ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۶۸۱ تا ۳۰٬۷۰۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۳۰۶۸۱.

نقش مداخل در آثار هنری عصر زندیه به مثابه فورژری بافته های ایل قشقایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه: نقوش به کاررفته بر پیکره آثار هنری هر دوره ، افزون بر بُعد تزئینی، وجهی معنایی نیز دارند. نقش «مداخل» در بسیاری از دست ساخته های عصر زندیه مشاهده می شود. تکرار چشمگیر این نقش در آثار گوناگون زندیه توجه برانگیز است و امری عادی به نظر نمی رسد. از نیمه دوم سده دوازدهم هجری، آثار هنری اندکی را می توان یافت که فاقد نقش «مداخل» باشند؛ ازاین رو، همانند دیگر نقوش هنری، مبانی نظری مشخصی در شکل گیری و فراوانی این نقش مؤثر بوده است. از سوی دیگر، نقش «مداخل» از دیرباز یکی از حاشیه های پرتکرار در تولیدات دستی ایل قشقایی به شمار می آید. اهداف و سؤال ها: هدف اصلی پژوهش حاضر، درک مفهوم نقش «مداخل» و تحلیل چرایی حضور مکرر آن در بیش متن آثار هنری دوره زندیه با اتکا بر پیش متن بافته های قشقایی است؛ زیرا بخش عمده ای از بافته های ایل قشقایی نیز واجد این نقش اند. بر این اساس و با مفروض دانستن ارتباط فرهنگی میان متون، این گمان تقویت می شود که بافته های قشقایی به منزله پیش متنی بر بیش متن آثار هنر زندیه بوده اند. در پی این فرضیه ، پرسش اصلی این است که تحلیل همان گونگی، به ویژه فورژریِ نقش «مداخل» در هنر زندیه و بافته های قشقایی، چگونه قابل تبیین است؟ روش ها: این پژوهش در زمره مطالعات کیفی قرار می گیرد و داده های آن با رویکردی توصیفی- تحلیلی از میان بافته های قشقایی و آثار هنری عصر زندیه بررسی شده است. اطلاعات از منابع کتابخانه ای گردآوری و آثار موزه ای از طریق مشاهده و برداشت های دیداری ثبت گردید. نمونه گیری از بافته های قشقایی و آفرینش های هنری زندیه بر اساس دارا بودن نقش «مداخل» مشروط به دسترسی واقعی یا مجازی (برخط) انجام گرفت و درنهایت دوازده نمونه انتخاب شد. در این پژوهش شیوه تجزیه وتحلیل داده ها کیفی است. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که نقش «مداخل» فراتر از شکل تکرارشونده و همسو با ذائقه ایلیاتی زندیان است؛ این نقش نمودگاری از ناخودآگاه جمعی ایلی، نمادی از زمان عرضی، مصداقی از فرهنگ پذیری ایل زند از عشایر قشقایی و درنهایت نشانگر سادگی و استحکام به شمار می آید.
۳۰۶۸۲.

بررسی تأثیر آنومی اجتماعی بر معماری ایران از نگاه سفرنامه نویسان دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۹
بیان مسئله: در دوره صفویان گروه های مختلفی از اروپا به ایران وارد شدند و برخی از خود سفرنامه هایی به جا گذاشتند که علاوه بر ستایش فرهنگ، خلقیات و آثار معماری ایرانیان، نکاتی از وضعیت نابسامان شهرها و ساختمان ها در آن ها دیده می شود که در کنار برخی توصیفات از روحیات و رفتارهای خارج از اخلاق پذیرفته شده، نشانه هایی از جامعه نابسامان، بی هنجار یا آنومیک و معماری برآمده از آن را به دست می دهد. چنین گزارش هایی از جنبه های پنهان معماری ایرانی، تصویری کمتر شناخته شده از حیات و نابودی ساختمان ها را به نمایش می گذارد که به دلیل قرارگرفتن زیر سایه اَبَر-روایت شکوه و عظمت معماری ایران، کانون توجه و بررسی قرار داده نشده اند. این در حالی است که معماری هر سرزمینی، مانند سایر دستاوردهای آن نیاز به نقد و آسیب شناسی دارد. هدف پژوهش: برای حل این مسئله، با کمک علم جامعه شناسی و استفاده از نگرش «نقادانه» و از «بیرون» به «درون» سفرنامه های غیرایرانی به جامعه و معماری ایران، در جهت شناخت و تصویر ابعاد پنهان معماری آن در شرایط آنومیک، استفاده شده است. روش پژوهش: برای دستیابی به هدف فوق، این پژوهشِ بنیادی و کیفی، با بهره گیری از «روش ترکیبی» به جمع آوری داده های برآمده از مطالعه اسنادی 27 عنوان سفرنامه منتخب از دوران صفویان پرداخته و تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده از رویکرد تفسیری-تاریخی به نتایج نهایی منتهی شده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، مواردی چون ساختن ابنیه جدید به جای مرمت آثار موجود، تخریب بناها به دلیل خرافات، سپردن ساختمان ها به دست تقدیر، عدم رسیدگی به ابنیه موجود، عدم مرمت ساختمان های دیگران، بناکردن بی کارکرد و بی دلیل بناها و عدم سرمایه گذاری روی ساختمان ها را آشکار می کند که برآمده از جامعه ای با اقلیمی خشن، حکومتی مستبد، دچار بی قانونی و متأثر از باورهای خرافی بوده که مردمان آن را به سوی رفتارهای آنومیک سوق داده است.
۳۰۶۸۳.

