ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۷۶۱ تا ۳۰٬۷۸۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۳۰۷۶۱.

تحلیل اثر مفهوم کهن الگوها بر شکل گیری هندسه و تناسبات کالبدی کلیساهای کاتولیک ها، مریم مقدس، مریم ننه و سرکیس مقدس در تبریز ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۴
هندسه به عنوان یکی از بنیادی ترین اصول در شکل گیری و سازمان دهی فضاهای معماری، جایگاهی ویژه در بناهای مذهبی و عبادتگاهی دارد. این عنصر نه تنها عامل نظم دهنده به ساختار کالبدی بناست، بلکه به مثابه زبانی نمادین، ارتباط میان انسان، فضا و امر قدسی را برقرار می سازد. در هر مکتب فکری و مذهبی، هندسه بر اساس نوع جهان بینی، مفاهیم هستی شناختی و الگوهای ذهنی آن مکتب شکل گرفته و تجلی عینی باورهای درونی را در کالبد بناها ممکن می سازد. در این میان، فضاهای عبادی در آیین مسیحیت، به ویژه کلیساها، به عنوان مکانی برای نیایش و تعالی روح، واجد نظم و هندسه ای خاص هستند که در خدمت معنا و کارکرد عبادی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیر مفهوم « کهن الگوها» یا کهن الگوهای جمعی بر شکل گیری هندسه و تناسبات کالبدی کلیساهای تاریخی شهر تبریز انجام شده است. این کلیساها شامل کلیسای کاتولیک ها (عذرای توانا)، مریم مقدس، مریم ننه و سرکیس مقدس می باشند که هر یک نمونه ای شاخص از ترکیب هنر، اعتقاد و دانش معماری در بستر فرهنگی خاص خود هستند. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است و بر پایه مطالعات کتابخانه ای، تحلیل متون نظری مرتبط با کهن الگو و نمادگرایی در معماری مذهبی، و برداشت های میدانی از کالبد بناها استوار است. در این پژوهش، ابتدا ساختار هندسی و تناسبات کالبدی پلان ها، نماها و عناصر شاخص معماری این کلیساها بررسی شده و سپس ارتباط معنایی و نمادین آن ها با کهن الگوهای مفهومی همچون مرکزیت، محوریت، تقارن، نور و تعالی تحلیل گردیده است. یافته ها نشان می دهد که حضور کهن الگوها در ساختار هندسی کلیساها، نه تنها به نظم فضایی آن ها شکل داده، بلکه معنا و هویتی قدسی به کالبد معماری بخشیده است. در نتیجه، هندسه در معماری کلیساهای تبریز را می توان زبانی نمادین دانست که میان جهان مادی و معنوی پیوند برقرار کرده و بُعدی از تجربه روحانی را در قالب فرم و فضا متجلی می سازد .
۳۰۷۶۲.

بازشناخت اصالت و حفاظت از منظر حکمت فلسفه ایران باستان (آئین زرتشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
اصالت مفهوم متغیری است که بسته به زمان، مکان، نیازِ جامعهِ هدف، تنوع فرهنگی، میراث بومی، نقش بستر، مردمان بومی و کنشگران تعاریف متفاوتی خواهد داشت. از دیگر سوی اصالت، رابطه ی مستقیمی با حفاظت و نگهداری آثار فرهنگی دارد. از این رو بازشناسی مفهوم اصالت از منظر فرهنگ ایرانی می تواند نقشی تعیین کننده در بازشناخت شیوه های مداخله و حفاظت از آثار ایرانی _ اسلامی داشته باشد. متاسفانه تا کنون مطالعات عمیقی در این حوزه برای ارائه یک رویکرد بومی در حفاظت و مرمت صورت نگرفته است. پژوهش حاضر در پی بازشناخت مفهوم اصالت و حفاظت و مؤلفه های مؤثر بر آنها در یک اثر تاریخی _ هنری از منظر آئین زرتشت است تا بتوان از این مؤلفه ها در تدوین رویکردی بومی برای مداخله در این آثار یا احیاء اصالت آنها در فرآیندهای حفاظتی _مرمتی بهره مند شد. برای درون فهمی و متن پژوهی متون موجود، در این پژوهش از روش استقرایی استفاده شده است. بررسی آئین زرتشت و مطالعه متون این دین نشان داد که در این متون به اصالت در مفهوم مورد نظر این پژوهش پرداخته نشده است و بعید به نظر می رسد که کلمه اصل و اصیل در زمان زرتشت کاربرد داشته باشد لکن اگر ارزش و اصول مطرح شده در اصول و آئین دین زرتشت به-عنوان ارزش های واجد اصالت فرض شود، می توان اصولی مبنی بر اصالت از آن استخراج و مؤلفه های اصالت در آئین زرتشت را به صورت اصالت و تداوم (سیر استکمالی)، اصالت و ارزش های ملموس و ناملموس، اصالت منشاء، اصالت و تمامیت، اصالت و نظم، اصالت روش ساخت، اصالت تغییر، اصالت ایده و خلاقیت، مفروض داشت. برخلاف واژه اصالت و مفاهیم پیرامون آن، در گاتها بارها به واژه حفاظت و هم تایان آن مانند محافظت، مراقبت، نگاهداری، نگاهبانی، پاسداری، حفظ و ... اشاره شده است. از این عمیق تر در گاتها، عملاً دستورات و فرازهای مشخصی برای حفاظت بخصوص در حوزه محیط زیست و فلزات وجود دارد. تحلیل نتایج حاصل از این پژوهش منجر به تدوین مؤلفه های اصالت و حفاظت از منظر آئین زرتشت شد. این نتایج در یک پژوهش گسترده تر روشنگر مسیری برای تعریف رویکردی بومی در زمینهِ ی مداخلات حفاظتی و مرمتی بود.    
۳۰۷۶۳.

پیامدهای تغییر اقلیم از گذشته تا حال: اهمیت پژوهش های دیرین اقلیم در مطالعات باستان شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
تغییر اقلیم ناشی از گرمایش جهانی، یکی از اساسی ترین چالش های معاصر بشر است که پیامدهای گسترده ای بر اکوسیستم ها، معیشت و جوامع انسانی بر جای می گذارد. این مقاله ضمن مرور مهم ترین پیامدهای تغییر اقلیم بر تنوع زیستی، جابه جایی و فروپاشی زیستگاه ها، کشاورزی، امنیت غذایی، سلامت انسان و زیرساخت های انسانی، بر اهمیت رویکرد دیرین اقلیم شناسی در مطالعات باستان شناسی تأکید می کند. با ادغام داده های دیرین اقلیمی (نظیر مغزه های رسوبی دریاچه ها، مغزه های یخی، غارسنگ ها و حلقه های درختی) با شواهد باستان شناختی، می توان درک روشن تری از نحوه واکنش، سازگاری، جابه جایی و گاه فروپاشی جوامع گذشته در برابر رویدادهای حدی اقلیمی، به ویژه دوره های خشک سالی عصر هولوسن، به دست آورد. نمونه های متعددی از جنوب غربی آسیا، از جمله ایران، میان رودان و دره رود سند نشان می دهد جوامع باستانی با توسعه سامانه های پیشرفته مدیریت آب و تعدیل الگوهای کشت، در برابر نوسانات بارش و دما راهبردهای تطبیقی پیچیده ای به کار بسته اند. مقاله حاضر همچنین با اشاره به تهدید زیست بوم های حساس، روند فزاینده رویدادهای حدی (طوفان، سیلاب، موج گرما، هجوم سرما و خشک سالی) و اثرات آن بر سلامت جسمی و روانی انسان، نشان می دهد که مطالعه بلندمدت برهم کنش انسان محیط چگونه می تواند به غنای مدل های اقلیمی، ارتقای مفهوم تاب آوری و تدوین سیاست های کارآمد برای سازگاری و کاهش اثرات تغییر اقلیم در جوامع امروزی یاری رساند.
۳۰۷۶۴.

پویایی جامعه و تأثیر آن بر تغییرات کالبدی و کارکردی آرامگاه های برجی: مطالعه موردی دشت جوین و جغتای

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۵
آرامگاه های برجی شهرستان های جوین و جغتای در استان خراسان رضوی، به عنوان نمونه ای شاخص از معماری یادمانی اسلامی، در این پژوهش برای نخستین بار به طور جامع شناسایی، مستندسازی و تحلیل شده اند. هدف این مطالعه معرفی این آثار، بررسی کالبدی آن ها، تعیین گاهنگاری نسبی و واکاوی زمینه های اجتماعی، مذهبی و فرهنگی پیدایش آن هاست. روش تحقیق بر پایه رویکردی میان رشته ای است و داده های باستان شناسی، بررسی های میدانی، مستندسازی کالبدی و تحلیل تطبیقی با متون تاریخی و مذهبی دوره های سلجوقی، ایلخانی و تیموری را در بر می گیرد. یافته ها نشان می دهد آرامگاه های مورد بررسی اغلب دارای نقشه هشت ضلعی، گنبد دوپوش و طاق نماهای تزئینی اند و ویژگی های معماری آن ها به ساخت در فاصله زمانی اواسط ایلخانی تا اوایل تیموری اشاره دارد. همچنین، تغییرات ماهوی برخی از این بناها و تبدیل آن ها به «امامزاده»، همراه با مداخلات کالبدی متعدد، بیانگر تداوم نقش اجتماعی- مذهبی این سازه ها و بازتابی از تحولات فرهنگی منطقه است. در نهایت، پژوهش حاضر بر اهمیت حفاظت از این بناها به عنوان میراث فرهنگی ارزشمند و لزوم انجام کاوش های باستان شناختی و مطالعات میان رشته ای گسترده تر برای شناخت بهتر ساختار اجتماعی و باورهای مذهبی منطقه تأکید می کند.    
۳۰۷۶۵.

بررسی ترجیحات استفاده از عنصر رنگ در منظر شهری با تأکید بر روانشناسی محیط و سلامت روان (نمونه موردی محله های حکیم و شهرک نگین اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
بیان مسئله: امروزه در مفهوم روانشناسی محیط رفتارهای انسانی در رابطه با سکونتگاه یا محیط کالبدی پیرامونش مورد بررسی قرار می گیرد، به طوری که ضرورت توجه به این مقوله در طراحی، دستیابی به یک فضای مطلوب شهری را ممکن خواهد ساخت. یکی از زیرشاخه های مهم در روانشناسی محیط، نقش رنگ در آن می باشد که از جمله عوامل تأثیرگذار در جهت حفظ سلامت جسم و تعادل روان و ارتقاء کیفیت زندگی انسان به شمار می رود. تأثیر رنگ بر عنصر سلامت در حیات اجتماعی هر جامعه بسیار مهم است. این تأثیرات ممکن است سلامت را تقویت کند و یا سبب افسردگی، بیهودگی و کسالت روحی گردد. طراحان شهری می توانند با آگاهی از این امر دسترسی به آرامش درونی را تسهیل کنند.  هدف پژوهش: دستیابی به ارتباط میان روانشناسی رنگ ها و ادراکات محیطی آن در بسترهای شهری است.  روش تحقیق: روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و مطالعات در بخش نظری بر اساس اسناد کتابخانه ای و در بستر طرح بر مبنای مطالعات میدانی و از طریق پرسشنامه می باشد. اطلاعات با استفاده از نرم افزارهای Excel و Spss در سطح معناداری 0.05 مورد ارزیابی قرارگرفتند. محدوده های مورد مطالعه در این پژوهش محله حکیم و شهرک نگین اصفهان است. همچنین جامعه آماری سه گروه ازساکنین، کاسبان و رهگذران در دو محله به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شده است. یافته های پژوهش: شناخت بستر طرح ، داده های آماری و همچنین مقایسه و تحلیل کد رنگی سیما و منظر دو محله (محله حکیم) به عنوان بافت قدیمی و (محله شهرک نگین) به عنوان بافت جدید در شهر اصفهان و اصول به کار گیری رنگ در آنها به دست آمده ، نشان می دهد طیف رنگی در سیما ومنظر دو محله سلامت روحی، جسمی و الگوی رفتاری مطلوب برای افراد و همچنین ایجاد محلات باهویت ومتمایز با ایجاد حس وحدت در عین کثرت تأثیر بسزایی دارد. به جهت دست یابی به نتایج دقیق تر و رسیدن به تفسیر با دقت تر، لازم است برخی از متغیرها مورد بررسی و ارزیابی توصیفی قرار بگیرند. در اینجا به بررسی توزیع نمونه گیری انجام شده از نقطه نظر جنسیت و سن در دو محله می پردازیم. نتیجه گیری: نتایج پژوهش که در دو بخش ارائه شده است، در بخش اول اصول به کارگیری عنصر رنگ در منظر و ترجیحات رنگی استفاده کنندگان از محیط را نشان داده و در بخش دوم نشان می دهد ترجیحات رنگی متناسب با سن و نزدیکی به عقاید مذهبی بهره برداران متغیر بوده و بر اساس آن استفاده از رنگ های ملایم، رنگ های شاد و سرزنده و رنگ های تداعی کننده معماری ایرانی و اسلامی پیشنهاد می گردد. 
۳۰۷۶۶.

اثربخشی روش تدریس درس فرهنگ و هنر پایه هفتم با بهره گیری از محتوای کتاب فارسی پایه هفتم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۲۹
بیان مسئله: تاکنون پژوهش های زیادی در راستای آموزش دروس مختلف دوره ابتدایی و متوسطه با بهره گیری از مفاهیم و رسانه های هنری تحت عنوان "کاربرد هنر در آموزش" صورت گرفته است، اما عکس این تحقیقات کمتر موردتوجه بوده است. جستار حاضر با فرض کاربرد مؤثر سایر دروس در آموزش هنر شکل گرفته است. هدف: پژوهش حاضر به دنبال آن است از محتوای تصویری و مفهومی کتاب فارسی پایه هفتم، جهت ارائه مطالب کتاب فرهنگ و هنر در همین پایه استفاده کند. سوال پژوهش: جستار حاضر پاسخ می دهد که بهره مندی از محتوای کتاب فارسی، جهت طراحی آموزشی و تدریس درس فرهنگ و هنر پایه هفتم، چه میزان اثربخش است؟ روش تحقیق: پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و تطبیقی انجام شده است. جهت گردآوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. داده ها به روش کیفی تجزیه وتحلیل شده اند. ابتدا محتوای فصول کتاب درسی فرهنگ و هنر و کتاب فارسی پایه هفتم باهم تطبیق داده شده و بر اساس داده های حاصل شده و دامنه محدود پژوهش، یک نمونه طراحی آموزشی خرد ارائه می شود. در بخش میدانی با بهره گیری از درس آزاد کتاب فارسی، به کار بستن مهارت های آموخته شده هنری دانش آموزان مورد آزمون عملی قرار می گیرد؛ به همین منظور تعداد هجده نفر از دانش آموزان دختر پایه هفتم مدرسه حضرت معصومه (س) قوچان انتخاب و از آنان خواسته شد در ساعت فرهنگ و هنر، به عنوان تمرین کاربردی هنر، به خوشنویسی و طراحی در صفحه درس آزاد کتاب فارسی بپردازند. نتایج تحقیق: یافته های پژوهش نشان می دهد که تلفیق محتوای دو کتاب فارسی و هنر برخلاف باور ابتدایی نه تنها موجب محدودیت در فرآیند تدریس نیست بلکه با چالشی که می آفریند باعث نوآوری و تنوع در طراحی آموزشی و تسهیل فرآیند یاددهی-یادگیری می شود.
۳۰۷۶۷.

تجلی ایزد وای و بارآفرینی اسطوره آرش کمانگیر بر بشقاب های سیمین ساسانی از منظر شلایرماخر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۲
پژوهش حاضر با هدف تفسیر معنای نمادین روبان معکوسِ متصل به کمان شاهی در بشقاب های سیمین ساسانی و تبیین ارتباط آن با ایزد «وای» و بازخوانی اسطوره «آرش کمانگیر» انجام شده است. در این چارچوب، سؤال اصلی پژوهش آن است که ایزد وای و اسطوره آرش چگونه در تصویری نگاری بشقاب های سیمین ساسانی بازنمایی شده اند و چه لایه های نمادین و سیاسی در پسِ جهت معکوس روبان کمان شاهی نهفته است؟ برای پاسخ به این پرسش، الگوی هرمنوتیک فریدریش شلایرماخر به عنوان روش تحلیلی به کار گرفته شده است؛ رویکردی که با تأکید بر فهم لایه های زبانی نمادین تصویر، بازسازی بستر تاریخی و کشف مقصود «مؤلف تصویری»، امکان ارائه تفسیر دقیق تری از نشانه های بصری را فراهم می سازد. در سنت الهیات سیاسی ساسانی، هنر ابزاری بنیادین برای مشروعیت بخشی به قدرت شاهی بوده و انتخاب آگاهانه نمادها واجد پیام های سیاسی دینی است. در میان آثار فلزی موجود، تنها شاه و ولیعهد با کمان و تیر نمایش یافته اند؛ امری که از منظر نشانه شناسی پیوندی تلویحی با اسطوره آرش برقرار می کند. یکی از عناصر کلیدی این بازنمایی، روبان کوچک و بادخورده ای است که برخلاف جهت دیگر روبان های تصویر، در جهتی مخالف وزیده شده و معنایی فراتر از یک نقش تزیینی دارد. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و بر پایه مطالعه منابع مکتوب و بررسی میدانی ده بشقاب سیمین انجام شده است؛ آثاری که براساس سه معیار وجود کمان و تیر، حضور پیکره شاه شکارگر و نمود روبان انتخاب گردیده اند. تحلیل هرمنوتیکی نشان می دهد که روبان معکوس، تجسم بصری نیروی الهی «وای» است؛ ایزدی که در دوره ساسانی احیا شده و حضور او در هنر از طریق عناصر بادگونه قابل شناسایی است. یافته ها نشان می دهد که این نشانه، نیروی حمایتی وای را در هدایت تیر شاهی مجسم ساخته و صحنه شکار را به بازآفرینی آیینی سیاسی اسطوره آرش بدل می کند. در نتیجه، بشقاب های سیمین ساسانی را می توان «متونی بصری» دانست که در آن اسطوره، الهیات و سیاست در ساختاری یکپارچه و هدفمند ادغام شده اند.
۳۰۷۶۸.

مولّد اولیه طراحی در معماری خانه متناسب با رفتار اسلامی بر مبنای منابع نقلی اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۰
در حوزه معماری اسلامی، موضع مناسب حضور امر اسلامی در فرایند طراحی نیازمند بررسی است. بر این اساس، این پژوهش با هدف تبیین فرایند تحقق معماری اسلامی و با بهره گیری از یافته های نظریه پردازان حوزه فرایند طراحی معماری شکل گرفته است. «مولّد اولیه» در حوزه فرایند طراحی، منظری مناسب برای دریافت ایده های اولیه تولید اثر معماری است. منظری که از یک سو مفاهیم مبنایی و شکل دهنده معماری و ازسوی دیگر مسائل مورد توجه در منابع نقلی اسلام را می تواند مورد پردازش قرار دهد و منجر به اتخاذ تصمیمات معمارانه شود. این پژوهش در بخش اول، در بیان اعتبار مولّد اولیه در فرایند طراحی و نسبت آن با تعالیم اسلامی از روش استدلال منطقی استفاده نموده و در بخش دوم نیز به منظور تبیین مولّدهای اولیه خانه از منظر تعالیم اسلامی با روش تحلیل محتوای کیفی به منابع نقلی اسلام رجوع شده و «مولّد اولیه دار» و «مولّد اولیه بیت» را معرفی کرده است. در ادامه، با بهره گیری از مطالعات میدانی شامل مصاحبه و ثبت و تحلیل رفتار کاربران، ظهور نتایج پژوهش، در خانه روحانی، به عنوان نمونه ای از خانه های تاریخی مورد بررسی قرار گرفته است. مولّد اولیه دار متوجه مفهوم حضور در خانه است؛ مولّد اولیه بیت اما نظر به مالکیت و استفاده از مکان خانه دارد. معمار در موضع طراحی، مبتنی بر ویژگی های فرهنگی کاربران خانه و شرایط زمینه ای طرح، مولّد اولیه خانه را در میان طیف «بیت دار» تشخیص داده و مبتنی بر آن خانه را برای کاربرانش تعریف می کند.
۳۰۷۶۹.

تحلیل نظام ساختار طراحی قالی قابی صفوی محفوظ در موزه متروپولیتن نیویورک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
قالی های عصر صفوی، از شاخص ترین دستاوردهای هنری ایران به شمار می آیند که نظام طراحی آن ها مبتنی بر ترکیب پیچیده ای از هندسه و نقش مایه های تزئینی است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تبار شناختی ساختار طراحی یکی از قالی های دوره صفوی، محفوظ در موزه متروپولیتن نیویورک، انجام گرفته است. روش تحقیق، تاریخی تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و بررسی مستقیم تصاویر قالی مذکور است. در گام نخست، تحولات طراحی از دوران پیشاصفوی تا صفوی مرور شده و جایگاه نظام قابی در این سیر تحول تبیین گردیده است. سپس ساختار هندسی و نظام واگیره ای قالی مورد مطالعه بازسازی و تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد که قالی موزه متروپولیتن واجد ساختاری منسجم است که بر مبنای شبکه های هندسی منظم شکل گرفته و از طریق تکرار و ترکیب واگیره ها، هماهنگی میان اجزا و کلیت اثر را تضمین کرده است. تحلیل تبارشناسی این ساختار روشن می سازد که قالی قابی صفوی علاوه بر تداوم سنت های طراحی پیشین، نمایانگر نوآوری هایی است که در راستای نظام مند کردن فضای تزئینی و ایجاد انسجام بصری در هنر فرش بافی ایران دوره صفوی صورت پذیرفته است. این پژوهش تأکید می کند که درک نظام ساختاری و هندسی قالی های صفوی، کلیدی برای فهم زبان طراحی سنتی ایران و مسیر تکامل آن در تاریخ هنر اسلامی به شمار می رود. یافته های پژوهش نشان می دهد، ساختار طراحی قالی بر نوعی جهان بینی زیبایی شناسانه هندسی استوار است. از سویی مهم ترین یافته این پژوهش در جستجوی ساختار قالی مورد نظر، نشان می دهد که زیرساخت طرح این نمونه را باید در منطق ترسیم گره های چینی جستجو کرد چنانچه در این نمونه طرح اصلی گره شمسه، هشت و عروسک است.
۳۰۷۷۰.

کلریت های جنوب شرق ایران: سنگی در گذر زمان و فرهنگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
کلریت سنگی دگرگونی است که می توان آن را در اُفیولیت ها یا در مناطقی با درجه بالای دگرگونی ناحیه ای یافت. این سنگ به دلیل ویژگی های منحصر به فرد و رنگ سبز خاکستری چشمگیرش، در یک پهنه فرهنگی گسترده و طی زمان طولانی مورد توجه بوده است. به علت سختی پایین، کلریت نسبتاً آسان تراشیده می شود و از این رو ماده ای مناسب برای ساخت اشیای کوچک به شمار می رفته است. در پیرامون خلیج فارس، این سنگ از دوران پیش تاریخ تا روزگار باستان استخراج می شد و برای ساخت ظروف و اشیای کوچک از دوره نوسنگی تا روزگار معاصر کاربرد داشت. میان هزاره سوم و دوم پیش از میلاد، در جنوب و جنوب شرق ایران، اشیای کلریتی به عنوان اشیای ارزشمند مرتبط با آیین های تدفینی به کار می رفتند و در فواصل طولانی مبادله می شدند. از زمان نخستین کشفیات، درباره منشأ این اشیا بحث های فراوانی وجود داشته است، اما به دلیل پیچیدگی فراوان داده های باستان شناسی درباره منابع اولیه تراش این سنگ در این نواحی، ماهیت، گاه نگاری و شیوه های تولید و تجارت کلریت همچنان تا حد زیادی ناشناخته مانده است. ازاین رو هدف این پژوهش، یکپارچه سازی و تبیین تفاوت های میان سه سبک اصلی مبادله شده پیرامون خلیج فارس یعنی سبک های میان فرهنگی، امّ النار و وادی سوق و توصیف ویژگی ها، گستره پراکندگی و حوزه های تولید آنها است. مبنای این بخش، تدوین نقاط کانونی با فهرست کردن جامع ترین مواردِ حضورِ آثار کلریتی، ترسیم نقشه های پراکندگی آنها و بررسی شکل گیری شان در زمینه های گوناگون زمین شناختی بوده است.
۳۰۷۷۱.

آسیاب قناتی آربالا، میمه، استان اصفهان، ایران: بازخوانی معماری و سیستم هیدرولیکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
آسیاب ها در ایران، با بهره گیری از جریان طبیعی آب، نقش مهمی در تأمین آرد و مایحتاج معیشت جوامع سنتی داشته اند. یکی از این آسیاب های تاریخی، آسیاب آربالا در شهر میمه (استان اصفهان) است که وابسته به قنات میراث جهانی مزدآباد است و از سازه های آبی مهم در شهر میمه محسوب می شود. به رغم اهمیت این بنا، تاکنون مطالعات تاریخی، فنی و مستند سازی معماری در خصوص این آسیاب انجام نشده و در حال حاضر ساختمان آن آسیب های فراوانی دیده و بخش های مهمی از آن تخریب و اجزای مهم آن مفقود و به صورت متروک رها شده است. هدف این نوشتار بازخوانی ساختار معماری و فنی آسیاب در وضعیت پیش از تخریب و شناخت دانش بومی بکار رفته در آسیاب است. بدین منظور روش توصیفی تحلیلی به کار رفته و از اطلاعات مختلف از جمله اطلاعات کتابخانه ای، مصاحبه با افراد مطلع و کارشناسان، برداشت های میدانی و رجوع به تاریخ شفاهی استفاده شده است و در این راستا با 9 نفر از اهالی مطلع میمه مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد. در این نوشتار علاوه بر ارائه اطلاعات مختلف تاریخی و معرفی موقعیت مکانی آن به ویژه در ارتباط با سایر سازه های آبی تاریخی شهر میمه، نقشه های فنی آسیاب منطبق با وضعیت پیش از تخریب آن تهیه و تدوین گردید و اجزای مهم عملکردی آسیاب بازخوانی شدند که می تواند مبنای تهیه طرح مرمت و بازسازی آسیاب قرار گیرد. علاوه بر این، با نگاه به ظرفیت گردشگری قنات میراث جهانی مزدآباد و دیگر سازه های آبی محدوده هم جوار و نیز ظرفیت های تاریخی و گردشگری شهر میمه، پیشنهاد هایی در زمینه احیای عملکردی این آسیاب با رویکرد گردشگری مطرح شده است.
۳۰۷۷۲.

شهر دانشگاهی جندی شاپور اهواز؛ تجربه ای از بازتولید معماری ایرانی (از اواخر دهه ۱۳۴۰ تا انقلاب اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۳۱
دانشگاه جندی شاپور اهواز، همسو با سیاست های ملی گرایی حکومت پهلوی، میراث دار جندی شاپور ساسانی معرفی شد. توسعه این دانشگاه از بدو تأسیس در سال ۱۳۳۴ تا آغاز دهه ۱۳۵۰ چندان مطلوب نبود. بااین حال در کمتر از یک دهه منتهی به انقلاب اسلامی، این دانشگاه به سرعت توسعه یافت و شهر دانشگاهی جندی شاپور اهواز پدید آمد. در شکل گیری این شهر دانشگاهی پیش شرط معماری به «سبک اصیل ایرانی» و «بر طبق اصول سنتی معماری ایرانی» مطرح شد و محمدرضا مقتدر، کامران دیبا و موژان خادم برای طراحی ساختمان های آن فرا خوانده شدند. درنتیجه، این شهر دانشگاهی به نمونه ای کم نظیر و ارزشمند در معماری معاصر ایران بدل شد که بستر فعالیت هم زمان تعدادی از مجرب ترین معماران ایرانی در تجربه بازتولید و معاصرسازی معماری به «سبک اصیل ایرانی» و «بر طبق اصول سنتی معماری ایرانی» است. پژوهش حاضر با روش تاریخی تفسیری و با تکیه بر اسناد نویافته، نقش هریک از معماران در طراحی ساختمان های این شهر دانشگاهی را تدقیق می کند و با به کارگیری «دستگاه واکاوی فرم» مشتمل بر شاخص های «ارتباط با بناهای مجاور»، «هم نشینی فضاها»، «هندسه»، «ساختار فرم» و «آرایه و نماد» آثار آنان را تشریح می نماید. رویکردهای معمارانه به کارگرفته شده در دسته های «کالبدی» به معنای به کارگیری ارجاعات مستقیم فرمی به معماری تاریخی، «کالبدی مفهومی» به معنای بازتعریف مفاهیم معماری تاریخی همراه با اشارات قابل خوانشی از تعهد به آن، و «مفهومی» به معنای تولید کالبدی جدید، صرفاً با بهره گیری از مفاهیم معماری تاریخی قابل مشاهده است که می توان به ترتیب مقتدر، دیبا و خادم را شاخص ترین چهره هر دسته نامید.
۳۰۷۷۳.

محراب های گچی قاجاری منطقه کاشان (1194 1276ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۸
گرچه کاشان در سده های میانی از مراکز برجسته تولید محراب های سفالین به شمار می رفت، هم زمان نمونه هایی از محراب های گچی نیز در این شهر ساخته می شد که معدود نمونه هایی از دوران سلجوقی و ایلخانی در این منطقه برجای مانده اند. پس از یک وقفه طولانی، با محراب های گچی متعددی از دوره قاجار در این شهر مواجهیم که هم از جهت فراوانی و هم از جهت تزیینات و کتیبه ها حائز اهمیت اند. در این میان، سیزده محراب تاریخ دار قابل شناسایی است که در خلال سال های ۱۱۹۴ تا ۱۲۶۷ق ساخته شده اند. ده نمونه در شهر کاشان هستند و سه نمونه در مناطق اطراف؛ اما نکته مهم این است که تمام مساجد بررسی شده در کاشان زاویه قبله مایل دارند. این مقاله با مطالعه میدانی، به مسائلی چون تحلیل محتوای کتیبه ها و ساختار شکلی محراب ها می پردازد. محتوای کتیبه ها شامل اسماءالحسنی، آیات قرآنی، احادیث، شعر، صلوات کبیره و شهادت ثالثه است. از ویژگی های شکلی آن ها می توان به کاربرد مقرنس شیرازی، گچ بری لایه ای ساده (فقط در چهار نمونه)، ازاره های کاشی هفت رنگ و نقاشی روی بستر گچی با رنگ های معدنی اشاره کرد. معماران کاشان برای حل مشکل زاویه قبله، دیواره های محراب را به صورت پنج وجهی طراحی کردند و بر دیواره دوم از سمت راست یا چپ، عبارت شهادت ثالثه نوشته می شد که نشانگر جهت قبله بود.
۳۰۷۷۴.

تحلیل تناظر مفاهیم عرفانی با نقوش هندسی آمودهای معماری میراث جهانی شیخ صفی الدین اردبیلی، اردبیل، ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۸
مجموعه شیخ صفی الدین اردبیلی از منظر معماری اسلامی دارای اهمیتی فوق العاده است. در این بنا، تمامی فنون مختلف تزیین در هم آمیخته اند؛ از نقاشی های روی گچ گرفته تا کاشی های معرق، کاشی های منقوشِ لعاب دار و حتی کهن ترین شیوه های آجرکاری. تقدس هنر نزد معماران و هنرمندان دوره صفوی، به آفرینش شاهکارهایی در معماری انجامیده است. تأثیر آموزه های عرفانی این هنرمندان در کاربرد انواع نقوش هندسی در آثار معماری دوره صفوی نمود یافته است. ارتباط میان معانی عرفانی اعداد و اشکال هندسی و همچنین پیوند ریاضیات با سایر هنرها، در خلق آثار معماری امری اجتناب ناپذیر است. آمودهای معماری نه تنها جنبه ای تزئینی ندارند، بلکه بازتابی از جهان بینی توحیدی و تجلی عینی مفاهیم سلوکی و عارفانه اند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی نقوش هندسی در آمودهای بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی (با تأکید بر شناخت اشکال و اعداد) و سپس بررسی احتمال ارتباط معنایی آن ها با مضامین عرفانی است. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی انجام گرفته است. کاربرد اعداد و نمادهای عددی در عرفان، اشاره به رمزآلود بودن عالم هستی و ارتباط معنایی میان تفکرات عرفانی، طبیعت، ریاضیات و هندسه دارد که در تزئینات معماری مجموعه شیخ صفی انعکاس یافته است. ترکیب و چرخش انواع آلات گره، موجب شکل گیری نقوش هندسی گوناگون در تزئینات معماری این مجموعه شده است. حرکت نقوش هندسی حول یک محور اصلی (مانند دایره، گنبد و اشکال دوار)، نمادی از ارتباط میان اجزاست؛ یکپارچگی و پیوستگی میان اجزا و کل بنا نیز تمثیلی از اتصال جهان هستی به عالم الهی به شمار می آید.    
۳۰۷۷۵.

از مرزهای شرقی تا مرکز اورارتو: ملاحظاتی درمورد حلقه های فلزیِ کتیبه دار به دست آمده از انزافِ علیا، ترکیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
در این مقاله به گروهی کوچک از دست بندهای برنزی (حلقه های باز) که در ورودی فضای معبد یوکاری انزاف (انزافِ علیا) (CTU B 4-1A–D؛ B 4-2؛B 4-3a–c). که در کشور ترکیه به دست آمده و با توجه به منابع باقی مانده از نگارش های کوتاهِ دوران اورارتو خطاب به خالدی (Ḫaldi) کنده کاری شده، به بررسی این آثار پرداخته می شود که بر مبنای اصول اندازه گیری دقیق، مشاهدات فنی شیارها و مقایسه دانش قرائت کتیبه در کتیبه های، ثانوی هستند و بر ساخته های غیر اورارتویی افزوده شده اند. این امر در عمقِ ناپیوسته خطوط، باز حکاکی های قلم بورین و فشردگی ها در محلِ اتصال نمایان است. در مقابل، آرایه آغازین با نقش شِورون (استخوان ماهی) در دو سر، بخشی از طرح نخستینِ دست بند بوده است. ساختار دست بند و سری بودنِ قالبِ نوشتار نشان دهنده کارکردِ نذری است. اشیایی که احتمالا از راه یورش به دست آمده اند با فرمولِ شاهانه کتیبه دار شده و به عنوان نذر در محوطه معبد نهاده شده اند. هم سنجی ها از گغارکونیک (Gegharkunik) و گیلان (مارلیک) این نمونه ها را در سنتِ گسترده تر قفقازی- کاسپی دست بندهای باز با تزیینات هندسی انتهایی جای می دهد. در انتها ذکر جای نامِ اموشا (Amuša) بر «آرگیشتی (Argišti)، پدر روسا (Rusa)» از تانهات (Tanahat)، از جانمایی محتمل در جنوب ارمنستان باستانی پشتیبانی می کند، مورد بررسی قرار می گیرد؛ نتیجه ای که با جهت های گسترش اورارتویی در امتداد بالادستِ رودِ ارس سازگار است.
۳۰۷۷۶.

خوانش عرفانی نگاره پناه بردن مجنون به کعبه با استناد بر باب یقظه از منظر خواجه عبدالله انصاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۹
خمسه نظامی گنجوی یکی از آثار برجسته و تأثیرگذار در ادبیات ایران و جهان به شمار می رود که همواره مورد توجه بسیاری از علاقه مندان قرار گرفته است. از جمله نسخه های خطی مطرح برگرفته از این اثر، نسخه شماره AddMS25900 محفوظ در موزه بریتانیا است که جایگاه ویژه ای در مطالعات تاریخ هنر دارد، چرا که احتمالاً بهزاد در برخی نگاره های آن مشارکت داشته است. به جهت بررسی و مطالعه ارتباط پیدا و پنهان میان متون عرفانی و حکمی با نگارگری، از میان نسخ مختلف، خمسه و از میان نگاره های آن، نگاره «پناه بردن مجنون به کعبه» انتخاب شده است. ضرورت این تحقیق ارائه نمونه پژوهشی در یافتن دلالت های معنایی میان حالات و سکنات شخصیت ها، کتیبه های داخل نگاره، و متن «منازل السائرین» خواجه عبدالله انصاری به منظور گره گشایی پژوهشی به صورت علمی است. لذا هدف این پژوهش را می توان شناسایی ارتباط میان متن «منازل السائرین» خواجه با کلیّت داستان نگاره دانست. این مطالعه به صورت توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای (واقعی و مجازی) انجام شده که نگاره ای منتسب به بهزاد را به صورت غیرتصادفی انتخاب نموده و مورد بررسی قرار داده است. سوال اصلی پژوهش این است که «یقظه» به عنوان مرحله اول سلوک از منظر پیر هرات در نگاره چگونه بروز یافته است؟ نتیجه تحقیق حاکی از آن است که نگارگر جلوه های بصری شئونات یقظه از منظر پیر هرات را در قالب زبان اندام و حالات شخصیت ها در تصویر و کاتب در انتخاب اذکار برگرفته از قرآن کریم و احادیث نبی مکرم اسلام (ص) در بخش های مختلف نگاره به منصه ظهور گذاشته اند. در مجموع عبارات و اذکار مختلف در نگاره اشاره به غنیمت شمردن وقت، تأکید بر داوری روز قیامت، تأمل در پیامدهای گناهان، خطر انکار وعده های الهی و امید داشتن به بخشایش و گشایش درهای رحمت الهی داشته و در حالات و سکنات شخصیت ها توجه قلب به نعمت های بی شمار الهی، عاجز شدن از شمارش نعمت ها و اعتراف به قصور و ناسپاسی در شکر نعمت ها نمود دارد.
۳۰۷۷۷.

واکاوی تأثیر شکل و چیدمان مبلمان در ارتقای حس خلوت در کافی شاپ: مقایسه تطبیقی کافی شاپ دوسولی و مربع سیاه مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۶
بیان مسئله: در جهان معاصر، فضاهای موسوم به مکان سوم نظیر کافی شاپ ها، نقش مهمی در تأمین نیازهای روانی و اجتماعی انسان ایفا می کنند. افراد برای دستیابی به خلوت ذهنی، تعامل جمعی یا سکونت کوتاه مدت، به این فضاها روی می آورند. در این میان، نحوه ی طراحی داخلی و به ویژه شکل و چیدمان مبلمان، بر ادراک کاربران از خلوت اثرگذار است. اهمیت و ضرورت: خلوت، نه فقط به عنوان مؤلفه ای فضایی، بلکه به مثابه کیفیتی ادراکی، در ارتقاء تجربه ی حضور در مکان اهمیت دارد. توجه معمارانه به طراحی مبلمان و آرایش آن می تواند به خلق فضاهایی با طیف های متنوعی از خلوت بینجامد که نیازهای مختلف کاربران را پاسخ گوید. اهداف و سؤالات: این پژوهش با هدف (1) تحلیل طیف خلوت در فضای داخلی کافی شاپ های دوسولی و مربع سیاه مشهد، (2) بررسی ویژگی های شکل و چیدمان مبلمان در هر نمونه، و (3) مقایسه تطبیقی تأثیر این عوامل بر ادراک خلوت کاربران انجام شده است. روش تحقیق: رویکرد پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل تماتیک است. داده ها از طریق مطالعات اسنادی، مشاهده ی میدانی، برداشت فضایی و مصاحبه هدفمند در دو نمونه موردی (کافی شاپ های «دوسولی» و «مربع سیاه» مشهد) گردآوری و با نرم افزار MAXQDA تحلیل شده اند. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که طیف خلوت در فضاهای داخلی مورد مطالعه، متأثر از شکل و چیدمان مبلمان، به صورت چندلایه ای از خلوت فردی تا خلوت جمعی نمود یافته است. در «دوسولی»، ترکیب مبلمان رسمی با چیدمان سلسله مراتبی، خلوت فردی را تقویت کرده، در حالی که در «مربع سیاه»، چیدمان سیال و مبلمان مدولار، به خلوت جمعی اولویت داده است. این تفاوت ها نشان می دهد که طراحی آگاهانه می تواند نه تنها مرزهای فیزیکی فضا، بلکه کیفیت روانی و اجتماعی تجربه ی حضور را نیز سامان دهد.
۳۰۷۷۸.

تأثیر مؤلفه های مؤثر کیفیت زندگی شهری بر ارتقاء حس تعلق به مکان بر بازار نارمک تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۱
بیان مسئله: احیای حس تعلق به محله های قدیمی و بازار و تعلقات اجتماعی به منظور ارتقای حس تعلق به مکان و کیفیت زندگی شهروندان همواره مورد تأکید محققان و کارشناسان شهری بوده است. در این میان با تلاش در راستای ارتقای مهمترین عوامل تشکیل دهنده حس تعلق به مکان بخش محله (تعاملات انسانی، حافظه تاریخی و ..) در این پژوهش سعی شده به بررسی عوامل ارتقای حس تعلق به مکان پرداخته شود. هدف: هدف ازاین پژوهش، بررسی مؤلفه های مؤثر بر ارتقاء حس تعلق به مکان با تمرکز بر روی بازار در محله نارمک تهران بود. روش انجام پژوهش از حیث هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا و آنالیز از نوع روش علّی در نظر گرفته شد. با استفاده ازروش مقایسات رگرسیونی به تحلیل پژوهش پرداخته شد. جمع آوری اطلاعات و داده ها در این پژوهش استفاده از پرسشنامه از نوع بسته (چند گزینه) بود.  روش: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه شهروندان تهرانی در سال 1403 شد. از روش نمونه گیری به صورت تصادفی برای انتخاب افراد نمونه پژوهش استفاده شد.  بر این اساس، تعداد نمونه آماری معادل 328 نفر (زن و مرد و با دامنه سنی از 14 تا 63 سال) در نظر گرفته شد. مناطق مورد بررسی شامل 1- ضلع مرکزی خانه های معاصر محله نارمک، 2- ضلع شمالی و 3- ضلع غربی محله نارمک بود.  یافته ها: براساس نتایج فرضیه اول، با توجه به سطح معنی داری بدست آمده معادل 0.000 و آزمون پیرسون که مقداری معادل 0.025 می توان اظهار داشت که طراحی مناسب مرکز بازار و تجهیز کردن بازار بر افزایش میزان تعلق خاطر و احساس هویت شهروندان مؤثر است، مورد تأیید قرار می گیرد. نتیجه گیری:   براساس نتایج فرضیه دوم، با توجه به سطح معنی داری بدست آمده معادل 0.000 و آزمون پیرسون که مقداری معادل 0.011 می توان اظهار داشت اگر یک مرکز بازار با طراحی خلاقانه که منطبق بر رفتارها و نیازهای استفاده کنندگان باشد در این صورت تبدیل به یک فضای جذاب و حضور پذیر برای  بیشتر شهروندان می شود، مؤثر است.، مورد تأیید قرار می گیرد.
۳۰۷۷۹.

طراحی منظر رنگی شهر با رویکرد تقویت خوانایی و تعامل اجتماعی. نمونه موردی: خیابان ولیعصر، حدفاصل میدان ونک تا پارک وی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۸
اهداف: بررسی و تبیین ارتباط «رنگ» و «منظر رنگی» با «هویت مکان» و «هویت فردی» هدف این پژوهش است. مقاله به دنبال درک چگونگی ارتباط هویت فردی و مکانی در یک زمان است؛ و مفاهیمی چون "هویت مکان" و "هویت منظرشهری" را بررسی کند. مبانی نظری نشان می دهد که رنگ ها از مهم ترین عناصر ایجاد هویت شهری هستند. روش ها: روش تحقیق، توصیفی تحلیلی از نوع مطالعه موردی است و روش جمع آوری اطلاعات، میدانی (مشاهده و پرسشنامه) و کتابخانه ای است. علاوه بر این، رنگ های کنونی فضای مورد مطالعه در سیستم رنگ طبیعی یا همان NCS که یکی از سیستم های رنگی است بررسی می شوند. سیستم رنگ طبیعی یک مدل رنگ ادراکی اختصاصی است که بر اساس فرضیه تضاد رنگی بینایی ارائه شده توسط فیزیولوژیست آلمانی ایوالد هرینگ توسعه یافته است. یافته ها: مطالعات بر تأثیر رنگ (ذهنی و عینی) در خوانایی و اجتماع پذیری فضای شهری تاکید دارد. به منظور تحلیل عکس ها و مشاهدات میدانی، از سیستم رنگ طبیعی NCS برای کدگذاری رنگ ها استفاده شد و با بررسی نقش رنگ در پالت رنگی کنونی شهر، نتایج قابل توجهی حاصل شد. نتیجه گیری: طبق نتایج به دست آمده، رنگ ها مهم ترین عناصری هستند که می توانند فضا و اتمسفرهای همگن به وجود آورند و یا بالعکس، موجب ایجاد تمایز در آن ها شوند. استفاده از رنگ های مناسب در منظر شهری، احساس نشاط و آرامش برای کاربران به همراه دارد. رنگ ها را می توان به عنوان یکی از عناصر مهم مؤثر بر هویت و خوانایی منظر شهری در نظر گرفت و از نقش مهم آن ها در ارتقای کیفی محیط و منظر شهر نمی توان چشم پوشی کرد.
۳۰۷۸۰.

خوانش اسطوره ای نقش گل حنای فرش اراک بر اساس مفهوم امر قدسی در اندیشه میرچا الیاده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۱
فرش ایرانی، افزون بر جلوه های بصری، حامل لایه های عمیقی از معناست؛ به گونه ای که هر نقش و رنگ آن به باورهایی کهن، اندیشه هایی دیرپا و مفاهیمی مقدس ارجاع می دهد که ریشه در اسطوره ها دارند. اسطوره ها روایتگر رخدادهای بنیادینی هستند که در زمان آغازین آفرینش به وقوع پیوسته اند و از خلال آن ها، ساختارهای معنایی فرهنگ ها شکل گرفته است. میرچا الیاده، دین پژوه و اسطوره شناس برجسته رومانیایی، آفرینش و عناصر بنیادین آن را عرصه ای برای تجلی امر قدسی می داند؛ عرصه ای که در آن، جهان از طریق نشانه ها و نمادها معنا می یابد. فرش های ایرانی نیز به عنوان متونی بصری، به نحو برجسته ای این تجلی قداست را به مخاطب عرضه می کنند. در این میان، این پرسش مطرح می شود که چگونه می توان نقشی از فرش های منطقه اراک، همچون نقش نسبتاً فراموش شده گل حنا، را از منظر دیدگاه های اسطوره شناسانه میرچا الیاده مورد مطالعه قرار داد؟ بر این اساس، فرض پژوهش بر آن است که میان نظریات الیاده درباره مفاهیمی چون امر قدسی و آفرینش و باورهای اسطوره ای ایران باستان، هم پوشانی ها و شباهت های معناداری وجود دارد که می توان بازتاب آن ها را در قالب نقش هایی چون گل حنا در فرش اراک مشاهده کرد. هدف این پژوهش، بررسی اساطیر مرتبط با این نقش و تحلیل آن در پرتو آرای میرچا الیاده از منظر اسطوره شناسی است. روش تحقیق از نوع بنیادین و با رویکرد توصیفی تحلیلی است و داده ها به شیوه کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که نقش گل حنا در این فرش حامل مفاهیمی اسطوره ای همچون تجلی بهشت، معناهای مرتبط با حفاظت و مراقبت، و تصور احیا و نوگشتن به مثابه تکرار آفرینش است. نقش گل حنا نه صرفاً عنصری تزئینی، بلکه ساختاری اسطوره ای نمادین است که فرش اراک را به مثابه متنی مقدس در سنت بصری ایران قابل خوانش می سازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان