فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۴۱ تا ۱٬۶۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
77 - 93
حوزههای تخصصی:
هنرمندان برای انتقال محتوای نقوش آهک بری از روش رمز پردازی و نمادگرایی بهره گرفته اند و نقوش را به صورت نمادین و استرلیزه طراحی کرده تا با ساده ترین طرح، پیام خود را به مخاطب برسانند. پژوهش حاضر درصدد تحلیل ترئینات آهک بری حمام های خصوصی شهر سنندج در دوره قاجار است. روش پژوهش از نوع توصیفی، تاریخی– تطبیقی مبتنی بر بررسی میدانی و مطالعات کتابخانه ای انجام شده است. این نوشتار در پی پاسخگویی پرسش های پژوهش:1.عناصر تزئینی آهک بری شامل چه موتیف هایی بوده و چه ارتباطی بین نقوش و بانیان حمام ها وجود دارد؟2.آرایه های تزیینی حمام ها از کجا اقتباس شده اند؟ برآیند پژوهش نشان می دهد موتیف های اجرا شده شامل مضامین مذهبی، هندسی، گیاهی و حیوانی است. منشأ عناصر تزیینی الهام از طبیعت، اعتقادات باستانی و تأکید بر باستان گرایی بوده است. استفاده از نقوش طاووس، بز، عقاب، شیر و خورشید و غیره، دارای معانی نمادین هستند که نشانِ پایداری و دوام سلطنت، رهبر و سردسته بودن، عدالت خواهی و قدرت که با پست بانی بناها از جمله ملا لطف الله شیخ الاسلام(رهبر مردم در اعتراض به ظلم حاکمان)، میرزا یوسف مشیردیوان(رجال سیاسی دوره ی قاجار کردستان) و میرزا محمدرضای وزیر(پیشکاری سردار کل فرمانده ارتش) در ارتباط می باشد. این افراد به دلیل موقعیت اجتماعی و نفوذ در دستگاه های سیاسی و اداری دوران قاجار، توانایی انتقال اعتراض مردم را به والیان کردستان و شاه داشتند.
مطالعه تطبیقی آثار لوکوربوزیه و زاها حدید براساس نظریه واگرا و همگرا گیلفورد در طراحی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در برخی از آثار به جای مانده ی معماری، رویکردی طولی و در برخی دیگر رویکردی عرضی مشاهده می شود. در رویکرد طولی معماران آثار خود را با تفاوت و تمایز قابل توجه بوجود آورده اند؛ اما معماران گروه دوم با توجه به تنوع آثار، تفاوت و تمایز چشمگیری در تولید آثار خود نداشته اند. گسترش حوزه تفکر معماری از طریق بسط نظریه تفکر خلاق (تفکر واگرا و همگرا) گیلفورد و همچنین افزایش امکان تصمیم گیری در تولید معماری تأثیرگذار، هدف های اصلی این تحقیق هستند. رسیدن به هدف های تعیین شده در درجه نخست مستلزم اثبات این فرضیه است که خلاقیت معماری در فرآیند تولید اثر، با گرایش حداکثری توسط یکی از دو روش تفکر خلاق پیوسته یا گسسته به ترتیب در طول و عرض فرآیند تفکر خلاق روی می دهد. روش تحقیق بر اساس هدف، بنیادی، و براساس یافته ها، توصیفی- پیمایشی است. برای اثبات فرضیه، پنج بنا از آثار لوکوربوزیه و زاها حدید تحت معیارهای اصلی فرم و شکل با هم تطبیق داده شده اند. بررسی ها نشان می دهند که نظریه تفکر خلاق قابل تغییر و تبدیل در عرصه ی معماری با تفکیک تفکر واگرا و همگرا است. بنابراین در خلاقیت گسسته مبتنی بر تفکر واگرا، طراح تأمل چندانی برای تکرار محصول بوجود آمده ندارد و به زودی از آن جدا شده و به خلق محصولی دیگر همت می گمارد؛ به طوری که محصول جدید در تفاوت و تمایزی قابل توجه نسبت به محصول قبلی شکل می گیرد. در حالی که در خلاقیت پیوسته مبتنی بر تفکر همگرا، نوعی از هیجانات ذهنی روی می دهد؛ که متعاقب آن طراح به نکات جدید و قابل ارایه دست می یابد. در این نوع از خلاقیت، هسته ی اصلی تفکر به صورت ثابت در همه منظرها به روشنی خود را نشان می دهد؛ در حالی که مناظر بطور محسوس اما تلویحی با یکدیگر تفاوت دارند. تحقیق تمایز و تفوق حداکثری تفکر واگرا (خلاقیت گسسته) در آثار لوکوربوزیه را بر تفکر همگرا (خلاقیت پیوسته) در آثار زاها حدید آشکار می کند.
بازتعریف مفهوم هنر در بستر گفتمان فرهنگی- تمدنی
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷
229 - 254
حوزههای تخصصی:
هنر، مفهومی است که در بستر فرهنگ و تمدن شکل می گیرد و بالندگی آن بیانگر سطحی از بالندگی فرهنگ و تمدن یک جامعه است. اما تعریف هنر مدرن به دلیل نگاه مستقل به آن خارج از بستر فرهنگی و تمدنی آن و نیزنسبی بودن عناصر شاکله تعریف آن اعم از زیبایی و خیال انگیزی و... که در غرب شکل گرفته، باعث شده تاتعریف حداقلی از آن ارائه شود. برای نیل به تعریفی دقیق تر، این پژوهش بر آن است تا بر اساس مولفه های بومی فرهنگی-تمدنی بررسی نماید چه بازتعریفی از هنر می تواند ارایه نماید؟ برای این بازتعریف با استمداد از روش توصیفی، تحلیلی و تحلیل محتوا از طریق جمع آوری داده ها از منابع کتابخانه ای به مهندسی معکوس چند اثر هنری برجسته ایرانی – اسلامی پرداخته شده است و علوم و عناصر سازنده آن مورد واکاوی قرار گرفته و سپس الگوی به کاررفته در آن را برای بومی سازی تعریف هنر به کار برده ایم. پس از بازتعریف هنر، به دسته بندی آن پرداخته شد و اقسامی مانند؛ متعالی و دون، پیشرفته و ابتدایی، برای آن در نظر گرفته شد. در پایان با همین معیار، به مقایسه چند هنر شرقی و غربی پرداخته و نشان داده ایم که تعریف جدید هنر به خاطر دقت و جامعیت بیشتر، قابلیت سنجش و داوریِ دقیق تر آثار هنری رانیز در جزئیات و عناصر سازنده اش داراست.
جابه جایی جایگاه شاه تهماسب و خسروپرویز در نگاره های خمسه ی شاه تهماسبی (منظومه ی خسرو و شیرین) در جهت تاکید بر هویت ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۳)
106 - 115
حوزههای تخصصی:
صفویان در تاریخ ایران بعد از ورود اسلام، با اتکا به سه رکن اصلی مقام ارشاد کامل صوفیان، اعلام مذهب شیعی و تاکید بر احیای هویت ملی، از یک فرقه ی صوفیانه به حکومتی قدرتمند تبدیل شدند. شکوفایی نگارگری مکتب تبریز صفوی، زیر نظر اساتید بزرگ مکاتب هرات و تبریز با حمایت شاهانی همچون اسماعیل اول و تهماسب جانشین وی، منجر به خلق دو نسخه ی ارزشمند تاریخ این هنر، با عنوان شاهنامه و خمسه ی تهماسبی شد. در این میان نقش هنر به عنوان یک عنصر مهم در جهت اهداف تبلیغی و حافظ ایدئولوژی حاکم، غیر قابل انکار می نماید. از این رو، هدف این پژوهش بررسی چگونگی و چرایی پرداختن به جابه جایی شخصیت خسروپرویز و شاه تهماسب در نگاره های منظومه ی خسرو وشیرین از نسخه ی شاه تهماسبی بوده که در طی فرآیند تحقیق به سوالات: 1. اهمیت جایگاه خسروپرویز به عنوان شخصیت منتخب برای این جابه جایی در تاریخ و ادبیات ایران چیست؟ و 2. حضور شاه تهماسب در نگاره های منظومه ی خسروو شیرین چگونه و با چه هدفی بوده است؟، پاسخ می دهد. در جهت نیل به هدف تحقیق، ابتدا به نحوه ی شکل گیری ارکان تحکیم قدرت صفویان و اهمیت و جایگاه خسروپرویز از منظر تاریخ و ادبیات اشاره شده است. با تکیه بر مباحث فوق، متن پژوهش به اشارات مستقیم و غیرمستقیمی اختصاص دارد که به حضور شاه تهماسب در جایگاه خسروپرویز تاکید می کند. در جهت تجمیع داده های فوق، می توان گفت که در نگاره های مورد بحث، شاهد کارکردی فراتر از مصورسازی وابسته متن هستیم و می توان ادعا کرد چنین انتخابی در جهت تاکید بر احیای هویت ملی و بازسازی نقش پادشاهان پرآوازه ی ایران پیش از اسلام بوده که از ارکان تحکیم قدرت در این دوره ی تاریخی محسوب می شود.
انطباق پذیری مسکن با آینده از طریق طراحی فراگیر(UD) در مجتمع های مسکونی شهری
حوزههای تخصصی:
جوامع بشری تلفیقی از افراد با سطوح توان و نیازهای متفاوت هستند، بنابراین جهت دستیابی به جامعه ای پایدار توزیع متناسب منابع از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این راستا از اوایل دهه 80 میلادی جنبشی به نام طراحی فراگیر شکل گرفت که به معنای طراحی محصولات، محیط، برنامه ها و خدمات به نحوی است که تا حد امکان بدون نیاز به تعدیل یا طراحی ویژه، برای همه افراد قابل استفاده باشد. پژوهش حاضر نیز درصدد است که از طریق بکارگیری اصول طراحی فراگیر و بومی سازی این دانش، چارچوبی را به دست دهد که بتوان از آن در بوم ایران، به خصوص شهر سنندج استفاده نمود که بر این مبنا بتوان مجتمع مسکونی را طراحی کرد که برای همه افراد جامعه، با هر سطحی از توان، به راحتی قابل استفاده باشد. جهت نیل به این هدف از تحقیق توصیفی و شاخه همبستگی استفاده شده که به روش پیمایشی انجام شده است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی است. در این راستا، 385 عدد پرسشنامه میان ساکنان مجتمع های مسکونی و شهروندان شهر سنندج توزیع گردیده و میزان تطابق این مجتمع ها با اصول طراحی فراگیر مورد سنجش قرار گرفته است. در گام بعد از آزمون اولویت بندی فریدمن استفاده و میزان اهمیت هرکدام از اصول مشخص شده که نتایج در پایان نشان داده است که اصل اندازه و مساحت برای دسترسی و عملکرد به عنوان مهمترین اولویت و انعطاف پذیری در هنگام عملکرد، تلاش فیزیکی حداقل، اطلاعات قابل درک، در نظر گرفتن حد مجاز برای خطا، استفاده ساده و حسی و کاربرد عادلانه به ترتیب در اولویت های بعدی قرار دارند. پس از این مرحله نتایج فوق به عنوان اولویت بندی اصلی ساختار طراحی در بخش نهایی قرار گرفته است بدین معنی که برنامه ریزی فیزیکی فضاها و ساختار کلی فضاها مبتنی بر نتایج بدست آمده تدوین شده است. افزایش مساحت فضاها، در نظر گرفتن فضاهای چرخش با ویلچر در درون فضاها و استاندارد سازی ابعاد و اندازه فضاها به عنوان اصلی ترین راهبردهای طراحی مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین حذف پله و مانع فیزیکی در مسیرهای حرکتی، استفاده از پارتیشن های فضادار، بکارگیری سطوح کار در ارتفاع های مختلف، استفاده از مبلمان متحرک، و استفاده از سیستم های کنترل از راه دور و چندین و چند مورد دیگر از جمله راهبردهایی هستند که در مرحله طراحی بصورت مستقیم بر طرح نهایی تاثیر گذاشته و فضای نهایی ایجاد شده را تحت تاثیر خود قرار داده است.
Role of Green Spaces in Promotion of the Sense of Belonging to the Place in Residential Complexes (Case Study: Qom City)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The correlation between urban green space and sense of belonging has been investigated in researches; However, few scholars have mentioned the relationship between the designable physical components of vegetation and the sense of belonging. This study investigates a relationship between three physical parameters of green space - "visual density," "weighted height of vegetation," and "per capita ratio of green space to an open common area of the complex" - and a resident's sense of belonging through five subjective and objective independent variables - transparency," "proportion and scale," "physical and visual diversity," "flexibility" and "privacy and Enclosure " - in four residential complexes in the city of Qom - the center of Iran. Data were extracted from a survey study (n=320), documents, and written sources. it was analyzed using second-order confirmatory factor analysis and hierarchical linear regression. Based on the research literature review and identified gaps, a conceptual model was presented to explain the factors contributing to promoting a sense of place through greening in residents. In the results, a level of a perceived sense of belonging of the residents of the samples in the central courtyard was observed to be higher than in the scattered courtyard. Also, a positive correlation was observed between the psychological and physical components of the green space with the feeling of belonging to a place. The findings showed that among the psychological components, the "transparency," and among the physical components, the "Per-Capita Green Area" had the most positive effect on the resident's sense of belonging
مدلسازی مفهومی ماهیت چندگانه طراحی در عرصه کسب و کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنر/ هنرهای تجسمی دوره ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
105 - 115
حوزههای تخصصی:
پژوهش های بین رشته ای مرتبط با صنایع خلاق از منظر کسب و کار، از جمله زمینه های پژوهشی نوظهور و روبه رشد هنر و طراحی در طی سالیان اخیر به شمار می روند. این مطالعه، به عنوان یک مطالعه کیفی، با مرور نظام مند پژوهش های شاخص و پراستناد طراحی، ماهیت چندگانه طراحی به عنوان یکی از گرایش های صنایع خلاق در دنیای کسب وکار را مدلسازی مفهومی نموده است و به درک بهتر وجوه مختلف حضور طراحی در دنیای کسب وکار کمک می کند. طراحی مقوله ای است چندبعدی که بسته به شرایط و زمینه استفاده از آن، تعاریف متفاوتی را می توان برای آن در نظر گرفت. بر همین مبنا، هدف اصلی این مطالعه، مرور جامع، خلاصه سازی، ترکیب و جمع بندی جریان های پژوهشی شاخص در زمینه طراحی و مدلسازی مفهومی ارتباط آن ها با حوزه کسب وکار بوده است. در این راستا، مروری نظام مند و چند مرحله ای بر روی مطالعات شاخص و پر استناد طراحی در پایگاه ها و جستجوگرهای علمی معتبر نظیر ساینس دایرکت، ریسرچ گیت، جی استور و گوگل اسکالر انجام شده است. در مرحله اول تعداد 127 مقاله مرتبط یافته شد، پس از مرور چکیده و نتایج این مقالات و پایش اولیه مقالات و حذف مقالات تکراری، تعداد 42 مقاله منتخب از بین آن ها انتخاب شده و مورد بررسی دقیق تر قرار گرفته اند. مطالب ارائه شده در این مقالات منتخب، پس از طی چند مرحله کدگذاری باز و محوری، ساختار مدل های مفهومی ارائه شده در این مقاله را شکل داده اند.
بازیابی بن مایه و سیر تحول نقش عقاب دوسر در هنر ایران از دوره باستان تا سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۳
18 - 29
حوزههای تخصصی:
در تمدن های باستانی هم چون ایران و بین النهرین، نقش عقابی دیده می شود که دارای دوسر-به سمت راست و چپ متمایل گشته- و با بال های گشوده است. تداوم به کارگیری این نقش تا دوره اسلامی در ایران و آناتولی باعث شد تا به عنوان نماد ملی، در دوره سلجوقیان مطرح شود. این نقش نشان دهنده تسلط بر غرب و شرق و مفهوم ضمنی قدرت و پادشاهی است. منابع موجود، بن مایه این نقش را به تمدن هیتی ها در هزاره دوم ق.م منسوب و آن را تحت تأثیر هنر بین النهرین می دانند، درحالی که در هنر ایران دارای پیشینه بسیار کهن تری است. بررسی و تحلیل این نقش با توجه به اهمیت امروزه آن به عنوان نمادی بین المللی، انتساب پیشینه آن به دیگر تمدن ها در منابع و مفاهیم نهفته در این نقش؛ ضرورت مطالعه آن را دوچندان کرده است. هدف این پژوهش، ریشه یابی و یافتن سیر تحول و تطور نقش فرم و محتوای عقاب دوسر در هنر ایران باستان تا دوره سلجوقی است. هم چنین شناسایی عوامل مهم در ترسیم این نقش در هنر ایران، هدف دیگر پژوهش است که برای نخستین بار در منابع داخلی و خارجی انجام می پذیرد. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای-اسنادی انجام پذیرفته است. یافته ها نشان داد که این نقش، برای نخستین بار در هزاره چهارم ق.م در ایران و در سفال تل باکون-یک هزاره قبل از هنر بین النهرین- دیده شده است. حضور اساطیر، مذاهب و آیین های کهن ایرانی، باورهای عامیانه به شاه، ادبیات به ویژه شاهنامه از دلایل حضور این نقش در هنر پیشااسلامی ایران و تداوم آن تا دوره اسلامی است.
فرآیندها و روش های مشارکتی به کاررفته در معماری مسکونی: یک مرور سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
113 - 130
حوزههای تخصصی:
رویکرد مشارکتی در دوران کنونی یک رویکرد تثبیت شده از حیث نظری است و کاربردهای بسیاری نیز در حوزه عمل دارد. معماری (و طراحی) مشارکتی نیز گرایشی آزموده و واجد موفقیت ها و دستاوردهای متعدد است. اما همچنان سوالات و چالش های زیادی پیرامون آن وجود دارد. از جمله پرسش های مهم درباره مشارکت، چگونگی انتخاب فعالیت و روش مشارکتی از میان گزینه های متنوع، چگونگی پیاده سازی و میزان مؤثر بودن روش های مشارکتی می باشند. هدف پژوهش حاضر گزارش و بررسی این روش ها و فرآیندهای مشارکتی از طریق مرور سیستماتیک منابع مرتبط است. در پایان از ترکیب نتایج به دست آمده، یک فرآیند مشارکتی برای معماری مسکونی در چهار گام معرفی و آشنایی، بررسی وضع موجود، طراحی، و بازبینی و اصلاح همراه فعالیت های قدم به قدم آن پیشنهاد شده است. روایی و پایایی پژوهش با کمک دو فرد متخصص و از طریق پرسشنامه دوارزشی کنترل شد که در آن ضریب کاپای کوهن ۰/۷۴۴ در سطح معناداری ۰/۰۱۱ به دست آمد.
تحلیل عوامل مؤثر بر زندگی شبانه شهری با استفاده از روش تحلیل اثرات متقاطع؛ بررسی موردی: منطقه 8 شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۴
75 - 95
حوزههای تخصصی:
تحقق پذیری زندگی شبانه مردم در فضاهای شهری همواره با چالش مواجه بوده و سیاست ها و مقررات موجود در بسیاری از شهرها برای توسعه زندگی شبانه کافی نبوده اند. غالب مطالعات پیشین، ابعاد مختلف تحقق پذیری زندگی شبانه را به صورت پراکنده شامل شده است. بدین ترتیب هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر تحقق پذیری زندگی شبانه شهری و شناسایی ماهیت و نقش این عوامل در منطقه هشت شیراز است. روش به کار گرفته شده در پژوهش تحلیل اثرات متقاطع و مبتنی بر نمونه گیری هدفمند 15 متخصص شهرسازی است. یافته ها نشان می دهد که 16 شاخص در چهار بعد شناسایی شده اند. شاخص های تأثیرگذار شامل سیستم های دوربین مداربسته با تکنولوژی پیشرفته، وجود سیستم های حمل و نقل عمومی به صورت شبانه روزی، ممنوعیت و جریمه و توجه به میزان فاصله از فضاهای عمومی؛ شاخص های تأثیرپذیر شامل نورپردازی مدرن، نظارت و کنترل توسط پلیس؛ شاخص های مستقل شامل دسترسی به پارکینگ و سرویس های بهداشتی عمومی و شاخص های دو وجهی نیز شامل تأمین برق شبانه، قوانین صدور مجوز، تنوع کاربری، بازگرداندن بناهای فرسوده به چرخه زندگی شهری، قوانین کنترل ترافیک در شب و مبلمان شهری است. اعمال این یافته ها می توانند در آینده منجر به افزایش فعالیت های شبانه و حضورپذیری شهروندان، بهبود کیفیت زندگی ساکنان و ایجاد فرصت های سرمایه گذاری و گردشگری در منطقه شود.
بوطیقای رو ش شناختی مسئله شناسی و مسئله سازی در ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان ساحتی تازه در قلمرو ادبیات تطبیقی است که در ارتباط بینامتنی ادبیات کودک و نوجوان با ادبیات تطبیقی برساخته می شود. ارتباط بوطیقا و تطبیق با شناخت، هردو را در زمره روش های شناختی قرار می دهد.تبیین پیکره پژوهش در این ساحت، در آثار دیگر پژوهشگران بررسی شده است؛ اما شناخت روش های مسئله شناسی و مسئله سازی نیز از گام های ضروری در این فرایند شناختی محسوب م ی شود که تاکنون نادیده گرفته شده است؛ از این رو در این جستار، منطق ساختاری ارتباط مؤلفه ها، شاخصه ها و عناصر متون در یک صورت بندی منسجم بررسی می شود. علاوه بر آن، پاسخ به این پرسش که چگونه و چه مسئله هایی را می توان در قلمروی ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان قلمداد کرد، دغدغه نوشتار حاضر است. هدف از این مطالعه، تبیینِ روشِ شناسایی و ساخت مسئله پژوهشی در ساحت ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان به کمک الگوی بینامتنی نظریه ترامتنیت ژنت و پیشنهاد مدلی ساختاری و بوطیقایی با مؤلفه های بینامتنی است. دو مدل پیشنهادی طراحی می شود که در اولی، با ترکیب الگوی ارتباطی یاکوبسن و چپمن، مدل پیشنهادی انتخاب عنصر برای شناسایی و ساخت مسئله مطرح می شود و در دومی، با نمودارسازی شاخص های نامتغیر، نیمه متغیر و متغیر، مدل بوطیقای روش شناختی ادبیات تطبیقی بزرگ سال و ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان طراحی می شود. مدل های بدیع پژوهش می کوشند از خلأ نظری ساحتِ نوپای ادبیات تطبیقی کودک و نوجوان بکاهند.
Factors Influencing the Place Attachment & rsquo;s Users of Social Housing Complexes From the Perspective of Residents (Case Study: Residential Complexes in Districts 3, 7, 9 and 11 of Shiraz City)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present research aims to determine the factors influencing the place attachment users of social housing complexes from the residents' perspective using the content analysis research method. From the research methodology perspective, this research is qualitative research conducted with the help of library and field studies by studying documents related to the topic, taking photographs, and semi-structured interviews with 387 residents of social housing complexes in Shiraz who were selected by random probability method. The interviews, which were in the form of audio and video files, were converted into text and entered into the ATLAS-TI 9 software. After coding and determining the validity of the subcategories, concepts, and codes by ten experts in the design of residential complexes, they were extracted in the form of diagrams. The data coding by subcategories and concepts is also compared with the effective components of designing social housing complexes. It is worth mentioning that the selection of social housing complexes in Shiraz was done by the AHP method with the help of Expert Choice 11 software. The findings revealed that the components related to the place attachment of the residents's social housing complexes based on interviews with their users include social connections, emotional connection with the place, the meanings of the place, and the dark side of the attachment to the place.
شناسایی نحوه اثرگذاری ابعاد بیوفیلیکی شهر رامسر بر ادراک کیفیت زندگی شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۹
95-112
حوزههای تخصصی:
با توجه به رشد بحرانهای محیط زیستی در دو دهه گذشته در سکونتگاههای انسانی بهطورکلی و در شهرها بهطور خاص، اندیشمندان و پژوهشگران حوزههای علوم محیطی در پی رویکردها و راهکارهایی بودهاند که موجب ارتقاء زیست پذیری در شهرها شود. یکی از فراگیرترین این رویکردها، که در راستای رسیدن به ابعاد محیط زیستی توسعه پایدار شهری ارائهشده، برگشت انسان به طبیعت یا بیوفیلیک بوده است. بااینوجود، پژوهش منسجم و جامعی در راستای چگونگی اثرگذاری این مفهوم بر زیست پذیری و کیفیت زندگی شهری صورت نپذیرفته است. در همین راستا، این پژوهش با هدف شناسایی نحوه اثرگذاری ابعاد بیوفیلیک بر ادراک افراد در شهرها از کیفیت زندگی خود انجام شد. بدین منظور، پس از مرور دو مفهوم بیوفیلیک در شهرها و همچنین کیفیت زندگی شهری، مدل مفهومی پژوهش تبیین شد و با استفاده از پیمایش پرسشنامهای در شهر رامسر در شمال ایران، موردبررسی قرار گرفت. نمونه مورد مطالعه شامل 384 نفر از شهروندان رامسر بر اساس فرمول کوکران بوده است. دادههای بهدستآمده با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار Smartpls2 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که سه عامل "کالبد"، "سازمانهای طبیعت محور" و "نگرشها و آگاهیهای طبیعت محور" بهعنوان معنادارترین عوامل طبیعت محور در اثرگذاری بر کیفیت زندگی شهروندان رامسر طی سازوکار ویژهای مؤثر واقعشدهاند. از بین بردن تناسبات و عناصر طبیعی در سالهای اخیر توسط ساختوسازهای بیبرنامه و ناهماهنگی موجود بین کالبد و عناصر طبیعی در این شهر ازنظر شهروندان بهعنوان اصلیترین دلیل کاهش کیفیت زندگی در این شهر شناختهشده است. با توجه به ذهنیت شهروندان، فراگیر شدن نگرشها و آگاهیهای بیوفیلیکی موجب خواهد شد تا اولویتهای حکمروایی در شهرها تغییر پیدا کرده و توجه به طبیعت افزایش پیدا کند. همچنین، وجود نگرشهای و آگاهیهای بیوفیلیک در بین شهروندان موجب خواهد شد تا آنها به سلامت خود توجه کنند و در مجموع در این فرایند بهطور تدریجی سطح کیفیت زندگی شهروندان نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
تحلیل مضمونی نقوش انسانی در قالب های قلمکار قاجاری محفوظ در کاخ موزۀ گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
26 - 43
حوزههای تخصصی:
کاخ موزه گلستان به عنوان یکی از اصلی ترین مراجع میراث دار هنر قاجار، نزدیک به سی قالب قلمکار را در خود محفوظ دارد. درمیان قالب های مذکور، تعداد هفت نمونه با نقش انسانی تعریف شده است. این در شرایطی است که معمولاً نضج هنر قلمکار با عصر صفوی شناخته شده و مضامین عمده این هنر در شکل چاپی، در تمامی ادوار به ویژه قاجار با صور گیاهی نسبت پیدا می-کند. درحالی که پژوهش حاضر می کوشد، نسبت به تحلیل مضمونی تعدادی از قالب های قلمکار قاجاری اقدام کند که صاحب نقش انسانی هستند تا از این مسیر ضمن اثبات حضور و وجود نقش انسانی در قالب های قلمکار آن عهد، موضوعات بازنمایانه در این مهرها را در ارتباط با دیگر هنرهای تصویری آن دوره همچون نقاشی به چالش بگیرد و به جهت مفهومی مورد شناسایی قرار دهد؛ بنابراین پرسش آن است: چگونه می توان با مطالعه نقوش انسانی مصور بر قالب های قلمکار قاجاری (محفوظ در کاخ موزه گلستان) نسبت به ارزیابی مضمونی آنها دست یافت؟ نتیجه این مطالعه تاریخی به شیوه توصیفی – تحلیلی، با گردآوری اطلاعات به شیوه اسنادی و میدانی شکل گرفت و نتیجه نشان داد: در این مهرهای قاجاری، نقوش انسانی به صورت تقریباً طبیعت گرا ظاهر شده اند یعنی می توان آنها را در قیاس دیگر با هنرهای تجسمی عصر قاجار به خوانش گرفت. نقوشی که در ساخت و ساز فرم ها و مهم تر از آن، نحوه بازنمایی به هنرهای تصویری هم دوره در عهد قاجار ادای دین می کنند. ظاهراً این قالب ها برای تکمیل منسوجات با نقش معراج حضرت رسول (ص)، نمود شاه عباس صفوی، نادرشاه، ساقیان، رامشگران و خدمتگزاران به کار می آمده اند بنابراین می توان مدعی بود در این مهرها، مضامین دینی، خسروانه و بزمی قابل بازیابی است. در این بین، همچون سایر جلوه های فرهنگی و هنری آن دوره، مصادیق مؤثر در شکل گیری محفل ملوکانه و شاهوار بیش از سایر موضوعات خودنمایی می کند.
هنر قدسی و تئاتر بچه های مسجد: پژوهشی در مبانی نظری و کارکردهای اجتماعی-فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۴
65 - 72
حوزههای تخصصی:
تئاتر بچه های مسجد به عنوان یکی از جریان های فرهنگی پس از انقلاب اسلامی ایران، نقش مهمی در ترویج مفاهیم دینی و هنر قدسی ایفا کرده است. بررسی رابطه میان هنر قدسی و تئاتر بچه های مسجد، به تحلیل مفاهیم، اهداف و کارکردهای این نوع تئاتر یاری رسانده و آن را به عنوان ابزاری برای انتقال مفاهیم قدسی و تربیت نیروهای هنری متعهد برجسته می کند. روش تحقیق به صورت کیفی و با تحلیل محتوای منابع مکتوب و دیجیتال انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که تئاتر بچه های مسجد با بهره گیری از مفاهیم دینی و ارزش های اسلامی، بستری مناسب برای ترویج هنر قدسی و تربیت هنرمندان متعهد فراهم کرده است. از طرف دیگر این نوع تئاتر با بهره گیری از مفاهیم نور محمدی، صادر اول و کهن الگوهای اسلامی، توانسته ضمن حفظ اصالت دینی، به نیازهای آموزشی و فرهنگی نسل جوان پاسخ دهد. در نتیجه این مطالعه مشخص شد که تئاتر مسجدی با تلفیق عناصر هنر قدسی و کارکردهای اجتماعی، توانسته است به عنوان پلی بین سنت و مدرنیته عمل کند و ویژگی های زیبایی شناختی، ساختاری و محتوایی این هنر نمایشی، جایگاه آن را در نظام فرهنگی جامعه اسلامی تحکیم می کند.
روش شناسی تحقیق در هویت مکان با تأکید بر تبیین روش تحقیق روایتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۷
185 - 194
حوزههای تخصصی:
در اغلب نوشتگان موجود در مورد هویت، به نقش تاثیرگذار مکان در شکل گیری هویت اشاره و بر اهمیت آن تأکید شده است. در مقابل، پرداختن به موضوع هویت مکان نیز موضوع برخی از تحقیقات در حوزه مطالعات و برنامه ریزی محیطی بوده است. مقاله حاضر ابتدا به بررسی و تحلیل پیشینه تحقیق در دو بعد 1) پیشینه نظریات و 2) پیشینه روش شناسی تحقیق در هویت مکان پرداخته و کمبودهای پیشینه روش شناسی تحقیق در هویت مکان را مشخص کرده است. در بخش پیشینه نظریات، این نظریات به دو دسته عمده شامل نظریات متقدم و نظریات متاخر در مورد تعریف هویت مکان تقسیم شده است. حرکت از تعاریف متقدم به تعاریف متأخر در دهه های اخیر حاصل توجه به ابعاد و مولفه های متعدد و غیرکالبدی تشکیل دهنده هویت مکان، بویژه ابعاد مرتبط با اقتصاد سیاسی و نیروهای اجتماعی مکان است. در ادامه با بهره گیری از روش تحقیق اکتشافی و استقرایی، پس از بررسی ادبیات موجود در مورد هویت مکان، چارچوب مفهومی (محتوایی) و چارچوب رویه ای (فرآیندی) شکل گیری هویت مکان تبیین شده است. در بخش دوم مقاله، بر پایه بررسی ادبیات موجود در مورد روش شناسی تحقیق، از میان روش شناسی های موجود در رویکرد کیفی، روش شناسی مطالعه گفتمان و روش تحقیق روایتی به عنوان زیر مجموعه آن، به عنوان اجزاء تحقیق در هویت مکان معرفی شده است. در ادامه به تبیین روش تحقیق روایتی پرداخته شده و به قابلیت های این روش در بررسی هویت مکان اشاره شده است که از آن جمله می توان به قابلیت بررسی فرآیند زمانی شکل گیری معانی، بررسی معانی مورد مناقشه بین نیروهای مختلف اجتماعی و سیاسی، برداشت و جمع آوری فراگیر اطلاعات و داده ها و تحلیل کل نگر و سیستماتیک یافته ها و داده های جمع آوری شده اشاره کرد. در بخش سوم مقاله، به طور خلاصه به شیوه های بکارگیری روش تحقیق روایتی در بررسی هویت مکان پرداخته شده و به چارچوب کلی تحلیل یافته بر اساس روش تحلیل گفتمان پرداخته شده است.
بررسی تحلیلی تکنیک گریم و تأثیر نمادین رنگ ها در شخصیت پرداز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تئاتر دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۹۸)
95 - 114
حوزههای تخصصی:
بخش قابل توجهی از تأثیرگذاری کنش بازیگر بر مخاطب از طریق حالات چهره منتقل می شود. تماشاگران با مشاهده چهره بازیگر، هیجانات، امیال و خواسته های شخصیت نمایش را که بازیگر قصد القای آن ها را دارد، درک می کنند. گریم نقش مهمی در ارتقای کیفیت این انتقال داشته و تعاملات فرازبانی میان تماشاگر و نمایش را تقویت می کند. هدف این پژوهش، توصیف، تحلیل و تفسیر عناصر فرازبانی مؤثر در هنر چهره پردازی است. در این پژوهش، عملکرد تکنیک های گریم و تأثیرات نمادین رنگ ها در چهره پردازی و خلق شخصیت در تئاتر بررسی می شود. همچنین، شاخصه های چهره پردازی و روان شناسی رنگ در ایجاد شخصیت تحلیل شده و نتایج حاصل از کاربرد این عناصر تفسیر می گردد. این پژوهش از نوع کیفی و کاربردی است و فرضیه آن بر این مبنا استوار است که گریم و تأثیر نمادین رنگ ها، به عنوان یکی از عوامل اجرایی (در کنار نورپردازی، صحنه پردازی، صدا و لباس)، تأثیر مستقیمی بر بیان و انتقال مفاهیم نمایشی دارد. چهره پردازی با ظهور مکاتب مختلف هنری در هنرهای نمایشی دستخوش تغییرات زیادی شده و امروزه با بهره گیری از روان شناسی رنگ به خلق و پرورش شخصیت ها می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد گریم می تواند تأثیر بصری نمایش را برای مخاطب افزایش داده و درعین حال، خواسته های کارگردان را به شکلی ملموس در اجرا متبلور سازد. با استفاده از امکانات متنوعی که گریم در ظاهر بازیگر ایجاد می کند، انتقال هیجانات، امیال و ویژگی های اخلاقی و رفتاری شخصیت نمایش به شکلی مؤثرتر و شفاف تر صورت می پذیرد. همچنین، گریم در باورپذیری شخصیت نزد مخاطب و جلب توجه او به نمایش تأثیرگذار بوده و نقش آن در گذر زمان با پیشرفت های چشمگیری همراه بوده است. این تأثیرگذاری، به واسطه خلاقیت گریمور در استفاده از رنگ ها و ایجاد تغییرات ظریف و نمادین در چهره بازیگر، محقق می شود.
واکاوی هویت در شخصیت های نقش اول فیلم های کافه ترانزیت و روسری آبی با تأکید بر وحدت اضداد و تلفیق دو جنس متضاد
حوزههای تخصصی:
اصطلاح آندروژنی قدمتی کهن در فرهنگ اسطوره ای دارد که همواره به تلفیق دو جنس متضاد و تداخل آن ها با یکدیگر اشاره دارد. این مفهوم در اساطیر یونانی به ویژه در شخصیت هرمافرودیت، آشکار می شود. اغلب خدایان باستانی مانند شیوا و میترا، ویژگی های آندروژنی داشتند. این تحقیق با تمرکز بر شخصیت های اصلی نوبر، رسول و ریحان در دو فیلم «کافه ترانزیت» و «روسری آبی»، به بررسی ویژگی آندروژنی در آن ها پرداخته است. هدف اصلی این مطالعه، درک عمیق تری از ویژگی های آندروژنی، تأثیر آن بر داستان ، شخصیت های فیلم ها است. بنابراین محوری ترین پرسش های پژوهش این خواهد بود که چگونه می توان مفاهیم آندروژنی را در شخصیت های فیلم های «کافه ترانزیت» و «روسری آبی» شناسایی کرد؟ شخصیت های آندروژنی در فیلم ها چگونه می توانند به عنوان نماینده هایی از جامعه هایی با تنوع فرهنگی و جنسیتی معرفی شوند؟ ویژگی های آندروژنی شخصیت ها در فیلم ها چگونه با تغییرات فرهنگی و اجتماعی تطابق دارد؟ روش تحقیق مبتنی بر تحلیلی و توصیفی بوده و در گردآوری اطلاعات از منابع اسنادی استفاده شده است. در این راستا ابتدا مفاهیمی را مانند هرم آفرودیت که به ایده ترکیب و تراکم جنسیت ها اشاره دارد شرح می دهد و سپس به تحلیل نمونه ها بر اساس شخصیت های زن اول در فیلم ها می پردازد که دارای جنسیت آندروژن هستند. تحلیل پژوهش نیز بر اساس ویژگی های شخصیتی و رفتاری این شخصیت ها صورت گرفته و به بررسی نقش آن ها در ساختار داستان و تأثیر آن بر روایت کلی پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهند که جنسیت و نقش های جنسیتی در روایت داستان های گوناگون پویا، قابل تغییر هستند و بسته به شرایط فردی، فرهنگی و اجتماعی، افراد می توانند ویژگی های مختلفی را از هر دو جنس بیان کنند.
بررسی تأثیر مواد تغییر فازدهنده بر میزان مصرف انرژی در ساختمان های مسکونی اقلیم سرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جدار خارجی ساختمان به عنوان یکی از پارامترهای مؤثر بر تبادل حرارتی و میزان مصرف انرژی، همواره مورد بحث و بررسی بوده است. این پژوهش، باهدف بررسی مصرف انرژی و تأثیر مواد تغییرفازدهنده به عنوان عایق بر رفتار حرارتی جدارهای خارجی یک ساختمان مسکونی و تعیین دمای ذوب بهینه در اقلیم سرد تبریز انجام شد. بدین منظور، سه دمای ذوب 18، 24 و 28 درجه سانتی گراد انتخاب شد. روش انجام پژوهش، کمّی با رویکرد اثبات گرایانه است. یک ساختمان مسکونی پنج طبقه در تبریز با توجه- به در دسترس بودن آن انتخاب شد. آنالیزها و شبیه سازی ها با افزونه های گرس هاپر، هانی بی و لیدی باگ صورت گرفت. نتایج نشان داد که PCM با دمای ذوب 18 درجه باوجود کاهش مصرف انرژی 16/23 درصدی در ماه های گرم، منجر به افزایش 44/1 درصدی مصرف انرژی نسبت به حالت پایه در ماه های سرد شد. PCM با دماهای ذوب 24 و 28 درجه در ماه های گرم به ترتیب به میزان 93/31 و 48/20 درصد مصرف انرژی را کاهش دادند. کاهش مصرف انرژی در ماه های سرد برای PCM با دماهای ذوب 24 و 28 درجه به ترتیب برابر با 08/36 و 15درصد بود. بیشترین کاهش مصرف انرژی در کل ماه های سال مربوط به جبهه جنوبی بود. به طوری که در PCM با دمای ذوب 18 درجه این کاهش به ترتیب در ماه های گرم و سرد به ترتیب به میزان 65/61 و 80/61 درصد، در PCM با دمای ذوب 24 درجه به میزان 83/65 و 5/74 درصد و در PCM با دمای ذوب 28 درجه به میزان 53/62 و 94/61 درصد نسبت به حالت پایه بود. از این رو، باتوجه به اقلیم سرد تبریز، استفاده از PCM با دمای ذوب 24 درجه مناسب و به لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه است
معماری روایی و هویت محلی؛ بازخوانی داستان های محلی در معماری تاریخی بندر بوشهر
حوزههای تخصصی:
معماری بندر بوشهر، همچون کتابی کهنه اما زنده، داستان های این دیار و روایت های مردمان آن را در قلب خود حفظ کرده است. هر کوچه، شناشیر، پنج دری، سه دری و بادگیر، رازی از گذشته و پیوندی با فرهنگ و هویت بومی را در خود دارد. این پژوهش، به دنبال احیای این هویت محلی با تکیه بر معماری روایی است و سازوکارهایی را بررسی می کند که از طریق آن ها داستان های بومی بندر بوشهر می توانند در فضاهای شهری معاصر بازنمایی و زنده شوند. روش پژوهش این مقاله توصیفی است و بر تحلیل منابع کتابخانه ای و مشاهدات میدانی بنا شده است. در ابتدا، مفاهیم نظری مرتبط با معماری روایی و هویت بومی بررسی شده و نشان داده می شود که چگونه استفاده از نمادها، عناصر معمارانه و طراحی هایی که روایت گر داستان های محلی هستند، می تواند حس تعلق به مکان را در ساکنان تقویت کند. یافته های ما نشان می دهند که معماری روایی می تواند همچون آینه ای باشد که فرهنگ و باورهای بومی را بازتاب می دهد و در عین حال به بازسازی و احیای هویت فرهنگی منطقه کمک می کند. در ادامه پژوهش، به تجزیه و تحلیل معماری تاریخی بوشهر و محله های قدیمی چهارمحل پرداخته شده است. این محله ها با عناصر معمارانه ای چون بادگیرها، شناشیر، و سازمان فضایی خاص خود، روایتگر داستان هایی از ایستادگی در برابر بادهای ساحلی، گرما، و گذر زمان اند. این پژوهش نتیجه می گیرد که استفاده از داستان های محلی به عنوان الهام بخش در طراحی فضاهای شهری جدید، می تواند به حفظ روح بوشهر کمک کند و معماری آن را همچنان همچون نگینی ارزشمند برای نسل های آینده باقی نگه دارد. این مقاله پیشنهادهایی ارائه می دهد که چگونه می توان با رویکردی روایی، هویت فرهنگی و تاریخی بوشهر را در بافت های نوین شهری به گونه ای شاعرانه و تأثیرگذار بازآفرینی کرد.