ظرفیت و کارکرد دیوارنگاری درتعامل و بهسازی فضای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۱
بیان مسئله: در زندگی شهری معاصر مهم ترین عناصر موجود در یک شهر، بناها و ساختمان های آن است که زیبایی، هماهنگی و موزون بودن آن ها می تواند علاوه بر زیبا سازی محیط و فضای شهری، آسایش و سلامت ذهنی و روحی شهروندان را در پی داشته باشد. یکی از اصول اصلی شهرسازی، پرداختن به جنبه های زیبایی شناسانه است که اقدامات مرتبط با آن در بستر برنامه های راهبردی و عملیاتی در شهرها صورت می گیرد. اما مسئله ناهنجاری های بصری و ناهمگونی های عناصر محیطی و المان های شهری در اختلاط و امتزاج با ساخت وسازهای معماری و شهرسازی، معضلی است که مسئولین شهری بسیاری از کلان شهرها امروزه با آن روبه رو هستند. هدف: با توجه به ارتباط بسیار نزدیک هنر و شهر، پژوهش حاضر به دنبال شناسایی ظرفیت ها و قابلیت های دیوارنگاری شهری و تبیین کارکرد و نقش آن در کمک به سامان دهی عناصر بصری و زیبا سازی، هماهنگ سازی و هویت بخشی به محیط های شهری است. روش: روش این پژوهش بر اساس مشاهدات عینی و گردآوری اطلاعات و مستندات به صورت کتابخانه ای، با روش تحلیلی توصیفی صورت گرفته است. یافته ها: دیوارنگاری شهری به عنوان گونه ای از هنرهای تجسمی که عمدتاً بر روی دیوارها و بناهای معماری و فضا های شهری شکل می گیرد، بر اساس ماهیت وجودی اش و نوع ارتباط و وابستگی اش به دیوار و معماری و فضاهای شهری، دارای کارکردهای متنوع و گسترده ای است که در حوزه های مختلفی چون هنرهای تجسمی، معماری، شهرسازی و حتی علوم اجتماعی و ارتباطات قابل مشاهده و بررسی هستند. نتیجه گیری: دیوارنگاری شهری به موجب ماهیت عمومی و ظرفیت ارتباطی و استقرارش در محیط های شهری، امکان بیان و انتقال گسترده پیام در آثار و فضاهای شهری را فراهم می آورد و ضمن این که در امر هویت بخشی، به اشاعه، تحکیم و بازآفرینی هویت شهری نیز کمک می کند. همچنین دیوارنگاری، علاوه بر کارکرد تزئینی و زیباسازی فضاهای شهری، می تواند ضمن کنترل و کاستن ناهنجاری ها و آلودگی های بصری، به عنوان عامل مهمی به منظور تلطیف بناها و سازه ها، ایجاد حس آسایش و آرامش بصری، آفرینش زیبایی و هماهنگی شکل و ریتم در آثار معماری و زیباسازی شهری نقش ارزشمندی ایفا کند. از این رو دیوارنگاری را می توان نوعی هنر چندوجهی دانست که اساساً ماهیت مشارکتی دارد و هماهنگی با محیط فضایی که در آن قرار می گیرد خواهد داشت و با توجه به عملکرد و کارآیی آن در حوزه های زیباشناختی، هویت بخشی و ارتباطی، در زیباسازی محیط و توسعه زندگی شهری نقشی کلیدی و اساسی ایفا می کند.
۳۰۶۸۴.

مطالعه CFD تاثیر فرم ساختمان بر کاهش ورود آلاینده های ترافیکی و افزایش سرعت تهویه درون ساختمان در بافت خطی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۰
یکی ازمهم ترین عوامل تاثیرگذار بر آلودگی هوا در شهرها، آلودگی ناشی از ترافیک شهری است. این در حالی است که تاثیر ذرات معلق ناشی از ترافیک بر کیفیت هوای داخلی کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. از سویی مورفولوژی ساختمان­ها تاثیر زیادی بر الگوی توزیع آلاینده­ها در یک بافت شهری دارد. بر همین اساس در این پژوهش به نقش مورفولوژی ساختمان­ها در یک بافت شهری بر نحوه توزیع آلاینده های ناشی از ترافیک در فضای داخلی ساختمان پرداخته می­شود. فرایند پژوهش به این صورت انجام گرفت که در ابتدا با استفاده از نرم افزار grasshopper و پلاگین wasp، و با کمک الگوریتم Aggregation، 100 نمونه فرم تولید شد که از میان آن ها 3 فرم اصلی که با فرم های ساختمانی موجود در بافت شهری منطقه یک شهر شیراز همخوانی داشتند انتخاب شد. سپس با چرخش هریک از فرم ها در چهار جهت به طور کلی 12 نمونه بافت شهری تولید شد. یک ساختمان در مرکز هرکدام از نمونه­های موردی به عنوان ساختمان هدف انتخاب و کیفیت هوا شامل سرعت هوا و غلظت آلاینده­ها درون آن مورد سنجش قرار گرفت. در این تحقیق نمونه ها با استفاده از دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) شبیه سازی شدند. جریان ثابت سه بعدی ( steady 3dimentional flow) با استفاده از مدل آشفتگی SST-Kω جهت شبیه سازی نمونه­ها استفاده شد که به صورت عددی بر اساس معادلات رینولدز میانگین ناویر استوکس (RANS) حل شده است. نرم افزار CFD مورد استفاده در این تحقیق در مقایسه با آزمایشات تونل باد، اعتبارسنجی شد که نتایج قابل قبولی به همراه داشت. نتایج نشان داد که فرم ساختمان­های موجود در بافت تاثیر قابل توجهی بر کیفیت هوای درون ساختمان­ها دارد. همچنین بر اساس نتایج روش تصمیم گیری چند معیاره تاپسیس، بهترین و بدترین الگوی فرمی ساختمان به ترتیب مربوط به فرم L و فرم پلکانی شکل است.
۳۰۶۸۵.

بررسی نقش مایه های حیوانی در فلزکاری سده های پنجم تا هفتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۳
مقدمه: نقوش حیوانی موجود بر روی اشیای فلزی سده های پنجم تا هفتم هجری، بیانگر لایه های پنهان اندیشه ها و باورهای هنرمندان آن دوران است. این نقوش که از نخستین ادوار تاریخ، در تزیین دست ساخته های بشری حضور داشته اند، در دوران اسلامی جلوه ای نو یافتند. هنرمندان ایرانی، با بهره گیری از خطوط ساده، مورب و منحنی، پیکره هایی زنده و پویا از حیوانات خلق کردند. آنان در طراحی این پیکره ها، گاه با رجوع به نمادهای باستانی و گاه بازآفرینی خلاقانه آن ها، نمونه هایی بدیع پدید آوردند و بدین سان، حامل اندیشه ها و جهت گیری های نو شدند. تفاوت در فرم و حالت نمادهای حیوانی در آثار گوناگون، نشان دهنده معانی و مقاصد متنوع هر یک از این نقشمایه هاست. اهداف و سؤال ها: هدف این پژوهش، مطالعه و تحلیل مفاهیم نمادهای حیوانی موجود بر بدنه اشیای فلزی سده های پنجم تا هفتم هجری است. در راستای این هدف، پژوهش به دنبال پاسخ گویی به این پرسش هاست: 1. آیا نقوش حیوانی آثار فلزکاری سده های پنجم تا هفتم هجری تنها دنباله رویی خلاقانه از نقشمایه های پیشینیان است؟ 2. یا آنکه تصویر این نقوش بازگوکننده باورها و مفاهیم اسطوره ای و نجومی مردمان آن دوران است؟ روش ها: پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و تطبیقی انجام شده است. گردآوری داده ها بر پایه مطالعات کتابخانه ای و منابع اینترنتی، همراه با مشاهدات میدانی شامل بررسی مستقیم اشیا و مطالعه آرشیوهای تصویری موزه ها صورت گرفته است. روش تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز بر مبنای تحلیل شمایل نگارانه تصاویر استوار است. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که تصویرگری نقشمایه های حیوانی بر آثار فلزی این دوره، صرفاً باهدف ایجاد زیبایی بصری و مصورسازی سطح شئ نبوده بلکه حاوی مفاهیم کیهان شناختی و مضامین اسطوره ای بوده است. بسیاری از آثار ارزشمند مزین به این نمادهای چشم نواز، اغلب به منظور پیشکش به بزرگان تهیه شده و کاربرد این نقوش در متون دعایی، به خوبی نمایانگر اعتقاد و باور به ارمغان تداوم تندرستی و دفع بلا برای صاحب آن است.
۳۰۶۸۶.

بررسی طرح و الگوهای ساختاری شاخص در نقوش قالی های غرب و جنوب غرب افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۸۶
قالی های مناطق غرب و جنوب غرب افغانستان، به ویژه در استان های هرات، فراه، نیمروز، بادغیس، غور و هلمند، از مهم ترین نمودهای هنر مردمی این سرزمین به شمار می آیند. این نواحی که در مجاورت مرز ایران و حوزه ی فرهنگی خراسان قرار دارند، از دیرباز محل سکونت طایفه ها و قبایل گوناگونی همچون بلوچ ها، تیموری ها، ابدالی ها و صافی ها بوده اند و تنوع قومی و فرهنگی آن ها نقش مؤثری در شکل گیری سنت های قالی بافی داشته است. قالی های این مناطق با بهره گیری از نقوش هندسی، گیاهی، انسانی و حیوانی و با ساختارهایی عمدتاً انتزاعی، بازتابی از تجربه های تاریخی، معیشت سنتی، مهاجرت و تحولات اجتماعی معاصر به شمار می آیند. هدف از نگارش پژوهش حاضر، تحلیل ابعاد هنری و زیبایی شناختی طرح و نقش قالی های غرب و جنوب غرب افغانستان و شناسایی لایه های نمادین و فرهنگی نهفته در آن هاست. در واقع نگارندگان در پی پاسخ به این پرسش هستند که این قالی ها چگونه توانسته اند ضمن حفظ اصالت های سنتی، بازتابی از شرایط تاریخی و اجتماعی معاصر را در ساختار بصری خود جای دهند؟ ضرورت انجام پژوهش از آن جا ناشی می شود که مطالعات پیشین عمدتاً بر جنبه های فنی و اقتصادی قالی افغانستان متمرکز بوده و کم تر به تحلیل هنری و نمادین قالی های این محدوده ی جغرافیایی پرداخته اند؛ از این رو، شکاف معناداری در مطالعه ی ابعاد بصری و فرهنگی این دست بافته ها وجود دارد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و گردآوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، بررسی میدانی و مشاهده ی مستقیم نمونه های قالی مربوط به هفتاد سال اخیر صورت گرفته است. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شده و ۱۷ تخته قالی بر اساس معیارهایی چون اصالت بافت، وضوح نقش مایه ها، تعلق جغرافیایی معتبر و قدمت قابل استناد انتخاب شده اند. یافته ها نشان می دهند که قالی های منطقه را می توان در سه الگوی اصلی شامل قالی های بلوچی، قالی های جنگی و قالی های تصویری (ادرسکند، ارادت و جنگی) طبقه بندی کرد؛ الگویی که بیانگر نقش قالی به عنوان حامل معنا، حافظه ی تاریخی و هویت فرهنگی است.
۳۰۶۸۷.

روش های تشخیص دانه بندی و رطوبت بهینه خاک در ساختارهای خاکی به شیوه خاک کوبیده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۶
خاک یکی از قابل دسترس­ترین مصالح طبیعی می باشد که به صورت بسیار ارزان در بسیاری از نقاط جهان استفاده می شود. در معماری عموما خاک به شیوه های متفاوتی در ترکیب با آب و دیگر مصالح مورد استفاده قرار می‌گیرد. این مصالح خاکی عموما در سه سیستم ساختمانی متفاوت از جمله سیستم­های ماسونری، سیستم­های منولوتیک و سیستم­های پرکننده عمل می­کنند. یکی از سیستم­های مطرح در سازه­های خاکی؛ سیستم­های منولوتیک یا یکپارچه بوده است که عناصر معماری و ملات به صورت یک کل یکپارچه عمل نموده و به هم پیوند میخورند. روش اجرایی خاک کوبیده در میان شیوه های های متفاوت خاکی به عنوان یکی از سیستم های ساختمانی منولولتیک می باشد که از طریق ریختن خاک در میان قالب های چوبی و یا فلزی و کوبیدن آنها، امکان ایجاد دیوارهای سازه ای قوی را فراهم می آورد. این روش ساخت و ساز در بسیاری از نقاط جهان و بخصوص در اروپا رواج داشته است. در فرآیند اجرای بناها با خاک­کوبیده یکی از مهمترین موضوعات، شناسایی و تشخیص خاک مناسب از نظر دانه بندی و رطوبت بهینه جهت کوبیدن و شکل دادن به دیوار است. اگرچه بسیاری از پژوهش ها در تلاشند که به ارائه یک نسبت و درصد مشخص از دانه بندی و رطوبت بپردازند، اما از آنجا که ماهیت مصالح خاک با دیگر مصالح نوین متفاوت بوده و خاک هر منطقه واجد ویژگی های خاص و متفاوتی میباشد لذا ارائه درصدهای مشخص و تعریف شده نمی­تواند سازندگان در هر منطقه را به اجرای صحیحی از این شیوه ساختمانی راهنمایی کند و تنها مخاطبان را به یک شناخت نسبی از این ترکیبات می رساند. برای تشخیص خاک مناسب و رطوبت بهینه، آزمون­های مختلفی پیشنهاد می­شود که انجام این آزمونها بر روی خاک محل می­تواند سازندگان را در شناخت دقیق یاری رساند. این مقاله مبتنی بر یک پژوهش مروری است که نویسندگان می­کوشند با مطالعات و تحلیل­های کتابخانه­ای به ارائه راهکارهای مناسب جهت تشخیص دانه­بندی و رطوبت بهینه برای دیوارهای خاک­کوب دست یابند.
۳۰۶۸۸.

عوامل مؤثر بر تقویت حس تعلق دانشجویان به گروه های اولیه در معماری فضاهای دانشجو محور دانشگاهی (با تأکید بر نقش ویژگی های جمعیت شناختی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۲
بسیاری از دانشجویان در سال های آغازین تحصیل در دانشگاه، دچار احساس بیگانگی، تنهایی و عدم پیوند با محیط آموزشی می شوند. شکل گیری حس تعلق به دانشگاه، به ویژه در قالب پیوند با گروه های اولیه، نقش مهمی در تجربه تحصیلی و اجتماعی دانشجویان دارد. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تقویت حس تعلق دانشجویان به گروه های اولیه و بررسی تأثیر ویژگی های جمعیت شناختی انجام شد. پس از مرور پیشینه، پنج شاخص «ریشه داشتن»، «تملک»، «تفریح و احیای تمرکز»، «آسودگی» و «یکدلی» به عنوان ابعاد اصلی حس تعلق به گروه های اولیه شناسایی شدند. برای شناسایی مؤلفه های معماری، داده ها ابتدا به صورت کیفی (مصاحبه و مشاهده) گردآوری و سپس با استفاده از روش های کمی، داده های حاصل از پرسش نامه محقق ساخته در پنج دانشگاه استان اصفهان اعتبارسنجی شدند. بر پایه نتایج به دست آمده، برای پدیداری تعلق دانشجویان به گروه های اولیه در محیط دانشگاه لازم است که: 1) مکان هایی به عنوان کانون رفت وآمدهای روزانه دانشجویان تعریف شوند؛ 2) این مکان ها قابلیت آن را داشته باشند که دانشجویان در آن ها احساس مالکیت و کنترل داشته باشند و در مواقع لازم بتوانند خلوت خود را تأمین کنند؛ 3) عملکرد فضا امکان دور بودن از فعالیت های اصلی (مطالعه/ پژوهش) و استراحت را فراهم کند؛ 4) دانشجویان امکان حرکت و فعالیت آزاد در آن مکان ها را داشته باشند و آسایش محیطی آن ها فراهم شود؛ 5) این مکان ها پذیرای دانشجویان با الگوهای شخصیتی گوناگون باشند و به واسطه صرف زمان در آن، دانشجویان با مکان و افراد آن آشنا شوند. همچنین، ویژگی های جمعیت شناختی همچون جنسیت، بومی یا غیربومی بودن دانشجویان، مقطع تحصیلی و دانشگاه محل تحصیل تأثیر معناداری بر اولویت های فضایی دانشجویان دارند. یافته های این پژوهش می تواند راهنمایی برای طراحی فضاهای آموزشی در جهت تقویت حس تعلق دانشجویان به دانشگاه باشد.
۳۰۶۸۹.

مطالعه نقش سرمایه فرهنگی در ادراک محیطی آثار هنری شهری؛ نمونه پژوهش: باغ هنر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۱
درک و تفسیر آثار هنر شهری وابسته به میزان آشنایی مخاطبان با مفاهیم فرهنگی و توانایی آن ها در خوانش نشانه های بصری است. در بسیاری از فضاهای شهری، شکافی میان پیام مدنظر هنرمند و برداشت مخاطب شکل می گیرد که این موضوع می تواند کارکرد فرهنگی و هویتی آثار را کاهش دهد. براساس نظریه سرمایه فرهنگی پیر بوردیو، تفاوت در سطح دانش فرهنگی، تجربه های هنری و سلیقه زیبایی شناختی افراد نقش تعیین کننده ای در نحوه ادراک و تفسیر پدیده های هنری دارد؛ بنابراین بررسی میزان اثرگذاری سرمایه فرهنگی بر ادراک آثار هنر شهری ضرورتی پژوهشی به شمار می آید. هدف این مطالعه، سنجش نقش سرمایه فرهنگی در ادراک فرهنگی مخاطبان از آثار هنری شهری با تأکید بر نمونه باغ هنر شیراز است. پژوهش با رویکرد کاربردی و روش توصیفی تحلیلی انجام شد. داده ها از طریق پرسش نامه محقق ساخته گردآوری شد و پس از پالایش، ۱۲۰ پرسش نامه معتبر وارد تحلیل شد. در تحلیل داده ها از آزمون هم بستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی (PCA با چرخش Varimax)، آلفای کرونباخ، شاخص کفایت نمونه KMO، آزمون بارتلت و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. مقدار 0.635KMO و نتایج بارتلت با 0.001p < معنادار بود. سه عامل اصلی استخراج شد که حدود ۵۲.۵درصد واریانس را تبیین کردند. رابطه بین سرمایه فرهنگی و ادراک فرهنگی مثبت و معنادار بود ( 0.38 r =) و نتایج رگرسیون نشان داد سرمایه فرهنگی، پیش بینی کننده مؤثر ادراک فرهنگی است (0.256β = ، 0.0001p =). یافته ها نشان می دهد افزایش سطح سرمایه فرهنگی می تواند زمینه درک عمیق تر و دقیق تر پیام های هنر شهری را فراهم سازد.
۳۰۶۹۰.

قابلیت ادراک شده و جایگاه آن در فرایند حفاظت از میادین تاریخی در ایران (مطالعه موردی: میدان گنجلعی خان کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۵۲
بیان مسئله: فضاهای عمومی مستقیماً با الگوهای رفتاری و نیازهای کاربران در ارتباط هستند. قابلیت ادراک شده (افوردنس) از مفاهیم کلیدی و پرکاربرد در حوزه روان شناسی محیط است که در شناخت ارتباط الگوهای رفتاری و نیازهای کاربران محیط به کار می رود. یکی از مسائل اصلی در حوزه حفاظت میراث شهری و به خصوص میادین تاریخی در ایران، تکیه بر طرح های بالادستی و نگاه بالابه پایین در فرایند های حفاظتی است. مشارکت ذی نفعان و رابطه متقابل آن ها با محیط، بخش مهمی از فرایند حفاظت در فضاهای شهری و میدان های تاریخی است. مفهوم افوردنس می تواند به شناخت بهتر ادراک ذی نفعان در میدان های تاریخی (گنجعلی خان) و در پی آن به تصمیم گیری های حفاظتی مرتبط با آن و رویکردهای پایین به بالا کمک کند. هدف پژوهش: این پژوهش به دنبال ادراک ذی نقعان در میدان گنجعلی خان کرمان به عنوان یک فضای عمومی تاریخی از قابلیت های ادراک شده (افوردنس) در آن و تفسیر آن ها در جهت استفاده در فرایندهای حفاظت و مرمت است. روش پژوهش: در این پژوهش کاربردی، ابتدا ادراک ذی نفعان از ویژگی های میدان گنجعلی خان کرمان ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته باز دریافت شده و سپس براساس مدل «گیور» از دسته بندی قابلیت های ادراک شده (افوردنس) تقسیم بندی شده اند. سپس در یک فرایند استدلال منطقی و گذار از فیلتر گروه کانونی (فوکوس گروپ)، اولویت بندی شده و راهبرد های حفاظتی کلی برای آن ها جهت استفاده در طرح های حفاظت و باززنده سازی پیشنهاد شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد فهم قابلیت های ادراک شده در میدان های تاریخی و چگونگی ادراک آن ها ازسوی ذی نفعان، به تصمیم گیری در روند های حفاظتی کمک می کند. تقسیم بندی قابلیت های حاصل از ویژگی های میدان به سه گروه قابلیت های ادراک پذیر، کاذب و پنهان، اطلاعاتی را در اختیار حفاظت گران قرار می دهد که می تواند برای تغییر روند های تصمیم گیری از پایین به بالا در فرایند های حفاظتی کمک کند.
۳۰۶۹۱.

نقش قومیت در تعیین موقعیت و بازتولید سازماندهی فضایی مسکن مهاجران (نمونه موردی: شهرک گلشهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۹
قومیت یکی از ویژگی های فرهنگی مهاجران است که می تواند بر ساختار مسکن تاثیرگذار باشد. بطوری که؛ ساختار مسکن برای مهاجران به عنوان فضایی برای تقویت هویت جمعی و فردی، برآورده سازی نیازهای اساسی و حفظ ارتباط با ریشه های قومیتی آنها است. این درحالیست که مسکن مهاجران با قومیت های متفاوت، اغلب براساس فرهنگ اقوام در شهر میزبان (مقصد) یا نیازهای فیزیکی آنها است و با نیازهای واقعی مهاجران مطابقت ندارد. بنابراین تحلیل ساختار مسکن مهاجران پاسخ مناسبی به انطباق این خانه ها با نیازهای قومیتی آنها است. هدف این پژوهش شناسایی و بررسی تاثیر قومیت بر ساختار مسکن مهاجرین می باشد؛ و برای دستیابی به این هدف، محققان با انجام مطالعات میدانی در پی پاسخگویی به سوال « تاثیر قومیت مهاجران بر تعیین موقعیت و سازماندهی فضایی مسکن آنها چیست؟» هستند. جهت انجام تحقیق حاضر از روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد مقایسه ای و نتیجه گیری بر پایه استدلال منطقی، به شیوه استقرایی استفاده شده است. گردآوری داده ها به کمک دو تکنیک مطالعات اسنادی-کتابخانه ای و برداشت میدانی از طریق ابزارهای مشاهده، مصاحبه هدفمند، عکسبرداری و بررسی پلان ها انجام شده است. یافته ها حاکی از آن است که قومیت مهاجران باعث تغییر در فرهنگ، هویت و نیازهای آنها شده و بیشترین تحولات را در ساختار و موقعیت مسکن مهاجران شهرک گلشهر ایجاد کرده است. بازتولید سازماندهی فضایی در خانه مهاجران گویای ساختارهای متفاوت پلان، تغییرات در نحوه چیدمان فضایی از عمومی تا خصوصی، سازماندهی متفاوت نشیمن و پذیرایی، میزان فضای باز و بسته، چگونگی ایجاد محرمیت بصری، تعیین متفاوت مکان ساخت فضاهای مسکن و جانمایی مکانی متفاوت فضای پذیرایی از مهمان است که بیشترین ارتباط را با قومیت آنها دارد. همچنین با توجه به یافته ها چنین به نظر می رسد که میان قومیت و تعیین موقعیت مسکن رابطه مستقیم وجود دارد. چنانکه مهاجران، محله ای را برای سکونت برمی گزینند که بیشترین ارتباط را با هم قومی های خود داشته باشند.
۳۰۶۹۲.

تبیین و تحلیل عوامل مؤثر بر برندسازی شهرهای رودخانه ای با تأکید بر رویکرد زیست محیطی-اکولوژیکی (مورد مطالعه: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۵۲
| رودخانه ها در شهرهای رودخانه ای نقش کانونی در شکل گیری پیوندهای اکولوژیکی، اجتماعی و معنایی میان شهروندان و فضای زیست شهری ایفا می کنند. این پژوهش باهدف تحلیل سازوکارهای مؤثر بر تعلق مکانی شهروندان به رودخانه کارون، از روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار SmartPLS بهره گرفته است. چارچوب مفهومی پژوهش شامل هشت سازه پنهان بود: کیفیت اکولوژیکی، منظر طبیعی، ادراک زیبایی شناختی، مشارکت اجتماعی، تعلق مکانی، تصویر برند شهری، گردشگری اقتصادی و فعالیت های ورزشی و تفریحی رودخانه ای است. داده ها از طریق پرسشنامه ای ساخت یافته گردآوری و روابط میان متغیرها در قالب مدل درونی و بیرونی تحلیل شد. نتایج تحلیل مدل بیرونی حاکی از آن است که مدل روایی و پایایی قابل قبولی دارد؛ بارهای عاملی اغلب بالای 7/0، پایایی ترکیبی بالاتر از 7/0 و میانگین واریانس استخراج شده در اکثر سازه ها بیش از 5/0 گزارش شد که نشان دهنده روایی همگرای مطلوب است. یافته ها نشان داد که کیفیت اکولوژیکی تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه گردشگری اقتصادی دارد (β = 0.267, p < 0.05) و گردشگری به نوبه خود، تعلق مکانی به رودخانه را به طور معنادار افزایش می دهد (β = 0.695, p < 0.01). همچنین، فعالیت های ورزشی و فراغتی پیرامون رودخانه نقش میانجی مؤثری در ارتقای حس تعلق دارند (β = 0.581, p < 0.01)، درحالی که اثر مستقیم کیفیت اکولوژیکی بر تعلق مکانی معنادار نبود. مدل درمجموع توانست 4/25 درصد از واریانس تعلق مکانی را تبیین کند و شاخص برازش کلی (GoF = 0.42) نیز تأییدکننده کفایت مدل است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تجربه مثبت شهروندان از رودخانه، تنها از طریق بهبود عوامل محیطی حاصل نمی شود، بلکه نیازمند فعال سازی ظرفیت های گردشگری، مشارکت پذیری اجتماعی و تقویت کارکردهای فراغتی در بستر رودخانه است. این یافته ها بر ضرورت رویکردی یکپارچه در مدیریت فضاهای رودخانه ای شهری تأکید دارد، به گونه ای که برنامه ریزی محیطی با ارتقای تجربه پذیری و پیوند عاطفی شهروندان همراه باشد.
۳۰۶۹۳.

راهکارهای افزایش تعاملات بینافرهنگی مبتنی بر پایداری اجتماعی در خوابگاه های دانشجویی (نمونه مطالعاتی: خوابگاه دخترانه هفت تیر دانشگاه صنعتی شاهرود)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۵
در 5 دهه اخیر با توجه به افزایش میل عمومی به اخذ مدارک تحصیلی عالیه، مراکز آموزش عالی به صورت چشمگیری توسعه یافته اند و این موضوع موجب افزایش تعداد دانشجویان غیر بومی شده است. یکی از ملزومات مورد نیاز این دانشجویان داشتن خوابگاه برای اسکان می باشد و خوابگاه های دانشجویی نقش بسزایی را در شکل گیری ارتباطات و تعاملات آن ها ایفا می نمایند. همچنین ساختار معماری هر جامعه، گویای نمادهای فرهنگی مردم آن سرزمین می باشد. بنابراین، از طریق معماری صحیح و کارآمد می توان فرهنگ و ارزش ها را انتقال و آموزش داد. معماری پایدار یکی از مفاهیم و رویکردهای فراگیری است که امروزه توجه ویژه ای به آن شده است و به معنای توانایی پاسخگویی فضاهای طراحی شده به نیازهای زمان خود است. با توجه به مطالب بیان شده، هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر شاخص های معماری پایدار از منظر اجتماعی و فرهنگی بر تعاملات بینافرهنگی و ارائه ی راهکارهایی در جهت افزایش آن در خوابگاه های دخترانه دانشجویی می باشد. ساختار این پژوهش بر پایه داده های کیفی و کمی استوار شده است و نحوه گردآوری اطلاعات در این پژوهش در دو بخش مطالعات کتابخانه ای و میدانی انجام گرفته است. در بخش مطالعات کتابخانه ای، شاخص های متغیر مستقلِ معماری پایدار از منظر اجتماعی و فرهنگی، که عبارتند از «مشارکت»، «کالبدی»، «اقتصادی»، «مردم داری»، «تنوع»، «محیط زیستی» و «هویتمندی» و همچنین شاخص های متغیر وابسته تعاملات بینافرهنگی، شامل «همدلی»، «آگاهی بخشی»، «خودشناسی»، «گفتگو گستری»، «احترام متقابل»، «نوع دوستی» و «عدالت و مساوات» استخراج شده اند. در بخش مطالعات میدانی، با استفاده از شاخص های به دست آمده، پرسشنامه ای تهیه و میان دانشجویان ساکن در خوابگاه دخترانه هفت تیر دانشگاه صنعتی شاهرود به عنوان محدوده مورد مطالعه پژوهش حاضر توزیع گردید. در ادامه، با توجه به محاسبات آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی ساده در نرم افزار SPSS 24 به ترتیب، چهار شاخص «تنوع»، «مردم داری»، «کالبدی» و «اقتصادی» دارای ارتباط معنادار با تعاملات بینافرهنگی تشخیص داده شدند و در پایان پیشنهاداتی جهت افزایش تعاملات بینافرهنگی بر پایه شاخص های استخراج شده ارائه گردیده است.
۳۰۶۹۴.

آسیب شناسی دو سالانه های نگارگری در ایران تحلیل و بررسی یازده دوره برگزاری (از سال 1372 تا 1401)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۶
مقدمه: دوسالانه ها نقشی مؤثر در ایجاد ارتباط میان متخصصان عرصه هنر و عموم مردم و نیز پویاییِ جامعه هنری ایفا می کنند. ازاین رو، مشکلات و چالش های موجود در روند برگزاری آن ها می تواند آسیب های قابل توجهی به این حوزه وارد کند؛ بنابراین، آسیب شناسیِ برگزاریِ این دوسالانه ها ضروری است. اهداف و سؤال ها: هدف این پژوهش، شناسایی نقاط قوت و ضعفِ دوسالانه های نگارگری در ایران است تا برگزارکنندگان اصلیِ این دوسالانه ها، با اتخاذ موضعی راهبردی، بتوانند به شکلی بهینه و در راستای اهداف تعیین شده، آن ها را مدیریت کنند. پرسش های اصلی پژوهش ناظر بر این موارد است که نقاط قوت و ضعف در ساختار مدیریتی و روند اجرایی دوسالانه ها چیست؟ و چه راهکارهایی برای بهبود روند موجود و رسیدن به وضعیت مطلوب می توان ارائه داد؟ روش ها: روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و بر اساس مطالعه اسنادی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته (یا عمیق) انجام شده است. جمع آوری اطلاعات با اتکا به منابع کتابخانه ای و مصاحبه با نخبگان، به صورت توأمان صورت گرفته و پس از مطالعه دقیقِ روندِ برگزاریِ یازده دوره گذشته، دسته بندی محتواییِ مصاحبه ها و تجزیه وتحلیل داده ها، آسیب های موجود در این زمینه مورد شناسایی شده است. یافته ها و نتایج: یافته های پژوهش ضمن تبیین دستاوردهای دوسالانه، به چالش های متعددی همچون وابستگی به نهادهای دولتی، فقدان برنامه منسجم، عدم وحدت رویه و موارد مشابه را نشان می دهد و به منظور رفع این مشکلات مهم ترین راهکار، تثبیت جایگاه انجمن صنفی نگارگری است و پس ازآن با افزایش تولی گری انجمن، سایر مشکلات، همچون فقدان برنامه، عدم وحدت رویه، حاکم شدن سلیقه جناحی، عدم شفافیت مالی و غلبه بخش دولتی نیز برطرف خواهد شد.
۳۰۶۹۵.

تدوین چهارچوب ارتقای زیست پذیری در مجتمع های مسکونی معاصر با کاربست مدل معماری بیوفیلیک (مجتمع های منتخب شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۲
بیان مسئله: ارتقای زیست پذیری در مجتمع های مسکونی به دلیل افزایش تراکم شهری و تغییرات محیطی یکی از چالش های مهم طراحی شهری شده است. معماری بیوفیلیک رویکردی نوین است که با ایجاد ارتباط میان انسان و طبیعت، زمینه ساز بهبود کیفیت زندگی و سلامت روانی ساکنان می شود. بنابراین به کارگیری مدل معماری بیوفیلیک می تواند نقش کلیدی در بهبود زیست پذیری مجتمع های مسکونی معاصر داشته باشد. هدف پژوهش: این پژوهش با رویکردی کمی- کیفی مبتنی بر روش تحلیل نحو فضا به ارزیابی تطبیقی شیوه های طراحی مجتمع های مسکونی معاصر با اولویت دادن به راهبرد بیوفیلیک در ارتقای زیست پذیری مسکن می پردازد. روش پژوهش: روش پژوهش استدلال منطقی و قیاسی است که با شبیه سازی نمونه های منتخب (شش مجتمع مسکونی شهر قزوین) در نرم افزار دپت مپ، اثرگذاری شیوه های ترکیب توده/ فضا را بر مؤلفه های زیست پذیری مبتنی بر بیوفیلیا خوانش می کند. بررسی تطبیقی شامل شش گونه متمایز ترکیب فضایی ساختمان ها و محوطه به کمک شاخص های اتصال، هم پیوندی، هم پیوندی بصری و آنتروپی و نیز تطبیق دو نمونه از پلان های تیپ طبقات به کمک شاخص های اتصال، عمق و هم پیوندی است. نتیجه گیری: تحلیل نتایج در دو سطح پلان تیپ طبقات و سایت پلان نشان دهنده همبستگی مثبت این شاخص ها با مؤلفه های بیوفیلیایی شامل دسترسی به طبیعت، دیدهای سبز و کیفیت تعاملات اجتماعی است. دستاورد پژوهش تدوین راهکارهای ارتقای زیست پذیری برحسب وضعیت شاخص ها و شیوه طراحی در نمونه های مطالعه و ارائه چهارچوبی کاربردی برای معماران و برنامه ریزان شهری در طراحی فضاهای مسکونی زیست پذیر است.
۳۰۶۹۶.

ارزیابی اثرگذاری نقاشی دیواری در فرایند طراحی مبلمان شهری و نقش آن در ارتقاء کیفیت منظر شهری؛ مطالعه موردی شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۸
بیان مسئله: هر رشت، مرکز استان گیلان، با دارا بودن سرمایه های غنی فرهنگی و طبیعی، ظرفیت تبدیل شدن به الگویی پیشرو در منظر شهری انسان محور را دارد. نقاشی های دیواری به عنوان عناصر پویای مبلمان شهری، می توانند با ایجاد پیوند میان حافظه جمعی و فضای معاصر، نقش کاتالیزوری در تقویت هویت مکانی ایفا کنند. هدف: سنجش تأثیر نقاشی های دیواری بر فرایند طراحی مبلمان شهری و ارتقای کیفیت منظر شهری رشت با محوریت چارچوب رلف (1976) و توان (1977) و تحلیل سه محور: هویت و حس تعلق، یکپارچگی بصری و ارائه راهکارهای طراحی مبتنی بر فرهنگ محلی و شرایط محیطی. روش: پژوهش توصیفی-تحلیلی و ترکیبی (کتابخانه ای و میدانی) است. ۲۸۳ پرسشنامه چهارگزینه ای میان ۶۴ شهروند در ۶ گروه سنی-اجتماعی توزیع شد. داده ها بر شاخص های هماهنگی فرهنگی، انطباق محیطی، کارکردهای هویتی، رسانه ای و زیبایی شناختی، و تعامل با مخاطب و محیط تحلیل شدند. یافته ها: آثار هم خوان با فرهنگ محلی (مانند نقاشی زنان برنجکار و میرزا کوچک خان) حس مکان و اصالت را تقویت کردند، اما آثار انتزاعی به دلیل گسست از زمینه تاریخی-فرهنگی توسط ۸۲٪ مخاطبان بی ارتباط ارزیابی شدند. نتیجه گیری: دیوارنگاره ها تنها با بازتاب زیست جهان محلی، انطباق محیطی و پاسخگویی به سلیقه مخاطبان می توانند نقش راهبردی در طراحی مبلمان و ارتقای منظر ایفا کنند. پیشنهاد اصلی، تبدیل آن ها به «کانون های تعامل اجتماعی» از طریق دستورالعمل مدیریتی مشارکتی است.
۳۰۶۹۷.

تحلیل فرهنگی و انسان شناختی پوشاک زنان ایل قشقایی استان فارس با کارکردها و معانی در فرهنگ عشایری بر اساس آراء هوارد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۸۴
پوشاک، بسیاری از عوامل موثر در هویت فرهنگی انسانها را متجلی می سازد. سبکهای پوشش روزمره و مراسمی از مشهودترین نمودهای هویتی جامعه عشایری محسوب می شوند و مؤلفه هایی چون فرهنگ، آداب و رسوم، جغرافیا، اقلیم و غیره هر یک به نوعی بر شکل گیری و یا تغییرات تدریجی آن تاثیرگذارند. اهداف این پژوهش تحلیل فرهنگی و انسان شناختی پوشاک زنان ایل قشقایی استان فارس بر اساس آراء هوارد مورفی و همچنین تحلیل کارکرد زیبایی شناختی و معانی پوشاک در فرهنگ عشایری است. انسان شناسی هنر زندگی اجتماعی انسان را در گذشته و حال مورد بررسی قرار می دهد و اساسا به مطالعه "فرهنگ انسانی" و چگونگی سازگاری فرهنگ با محیط می پردازد. در واقع، انسان شناسی درباره فرهنگ های موجود به خصوص فرهنگ های ابتدایی مطالعه می کند. سوال اصلی این پژوهش؛ چگونه پوشاک زنان ایل قشقایی بازتاب دهنده فرهنگ انسان شناختی است؟ و تحقیق کیفی و توصیفی-تحلیلی است و داده های آن به شیوه میدانی مشاهده و مصاحبه مستقیم جمع آوری شده و در در بخش کتابخانه ای با چارچوب نظری انسان شناسی؛ با توجه به سه دیدگاه معناشناختی، زیباشناختی و کارکردشناختی هوارد مورفی به بررسی پوشش زنان عشایر ایل قشقایی استان فارس پرداخته شده است. در نتیجه پژوهش باید گفت امید به زندگی، ایجاد شادی و زیباسازی محیط زندگی با استفاده از رنگها و تزیینات و پارچه های پر زرق و برق در بعد زیباشناختی و همچنین جریان داشتن زندگی در سایه اعتقادات و باورهایی که در مورد رنگها پوشاک و تقدس چارقد زنان در زندگی ایلی وجود دارد و همچنین جایگاهی که جنس پارچه، رنگ و تزیینات در سطح طبقاتی و شأن اجتماعی زنان در ایل دارند، در بعد معناشناختی رویکرد مورفی بوده و در بعد کارکردشناختی هم پوششی کامل و مناسب با اقلیم، فعالیتها و شرایط سخت زندگی کوچ نشینی زنان ایل قشقایی است و تمامی جنبه های آن علاوه بر داشتن زیبایی و معانی فرهنگی، کارکردی است.
۳۰۶۹۸.

ریشه یابی و تحلیل عناصر بصری نگاره بشارت تولد پیامبر(ص) در نسخه عثمانی سیره النبی کتابخانه توپقاپی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه: موضوع تولد پیامبر اکرم(ص) ازجمله وقایعی است که به استناد توصیفات کتب مذهبی، با رخدادهای فرازمینی همچون نزول فرشتگان، همراه بوده است؛ بااین حال، تصویرسازی این رویداد در نسخه های خطی کمتر موردتوجه قرارگرفته است. از نمونه های باقی مانده در این زمینه می توان به نگاره های کتاب عثمانی «سیره نبی» متعلق به سده شانزدهم میلادی/ یازدهم هجری اشاره کرد که در موزه توپقاپی سرای استانبول نگه داری می شود. این نسخه صحنه هایی از بشارت، تولد و انتخاب دایه پیامبر(ص) را در بردارد و شباهت هایی با برخی از نگاره های ایرانی در آن مشهود است. اهداف و سؤال ها: هدف این مقاله، ریشه یابی نقوش و بررسی نحوه به کارگیری عناصر بصری در نگاره بشارت تولد پیامبر(ص) از نسخه سیره النبی است. پرسش اصلی مقاله نیز بدین شرح است: عناصر تصویری به کاررفته در نگاره بشارت تولد نسخه خطی سیره نبوی، دارای چه منشأ و ویژگی هایی هستند؟ روش ها: این پژوهش از نوع کیفی است و با روش تحلیلی-تطبیقی و با استناد به منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها و نتایج: یافته های مطالعه حاکی از آن است که انتخاب عناصر و سوژه های به کاررفته در نگاره موردمطالعه، به استناد منابع تاریخی و با تأکید بر وجه ماورایی این رویداد صورت پذیرفته و در پردازش و جزئیات بصری، بسیار متأثر از معراج نگاره های مکتب تیموری و صفوی ایران است. بر این اساس مواردی همچون نمایش فرشتگان، مرکب پیامبران، نمایش کعبه و ترکیب بندی این اثر، با معراج نگاری های ایرانی قابل انطباق است؛ بااین حال، خلاصه سازی و حذف جزئیات، نشان دهنده تلاش برای خلق سبکی متمایز و مستقل از سبک های ایرانی را در این اثر است.
۳۰۶۹۹.

مطالعه تطبیقی نقاشی های خانقاه صفی علیشاه به لحاظ تأثیر جایگاه اجتماعی- سلوکی عرفانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۷
خانقاه به عنوان نهادی مقدس و چندکارکردی، همواره نقشی بنیادین در سامان دهی نظام فضایی اجتماعی، انتقال آموزه های عرفانی و بازنمایی هویت جمعی صوفیان ایفا کرده است. در این میان، خانقاه صفی علیشاه نه تنها محل تجمع مریدان و اجرای مناسک سلوکی، بلکه رسانه ای بصری برای بیان جهان بینی عرفانی، مشروعیت معنوی پیر و تداوم سنت طریقت نعمت اللهی محسوب می شود. این پژوهش به بررسی تطبیقی نقاشی ها و نقوش کاشی کاری دیواری خانقاه آرامگاه صفی علیشاه در پیوند با جایگاه اجتماعی، عرفانی و سلوکی او می پردازد و می کوشد نشان دهد که چگونه هنر تصویری در این بنای یادمانی، بازتابی از سیره فردی، مراتب سلوک معنوی و نقش اجتماعی پیر طریقت در بستر تصوف دوره قاجار است. مقاله حاضر با تمرکز بر معناشناسی نقوش کاشی کاری و نقاشی های دیواری این مجموعه، به این مسئله می پردازد که سبک زندگی عرفانی و سیره سلوکی صفی علیشاه چگونه در انتخاب مضامین، نمادها، اشعار و تصاویر انسانی بازتاب یافته و چه عواملی بر شکل گیری نقوش کاشی کاری قاجاری در بناهای عرفانی آرامگاهی تأثیرگذار بوده است. بدین منظور، روش تحقیق توصیفی تحلیلی به کار گرفته شده و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و تحلیل استنتاجی گردآوری شده اند. تحلیل سبک زندگی صفی علیشاه، جایگاه اجتماعی عرفانی او در میان دراویش نعمت اللهی و تطبیق آن با نقوش تصویری و اشعار منقوش بر کاشی ها، امکان خوانشی نمادین از این آثار را فراهم آورده است. در این راستا می توان به تبیین بازتاب سیره عرفانی صفی علیشاه در هنر تصویری خانقاه آرامگاه او و شناسایی کارکردها و عوامل شکل دهنده نقوش کاشی کاری در بناهای عرفانی دوره قاجار به عنوان اهداف اصلی این پژوهش اشاره نمود.
۳۰۷۰۰.

طراحی مدل یکپارچه ظرفیت سازی برای مدیریت بحران میراث فرهنگی در ایران: رویکردی مبتنی بر تحلیل سه سطحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۰
میراث فرهنگی ایران به عنوان گنجینه ای بی بدیل از هویت و تمدن ملی، همواره در معرض تهدیدات ناشی از بحران های طبیعی و انسان ساخت قرار دارد. این پژوهش با هدف طراحی مدل یکپارچه ظرفیت سازی برای مدیریت بحران میراث فرهنگی در ایران انجام شده است. روش تحقیق از نوع آمیخته (کیفی-کمّی) بوده و داده ها از طریق مصاحبه با متخصصان، پرسشنامه و تحلیل اسناد گردآوری شدند. یافته ها نشان داد که سیستم مدیریت بحران میراث فرهنگی ایران با چالش های ساختاری عمیقی در سه سطح فردی (کمبود نیروی متخصص، ضعف آموزش)، سازمانی (نبود ساختار یکپارچه، مشکلات مالی) و اجتماعی (فقدان مشارکت مردمی، آگاهی پایین) مواجه است. مدل پیشنهادی ICCHRM در سه لایه «پیشگیری هوشمند»، «پاسخ یکپارچه» و «بازیابی تاب آور» و در سه سطح کلان، میانی و خُرد طراحی شده و هسته مرکزی آن یک سامانه هوشمند پایش و تصمیم یاری (ICCHRM-SOS) است. ارزیابی مدل با روش شبیه سازی مونت کارلو نشان داد که اجرای کامل مدل در بازه پنج ساله می تواند منجر به کاهش ۵۵% خسارات مالی، افزایش ۷۰% سرعت پاسخ گویی و بهبود ۸۰% رضایت ذی نفعان شود. تحلیل حساسیت نیز مؤثرترین مؤلفه های مدل را آموزش نیروی انسانی و راه اندازی سامانه پایش هوشمند شناسایی کرد. این مدل به عنوان نقشه راهی جامع و بومی می تواند تاب آوری سیستم مدیریت بحران میراث فرهنگی ایرآن را به طور معناداری ارتقاء بخشد. اجرای موفقیت آمیز این مدل نیازمند عزم ملی، برنامه ریزی دقیق و نظارت مستمر است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان