ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
۱۶۱.

مشارکت اطلاعاتی کودکان و نوجوانان در طراحی شهرهای هوشمند آینده: وضعیت موجود و نقش مدیریت اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۰
با توجه به اهمیت توسعه شهرهای آینده و طراحی شهرهای هوشمند بر اساس نیازها و خواسته‌های ساکنان، مشارکت اطلاعاتی کودکان و نوجوانان توجه مراکز آکادمیک را جلب کرده است. هدف این مطالعه، بررسی نقش مدیریت اطلاعات در مشارکت یا به حاشیه راندن کودکان در مشارکت اطلاعاتی بود. اینکار با روش مرور منظم ادبیات موجود انجام شد؛ به‌طوری ‌که در 6 پایگاه اطلاعاتی جست‌وجو صورت گرفت و با مرور مقالات بر اساس معیارهای شمول یا حذف مقالات و غربالگری 4 مرحله‌ای «پریزما»، در نهایت، تعداد 24 مقاله به فرایند مرور تمام‌متن وارد شدند که از آن‌ها 5 مقاله فارسی بودند. این پژوهش با هدف پاسخگویی به 4 پرسش پژوهشی شامل چگونگی توضیح و تبیین مشارکت کودکان و نوجوانان در مقالات، شیوه‌های جلب مشارکت آن‌ها، اقدامات انجام‌شده برای پرورش ذهنیت هوشمند کودکان و نوجوانان در شهر هوشمند، و ابتکارات بررسی یا پیشنهادشده برای مشارکت اطلاعاتی کودکان در شهر هوشمند انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد که در بازۀ زمانی 1390 تا 1403، تنها 24 متن مرتبط منتشر شده که در سال 1399بیشترین میزان را داشته است. طی این مطالعه، 6 دیدگاه مختلف برای مشارکت کودکان و نوجوانان در شهر هوشمند شناسایی شد که یادگیری و کسب مهارت و آمادگی برای مشارکت مفهوم غالب در مباحث نظری بود. در این مقالات مشارکت اطلاعاتی کودکان به‌صورت شرکت در فرایند تصمیم‌سازی، تولید اطلاعات درباره ترجیحات و نیازهایشان و دریافت اطلاعات مورد نیاز تعریف شده‌اند. بر اساس این مطالعات، طراحی پروژه‌محور، یادگیری مشارکتی، و دانشوندی به‌مثابه سه شیوه اصلی برای جلب مشارکت این گروه سنی هستند و مدیریت اطلاعات برای پرورش ذهنیت هوشمند و یادگیری کودکان لازم است تا به ایجاد محیط‌های یادگیری الکترونیک، هوشمند و مادام‌العمر اقدام شود. همچنین مدیریت اطلاعات برای عملیاتی ساختن مشارکت اطلاعاتی کودکان و نوجوانان لازم است دو دسته اقدام انجام دهد: 1) آماده‌سازی ساختارها، و 2) آموزش مهارت‌ها.‌ ‌به‌عنوان نتیجه‌گیری، این مرور منظم نشان می‌دهد که کودکان تاکنون در طراحی شهرهای هوشمند، چندان مورد توجه نبوده‌اند؛ اما برای کمک به هویتبخشی به کودکان و افزایش عزت نفس آن‌ها وظیفه اخلاقی مدیریت اطلاعات این است که مشارکت کودکان و نوجوانان در شهرهای هوشمند به رسمیت شناخته شود و رابطه کودکان با شهرهای هوشمند دو-سویه باشد؛ یعنی از یک‌سو شهر هوشمند خدماتی را به این گروه عرضه ‌کند و از سوی دیگر، به کودکان به‌عنوان تولیدکنندگان و پردازشگران داده توجه شود و از دیدگاه‌ها و نظرات آن‌ها در سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری استفاده شود. برای این منظور لازم است که مدیریت اطلاعات در سطح نظری و فلسفی، رویکرد مشارکتی و پایین-بالا در پیش گیرد، و در سطح اجرایی، زیرساخت‌هایی برای گردآوری و پردازش داده‌ها از سوی کودکان و نوجوانان و استفاده از آن‌ها برای سیاست‌گذاری شواهدمحور فراهم سازد.
۱۶۲.

طراحی چارچوب سرویس کوییک بوکس در بستر حسابداری دیجیتال: ارزیابی سیستماتیک حکمرانی اطلاعات مالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف: سیستم های حسابداری امروزه علاوه بر وظیفه گردش اطلاعات، نقش با اهمیتی در برآوردها و تدوین استراتژی های مالی شرکت ها ایفا می نماید. یکی از نوظهورترین سرویس های قرار داده شده در بستر سیستم های حسابداری دیجیتال، سرویس کوییک بوکس است که براساس مجموعه ای از ابزارها و زبانه هایی که دارد، توانسته است عملگرهای نظارتی در سیستم های مالی را به سمت پایداری بیشتر هدایت نماید. این تحولات فضای بازتری برای دیجیتالی شدن و پیشرفت های فزآینده تر در فناوری اطلاعات ( ) را به ویژه در سطح بازارهای مالی که باید متکی به جریان آزاد اطلاعات باشد، رقم زده است که در نتیجه آن، زمینه برای تغییر مرزهای تجاری به دلیل شکل گیری راهبردهای متنوع و ادغام بین شرکت ها، هموار گردیده است. لذا پیاده سازی سرویس های نوظهور در بستر کارکردهای حسابداری دیجیتال این فرصت را ایجاد نموده است تا در عین پایبندی به ماهیت سنتی رویه های حسابداری، سرعت تبادل اطلاعات از طریق ارزیابی و تهیه گزارش های مالی آنلاین افزایش یابد و از این طریق ذینفعان از قابلیت های بالاتری برای شناخت بهتر از عملکردهای شرکت ها برخوردار باشند. هدف این مطالعه، طراحی چارچوب سرویس کوییک بوکس در بستر حسابداری دیجیتال با رویکرد ارزیابی سیستماتیک حکمرانی اطلاعات مالی می باشد. روش: روش مطالعه حاضر کیفی و کمّی است، به طوری که در فاز کیفی، ابتدا از طریق نظریه داده بنیاد نسبت به شناسایی معیارهای سرویس کوییک بوکس در بستر حسابداری دیجیتال اقدام شد. در این بخش به واسطه چارچوب چند بُعدی ارائه شده، تلاش شد تا شکاف های نظری از پیاده سازی پدیده مورد بررسی تا حدی پوشش داده شود و به یکپارچگی بیشتر کارکردهای تئوریک منتج شود. سپس از طریق تحلیل دلفی فازی، محوری های اصلی مدل براساس مقیاس های زبانی فازی مورد کنکاش قرار گرفتند تا پایایی این محورها جهت تعمیم به بستر مطالعه در بخش کمّی مقدور گردد. در فاز کمّی مطالعه حاضر نیز از فرآیند بازنمایی سیستماتیک و توالی ماتریس های پیوندی جهت تعیین محرک ها و پیامدهای سیستمی بهره برده شد. از طرف دیگر، براساس ماهیت ترکیبی این مطالعه در جمع آوری داده ها، مشارکت کنندگان بخش کیفی مطالعه را خبرگان حسابداری که از دانش شناختی در حوزه سیستم های اطلاعاتی و فناوری برخوردار هستند، تشکیل می دهد. این افراد از طریق فرآیند نمونه گیری همگن و روش نمونه گیری نظری برای مصاحبه انتخاب شدند. لذا، با رعایت کفایت خبرگی تعداد 14 نفر در فاز کیفی مطالعه حضور داشتند. در بخش کمّی مطالعه نیز تعداد 23 نفر از مدیران مالی و حسابداران با تجربه شرکت های بازار سرمایه که از شناخت مناسبی در حوزه نرم افزارهای سیستمی در حسابداری برخوردار بودند، از طریق شیوه نمونه گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. یافته ها: نتایج مطالعه در بخش کیفی طی 14 مصاحبه و ایجاد 282 کد باز، حکایت از شناسایی 3 مقوله، 6 مولفه و 33 مضون مفهومی در قالب یک چارچوب چند بُعدی دارد. پس از تأیید پایایی مولفه های محوری از طریق تحلیل دلفی فازی، نتایج در بخش کمّی یک مدل شماتیک از پیوند سیستمی معیارهای سرویس کوییک بوکس در بستر حسابداری دیجیتال ارائه شد که مشخص کرد محرک ترین مکانیزم بکارگیری سرویس کوییک بوکس در بستر حسابداری دیجیتال، مکانیزم سیستمی مرتبط با حقوق و دستمزد می باشد که می تواند پیامدی اثربخش همچون کارکردهای مکانیزم سیستمی مرتبط با سودآوری را به همراه داشته باشد. نتیجه گیری: نتایج حاصل نشان می دهد فلسفه وجودی پیاده سازی سرویس کوییک بوکس در سیستم های حسابداری دیجیتال می تواند به افزایش سطح آگاهی و شناخت استفاده کنندگان از اطلاعات کمک نماید، تا در بلندمدت پیامدهایی همچون گردش آزاد اطلاعات، ارتقاء کیفیت تصمیم و گستردگی بانک های اطلاعاتی غنی شده تر را برای کاربران داخل و بیرون شرکت به همراه داشته باشد. لذا با رعایت چنین سیکلی در جریان پیاده سازی سرویس کوییک بوکس در حسابداری دیجیتال، محتمل ترین پیامد در شرکت های بازار سرمایه، ارائه اطلاعات جامع تری از نسبت های سودآوری شرکت برای محاسبات تخصصی تر استفاده کنندگان بیرونی از اطلاعات می باشد.  
۱۶۳.

بررسی شاخص بین المللی نوآوری و نگاشت نفوذ صنعتی در انتشارات علمی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۰
هدف: ارتباط میان دانش نوین علمی و نوآوری های فنی از اهمیت فراوانی برخوردار است، استنادهای علمی پروانه های ثبت اختراع و استنادهای فنی متون علمی یکی از راه های بررسی ارتباط میان علم و فناوری است. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تولیدات علمی ایران براساس شاخص نفوذ بین المللی بروندادهای پژوهشی بر صنعت و نوآوری است که براساس استناد پروانه های ثبت اختراع به متون علمی محاسبه می شود. روش: این پژوهش با روش اسنادی و با رویکرد علم سنجی و تحلیل استنادی انجام شده است. جامعه پژوهش مدارک علمی ایران هستند که در بازه زمانی 2020-2018 در پروانه های ثبت اختراع مورد استناد قرار گرفته اند. با توجه به اینکه یک بازه زمانی سه ساله برای بررسی استناد مدارک در نظر گرفته شده است و تمامی مدارک بدون لحاظ کردن موضوع آنها مورد شمارش قرار گرفته اند و هر دوی این عوامل از عوامل مؤثر در استنادگیری هستند، نرمال سازی براساس زمان و موضوع انجام گرفت. به منظور نرمال سازی استنادها، موضوع مقالات براساس موضوع نشریات منتشرکننده آنها در 22 موضوع اصلی شاخص های اساسی علم قرار گرفتند تمامی مدارک به روش شمارش کامل مورد محاسبه قرار گرفته و سایر مدارک غیرقابل استناد و نیز قالب های انتشاراتی به جز مقاله، از جامعه پژوهش کنارگذاشته شدند. در این پژوهش از محصولات پایگاه کلاریویت مانندWOS ، JCR و ESI و نیز پایگاه هایLens ، WIPO و ISCWUR به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شد. جدول انطباق WIPO براساس نمادهای طبقه بندی بین المللی پروانه های ثبت اختراع، زمینه فناوری هر یک را مشخص می نماید. با استفاده از این جدول، زمینه فناوری هر یک از پروانه های ثبت اختراع براساس گروه های طبقه بندی فناوری WIPO مشخص می شود. یافته ها: در بازه زمانی 2020-2018، 274560 مدرک از ایران به ثبت رسیده است که 2662 مدرک در 3820 پروانه های ثبت اختراع، 4000 بار مورد استناد قرار گرفته است. بر این اساس، کمتر از یک درصد از آثار علمی ایران در پروانه های ثبت اختراع مورد استناد قرار گرفته اند. براساس استناد نرمال شده، دانشگاه آزاد اسلامی با 25.25 استناد نرمال شده در بین دانشگا ه های ایران رتبه نخست را دارد و دانشگاه های علوم پزشکی تهران و دانشگاه تهران به ترتیب با 23.10 و 14.78 استناد نرمال شده در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. نتیجه گیری: براساس گروه های طبقه بندی فناوری، بیشترین تعداد این پروانه های ثبت اختراع در حوزه داروسازی بوده و بیوتکنولوژی و فناوری رایانه با اختلاف زیاد در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. براساس حوزه های موضوعی، مقالات حوزه شیمی، علم مواد و فارماکولوژی و سم شناسی، بیشتر از سایر حوزه های موضوعی در پروانه های ثبت اختراع مورد استناد قرار گرفته اند که نشان می دهد این رشته ها بیشترین تاثیر را بر نوآوری داشته اند.
۱۶۴.

تدوین جامع چارچوب ابعاد و مؤلفه های فین تک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۹۵
هدف: فین تک به عنوان یک صنعت نوظهور با ماهیت نوآورانه و چابک، چالش هایی را برای حکمرانان و مراجع ذی صلاحِ قانونی برای اجرای حکمرانی فین تک به وجود آورده است. بنابراین، تعیین جامع و دقیق ابعاد فین تک یک نیاز اساسی برای حکمرانیِ کارآمد و مؤثر فین تک است. به دلیل وجود خلأ پژوهشی پیرامون ابعاد جامع و چند سطحی برای فین تک، پژوهش حاضر با هدف بررسی مطالعات موجود در مورد ابعاد فین تک و معرفی یک چارچوب جامع از ابعاد و مؤلفه های فین تک به انجام رسید. روش: در این پژوهش از روش آمیخته متشکل از روش های کمّی و کیفی استفاده شد. در بخش کیفی، پژوهش های موجود در پایگاه های اطلاعاتی معتبر مانند Google Scholar، Science Direct، Research Gate و برخی دیگر، با بررسی نظام مند ادبیات و تحلیل محتوا بر اساس کلیدواژه های فین تک، فناوری مالی، حکمرانی فین تک، ابعاد فین تک و مؤلفه های فین تک انتخاب شدند تا کار جمع آوری اطلاعات در مورد ابعاد فین تک به همراه مسائل حیاتی که می توانند ابعاد جدیدی را شکل دهند، انجام گیرد. بنابراین، ابعاد اولیه فین تک و مؤلفه های متناظر آن استخراج و طبقه بندی شد. سپس چارچوبی برای ابعاد و مؤلفه های فین تک ارائه شد. سعی بر آن بوده که ابعاد و مؤلفه ها با بیشترین افراز طبقه بندی شوند و هم پوشانی احتمالی به حداقل رسیده یا کاملاً اجتناب شود. در بخش کمّی، چارچوب، ابعاد و مؤلفه ها به ترتیب با استفاده از دلفی فازی و تحلیل عاملی تأییدی اعتبارسنجی شدند. در این راستا، برای فازی دلفی، نظرات 15 نفر از کارشناسان از طریق پرسش نامه استاندارد جمع آوری شد و از Excel برای محاسبات استاندارد بعدی استفاده گردید. همچنین برای تحلیل عاملی تأییدی، نظرات 220 خبره با استفاده از پرسش نامه استاندارد جمع آوری شد و محاسبات بعدی در SPSS انجام گردید. خبرگان با نمونه گیری تصادفی از بین جامعه خبرگان رشته های مدیریت صنعتی، مدیریت فناوری اطلاعات، مدیریت راهبردی، مدیریت مالی، حسابداری، مدیریت دولتی، مهندسی کامپیوتر، مهندسی برق، مهندسی صنایع دارای مدرک کارشناسی ارشد یا بالاتر و حداقل 5 سال سابقه کار در منصب مدیریت یا معاونت مربوط به صنعت فین تک انتخاب شدند. یافته ها: بر اساس پیشینه پژوهش، سه بُعد پیشنهادی شامل کسب وکاری، فنی، تنظیم و نظارت است که هر کدام دارای مؤلفه های متناظر خود هستند. بُعد کسب وکاری به شرکت ها و مدل های کسب وکاری، بُعد فنی شامل فناوری، تجهیزات/ابزار، محصولات/خدمات و بُعد تنظیم و نظارت به بحث قواعد اسلامی، تنظیم گری و نظارت اشاره دارد. در نهایت، هر سه بُعد و هشت مؤلفه توسط خبرگان اعتبارسنجی و چارچوب پیشنهادی مورد تایید قرار گرفت. نتیجه گیری: تعیین ابعاد و مؤلفه های فین تک با هدف دست یابی به حکمرانیِ مناسب فین تک امری ضروری است. چارچوب اعتبارسنجی شده متشکل از سه بُعد و هشت مؤلفه برای فین تک در این زمینه کمک کننده است. این موضوع را می توان از جنبه های مختلف مورد بحث قرار داد. اول، ادبیات مربوط به ابعاد و مؤلفه های فین تک متنوع بود، اما به قدر کفایت غنی و دارای طبقه بندی جامع نیستند. این به این دلیل است که هر پژوهش، این موضوع را از زاویه نگاهِ خود بررسی می کند و طبقه بندی های تکراری برای ابعاد فین تک ارائه شده است. دوم، در طول سال های اولیه ظهور فین تک، مسائل فنی آن به دلیل نوآوری های مبتنی بر فناوری مانند پیشرفت در ذخیره سازی داده ها و زیرساخت ها، بیشتر مطرح بودند، و از این رو، آنها حجم زیادی از اطلاعات را در مورد ابعاد و مؤلفه های فین تک تشکیل می دهند. با معرفی چارچوب های حکمرانی مدرن مانند حکمرانی تنظیم گری، روند معرفی ابعاد فین تک به سمت مسائل تنظیم گری حرکت کرد و این امر توجه گسترده ای را به تنظیم گری فین تک به عنوان یک الزام ضروری، جلب کرد. بحث پیرامون تنظیم گری فین تک در حال حاضر تعداد زیادی از پژوهش ها را تشکیل می دهد و این امر ما را مجاب به اختصاص یک بُعد مجزا علاوه بر سایر ابعاد رایج مانند کسب وکاری و فنی، تحت عنوان تنظیم به ابعاد فین تک نمود. سوم، نوآورانه بودن و جدید بودن چارچوب پیشنهادی تایید شده است. خبرگان تأیید کردند که طبقه بندی ابعاد و انتساب آنها به مؤلفه های مناسب مربوطه، پژوهش های قبلی را با یکدیگر تلفیق کرده و طبقه بندی جدیدی را برای ابعاد فین تک ارائه نموده است. چهارم، درنظر گرفتن قواعد اسلامی به طور جداگانه حاکی از اهمیت رویکرد اسلامی به تنظیم و نظارت حکمران بود و چارچوب را برای کشورهای اسلامی نیز بومی کرده است. پنجم، این چارچوب به حکمرانان و مراجع ذی صلاح قانونی کمک می کند تا فین تک را با رویکردی کل نگر و جامع درک و بررسی کنند و همچنین فین تک را برای خودِ صنعت شفاف می کند. با تعهد به این چارچوب از سوی مراجع ذی صلاح قانونی و صنعت فین تک، آنها حقوق و مسئولیت متقابل خود را نسبت به یکدیگر کاملاً شفاف خواهند داشت. این ابعاد و مؤلفه ها در سطح بین المللی با صنعت فین تک سازگار است و در عین حال، گنجاندن قوانین و مقررات اسلامی، الزامات کشورهای اسلامی از جمله ایران را برای تنظیم و نظارت بر فین تک در نظر می گیرد.
۱۶۵.

تأثیر ریسک و منفعت ادراک شده بر جست وجو و به اشتراک گذاری اطلاعات سلامت توسط کاربران شبکه های اجتماعی (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۶
در سال های اخیر شبکه های اجتماعی به یکی از ابزارها و فناوری های جست وجو و به اشتراک گذاری اطلاعات سلامت در میان مردم تبدیل شده اند. این شبکه ها با وجود مزایای قابل توجه، هنوز با چالش های زیادی در پذیرش و مشارکت توسط کاربران مواجه اند. افراد در استفاده از یک فناوری خاص انتظار سود و منفعت دارند. در همان حال، استفاده از هر فناوری همیشه سودمند نبوده و ممکن است با خطرهایی همراه باشد. قبل از جست وجو و یا به اشتراک گذاری اطلاعات سلامت، کاربران شبکه های اجتماعی باید اطمینان حاصل کنند که منافع حاصل از این رفتار بیشتر از خطرهای آن است. منفعت ادراک شده منعکس کننده سودمندی مثبت کلی اطلاعات سلامت در شبکه های اجتماعی و شامل ابعاد سودمندی ادراک شده، اعتبار، حمایت عاطفی و اطلاعاتی است. ریسک ادراک شده، انتظار ذهنی زیان احتمالی استفاده از اطلاعات سلامت در شبکه های اجتماعی و شامل ابعاد ناملموس ذهنی، حفظ حریم خصوصی، ریسک زمان، ریسک اجتماعی، و ریسک روانی است. هدف از این پژوهش بررسی نقش منفعت و ریسک ادراک شده و ابعاد آن بر قصد کاربران از جست وجو و به اشتراک گذاری اطلاعات سلامت در شبکه های اجتماعی است. این پژوهش بر مبنای هدف، از نوع کاربردی و بر حسب روش پژوهش، پیمایشی-همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه تهران بوده است. با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه آماری 382 نمونه تعیین شد. تعداد 364 پرسشنامه با استفاده از نرم افزارهای آماری «اس پی اس اس» و «لیزرل» مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. مدل استفاده شده در این پژوهش مدل ارزش خالص است. نتایج آزمون مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که از مجموع 13 رابطه در مدل، تعداد 9 رابطه تأیید شده است و 4 فرضیه نیز رد شده است. یافته ها نشان داد که بین سودمندی ادراک شده، اعتبار و حمایت عاطفی با منفعت ادراک شده رابطه مثبتی وجود دارد؛ در حالی که بین حمایت اطلاعاتی با منفعت ادراک شده رابطه ای وجود ندارد. بین ریسک حریم خصوصی، ریسک زمان و ریسک روانی با ریسک ادراک شده نیز رابطه وجود دارد؛ اما بین ناملموسی ذهنی و ریسک اجتماعی با ریسک ادراک شده رابطه ای وجود ندارد. همچنین منفعت ادراک شده بر جست وجو و به اشتراک گذاری اطلاعات سلامت تأثیر مثبت دارد. ریسک ادراک شده بر جست وجوی اطلاعات سلامت تأثیر منفی دارد؛ در حالی که بر اشتراک گذاری اطلاعات سلامت تأثیری ندارد.
۱۶۶.

بررسی میزان همخوانی نقش دهنده های موجودیت عامل و نشانگرهای روابط میان منابع در استاندارد توصیف و دسترسی به منبع (آردی اِی) با نقش دهنده ها و نشانگرها در بافت انتشارات ایرانی – اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۷۰
هدف: هدف از این پژوهش، تبیین میزان همخوانی نقش دهنده های موجودیت عامل و نشانگرهای روابط میان منابع در استاندارد توصیف و دسترسی به منبع (آردی اِی) با نقش دهنده ها و نشانگرها در بافت انتشارات ایرانی – اسلامی بود. روش: این پژوهش با روش های تحلیل محتوا و تطبیقی انجام شد. جامعه پژوهش از پیشینه های کتابشناختی مربوط به مجموعه کتاب های دو خانواده بزرگ کتابشناختی نهج البلاغه و مثنوی معنوی در کتابشناسی ملی ایران بودند که به ترتیب از بافت انتشارات اسلامی و بافت انتشارات ایرانی انتخاب شدند. تمامی پیشینه های کتابشناختی مربوط به دو خانواده کتابشناختی بررسی شد و نمونه گیری از آن ها صورت نگرفت. ابزار گردآوری داده ها، پی افزود های آی و جِی استاندارد توصیف و دسترسی به منبع بودند که به عنوان سیاهه وارسی مورداستفاده قرار گرفتند. به منظور نیل به هدف پژوهش، در گام نخست اجرای پژوهش، با بررسی پیشینه های کتابشناختی، عبارات و واژه هایِ نمایانگر نقش دهنده ها و نشانگرها استخراج و همخوانی آن ها با یکدیگر موردبررسی قرار گرفت. سپس در مراحل بعدی، به ترتیب همخوانی نشانگرهای رابطه ای (از پیوست جِی) استاندارد آردی اِی با نشانگرهای بافت انتشارات ایرانی – اسلامی و نقش دهنده های (از پیوست آی) استاندارد آردی اِی با نقش دهنده های بافت انتشارات ایرانی-اسلامی در پیشینه های عضو جامعه پژوهش موردمطالعه قرار گرفت. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد، به طورکلی بین نقش دهنده های موجودیت عامل و نشانگرهای روابط میان موجودیت های چهارگانه مرتبط با منبع (وِمی) در استاندارد آردی اِی با نقش دهنده ها و نشانگرها در بافت انتشارات ایرانی–اسلامی در بسیاری از موارد همخوانی مطلوبی مشاهده شد، ولی همخوانی مناسبی بین نقش دهنده ها با نشانگرهای روابط کتابشناختی مورداستفاده در بافت انتشارات ایرانی – اسلامی وجود ندارد. نتیجه گیری : نتایج پژوهش بیانگر همخوانی کم بین نقش دهنده ها با نشانگرهای روابط کتابشناختی مورداستفاده در بافت انتشارات ایرانی-اسلامی بود؛ اما بین نشانگرهای روابط میان موجودیت های منبع در استاندارد آردی اِی با نشانگرهای روابط مورداستفاده در بافت انتشارات ایرانی-اسلامی همخوانی مناسبی قابل مشاهده بود. همچنین نتایج نشان داد، بین نقش دهنده های مورداستفاده در بافت انتشارات ایرانی-اسلامی با نقش دهنده های استاندارد آردی اِی همخوانی مطلوبی وجود دارد. عدم انسجام و یکدستی در به کارگیری نقش دهنده ها با نشانگرها در پیشینه های کتابشناختی موردبررسی، یکی از دلایل مهم از ناهمخوانی های یادشده است. همچنین، کاربرد نادرست نقش دهنده ها و نشانگرها نسبت به نوع نقش و رابطه در اغلب پیشینه ها به چشم می خورد.
۱۶۷.

شناسایی و دسته بندی فرایندها و مؤلفه های مدیریت دانش زنجیره تأمین کشاورزی مبتنی بر فناوری بلاکچین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۱
هدف: با توجه به اهمیت و گسترش دنیای دیجیتال و کارایی روزافزون فنّاوری، این پژوهش به شناسایی شاخص های مؤثر فناوری بلاکچین در مدیریت دانش موجود در زنجیره تأمین محصولات زراعی کشاورزی پرداخته است. روش: این پژوهش ازنظر ماهیت کیفی، ازلحاظ هدف کاربردی و ازلحاظ شیوه گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی است. متخصصان فناوری بلاکچین، اساتید دانشگاه در رشته بلاکچین و پژوهشگرانی که در حوزه استفاده از فناوری بلاکچین در کشاورزی مقاله علمی دارند، جامعه آماری این پژوهش را تشکیل می دهند. در مرحله اول تعداد 124 شاخص که قبلاً از مقالات علمی مرتبط به کمک روش فراترکیب جمع آوری و استخراج شده بود، در مصاحبه با گروه خبرگان تعداد 31 شاخص حذف یا ادغام شده و 93 شاخص باقی ماند. همچنین بخش های مدل مدیریت دانش نیومن و کنراد استخراج و با شاخص های بلاکچین مطابقت داده شد؛ و مورد تأیید خبرگان قرار گرفت. در مرحله بعد، از روش دلفی استفاده شد. تعداد خبرگان پنل دلفی 11 نفر بودند که در دو مرحله با این طرح همکاری کردند. یافته ها : ابتدا با استفاده از مقالات علمی مورد مطالعه، مشکلات فعلی موجود در زنجیره سنّتی استخراج و دسته بندی شد که شامل تعداد 58 شاخص از معایب و مشکلات زنجیره سنتی تأمین محصولات کشاورزی بود. از این تعداد، 14 مؤلفه مربوط به منشأ محصولات کشاورزی، 38 مؤلفه مربوط به توزیع محصولات کشاورزی و 6 مؤلفه به ایمنی و کیفیت مواد غذایی مربوط می شد. در مرحله پنل دلفی از بین 93 شاخص استخراج شده، 9 شاخص حذف شد و 86 شاخص مؤثر باقی ماند. شاخص های فناوری بلاکچین در مدل مدیریت دانش نیومن و کنراد شامل 15 مؤلفه مربوط به خلق دانش، 22 مؤلفه مربوط به نگهداری دانش، 12 مؤلفه مربوط به انتقال دانش و 37 مؤلفه مربوط به به کارگیری دانش است.  نتیجه گیری : طبق یافته های این پژوهش، زنجیره سنتی تأمین محصولات کشاورزی دارای مشکلات و معایب بسیاری است و در مقابل طبق مدل مدیریت دانش نیومن و کنراد، می توان اثبات کرد که زنجیره تأمین محصولات کشاورزی حاوی فناوری بلاکچین می تواند به دلیل امن و مطمئن بودنش یک بستر مناسب برای تولیدکنندگان، توزیع کنندگان، عمده فروشان، خرده فروشان و مشتریان به وجود بیاورد. این فناوری به دلیل داشتن مزایای بسیار می تواند تحولی عظیم در صنعت کشاورزی ایجاد کند. شناسایی و تحلیل مؤلفه ها و شاخص های فناوری بلاکچین در زنجیره تأمین محصولات کشاورزی به درک عمیق تر ما در استفاده از این فناوری منجر می شود. به کمک این فناوری می توان دانش آشکار و نهان موجود در زنجیره تأمین محصولات کشاورزی را سازمان دهی و بهره برداری کرد. بدین ترتیب، مراحل خلق، نگهداری، انتقال و به کارگیری دانش با ایمنی بیشتر و مفیدتر انجام خواهد شد.   
۱۶۸.

تحلیل علم سنجی تبلیغات شفاهی و آگاهی از برند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۵
هدف:پژوهش حاضر با هدف تحلیل علم سنجی پژوهش های منتشر شده در پایگاه اسکوپوس با موضوع تبلیغات شفاهی و آگاهی از برند طی سال های2025-2007 انجام شده است. هدف کلی، ارائه یک مرور جامع و سیستماتیک از تولیدات علمی در این حوزه، شناسایی روندهای انتشار، کشورهای تأثیرگذار، کلمات کلیدی پرکاربرد و جهت گیری های موضوعی نوظهور بود. با توجه به بازار جهانی رقابتی فزاینده، درک گفتمان علمی پیرامون تبلیغات دهان به دهان و آگاهی از برند، هم برای دانشگاهیان که سعی در مفهوم سازی این پدیده دارند و هم برای متخصصانی که به دنبال تبدیل بینش ها به استراتژی های عملی هستند، به یک ضرورت استراتژیک تبدیل شده است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی– تحلیلی و با رویکرد علم سنجی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل 226 مقاله علمی در حوزه تبلیغات شفاهی و آگاهی از برند است که توسط استراتژی جستجو که با مطالعه ادبیات این حوزه و همچنین مشورت با خبرگان مربوطه استراتژی اولیه آماده شد و پس از چندین مرحله رفت و برگشت و بررسی مدارک بازیابی شده از پایگاه اسکوپوس، استراتژی نهایی گردیده است، در بازه زمانی2025-2007 در پایگاه علمی اسکوپوس یافت شده است. نرم افزارهای VOSviewer / Gephi / Excel جهت تحلیل داده ها و ترسیم نمودارها استفاده شده است. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان دهنده روند صعودی انتشار مقالات حوزه تبلیغات شفاهی و تاثیر آن بر آگاهی از برند در سال های اخیر بوده است. کشورهای پیشرو در تولید علمی مرتبط با موضوع مورد بررسی شامل کشورهای اندونزی، هند و آمریکا بودند. از دیگر یافته ها شناسایی واژگانی مانند تبلیغات شفاهی الکترونیکی و رسانه های اجتماعی به عنوان واژه های کلیدی پرتکرار است. نتیجه گیری:روند صعودی مقالات منتشر شده در این حوزه مخصوصا در سال های اخیر نشان از ارزش و اهمیت این حوزه موضوعی دارد. نتیجه این پژوهش حاکی از آن است که شرکت ها و برندها باید استراتژی های خود را با تمرکز بر رسانه های اجتماعی، تبلیغات شفاهی، و تأثیرگذاری از طریق اعتماد اجتماعی و اینفلوئنسرها تنظیم کنند تا بتوانند آگاهی از برند خود را به طور مؤثرتری گسترش دهند.از نظر عملی، مدیران برند باید ابتکاراتی را در اولویت قرار دهند که تجربیات اصیل مشتری را تشویق می کنند، زیرا تبلیغات شفاهی مثبت نه تنها باعث افزایش دیده شدن برند می شود، بلکه وفاداری بلندمدت را نیز تقویت می کند. شواهد علم سنجی همچنین بر لزوم ادغام استراتژی های تبلیغات شفاهی در اکوسیستم های بازاریابی گسترده تر تأکید می کند و از این طریق امکان انتشار مؤثرتر پیام های برند را فراهم می کند.
۱۶۹.

تحلیل نقش انگیزه ها و فرهنگ سازمانی بر قصد اشتراک دانش در جهت تسهیم دانش آنلاین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۱
هدف: اهمیت تسهیم دانش برای یک سازمان قابل انکار نیست. از طرفی بدون انگیزش، انتظار انجام رفتار تسهیم دانش دشوار است. در عصر اقتصاد دانش بنیان، دانش به دارایی مهم شرکت ها تبدیل شده است. اهمیت به اشتراک گذاری دانش در میان کارکنان به خوبی مستند شده است. به اشتراک گذاری دانش نه تنها با بهبود عملکرد سازمانی مرتبط است، بلکه تأثیر مثبتی بر همکاری میان کارکنان، کارایی تصمیم گیری، خلاقیت و نوآوری آن ها دارد. همه این ها عناصر مهمی هستند که به برتری یک سازمان به ویژه در محیط رقابتی کسب وکار امروز، کمک می کنند. برانگیختن موفقیت آمیز کارکنان برای به اشتراک گذاری دانش می تواند به سازمان کمک کند تا مزیت رقابتی خود را افزایش داده و حفظ کند. بدین منظور هدف این پژوهش تحلیل نقش انگیزه ها و فرهنگ سازمانی بر قصد اشتراک دانش در جهت تسهیم دانش است.روش شناسی: این پژوهش ازنظر هدف جزء پژوهش های کاربردی است. ازلحاظ روش در دسته تحقیقات توصیفی- همبستگی قرار می گیرد. جامعه آماری این پژوهش شامل 220 نفر از کارکنان شرکت کاشی ارم اردکان یزد است. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 140 نفر به دست آمد که پرسشنامه به صورت الکترونیک در وب سایت پرس لاین طراحی شد و لینک آن از طریق شبکه های اجتماعی و گروه های کاری موجود در این شبکه ها در اختیار کارکنان این شرکت قرار گرفت. به این دلیل که متغیرهای پژوهش در کل سازمان قابل بررسی و مربوط به طبقه خاصی از سازمان نبود، از روش نمونه گیری تصادفی ساده برای نمونه گیری استفاده شد. پس از توزیع پرسشنامه تعداد 127 پرسشنامه به صورت کامل برگشت داده شد که مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه استاندارد انگیزه بیرونی، انگیزه درونی و قصد اشتراک دانش (لین، 2007)، پرسشنامه اهدا و جمع آوری دانش (ون دن هوف و ون وینن، 2004) و پرسشنامه فرهنگ سازمانی (دنیسون، 2000 و فی و دنیسون، 2003) است. برای پردازش داده های آماری مربوط به پرسشنامه از نرم افزار SPSS نسخه 22 و نرم افزار PLS نسخه 3 استفاده شده است.یافته ها: فرضیه ها به روش مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار PLS آزمون شدند. برای بررسی اثرات میانجی از آزمون بوت استرپینگ استفاده شد و برازش مدل موردبررسی قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که انگیزش درونی بر قصد اشتراک دانش آنلاین تأثیر مثبت و معناداری دارد (96/1<T). همچنین قصد اشتراک دانش آنلاین بر اهدا و جمع آوری دانش تأثیر مثبت و معناداری دارد (96/1<T). نقش تعدیلگر انگیزش بیرونی بر رابطه بین انگیزش درونی و قصد اشتراک دانش معنادار نبود (96/1>T). همچنین فرهنگ سازمانی به طور مثبت رابطه بین انگیزش درونی و قصد اشتراک دانش تعدیل می کند نه منفی. درنهایت نقش میانجی قصد اشتراک دانش بر رابطه بین انگیزه درونی و اهدا و جمع آوری دانش تائید شد (96/1<T).نتیجه گیری: بدون انگیزش، انتظار انجام رفتار تسهیم آنلاین دانش دشوار است. برای تشویق کارمندان به مشارکت در تسهیم دانش، درک انگیزش کارکنان برای سازمان ها بسیار مهم است. به عبارتی زمانی که تسهیم دانش رضایت شخصی کارکنان را در پی داشته باشد قصد اشتراک دانش آنلاین تسهیل می شود. در شرکت کاشی ارم اردکان انگیزه های بیرونی مانند پاداش های ملموس نمی تواند رابطه انگیزه درونی و قصد اشتراک دانش را به طور منفی تعدیل کند. ازآنجاکه تغییر انگیزش درونی دشوار است، سازمان ها اغلب فرهنگ سازمانی را برای تسهیل تسهیم آنلاین دانش تقویت می کنند. به نظر می-رسد در شرکت کاشی ارم انگیزه های درونی مانند خودکارآمدی کارکنان و رضایت آن ها از خود قصد اشتراک دانش را در کارکنان افزایش داده و از این طریق باعث می شود کارکنان انگیزه بیشتری برای انتقال دانش و تجربیات خود به همکاران داشته باشند. وقتی کارکنان با رضایت ذاتی و علاقه شخصی قصد اشتراک دانش به صورت آنلاین داشته باشند، بنابراین انگیزه جمع آوری دانش افزایش می یابد. وقتی کارکنان شرکت کاشی ارم اردکان به طور داوطلبانه خواستار تسهیم دانش به صورت آنلاین باشند، پس می توانند تجربیات و دانش خود را به دیگر کارکنان منتقل کنند و ازاین رو اهدای دانش افزایش پیدا کند.
۱۷۰.

رتبه بندی راهبردهای بهینه برای کسب وکارهای کتاب الکترونیکی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۳
هدف : هدف این پژوهش، رتبه بندی راهبردهای بهینه برای کسب و کارهای کتاب الکترونیکی در ایران با استفاده از الگوی تعیین راهبرد دیوید است. روش پژوهش : این پژوهش با تکیه بر الگوی تعیین راهبرد دیوید و با رویکرد ترکیبی انجام شده است. جامعه پژوهش، همه کسب وکارهای فروش کتاب الکترونیکی در ایران بود که ساختار و اجزای یک کسب وکار را دارا بودند که 26 کسب وکار را شامل شد و تمام شماری گردید. برای کشف نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید، راهبردهای بهینه در هر یک از موقعیت های راهبردی و اولویت گذاری آنها از ابزار مصاحبه و روش تحلیل محتوای کیفی جهت مقوله بندی استفاده شد. برای نمره گذاری مؤلفه های ماتریس های ارزیابی عوامل داخلی و خارجی، ماتریس سوات و ماتریس کمّی، فایل ماتریس ها ارسال و با گفتگوی تلفنی نمرات مدنظر آنها برای هر مؤلفه کسب گردید.  یافته ها : طبق نتایج، بی اعتمادی ناشران نسبت به سوء استفاده کسب وکارهای کتاب الکترونیکی از فایل کتاب ها مهم ترین تهدید این کسب وکارهاست که غلبه قابل توجهی بر وزن قوت ها، ضعف ها و تهدیدهای دیگر داشت. همچنین کمبود سرمایه، نبود تسهیلات تولید و توسعه محتوا، کوچک بودن کسب وکار بزرگ ترین ضعف، زیرساخت نرم افزاری مناسب بزرگ ترین قوت، و افزایش مداوم هزینه تولید، طراحی، چاپ و توزیع کتب چاپی بزرگ ترین فرصت شناخته شد. همچنین طبق یافته ها، راهبرد بازاریابی توسعه محصول یا خدمت (16/8) و بازاریابی کسب وکار به کسب وکار (12/8) مشترکاً در رتبه اول، راهبرد بازاریابی برتری عملیاتی کیفیت محور (74/7) در رتبه دوم، راهبرد بازاریابی کسب وکار به مصرف کننده (69/7) در رتبه سوم، و راهبرد  بازاریابی تنوع گرا یا اجتماعی (13/6) در رتبه چهارم قرار گرفت. نتیجه گیری : نتایج پژوهش نشان می دهد که موفقیت در این حوزه مستلزم رفع نگرانی های امنیتی ناشران، بهبود تجربه کاربری اپلیکیشن ها، و تنوع بخشی به خدمات و پشتیبانی است. این نگرانی درواقع درباره امنیت فایل هاست و بخش بزرگی از آن ناشی از بی اعتمادی، ترس از نشر اثر با حفظ محتوا و تغییر شکل، و نبود زمان و چارچوب های منسجم برای پیگیری حقوقی است. کمبود سرمایه نیز دال بر عدم ورود حرفه ای به این حوزه است که خود را در درخواست تسهیلات تولید و توسعه محتوا و کوچک مقیاس ماندن کسب وکار نشان داده است و در نقاط قوت نیز عموماً بر ارزش شبکه و ضریب نفوذ اینترنت و شبکه های اجتماعی بین مردم حساب شده است. همچنین به نظر می رسد هرگونه افزایش هزینه تولید آنالوگ به واسطه قیمت ارز یا رکود تورمی می تواند فرصت مناسبی برای توسعه این نوع کسب وکار برای ناشران باشد.
۱۷۱.

تحلیل گفتمان هرمنوتیک ذهنی در تعامل بازیابی اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۱
هدف : این پژوهش به منظور واکاوی ادبیات تعامل بازیابی اطلاعات و جهت بررسی میزان تأثیرپذیری این حوزه موضوعی از هرمنوتیک ذهنی انجام شده است و به بررسی این موضوع پرداخته که متخصصان چگونه از عناصر هرمنوتیک ذهنی در ادبیات تعامل بازیابی اطلاعات بهره برده اند. روش پژوهش : پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-توصیفی و با روش دیرینه شناسی فوکو به تحلیل گفتمانِ ادبیات تعامل بازیابی اطلاعات پرداخته و عناصر هرمنوتیک ذهنی اثرگذار را از این مجموعه استخراج کرده است. یافته ها : ده عنصر هرمنوتیک ذهنی از ادبیات تعامل بازیابی اطلاعات استخراج شد که عبارتند از: معنا به مثابه تجربه تفسیری کاربر، سوژه مفسر، نفی نیت مؤلف، زبان به مثابه میدان هستی، معنا به مثابه فرایند تاریخی، فضیلت چندصدایی و تضاد تفسیری، حذف معیار داوری، تبدیل داده و الگوریتم به ابزار معنا، سیستم اطلاعاتی بستری برای گفتگوی معنایی، و نفی بازنمایی تأکیدی بر حضور و تجربه. یافته ها نشان می دهد که ما با غلبه هرمنوتیک ذهنی در ادبیات تعامل بازیابی اطلاعات مواجه هستیم. نتیجه گیری : چرخش هرمنوتیکی در علم اطلاعات، با عبور از الگوهای پوزیتیویستی کلاسیک مانند مدل شانون و ویور، به بازتعریف بنیادین مفاهیم هسته ای این رشته پرداخته است. در این پارادایم جدید، داده از مواد خام فنی به متنی تفسیرپذیر در بستر گفتمان و قدرت تبدیل شده، کاربر از گیرنده منفعل به سوژه مفسر فعال ارتقا یافته، و معیار حقیقت مطلق جای خود را به اعتبار زمینه مند داده است. علم اطلاعات را از پارادایمی ایستا مبتنی بر انتقال داده به پارادایمی پویا با محوریت تولید مشارکتی معنا تبدیل کرده و چارچوبی ضروری برای طراحی سیستم های اطلاعاتی عادلانه تر و انسانی تر در عصر دیجیتال فراهم آورده است.
۱۷۲.

تعیین عوامل مؤثر بر مراقبت از دانش بومی و تمایل پژوهشگران و کاربران بر اشتراک و انتقال آن: مطالعه موردی ریسرچ گیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۷
شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان بستر ارتباطی با ایجاد امکان تبادل اطلاعات و دانش به ترویج آگاهی، تسهیل فعالیت‌های مدنی، و بهبود یادگیری کمک می‌کنند. از این‌رو، در پژوهش حاضر با بررسی دیدگاه پژوهشگران فعال در «ریسرچ‌گیت» در حوزه دانش بومی، به تعیین عوامل بازدارنده و تشویق‌کنندة مراقبت از دانش بومی و تمایل کاربران به اشتراک‌گذاری و انتقال آن بومی پرداخته شده است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با روش ترکیبی انجام شد. در مطالعه کیفی از نمونه‌گیری هدفمند و اطلاعات‌محور برای جمع‌آوری بینش پژوهشگران استفاده شده است. در بخش اول، 12 نفر از پژوهشگرانی که در حوزه‌های (زبان بومی، معماری سنتی و بومی، هنرهای تجسمی و هنرهای دستی بومی) امتیاز علاقه‌مندی به تحقیق بالاتری در «ریسرچ‌گیت» داشتند، انتخاب شدند. مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بر مبنای چارچوب مفهومیِ پژوهش Liew & Lipscombe (2024) طراحی و به‌صورت برخط انجام گرفت. برای بخش دوم مصاحبه، پروتکل مصاحبه عمیق به‌صورت غیرمستقیم طراحی شد. وجه مشترک یافته‌های به‌دست‌آمده از بررسی متون و مصاحبه عمیق به‌صورت چک‌لیستی تهیه شد و آن را همان 12 پژوهشگر تأیید کردند. سپس، پرسشنامه بسته‌ای که گویه‌های آن بر اساس تمایل کاربران برای اشتراک و انتقال دانش بومی به‌عنوان راهکاری برای مراقبت از دانش بومی بود، طراحی گردید. آنگاه با تأیید روایی و پایایی پرسشنامه و توزیع برخط آن، 233 کاربر به آن پاسخ دادند. یافته‌ها نشان داد که بین گزاره‌های رابطه، مسئولیت‌پذیری و احترام، گزارة مسئولیت‌پذیری با بار وزنی 47/0 اولویت بیشتری دارد. «تعامل و تجربیات شخصی پژوهشگران با جوامع بومی و مشاهده تأثیر اقدامات خود به‌صورت مستقیم» با فراوانی نسبی (624/14) بالاترین فراوانی نسبی را در بین عوامل مشوق و «پیش‌داوری‌های نادرست عموم و عدم حمایت و همکاری جامعه بومی» با فراوانی نسبی (5/18) به‌عنوان مهم‌ترین عامل بازدارنده شناخته شدند. تمام کاربران در حوزه «هنرهای دستی بومی (قالی‌بافی، انواع دوزندگی، انواع قلم‌زنی)» به اشتراک و انتقال دانش بومی تمایل دارند، اما کاربران رشته «معماری سنتی و بومی» با درصد تمایل 64/92 کمترین تمایل را نشان دادند. از نظر روش اشتراک‌گذاری، تعداد بیشتری از کاربران، اشتراک‌گذاری مستقیم (فردبه‌فرد) را ترجیح می‌دهند (60/26 درصد). همچنین در روش انتقال دانش، انتقال دانش به‌صورت «استاد-شاگردی» نسبت به «داستان‌سرایی» امتیاز بیشتری کسب کرده است (07/51 درصد). با توجه به یافته‌های پژوهش لازم است که مدیران و سیاست‌گذاران به عوامل مشوق بیشتر توجه کنند و عوامل بازدارنده را تا حد امکان کنترل نمایند. نوآوری پژوهش حاضر در تمرکز بر تلاقی دانش بومی و فناوری‌های مدرن (شبکه اجتماعی نظیر ریسرچ گیت) و تعیین عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و فناورانه مرتبط با آن‌ها در ایران است که برای نخستین‌بار با جزئی‌نگری و بررسی دیدگاه پژوهشگران و کاربران بومی ایران و حتی تعیین نقطه اشتراک هر دو دسته از افراد انجام شده است. همچنین این پژوهش در سنجش تمایل کاربران ایرانی در اشتراک‌گذاری و انتقال دانش بومی برای مراقبت از آن پیشرو است.
۱۷۳.

کاوش انگیزه برای مشارکت در به اشتراک گذاری دانش درون سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۳
هدف پژوهش حاضر کاوش انگیزه برای مشارکت در به اشتراک گذاری دانش درون سازمانی بود که بر اساس پارادایم تفسیری و با رویکرد کاربردی توسعه ای به صورت کیفی انجام شد و برای جمع آوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش، اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور بودند که 16 نفر به صورت هدفمند بر اساس معیارهایی انتخاب شدند. روایی و پایایی داده های به دست آمده از مصاحبه ها با استفاده از معیارهای مقبولیت و قابلیت تائید و باز آزمون بررسی شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش داده بنیاد و فرایند کدگذاری در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. کدگذاری ها در هر سه مرحله تشریح و مدل انگیزه به اشتراک گذاری دانش درون سازمانی برای اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور بر اساس روش داده بنیاد ترسیم شد. یافته های پژوهش نشان داد که چهار مقوله هم راستایی راهبردی اشتراک دانش، عوامل مدیریتی، عوامل فردی و ایجاد محتوا عوامل تأثیرگذار در انگیزه اشتراک گذاری دانش بوده؛ همچنین، محیط اشتراک، جنبه های آموزشی، ارزیابی، مسائل فنی، زیرساخت و مسائل اطلاعاتی، عوامل اصلی زمینه ای هستند و دو مقوله عوامل شخصیتی اعضا و بی ثباتی فرهنگ سازمانی به عنوان مقوله های مداخله گر شناسایی شدند و راهبردهای این پژوهش شامل چهار عامل تحول، رشدگرایی، بافت سازمانی و راهبردهای سازمانی است و بخش آخر مدل پژوهش، شامل پویایی سازمانی، پیامدهای اجتماعی، توسعه عوامل ساختاری و ایجاد سازمان یادگیرنده به عنوان پیامدهای ارتقای انگیزه اشتراک گذاری دانش در میان اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور شناسایی شدند.
۱۷۴.

Designing an Efficient Bike-Sharing System for the University of Bojnord

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۱
The rapid growth of urbanization and the increasing use of motor vehicles have intensified transportation challenges, such as congestion and air pollution. In light of this, bicycle-sharing systems have emerged as a sustainable and cost-effective solution. This study presents the design of a bicycle-sharing system for the University of Bojnord, covering an area of approximately 150 hectares with more than 5,000 students. A mixed-integer linear programming model was developed to determine the optimal number and locations of bicycle stations as well as the required bicycles while minimizing total system costs, including installation, purchasing, and maintenance. The model was solved and analyzed using GAMS software. Sensitivity analysis was conducted to evaluate the effects of key parameters, and the most frequent travel routes were identified to enhance system efficiency. The results indicated that implementing the proposed system can significantly improve transportation quality and promote sustainable mobility within the campus. However, successful implementation requires the development of supporting infrastructure, including smart stations and secure parking areas. The proposed framework can also serve as a reference for designing similar systems in other universities and urban areas.
۱۷۵.

اخلاق داده: تحلیل مفهومی اَبعاد و دلالت ها در سیاست گذاری داده ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۱
در این مقاله سعی شده تا بررسی شود که حوزه مطالعاتی اخلاق داده چه دلالت هایی برای سیاستگذاری داده ها دارد. در ابتدا، این حوزه معرفی شده و به تفاوت حوزه اخلاق داده و حوزه اخلاق علم داده پرداخته شده و استدلال شده که نسبت آن ها با هم عموم و خصوص من وجه است زیرا اخلاق علم داده عموماً به مسئله پردازش اخلاقی داده ها توسط متخصصان نرم افزار تمرکز دارد درحالی که اخلاق داده به تولید یا گردآوری، ذخیره سازی، بهینه سازی، توزیع و به اشتراک گذاری و استفاده از داده ها توسط شرکت ها متمرکز است. در ادامه به تفاوت این حوزه با حوزه اخلاق کلان داده اشاره شده و پس از مرور برخی پژوهش های حوزه اخلاق داده، دلالت های حوزه اخلاق داده برای سیاستگذاری داده ها در شش بُعد ارائه شده است: اقتصاد داده، گردآوری و خلق داده، مالکیت داده، داده های باز، کیفیت داده و حفاظت داده. یافته ها نشان می دهد که اخلاق داده، فراتر از مباحث رایج در اخلاق علم داده یا اخلاق کلان داده، مجموعه ای از دلالت های بنیادین برای سیاست گذاری داده دارد که در غیاب آن ها، زمینه برای سوگیری های ساختاری، بی عدالتی داده ای و بهره کشی شرکتی از کاربران فراهم می شود. نخست آنکه، اقتصاد داده کاربران را به کارگران دانشی بی مزد بدل کرده و داده های آنان را به منبع ارزش تجاری، ابزار تحکیم قدرت و سازوکاری برای جهت دهی رفتار مصرف کنندگان تبدیل می کند. تحلیل مفهومی متون نشان می دهد که گردآوری و خلق داده هیچ گاه خنثی نیست و همیشه تحت تأثیر مفروضات هستی شناختی، معرفت شناختی، روش شناختی و ساختارهای قدرت انجام می شود و ازاین رو داده خام، بی سوگیری یا «واقعیتِ بدون تفسیر» وجود ندارد. در حوزه مالکیت داده نیز روشن می شود که تمایز میان استفاده، کنترل و دسترسی پیامدهای متفاوتی برای حقوق افراد دارد و بسیاری از الگوهای رایج مالکیت، در عمل به نفع تولیدکنندگان داده و نه صاحبان بالقوه آن عمل می کنند. بررسی ها نشان می دهد که داده های باز تنها زمانی به شفافیت و امکان سنجش عمومی می انجامند که عدالت اطلاعاتی، توان تحلیل و دسترسی برابر تضمین شده باشد و در غیر این صورت، به ابزاری برای تقویت انحصار نخبگان فناور تبدیل می شود. در بعد کیفیت داده نیز آشکار شد که کامل بودن، سازگاری، به هنگام بودن و خصوصاً «ربط» نقش اساسی در جلوگیری از تصمیمات مغشوش و خطاهای سیاستی مبتنی بر داده دارند. افزون بر این، تحلیل یافته ها نشان می دهد که حفاظت داده اعم از جلوگیری از دسترسی نامجاز، صیانت از داده در برابر استفاده های ثانویه ی پیش بینی نشده، و کنترل انتقال ریسک از سازمان ها به کاربران، پیش نیازی بنیادین برای اعتماد عمومی و کاهش سوءاستفاده های شرکت ها و دولت ها است. در نهایت، پژوهش نشان می دهد که برخی اسناد و منشورهای اخلاقی سازمانی، بیشتر کارکردی نمایشی داشته و می توانند پوششی برای تداوم رفتارهای ضداخلاقی باشند.
۱۷۶.

تأثیر مدیریت ریسک بر پیاده سازی مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۴۰
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مدیریت ریسک و مؤلفه های آن بر اجرای مدیریت دانش در شهرداری صحنه انجام شده است. تغییر رویکرد شهرداری ها از خدمت محور به بازارمحور و پروژه محور نیاز به مدیریت مؤثر دانش و اطلاعات جدید را افزایش داده است. در این راستا هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش مدیریت ریسک در بهبود اجرای مدیریت دانش در این سازمان ها است.روش: این پژوهش به روش ترکیبی (کمی و کیفی) انجام شد و جامعه آماری آن شامل 255 نفر از کارکنان شهرداری صحنه بود که از این میان 150 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها دو پرسش نامه استاندارد مدیریت دانش چومی تسنگ و مدیریت ریسک صمیمی بود که پایایی آن ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ تأیید شد. در بخش کیفی پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ذی نفعان کلیدی و کارشناسان شهرداری صحنه انجام شد تا چالش ها و ریسک های خاص مرتبط با اجرای مدیریت دانش شناسایی شود. در بخش کمی، پرسش نامه های استاندارد به نمونه منتخب توزیع شد و داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شد. فنون آماری شامل تحلیل رگرسیون، ضریب همبستگی و ANOVA برای بررسی روابط بین مؤلفه های مدیریت ریسک و موفقیت مدیریت دانش به کار گرفته شد.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که مؤلفه های مدیریت ریسک تأثیر معناداری بر موفقیت اجرای مدیریت دانش دارند. مهم ترین چالش های اجرای مدیریت دانش در شهرداری صحنه شامل مقاومت فرهنگی کارکنان در برابر به اشتراک گذاری دانش، کمبود زیرساخت های فنّاورانه و نبود برنامه های آموزشی مناسب بود. تحلیل داده های جمع آوری شده نشان داد که مدیریت ریسک مؤثر می تواند به کاهش این چالش ها کمک کرده و اجرای مدیریت دانش را بهبود بخشد. همچنین، یافته ها حاکی از وجود همبستگی مثبت بین مؤلفه های مدیریت ریسک و موفقیت مدیریت دانش بود. این پژوهش نشان داد که عواملی مانند شناسایی و ارزیابی ریسک ها، ایجاد برنامه های آموزشی منظم در زمینه مدیریت ریسک و دانش و فراهم آوردن زیرساخت های مناسب فنّاورانه می توانند نقش مهمی در بهبود مدیریت دانش داشته باشند. همچنین، فرهنگ سازی مناسب و ترغیب کارکنان به اشتراک گذاری دانش و اطلاعات از طریق سیستم های پاداش دهی و تشویقی می تواند به موفقیت بیشتر مدیریت دانش کمک کند.نتیجه گیری: پژوهش نشان داد که مدیریت ریسک نقش مهمی در موفقیت اجرای مدیریت دانش دارد، به ویژه در محیط های پویا و پروژه محور مانند شهرداری های ایران. توصیه می شود که سازمان ها از چهارچوب های یکپارچه مدیریت ریسک و دانش بهره برداری کنند تا دارایی های دانشی خود را بهینه کرده و عملکرد کلی خود را ارتقا دهند. به کارگیری رویکرد یکپارچه مدیریت ریسک و دانش می تواند به شناسایی و کاهش ریسک ها و افزایش فرصت ها کمک کند. همچنین، پژوهش های آینده می توانند مکانیسم های خاص تأثیرگذاری مدیریت ریسک بر مدیریت دانش در سازمان های مختلف را بررسی کرده و راهبردهای مناسبی برای هر بخش توسعه دهند. این پژوهش نشان می دهد که برای بهبود اجرای مدیریت دانش در سازمان های مشابه، لازم است برنامه های آموزشی و فرهنگ سازی مناسبی جهت ترغیب کارکنان به اشتراک گذاری دانش اجرا شود. تأمین زیرساخت های فنّاورانه مناسب و پیاده سازی سیستم های مدیریت دانش بهینه ضروری است. علاوه بر این، ایجاد سیستم های پاداش دهی و تشویقی برای ترغیب کارکنان به اشتراک گذاری دانش و اطلاعات نیز توصیه می شود.
۱۷۷.

Artificial Intelligence in Healthcare: Revolutionizing Diagnostics with Predictive Algorithms(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۸۶
ABSTRACT Background: Artificial Intelligence (AI) has rapidly integrated into healthcare, proving indispensable in diagnostic processes. Event-predicting equations in medicine offer solutions to longstanding issues related to early diagnosis and personalized patient care. Objective: This article aims to explore best practices in objective and quantitative diagnostic predictions using AI and predictive algorithms. It seeks to revolutionize healthcare diagnostics by enhancing effectiveness and reducing diagnostic error rates. Methods: This study involves a literature review of the past five years, focusing on recent innovations in AI for healthcare diagnostics. The review includes fields such as oncology, cardiology, and others to evaluate the efficacy of prediction algorithms in practice. Results: The findings indicate that machine learning-based computer-aided diagnosis models significantly improve diagnostic accuracy by detecting diseases at early stages and personalizing treatment programs. The integration of these algorithms has led to reduced diagnostic errors and improved patient experiences across various medical fields. Conclusion: AI predictive algorithms represent the future of diagnostic medicine. Their adoption is set to personalize and advance patient treatment, enhance health outcomes, and improve the efficiency of healthcare systems. However, comprehensive research and precise implementation are essential to fully harness the potential of AI in diagnostics.
۱۷۸.

میزان فراگیری سامانه های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) با تمرکز بر شاخص های WCAG2.2 و تجربه کاربران با آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۱۹
تعامل با داده‌های وب و فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات نقش مهمی در توسعه جامعه اطلاعاتی و ارتقای کیفیت زندگی افراد دارای معلولیت دارد. با وجود پیشرفت‌های دیجیتال، شکاف‌های دسترس‌پذیری و کاربردپذیری برای کاربران دارای آسیب بینایی همچنان پابرجاست. این پژوهش با تمرکز بر سامانه‌های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک)، میزان انطباق این سامانه‌ها با استانداردهای بین‌المللی دسترس‌پذیری (WCAG 2.2) و تجربه واقعی کاربران نابینا و کم‌بینا را بررسی می‌کند. نتایج می‌تواند به بهبود فراگیری، عدالت آموزشی و ارتقای کیفیت خدمات دیجیتال برای این گروه کمک کند. پژوهش حاضر با رویکرد غالب کمّی، به ارزیابی دسترس‌پذیری و کاربردپذیری سامانه‌های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران برای کاربران با آسیب بینایی پرداخت. این مطالعه از دو روش اصلی بهره برد: نخست، ارزیابی فنی با استفاده از ابزار خودکار Accessibility Insights و وارسی مبتنی ‌بر آخرین نسخه ‌شاخص‌های استخراجی کنسرسیوم وب جهان‌گستر (ویرایش 2023) در دو اولویت A و AA با رویکرد فازی؛ و دوم، آزمون کاربردپذیری با کاربران واقعی نابینا و کم‌بینا از طریق تعریف وظایف مشابه در سامانه‌ها و مشاهده دقیق نحوه تعامل آن‌ها. داده‌های کمّی حاصل از زمان انجام وظایف، موفقیت در انجام آن‌ها و پرسشنامه‌های پیش و پس‌آزمون تحلیل آماری شدند. داده‌های آزمون کاربردپذیری نیز از طریق مشاهده رفتار کاربران با مشارکت 24 کاربر با آسیب بینایی (در مجموع، 48 بازدید)، شنیدن صفحه‌خوانNVDA و تحلیل کد HTML تکمیل شدند. عملکرد هر کاربر با نرخ تکمیل موفقیت‌آمیز کار، مدت‌زمان لازم برای انجام کارها، رتبه‌بندی رضایت و میزان دریافت راهنمایی و کمک اندازه‌گیری شد. نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی برای انتخاب کاربران با تجربه کافی انجام شد تا موانع ساختاری دسترس‌پذیری و کاربردپذیری شناسایی شود. ارتباط با کاربران به‌صورت آنلاین و ضبط کامل فرایند انجام شد. این روشِ چندوجهی، ترکیبی از دیدگاه‌های فنی و تجربه کاربران نهایی را دربرمی‌گیرد و اعتبار و جامعیت یافته‌ها را افزایش می‌دهد. نتایج ارزیابی فنی با ابزار خودکار نشان داد که در این سامانه‌ها به تضاد رنگ متن و پس‌زمینه توجه اندکی شده است. جایگزین‌های متنی برای عناصر غیرمتنی، برچسب‌گذاری عناصر فرم‌ها، برچسب و نام پیوند‌‌‌ها، برچسب دکمه‌ها و ... جزو مواردی است که نیازمند بررسی و بازبینی مجدد است. همچنین یافته‌ها نشان داد که هیچ‌یک از سامانه‌ها به‌طور کامل با WCAG2.2 مطابقت ندارند. «سامانه پیشینه» با بالاترین میزان تطابق با شاخص‌های دسترس‌پذیری در سطوح A (71 درصد) و AA(77 درصد)، دسترس‌پذیرترین سامانه بود؛ در حالی که «سامانه گنج» (50 درصد) کمترین میزان تطابق را در سطحAA نشان داد و سایر سامانه‌ها در سطوح مختلف، میزان دسترس‌پذیری متفاوتی را به نمایش گذاشتند. در اولویت A و AA گرچه شاخص‌های زیادی توسط سامانه‌ها تا حدودی رعایت شده، ولی برخی از شاخص‌ها اصلاً رعایت نشده است. نبودِ امکان پرش آسان از بلوک‌های تکراری محتوا، عدم استفاده از محتوای متنی واضح برای عناوین صفحات، عدم شناسایی و توصیف خطاهای پیش‌آمده برای کاربران، و عدم ارائه کامل برچسب‌ها و هدینگ‌های توصیفی و واضح با ترتیب منطقی از آن جمله است. داده‌های آزمون کاربردپذیری نیز نشان داد که انجام وظایف در سامانه‌ها در سطح متوسط و حتی آسان بوده است. میانگین‌های بالا، نشان‌دهندة اوضاع به‌نسبت مساعد سامانه‌های «ایرانداک» است. پژوهش حاضر با بررسی نظام‌مند تعامل کاربران صفحه‌خوان با سامانه‌های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) و تحلیل تطابق آن‌ها با آخرین نسخه شاخص‌های‌WCAG 2.2، گامی مؤثر در بهبود دسترس‌پذیری و کاربردپذیری این سامانه‌ها برای کاربران دارای آسیب بینایی برداشته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که به‌‌رغم برخی پیشرفت‌ها، نیاز به اصلاحات بنیادین در طراحی رابط کاربری، بهبود تضاد رنگ رنگ، ارائه جایگزین‌های متنی جامع، و بهینه‌سازی ساختار معنایی محتوا و فرایندهای انجام وظایف وجود دارد. همچنین، ارائه راهنماها و مستندات دسترس‌پذیر و افزودن قابلیت‌های ناوبری کلیدی مانند پیوند‌های پرش، برای ارتقای تجربه کاربری این گروه ضروری است. این مطالعه با استفاده از روشِ چندوجهی و مشارکت فعال کاربران نابینا و کم‌بینا، چارچوبی عملی و قابل اتکا برای ارزیابی و بهبود سامانه‌های تخصصی فارسی‌زبان فراهم کرده است. نتایج پژوهش می‌تواند به‌عنوان الگویی برای سامانه‌های مشابه در حوزه‌های پژوهشی و آموزشی مورد استفاده قرار گیرد و بستری مناسب برای توسعه سامانه‌های فراگیرتر و عدالت‌محور در دسترسی به اطلاعات علمی فراهم آوَرَد. بدین‌ترتیب، این مطالعه گامی مهم در جهت ارتقای کیفیت خدمات دیجیتال برای کاربران آسیب‌پذیر و تحقق عدالت دسترسی به اطلاعات علمی محسوب می‌شود.
۱۷۹.

بررسی رابطه بین هوش مصنوعی و عملکرد کارکنان: نقش میانجی تسهیم دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۱
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین هوش مصنوعی و عملکرد کتابداران پزشکی: نقش میانجی تسهیم دانش در بین مدیران، کارکنان اداری، رؤسای کتابخانه های علوم پزشکی تابعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مستقر در شهر تهران است. روش پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع پیمایشی بوده و براساس هدف، کاربردی است. جامعه آماری مدیران، کارکنان اداری، رؤسای کتابخانه های علوم پزشکی تابعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مستقر در شهر تهران بوده و به دلیل محدود بودن حجم جامعه آماری، همه جامعه با استفاده از روش سرشماری لحاظ گردیده است که 176 نفر به کار گرفته شد. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش برای جهت سنجش هوش مصنوعی از پرسش نامه چن و همکاران (۲۰22) که حاوی 22 گویه ای که طیف گسترده ای از ابعاد هوش مصنوعی را در بر بگیرند، استفاده شد. جهت سنجش عملکرد کارکنان از پرسش نامه استیفن (2005) که حاوی 12 گویه، همچنین جهت سنجش تسهیم دانش از پرسش نامه داماج و همکاران (2016) که حاوی 12 گویه، استفاده شد؛ که پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ و روایی آن از طریق روایی همگرا و روایی واگرا مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آمار استنباطی و روش مد ل سازی معادلات ساختاری با Smart PLS انجام شد. یافته ها نشان داد، هوش مصنوعی بر عملکرد کارکنان تأثیر مثبت و معنی داری دارد و همچنین هوش مصنوعی بر تسهیم دانش تأثیر مثبت دارد. تسهیم دانش بر عملکرد کارکنان تأثیر مثبت و معنی داری دارد. نتایج نشان داد تسهیم دانش به عنوان یک میانجی کامل در رابطه بین هوش مصنوعی و عملکرد کارکنان عمل می کند.
۱۸۰.

بررسی و تدوین رهنمودهایی اخلاقی برای توسعه و استقرار سیستم های هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۸
اخلاق هوش مصنوعی یک حوزه مطالعاتی نسبتا نوظهوری در گستره اخلاق کاربردی است که متأثر از تحولات ناشی از توسعه و استقرار سیستم های هوش مصنوعی به بررسی پیامدها و مسائل اخلاقی و اجتماعی مرتبط با آن می پردازد. اگرچه برخی از این پیامدها و مسائل اخلاقی تاحدی قابل پیش بینی بوده است و امکان تحلیل ها و بررسی های اخلاقی را فراهم کرده است، اما به نظر می رسد با رشد و نفوذ روزافزون سیستم های هوش مصنوعی در تمامی ابعاد و شئون زندگی اجتماعی و فردی انسان ها، چالش های اخلاقی بعضا مبهم و پیچیده ای نیز در حال تحقق است. از این رو، در حوزه مطالعاتی اخلاق هوش مصنوعی، مجموعه مسائلی که به خوبی تثبیت شده یا از جامعیت قابل قبولی برخودار باشد، در واقع وجود ندارد. با این حال، تلاش های متعددی توسط سازمان های ملی و بین المللی در حوزه گردآوری و تدوین اصول و رهنمودهای اخلاق هوش مصنوعی در یک دهه اخیر انجام شده است. هر سند اخلاق هوش مصنوعی معمولا شامل دو بخش اصول اخلاقی و رهنمودهای اخلاقی است؛ در این سندها اصول اخلاقی مبنای گردآوری و صورتبندی رهنمودهای اخلاقی است. هدف این مقاله معرفی اصول و تدوین رهنمودهای اخلاق هوش مصنوعی با مطالعه هفت سند ملی و بین المللی است. بر این اساس، پنج اصل اخلاقی یکپارچه فلوریدی و کولز مبنای گردآوری و بررسی رهنمودهای اخلاق هوش مصنوعی قرار گرفت. این رهنمودها در سه مرحله بررسی شد: در مرحله اول، رهنمودهای اخلاقی از اسناد مذکور استخراج و در چارچوب پنج اصل اخلاقی فهرست شدند. در مرحله دوم، رهنمودهای گردآوری شده، یکدست سازی و پالایش گردیدند. در مرحله سوم، برای ارزیابی روایی یافته ها و دستاورد پژوهش، رهنمودهای اخلاقی پالایش شده ذیل اصول اخلاقی پنج گانه توسط گروهی کانونی از متخصصان نقد و بررسی شد تا فرآیند اعتباربخشی به رهنمودهای اخلاقی برگزیده با دستیابی به اِجماعی نسبی میان متخصصان تحقق بیابد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان