فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۴۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
بررسی عوامل مؤثر بر ارتقاء تعاملات اجتماعی در فضاهای شهری (نمونه موردی: میدانچه جلفا – اصفهان)
حوزههای تخصصی:
سکونت گاه های شهری قبل از مدرنیسم، فضاهای عمومی مانند میدان های شهری و بازارها، به عنوان عرصه ای جهت ارتباطات اجتماعی بوده اند و در حقیقت مکان های متشکل از فعل و انفعالات اجتماعی تعداد زیادی از مردمانی که این تعاملات را امکان پذیر می ساختند، قلمداد می شده اند بنابراین شرط اساسی برای اینکه یک فضای عمومی، فضای شهری تلقی شود اینست که در آن تعامل و تقابل اجتماعی صورت گیرد. علاوه بر این، فضاهای باز در ایجاد حس اعتماد و اطمینان به مردم کمک می کرده و باعث افزایش حس همبستگی و تعلق در مردم می شوند. در حقیقت این فضاها فراتر از مکانی صرفا برای حضور منفعلانه هستند. اما اکنون، پیشرفت صنعت، تغییر مقیاس از انسان به ماشین و شتاب زدگی در زندگی موجب شده این فضاها کیفیت تاثیر گذار گذشته را نداشته باشند. با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش های زیادی با هدف شناسایی عوامل موثر بر ارتقاء تعاملات اجتماعی در فضاهای شهری صورت گرفته است. مقاله حاضر با توجه به سابقه ی تحقیق می کوشد عوامل موثر بر ارتقاء تعاملات اجتماعی را در قالب یک مدل تحلیلی ترسیم کند و به منظور مورد پژوهی، با هدف ارتقاء تعاملات اجتماعی و بهبود کیفیت حس تعلق به مکان، نتایج حاصل را در میدان جلفا اصفهان به کار بندد. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که عوامل کالبدی محیط، شخص استفاده کننده و سایر افراد حاضر در محیط، فاکتورهای تاثیرگذار بر میزان کیفیت و کمیت تعاملات اجتماعی می باشد.
خیابان چهار باغ اصفهان، مفهومی نو از فضای شهری
منبع:
گلستان هنر ۱۳۸۵ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
تبیین مرزهای بین عکاسی واقع گرایانه، انتزاعی و تجریدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از تقسیم بندی هایی که می توان جهت دسته بندی عکس ها قائل شد، تفکیک نمودن آنها از نظر میزان انطباق با واقعیت بیرونی و وفاداری به ثبت عینی رویدادها می باشد. از آنجا که تاکنون مرزبندی قاطعی بین عکس ها از این نظر انجام نپذیرفته است؛ در این مقاله سعی شده با یک دسته بندی کلی، عکس ها در سه گروه واقع گرا، انتزاعی و تجریدی تفکیک، و مرزبندی بین آنها مشخص گردد. بدین منظور در ابتدا معانی واژگان واقع گرایی، انتزاع و تجرید به ایجاز و اختصار مرور شده و سپس به بازشناسی خصوصیات آنها و تبیین مرزهایی جدید در این میان پرداخته شده است. گروه اول شامل عکس های واقع گرا، عکس های خبری و مستند را در خود جای می دهد که هدف اصلی آن ثبت کامل واقعیت به صورتی وفادارانه است. در گروه بعدی عکس های انتزاعی تفکیک شده اند که دارای برداشتی گزینشی از واقعیت بوده و سعی در ساده سازی واقعیت موجود دارند. در دسته بندی آخر، عکس های تجریدی قرار دارند که عکاس ارتباط خود را با طبیعت و ثبت واقعیت عینی قطع نموده و تصویر، دیگر محملی برای نمایش موضوعی از جهان محسوس نمی باشد. هدف این دسته از عکس ها این است که جهان درونی انسان را، بدون توسل به استعاره های جهان بیرونی بیان نماید. با چنین تعریفی می توان، مرزبندی تازه ای جهت تفکیک عکس ها در دسته بندی ای نوین، قائل شد.
تصاویر معماری قلعه های اورارتویی و غرب ایران در نقش برجسته های آشوری
منبع:
هنرنامه ۱۳۸۱ شماره ۱۵
حوزههای تخصصی:
از آنجا که باستان شناسی علم کاوش ادوار مختلف تاریخ می باشد ، به علت گذشت زمان مدارک مورد بررسی همواره بسیار محدود بوده است و در معرض تخریب و تحریف قرار دارند . این مدارک شامل اسناد مکتوب ، سکه ، هنرهای ظریفه ، نقش برجسته و می باشند ، از این میان نقش برجسته ها مانند کتابی مصور در خدمت باستان شناسان هستند . به همین دلیل نقش برجسته های آشوری سهم بسیار زیادی در تعیین معماری و هنر دوران تاریک تاریخ دارند . با مطالعه ی تصاویر حجاری شده توسط هنرمندان آشوری می توان هم سبک هنر آشور در ادوار مختلف و هم هنر و معماری شهرهای به تصویر در آمده را بررسی کرد ...
فضای نور و معماری نور
منبع:
باغ نظر ۱۳۸۴ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
نور در معماری چیست؟ این پرسشی است که این مقاله در مقام پاسخی بنیادی و فلسفی بر آ ن است. بدیهی است نور در فیزیک قسم خاصی از امواج الکترو مغناطیسی است که قابل مشاهده است. در دانش فیزیک به واسطه وجود حاملی مفروض نور امکان تحقق می یابد. این حامل واسطه ای است که در آن امواج نور به حرکت در می آید.در این مقاله به خصوصیتهای فیزیکی نور بدانگونه که مبحث علم فیزیک است کاری نیست بلکه در اینجا از ویژگیهای مکانی و برخی جهات استتیک نور که با مقوله فضا و مکان در هم آمیخته است سخن خواهد رفت. خصوصیات فضاهای ساخته شده نوری در کنار فضاهای عام حامل نور مورد بحث خواهد بود. از نظر ما ساخت فضاهای نوری اهمیتی چون فضاهای ساخته شده معماری دارد و از این رو ساخت و تولید این فضاها مستلزم دانش معماری خاصی است که آن را می توان «معماری نور» نام نهاد.
مقایسة تاثیر هنر سفالگری چین بر ایرانِ ادوار تیموری و صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علیرغم سابقة تاثیرگذاری سفالگری کشور چین بر سفالگری ایران از ابتدای دوران اسلامی، این تاثیرگذاری طی ادوار تیموری و صفوی، بخصوص در زمینة ساخت و تزیین ظروف سلادون و آبی- سفید، نمود ویژه ای داشته است. باتوجه به اینکه ادوار مزبور در تاریخ هنر ایران ادوار همگونسازی مضامین تزیینی چینی با ذوق و سلیقه ایرانی به شمار میروند، بررسی و مقایسة تفاوت ها و شباهت های تاثیرپذیری هنر سفالگری این ادوار از کشور چین، میتواند نقش مهمی در شناخت تغییر و تحولات مضامین تزیینی ایران ایفا نماید. متاسفانه علیرغم اهمیت موضوع، تاکنون تحقیقی جامع در این رابطه صورت نپذیرفته است؛ بدین سبب تحقیق پیش رو این موضوع را مد نظر قرار داده و با مقایسة برخی از ظروف چینی شاخص هر دوره که در ایران تولید شده اند، تلاش مینماید شناختی دقیق تر و کامل تر از نوع تاثیر چینی را ارائه نماید. باتوجه به یافته های تحقیق، تاثیر سفالگری چین بر ادوار تیموری و صفوی بطور یکسان صورت نپذیرفته و باوجود شباهت های ظاهری، در بسیاری از زمینه های ساخت و تزیین ظروف متفاوت میباشد. همچنین این تاثیرپذیری بصورت تقلیدی صرف نبوده و بخصوص در زمینة نقوش تزیینی، آگاهانه و انتخابی توام با ویژگی های ایرانی و اسلامی بوده است
اطوار مرکز ، تحلیلی بر مراتب مفهوم مرکز در معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مفاهیمی که در مطالعات نظری معماری از آن بسیار سخن گفته شده، مفهوم «مرکز» است. در حوزه هنر و معماری، کریستیان نوربرگ شولتس، رودولف آرنهایم و کریستوفر الکساندر، مفهوم «مرکز» را مبنا و اساس نظریه پردازی های خویش قرار داده اند. با رجوع به سخنان نظریه پردازان در این باب، آشکار می شود که آن ها از منظرهای متفاوتی به این مفهوم واحد نگریسته اند؛ بنابراین، با جمع آوری و کنار هم گذاشتن آرای این نظریه پردازان، نه تنها این مفهوم آشکارتر نمی شود، بلکه بر ابهام آن افزوده می شود. این نوشتار در پی آن است که با تأمّل در آرای مختلف درباره مرکز و یافتن جایگاه هر سخن، این ابهام را تا حدی برطرف کند. برای رسیدن به این هدف، ابتدا وجوه مشترک مرکز از خلال سخنان پراکنده نظریه پردازان نمایان می شود. سپس با تأمل در آرای ایشان آشکار می گردد که با وجود اینکه همگی از واژه مرکز استفاده می کنند، گویا انواع (مراتب) گوناگونی از مرکز را مدّنظر دارند؛ لذا تلاش می شود مراتب مختلف مرکز با تعمّق در سخنان نظریه پردازان، استخراج، نام گذاری و شرح داده شود. با تحلیل مضمونی گفته های ایشان در نهایت، پنج مرتبه برای این مفهوم معرفی می شود که عبارت اند از: مرکز حقیقی، جوهری، معنایی، عملکردی و کالبدی (شامل مصنوع و طبیعی). مرکز حقیقی هستی غالباً موضوع بحث ادیان بوده است. هرچند کریستوفر الکساندر آن را در پدیده های طبیعی نیز آشکار می یابد. مرکز جوهری اشاره به لایه هایی درونی هر پدیده دارد که چیستی آن را معیّن می کند. ترکیب واژگانی «مرکز معنایی» را نوربرگ شولتس به کار برده است و مفهوم آن را نیز کریستوفر الکساندر به مثابه یکی از مراکز شرح داده است. هر دوی آن ها به مرکز معنایی در ساحت باطنی اش توجه کرده اند. کریستوفر الکساندر و رودولف آرنهایم عملکردهای یک پدیده را نیز در زمره مراکز تشکیل دهنده کلیت پدیده به شمار می آورند و مرکز عملکردی با رجوع به آثار ایشان تعریف می شود. مرکز کالبدی، تمرکزی در فضای عینی است. چنانچه این تمرکز در طبیعت بوجود آید، آن را مرکز طبیعی گویند و اگر تمرکزی در محیط مصنوع توسط انسان به وجود آید، آن را مرکز کالبدی مصنوع می نامند. مرکز مانند هر مفهوم دیگری در عالم، نظام معنایی ذومراتبی دارد؛ نظامی که سیری از ظاهر به باطن را طی می کند و تمام پیکره معماری را در بر می گیرد. اختلاف نظریه پردازان در تبیین مفهوم مرکز، به علت همین مراتب مختلف آن است؛ بنابراین می توان از اطوار مرکز سخن گفت.
یادداشتی بر نمایش عشق آباد: از خاطره درمانی تا خنده درمانی (نوشته و کار داود میر باقری)
حوزههای تخصصی:
کتیبه های ضریح شیر و شکر امام رضا (ع) از منظر مبانی اعتقادی شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴۰
16 - 31
حوزههای تخصصی:
ضریح سازه ای منحصراً شیعی است که تزئینات و کتیبه های نقش بسته بر آن، با تأمل و دقت خاصی از منظر عقاید شیعه انتخاب می شود. ضریح شیر و شکر چهارمین ضریح قرار گرفته بر مضجع شریف امام رضا (ع) بوده است که در نیمه شعبان سال 1379 ه.ق. در محل قبر نصب شده است. طراحی این ضریح توسط استاد محمد تقی ذوفن صورت گرفته و ناظر ساخت و پژوهشگر انتخاب کتیبه های ضریح مرحوم ابوالحسن حافظیان بوده است. کتیبه های این ضریح شامل سوره یس، سوره انسان، اسماء الهی، احادیثی در شأن امام رضا(ع) و اسماء چهارده معصوم (ع) است که اکثراً به خط زیبای ثلث کتابت شده است. به علت مرمت های صورت گرفته بر این ضریح، در کتیبه های آن تغییراتی ایجاد شده به صورتی که تعدادی از این کتیبه ها با نقوش اسلیمی فلزی تعویض شده است و تعدادی از اسماء الهی از قسمت تاج ضریح برداشته شده اما دیگر کتیبه ها کمتر دستخوش تغییرات بوده است. این مقاله سعی بر آن دارد تا کتیبه های ضریح شیر و شکر به تفصیل مع رفی گردد و با توجه به مرمت های انجام شده تغییرات ذکر شود. سؤال پژوهش این است که آیا انتخاب کتیبه های ضریح اعم از آیات، اسماء الهی و احادیث با توجه به اعتقادات شیعه و شأن امام رضا (ع) دلایل خاصی داشته است؟ این مطالعه به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است و جمع آوری اطلاعات و تصاویر به صورت، میدانی و کتابخانه ای بوده است. در نتیجه این مطالعه روشن گردید که متن کتیبه های انتخاب شده برای کتابت بر ضریح با علم به باطن آیات و احادیث همراه است و زایر در هنگام زیارت هم از نظر معنوی و هم از نظر بصری با ضریح و علی الخصوص ولی مدفون ارتباط بر قرار می سازد.
روش شناسی تحلیل و استنباط مضامین موعودگرا از فیلم های سینمایی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
فرآیند حرکت جهان به سمت پایان تاریخ، با تکوین مفهومی به نام موعود و فراز و نشیب های آن در دوران ارتباطات در تولیدات سینمایی بسیاری مورد توجه قرار گرفته است. توجه به مقوله موعودگرایی در تولیدات سینمایی غربی، از اولین فرآورده های شکل گرفته در عرصه سینما نمایان است. حضور منجی که در آخر الزمان برای احقاق حق می آید، در بسیاری از تولیدات سینمای غرب قابل رویت است. شاید در فعالیت های ملیس بتوان ریشه این تفکر را رویت کرد. ملیس در سال 1897 در اطراف پاریس، اولین استودیوی فیلمبرداری را تاسیس کرد. وی از فیلم، برای بیان عقاید خودش استفاده کرد. اولین فیلم طولانی وی، محاکمه دریفوس (250 متر)، از عقاید آزادی خواهانه محکومان بی گناه که تحت ظلم و ستم قرار گرفته بودند، حمایت می کرد و در خاتمه رهایی را نوید می داد. در نگاه به فعالیت های بعدی نیز شاید بتوان در فیلم هایی نظیر سیصد، پرسپولیس، روز استقلال، مسیر سبز، شبی بدون شاه، به استنباط مضمون موعود و به کارگیری مفهوم دینی پایان تاریخ دست یافت.
روش شناسی برای شناخت مضمون های موعودگرا و تحلیل و استنباط آنها مبتنی بر تولیدات سینمایی دارای روی کردهای متعدد و در عین حال تنوع در روش و تکنیک است. نگاهی به فعالیت های انجام شده در این عرصه در ایران و جهان نشان می دهد که روی کردهای حاضر، روی کردهایی مبتنی بر زمان (نظیر تحلیل های مبتنی بر تاریخ ویا درجریان زمان) یا روی کردها مبتنی بر وسعت یا عمق نگری به مضامین (همچون روش های مورد استفاده در روش های توصیفی) یا روی کردهای نشانه شناختی و نظایر آن را دربر گیرد و هر یک نیز دربر دارنده مجموعه ای از روش ها و تکنیک ها نیز هستند.
شاید با تاکید بر چگونگی گردآوری اطلاعات بتوان از هر 3 دسته روش های توصیفی، تبیینی و ترکیبی برای استنباط مضامین موعودگرا و تحلیل مفاهیم مرتبط با آن، استفاده کرد. در تحقیقات توصیفی می توان از روش های تحلیل محتوای کیفی تحلیل گفتمان، در تحقیقات تبیینی از روش تحلیل محتوای استنباطی و در تحقیقات تلفیقی از تحلیل گفتمان انتقادی، تحلیل محتوای ارتباطی و تحلیل روایت بهره گرفت.
بی شک در هریک از روش های پیشنهادی، تکنیک های خاص تحقیق در آن روش مورد تاکید است و هر روش نیز مراحل روش شناسی خود را داراست.
در این روش شناسی مراحل اجرا، ، شیوه تعیین واحدهای تحلیل و نحوه دست یابی به نتایج و استنباط ها ارائه خواهد شد.
در سازماندهی این مطالب، بسته به عمق فعالیت مورد انتظار، شکل ارائه مضامین متفاوت است. برای مثال در اطلاعات اکتشافی، توجه به توسعه شناخت های اولیه از ابعاد، دامنه و گستره مسئله موعودگرایی و پایان تاریخ مورد نظر است و تحقیقات توصیفی ابزار اصلی برآوردن نیازهای اطلاعاتی اکتشافی در خصوص موعودگرایی است.عملیات اجرایی این استنباط و تحلیل در چارچوب زیر شکل می گیرد:
روش مورد تاکید در این مقاله، اسناد و مدارک علمی است. در این مقاله در پی طرح روش شناسی تحلیل و استنباط مضامین موعودگرا از فیلم های سینمایی این عرصه از فعالیت هستم.
«ادب پژوهی گیلان» پاییز 91
حوزههای تخصصی:
رهیافت های زیبایی شناسی به مثابه طراحی و توسعه محصول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمام طراحان در جستجوی پیدا کردن روندی برای حل مساله زیبایی شناختی در طراحی و توسعه محصولات هستند. آنها تلاش می کنند، طرح پیشنهادی خود را با آن روند انجام دهند و از این طریق به اهداف، سفارش دهندگان خود یعنی کارفرمایان و خریداران جامه عمل بپوشانند. چنانچه به اعتراف طراح با تجربه ای چون «هوفلر» همواره یک تضاد بین تئوری و عمل وجود داشته است و طراحان نمی توانستند آزادانه احساس زیبایی شناختی خود را بدون درنظر .گرفتن درخواست های سفارش دهندگان بیان نمایند و همیشه این فشار بر روی طراحان وجود داشته است. افرادی مانند «کریستوفر الکساندر» که از وی به عنوان یکی از بنیان گذاران متدولوژی طراحی یادمی شود، معتقد است مشکلات و مسایلی که طراحان باید آن را حل نمایند، خیلی پیچیده تر از آن است که تنها با احساسات و خلاقیت های هنری قابل حل باشد و بر همین اساس جهت مواجه با مشکلات و مسایل طراحی باید به تحلیل و پردازش بازار پرداخت.این نوع نگاه یکی از آشناترین روندها برای طراحان محسوب می شود که بدان فرم تاثیرگرفته از بازار می گویند که بارزترین هدف این روند، مجاب کردن استفاده کننده مشخص در ایجاد علاقه و خرید محصول است. متاسفانه اغلب این سوء تفاهم پیش آمده است که هدف از تلاش های مربوط به روندهای طراحی، بدست آوردن یک روند فراگیر واحد می باشد و این امر نادیده گرفته شده که مشکلات و مسایل مختلف، روندهای متفاوتی می طلبد. اینکه کدام روند کاربرد بهتری برای حل مسایل زیبایی شناختی دارد، سوالی است که باید در آغاز تمامی پروژه های طراحی صنعتی مطرح و پاسخ داده شود.حال اگر بپذیریم روندی برای حل مساله زیبایی شناسی وجود دارد و زیبایی شناسی را به عنوان یک زبان مورد توجه قرار دهیم و درخواست های استفاده کننده را از طریق مطالعات بازار و روش های مرتبط آن به دست آوریم. آنگاه این سوال مهم در حل مساله زیبایی شناختی پدیدار می شود، که آیا تنها روندی که در اختیار طراحان قرار دارد، همان روند و رهیافت برخاسته از بازار است؟ آیا روند های جایگزین می توانند، جانشین مناسبی برای این روند باشند؟این مقاله با مطالعه اهداف طراحی تعدادی از طراحان، چشم انداز کلی را شکل می دهد و نکات ضعف و قوت این روند را مطرح نموده و از این طریق خواننده را هدایت نموده تا بتواند تصمیم بگیرد. آیا می توان به جز روند استخراج شده از بازار از روند دیگری استفاده نمود؟ آیا نمودهایی از روندهای جایگزین وجود دارد که بتوان به آنها استناد کرد؟
تدوین اصول طراحی فضاهای بازی کودکان با تأکید برگروه سنی5 تا 12 سال (مطالعه موردی : رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در کشور ما طراحی شهری به مفهوم امروزی، سابقه چندان طولانی ندارد و در این بین طراحی فضاهای بازی کودکان خصوصاً گروه سنی 5 تا 12 سال هم اولویت کمتری را داشته است. در شهرسازی سنتی ما به دلیل هویت مندی و احساس تعلق ساکنین به فضا و سازگارتر بودن آن با جوامع سنتی، کودکان به راحتی می توانستند فضای مورد نیاز خود را برای بازی بیابند. امروزه افزایش شهرنشینی و تغییر نحوه زندگی محدودیت های فضایی و زمانی بیشتری را برای کودکان و بازی آنها ایجاد کرده که موجب شده تا روش بازی آنها کاملاً متفاوت از نسل قبل شود. رواج بازی های کامپیوتری بین بیش از 80 درصد کودکان امروز، این مسئله را ثابت و لزوم راه حل های شهرسازانه را در شهرهای معاصر برای اختصاص فضای مناسب برای این قشر سنی ایجاب می کند. این مقاله با تحلیل و ارزیابی دو محله گلسار و دروازه لاکان در شهر رشت به عنوان دو محله جدید و قدیمی با استفاده از اصول و معیارهای جاری در طراحی فضاهای بازی به مقایسه این دو پرداخته و با اثبات فرضیاتی که انتظارات کودکان امروز از فضای بازی را فراتر از تاب و سرسره های سنتی دانسته و آن را نیازمند بازنگری می بیند و تأثیر محیط کالبدی را روی رفتارهای بازی کودکان و فعالیت فیزیکی آنها تأیید می کند، سعی در ارایه اصول و نگرشی نو در باب طراحی فضاهای بازی کودکان خصوصاً گروه سنی 5 تا 12 سال دارد. نگرشی که طراحی زمین های بازی معاصر را بر اساس شناخت نیاز کودکان امروز و ارتقای کیفیت محیط شهری هدف غایی خود قرار می دهد تا فرصت های بازی کیفی را از طریق فرایند آگاهانه ایجاد کند.
فقر تاریخی گری (در نقد 300، یا چگونه آموختم کتابهای تاریخ را ورق بزنم)
منبع:
هفت ۱۳۸۶ شماره ۳۶
حوزههای تخصصی:
چیدمان خوشنویسی، گرافیک و نقاشیخط: مطالعه تطبیقی دو سبک رایج خط نستعلیق (سبک میرعماد الحسنی و محمدرضا کلهر)
حوزههای تخصصی:
قلم نستعلیق به عنوان دومین خط خاص ایرانیان در دوره اسلامی، پس از شکل گیری و پیدایش به همت خوشنویسان از دوره ای به دوره دیگر شاهد ویژگی ها و اختلافاتی هر چند جزئی در ساختار حروف، کلمات، اتصالات و نیز ترکیب بندی ها شد و در نتیجه این اختلافات جزئی، خوشنویسی نستعلیق هر یک از دوره ها از هم متمایز گشت. برخی از خوشنویسان شاخص هر دوره، ابتکارات و خلاقیت های نوینی را در ارتقاء زیبایی و تکامل خط نستعلیق به کار بردند که منجر به شکل گیری، تکمیل و ترویج طریقه و روش نگارش آنان شد. بعدها اقدامات و تلاش آنان توسط شاگردان و پیروانشان توسعه و ترویج یافت تا اینکه امروزه در خوشنویسی نستعلیق با دو قالب و ساختار متمایز با نام های ""مکتب قدیم"" یا ""مکتب میرعماد"" و ""مکتب جدید"" یا ""مکتب کلهر"" روبه رو هستیم. میر عماد الحسنی قزوینی از هنرمندان دوره صفوی نامدارترین خوشنویس نستعلیق که تکامل این قلم با نام وی رقم خورده است با عنایت به پیشینیان موجد سبکی شد که خوشنویسان پس از او به خط وی اقتدا نمودند. سبکی که در آن دوایر، اتصالات و کشیده ها قدری درشت تر از حد معمول و در عین حال از تناسـب کامـلی برخوردار بودند. اندام حروف نیز بسیار مسـتحکم، واضح و مشـخص و همچنین با ظرافتی استادانه نگاشته می شد و اما میرزا محمدرضا کلهر از خوشنویسان برجسته دوره قاجار با تکیه بر نبوغ سرشارش نیز براساس اصول و خواست زمانه، برپایه سبک میرعماد سبکی را پی ریخت که قلم نستعلیق را با صنعت تازه وارد چاپ سنگی آشتی داد. وی طی این فرآیند در ساختار حروف و کلمات نستعلیق با پرهیز از نازک نویسی و تیزنویسی، نوعی چاق نویسی را مرسوم ساخت که در آن دوایر کوچکـتر و تنگ تر نوشته شده و کشیده ها و فاصله پیوند حروف و کلمات کوتاه تر و ضخیم تر می شدند.