ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۵۳۳٬۴۲۸ مورد.
۳۰۱.

بررسی رابطه تعلق به مدرسه با بهزیستی تحصیلی با نقش میانجی گری عشق به یادگیری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۹
مقدمه: تعلق به مدرسه به عنوان یکی از مؤلفه های کلیدی در تجربه تحصیلی دانش آموزان، نقش تعیین کننده ای در شکل گیری احساس امنیت و ارتباط مثبت با محیط آموزشی دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی رابطه بین تعلق به مدرسه و بهزیستی تحصیلی با نقش میانجی عشق به یادگیری در دانش آموزان متوسطه دوم شهر بانه انجام شد. روش: روش تحقیق این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش شناسی، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان بانه در سال تحصیلی 03-1402 بود. برای محاسبه حجم نمونه آماری، فرمول کوکران و مقدار آن 364 نفر برآورد شد و سپس به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، پرسشنامه ها توزیع شد. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های تعلق به مدرسه بروان و ایوانز (2002)، بهزیستی تحصیلی تومینین سوینی ( 2012) و عشق به یادگیری مک فارلن (2003) استفاده شد. تحلیل داده ها با روش همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS29 و AMOS26 انجام شد و سطح معناداری 05/0 برای آزمون ها در نظر گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد، بین تعلق به مدرسه با بهزیستی تحصیلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (01/0> p ) و عشق به یادگیری رابطه مستقیم و معناداری با تعلق به مدرسه و بهزیستی تحصیلی دارد و افزون بر این، تعلق به مدرسه با میانجی عشق به یادگیری دارای اثر غیرمستقیم و معناداری بر بهزیستی تحصیلی بود (05/0> p ). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، برخورداری از احساس تعلق به مدرسه و عشق به یادگیری تاثیر قابل ملاحظه ای بر بهزیستی تحصیلی دانش آموزان دارد و بهبود روش های آموزشی و تقویت برنامه های حمایتی مثبت در محیط مدرسه می تواند منجر به ارتقای اشتیاق به یادگیری و سلامت روانی شود.
۳۰۲.

اثربخشی آموزش گروهی ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی بر روابط بین فردی و باورهای فراشناختی مرتبط به استفاده از تلفن هوشمند در دانش آموزان متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی بر روابط بین فردی و باورهای فراشناختی مرتبط به استفاده از تلفن هوشمند در دانش آموزان متوسطه اول انجام گردید. مواد و روش ها: جامعه آماری پژوهش حاضر، داش آموزان دختر متوسطه اول شهرستان گرگان در سال تحصیلی 1403-1402 بوده بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور نخست، تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی دردوگروه آزمایش و یک گروه کنترل(هرکدام 20 نفر) قرار گرفتند. جهت سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های روابط بین فردی چیا و فائو (2011)، و باورهای فراشناختی مربوط به استفاده از تلفن هوشمند کاسل و همکاران (2020)، استفاده شد. یافته ها: داده ها با روش آزمون تحلیل کوواریانس چند و تک متغیری، تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد آموزش مهارت های ذهن آگاهی بر روابط بین فردی و باورهای مرتبط با استفاده از تلفن هوشمند دردانش آموزان متوسطه اول اثرگذار بوده است. نتیجه گیری: درتوصیف یافته های این تحقیق می توان گفت،آموزش های ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی یکی از رویکردهای موثردرزمینه بهبودغنی سازی کیفیت زندگی افراد است که دارای ساختار مطلوبی جهت کار روی مسائل مختلف مراجعان از جمله روابط بین فردی و باورهای فراشناختی مرتبط به استفاده از تلفن هوشمند دردانش آموزان متوسطه اول است.
۳۰۳.

شناسایی و تحلیل کج فهمی های بنیادین در یادگیری مفاهیم فیزیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۰
علوم تجربی به عنوان یکی از مهم ترین، بنیادی ترین و تأثیرگذارترین دروس در نظام آموزشی مدارس شناخته می شود؛ درسی که نقشی اساسی در شکل گیری دانش، نگرش و مهارت های علمی دانش آموزان ایفا می کند و آنان را برای درک بهتر جهان پیرامون آماده می سازد. این حوزه آموزشی، افزون بر انتقال مفاهیم علمی، زمینه ساز پرورش تفکر منطقی، حل مسئله، مشاهده دقیق و تحلیل پدیده های طبیعی نیز هست. در میان شاخه های مختلف علوم تجربی، درس فیزیک به دلیل ماهیت مفهومی، انتزاعی و گاه پیچیده مباحث خود، همواره از چالش برانگیزترین دروس برای بسیاری از دانش آموزان به شمار آمده است. پیشینه پژوهشی نشان می دهد که دانش آموزان غالباً بر اساس مشاهدات روزمره، برداشت های شهودی، آموزش های غیررسمی و گاه توضیحات نادقیق، پیش فرض های ذهنی ناسازگار با اصول علمی شکل می دهند. این پیش فرض ها در بسیاری از موارد به ایجاد کج فهمی های پایدار و بنیادین در یادگیری مفاهیم فیزیکی منجر می شود و درک صحیح آنان از موضوعات پایه را با مانع مواجه می کند. از همین رو، شناسایی این کج فهمی ها و تحلیل علل شکل گیری آن ها، از مسائل مهم در حوزه آموزش علوم به شمار می رود. این پژوهش با هدف شناسایی، دسته بندی و تحلیل کج فهمی های شایع دانش آموزان در درس فیزیک و نیز ارائه راهکارهای کاربردی برای معلمان و مدرسان این حوزه انجام شده است. روش تحقیق در این مطالعه، کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی بوده و داده ها از طریق بررسی نظام مند منابع کتابخانه ای، مقالات علمی و نشریات معتبر گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که ریشه این کج فهمی ها عمدتاً در محدودیت تجربه های حسی، تفسیرهای غیرعلمی از پدیده ها، ضعف در آموزش مفاهیم پایه و شیوه های تدریس ناکافی نهفته است. در نهایت، این مقاله با ارائه تحلیلی ساختاریافته، چارچوبی مفهومی برای درک بهتر موانع یادگیری فراهم کرده و راهبردهایی برای بهبود فرآیند آموزش فیزیک، چه در سطح تدریس معلمان و چه در سطح یادگیری دانش آموزان، پیشنهاد می کند.
۳۰۴.

از تابناکی تا نور تابناکی: بررسی پدیده ی اپتیکی غیرخطی در نقاط کوانتومی با روش نظریه-ی تابعی چگالی (DFT)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۸
تابناکی پدیده ای است که در آن یک ماده، بدون نیاز به افزایش محسوس دما، انرژی جذب شده را به صورت تابش نوری آزاد می کند و به عنوان یکی از پدیده های بنیادی در فیزیک نور، بیانگر گسیل فوتون از ماده در اثر برانگیزش غیرحرارتی است. این پدیده در حالت های خاصی از تابش نوری شدید، رفتار غیرخطی از خود نشان می دهد و از این رو در شاخه ی اپتیک غیرخطی مورد توجه ویژه قرار گرفته است. بررسی های اخیر نشان داده اند که نقاط کوانتومی به دلیل ساختار گسسته ی ترازهای انرژی و اثرات محصورشدگی کوانتومی، بستر بسیار مناسبی برای مطالعه و کنترل تابناکی هستند. در این مواد، فرآیندهایی چون جذب چندفوتونی، تغییر طیف گسیل و افزایش بازده نورتابناکی با تغییر اندازه و ترکیب نقاط کوانتومی قابل تنظیم است. در این تحقیق، با مروری بر مبانی نظری تابناکی و بررسی انواع آن، به ویژه روابط میان تابناکی، نورتابناکی و رفتارهای غیرخطی در مواد نانوساختار — به ویژه نقاط کوانتومی — تحلیل شده است. این تحلیل با هدف شناسایی ویژگی های فیزیکی مؤثر بر شدت، بازده و پایداری تابش نوری در میدان های قوی انجام گرفت. شبیه سازی های این قسمت از پژوهش با نظریه ی تابعی چگالی انجام شده است. نورتابناکی، رفتار این پدیده در حضور میدان های نوری شدید مورد بررسی قرار گرفته است. تمرکز اصلی این پژوهش، بر تبیین رابطه ی بین نورتابناکی و نقاط کوانتومی است تا نقش ساختار الکترونی و اثرات اپتیکی غیرخطی در کنترل تابش نوری روشن شود. نتایج این مطالعه می تواند در درک بهتر مکانیزم های گسیل نور در مقیاس نانو و طراحی لیزرهای پیشرفته مبتنی بر نقاط کوانتومی مؤثر واقع شود.
۳۰۵.

بررسی عوامل وابستگی تکانه با استفاده از ابزار اینتراکتیو فیزیک در چارچوب روش آموزشی (IBSE)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۸
این پژوهش با هدف سنجش میزان وابستگی کمیت تکانه خطی به دو متغیر بنیادی جرم و سرعت در محیط آموزشی مجازی، با بهره گیری از شبیه ساز قدرتمند Interactive Physics (نسخه 9.0) طراحی و اجرا گردید. رویکرد محوری آموزشی مورد استفاده، روش آموزش مبتنی بر کاوشگری علمی (Inquiry-Based Science Education - IBSE) بود که بر مبنای اصول سازنده گرایی، دانش آموز را از حالت دریافت منفعلانه خارج ساخته و او را درگیر فرایند فعال مشاهده، طرح پرسش، فرضیه سازی، آزمایش و استنتاج قوانین علمی می کند. در این چارچوب، یادگیرندگان به جای حفظ روابط، از طریق تعامل مستقیم با متغیرها و تحلیل نتایج، به درک عمیق تری از مفاهیم فیزیکی دست می یابند. جامعه ی آماری پژوهش شامل 32 نفر از دانش آموزان پایه نهم متوسطه (صرفاً پسرانه) در سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۴ بود که در قالب یک طرح شبه آزمایشی پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها شامل آزمون محقق ساخته سنجش درک مفهومی تکانه خطی و نیز چک لیست تحلیل کیفی فرایند یادگیری بود. مراحل اجرای پژوهش شامل تبیین دقیق مسئله پژوهش، تدوین فرضیه های مبتنی بر مبانی نظری مکانیک کلاسیک، طراحی سناریوهای شبیه سازی، دست کاری کنترل شده متغیرهای جرم و سرعت در محیط نرم افزار و در نهایت تحلیل آماری داده ها با استفاده از شاخص های توصیفی و استنباطی بود. یافته های پژوهش نشان داد که کمیت تکانه خطی (P = mv) رابطه ای مستقیم و کاملاً متناسب با هر دو متغیر جرم (m) و سرعت (v) دارد، به گونه ای که افزایش هر یک از این متغیرها به طور خطی موجب افزایش مقدار تکانه می شود. نتایج شبیه سازی در محیط مجازی انطباق کامل با پیش بینی های نظری فیزیک کلاسیک داشت. افزون بر این، تحلیل کیفی داده ها نشان داد بهره گیری از شبیه سازی تعاملی، موجب تقویت درک مفهومی، کاهش خطاهای شهودی رایج و مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یادگیری شده است. این نتایج بر کارآمدی تلفیق فناوری های شبیه سازی با رویکرد کاوشگری در آموزش مفاهیم بنیادین فیزیک تأکید می کند.
۳۰۶.

بررسی تأثیر کورکومین بر پارامترهای اسپرم انسانی پس از انجماد و ذوب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
زمینه و هدف: در این مطالعه، تأثیر کورکومین، به عنوان یک آنتی اکسیدان قوی و شناخته شده، بر پارامترهای اسپرم انسانی پس از فرآیند انجماد و ذوب مورد بررسی قرار گرفت. روش ها: در این مطالعه مداخله ای، از مایع منی ۱۰ مرد مراجعه کننده به مرکز ناباروری تهران که بر اساس استانداردهای بین المللی سلامت دارای پارامترهای طبیعی اسپرم بودند، استفاده شد. نمونه ها مطابق با استانداردهای سازمان جهانی بهداشت آنالیز و پایش شدند. هر نمونه مایع منی به سه بخش تقسیم گردید. گروه کنترل بدون هیچ گونه مداخله ای منجمد شد. گروه آزمون سمیت با ۱۰ میکرومولار کورکومین مخلوط شد و گروه تجربی با ۱۰ میکرومولار کورکومین مخلوط شده و سپس تحت فرآیند انجماد و ذوب قرار گرفت. در نهایت، داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۵ تحلیل شدند. یافته ها: بر اساس یافته های حاصل از این مطالعه، مشخص شد که در گروه انجماد همراه با کورکومین، زنده مانی اسپرم ها به طور معنی داری مطلوب تر از گروه کنترل است. همچنین نتایج نشان داد که تحرک پیش رونده اسپرم در گروه انجماد با کورکومین به طور معنی داری افزایش یافته و تحرک غیرپیش رونده اسپرم به طور معنی داری کاهش یافته است. از سوی دیگر، مورفولوژی طبیعی اسپرم ها در گروه منجمدشده با کورکومین در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معنی داری نشان نداد. میزان تولید گونه های فعال اکسیژن (ROS) در گروه کنترل پس از ذوب به طور معنی داری نسبت به گروه آزمون سمیت و گروه کورکومین افزایش یافت. همچنین میزان پراکسیداسیون لیپیدی در گروه کنترل پس از ذوب در مقایسه با گروه آزمون سمیت و گروه کورکومین به طور معنی داری افزایش داشت. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه می توان بیان کرد که کورکومین با دوز ۱۰ میکرومولار می تواند به طور مؤثری پارامترهای اسپرم انسانی را پس از فرآیند انجماد و ذوب بهبود بخشد.
۳۰۷.

بررسی نقش میانجی خودتنظیمی تحصیلی در رابطه بین خودناتوان سازی تحصیلی و ادراک از جو مدرسه در دانش آموزان دارای آسیب بینایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
مقدمه: شناخت عوامل مؤثر بر یادگیری و موفقیت تحصیلی دانش آموزان، به ویژه آن هایی که با چالش های بینایی روبرو هستند، امری ضروری است. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودتنظیمی تحصیلی در رابطه بین خودناتوان سازی تحصیلی و ادراک از جو مدرسه در دانش آموزان دارای آسیب بینایی بود. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر 12 تا 22 ساله دارای آسیب بینایی شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 بود که تعداد 248 نفر به صورت روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه خودناتوانسازی تحصیلی شوینگر و استینسمر-پلستر (2011)، ادراک از جو مدرسه بر و همکاران (2011) و خود تنظیمی تحصیلی بوفارد و همکاران (1995) بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار 24SPSS و Amos تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که ضریب مسیر مستقیم بین ادراک از جو مدرسه بر خودناتوان سازی تحصیلی (780/0-=β و 001/0=sig)، همچنین بین ادراک از جو مدرسه و خودتنظیمی تحصیلی (79/0 =β و 001/0=sig) و بین خودتنظیمی تحصیلی و خودناتوان سازی تحصیلی (21/0-=β و 001/0=sig) معنادار است. همچنین نتایج آزمون بوت استروپ نشان داد که اثر غیرمستقیم خودتنظیمی تحصیلی 459/0- معنادار است. نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت که خودتنظیمی تحصیلی به طور معناداری بین ادراک از جو مدرسه و خودناتوان سازی تحصیلی نقش میانجی ایفا می کند. بنابراین، تمرکز بر بهبود کیفیت روابط، احساس تعلق و امنیت در محیط مدرسه، و همچنین ارائه آموزش ها و حمایت های لازم برای تقویت مهارت های خودتنظیمی، می تواند راهکارهای مؤثری برای کمک به پیشرفت تحصیلی و روانی دانش آموزان با آسیب بینایی باشد.
۳۰۸.

کاهش بیان ژن NPC1 در بافت روده: نقش تمرین هوازی و عصاره سبوس برنج در موش های تغذیه شده با غذای چرب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
مقدمه و هدف: اضافه وزن و چاقی ناشی از رژیم غذایی منجر تغییر هموستاز کلسترول می گردد و یکی از مراحل مهم جذب کلسترول در مسیر جذب روده ای واقع شده است. از آنجایی که نقش مکمل های گیاهی مانند سبوس برنج و تمرین هوازی بر مسیر جذب روده ای کلسترول نامعلوم بود، هدف از انجام این مطالعه بررسی تأثیر تمرین هوازی با شدت متوسط و مکمل عصاره سبوس برنج بر بیان ژن NPC1 بافت روده در رت های تغذیه شده با غذای چرب بود. روش کار: در این مطالعه تعداد 30 سر موش صحرایی ماده 8 هفته ای به صورت تصادفی به 5 گروه (6 سر در هر گروه) شامل کنترل تغذیه غذای نرمال، کنترل تغذیه با غذای پرچرب، تمرین هوازی- تغذیه با غذای پرچرب و تمرین هوازی- سبوس برنج تغذیه با غذای پرچرب تقسیم شدند. برنامه تمرین هوازی تداومی با شدت متوسط (50- 65% حداکثر اکسیژن مصرفی) به مدت 6 هفته و هر هفته 5 جلسه به طول انجامید. عصاره اتانولی سبوس برنج میزان 60 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم به روش گاواژ به موش های صحرایی گروه مکمل و تعامل تمرین و مکمل خورانده شد. پس از دوره مداخله، موش های صحرایی قربانی شده و بافت روده جهت تعیین میزان بیان ژن NPC1 با تکنیکPCR Real Time خارج شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بیان ژن NPC1 در گروه های تمرین، تمرین+ عصاره اتانولی سبوس برنج، عصاره اتانولی سبوس برنج در مقایسه با گروه کنترل چاق کاهش معنادار داشتند (05/0≥P). نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت، از آنجا که ژن NPC1 در تنظیم جذب و متابولیسم چربی ها نقش کلیدی دارد، کاهش بیان آن می تواند بیانگر تأثیر مثبت این مداخلات بر بهبود اختلالات ناشی از رژیم چرب باشد. بنابراین، بهره گیری هم زمان از تمرین هوازی و عصاره سبوس برنج ممکن است رویکردی مؤثر برای تعدیل تغییرات مولکولی مرتبط با چاقی و بهبود عملکرد متابولیک دستگاه گوارش باشد
۳۰۹.

بررسی انتقادی دیدگاه لین رادر بیکر در مسئله این همانی شخصی در طول زمان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
در مسئله این همانی شخصی، این پرسش بنیادین مطرح می شود که یک فرد با وجود تغییرات اساسی در طول زمان و حتی پس از مرگ، بر اساس چه معیاری همان شخص پیشین تلقی می شود. لین رادر بیکر، فیلسوف معاصر و فیزیکالیست غیرتحویل گرا، با نقد و رد معیارهایی همچون ملاک نفس، ملاک بدن و ملاک استمرار حافظه یا روان شناختی، معیار «استمرار منظر اول شخص» را به عنوان مبنای این همانی شخصی مطرح می کند. از دیدگاه بیکر، هر شخصی که منظر اول شخص خود را حفظ کند، در طول زمان و حتی پس از مرگ باقی می ماند، هرچند بدن فیزیکی خود را از دست بدهد. منظر اول شخص نزد بیکر معادل خودآگاهی و توانایی درک خویشتن به عنوان «خود» از درون و به صورت اول شخصی است. مقاله حاضر با روش تحلیلی - انتقادی به تبیین و ارزیابی دیدگاه بیکر می پردازد. با توجه به اینکه بیکر منظر اول شخص را یک ویژگی یا عَرَض می داند، از مهم ترین نقدها متوجه این نکته است که چگونه یک ویژگی می تواند بدون اتکا به یک جوهر، باقی بماند و به عنوان ملاک این همانی شخص در طول زمان و پیش و پس از مرگ عمل کند. افزون بر این، ناکامی در ارائه معیاری قانع کننده برای این همانی اشخاص انسانی، ناسازگاری با برخی آموزه های دینی و ناتوانی فلسفی در تبیین دقیق این همانی شخصی، از دیگر اشکالات اساسی وارد بر دیدگاه بیکر به شمار می آیند.
۳۱۰.

نقش فناوری های نوین شناختی و هوش مصنوعی در تغییر نگرش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
فناوری های شناختی به عنوان ابزارهای نوین، از طریق تحلیل داده ها و ارائه اطلاعات شخصی سازی شده، توان بالقوه ای در تأثیرگذاری بر شکل گیری نگرش ها و تغییر رفتار انسان ها دارند. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تأثیر این فناوری ها بر تغییر نگرش از طریق  سازوکارهای شناختی همچون اقناع، انگیزش، شکل دهی طرحواره های شناختی و تلنگر است. به این منظور،  پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی، به بررسی فناوری های هوش مصنوعی و نسبت آن ها با قوای شناختی انسان می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که فناوری های شناختی با به کارگیری راهبردهای اقناعی، انگیزشی و تلنگری، و نیز با استفاده از الگوهای خلق ارزش، قادرند انتخاب ها و ترجیحات افراد را تحت تأثیر قرار دهند. به کارگیری این فناوری ها به عنوان ابزارهایی برای انتقال اطلاعات، ارائه بازخورد و تجسم همدلی، می تواند فرآیندهای تحول شناختی و رفتاری افراد را تسهیل کند. در مجموع، به نظر می رسد کاربرد فناوری های شناختی در تغییر نگرش و طراحی رفتار، و تحلیل آن ها از منظر های مختلف نظری و عملی، نقش مهمی در تحولات اجتماعی و فرآیندهای تصمیم گیری ایفا می کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که حکمرانی اجتماعی فعالانه و مسئولانه در بهره برداری از این فناوری های نوین، ضرورتی انکارناپذیر است.
۳۱۱.

طراحی الگوی توسعه رهبری آموزشی در نظام آموزش عالی ایران (مطالعه موردی: دانشگاه بوعلی سینا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
مقدمه و هدف : هدف پژوهش طراحی الگوی توسعه رهبری آموزشی در نظام آموزش عالی ایران  (مطالعه موردی  دانشگاه بوعلی سینا) می باشد روش شناسی پژوهش : روش تحقیق ترکیبی (کیفی- کمی) از نوع اکتشافی است. برای تحلیل داده های کیفی از روش فراترکیب  و از روش تحلیل عاملی برای داده های کمی استفاده شده است .با عنایت به اینکه پرسشنامه بر اساس تکنیک دلفی و نظرات خبرگان تهیه شده است بنابراین به خودی خوداز اعتبار و روایی لازم برخوردار است.  نتایج پایایی پرسشنامه با استفاده از نرم افزارspss  مقدار 0.854را برای آلفای کرونباخ نشان داد که نشان دهنده تایید پایایی پرسشنامه می باشد. جامعه آماری پژوهش در مرحله کیفی ،خبرگان حوزه رهبری آموزشی به صورت نمونه گیری هدفمند و در مرحله کمی شامل اعضای هیات علمی دانشگاه بوعلی سینا مشتمل بر 460 نفر بوده است که نمونه گیری در مرحله کمی به تناسب حجم جامعه ، نمونه اماری از دانشکده ها  به تعداد210نفر انتخاب شدند.   یافته ها : یافته های پژوهش با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی سلسله مراتبی و روابط علت و معلولی ابعاد مدل با استفاده از فن تحلیل مسیر مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته اند. یافته ها نشان داد که مدل بومی توسعه رهبری آموزشی در نظام اموزش عالی ایران باتوجه به نتایج حاصله از برازش مطلوبی برخوردار است که بعنوان مدل بومی  توسعه رهبری آموزشی در نظام اموزش عالی ایران می توان از آنها  استفاده نمود. بحث و نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند با توجه به مدل بومی توسعه رهبری آموزشی به همراه ابعاد و مولفه های آن مورد توجه رهبران آموزشی قرار گیرد.
۳۱۲.

واکاوی بسترهای شکل گیری اقدام به خودکشی در دختران نوجوان: یک مطالعه پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
زمینه: هدف از انجام پژوهش حاضر واکاوی بسترهای شکل گیری اقدام به خودکشی در دختران نوجوان بود. روش: روش پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه این پژوهش شامل دختران اقدام کننده به خودکشی مناطق آسیب خیز استان کهگیلویه و بویر احمد در سال 1404-1403 بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند و تا مرز اشباع و نهایتاً انتخاب 14 نفر ادامه یافت. ابزار پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون کلایزی و نرم افزار MAXQDA.20 کدگذاری شدند. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها منجر به شناسایی 66 مفهوم اولیه، 11 مضمون فرعی و 3 مضمون اصلی شد. مضمون شرایط فردی آسیب پذیر شامل: خشم، عصبی بودن و ناآرامی، اضطراب و افسردگی، احساس بی معنایی در زندگی، عدم رضایت مندی، احساس تنهایی و طرد اجتماعی، شکل گیری بدبینی و درماندگی بود. مضمون زمینه های اجتماعی-فرهنگی آسیب زا شامل: آسیب های خانواده، مدرسه، همسالان و فضای مجازی بود. مضمون تجارب ناخوشایند گذشته عبارت بود از: تجربه شکست و شکل گیری روابط نامتعارف، جبر و محرومیت و بدرفتاری های تجربه شده قبلی بود. نتیجه گیری: دختران نوجوان اقدام به خودکشی را روشی برای رهایی یا گرفتن حقوق نادیده گرفته شده خود در نظر می گیرند. ضروری است تجربه زیسته آن ها در این مقوله ها جدی گرفته شود. در مجموع نتایج یافته های پژوهش، با تمرکز بر پیشگیری از عوامل منجر به اقدام به خودکشی در نوجوانان، می تواند محتوای لازم را جهت طراحی برنامه های مداخله ای و ایجاد سیستم های حمایتی برای آنان فراهم سازد و تلویحات کاربردی حائز اهمیتی دارد.
۳۱۳.

پیش بینی درگیری تحصیلی براساس سبک زندگی مجازی محور با نقش میانجی سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
این پژوهش با هدف پیش بینی درگیری تحصیلی براساس سبک زندگی مجازی محور با نقش میانجی سرمایه اجتماعی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نوع مطالعات همبستگی و روش تحلیل از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر مشغول به تحصیل در مقطع متوسطه دوم شهرستان سرپل ذهاب در سال تحصیلی 1404-1403 بود، که 240 نفر از میان آن ها با نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش برای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه درگیری تحصیلی (ریو، 2013)، پرسشنامه سبک زندگی مجازی محور (طاهری، 1393) و پرسشنامه سرمایه اجتماعی (پایوا و همکاران، 2014) بود. تحلیل داده ها با روش مدل یابی معادلات ساختاری و استفاده از نرم افزارهای AMOS و SPSS انجام شد. نتایج نشان داد مدل مطرح شده از برازش خوبی برخوردار است (020 /0=RMSEA 963,/0=CFI، 93/3= X2/df و 05/0>P). یافته ها نشان داد سبک زندگی مجازی محور بر درگیری تحصیلی دانش آموزان دختر تأثیر مستقیم و معناداری دارد (355/0=β). همچنین، سرمایه اجتماعی بر درگیری تحصیلی دانش آموزان دختر، تأثیر مثبت و معناداری داشت (413/0=β). سبک زندگی مجازی محور به طور غیرمستقیم و از طریق سرمایه اجتماعی اثر معناداری بر درگیری تحصیلی دارد (192/0=β و 0/001=P). براساس نتایج پژوهش حاضر، برای ارتقای درگیری تحصیلی دانش آموزان پیشنهاد می شود، نهادهای آموزشی بخصوص مدارس، برنامه های آموزشی و کارگاه های مهارتی برگزار کنند تا به آموزش نحوه استفاده موثر از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی بپردازند، و با تقویت سرمایه اجتماعی و ایجاد یک فضای حمایتی آنلاین به افزایش درگیری تحصیلی و بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان کمک کنند.
۳۱۴.

آزمون مدل علی بهزیستی تحصیلی براساس ادراک از محیط یادگیری سازنده گرا با میانجی گری خودکنترلی در دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ادراک از محیط یادگیری سازنده گرا و بهزیستی تحصیلی با نقش میانجی خودکنترلی در دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر اردکان بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. جامعه آماری شامل ۳۴۹۸ دانش آموز (۱۸۷۰ پسر و ۱۶۲۸ دختر) بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، ۳۴۶ نفر (۱۸۵ پسر و ۱۶۱ دختر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه ادراک از محیط یادگیری سازنده گرا، پرسشنامه بهزیستی تحصیلی و پرسشنامه خودکنترلی تانجی بود. داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار SmartPLS تحلیل شد. نتایج نشان داد که ادراک از محیط یادگیری سازنده گرا هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم (از طریق خودکنترلی) بر بهزیستی تحصیلی تأثیر معناداری دارد. مقدار R² برای خودکنترلی 82/0 و برای بهزیستی تحصیلی 79/0 به دست آمد که بیانگر قدرت تبیین بالای مدل است. آزمون سوبل نیز میانجی گری خودکنترلی را در رابطه بین ادراک از محیط سازنده گرا و بهزیستی تحصیلی تأیید کرد (01/0>p). این نتایج بیانگر آن است که تقویت مهارت های خودکنترلی در بستر محیط های یادگیری سازنده گرا می تواند به بهبود بهزیستی تحصیلی دانش آموزان منجر شود. یافته ها بر اهمیت طراحی محیط های یادگیری مشارکتی و تعاملی تأکید دارند که علاوه بر ارتقای محتوای آموزشی، پرورش توانایی های خودتنظیمی دانش آموزان را نیز تسهیل می کنند.
۳۱۵.

پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان پسر نوجوان در ساعت ورزش مدرسه بر اساس نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۱
پیشینه و اهداف: ورزش دانش آموزی رویکردی کارآمد برای افزایش فعالیت جسمانی دانش آموزان از طریق برنامه ها، فعالیت ها و رویدادهای ورزشی در یک محیط حمایتی با زیرساخت ها و امکانات امن و راحت است. هدف از این پژوهش پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان پسر نوجوان در ساعت ورزش مدرسه بر اساس نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی بود. روش ها: روش پژوهش زمینه یابی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1404-1403 بود. از میان جامعه آماری تعداد 240 دانش آموز پسر به شیوه نمونه-گیری خوشه ای تصادفی با میانگین سنی 21/15 و انحراف معیار 68/1 به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه های انگیزه مشارکت ورزشی گیل (1983)، مسئولیت پذیری اجتماعی کردلو (1393) و نیازهای بنیادی روان شناختی گاردیا و همکاران (2000) پاسخ دادند. نتایج با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی با انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (۰1 /۰>P). همچنین نتایج حاصل از آزمون کلی مدل رگرسیون نشان داد نیازهای بنیادین روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی 21 درصد از واریانس انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان را تبیین نمایند (0۰1 /۰>P). نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش اطلاعات مفیدی را در جهت نقش متغیرهای نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی در پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان نوجوان ارائه می نماید.
۳۱۶.

نقش میانجی هدف در زندگی در ارتباط بین سبک های هویت و بی انگیزگی تحصیلی در دانش آموزان دختر کنکوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
هدف انجام این پژوهش مطالعه نقش میانجی هدف در زندگی در ارتباط بین سبک های هویت و بی انگیزگی تحصیلی در دانش آموزان دختر کنکوری بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر کنکوری شهر اصفهان طی سال تحصیلی 1403- 1404 بوده است که از این جامعه با توجه به روش نمونه گیری در مدل یابی معادلات ساختاری 240 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک های هویت برزونسکی، پرسشنامه انگیزش تحصیلی و پرسشنامه هدف در زندگی استفاده شد. پس از جمع آوری داده ها، جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار اس پی اس اس و آموس استفاده شد. نتایج به دست آمده از این پژوهش حاکی از آن بوده است که نقش میانجی متغیر هدف در زندگی در رابطه بین متغیرهای سبک هویت اطلاعاتی و بی انگیزگی تحصیلی، ارتباط بین سبک هویت هنجاری و بی انگیزگی تحصیلی و ارتباط بین سبک هویت سردرگم/اجتنابی و بی انگیزگی تحصیلی تأیید شده است. با توجه به این نتایج می توان استنباط کرد که سبک های هویت اطلاعاتی، هنجاری و سردرگم/اجتنابی از طریق متغیر میانجی هدف در زندگی، به صورت غیرمستقیم بر بی انگیزگی تحصیلی دانش آموزان کنکوری تأثیر داشته است بنابراین داشتن معنای روشن و هدفمند از زندگی می تواند پیامدهای منفی سبک های هویتی ناسازگار را کاهش دهد. در نتیجه، جهت دهی به هدف های فردی می تواند به عنوان راهبردی مؤثر در کاهش بی انگیزگی تحصیلی و ارتقاء سلامت روان دانش آموزان کنکوری مورد توجه برنامه ریزان آموزشی و مشاوران تحصیلی قرار گیرد.
۳۱۷.

الگوی روابط ساختاری پیش بینی اعتیاد به بازی های آنلاین بر اساس ترومای کودکی و خودگویی انگیزشی با نقش میانجی سازگاری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : 0
هدف:   هدف از پژوهش حاضر بررسی الگوی روابط ساختاری پیش بینی اعتیاد به بازی های آنلاین بر اساس ترومای کودکی و خودگویی انگیزشی با نقش میانجی سازگاری اجتماعی بود. روش: این پژوهش به روش همبستگی (معادلات ساختاری) انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر سبزوار در سال 1403 بود. از این جامعه 200 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، انتخاب و به پرسشنامه های اعتیاد به بازی های آنلاین (OGAQ؛ وانگ و همکاران، 2002)، ترومای کودکی – فرم کوتاه (CTQ-SF؛ برنشتاین و همکاران، 1998)، خودگویی انگیزشی (MSTQ؛ ولترز و همکاران، 2000) و سازگاری اجتماعی (SAQ؛ سهرابی و همکاران، 2011) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS.26  و Smart PLS.3 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد ترومای کودکی اثر مستقیم و مثبت معناداری بر اعتیاد به بازی های آنلاین دارد (001/0>p؛ 571/0=β)؛ درحالی که خودگویی انگیزشی (001/0>p؛ 64/0- =β) و سازگاری اجتماعی (01/0>p؛ 584/0-=β)، اثر مستقیم منفی و معناداری بر اعتیاد به بازی های آنلاین نشان دادند. همچنین، نتایج تحلیل مسیر حاکی از آن بود که خودگویی انگیزشی (05/0>p؛ 26/0-=β) و ترومای کودکی (05/0>p؛ 24/0-=β) از طریق سازگاری اجتماعی به صورت غیرمستقیم بر اعتیاد به بازی های آنلاین اثر معنادار دارند. شاخص های برازش مدل نیز برازش مناسب مدل پیشنهادی را تأیید کردند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که برای کاهش اعتیاد به بازی های آنلاین، در تدوین مداخلات پیشگیرانه و درمانی آینده باید به ترومای کودکی، خودگویی انگیزشی و سازگاری اجتماعی توجه شود.
۳۱۸.

تأثیر درمان شناختی رفتاری بر سوگیری توجه در افراد با نشانه های بدریخت انگاری بدن: یک مطالعه نیمه تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۲
هدف: اختلال بدریخت انگاری بدن نوعی اختلال روانی است که در آن فرد نگرانی های غیرواقعی درباره ظاهر خود دارد. هدف این پژوهش تعیین اثر درمان شناختی-رفتاری بر سوگیری توجه در افراد دارای نشانه های بدریخت انگاری بدن بود. روش: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دوماهه و شامل گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی مراجعه کنندگان به کلینیک های زیبایی شهر کرمانشاه در سال ۱۴۰۲ بود که از میان آن ها ۳۶ نفر داوطلب واجد شرایط به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۸ نفر) تخصیص یافتند. گروه آزمایش در ۱۰جلسه درمان شناختی–رفتاری مبتنی بر پروتکل بک و بک (۲۰۱۱) شرکت کردند، درحالی که گروه کنترل در این جلسات حضور نداشت. سنجش سوگیری توجه با پرسش نامه کانون توجه (وودی و همکاران، ۱۹۹۷) انجام شد و داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-۲۶ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که اثر زمان (۰۰۱/۰>p، ۹۸/۰=η²)، اثر گروه (۰۰۱/۰>p، ۹۷/۰=η²) و اثر متقابل زمان و گروه (۰۰۱/۰>p، ۹۷/۰=η²) بر سوگیری توجه معنادار بود. در پس آزمون و پیگیری در میانگین نمره سوگیری توجه تفاوت معنادار وجود نداشت (۰۵/۰ نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد که درمان شناختی-رفتاری می تواند سوگیری توجه و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن را کاهش دهد و به کارگیری آن در کلینیک ها، دانشگاه ها و مراکز آموزشی برای درمان و پیشگیری توصیه می شود.
۳۱۹.

سرمایه معنوی و عملکرد سازمانی: مرور نظام مند مطالعات کمّی در روان شناسی دین و سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱
مقدمه و اهداف: در دهه های اخیر، تمرکز پژوهش های سازمانی از منابع مادی و ساختاری به سوی سرمایه های ناملموس و درونی انسان سوق یافته است. در این میان «سرمایه معنوی» به عنوان مفهومی میان رشته ای در تقاطع روان شناسی دین، مدیریت و مطالعات سازمانی، توجه فزاینده ای را به خود جلب کرده است. سرمایه معنوی ناظر به مجموعه ای از باورها، ارزش ها، معناها و جهت گیری های درونی است که می تواند کنش فردی و جمعی را در مسیر هدف مندی، تعهد اخلاقی، مسئولیت پذیری و پایداری سازمانی هدایت کند. در شرایطی که سازمان ها با چالش هایی چون فرسودگی شغلی، بحران معنا، کاهش تعهد و فشارهای فزاینده رقابتی مواجه اند، سرمایه معنوی به مثابه منبعی درونی و پایدار، ظرفیت آن را دارد که از راه معنا بخشی به کار و تقویت انگیزش درونی، عملکرد فردی و سازمانی را ارتقا دهد. با وجود رشد چشمگیر پژوهش ها در این حوزه، ادبیات موجود با چالش هایی اساسی روبه روست؛ از جمله ناهمگونی مفهومی در تعریف سرمایه معنوی، همپوشانی آن با مفاهیمی مانند معنویت در کار یا رهبری معنوی و پراکندگی یافته ها درباره سازوکارهای اثرگذاری آن بر عملکرد که به ویژه نقش متغیرهای میانجی و تعدیل کننده در این باره، اغلب به صورت جزیره ای بررسی می شود و فاقد جمع بندی نظام مند است. هدف پژوهش حاضر آن است که با بهره گیری از روش مرور سیستماتیک مطالعات کمّی به تبیین منسجم رابطه سرمایه معنوی با عملکرد فردی و سازمانی پرداخته، مسیرهای اثرگذاری آن را شناسایی کند و تصویری یکپارچه از سازوکارهای روان شناختی، فرهنگی و ساختاری مرتبط را ارائه دهد. روش: پژوهش حاضر از روش مرور سیستماتیک برای شناسایی، ارزیابی و ترکیب شواهد تجربی کمّی درباره تأثیر سرمایه معنوی بر عملکرد سازمانی بهره گرفته است. در گام نخست، سؤال پژوهش به صورت مشخص تدوین شد: «سرمایه معنوی چگونه و از طریق چه سازوکارهایی بر عملکرد سازمانی اثر می گذارد؟». بر این اساس جستجوی نظام مند مقالات در پایگاه های معتبر علمی شامل Scopus، Web of Science،Emerald Insight  و Google Scholar انجام گرفت. کلیدواژه های اصلی شامل Spiritual Capital، Workplace Spirituality، Organizational Performance  و Employee Performance بودند که با استفاده از عملگرهای منطقی AND و OR ترکیب شدند. بازه زمانی مطالعات به سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ محدود شد تا تمرکز پژوهش بر مطالعات معاصر و مبتنی بر سنجش های کمّی سرمایه معنوی باشد. معیارهای ورود شامل مقالات انگلیسی زبان، دارای داوری علمی با رویکرد کمّی و تمرکز صریح بر رابطه سرمایه معنوی و عملکرد سازمانی بود. پژوهش های نظری یا کیفی فاقد داده های قابل سنجش از فرایند مرور حذف شدند. درنهایت از میان ۲۶۵ مقاله اولیه، پس از پالایش و ارزیابی کیفیت، هفت مقاله واجد شرایط نهایی انتخاب شد. برای ارزیابی کیفیت مطالعات از چک لیست PRISMA و دستورالعمل های Joanna Briggs Institute استفاده شد. هر مقاله براساس شفافیت روش شناسی، تحلیل داده ها و گزارش نتایج در مقیاس پنج درجه ای ارزیابی گردید. تمامی مقالات منتخب حداقل معیارهای لازم برای ورود به تحلیل نهایی را دارا بودند. نتایج: یافته های مرور سیستماتیک نشان داد که سرمایه معنوی در تمامی مطالعات بررسی شده، رابطه ای مثبت و معنادار با عملکرد فردی، تیمی یا سازمانی دارد؛ با این حال، تحلیل تطبیقی نتایج آشکار ساخت که این تأثیر به ندرت به صورت مستقیم گزارش و اغلب از طریق متغیرهای میانجی منتقل می شود. مهم ترین میانجی های شناسایی شده شامل سرمایه روان شناختی (امید، خوش بینی، تاب آوری و خودکارآمدی)، انگیزش درونی، معنویت در محیط کار، نوآوری، فرایندهای مدیریتی و توانمندسازی دیجیتال بودند. مطالعات نشان می دهند که سرمایه معنوی با تقویت معنا و هدف در کار زمینه افزایش انگیزش درونی کارکنان را فراهم می کند و بدین شیوه رفتارهای نوآورانه، خودطراحی شغلی و بهره وری را ارتقا می دهد. همچنین در برخی پژوهش ها، سرمایه معنوی از مسیر سرمایه روان شناختی بر عملکرد شغلی اثرگذار بوده است؛ بدین معنا که ارزش ها و باورهای معنوی، نخست به منابع روانی تبدیل شده و سپس در قالب عملکرد قابل مشاهده بروز یافته اند. در کنار متغیرهای میانجی، نقش تعدیل کننده عواملی مانند تعهد سازمانی و تاب آوری سازمانی نیز در برخی مطالعات برجسته شده است. این یافته ها نشان می دهد که شدت اثر سرمایه معنوی بر عملکرد، وابسته به زمینه سازمانی و ظرفیت های حمایتی موجود است. درمجموع، نتایج مرور نشان می دهد که سرمایه معنوی زمانی بیشترین اثربخشی را دارد که در تعامل با عوامل روان شناختی، فرهنگی و ساختاری سازمان فعال شود. بحث و نتیجه گیری: تحلیل نظام مند شواهد نشان می دهد که سرمایه معنوی نه یک عامل مستقیم عملکرد، بلکه یک منبع عمیق هویتی و ارزشی است که با سازوکارهای واسط به پیامدهای عملکردی تبدیل می شود. این یافته، دیدگاه های ساده انگارانه درباره تأثیر مستقیم معنویت بر عملکرد را به چالش می کشد و بر ضرورت مدل سازی فرایندی و چندسطحی تأکید دارد. سرمایه معنوی زمانی به رفتارهای کاری، نوآوری یا بهره وری می انجامد که بتواند به منابع روان شناختی قابل بسیج و سازوکارهای سازمانی ترجمه شود. همچنین نتایج این مرور نشان می دهد که ناهمگونی مفهومی در تعریف سرمایه معنوی، یکی از چالش های اصلی ادبیات موجود است؛ با این حال، تحلیل تطبیقی مطالعات امکان دسته بندی ابعاد سرمایه معنوی در قالب مؤلفه هایی مانند معنا، هدف مندی، تعهد اخلاقی و هم راستایی ارزشی را فراهم می کند. از نظر کاربردی، یافته ها گویای آن است که سازمان ها برای بهره گیری مؤثر از سرمایه معنوی باید رویکردی یکپارچه اتخاذ کنند که همزمان سطوح فردی، بین فردی و ساختاری را پوشش دهد. درنهایت پژوهش حاضر با ارائه تصویری منسجم از مسیرهای اثرگذاری سرمایه معنوی می تواند مبنایی نظری برای توسعه مدل های تلفیقی و همچنین راهنمایی عملی برای سیاست گذاری منابع انسانی و طراحی محیط های کاری معنابخش باشد. تقدیر و تشکر: نویسندگان بر خود لازم می دانند از پژوهشگران و صاحب نظرانی که آثار علمی آنان مبنای این مرور نظام مند قرار گرفته و به غنای ادبیات پژوهش کمک کرده اند، قدردانی کند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که در انجام این پژوهش هیچ گونه تعارض منافع مالی یا سازمانی وجود ندارد.
۳۲۰.

تحلیل خرده گفتمان های رایج در بین همسران با هدف حفظ تعادل حیاتی: مبتنی بر رویکرد تحلیل گفتمان " فرکلاف"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
پژوهش حاضر به منظور بررسی و تحلیل خرده گفتمان های رایج در بین همسران که به منظور حفظ تعادل حیاتی به کار بسته می شوند، صورت گرفته روش: روش پژوهش کیفی، و در چهارچوب تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف بود. جامعه مورد پژوهش را مردان متأهل (25تا 45) ساله ساکن شهر تهران (در سال 1403) تشکیل دادند. شیوه نمونه گیری، به صورت هدفمند و با حداکثر تنوع از نظر نوع نگارش نسبت به موضوع پژوهش – تعادل خانواده و سازوکارهای ترجیحی افراد- بود. بر اساس اصل اشباع نظری، تعداد یازده مشارکت کننده انتخاب و در پژوهش شرکت داده شدند. و به منظور افزایش غنای پژوهش و دستیابی به داده های مد نظر، از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف استفاده شد. نتایج تحلیل گفتمان زوجین در خصوص حفظ تعادل حیاتی نشان می دهد که در حالت کلی می توان گفتمان های موجود را در دو گروه گفتمان های تعادل بخش (با خرده گفتمان های مدارا، سازش، مراجعه به متخصص و افراد ذی صلاح، مذاکره منطقی، بازنگری در موقعیت های تعادلی، جبران) و گفتمان های انحرافی (با خرده گفتمان های تهدید به طلاق، تظاهر به خیانت، کناره گیری فیزیکی، کناره گیری عاطفی، برخورد فیزیکی، کنترل گری مفرط، عمل وارونه، دادن وعده های خلاف واقع و مثلث سازی)، طبقه بندی کرد. همچنین سه گفتمان هژمون سنت گرایی، تجددگرایی، و اصول گرایی دینی به عنوان گفتمان های غالب بر فضای جامعه مورد تحلیل قرار گرفت و در نهایت گفتمان اصول گرایی دینی به عنوان مفیدترین و کاربردی ترین گفتمان در حوزه روابط زوجی شناسایی شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان