فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۹۲۱ تا ۱۳٬۹۴۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
معرفی کتاب «مامور ما در تهران»
حوزههای تخصصی:
هنر و ادب؛ تأمل: ناشئه ی لیل / بررسی رابطه ی هنر و تاریخ از دیدگاه ابن عربی
حوزههای تخصصی:
کلپور گان، میراث دیرینه بلوچ
مقاله: حرکت در حجم (هنر و زندگی الکساندر کالدر)
حوزههای تخصصی:
در آینه هنر: هنر در آینه پژوهش (آموزش هنر در دوره راهنمایی)
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی تأثیر ایده های معنوی در شکل باغ مطالعه موردی باغ پاسارگاد از دوره هخامنشی و باغ فین از دوره اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
براساس اندیشه رایج، باغ ایرانی در سراسر تاریخ یک هویت ثابت و تداومیافته دارد، ولی بررسیهای دقیق تر تمایزات کالبدی بارزی را بین نخستین باغ های ایرانی (باغ پاسارگاد) و باغ های دوران اسلامی نشان می دهد. به نظر می رسد این تفاوت ها ریشه در اندیشه ها و آرمان های پشتوانه آنها داشته باشد. این تحقیق درصدد بررسی این تفاوت ها در کالبد و اندیشه و نیز تحقیق در مبانی متفاوت نظری عامل این تمایزات کالبدی است.
هدف این تحقیق آن است که نشان دهد باغ ها پیش از آنکه تجلی اقلیم و ادوار تاریخی باشند، جلوه اندیشه ها و باورهای آدمیان بوده و ساختار کالبدی باغ ها با تغییر اندیشه دینی (آرمان ها و باورها) دچار تحولات شگرف شده است.
برای دستیابی به هدف فوق، با بهره گیری از روش پدیدارشناسانه (مصداق به مفهوم) تمایزات باغ پاسارگاد با باغ های دوران اسلامی مورد بررسی قرار می گیرد و تلاش می شود تا با استناد به اندیشه های فکری دو مکتب پیش و پس از اسلام، ریشه این تفاوت ها تبیین شود.
براساس یافته های این تحقیق مهم ترین تمایزات کالبدی : 1) سازمان دهی تقسیمات در پلان باغ، 2) نمادپردازی حرکت آب و 3) شیب بندی زمین و مکانیابی کوشک قابل معرفی است. درطراحی باغ اگرچه شرایط زمین بسیار تعیین کننده است، ولی طراحی مسیرهای آب، جایگاه کوشک و چشم اندازها می تواند کاملاً آگاهانه، نمادین و معناگرا باشد. در سه مقوله فوق عامل معناگرا نقش بارزتری نسبت به عامل زمینه ای دارد.
به نظر می رسد این تمایزات کاملاً جنبه نمادپردازانه داشته و ریشه در الگوهای بهشت آرمانی در هر مکتب دارند. در این تحقیق تلاش شد تا بخش قابل ملاحظه ای از این تفاوت ها با بهره گیری از «توصیف رابطه آرمانی انسان با طبیعت» در باورهای دو مکتب، مورد شناسایی قرار گیرند.
تاثیر کیفیت معماری منظر پردیس دانشگاهی بر کاربرد آموزشی آن (تحلیل کارکردی نظریه بازسازی تمرکز ذهنی و مطالعه دانشجویان در فضای باز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دنبال گسترش موسسات آموزش عالی در کشور برای پاسخ گویی به نیاز جوانان در سال های اخیر، موسسات آموزش عالی فراوانی در ساختمان های بسته و فاقد فضاهای باز به وجود آمده، که هدف اصلی از این ایجاد، گسترش کمی مکان های بسته آموزشی بوده است. در حال حاضر نیاز فوق متعادل شده و زمان مناسبی است تا به اهمیت بررسی و تحقیق پیرامون تاثیر فضاهای باز سایت های دانشگاهی بر ارتقای کیفیت آموزش پرداخته شود. هدف این پژوهش، بازخوانی نظریه های طراحی منظر، به خصوص نظریه بازسازی تمرکز ذهنی و مقایسه تطبیقی مولفه های آن در برخی از پردیس های دانشگاهی موجود شهر تهران است؛ که در این مقاله پژوهش فوق بر محیط و منظر دانشگاه شهیدرجایی تهران متمرکز است. در این تحقیق از عکس های تهیه شده صحنه های منظر دانشگاه شهیدرجائی، در تشریح مولفه های نظریه بازسازی تمرکز ذهنی استفاده و در ماتریسی به نام «طراحی و مطلوبیت» ارایه شده است که خود مبین کیفیت منظر مشاهده شده است. عکس های منتخب به همراه درجه بندی آنها در ماتریس طراحی و مطلوبیت در نقشه سایت بیانگر شدت و ضعف طراحی منظر در تهیه آنها است و راهنمای کاربردی مناسبی برای بهبود وضع موجود و یا طرح های آینده است. نهایتا اینکه، یافتن مولفه هایی برای ارتقای دانش طراحی و مدیریت منظر در سایت های دانشگاهی، به گونه ای که موجب بهبود کیفیت آموزش محوری محیط های باز پردیس های دانشگاهی شود؛ هدف نهایی این پژوهش است.
احیاى ""های لاین"" رویکردى در تداوم منظر شهرى
حوزههای تخصصی:
شکلی ساده از تعریف زندگی یک شهر، همنشینی کالبد شهر و ساکنین و شهروندان است. از آنجایی که هرکدام از این دو طول عمر مساوی و برابر یکدیگر ندارند لذا نسل هایی از هرکدام با دیگری هم عصر می شود و همپوشانی زمانی اتفاق می افتد. بدان معنی که نسلی از انسان ها، زندگی نسلی و گروهی از ساختمان ها و عناصر شهری را تجربه می کنند. آن نسل از ساختمان ها بعد از مدتی فرسوده یا تغییر شکل و کاربری داده می شود و یا به طور کلی بازسازی می شود. در مقابل، ساکنین نیز جای خود را به فرزندان و یا مهاجرین می دهند. در طول زمان ارتباط این دو فرایند در حال تغییر، زندگی شهر را تحقق می بخشد. کیفیت این ارتباط و نوع تصمیم گیری شهروندان در رابطه با نحوة ارتباط با کالبد شهر خود، منظر شهر را ساماندهی می کند و رویکردهای متفاوت تصمیم گیری که در حالت ایده آل می بایست بر مبنای شنلخت انسانی باشد، کیفیت های مختلفی از زندگی شهری را ارایه می دهد. در تجربیات شهری همواره مباحثی چالش برانگیز، مبنی بر چگونگی ارتباط کالبد شهر و شهروندان در جریان بوده است. این مقاله بر آن است تا از طریق بررسی تاریخی تجربه ای در منهتن که بار تغییرات این دو متغیر در مقابل یکدیگر را آزموده است، رویکردهای مختلف تصمیم گیری در هر دوره را بیان کند.
گذر از "" فرهنگ"" به""پارکینگ""؛ بررسی طرح پیاده راه خیابان صبا
حوزههای تخصصی:
تداوم رشد انسان در گرو زندگی و تعاملات اجتماعی است و موجودیت شهر با حضور انسان ها در آن معنا پیدا می کند. یکى از فضاهاى جمعى که می تواند نقش حایز اهمیتى در ارتقاى فعالیت هاى اجتماعى ـ فرهنگى جامعه ایفا کند، پیاده راه است. حرکت عابر پیاده در پیاده راه ها، به واسطه طراحى مناسب و شناخت مبتنى بر جنبه هاى منظرین شهر، موجب افزایش ادراک، ارتقاى هویت و احساس تعلق به محیط و زیبایى می شود. در آستانه هزاره سوم بسیارى از کشورهاى توسعه یافته، پیاده مدارى را در حد چشم انداز توسعه شهرى ارتقا داده و به گسترش پیاده راه ها پرداخته اند.
خیابان صبا با دارا بودن پتانسیل کافى و نقش پررنگ گذر فرهنگ و هنر در طرح جامع تهران، به علت عدم توجه به منظر شهرى در روند طراحى، نتوانسته پاسخگویى مناسب در راستاى نیاز ساکنان باشد. لذا این نوشته درصدد است با استناد به دانش منظر شهرى، پیاده راه خیابان صبا را به مثابه یک فضاى جمعى تحلیل و ارزیابی کرده و با بررسى و ارایه ""پهنه بندى تلفیقى"" خیابان صبا که بر اساس پهنه هاى غالب آن، شامل : ""پهنه بندی تاریخى"" ،""پهنه بندی فعالیتى"" و ""پهنه بندی سبک معمارى"" است، راهکارهایى در راستاى ارتقاى هویت و کیفیت فضایى پیاده راه صبا ارایه دهد.
عیان سازی زیرساخت های طبیعی، راهبرد توسعه بوم شناسی شهر
منبع:
منظر پاییز ۱۳۹۰ شماره ۱۶
حوزههای تخصصی:
توسعة تک بعدی نظام های انسانی در دوران مدرن منجر به گسست از طبیعت و نظام های طبیعی به ویژه در جریان زیست روزمره انسان شهرنشین شده است. در این راستا انقراض تجربه نظام های طبیعی، مهم ترین عامل در ایجاد نوعی فراموشی محیطی و بیگانگی از طبیعت در نسل های اخیر محسوب می شود که منشأ بسیاری از آسیب های بوم شناختی در دوران کنونی نیز شناخته شده است. به عبارتی دیگر کم رنگ شدن انگیزه ارزش گذاری نسبت به عناصر و نظام های طبیعی به دنبال عدم آشنایی و انس به آنها، چالشی فراگیر در شهرهای امروزی است. در این پژوهش به رویکرد طراحی بوم آشکار در منظر شهری به عنوان راهکاری در جهت برانگیزش حس ارزش گذاری به محیط طبیعی و در نتیجه پرورش سواد بوم شناسانه جوامع شهری پرداخته می شود. این رویکرد نگاهی ویژه به عیان سازی زیرساخت های طبیعی شهر و قرار گرفتن نظام های طبیعی در معرض ادراک و تجربه انسانی دارد. در این راستا چگونگی تجربه پذیر کردن فرایندهای پویای نظام های محیط طبیعی در طراحی منظر شهری مطرح می شود. بنابراین مفهوم نوین ""زیبایی شناسی تجربه"" مورد بحث قرار می گیرد که طراحان را به سوی خلق ارتباطات پویا به جای پردازش الگوهای ایستا از عناصر طبیعت رهنمون می سازد. بدین ترتیب در این پژوهش نقش نگرش طراحی بوم آشکار در خلق منظری چندعملکردی که موجب غنای فرهنگ بوم شناسانه جوامع شهری می شود، مورد توجه قرار می گیرد. در این راستا مصادیقی از عیان سازی زیرساخت های طبیعی در کنار سایر زیر ساخت های شهری در قالب نمونه هایی چون تلفیق شبکه های زهکشی سبز با شبکه های ارتباطی مطرح می شوند و راهکارهایی برای شهر تهران با توجه به پتانسیل های ویژه آن ارایه می شود. در نهایت این پژوهش در غایت اهداف خود به خلق گونه ای از رابطه متعامل میان نظام های انسانی و طبیعی در حوزه منظر شهری نظر دارد که یکی از اصول مهم توسعه پایدار است.
عرصة جمعی نوظهور
حوزههای تخصصی:
عرصه عمومی و خصوصی جدیدی در حال شکل گیری است. نظریه پردازان مرتبط با رشته های روان شناسی محیطی، جامعه شناسی، طراحی شهری، معماری و... می بایست شناختی درست از این پدیده جدید داشته باشند تا بتوانند آن را در راستای اهداف کلی طراحی کرده و مانع از بیراهه روی آن شوند. از آنجایی که مقالة پیش رو سعی دارد دیدگاهی شفاف و روشن به این مسئله داشته باشد، لذا در این راستا روشن شدن چیستی و چگونگی دریافت و ذخیره پیام های محیط اطراف مد نظر است تا به عنوان بنیان فکری قابل استناد و ارجاع باشد.
انسان به شکلی غریزی در رویارویی با محیط بکر، شروع به باز تولید تجربیات و اندوخته های خود و بهره وری از آنها می کند. با قرار گرفتن در فضای مجازی به عنوان محیطی بکر که در طول عمرش بی سابقه است به شکل ناخودآگاه رفتاری مشابه انجام می دهد. شناخت محیط مجازی، پیش بینی رفتار انسان در آن و توجیه حس تعلق و خاطره انگیزی در فضاهای مجازی و تمایل به تعاملات اجتماعی از چالش های این پژوهش است. فضای مجازی به علت تعریف کاربران آن در ذهنشان، در حال تبدیل شدن به مکان1 است. در سایه چالش های مطرح شده انتظار می رود نگاهی واقع بینانه و علمی (تکرار پذیر و آزمودنی) به علوم رفتاری در محیط های مجازی را تجربه کرده و در بسط آن تلاشی برنامه ریزی شده را بنیان گذاشت.
بررسی رویکردهای مختلف در طراحی مفهومی
حوزههای تخصصی:
معماران برای ایجاد مفاهیم مورد نظر خود در فضا از راه های مختلف تصویرسازی مستقیم، بهره گیری از نماد، استعاره و بکارگیری ویژگی های حسی فضا استفاده می کنند. این نوشتار رویکردهای مختلف در طراحی باغ مفهومی بر اساس ""شیوه انتقال مفهوم"" را بررسی می کند. در نهایت مخاطب قرارگرفتن حواس کاربر برای درک مفهوم فضا و منظر باغ را به عنوان راهکار مناسب ارزیابی می کند. این روش می تواند به تنهایی و یا در کنار روش های دیگر انتقال معنی بکارگرفته شود.
برنارد لاسوس، از نگاه استادان منظر
حوزههای تخصصی:
نگاه نو به نوسازى شهرى در میزگردى از کارشناسان
حوزههای تخصصی:
مروری بر تجربه های نونش؛ میدانگاه خان آنتون بای، بیروت، لبنان
حوزههای تخصصی:
کاربرد الگوی مقداری در همسازی معماری و سازه
حوزههای تخصصی:
از دیرباز تا گذشته نه چندان دور، دانش ساختمان و فنون مربوط، این امکان را در اختیار قرار می داد که ساخت بنا به گونه ای یکپارچه آغاز شده، و به پیش رود. اما امروز این مهم با دشواری های بسیاری رو به رو است. پیچیدگی و گستردگی داده های طراحی موجب می شود که برخلاف گذشته کنترل تمامی بخش های طراحی از دستان طراح خارج شده، و روند طراحی به بخش هایی تقسیم شود که هر کدام جداگانه پیش برده می شوند. چند بخشی شدن طراحی اگرچه سرعت و دقت را افزایش داده، اما یکپارچگی نتیجه حاصل را نیز تحت الشعاع قرار داده است. در این میان، یکی از زمینه های مهمی که آسیب دیده، هماهنگی معماری و سازه است. پژوهشگران به ارائه راهکارهای متعددی در این زمینه پرداخته اند. در دهه اخیر روش های مقداری به عنوان ابزاری رو به رشد در اختیار طراحان قرار گرفته، امکاناتی را فراهم آورده است که می تواند یاری رسان توسعه دانش و مهارت طراحی معماری باشد. ماهیت روش های مقداری برقراری رابطه یکپارچه میان داده های مسئله است. به این ترتیب این روش به عنوان ابزاری در دستان معمار قرار می گیرد تا از این طریق به دغدغه خلق اثری یکپارچه، چنانکه پیش از پیشرفت های دنیای مدرن فراهم بود، پاسخ گوید. الگوی پیشنهادی مقاله مبتنی بر تهیه مدل مقداری از طریق چارچوب FBS (پیشنهادی جان جیرو)، و وارد کردن داده های سازه ای از آغاز فرآیند طراحی معماری است. در مقاله ضمن تعریف همسازی، بیان اهمیت همسازی معماری و سازه، و مفاهیم و قابلیت های آن در این زمینه، یک الگوی مقداری به صورت نمونه، جهت ایجاد همسازی تبیین شده است.
جایگاه خیال در آفرینش اثر هنری (از منظر اسلامی)
حوزههای تخصصی:
خیال از کلیدی ترین مفاهیم در حوزه علوم اسلامی و معرفت شناسی است، چنانکه در مطالعات ادیان و الهیات، در مسئله تجربه دینی و امر قدسی و در هنر به عنوان اصلی ترین عنصر در آفرینش اثر هنری، بدان پرداخته اند. در غرب، بر خلاف دیدگاه اسلامی، خیال در بیشتر موارد در مقابل عقل قرار گرفته است. در حکمت اسلامی خیال یکی از مراتب پنجگانه وجودی عالم هستی و یکی از مراتب وجودی و معرفتی نفس انسان است و به نوعی بین دو عالم محسوس و معقول قرار می گیرد. از نظر متفکران اسلامی، خیال یکی از پنج حس باطنی است که مدرک صور جزئیه و خزانه حس مشترک می باشد. از طرف دیگر خیال خود دارای مراتبی است: خیال متصل (مقید) که ادراک خیالی آدمی از عالم ملک و خیال منفصل (مطلق) که ادراک خیالی از عالم ملکوت و مجرد می باشد. در این دیدگاه، خیال می تواند اسباب وصول به صورت های روحانی و متعالی را ممکن سازد و به هنرمند در سلوک و ارتباطش با ملکوت و انقطاع از نفس اماره و جهان حس، یاری می رساند.
در این مقاله به تشریح معنای خیال در غرب و تأثیر آن بر هنر غربی و سپس مقایسه آن با مفهوم خیال در اندیشه اسلامی و ارتباط آن با هنر قدسی پرداخته و در نهایت اهمیت و جایگاه خیال در فرآیند آفرینش و خلق اثر هنری از منظر اسلامی تبیین و ارائه می گردد.