قرآنی و عاشورایی آن است که این رویکرد برای مدیران بسیار الهام‌بخش و اثرگذار خواهد بود.
۳۴۸.

بررسی کارآمدی آزمون خواندن جحش در تشخیص نارساخوانی در کودکان فارسی زبان دوره اول دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۳۵۵
زمینه: اختلال یادگیری خواندن یکی از شایع ترین اختلالات یادگیری است که می تواند موجب مشکلات بسیاری در زمینه های دیگر یادگیری، اجتماعی، هیجانی و رفتاری شود. بنابراین مداخله زودهنگام در افراد دارای مشکلات خواندن از اولویت های آموزشی و درمانی است. برای مداخله به موقع، ارزیابی و تشخیص افراد دارای اختلال خواندن گام بسیار مهمی است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی کارآمدی آزمون خواندن جحش در تشخیص نارساخوانی در کودکان فارسی زبان دوره اول دبستان انجام شد. روش: پژوهش حاضر کاربردی از نوع آزمون سازی بود. جامعه آماری دانش آموزان دوره اول دبستان شهر تهران در سال 1403-1402 بود. نمونه 700 نفر از دانش آموزان دوره اول دبستان به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و با آزمون خواندن جحش مورد ارزیابی قرار گرفتند. روایی محتوا با نظر ده متخصص با استفاده از شاخص روایی محتوا (CVI) ارزیابی شد. جهت روایی تشخیصی با مقایسه بین گروهی آزمون خواندن با استفاده از آزمون t و جهت بررسی روایی سازه تحولی با مقایسه پایه های تحصیلی در آزمون خواندن با استفاده از آزمون F و پایایی با استفاده از ضریب کودر-ریچاردسون و بازآزمایی با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS ارزیابی شد. یافته ها: نتایج مقایسه میانگین نمرات آزمون خواندن دوره اول دبستان بین دو گروه نرمال و دارای اختلال یادگیری نشان دهنده تفاوت های معنادار در تمام خرده آزمون ها است. این نتایج نشان می دهد که کودکان دارای اختلال یادگیری در تمام جنبه های مرتبط با مهارت های خواندن به طور قابل توجهی ضعیف تر از کودکان نرمال عمل کرده اند و آزمون خواندن توانسته است به خوبی این تفاوت ها را شناسایی کند. همچنین نتایج مقایسه میانگین نمرات آزمون خواندن در سه پایه تحصیلی اول، دوم و سوم دبستان نشان دهنده پیشرفت معنادار مهارت های خواندن با افزایش سن و پایه تحصیلی است. به طور کلی، در اکثر خرده آزمون ها، میانگین نمرات دانش آموزان پایه های بالاتر از پایه های پایین تر بیشتر است و تفاوت ها از نظر آماری معنادار هستند (001/0 >p). نتیجه گیری: نتیجه پژوهش نشان می دهد که آزمون خواندن جحش دارای روایی تشخیصی است و می توان برای تشخیص نارساخوانی در کودکان فارسی زبان دوره اول دبستان از این آزمون استفاده کرد.
۳۴۹.

From Cover to Story: AI-Driven Genre Classification and Illustrated Narrative Creation for Children's Literature(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۸۱
Storytelling is a fundamental pillar of childhood development, where visual narratives play a crucial role in enhancing engagement and cognitive processing. While Generative Artificial Intelligence (GAI) has revolutionized content creation, its application for automated story generation from book covers remains largely unexplored. This study presents an innovative pipeline that combines computer vision for genre classification with G AI to create tailored illustrated stories. After evaluating four deep learning architectures widely used in image classification tasks, ConvNeXt-Tiny was selected as the final model, achieving a Weighted F1-score of 0.6898 in categorizing children's books into 13 distinct genres through cover image analysis. To address the lack of benchmark datasets, we compiled and rigorously validated a specialized collection of 4,085 Persian children's book covers. The proposed system leverages both cover design elements and predicted genre features within structured prompts to generate coherent illustrated stories through LLMs and image-synthesis models. A sample of 26 generated stories was qualitatively evaluated by three child psychologists based on narrative coherence, genre alignment, age appropriateness, character continuity, and visual congruence. This research makes significant contributions to both Persian literary analysis and AI-driven creative systems, demonstrating how machine learning can enhance educational storytelling while preserving cultural authenticity.
۳۵۰.

DREaM: Drug-Drug Relation Extraction via Transfer Learning Method(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۲۸
Relation extraction between drugs plays a crucial role in identifying drug–drug interactions and predicting side effects. The advancement of machine learning methods in relation extraction, along with the development of large medical text databases, has enabled the low-cost extraction of such relations compared to other approaches that typically require expert knowledge. However, to the best of our knowledge, there are limited datasets specifically designed for drug–drug relation extraction currently available. Therefore, employing transfer learning becomes necessary to apply machine learning methods in this domain. In this study, we propose DREAM, a method that first employs a trained relation extraction model to discover relations between entities and then applies this model to a corpus of medical texts to construct an ontology of drug relationships. The main contribution of this study is adapting the ACORD model to the medical domain using transfer learning, enabling the extraction of domain-specific drug–drug relations and the construction of an ontology. The extracted relations are subsequently validated using a large language model. Quantitative results indicate that the LLM agreed with 71 % of the relations extracted from a subset of PubMed abstracts. Furthermore, our qualitative analysis indicates that this approach can uncover ambiguities in the medical domain, highlighting the challenges inherent in relation extraction in this field.
۳۵۱.

سیر تحول کالبد معماری خانه های تاریخی قم؛ مطالعه موردی: دوره قاجار و پهلوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۲۰
خانه های قم از مهم ترین گونه های معماری هستند که به واسطه تغییر شیوه زندگی، تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه بخش وسیعی از آن ها در بافت شهر در طی زمان دچار تغییر شده است. سیر تحول معماری خانه ها در دوره قاجار و پهلوی قابل مطالعه است. خانه های دوره قاجار و پهلوی به لحاظ کمی و کیفی یکی از مهم ترین گونه های خانه های تاریخی ایران به حساب آورد. معماری این دوره به عنوان بخشی مهمی از تاریخ معماری ایران به واسطه ی شکل گیری جریان برجسته تحول و تغییر در فضای اجتماعی و همچنین در مفهوم کالبد و فضا دارای اهمیت است. این پژوهش باهدف بررسی شباهت ها و تفاوت های معماری خانه های تاریخی قم و تحلیل سیر تحول کالبدی آن ها انجام شده است. سؤال اصلی تحقیق این است که سیر تحول کالبدی خانه های تاریخی قم چگونه بوده و چه عواملی در این تغییرات نقش داشته اند؟ اهداف پژوهش شامل شناسایی ویژگی های کالبدی، تحلیل ارتباطات فضایی و اجتماعی، و بررسی تأثیر تحولات تاریخی و فرهنگی بر سازماندهی فضایی این خانه ها است. این مطالعه با روش تفسیری - تاریخی انجام شده و داده های آن از منابع کتابخانه ای و مشاهدات میدانی جمع آوری شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که خانه های تاریخی قم عمدتاً بر اصول درون گرایی استوار بوده اند. بااین حال، در گذر زمان، تحولات قابل توجهی در بخش های مختلفی از جمله ورودی ها، ایوان ها، حیاط ها و فناوری های ساخت آن ها رخ داده است. این تغییرات در ارتباط با شرایط اجتماعی، فرهنگی و حتی اقلیمی هر دوره تأثیر عمیقی بر معماری این خانه ها داشته است. همچنین، تأثیرات تاریخی و اجتماعی، به ویژه تغییرات جمعیتی و نیازهای جدید، باعث دگرگونی در ساختار و عملکرد فضایی این خانه ها شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که باوجود تغییرات ساختاری، اصول معماری گذشته در طراحی این خانه ها کم رنگ شده است. در این پژوهش سعی در درک ارتباط میان فضاهای معماری در خانه های تاریخی شده است.
۳۵۲.

مطالعه تطبیقی‑انتقادی مبانی غربی استقلال دولت در نظم بین المللی از منظر فلسفه سیاسی اسلامی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۱۴۰
مقدمه: مفهوم استقلال دولت، به عنوان رکن بنیادین نظم بین الملل، همواره دستخوش تحول و بازخوانی بوده است. در شرایط گذار نظام بین الملل، واکاوی انتقادی مبانی توجیه گر این مفهوم، اهمیتی ویژه می یابد. درحالی که اندیشه سیاسی غرب، چارچوبی منسجم و اومانیستی برای حاکمیت دولت ها ساخته است، این مبانی کمتر در معرض نقدی ریشه ای از منظری بیرونی و برآمده از یک سنت فلسفی جایگزین قرار گرفته اند. مسئله محوری این است که برداشت مسلط و سکولار از استقلال، فاقد ظرفیت لازم برای بنیان گذاری یک نظم جهانی عادلانه و پاسخ گویی به نیازهای تمدن های مبتنی بر معنویت است. از این رو، بازتعریف استقلال نه به مثابه یک ارزش خودبسنده، بلکه به عنوان یک مفهوم مکتبی و ابزاری در خدمت تحقق غایات توحیدی، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. این مقاله می کوشد با پر کردن این خلأ، مطالعه ای تطبیقی‑انتقادی از معماری مفهومی غرب در باب استقلال، از منظر فلسفه سیاسی اسلامی معاصر ارائه دهد. برای پروژه های تمدنی بدیل مانند تمدن اسلامی، دستیابی به کنشگری معنادار در عرصه جهانی، مستلزم بازتعریفی بنیادین از استقلال، فراتر از قالب های سکولار مدرن آن است. روش: این پژوهش با روش «تحلیل انتقادی-تطبیقی متون» در دو مرحله متوالی انجام شده است. در مرحله نخست، با بهره گیری از روش تحلیلی-تفسیری در مطالعه متون شاخص غربی در حوزه فلسفه سیاسی، حقوق و روابط بین الملل، سه ستون مفهومی اصلی توجیه کننده استقلال دولت در گفتمان مسلط غربی استخراج شد: حاکمیت ملی به مثابه بنیان حقوقی و حافظ هویت جمعی؛ حق تعیین سرنوشت به منزله منبع مشروعیت مردمی؛ و کارآمدی راهبردی در نظام وابستگی متقابل به مثابه توجیه عملی. در مرحله دوم، با رویکردی تقابلی-تطبیقی، هر یک از این مبانی در مواجهه با مفاهیم محوری فلسفه سیاسی اسلامی معاصر -مانند حاکمیت الهی، استقلال مکتبی، عدالت به مثابه غایت حکمرانی، تکلیف محوری در برابر حق محوری، و نفی سلطه- مورد ارزیابی انتقادی قرار گرفت. یافته ها: بررسی تطبیقی، وجود دو پروژه فکری و تمدنی اساساً متمایز و اغلب متعارض در باب استقلال را آشکار می سازد. الگوی غربی بر پایه ای عرفی، زمین مدار و دولت-ملت محور استوار است که در آن استقلال خود غایت نهایی برای حفظ و تقویت دولت-ملت در نظم موجود بین المللی است. در مقابل، خوانش اسلامی با پذیرش کلی و نسبی این مبانی، معماری آن ها را دگرگون می سازد. در این نگاه، حاکمیت ملی در ذیل حاکمیت الهی و به مثابه «امانت و تکلیفی الهی» بازتعریف می شود. حق تعیین سرنوشت از حقی خودبنیاد به «مسئولیتی امانی در برابر خدا» تبدیل می گردد. کارآمدی و منفعت ملی نیز در چارچوب «مصلحت نظام اسلامی» و عدالت بازتعریف شده است و راهبرد مدیریت وابستگی، به مثابه شکلی پوشیده از سلطه، نقد شده و در برابر آن، راهبرد «خودکفایی تمدنی» و «تعامل گزینشی و عزتمند» ارائه می گردد. نتیجه گیری: برآیند این تقابل، شکل گیری دو پروژه سیاسی متعارض است: پروژه غربی معطوف به تثبیت، مدیریت یا اصلاح تدریجی نظم موجود، و پروژه اسلامی در پی دگرگونی بنیادین آن و استقرار نظمی مبتنی بر ارزش های توحیدی و عدالت. این تفاوت، ریشه در هستی شناسی، انسان شناسی و غایت شناسی متمایز این دو سنت دارد. این تقابل دیگر صرفاً یک اختلاف نظری نیست، بلکه به شکافی ژئوپلیتیک و تمدنی بدل شده که رفتار بازیگران، ائتلاف ها و تضادهای آینده نظام بین الملل را شکل خواهد داد. بنابراین، واکاوی مفهوم استقلال در دوران حاضر، در حقیقت مطالعه میدانی نبرد پارادایمی بر سر معنای حاکمیت، مشروعیت و غایت حیات جمعی در عرصه جهانی است.
۳۵۳.

مواجهه مخاطب با فضای شنیداری تعزیه مبتنی بر آرای فلسفی مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۳۳
این پژوهش به تحلیل پدیدارشناسانه نحوه مواجهه مخاطب با فضای شنیداری تعزیه می پردازد. هدف اصلی تبیین ساختار یکپارچه این تجربه بر اساس پدیدارشناسی بدنمند موریس مرلوپونتی است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی-فلسفی بوده و چارچوب نظری آن بر مفاهیم کلیدی مرلوپونتی نظیر بدنمندی و لحمیت استوار است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که مفاهیم پدیدارشناسی بدنمند چگونه می تواند تجربه مخاطب از تعزیه را تبیین کند. بدین ترتیب شنیدن، دیدن و لمس در تعزیه از مرز تفکیک شده ی حواس عبور کرده و در قالبی حس آمیز، تجربه ای واحد و زیسته پدید می آورند. این درهم تنیدگی، باعث می شود مخاطب نه ناظر بیرونی، بلکه بخشی از رخداد آیینی شود؛ یعنی صوت، تصویر و حرکت در بدن او جذب و با زیست جهان شریک می گردند. از این منظر، تعزیه الگویی است برای تحقق عملی نظریه ی ادراک مرلوپونتی که در آن جهان، بدن و معنا در یک کنش پدیدارشناسانه ی واحد تجسد می یابند.
۳۵۴.

Why AI Can Never Have a Soul: a philosophical inquiry into language and consciousness(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۳۴
This paper examines the question of whether artificial intelligence (AI) could ever possess consciousness or soul. While rapid advances in machine learning, neural networks, and large language models have generated speculation about machine sentience, we argue that AI remains confined to the limits of language and computation, incapable of attaining the lived, experiential dimension that defines human subjectivity. Drawing upon both Western and Indian philosophical traditions, the paper explores the ontological and phenomenological nature of consciousness, the relation between language and experience, and the metaphysical concept of soul. Through engagement with Wittgenstein, Bhartṛhari, Descartes, Husserl, Nagel, Chalmers, and classical Indian systems such as Vedānta and Sāṅkhya, we demonstrate why AI cannot transcend simulation into embodiment. Critical responses to strong AI, functionalism, transhumanism, and emergentist theories are considered, yet all fail to address the irreducibility of subjectivity and the ontological distinctiveness of soul. The conclusion reaffirms that AI’s boundaries are linguistic and computational, whereas human consciousness transcends language through lived experience, making the notion of a soulful AI both metaphysically impossible and philosophically incoherent.
۳۵۵.

A Philosophical Critique of Warfare in the Contemporary Era: ethical justifications and competing theories(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۹۵
This study aims to provide a comprehensive philosophical critique of warfare in the contemporary era, focusing on ethical justifications and competing theoretical frameworks. It examines the extent to which classical just war theory remains applicable and explores how contemporary philosophers contribute to the redefinition of the ethics of war. Employing an applied, descriptive-analytical, qualitative approach, the study gathers data from library sources, theoretical literature, previous research, and scholarly articles. It reviews such sources to critically analyze the philosophical and ethical foundations of war. The findings show that states resort to war for reasons including the defense of human rights, protection of sovereignty, and response to significant threats. Just war theory distinguishes between conflicts that are ethically justified and those that are not. Although ethical principles invariably influence warfare, some conflicts can be justified on grounds of justice, rendering absolute pacifism impractical. Also the analysis reveals that classical frameworks, while foundational, are insufficient for addressing the moral complexities of contemporary warfare. Emerging forms of conflict challenge traditional notions of legitimacy and moral accountability, highlighting significant gaps in existing theories. Contemporary warfare necessitates a revised and integrative philosophical framework capable of accommodating new modes of violence and global security concerns. Such a framework should synthesize insights from just war theory, pacifism, and political realism to provide a robust basis for evaluating the morality of modern conflicts and international bodies must prioritize disarmament and ethically based legislation to safeguard human rights and dignity.
۳۵۶.

The Role of Ethical and Spiritual Values in the Emergence, Continuity, and Advancement of the Islamic Revolution of Iran within the Intellectual Framework of the Two Leaders of the Revolution(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۴۳
Objective: The aim of this study is to explain the function of ethical and spiritual values across three critical stages of the Islamic Revolution of Iran, emergence, continuity, and advancement, based on the intellectual framework of the two leaders of the Revolution (Imam Khomeini and Ayatollah Khamenei). Accordingly, the research seeks to answer the key question: ‘What role do these values play in guiding the Revolution’s transition from its formative phase toward civilizational development?’ Method: Adopting a qualitative approach and employing a descriptive–analytical method, this study analyzes the content of official documents, writings, and speeches of Imam Khomeini and the Supreme Leader of the Islamic Republic of Iran, aiming to provide a deep, internal, and religion-based understanding of the phenomenon. Results: The findings demonstrate that ethics and spirituality have functioned not merely as initial catalysts for revolutionary mobilization, but as foundational pillars for sustaining the political legitimacy of the Islamic system and as a robust barrier against secularization. Maintaining social equilibrium and enabling the Revolution to move beyond mere survival toward the realm of civilizational and cultural growth in the future is entirely contingent upon the continuity and institutionalization of this epistemic foundation. Conclusion: The final analysis indicates that the identity of the Islamic Revolution is defined through a triadic interconnection of ethics, spirituality, and politics. Consequently, the realization of any future-oriented strategy, the reproduction of soft power, and the achievement of the New Islamic Civilization are existentially dependent on the institutionalization of the same moral–spiritual foundation that constituted the Revolution’s point of departure. Without it, civilizational development would be unattainable.
۳۵۸.

تحلیل ساختار فضایی تیمچه قم در قیاس با تیمچه های امین الدوله و بخشی کاشان با تمرکز بر شناخت ارزش های طراحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۱۷
این پژوهش باهدف بررسی و معرفی تیمچه قم به عنوان یک اثر معماری - اقتصادی عصر قاجار و باتوجه به خلأ نسبی مطالعاتی درباره آن، انجام شده است. درک عمیق تر از جایگاه این بنا مستلزم قرارگیری آن در بستر گسترده تر معماری تیمچه های این دوره و تحلیل وجوه تمایز و تشابه آن با نمونه های شاخص دیگر است. ازاین رو، مطالعه حاضر با پذیرش این نکته که اصطلاح تیمچه در میانه دوره قاجار و به طور خاص برای فضاهای تجاری با حیاط سرپوشیده تعریف شده، به مقایسه تطبیقی تیمچه قم با دو نمونه شناخته شده هم دوره در کاشان (امین الدوله و بخشی) می پردازد. انتخاب این نمونه ها بر پایه اشتراکات اقلیمی و دوره تاریخی و باهدف تمرکز اولیه بر شناخت الگوهای منطقه ای بوده است. روش تحقیق، توصیفی - تحلیلی و تطبیقی است و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی (برداشت از سه بنا) گردآوری شده اند. تحلیل ها در ابعادی چون سازه با تأکید بر الگوهای باربری و تفاوت های احتمالی، نحوه ارتباط با راسته بازار و نقش موقعیت شهری، فرم های هندسی، نظام های نورگیری و تهویه، و تزیینات متمرکز شده است. یافته های اولیه نشان دهنده اشتراک این سه بنا در اصول کلی چون کارکرد تجاری سرپوشیده، وجود فضای میانی کشیده و استفاده از سه گنبد است. بااین حال، تمایزهای معناداری نیز مشاهده می شود؛ از جمله تفاوت در الگوی دهانه ها. یکسان سازی نسبی دهانه ها در تیمچه قم در مقابل برجستگی واضح دهانه میانی در نمونه های کاشان، تفاوت در سازه و آرایه ها، و تفاوت در سازمان دسترسی و ارتباط با بافت پیرامون. این مطالعه، با آگاهی از وجود پژوهش های مفصل تر در برخی جنبه ها، درصدد است تا با رویکردی نظام مند و با تأکید بر تحلیل های کالبدی - فضایی، گامی در جهت تکمیل شناخت نسبت به این اثر کمتر مطالعه شده بردارد و زمینه ای برای مطالعات مقایسه ای گسترده تر در آینده فراهم کند.
۳۵۹.

Designing a human resource productivity model based on the material benefits of personnel in the Iraqi Civil Defense Corps(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۳۶
The material interests of personnel significantly affect the productivity and quality of services provided. Understanding these interests is very important for organizations that aim to increase employee motivation and performance. This research aims to design a human resource productivity model based on the material interests of personnel. The research is exploratory-applied in terms of its purpose and survey-correlation in terms of its method. The research was conducted in a qualitative-quantitative manner. The statistical population in the qualitative part is university professors and fire department managers in Iraq. The statistical population in the quantitative part consists of all fire department employees in Iraq, which is considered to be an unlimited number, so the sample size is 384 people based on the Cochran formula. The research tool is a researcher-made questionnaire. Data analysis in the qualitative part is the theme method and in the quantitative part is structural equations in the PLS software. The results of the study indicate that in the qualitative part, 5 main dimensions have been extracted, which include fair and competitive salaries and wages, bonuses and fringe benefits, job security and financial stability, financial growth opportunities through performance, and support for work-life balance with economic benefits. In the quantitative part, the overall fit of the research model based on the GOF formula was obtained as 0.65, which indicates a strong fit. The first and second-order factor loadings have been confirmed with 99% confidence.
۳۶۰.

Designing a Model for Human Resources Architecture with an Intelligent Approach in Tax Administration in Southeastern Provinces of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۴۶
Background: This study was conducted with the aim of designing the architectural model of human resources of Tax Administration in Southeastern Provinces of Iran with the intelligent approach. Methods: This study was of a mixed type and the statistical population in the qualitative part was 20 experts of Tax Administration managers in the southeastern provinces of Iran (TASEPI), namely Sistan and Baluchistan, Kerman, Hormozgan and South Khorasan. 264 people were selected using G*Power. Sampling of the qualitative part was purposeful and the quantitative part was random cluster sampling. The data collection tool was a researcher-made questionnaire containing 77 items that included six dimensions of intelligent human resources architecture and six dimensions of intelligentization. The software used was Smart-PLS and SPSS-16. Results: The results showed that the dimensions of human resource architecture were effective in the way of intelligentization as follows: intelligent human resource system (0.965), intelligent human resource management (0.960), intelligent organizational learning (0.955), intelligent organizational architecture strategy (0.953). Technology-oriented (0.945) and smart knowledge management (0.451). The dimensions of intelligentization are also from the dimension of intelligentizing human resources (0.974), intelligent participation of employees (0.965), human resource maintenance activities (0.962), forming a talent fund (0.949), advanced functional activities (0.927) and the dimension of creating new roles of human resources (0.895).

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان