فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۱٬۲۶۶ مورد.
تجربه زیبایی شناختی
حوزههای تخصصی:
دیدگاه عارفان مسلمان درباره نور وتأثیر آن برسا حت هنر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نحوة تلقی عارفان مسلمان از جمله غزالی، سهروردی و نجم الدین کبری دربارة نور، مراتب انوار، انوار رنگین و عالم مثال، مسائلی است که این مقاله درپی بررسی آنها است. همچنین در این پژوهش، مطالبی دربار? تاثیر آرای حکمای مسلمان، مخصوصاً شیخ شهاب الدین سهروردی برهنر نگارگری ایرانی مطرح گردیده است. مسلماً اگر هنرمندی واجد بینش عمیق عارفان مسلمان دربارة نور و عالم مثال باشد، در آفرینش آثار هنری، با هنرمندی که واجد چنین بینش عمیقی نیست، متفاوت است. فی المثل نگارگران ایرانی به دلیل اینکه به عالم مثال توجه می کردند در آثارشان سایه روشن وعمق نمایی وجود ندارد. هنرمند از آن جهت که هنرمند است، در آفرینش هنری با ادراک خیالی عمل میکند. از این رو در مقاله حاضر، هم موقعیت ادراک خیالی در نظام ادراکی آدمی، و هم عالم خیال، که متمایز از قوة خیال و امری هستی شناختی، در نظام هستی است، مورد تحلیل قرار گرفته است. اگر قوة خیال هنرمند متذکر امور روحانی باشد، هنری که توسط او آفریده میشود، هنری مقدس است. هنر مقدس به رؤیای صادقه شباهت دارد زیرا مبتنی بر حقیقت و شناخت آن است. اما اگر قو? خیال هنرمند متذکر امور شیطانی باشد، هنری که توسط او آفریده می شود، هنری پست و دنیوی است.
نماد در اساطیر
حوزههای تخصصی:
«مولوی و زیبایی»
حوزههای تخصصی:
مولوی در آثار پنج گانه خود، دیدگاهی خاص نسبت به مقوله «زیبایی» دارد. از نظر زیبایی شناسی، زیبایی را امری سوبژکتیو و ابژکتیو، عینی و ذهنی، حقیقی و مجازی می داند و به هر دو اصالت می دهد. او زیبایی را مبنای خداشناسی و هستی شناسی خود قرار می دهد و چون به مکتب جمال در عرفان ایرانی و اسلامی وابستگی دارد، مطابق با اصول آن مکتب، خداوند را زیبایی مطلق می داند و همه ذرات هستی را عکس ها و جلوه هایی از آن جمال به شمار آورده و همه چیز را زیبا می بیند. زیبایی اصیل مادرِ عشق است،چنان که زیبایی ها و عشق های مجازی و زمینی را نردبانِ وصول به مرتبه حقیقی آنها به شمار می آورد. به جمال حق، زیبایی های معنوی، زیباییِِ نفس انسان، زیبایِ زن، شاهد و دیگر صورت های زیبا تکیه دارد و به همه انسان ها پیام می دهد: «چون شدی زیبا، بدان زیبا رسی».
بررسی مفهوم دیالوگ فلسفی در ریگ ودا و اوستا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی ویژگیهای دیالوگ در ریگ ودا و اوستا نشان دهندهی گونه ای از دیالوگ به نام دیالوگ فلسفی است که مترادف عدم خشونت است . محقق معتقد است ریشهی اولیهی شکل گیری دیالوگ دراماتیک بر پایهی دیالوگ فلسفی است، یعنی نوعی سیالیت و جریان معنا بین دو سوی رابطه وجود دارد که از رهگذر این ارتباط، فهم و درکی نو پدیدار میشود. این دو سویه بودن ارتباط و بیان دیدگاه ها باعث سهیم شدن در تولید اطلاعات میشود که اساس دیالوگ دراماتیک را تشکیل میدهند. در دیالوگ فلسفی فضای سیال گفتگویی منجر به ایجاد آواهای چند گانه شده و تلاش برای ادراک و فهم دیگری چشم انداز جدیدی را در گفتگو ایجاد کرده و نوعی فهم فعال پدیدار میشود که نتیجهی اختلاط بینش های متفاوت است. در اوستا چشم انداز جدید و معناسازی کمتر بوده بر خلاف مرزهای سیال ریگ ودا دارای مرزهای قاطع و مشخصی است. در این پژوهش دو سرود یسنه هات 29 گاهان و تیر یشت از اوستا و سرود 183 از ماندالای دهم و سرودهای 125 و 165 از ماندالای اول ریگ ودا بررسی میشوند تا ریشه های شکل گیری گفتمان مدرن و دیالوگ دراماتیک را بر اساس دیالوگ فلسفی پیگیری نماید.
هنر نجات می دهد (فلسفه هنر مارتین هایدگر)
حوزههای تخصصی:
دو نظریه در باب زیبایی شناسی طبیعت
حوزههای تخصصی:
نمادهای آیینی
فروید و کانت؟
نشانه شناسی و تبلیغات
حوزههای تخصصی:
مکان و بی مکانی: رویکردی پدیدار شناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشته حاضر از سنخ مقالات مروری تحلیلی می باشد و لذا سعی شده با تکیه بر منابع معتبر و مرتبط با موضوع و با تکنیک مطالعات کتابخانه ای مقوله های مکان و بی مکان با رویکردی پدیدار شناختی مورد بررسی و چالش قرار گیرند بحران بی مکانی و بی هویتی فضاهای شهر ی معاصر از مباحث پایه ای معماری و شهرسازی بوده و صرف نظر از قلمرو جغرافیائی کشور ها از نیمه دوم سده بیستم تا کنون مورد توجه بسیار بوده است. در این مقاله ابتدا به طور اجمالی نقش تفکر پدیدار شناسی در حل و یا تعدیل بحران مکان بررسی شده سپس مفاهیم پدیده مکان - ساختار مکان و بی مکانی در پرتو نظرات مارتین هیدگر تجزیه و تحلیل شده و در نهایت تغییر نگرش انسان نسبت به خود و نظام هستی و ارتباط از هم گسیخته و فرادستی او با محیط به عنوان یکی از علل عمده بحران مکان در عصر حاضر مورد بحث قرار گرفته است.
جستاری در شکل شناسی اثر هنری و دریافت معنا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی سیر تحولات فرم در تاریخ هنر، نظریه ای بنیادین در شکل شناسی
آثار هنری است. می توان تاریخ هنر را از طریق بررسی شکل آثار هنری یا
زیباشناسی فر مهای هنری مطالعه و بررسی کرد. تاریخ هنر بر اساس روش
ساخت و ساز آثار هنری و آفرینش فرم، تحقق یافته است نه از توان تفسیر،
نقد و داوری ناقدان آثار هنری.گرچه ذهنیت هنرمندان، متقدم بر تحقق عینی آثارشان است، اما، این عینیت
و نظام صوری آثار هنری است که تاریخ هنر را به وجود م یآورد. هنر، با
ساختن است که تحقق پیدا می کند. گرچه هنرمند، پیش از ساختن اثر هنری،
تصوری از آن چه که باید ساخته شود، دارد اما آگاهی ها و توانایی های فنی و
تکنیکی است که امکان تحقق صور ذهنی را به شکل آثار هنری میسر
می کند. هنرمند به نیروی تخیل فعال، صورتی از آن چه که باید ساخته شود،
مناسب آن را قابل دریافت [materyile =] می آفریند و سپس با ماده
می کند. ذهنیتی که صورت محسوس پیدا نکند، تنها برای صاحب ذهنیت، به
مثابه امری ذهنی، وجود دارد؛ مخترعی که فاقد توانایی های فنی در چگونگی
ساخت اید ههای خویش است، مخترع به شمار نم یآید و شاعری که قادر به
بیان گفتاری یا نوشتاری اشعار خود نیست، شاعر نامیده نم یشود.صورت های خیالی هنرمند، م یتواند نشأت گرفته از روایت، داستان، مضامین
و موضو عهای گوناگون و یا احساسات شخصی باشد. محتوا یا پیام هایی که
می تواند دینی و اخلاقی، انسانی و اجتماعی، سیاسی و عقیدتی و یا صرفاً
کنش های فردی هنرمند باشد. اثر هنری، کیفیت محسوس این قبیل
موضوعات است که در زیباشناسی شکل و شگردهای آفرینش فرم، توسط
هنرمند، قابلیت دریافت پیدا می کنند. هرگونه فهم و تفسیر و نقد، تنها از
طریق اشکال هنری امکا نپذیر است. اثر هنری، به ارز شهای زیباشناسانة
شکل و فرم بیان است که اطلاق می شود نه به پیام و محتوای آن و نه به
چگونگی دریافت محتوا از طرف مخاطب!شناخت و تحلیل ساختار و سبک و سیاق و شیوة بیان هنرمند، از طریق
رویکردهای شکل شناسی قابل مطالعه و بررسی است، نه از طریق
معناشناسی اثر. هرگونه دریافت معنایی نیز تنها از طریق شکل شناسی و
تحلیل ساختاری ابژه هنری امکان پذیر خواهد شد.