فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۲۱ تا ۱٬۴۴۰ مورد از کل ۱٬۷۹۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آسپروزین یک هورمون پروتئینی است که به طور عمده توسط سلول های چربی ترشح و وارد جریان خون می شود. در پژوهش حاضر تأثیر 8 هفته تمرین تداومی بر سطوح سرمی آسپروزین، انسولین و شاخص مقاومت به انسولین در رت های چاق بررسی شد. روش پژوهش: در این زمینه، 32 سر رت نر نژاد ویستار (با میانگین وزن 7 ± 23/180 گرم) به صورت تصادفی به چهار گروه کنترل سالم (8 سر)، کنترل چاق (8 سر)، تمرین سالم (8 سر) و تمرین چاق (8 سر) تقسیم شدند. گروه تمرین تداومی، 8 هفته پروتکل تمرین را اجرا کردند و 48 ساعت پس از پایان آخرین جلسه تمرینی، رت ها بی هوش و کشته شدند. متغیرهای موردنظر در رت ها (سطوح سرمی آسپروزین، انسولین و شاخص مقاومت به انسولین) اندازه گیری شد. برای تجزیه وتحلیل آماری داده ها از آزمون کروسکال والیس در سطح معناداری، 05/0≥P استفاده شد. یافته ها: بین میانگین سطوح سرمی آسپروزین (p<0/001)، انسولین (p<0/001)، گلوکز ناشتا (p<0/001) و مقاومت به انسولین (p<0/001)، گروه های کنترل سالم، کنترل چاق، تمرین سالم و تمرین چاق، تفاوت معناداری وجود داشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق حاضر، به نظر می رسد چاقی تأثیر معناداری در افزایش سطوح آسپروزین و تمرین تداومی تأثیر معناداری در کاهش سطوح آسپروزین دارد. بنابراین تمرین تداومی می تواند به عنوان راهبردی مهم در جهت کاهش سطوح آسپروزین و وزن استفاده شود.
نانو ذرات نقره و تغییرات ساختاری بافت مغز رت های نر درپی پیش آماده سازی هوازی و بی هوازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۸
117 - 134
حوزههای تخصصی:
استفاده از نانو ذرات رو به افزایش است و می تواند موجب مسمومیت های عصبی و تغییرات بافت مغز شود. از طرفی پیش آماده سازی بدنی مقاومت سلول های عصبی را افزایش می دهد؛ بنابراین این پژوهش با هدف بررسی میزان تغییرات ساختاری بافت مغز در اثر تزریق نانو نقره درپی دو پروتکل تمرین انجام شد. تعداد 30 سر رت نر نژاد ویستار به شش گروه کنترل سالم، نانو نقره، پروتکل هوازی، پروتکل بی هوازی، نانو نقره + پروتکل هوازی، نانو نقره + پروتکل بی هوازی به صورت تصادفی ساده تقسیم شدند. تزریق درون صفاقی نانو نقره پس از اجرای 10 هفته پروتکل هوازی و بی هوازی به ازای 10 درصد وزن بدن هر رت در پنج نوبت بود و پس از 48 ساعت از آخرین تزریق رت ها بی هوش شدند و نمونه گیریانجام شد. سپس نمونه ها با رنگ آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین و توسط میکروسکوپ نوری عکس برداری و مطالعه شدند. نتایج نشان داد پیش آماده سازی به صورت معناداری بر وزن (0.045= p ) و میزان مسافت طی شده در آزمون استقامتی پیش رونده (0.000 = p ) اثرگذار بود. همچنین نانو نقره موجب التهاب (0.000 = p ) و دژنراسیون نورونی (0.000= p ) در رت های دریافت کننده نانو نقره شد، اما در گروه های تمرینی، التهاب (0.001 = p ) و دژنراسیون (0.001= p ) تقلیل یافته بود؛ اگرچه تفاوت معناداری میان دو نوع پروتکل در التهاب (0.928= p ) و دژنراسیوننورونی (0.875 = p ) وجود نداشت. به نظر می رسد پیش آماده سازی تمرینی می تواند در کاهش درجه تخریب بافت مغزی ناشی از مصرف نانو نقره مؤثر باشد.
آثار تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای و مصرف استازولامید بر تعادل کوهنوردان فعال در ارتفاع شبیه سازی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۸
45 - 68
حوزههای تخصصی:
اهداف: تعادل عاملی مهم برای موفقیت و سلامت کوهنوردان است. هدف از پژوهش حاضر بررسی آثار جداگانه و توأمان تحریک الکتریکی مغز و داروی استازولامید بر تعادل مردان کوهنورد بود. مواد و روش ها: 12مرد کوهنورد (انحراف استاندارد±میانگین سن، قد و وزن به ترتیب: 6/4±8/39 سال، 8/7±4/177 سانتی متر و 9/1±1/79 کیلوگرم) در این پژوهش دوسوکور شرکت نمودند. آزمودنی ها تحت شش شرایط: 1)استازولامید و تحریک ناحیه قشر حرکتی اولیه(M1) 2)استازولامید و تحریک ناحیه قشر خلفی-جانبی پیش پیشانی(DLPFC) 3)استازولامید و شم 4)دارونما و تحریک M1 5)دارونما و تحریک DLPFC 6)دارونما و شم قرار گرفتند. در هر جلسه آزمودنی ها پس از 30 دقیقه نشستن در شرایط هایپوکسی (O2=13%)، به مدت 20 دقیقه تحت تحریک مغزی قرار گرفتند. سپس، هر آزمودنی با توجه به استقامت هوازی خود، یک وهله فعالیت وامانده ساز را با 60% سرعت هوازی بیشینه روی نوارگردان انجام داد. بلافاصله پس از فعالیت، تعادل پای تکیه گاه و غیرتکیه گاه اندازه گیری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون آنوای دوراهه با اندازه گیری های تکراری استفاده گردید. یافته ها: در شرایط هایپوکسی، تحریک ناحیه M1 و DLPFC نسبت به شرایط تحریک شم اثر مثبت معناداری بر تعادل پای تکیه گاه پس از فعالیت وامانده ساز گذاشت (به ترتیب: 02/0=p و 03/0=p). اما بین این دو نوع تحریک تفاوت معناداری وجود نداشت. برای پای غیرتکیه گاه تفاوت معناداری بین شرایط تحریک نواحی مختلف مشاهده نشد. همچنین، بین مصرف استازولامید و دارونما بر تعادل پای تکیه گاه و غیر تکیه گاه تفاوت معناداری دیده نشد. نتیجه گیری: تحریک ناحیه M1 و DLPFC می تواند باعث بهبود تعادل پای تکیه گاه کوهنوردان هنگام کوهنوردی در ارتفاع شود.
تأثیرات تمرین هوازی بر شاخص های استرس اکسایشی کلیه و مقدار NOX4 گردش خون موش های صحرایی مدل سکته قلبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: به دنبال سکته قلبی(MI) آسیب های کلیوی ناشی از استرس اکسایشی شدت می گیرند که با آفزایش بیان NOX4 همراه است. اما با وجود اثرات مسلم تمرین بدنی بر ساختار و عملکرد کلیه، تاکنون تاثیر تمرین بر مقدار NOX4 خون و شاخص های آسیب اکسایشی کلیه متعاقب MI بررسی نشده است که هدف تحقیق بود. مواد و روش ها: 24 موش صحرایی نر به طور تصادفی به سه گروه(8=n) شامل سالم کنترل، سکته کنترل و سکته تمرین تقسیم شدند. پس از القاء سکته فلبی توسط تزریق ایزوپروترنول(100 mg/kg.day) در دو روز متوالی، هشت هفته تمرین دویدن با شدت متوسط روی نوارگردان انجام شد. مقدار NOX4 خون به روش فلوسیتومتری، مقدار MDA، پروتئین کربونیله(CP) و 8OHdG کلیه به روش طیف سنجی و رنگ سنجی انجام شد و داده ها با تحلیل واریانس تک راهه تحلیل شدند. یافته ها: در حالی که در گروه سکته کنترل، مقدار NOX4 خون و همچنین MDA، CP و 8OHdG کلیه بیشتر از گروه سالم کنترل بود، مقدار این شاخص ها (به جز CP) در گروه سکته تمرین کمتر از گروه سکته کنترل بود(p=0.001 در همه موارد). بااین حال، مقدار هر چهار شاخص شامل NOX4 خون(p=0.029) و همچنین MDA(p=0.001)، CP (p=0.001) و 8OHdG (p=0.019) کلیه در گروه سکته تمرین، هنوز هم بیشتر از گروه سالم کنترل بود. نتیجه گیری: MI می تواند سبب افزایش NOX4 خون و بروز استرس اکسایشی در کلیه شود. بااینحال، تمرین هوازی با وجود معکوس کردن این روند، قادر به رفع کامل این اثرات MI نبود. به نظر می رسد که در تحقیقات آینده علاوه بر رفع محدودیتهای تحقیق حاضر، نیاز به شناسایی بهترین پروتکل های تمرینی موثر در این زمینه باقی است.
تمرینات تناوبی شدید نسبت به تمرینات هوازی با شدت متوسط از طریق افزایش اسپکسین تأثیر بیشتری بر مقاومت به انسولین دارند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۷
113 - 130
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: چاقی با کاهش آدیپوکاین های درگیر در مقاومت انسولینی از قبیل اسپکسین با مقاومت انسولینی همراه می باشد. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر دو نوع تمرین هوازی و تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر سطح سرمی اسپکسین و مقاومت به انسولین در زنان دارای اضافه وزن بود. روش کار: 30 زن دارای اضافه وزن به صورت داوطلبانه در این تحقیق شرکت نمودند. آزمودنی ها به سه گروه تمرین HIIT، تمرین هوازی و گروه کنترل تقسیم شدند. تمرین HIIT شامل 4 وهله 4 دقیقه با شدت 95-85 درصد حداکثر ضربان قلب با تناوب های ریکاوری فعال 3 دقیقه ای بود. تمرین هوازی با شدت متوسط به مدت 37 دقیقه بود. هر دو پروتکل تمرینی از نظر کیلوکالری مصرفی یکسان سازی شد. نمونه های خونی قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرینی اندازه گیری شد. انسولین، گلوکز، شاخص مقاومت انسولینی و سطح سرمی اسپکسین اندازه گیری شد. برای مقایسه تغییرات از آزمون آنالیز کوواریانس و تی زوجی استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که تمرین HIIT با افزایش معنی دار غلظت سرمی اسپکسین در مقایسه با گروه کنترل همراه بود (001/=P). علاوه بر این هر دو نوع تمرین موجب کاهش معنی دار غلظت انسولین، گلوکز و شاخص مقاومت انسولینی در مقایسه با گروه کنترل شدند (0001/=P)؛ اما تفاوت معنی داری بین دو گروه تمرینی در غلظت سرمی اسپکسین، انسولین و گلوکز و همچنین شاخص مقاومت به انسولین وجود نداشت (05/0<P). نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر پیشنهاد می نماید که تمرین HIIT با افزایش سطح سرمی اسپکسین احتمالاً موجب بهبود مقاومت انسولینی در زنان دارای اضافه وزن می شود.
Reliability and Concurrent Validity of a Clinometer+ Bubble Smartphone Application to Assess Hamstring Muscle Length
حوزههای تخصصی:
Purpose: Muscle flexibility is a component of physical fitness. Using traditional tools in muscle length evaluation tests creates challenges. Therefore, the use of smartphones and health-related software as an alternative method has become widespread. This study aimed to investigate smartphones' intra- and inter-rater reliability and validity for measuring hamstring muscle length. Method: In a blinded study design, two researchers measured hamstring flexibility through four types of tests on each of the 22 asymptomatic participants with a total of 44 lower limbs. The measurements were compared between the traditional goniometer method and the practical smartphone application method. The intraclass correlation coefficient (ICC) was used to evaluate the reliability of each smartphone measurement, and Bland-Altman analysis was used to check the measurement errors. The validity of the two methods was also investigated. Results: Intra- and inter-rater reliability (ICC≥0.8) were good to almost perfect. In intra-rater reliability, PSLR angle showed consistent imprecision; other tests were free of systematic error and measurement error. The inter-rater reliability revealed a constant error in the right leg's PKE angle. A good to excellent correlation (r = 0.817–0.699) was observed in all the measured values, indicating the two methods' validity. Conclusion: These findings support from intra- and inter-rater reliability and validity of both instruments when measuring hamstring muscle length.
The effect of caffeine consumption on the time to reach fatigue and oxygen consumption index in active men
حوزههای تخصصی:
Background and purpose: Caffeine is a widely used and available physiological stimulant that is effective in sports performance. The purpose of this study was to investigate the effect of caffeine consumption and exercise on fatigue and cardiovascular responses in active men.Materials and methods: The statistical population of this research was made up of all male students of physical education in the age range of 19 to 27 years with at least three activity sessions per week. 15 of them were selected as subjects and they performed the exercise protocol in two stages (the first stage by eating placebo and the second stage by eating coffee). Subjects consumed 5 mg/kg of coffee in the first session under placebo conditions, and in the second session, subjects consumed 5 mg/kg of coffee one hour before the test. Blood samples were collected before taking placebo or caffeine and after the test. Findings: The results of the correlated t-test showed that the consumption of caffeine supplements significantly increased the time to reach fatigue and the index of oxygen consumption after exercise. In general, it can be said that active men can use 6 mg/kg of caffeine supplement one hour before sports activity to improve the time to reach fatigue.
بررسی شیوه محاسبه نمرات آزمون عملی داوطلبان رشته تربیت بدنی و همبستگی نمرات با عملکرد آنها در دروس عملی مقطع کارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۰
55 - 70
حوزههای تخصصی:
اهداف: با توجه به پژوهش انجام شده و ارزیابی نمرات آزمون عملی بیش از 60 هزار داوطلب طی سال 84 تا 96، مشخص گردید که نیاز است فرمول و ضرایب محاسباتی نمره کل آزمون عملی مورد ارزیابی و بازبینی مجدد قرار گیرد تا میزان حساسیت آزمون و متعاقباً توان آن در تمایز بین داوطلبان قوی و ضعیف در آزمون بیشتر شود.مواد و روش ها: بر اساس اهداف طرح و به منظور بررسی همبستگی بین نمرات دروس عملی دانشجویان کارشناسی و مفاد آزمون عملی برگزار شده، از 3 دانشگاه مازندران، شهید رجایی و شیراز که مجری دوره کارشناسی روزانه رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی هستند کارنامه دانشجویان فارغ التحصیل گرفته شد و در نهایت 149 آزمودنی خانم و 135 آزمودنی آقا در گروه نمونه این تحقیق قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که پسران آزمودنی بررسی شده در این پژوهش دارای نمرات بهتری در معدل دروس عملی بوده اند. در بررسی انجام شده توسط رگرسیون خطی مشخص شد آزمون عملی توانایی پیش بینی معنادار معدل دروس عملی را در دوره کارشناسی داشته و همچنین مشخص گردید که به جز 4 آیتم از کل مفاد آزمون عملی، سایر مفاد آزمون، همبستگی معناداری با معدل دروس عملی دوره کارشناسی دختران و پسران دارند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های حاصل از این پژوهش در مجموع آزمون عملی رشته تربیت بدنی همبستگی معنی داری با نمرات دروس عملی پذیرفته شدگان رشته تربیت بدنی در مقطع لیسانس دانشگاه های دولتی دارد
تأثیر تمرینات استقامتی کم شدت و پرشدت بر سطوح لپتین، کورتیزول، تستوسترون، هورمون رشد و شاخص مقاومت انسولین در جوانان چاق کم تحرک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: ورزش و فعالیت بدنی با تاثیر بر هورمون های کنترل کننده هموستاز انرژی و متابولیسم، در تعدیل چاقی و اختلالات همراه با آن توانمند است. پژوهش حاضر تاثیر تمرینات استقامتی کم شدت و شدید را بر سطوح سرمی لپتین، کورتیزول، تستوسترون، هورمون رشد و شاخص مقاومت انسولین (HOMA-IR) در مردان چاق کم تحرک مورد مطالعه قرار داده است. روش شناسی: 27 مرد چاق کم تحرک (شاخص توده بدنی 81/2±8/33 کیلوگرم برمترمربع و میانگین سنی 21 سال) به طور تصادفی در دو گروه تمرینی و یک گروه کنترل در 16 هفته برنامه تمرینات استقامتی کم شدت (45 -40 درصد ضربان قلب ذخیره) و استقامتی با شدت بالا (85 -80 درصد ضربان قلب ذخیره)، سه جلسه در هفته و هر جلسه به مدت 60-50 دقیقه شرکت کردند. سطوح سرمی لپتین، کورتیزول، تستوسترون، هورمون رشد و انسولین و شاخص های آنتروپومتریکی قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین اندازه گیری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون آنالیز واریانس یک سویه، تی زوجی و آزمون همبستگی پیرسون در سطح معنی داری 05/0>P انجام گرفت. یافته ها: اجرای تمرینات استقامتی کم شدت ضمن کاهش معنی دار سطوح سرمی لپتین (020/0=P) و شاخص های آنتروپومتریکی نظیر وزن، درصد چربی بدن و شاخص توده بدنی (05/0>P)، افزایش معنی دار تستوسترون سرم (047/0=P) را در پی داشت. در گروه تمرینات پر شدت علاوه بر کاهش معنی دار غلظت لپتین، HOMA-IR و بیشتر شاخص های آنتروپومتریکی مورد بررسی (05/0>P)؛ سطوح سرمی هورمون رشد و کورتیزول نیز با افزایش معنی دار همراه بود (05/0>P). ضمناً رابطه معنی دار بین تغییرات سطح سرمی لپتین با عمده شاخص های آنتروپومتریکی و ترکیب بدن در هر دو گروه تمرینی مشاهده گردید (05/0>P). بحث و نتیجه گیری: تمرینات استقامتی پر شدت در مقایسه با تمرینات کم شدت در بهبود ترکیب بدنی و تعدیل نیمرخ هورمونی متابولیسم در مردان چاق، موثرتر است.
اثر تمرین مقاومتی به همراه مصرف زالزالک بر برخی از شاخص های استرس اکسیداتیو سرمی در موش های نر آلزایمری .(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: بیماری آلزایمر یک بیماری زوال عصبی است. تحقیق حاضر به منظور بررسی اثر دوازده هفته تمرین مقاومتی به همراه مصرف زالزالک بر برخی از شاخص های استرس اکسیداتیو در سرم موش های نر آلزایمری انجام گرفت. روش کار: در این پژوهش30 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به شکل تصادفی در پنج گروه شش تایی؛ کنترل سالم، کنترل آلزایمری، آلزایمری نحت تمرین مقاومتی، آلزایمری تحت تمرین مقاومتی با مصرف زالزالک و آلزایمری به همراه مصرف زالزالک تقسیم شدند. تمرینات به مدت 12 هفته و 5 روز در هفته بصورت بالا رفتن از نردبانی به طول یک متر، همراه با وزنه های متصل به دم موش ها بود. وزنه متصل به دم هر حیوان در هفته اول 50 تا60 درصد و در هفته های پایانی به 140تا150درصد وزن موش ها رسید. گروه دریافت مکمل، مخلوط پودر زالزالک را با غذای استاندارد موش ها به نسبت 25/6 درصد پودر زالزالک دریافت می کردند. 24 ساعت بعد از آخرین مداخله تمرین و مکمل، موش ها بی هوش شدند و سطوح سرمی SOD، GPX، TAC و MAD به روش الایزر تعیین شد. نتایج: نتایج نشان داد، تمرین مقاومتی به ویژه در زمان مصرف زالزالک، منجر به افزایش معنا دار (P = 0.002) سطح سرمی گلوتاتیون پراکسیداز در مقایسه با گروه های دیگر شد. اما تغییر معنا داری در سطح سرمی آنزیم سوپر اکسید دیسموتاز، ظرفیت.آنتی اکسیدانی تام و پراکسیداسیون لیپیدی در گروه های تجربی و کنترل دیده نشد. نتیجه گیری: امکان دارد تمرین قدرتی و مکمل دهی با زالزالک در درمان جانبی در بیماران آلزایمری، به ویژه در مراحل اولیه موثر باشد.
تأثیر تمرین استقامتی بر بیان ژن و پروتئین فاکتور رشد تغییر شکل دهنده بتا و اینتگرین کبد رت های نر مبتلا به دیابت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۵
131-150
حوزههای تخصصی:
دیابت یک اختلال متابولیکی است که موجب استرس اکسیداتیو و التهاب می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرین استقامتی بر بیان ژن و پروتئین فاکتور رشد تغییر شکل دهنده بتا (TGFβ) و اینتگرین کبد رت های نر دیابتی است. در این مطالعه تجربی، 32 سر رت نر، به طور تصادفی به 4 گروه 8 تایی: دیابت(D)، کنترل(C)، تمرین(E) و دیابت+تمرین(ED) تقسیم شدند. 16 سر از رت ها، با تزریق استرپتوزوسین (STZ) به دیابت مبتلا شدند. گروه E و گروه ED به مدت هشت هفته، پنج جلسه در هفته، پروتکل تمرین هوازی را اجرا کردند. سپس بافت کبد استخراج، و از روش RT-PCR، برای سنجش بیان ژن و از روش های ایمونوهیستوشیمی و وسترن بلات، به ترتیب برای بیان پروتئین TGFβ و اینتگرین استفاده شد. میزان RNA با استفاده از فرمول-δδCT2 محاسبه و داده ها، با استفاده از آزمون تحلیل واریانس، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد بیان ژن و پروتئین TGFβ در گروه D به طور معناداری بیشتر از گروه C بود و بیان پروتئین TGFβ در گروه ED به طور معناداری نسبت به گروه D کاهش یافت، اما همچنان نسبت به گروه C بالاتر بود (P<0.001). بیان ژن اینتگرین در گروه D و ED نسبت به گروه C به طور معناداری بیشتر بود و بیان پروتئین آن به طور معناداری کمتر بود (p<0.001). در نهایت یافته ها نشان دادند که ابتلا به دیابت، بیان پروتئین TGFβ را در بافت کبد افزایش و اینتگرین را کاهش می هد و تمرین استقامتی این تغییرات را برعکس می کند.
تاثیر تمرینات اینتروال شدید (HIIT) کوتاه مدت بر برخی شاخص های قلبی عروقی، برون ده توان بی هوازی و عملکرد پرشی و سرعتی در دانشجویان دختر فعال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: اخیرا تمرینات اینتروال شدید(HIIT) مورد توجه محققین قرار گرفته اما تحقیقات کمی در این زمینه انجام شده است. لذا هدف از این پژوهش بررسی تاثیر دو هفته تمرینات اینتروال شدید کوتاه مدت بر برخی شاخص های قلبی عروقی، برون ده توان بی هوازی و عملکرد پرشی و سرعتی در دانشجویان دختر فعال می باشد.
مواد و روش ها: 20 نفر از دانشجویان دختر تربیت بدنی به صورت داوطلبانه به عنوان آزمودنی در این پژوهش شرکت کردند. آزمودنی ها بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند سپس تست گیری های قبل تمرین که شامل برآورد VO2max، فشارخون استراحتی، ضربان قلب استراحتی، برون ده توان با تست رست و وینگیت، دوی سرعت 20 متر، ارتفاع پرش اسکات و پرش با حرکت کمکی دست و پا بود در یک هفته اندازه گیری شد سپس گروه آزمایش علاوه بر فعالیت بدنی روزمره خود بمدت 2 هفته و هر هفته 5 روز در برنامه تمرینی شرکت کردند بعد از 48 ساعت از اتمام جلسه آخر تمرین تست گیری بعد تمرین در هر دو گروه انجام شد. داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل در سطح معنی داری (05/0p < )تحلیل شد.
یافته ها: یافته های پژوهش حاضر افزایش معنی دار در VO2max، اوج، میانگین و حداقل توان در تست رست و نیز کاهش معنی دار در زمان دوی سرعت را نشان داد (05/0p < ) اما فشار خون استراحتی، ضربان قلب استراحتی، برون ده توان در تست وینگیت و ارتفاع پرش اسکات و پرش با حرکت کمکی دست و پا و نیز شاخص ارتجاعی پا بعد از تمرین تغییر معنی داری نداشت.
نتیجه گیری: طبق یافته های پژوهش حاضر به نظر می رسد اجرای دو هفته تمرینات شدید اینتروال برای بهبود VO2max، عملکرد سرعتی و افزایش توان بی هوازی در مدت زمان کوتاه در ورزش هایی که دویدن بخش اصلی آن می باشد می تواند موثر باشد.
تأثیر مکمل یاری عصاره برگ شاتوت و تمرینات ترکیبی بر سطوح لیپوکالین 2، اینترلوکین 1 بتا و شاخص های متابولیکی مرتبط با دیابت در بیماران سالمند مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شواهد زیادی مبنی بر اثر مکمل یاری عصاره شاتوت و تمرینات ورزشی بر شاخص های التهابی مؤثر در پاتوژنز دیابت در سالمندان وجود ندارد. هدف از تحقیق حاضر، بررسی اثر 8 هفته تمرینات ترکیبی (هوازی + مقاومتی) و مصرف عصاره برگ شاتوت بر سطوح سرمی لیپوکالین 2، اینترلوکین 1 بتا و شاخص های متابولیکی مرتبط با دیابت در بیماران سالمند مبتلا به دیابت نوع دو بود. روش پژوهش: در این پژوهش نیمه تجربی و یک سوکور، 40 نفر از مردان سالمند با محدوده سنی 67.07±7.48 سال به صورت هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند و به طور تصادفی، در پنج گروه مساوی (تمرین، مکمل، مکمل+تمرین، دارونما و کنترل)، قرار گرفتند. دوز روزانه 1000 میلی گرم (دو عدد کپسول 500 میلی گرمی) عصاره برگ شاتوت در 3 نوبت، به مدت 2 ماه استفاده شد. گروه ها به مدت 8 هفته و هر هفته 3 جلسه به مدت 90 دقیقه به تمرین پرداختند. متغیرهای مورد بررسی 24 ساعت پیش و 48 ساعت پس از دوره مداخل ه اندازه گیری شدند. یافته ها: مقدار لیپوکالین 2، اینترلوکین 1 بتا و مقاومت به انسولین در پس آزمون گروه تمرین، تمرین+مکمل و مکمل نسبت به پیش آزمون کاهش معناداری داشت (P<0.05). در تغییرات بین گروهی، مقدار لیپوکالین 2، اینترلوکین 1 بتا و مقاومت به انسولین در گروه تمرین، تمرین+مکمل و مکمل نسبت به گروه دارونما و کنترل کاهش معناداری داشت (P<0.05). نتیجه گیری: به نظر می رسد مصرف عصاره شاتوت می تواند تأثیرگذاری تمرین ورزشی را در کاهش نشانگرهای التهابی مؤثر در دیابت افزایش دهد و به همراه تمرین ترکیبی تأثیر هم افزایی داشته باشد.
اثر هشت هفته تمرینات ترکیبی و مصرف مکمل کافئین بر توان بی هوازی، شاخص خستگی، استقامت هوازی و آزمون مهارتی در تکواندوکاران دختر نخبه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: یکی از دغدغه های ورزشکاران حرفه ای افزایش عملکردشان می باشد. در فعالیت های شدید، اتمام سریع انرژی و افزایش تجمع اسیدلاکتیک از جمله عوامل کاهش عملکرد در طول یک دوره از مسابقات است. هدف از انجام این پژوهش مقایسه تاثیر هشت هفته تمرینات ترکیبی و مصرف مکمل کافئین بر توان بی هوازی، شاخص خستگی، استقامت هوازی و سرعت ضربه پا به میت تکواندوکاران دختر نخبه بود.مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع مطالعات نیمه تجربی و کاربردی با طرح تحقیق پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش متشکل از تکواندوکاران دختر نخبه شهر کرج بودند که تعداد 28 آزمودنی به عنوان نمونه انتخاب شدند و در دو گروه: 1) تمرین ترکیبی و 2) مکمل کافئین + تمرین ترکیبی در گروه های 14 نفره تقسیم شدند. برای بررسی تفاوت درون گروهی و بین گروه ها به ترتیب از آزمون های آماری تی همبسته و آنووا در سطح معناداری 0.05>P استفاده شد.یافته ها: نتایج حاصل از آزمون تی همبسته نشان داد که میانگین پیش آزمون و پس آزمون آزمودنی ها در تمام شاخص ها [(استقامت هوازی گروه تمرین ترکیبی به همراه مصرف کافئین، 0.003=P < span lang="FA">)، (استقامت هوازی در گروه تمرین ترکیبی بدون مصرف کافئین، 0.005=P < span lang="FA">) و (شاخص های سرعت ضربه پا، توان بی هوازی و خستگی در هر دو گروه، 0.000=P < span lang="FA">)] تفاوت معنی داری با هم دارند و عملکرد ورزشکاران در پس آزمون بهتر بود. نتایج مربوط به آزمون آنوا نشان داد که فقط میانگین سرعت ضربه مستقیم پا به میت (ضربه آپ دولیو چاگی) بین دو گروه تفاوت معنی داری داشت و تکواندوکاران در گروه تمرین ترکیبی + کافئین در مقایسه با تمرینات ترکیبی صرف، عملکرد بهتری داشتند.بحث و نتیجه گیری: از آنجائی که که حتی بهبود مقدار کم متغیرهای جسمانی و عملکردی برای ورزشکاران نخبه ارزشمند است، بنابراین توصیه می شود مکمل کافئین در کنار تمرینات ورزشی مورد استفاده قرار گیرد.
تدوین و به روز رسانی هنجارآمادگی جسمانی مرتبط با سلامت در زنان 18- 60 سال شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۸
17 - 44
حوزههای تخصصی:
آمادگی جسمانی وابسته به سلامتی یکی از موضوعات مهم فیزیولوژی ورزش است که با سلامت جسمانی افراد و پیشگیری از بیماری ها در ارتباط است. هدف از پژوهش حاضر تدوین و به روز رسانی هنجار آمادگی جسمانی وابسته به سلامتی در زنان 18-60 سال شهر تهران بود. در این پژوهش توصیفی و مقطعی 365 نفر از زنان شهر تهران با میانگین سنی 57/9 ± 04/33 ، قد 05/6 ± 09/163 سانتی متر و وزن 57/11 ± 17/67 کیلوگرم به صورت خوشه ای و تصادفی انتخاب شدند. .در این پژوهش شاخص توده بدنی (BMI)، دور کمر(wc) ، نسبت دور کمر به لگن ( WHR)، درصد چربی بدن به وسیله کالیپر، آمادگی قلبی –تنفسی با آزمون یک مایل دویدن و راه رفتن، انعطاف پذیری با آزمون نشستن و رساندن، استقامت عضلانی شکم با آزمون درازنشست با زانو خمیده ، استقامت عضلانی کمربند شانه با آزمون شنا تعدیل شده و قدرت عضلات دست به وسیله نیروسنج دستی در آزمودنی ها اندازه گیری شد. با استفاده از آمار توصیفی و محاسبه نقاط درصدی هنجار مربوط به هر فاکتور آمادگی جسمانی تهیه شد.یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد، میانگین آمادگی قلبی - تنفسی (78/7 ± 46/38میلی لیتر / کیلوگرم/ دقیقه)، درصد چربی (65/6 ± 85/38 )، BMI (20/4 ± 40/25 کیلوگرم بر مترمربع)، دورکمر (70/10 ±78/65 سانتی متر)، WHR (50/0 ± 84/0)، انعطاف پذیری (10/8 ± 50/ 31 سانتی متر)، استقامت عضلات شکم (74/14 ± 36/37)، استقامت کمربند شانه ای (94/11± 90/18)، قدرت عضلات دست (88/4±32 / 23 کیلوگرم) است.
اثرات مصرف حاد اسیدهای آمینه شاخه دار بر شاخص های التهابی و آسیب عضلانی متعاقب یک جلسه تمرین مقاومتی شدید دردختران ورزشکارحرفه ای(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر مصرف حاد مکمل BCAA بر برخی شاخص های التهابی و آسیب عضلانی متعاقب یک جلسه تمرین مقاومتی شدید در دختران ورزشکار بود. در این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون، 20 دختر ورزشکار به صورت تصادفی در 2 گروه 10 نفری گروه تمرین مقاومتی همراه مصرف مکمل BCAA و گروه تمرین مقاومتی همراه مصرف دارونما تقسیم شدند مکمل در یک نوبت صبح و یک نوبت عصر مصرف شد یک وهله فعالیت مقاومتی شامل 10 ست هشت تکراری اسکات با 70% 1RM با استفاده از دستگاه اسمیت و استراحت 3 دقیقه بین هر ست توسط همه شرکت کنندگان انجام شد. پس از تکمیل پروتکل اسکات، شرکت کنندگان پنج ست 20 تکراری متوالی (10 تکرار پرش تقسیم وزن بدن) را با دو دقیقه استراحت بین هر ست انجام دادند. داده های به دست آمده یا استفاده از آزمون های تی وابسته و آزمون کوواریانس با آزمون تعقیبی بونفرونی با استفاده از نرم افزار spss نسخه 22 تحلیل شد. نتایج مطالعه نشان داد که سطوح سرمی کراتین کیناز و میزان درد و کوفتگی عضلانی تاخیری در بلافاصله، 24 و 48 ساعت و سطوح سرمی اینترلوکین 6 بلافاصله پس از فعالیت مقاومتی شدید نسبت به حالت پایه به صورت معناداری افزایش یافته است (05/0>P). همچنین سطوح پلاسمایی کراتین کیناز و میزان درد و کوفتگی عضلانی تاخیری در 24 ساعت و میزان سطوح پلاسمایی اینترلوکین 6 پس از فعالیت مقاومتی شدید به اوج خود رسیده است و این میزان نسبت به 48 و 72 ساعت پس از فعالیت مقاومتی شدید به طور معناداری بالاتر بود (05/0>P). مطالعه حاضر نشان داد که مصرف مکمل BCAA (22/0 گرم/ کیلوگرم) قبل و بعد از تمرین هیچ اثر مفیدی در کاهش آسیب، درد عضلانی و التهاب در زنان تمرین کرده مقاومتی پس از تمرین مقاومتی اسنتریک وامانده ساز ندارد.
مقایسه برخی از ویژگی های آنتروپومتریکی، فیزیولوژیکی و روانشناختی ورزشکاران موفق و مبتدی زورخانه ای خراسان جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: به منظور شناسایی قابلیت های رشته ورزشی زورخانه جهت شکوفا شدن این ورزش در سطح جهان و المپیک، اجرای پژوهش بر روی گروهی از ورزشکاران مستعد این رشته که در سطح بالاتری از عملکرد نسبت به همسالان خود باشند، ضروری به نظر می رسد. بنابراین، هدف از این مطالعه مقایسه برخی از ویژگی های آنتروپومتریکی، فیزیولوژیکی و روانشناختی ورزشکاران حرفه ای و مبتدی زورخانه ای خراسان جنوبی بود.مواد و روش ها: بدین منظور 12 ورزشکار حرفه ای (سن 2±22.58 سال؛ قد 7.46 ±175.75 سانتی متر؛ وزن 8.32 ±66.88 کیلوگرم) و 12 ورزشکار مبتدی زورخانه ای شهرستان بیرجند (سن 1.93±20.58 سال؛ قد 6.97±175.08 سانتی متر؛ وزن 15.26 ± 70.79 کیلوگرم) مقایسه شدند. متغیرهای تن سنجی؛ فیزیولوژیکی (قدرت پنجه، قدرت کمربند شانه، قدرت عضلات پشت، توان هوازی، توان بی هوازی پایین تنه و بالاتنه، استقامت عضلانی، تعادل دو طرفه و انعطاف پذیری)؛ و متغیرهای روانشناختی دو گروه مورد سنجش قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t مستقل (سطح معنی داری 0.05) استفاده شد. یافته ها: در هیچ یک از شاخص های تن سنجی و روان شناختی تفاوت معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد. در شاخص های فیزیولوژیکی در قدرت پنجه (0.030=P < span lang="AR-SA">) و عضلات پشت (0.014=P < span lang="AR-SA">)؛ VO2max (P < span lang="AR-SA">=0.024)، تعادل نیمه پویای چپ (0.034=P < span lang="AR-SA">) و راست (0.044=P < span lang="AR-SA">) و استقامت عضلانی (0.001=P < span lang="AR-SA">) تفاوت معنی داری بین دو گروه ورزشکار زورخانه ای وجود داشت و ورزشکاران حرفه ای بهتر از مبتدی بودند. ولی در شاخص های قدرت عضلات کمربند شانه ای (0.069=P < span lang="AR-SA">)، توان بی هوازی بالاتنه (0.808=P < span lang="AR-SA">) و پایین تنه (0.985=P < span lang="AR-SA">) تفاوت معنی داری مشاهده نشد. از طرف دیگر، بین ویژگی های روانشناختی دو گروه تفاوت معنی داری مشاهده نشد (0.05
).بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافته های تحقیق، احتمالاً عوامل فیزیولوژیکی نسبت به سایر شاخص ها اهمیت بالاتری در تمایز ورزشکاران مبتدی و حرفه ای زورخانه ای داشته و در روند استعدادیابی این رشته می تواند ملاک انتخاب قرار گیرند. با توجه به کسب امتیاز بالا در شش مهارت روانی، هر دو گروه ورزشکاران زورخانه ای خراسان جنوبی از آمادگی روانی خوبی نیز برخوردار بودند.
پارامترهای قلبی-عروقی زنان متعاقب دو هفته تمرینات تناوبی عملکردی با شدتهای متفاوت با و بدون ماسکهای تنفسی: ارزیابی پاسخ و سازگاریها در طی پاندمی کوید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فیزیولوژی ورزشی زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۲
155 - 164
حوزههای تخصصی:
سازمان بهداشت جهانی پوشیدن ماسک های صورت در مکان های عمومی را توصیه می کند. برخی افراد نگران تأثیر زیانبار پوشیدن ماسک بر دستگاه قلبی-عروقی در طی انجام دادن فعالیت بدنی هستند. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر دو هفته تمرین تناوبی عملکردی با شدت های بالا (HIIT) و متوسط (MIIT) همراه با ماسک های تنفسی بر پاسخ پارامترهای قلبی-عروقی زنان در طی دویدن با شدت های بالا (HIR) و متوسط (MIR) روی نوارگردان انجام شد. تعداد 36 زن سالم (دامنه سنی 25 تا 45 سال و شاخص توده بدنی 23 کیلوگرم بر مترمربع) به طور تصادفی به شش گروه تقسیم شدند: گروه HIIT با ماسک N95، گروه HIIT با ماسک جراحی، گروه MIIT با ماسک N95، گروه MIIT با ماسک جراحی، گروه HIIT بدوم ماسک و گروه MIIT بدون ماسک. تمرینات HIIT و MIIT(دو تا چهار وهله 20 تا 60 ثانیه ای با 80 تا 90 درصد و یا 60 تا 70 درصد HRmax و فواصل استراحتی 15 تا 60 ثانیه ای) سه جلسه در هفته برای دو هفته اجرا شد. پارامترهای قلبی-عروقی با دستگاه های ECG و پالس اکسیمتر ارزیابی شد. یک وهله دویدن روی نوارگردان به ویژه با شدت بالا و ماسک N95 در قبل و متعاقب دو هفته HIIT و MIIT، موجب افزایش موقت معنادار HR، SBP و بار کار روی قلب (RPP) (P < 0.05) و تغییر معنادار نکردن SPo2% در مقایسه دویدن با شدت متوسط و گروه کنترل بدون ماسک شد (P ≤ 0.05). مداخله دو هفته ای HIIT موجب افزایش معنادار زمان رسیدن به واماندگی و VO2max (P < 0.05) و کاهش غیرمعنادار پارامترهای CV استراحتی زنان در مقایسه با گروه های MIIT شد. درمجموع، اجرای دو هفته HIIT با ماسک های تنفسی موجب بهبود عملکرد شد و پوشیدن ماسک های تنفسی حین فعالیت در زنان سالم ایمن بود و فقط با تغییرات گذرا در پارامترهای CV همراه شد.
The Impact of Gut Microbiome Modulation on Athletic Performance and Post-Exercise Recovery in Endurance Runners
حوزههای تخصصی:
Purpose: This study aimed to investigate the relationship between gut microbiome composition, athletic performance, and post-exercise recovery in endurance athletes following probiotic supplementation. Method: In this randomized, double-blind, placebo-controlled study, 40 male endurance runners (age: 28.3 ± 5.2 years) were randomly assigned to either a probiotic (n=20) or placebo (n=20) group for 8 weeks. The probiotic group received a daily supplement containing a blend of Lactobacillus acidophilus, Bifidobacterium lactis, and Lactobacillus plantarum (20 billion CFU total). Fecal samples were collected before and after the intervention and analyzed using 16S rRNA gene sequencing. Athletic performance was assessed through VO2max testing and time to exhaustion. Recovery was evaluated by measuring delayed onset muscle soreness (DOMS) and creatine kinase (CK) levels. Results: The probiotic group showed a significant increase in gut microbial diversity (Shannon index: p<0.01) and relative abundance of beneficial bacteria such as Bifidobacterium and Lactobacillus (p<0.001). Significant improvements were observed in VO2max (4.7%, p<0.05) and time to exhaustion (7.2%, p<0.01) in the probiotic group compared to placebo. The probiotic group also demonstrated reduced DOMS (23%, p<0.05) and lower peak CK levels (18%, p<0.01) relative to the placebo group. Multiple regression analysis revealed that changes in Akkermansia muciniphila and Bifidobacterium abundances were significant predictors of performance improvement (R² = 0.68, p<0.001). Conclusion: This study provides evidence that gut microbiome modulation through probiotic supplementation can enhance athletic performance and accelerate post-exercise recovery in endurance runners. These findings suggest that targeted manipulation of the gut microbiome may be a novel strategy for improving sports performance and recovery.
The effects of resistance training types on clinical and functional indices in older individuals with Osteosarcopenia: A Systematic Review
حوزههای تخصصی:
Purpose: In this study, we investigated the effects of resistance training types on clinical and functional indices in older individuals with Osteosarcopenia. Method: In this Systematic Review study, a systematic searching strategy was used in information databases such as Pub Med, Web of Science, Scopus, Google Scholar, Cochrane, and Ambace, all of the studies were extracted by using specific keywords such as Strength exercise, Exercise training, Resistance exercise, Resistance training, Strength training, Physical activity, Osteosarcopenia, Aging, Older adult, Elderly which were published on 7th August 2023. After all preliminary screening, surveying of complete text, and assessment of critical studies, scrutinized articles were related to inclusion criteria. Finally, 17 papers were selected for this study. Results: According to the present study, Resistance training for Osteosarcopenia older individuals has an effective result to improve Osteosarcopenia risk factors, and older patients’ performance and clinical status. However, it has to be mentioned that it needs further study in the contexts of Resistance training and Osteosarcopenia syndrome in elderly adults. Conclusion: Resistance exercise training has markedly beneficial effects on elderly patients with Osteosarcopenia which improves Sarcopenia risk factors, and older patients’ performance, clinical status and function of elderly patients.