ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
۲۴۱.

Drone-Based Network Coverage Expansion in 6G Networks(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۲
Background: The emergence of 6G networks requires new approaches to extend coverage, increase network availability and optimize performance in difficult conditions, including urban and rural areas. Thus, UAVs or UAV systems have developed as a powerful candidate to counter these problems by offering on-demand contingent coverage and differing communication services.   Objective: The opportunity of the development of UAVs’ application in the extension of the network’s coverage is studied in the context of energy efficiency, latency, and Inter-UE interference in high-density 6G environment. Methods: A three-layered optimization architecture was devised, including multi-agent reinforcement learning (MARL) for interference control, trajectory optimization techniques, and energy-aware deployment schemes. Small scale scenarios including urban, suburban and rural environment were considered and the results were analyzed based on the network coverage, energy efficiency, end to end latency and interference encountered on UAVs. Results: The outcome significantly revealed the enhancements in the spatial coverage of the network; UAVs prevented considerable gaps and offered enhancements of network coverage in rural and suburban regions. These achievements include up to 30.5% energy efficiency enhancement, more than 50% latency minimization and interference management that enabled 35.4% enhancement of SINR. Conclusion: Integrating of drones in 6G network is invaluable in enhancing coverage in the networks by providing massive coverage while at the same time providing scalable solutions to problems of coverage gaps, power demands and real-time network adjustments. In future studies, researchers should channel their efforts toward increasing real-time dynamism and energy consumption that suit large-scale executions.
۲۴۲.

تشخیص و دسته بندی نظرات کاربران توئیتر در برابر بحران های خشکسالی در ایران با کمک روش های یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۶
هدف این پژوهش شناسایی و دسته بندی نظرات کاربران فارسی زبانِ «توئیتر» در رابطه با موضوع بحران های خشکسالی در ایران و سپس، توسعه مدلی برای تشخیص این نظرات در پلتفرم «توئیتر» است. ازاین رو، مدلی با کمک روش های یادگیری ماشین و متن کاوی برای تشخیص نظرات کاربران فارسی زبانِ «توئیتر» توسعه داده شد. جامعه آماری پژوهش، تعداد 42028 توئیت منتشرشده در بازه زمانی یک ساله مرتبط با خشکسالی بود. این توئیت ها با کلیدواژه های مرتبط با مسایل و بحران های خشکسالی در ایران، از «توئیتر» استخراج شد و سپس، یک نمونه 2300تایی توئیت به روش کیفیِ تحلیل تم، برچسب گذاری، دسته بندی و تحلیل شد. آنگاه یک دسته بندی چهارتایی از نظرات کاربران در رابطه با بحران های خشکسالی و تاب آوری ایرانیان در برابر این بحران ها شناسایی گردید. سپس، مبتنی بر این چهار دسته، مدل یادگیری ماشین بر اساس روش رگرسیون لجستیک برای پیش بینی و تشخیص انواع نظرات در پست های «توئیتر»، آموزش داده شد. مدل توسعه داده شده دارای دقت 09/66 درصد و معیار افِ 60 درصد است که نشان می دهد این مدل، برای تشخیص نظرات کاربران ایرانی در ارتباط با بحران های خشکسالی از عملکرد خوبی برخوردار است. تشخیص نظرات در رابطه با بحران های خشکسالی در پلتفرم های اجتماعی مانند «توئیتر» از نیازهای سیاست گذاران و مدیران این حوزه است. توسعه مدل تشخیص این نظرات با روش های یادگیری ماشینی می تواند میزان تاب آوری جامعه ایرانی در برابر این بحران ها را به صورت هوشمند به سیاست گذاران نمایش داده و آن ها را نسبت به تغییرات افکار عمومی در این رابطه آگاه سازد.
۲۴۳.

تبیین هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی: تحلیل کتاب سنجی هوش مصنوعی قابل توضیح (2013-2023)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۳۷
هوش مصنوعی (AI) در بخش های متنوعی کاربرد پیدا کرده و تغییرات جدیدی را ایجاد کرده است. اما این کاربرد چالش هایی دارد. یکی از بخش هایی که از AI بهره برده، مدیریت منابع انسانی (HRM) است. استفاده از AI در HRM چالش شفافیت مدل را ایجاد کرده است. این مطالعه به بررسی نقش هوش مصنوعی قابل توضیح (XAI) در HRM می پردازد. XAI، یکی از زیرشاخه های AI، بر ایجاد مدل های AI که قابل تفسیر و توضیح هستند تمرکز دارد. اهمیت XAI در حوزه های حساس مانند HRM برجسته است. بنابراین، ضروری است که سیستم های AI مورد استفاده در HRM نه تنها کارآمد باشند، بلکه از نظر اخلاقی نیز سالم و شفاف باشند. این مطالعه بر اساس این مهم به بررسی عمیق تر نقش و پتانسیل XAI در HRM می پردازد. این مطالعه تجزیه و تحلیل علم سنجی از تحقیقات انجام شده در دهه گذشته (2013-2023) در زمینه XAI و کاربرد آن در HRM انجام می دهد. در این مطالعه، تجزیه و تحلیل علم سنجی به عنوان ابزاری برای ترسیم چشم انداز تحقیقات XAI، شناسایی مضامین و الگوهای کلیدی، و درک تقاطع آن با HRM عمل می کند. تجزیه و تحلیل با کاوش در مفاهیم کلی XAI آغاز می شود. این کاوش زمینه ای برای درک گسترده تر XAI، اصول، تکنیک ها و کاربردهای بالقوه آن فراهم می کند. این یک نمای کلی جامع از زمینه XAI ارائه می دهد و ماهیت چند رشته ای و پتانسیل گسترده آن را برای کاربرد در بخش های مختلف برجسته می کند. پس از این، مطالعه به کاربرد خاص XAI در HRM می پردازد. این حوزه نسبتاً جدیدی از اکتشاف است و پتانسیل قابل توجهی برای تغییر شیوه های HRM دارد. این مطالعه با استفاده از تجزیه و تحلیل همزمان، روشی که برای تشخیص مضامین یا الگوها در متن مورد استفاده قرار می گیرد، الگوها و مضامین کلیدی را در تحقیقات XAI و تلاقی آن با HRM شناسایی می کند. تجزیه و تحلیل هم رخدادی این پژوهش شامل دو نقشه دانش مجزا می شود. نقشه اول فقط بر روی XAI متمرکز است و یک نمای کلی از این میدان ارائه می دهد. که نشان می دهد برنامه های کاربردی XAI عمدتاً با حوزه پزشکی مرتبط هستند و تأکید کمتری بر علوم انسانی دارند. این یافته نشان می دهد که در حالی که پتانسیل قابل توجهی برای XAI در HRM وجود دارد، این حوزه هنوز به طور کامل مورد کاوش یا بهره برداری قرار نگرفته است. دومین نقشه دانش هم افزایی بین XAI و HRM را بررسی می کند. جالب توجه است، ادغام منابع انسانی در هوش مصنوعی عدم همبستگی قابل توجهی را با موضوعات هوش مصنوعی نشان داد. این یافته حاکی از شکاف پژوهش و نوآوری در تلاقی این دو حوزه است. این شکاف می تواند ناشی از پیشینه ها، دیدگاه ها، یا عدم تمایل مدیران منابع انسانی به اتخاذ سیستم های هوشمند باشد. این مطالعه همچنین تکنیک های یادگیری ماشین قابلیت توضیح و هستی شناختی را به عنوان جنبه های اصلی کاربرد هوش مصنوعی قابل توضیح شناسایی می کند. این جنبه ها زیربنای توانایی XAI برای ارائه مدل های هوش مصنوعی شفاف و قابل درک است. با این حال، حداقل تعامل بین هوش مصنوعی فنی و منابع انسانی نیاز به تحقیقات بین رشته ای را نشان می دهد که تخصص منابع انسانی را با هوش مصنوعی ترکیب می کند تا ابزارهای منابع انسانی مرتبط تر و مؤثرتر را توسعه دهد. در پایان، این مطالعه یک نمای کلی از وضعیت فعلی XAI و کاربرد آن در HRM ارائه می کند. این پتانسیل قابل توجه این زمینه را برجسته می کند، در حالی که چالش ها و زمینه های کلیدی برای تحقیقات آینده را نیز شناسایی می کند. امید است که این کار به گفتگوی مداوم در مورد نقش هوش مصنوعی در HRM کمک کند و الهام بخش کاوش و نوآوری بیشتر در این زمینه هیجان انگیز باشد. یافته های این مطالعه بر ضرورت سیستم های هوش مصنوعی، به ویژه در حوزه های حساس مانند HRM، نه تنها از نظر فنی کارآمد، بلکه از نظر اخلاقی سالم و شفاف نیز تأکید می کند. این امر برای حصول اطمینان از اینکه سیستم های هوش مصنوعی به طور مسئولانه استفاده می شوند و کمک مثبتی به فعالیت های HRM دارند، بسیار مهم است.
۲۴۴.

پیامدهای شغلی سواد اطلاعاتی کتابداران کتابخانه های عمومی استان آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۱۸
پژوهش حاضر، با هدف شناسایی رابطه بین سواد اطلاعاتی با اخلاق حرفه ای، میزان تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی کتابداران کتابخانه های عمومی استان آذربایجان شرقی انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی است. روش پژوهش توصیفی - همبستگی و به طور مشخص مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بود، جامعه آماری شامل تمامی کارکنان کتابخانه های عمومی استان آذربایجان شرقی به تعداد 370 نفر در سال 1397 بودند که 250 نفر از آنان به روش نمونه گیری تصادفی ساده، انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش از 4 پرسش نامه استاندارد استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که سواد اطلاعاتی، اخلاق حرفه ای و تسهیم دانش در کتابداران در حد بالا و سرمایه اجتماعی در حد متوسط است. همچنین بین سواد اطلاعاتی با اخلاق حرفه ای، تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و این بدان معنی است که سواد اطلاعاتی بر اخلاق حرفه ای، تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی اثر مستقیم دارد. تقویت سطح سواد اطلاعاتی موجب ارتقای سطح اخلاق حرفه ای، تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی کتابداران کتابخانه های عمومی می شود؛ بنابراین مدیران کتابخانه های عمومی باید برای تقویت میزان اخلاق حرفه ای، تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی کتابداران سعی در افزایش سواد اطلاعاتی آنان داشته باشند.
۲۴۵.

The Application of Artificial Intelligence in Human Resource Performance Appraisal: A Conceptual Framework for Responsible Implementation

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۵
This research investigates the fundamental challenges inherent in traditional performance appraisal systems, such as human cognitive biases and a lack of scalability, and analyzes the application of artificial intelligence (AI) as a solution to optimize these processes. The primary objective is to present a practical framework for the responsible implementation of AI, aimed at establishing more objective, equitable, and effective appraisal systems. This study employs an integrative review methodology (searching the Scopus database from 2019 onwards) combined with qualitative thematic analysis. Based on specific inclusion criteria (i.e., a focus on socio-technical challenges), 9 specialized articles were selected for final analysis. The analysis of this corpus achieved thematic saturation. The thematic analysis led to the identification of four primary themes: (1) limitations of traditional systems; (2) key AI-driven opportunities, such as enhanced objectivity and continuous feedback; (3) critical risks (e.g., Algorithmic Bias and the Black Box Problem); and (4) implementation imperatives (e.g., the necessity of Human-in-the-Loop (HITL) Oversight and transparency). Ultimately, the study concludes that success is contingent upon human-machine synergy and proposes a three-stage Integrated Socio-Technical Systems (ISTS) Framework. This framework emphasizes Explainable AI (XAI) (XAI) and the preservation of human judgment. This study is conceptual in nature. The proposed framework offers a pathway for the sustainable and human-centric utilization of this technology, which necessitates empirical validation in future research.
۲۴۶.

نقش مدیریت کوانتومی و زبان انگیزشی در ارتقای تعاملات کاری و عملکرد کارکنان کتابخانه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۶
هدف: این مطالعه با هدف بررسی تأثیر مهارت‌های مدیریت کوانتومی بر تعامل کاری کارکنان کتابخانه‌های عمومی شهرستان اصفهان با نقش میانجی زبان انگیزشی مدیران انجام شده است. این پژوهش به دنبال شناسایی ارتباطات بین این متغیرها و اهمیت آن‌ها در بهبود عملکرد سازمانی است. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی و به روش توصیفی-پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری شامل ۳۰۸ نفر از کارکنان کتابخانه‌های عمومی شهرستان اصفهان بود که با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی ساده، ۲۰۰ پرسشنامه توزیع و ۱۶۹ پرسشنامه کامل برای تحلیل انتخاب شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد که روایی و پایایی آن‌ها تأیید شده بود، جمع‌آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از روش معادلات ساختاری و نرم‌افزار اسمارت پی.ال.اس انجام شد. یافته‌ها: نتایج پژوهش حاکی از آن است که مهارت‌های مدیریت کوانتومی تأثیر مثبت و معنی‌داری بر تعامل کاری کارکنان کتابخانه‌های عمومی دارند. همچنین، زبان انگیزشی مدیران به ‌عنوان متغیر میانجی، نقش مؤثری در تقویت رابطه بین مهارت‌های مدیریت کوانتومی و تعامل کاری کارکنان کتابخانه‌های عمومی ایفا می‌کند. نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش به مدیران و مسئولان کتابخانه‌های عمومی پیشنهاد می‌کند که با تمرکز بر انگیزه‌های کارکنان و به‌کارگیری مؤثر زبان انگیزشی، گام‌های مؤثری در جهت تقویت تعامل و بهبود عملکرد کارکنان بردارند. این رویکرد می‌تواند به افزایش رضایت شغلی، ارتقای کیفیت خدمات کتابخانه‌ای و بهینه‌سازی محیط کار منجر شود. در نتیجه، توجه به این عوامل به ‌عنوان یک راهبرد کلیدی در مدیریت کتابخانه‌های عمومی توصیه می‌شود.
۲۴۷.

The Integration of Drones and IoT in Smart City Networks(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۸۹
Background: Smart city technology solutions have recently ramped up the utilization of drones with Internet of Things (IoT) technologies for improving smart city systems. IoT sensors combined with real-time communication ad hoc network drones are also another area with great potential including traffic monitoring, environment management, disaster management, etc. Nevertheless, issues regarding energy consumption and density, the number of nodes that can be incorporated into the network, as well as the issue of avoiding collisions between the signal sent by one node with the signals that may be transmitted by other nodes are still observed as essential impediments to the wide application of WSNs. Objective: The article seeks to propose and assess algorithms for operating drone-IoT systems whilst dealing with issues like energy efficiency, real-time data communication, avoiding mid-air collisions, and dealing with the increasing number of systems in crowded urban areas. Methods: This study utilizes a two-time algorithm technique that was adopted from the prior study. The first algorithm provides a method for speed and position control of drones, ensuring that the distance between the drones is sufficient and not violable. The second algorithm is centered on energy reduction, which selects the precise energy usage by employing path planning in real time. The effectiveness of these algorithms was determined using simulation models with respect to metrics including latency, energy consumption, and scalability. Results: The proposed system revealed the systems’ improvements in energy efficiency, fewer collisions, and strong scalability of drone management. Main conclusions possible to conclude during the experiment reveal the system’s generic aptitude to the different urban situations and its stability in changing traffic conditions. Conclusion: The article presents a scalable and efficient solution for extending drone applications to smart cities using IoT platforms. In this way, the results can serve as the further theoretical and experimental base for investigating the trends of management and the infrastructure of cities.
۲۴۸.

مرور نظام مند مطالعات حوزه خلاصه سازی انتزاعی مبتنی بر پرس و جو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف: امروزه افراد به این حقیقت واقف اند که دانش قدرت است. لذا از بازیابی اطلاعات به سمت بازیابی دانش و کشف دانش سوق پیدا کرده اند. از طرفی، مطالعه حجم عظیم اسناد متنی وب، دسترس پذیری و کاربردپذیری دانش را برای آن ها دشوار نموده است. یکی از راهکارها جهت مواجهه با این مسئله، خلاصه سازی انتزاعی مبتنی بر پرس وجو است. خلاصه سازی انتزاعی مبتنی بر پرس وجو رویکردی سریع و کارآمد برای پیمایش متون است و یک حوزه پژوهشی بسیار پویا محسوب می شود. در این پژوهش با استفاده از مرور نظام مند، مطالعات پیرامون این حوزه شناسایی و تجزیه وتحلیل شده اند. روش: در پژوهش کاربردی حاضر با استفاده از دستورالعمل پریزما، یک مرور نظام مند انجام شده است. این دستورالعمل در قالب چهار گام شناسایی، غربالگری، شایستگی و شمول با استفاده از یک راهبرد جستجوی مناسب و بدون محدودیت زمانی در پایگاه های اسکوپوس، وب آوساینس، آی تریپل ای، پایگاه علمی کتابخانه دیجیتال ای سی ام، گوگل اسکالر، پروکوئست، نورمگز، مگیران، سید، سیویلیکا، علم نت و گنج اعمال شده است. درنهایت از 1714 مدرک شناسایی شده 31 مورد واجد شرایط بوده و مشمول مرور نظام مند شده اند. یافته ها: ماحصل مرور انجام شده نشان می دهد که مطالعات این حوزه قدمت چندانی ندارند و با سیر توأم صعودی و نزولی منتشر شده اند. اکثر این مطالعات از نوع مقاله منتشرشده در مجلات هستند. پژوهشگران برای سیستم های خلاصه سازی پیشنهادی بیشتر از رویکرد یک مرحله ای استفاده نموده اند و یادگیری های با نظارت و خودنظارتی بیشتر موردتوجه آن ها بوده است. همچنین، از روش های مبتنی بر قانون، آمار و یادگیری ماشین بهره گرفته اند. مدل های به کار گرفته شده مبتنی بر گراف، شبکه های عصبی و از پیش آموزش دیده است. نوع ورودی سیستم ها بیشتر تک سندی بوده و Debatepedia به عنوان محبوب ترین مجموعه داده شناسایی شده است. از میان هفده معیار ارزیابی ROUGE بیشترین کاربرد را داشته است. نتیجه گیری : بررسی ها نشان داد که چگونه هم افزایی های اتفاق افتاده در یادگیری، مدل ها، روش های مورداستفاده و معیارهای ارزیابی کاهش چالش هایی از قبیل عدم تناسب خلاصه تولیدشده با پرس و جو، عدم تناسب خلاصه تولیدشده با متن منبع، فقدان داده های برچسب گذاری شده برای آموزش مدل ها، افزونگی، مجموعه داده های محدود، فقدان مجموعه داده مخصوص این نوع خلاصه سازی، عدم وجود معیارهای ارزیابی بهبودیافته برای ارزیابی دقیق خلاصه های تولیدشده، ابهام معنایی ناشی از عدم تمایز بین جملات با معنای متفاوت و عدم رابطه هم ترازی بین توالی های ورودی و خروجی را به دنبال داشته است و درنهایت به بهبود عملکرد کلی سیستم های خلاصه سازی و توسعه آن ها کمک نموده است. اما، توانایی درک معنا در سیستم ها هنوز فاصله میان خلاصه های سیستمی و خلاصه های انسانی را پر نکرده است. زیرا معنای درک شده هنوز سطحی بوده و تا حدی وابستگی به ساختارهای نحوی در مدل ها دیده می شود. درواقع، توانایی درک معنا می تواند ضامن ایجاد سیستم هایی باشد که معنا و بینش های عمیق نهفته در متن را تشخیص داده و براساس وظیفه مشخص شده آن ها را در خروجی خود اعمال می کنند. بر این قرار، ارائه نوآوری هایی جهت رفع این ناکارآمدی به عنوان جهت های پژوهشی آینده پیشنهاد می شود. در این مسیر باید مدل سازی های معنایی و درک معنا در این سیستم های خلاصه سازی نهادینه شود که به اصلاح و پیشرفت مسیر تکامل روش شناسی های موجود کمک می نماید. همچنین، بهتر است با تغییر و تکامل منابع اطلاعاتی و تحولات درخواست های کاربران و زمینه های دانشی آن ها نیز همگام شد. افزون بر این، خلأ این سیستم ها در زبان های غیرانگلیسی احساس می شود. این امر با ایجاد و تقویت ابزارهای پردازش زبان طبیعی برای زبان های غیر انگلیسی قابلیت عملیاتی سازی دارد.
۲۴۹.

Harnessing Quantum Computing for Real-Time Data Analytics: A 2025 Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۹۰
  Background: Quantum computing has brought in all new paradigm for computational processing providing unparallel ability for data analysis. Considering worldwide data production is expected to exceed 180 trillion zettabytes by 2025 the utilization of the conventional computing framework hampers the real-time processing of data. People consider quantum computing, which uses principles of quantum mechanics to solve problems 100 and 1,000 times faster than classical computing.   Objective: The article looks at quantum computing and its relevance to real time data analytics to determine its relevance, hence its impact, by the year 2025. It is worthwhile to emphasize the comparison of quantum algorithms with traditional approaches to dealing with extensive, data-centered workloads in various fields.   Methods: A comparison was made on quantum versus classical computing algorithms based on criteria such as, the flow rate, precision, and flexibility. Data sets provided by the finance stream, including real-time stock analysis, supply chain and logistics, genomic sequencing from the healthcare domain were used. Over 10 million simulation experiments were performed to gain trends and insights into the operational problems for quantum simulation.   Results: The study establishes differences in the efficiencies of these two approaches, with quantum algorithms speeding up particular tasks as much as a hundred times higher than classical algorithms and almost 15% of the error rate being decreased if quantum error correction modes were used. In scalability tests it was shown that quantum systems could process data sets larger than 10 terabytes with little slowdown, compared to a classical system, which reduced efficiency by as much as 30%. However, in present day quantum hardware, processing the capability is limited and problems arise with regards the error correction protocol.   Conclusion: Quantum computing, on the other hand, has an unconventional prospect of real-time data analytics to operate at high efficiency and big scale on data-bound concerns. However, much progress is required in the way of bettering coherence times and reducing exacting error rates, crucial advances for total realization of quantum potentialities by 2025
۲۵۰.

بررسی رابطه بین انگیزه خودمختاری، وابستگی متقابل وظیفه و اهمیت وظایف با اشتراک دانش ضمنی کتابداران به کمک نقش تعدیلگر دانش بین نسلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۷
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی نقش تعدیل کننده دانش بین نسلی در رابطه بین خودمختاری، وابستگی متقابل وظیفه و اهمیت وظایف با اشتراک دانش ضمنی کتابداران کتابخانه های عمومی استان کهگلویه و بویراحمد انجام شده است. روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ گردآوری داده ها پیمایشی با رویکرد توصیفی است. جامعه آماری شامل کارکنان کتابخانه های عمومی استان کهگیلویه و بویراحمد در سال 1402 بود و 119 نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. جمع آوری داده ها از طریق پرسش نامه های اشتراک دانش کانلی و همکاران (2012)، انگیزه خودمختاری کالدی و زافاکوس (2017)، اشتراک دانش بین نسلی المی (2020)، اهمیت وظیفه اولدهام و هاکمن (2020) و پرسش نامه وابستگی متقابل وظیفه پیرس و گریجرسون (1991) صورت گرفته است. تجزیه و تحلیل داده ها به روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار لیزرل صورت گرفته است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که خودمختاری، اهمیت وظیفه و وابستگی متقابل وظایف به طور مثبت با اشتراک دانش ضمنی مرتبط است. همچنین دانش بین نسلی رابطه بین وابستگی متقابل وظایف و اشتراک دانش ضمنی را تعدیل می کند. به علاوه، نتایج نشان دادند که دانش بین نسلی رابطه بین انگیزه خودمختاری و اهمیت وظیفه با اشتراک دانش ضمنی را تعدیل نمی کند. نتیجه گیری : دانش بین نسلی سبب تقویت خودمختاری، تعدیل وابستگی متقابل وظایف، و ارتقاء درک اهمیت وظایف در میان کتابداران می شود. این عوامل به نوبه خود، باعث بهبود فرآیند اشتراک دانش در محیط کتابخانه های عمومی می شوند. اشتراک دانش بین نسلی به کتابخانه ها اجازه می دهد تا خدمات خود را بهبود بخشیده و در محیط دائماً در حال تغییر و رقابتی امروز باقی بماند.
۲۵۱.

الگوی آسیب شناسی میز خدمات برای بهبود نظام خدمات اطلاع رسانی دانشجویی در دانشگاه های دولتی کشور,(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف: این مقاله ارائه الگوی آسیب شناسی میز خدمات برای بهبود نظام خدمات اطلاع رسانی دانشجویی در دانشگاه های دولتی کشور انجام گرفت. روش:مقاله حاضر از نظر هدف یک پژوهش کاربردی-توسعه ای است که در صدد ارائه الگوی آسیب شناسی میز خدمات برای بهبود نظام خدمات اطلاع رسانی دانشجویی در دانشگاه های دولتی کشور می باشد. از منظر شیوه گردآوری داده ها نیز یک پژوهش غیرآزمایشی (توصیفی) است که با روش پیمایش مقطعی انجام گرفت. از منظر نوع داده ها نیز یک پژوهش آمیخته با ترکیبی از روش های کیفی-کمی است.جامعه مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل مدیران دانشگاه های دولتی تهران است که در زمینه میز خدمات از تجربه کافی برخوردار می باشد. نمونه گیری با روش نمونه گیری نظری صورت گرفت و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. بر این اساس 10 نفر در بخش کیفی پژوهش مشارکت کردند. جامعه آماری بخش کمی شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های دولتی تهران است. حجم نمونه با فرمول کوکران 384 نفر برآورد گردید. چون جامعه آماری همگن است برای نمونه گیری از روش تصادفی ساده استفاده شد و تا دستیابی به 384 نفرادامه یافت.برای گردآوری داده های پژوهش در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. در این پژوهش نیز از مصاحبه نیم ساختارمند با خبرگان استفاده شده است. در نهایت برای تحلیل داده ها از دو روش استفاده شد. در بخش کیفی با روش گراندد تئوری، شایستگی های روانشناختی مدیران دانشگاه های دولتی کشور شناسایی و روابط علی این عوامل تبیین گردید. در بخش کمی با روش حداقل مربعات جزئی، اعتبار الگوی پارادایمی پژوهش ارزیابی شد. تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی با نرم افزار20 MaxQDA و در بخش کمی با نرم افزار 3Smart PLS انجام شد. یافته ها: جامعه مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل 10 نفر از مدیران دانشگاه های دولتی تهران بود. از نظر جنسیت 9 نفر مرد و 1 نفر نیز زن بودند. از نظر سنی 1 نفر کمتر از 45 سال، 3 نفر بین 45 تا 55 سال و 6 نفر نیز بالای 55 سال بودند. از نظر تحصیلات همه مدیران دانشگاهی، مدرک تحصیلی دکتری داشتند. در نهایت از نظر سابقه کاری 3 نفر بین 15 تا 20 سال و 7 نفر نیز بالای 20 سال سابقه کاری داشتند.از 384 نفر نمونه بخش کمی از منظر جنسیت 189 نفر (49%) مرد و 195 نفر (51%) زن بودند. از منظر مقطع تحصیلی 56 نفر (15%) دانشجوی کاردانی، 144 نفر (38%) کارشناسی، 104 نفر (27%) کارشناسی ارشد و 80 نفر (21%) دکتری بودند. از منظر سن 132 نفر (34%) کمتر از 25 سال، 108 نفر (28%) بین 25 تا 30 سال، 83 نفر (22%) بین 30 تا 35 سال و 61 نفر (16%) نیز 35 سال و بیشتر سن داشتند. میان مولفه های به کارگیری فناری اطلاعات و ارتباطات، ساختار میز خدمات و فرهنگ سازی بر میز خدمات رابطه وجود دارد. همچنین میان مولفه های میز خدمات نیز بر راهبردهای توانمندسازی منابع انسانی رابطه وجود دارد.. در این رابطه زیرساخت های آموزشی فناورانه بستر لازم را فراهم می آورد و آسیب شناسی میز خدمات نقش مداخله گر را ایفا می کند. در نهایت راهبردهای توانمندسازی منابع انسانی به بهبود نظام خدمات اطلاع رسانی دانشجویی منجر می شود. نتیجه گیری: یک میز خدمات مناسب در طول زمان به بهبود تجربه دانشجویان به واسطه مشاهده و گزارش دهی شفاف و ایجاد جریان کاری کارآمد می انجامد. علاوه بر آن با ارائه قابلیت اطمینان و پاسخگویی به دانشجویان نیز سبب افزایش اعتماد و رضایت آنها از دانشگاه می شود. همچنین رشد سریع تحولات علمی و تکنولوژیک، آموزش را به ابزاری بسیار مهم تبدیل کرده است که نیروی انسانی را در جهت توانمندسازی سوق می دهد آموزش زمینه مناسبی را برای رشد و پرورش استعداد ها و قابلیت های افراد فراهم می نماید و ضمن بهبود کمیت و کیفیت کار، شرایط مناسب را برای توانمندی افراد بوجود می آورد. در نهایت آسیب شناسی میز خدمات با نگاهی نقادانه می تواند به بهبود خدمات اطلاع رسانی دانشجویی در دانشگاه ها کمک کند و این نیازمند توانمندسازی نیروی انسانی و توسعه زیرساخت های فناورانه در دانشگاه است,
۲۵۲.

چالش های همه گیری کرونا بر برنامه ریزی، اجرا و انتشار پژوهش های دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۹
هدف: جهان همواره دستخوش ناملایمات گوناگون بوده است. اغلب این ناملایمات به مثابه یک چالش بزرگ ملی، منطقه ای و جهانی همه بشریت را به مبارزه طلبیده است. گاه هم این ناملایمات در سطح یک بحران جهانی رخ نموده است. ویروس کرونا از خانواده ویروس هایی است که عفونت های تنفسی را در انسان ها و حیوانات ایجاد می کند. ویروس کرونای جدید که با نام رسمی SARS-CoV-2 شناخته می شود باعث بروز بیماری COVID-19 در انسان ها شد و ساختارهای اجتماعی، الگوی کار و توزیع درآمد را دچار آشفتگی و تغییر کرد. از ساختارهای متأثر از این ویروس دانشگاه ها و مأموریت های آن بود. در این راستا، پژوهش حاضر به منظور شناسایی چالش های همه گیری کرونا بر برنامه ریزی، اجرا و انتشار پژوهش های دانشگاهی انجام شد. روش: این پژوهش از منظر رویکرد، کیفی بوده و با استفاده از روش پدیدارشناسی تفسیری اجرا شد. مشارکت کنندگان پژوهش شامل 38 نفر از کارگزاران و مدیران دانشگاهی و وزارتی و نیز صاحب نظران آموزش عالی در دانشگاه ها و نیز ستاد مرکزی وزارت علوم و تحقیقات بودند که به صورت هدفمند انتخاب و فرآیند جمع آوری اطلاعات تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند جمع آوری شد و با استفاده از روش همسوسازی مورد اعتباریابی قرار گرفت. تحلیل داده ها با بهره گیری از روش تحلیل مضمون در محیط نرم افزار MAXQDA انجام شد. یافته ها: چالش های شناسایی شده پژوهش های دانشگاهی در مرحله برنامه ریزی شامل ابهام نقش، بی انگیزگی و بی رغبتی، ترجیح آموزش، عدم وفاق درون گروهی و بین رشته ای، تأثیر زیرساخت ها بر کمّیت پژوهش ها، تغییر منابع تأمین پژوهش؛ در مرحله اجرا شامل وابستگی به مسیر، کمبود امکانات و زیرساخت ها، پنهان کاری شرکت کننده ها، نظارت معیوب، محدودیت مسافرت های علمی و ارتباطات، فیلترینگ؛ و در مرحله انتشار شامل تغییر سیاست های نشر آثار علمی، هیجان زدگی در اشاعه نتایج، عدم امانتداری، کند شدن فرایند ارزیابی و چاپ مجلات بود. نتیجه گیری: مدیریت چالش های معرفی شده می تواند به بهبود کیفیت و اثربخشی پژوهش ها در مواقع اورژانسی، ارتقاء سطح علمی دانشگاه، جذب محققین با استعداد، کاهش هدر رفت منابع، ارتقاء تعاملات بین رشته ای، ارتباط با صنعت و جامعه، افزایش قابلیت اطمینان نتایج پژوهشی و احترام بیشتر به مالکیت معنوی دستاوردهای اساتید در فضای مجازی منجر شود.
۲۵۳.

تحلیل عملکرد و بهبود فرایندهای انتشار مقاله با رویکرد فرایندکاوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۲
مقدمه:در سال های اخیر، انتشار مقالات علمی در ایران روند رو به رشدی داشته است. این رشد به دلایلی همچون توسعه دوره های تحصیلات تکمیلی، الزام دانشجویان و اعضای هیئت علمی به انتشار مقالات علمی پژوهشی، و تأثیرگذاری میزان مقالات بر ارتقای رتبه دانشگاه ها و اعضای هیئت علمی صورت گرفته است. عواملی مانند ارزیابی استادان و رتبه بندی دانشگاه ها، پذیرش دانشجویان دکتری، و تبدیل وضعیت استخدامی اعضای هیئت علمی نیز تأثیر قابل توجهی در این روند دارند. از سوی دیگر، فرایند انتشار مقاله شامل چندین مرحله مهم از جمله نگارش، داوری، بازنگری، و در نهایت انتشار است که هر کدام با چالش ها و زمان بر بودن مراحل مواجه اند. از این رو، بهره گیری از روش های نوین مانند فرایندکاوی برای تحلیل و بهبود این فرایندها می تواند به کاهش زمان، بهبود کارایی، و افزایش کیفیت مقالات کمک کند.هدف:هدف اصلی این پژوهش تحلیل عملکرد و بهبود فرایندهای انتشار مقالات علمی با استفاده از رویکرد فرایندکاوی است. این تحقیق به دنبال پاسخ به دو سوال کلیدی است: 1) مدل فرایند انتشار مقاله به چه شکل است؟ و 2) گلوگاه ها و فعالیت هایی که بیشترین زمان یا تکرار را در فرایند انتشار دارند کدام اند؟ علاوه بر این، این پژوهش بر اهمیت بهبود کیفیت فرایندهای نشر و افزایش کارایی آن ها تمرکز دارد، تا بدین وسیله زمان لازم برای انتشار مقالات کاهش یابد و تأثیرگذاری علمی مقالات افزایش پیدا کند.روش شناسی:پژوهش حاضر از رویکرد فرایندکاوی به عنوان یک روش کارآمد برای تحلیل، بهبود و طراحی مجدد فرایندهای سازمانی استفاده می کند. فرایندکاوی روشی است که با تحلیل داده های ثبت شده در سیستم های اطلاعاتی، به کشف مدل های فرآیندی و شناسایی ناکارآمدی ها کمک می کند. این رویکرد شامل سه فاز اصلی است: 1) کشف، 2) انطباق، و 3) بهبود. در فاز کشف، بدون استفاده از هرگونه اطلاعات اولیه (a-priori)، داده های ثبت شده به منظور تولید مدل فرایند مورد استفاده قرار می گیرند. این مدل به ما کمک می کند تا بفهمیم فرایندها به چه صورت در واقعیت اجرا می شوند. فاز انطباق شامل مقایسه مدل فرایند با داده های واقعی است تا هرگونه عدم انطباق بین فرایند برنامه ریزی شده و رفتار واقعی مشخص شود. در نهایت، فاز بهبود با شناسایی گلوگاه ها و ناکارآمدی های موجود، به طراحی و پیاده سازی تغییرات به منظور بهینه سازی فرآیندها می پردازد.یافته ها:نتایج پژوهش نشان داد که فرآیند انتشار مقاله علمی شامل مراحل متعددی است که هر یک زمان و منابع مختلفی را به خود اختصاص می دهند. مهم ترین مراحل این فرآیند شامل دریافت مقاله از طریق سامانه نشریه، ارزیابی اولیه مطابق با شاخص های اصلی، بررسی مشابهت یابی، ارسال مقاله به داوران متخصص، پیگیری اصلاحات نویسندگان، و در نهایت تأیید نهایی برای انتشار است. این مراحل در نشریات مختلف ممکن است با تغییرات جزئی همراه باشند، اما روند کلی مشابه است.یکی از اصلی ترین گلوگاه های شناسایی شده در این تحقیق، زمان بر بودن فرآیند داوری و بازنگری مقالات است. این بخش از فرآیند بیشترین تأخیر را ایجاد می کند و گاهی تا چندین ماه به طول می انجامد. به عنوان مثال، مدت زمانی که صرف ارزیابی اولیه مقالات، بررسی مشابهت یابی، و اعلام نظر داوران می شود، معمولاً بیشتر از حد انتظار است. تحلیل داده های فرایندکاوی نشان داد که برخی از این تأخیرها را می توان با بهره گیری از ابزارهای خودکارسازی کاهش داد. به ویژه، استفاده از سیستم های مشابهت یابی خودکار می تواند زمان صرف شده برای ارزیابی اولیه مقالات را کاهش دهد و باعث تسریع در فرآیند شود.یافته های دیگر پژوهش نشان داد که فرایند داوری مقالات علمی در نشریات با سطح بالاتر علمی، معمولاً پیچیده تر و زمان برتر است. این پیچیدگی به دلیل تعداد زیاد مقالات ارسالی و نیاز به داوری تخصصی است. از سوی دیگر، پژوهشگران دریافتند که بهبود زمان بندی مراحل مختلف فرایند نشر و استفاده از ابزارهای پیشرفته نظیر سیستم های اطلاعاتی می تواند به کاهش تأخیرها کمک کند. همچنین، با بهبود هماهنگی بین اعضای هیئت تحریریه و داوران، فرایند بازنگری و اصلاحات تسریع می شود.نتیجه گیری:این پژوهش با استفاده از رویکرد فرایندکاوی به تحلیل و بهبود فرایندهای انتشار مقاله در نشریات علمی پرداخته است. نتایج نشان می دهد که یکی از اصلی ترین چالش های موجود در این فرآیند، زمان بر بودن مراحل داوری و بازنگری مقالات است. از این رو، بهره گیری از ابزارهای خودکارسازی و بهینه سازی فرایندها می تواند به کاهش زمان صرف شده برای انتشار مقالات کمک کند. علاوه بر این، شناسایی گلوگاه ها و نقاط ضعف در فرآیند می تواند به بهبود کیفیت مقالات و افزایش کارایی نشریات علمی منجر شود. پیشنهاد می شود نشریات علمی از رویکردهای پیشرفته مانند فرایندکاوی و ابزارهای اطلاعاتی مدرن برای تحلیل و بهبود فرآیندهای خود استفاده کنند تا ضمن ارتقای کیفیت، زمان لازم برای انتشار مقالات را کاهش دهند.در نهایت، این پژوهش بر اهمیت نقش نشریات علمی در تبادل دانش و ارتقای سطح علمی جامعه تأکید می کند. بهبود فرایندهای نشر می تواند به ارتقای کیفیت مقالات علمی و افزایش تأثیرگذاری آن ها در سطح ملی و بین المللی منجر شود.
۲۵۴.

کاربرد هوش مصنوعی در سازمان دهی دانش: مطالعه تطبیقی فهرست نویسی و رده بندی توسط کتابداران و ابزارهای هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۳
هدف: به طور سنتی، نظام سازمان دهی دانش، فهرست نویسی و رده بندی کتاب و نمایه سازی مدارک وظیفه ای دقیق و نیازمند دانش عمیق از موضوعات و پیروی از نظام های رده بندی، سرعنوان های موضوعی و اصطلاح نامه های نمایه سازی هستند. این فرایندها در طول سالیان به گونه ای طراحی شده اند که امکان دسترسی سریع و دقیق به منابع علمی فراهم شود. هرچند، انجام این وظایف به تجربه و مهارت بالای متخصصان نیاز دارد و ممکن است زمان بر باشد؛ اما ظهور هوش مصنوعی در حال متحول کردن این فرایند است و نویدبخش کارایی سازمان دهی دانش (انجام امور و کارهای سازمان دهی دانش به نحو شایسته و درست) و دقت بیشتر در این حوزه را می دهد. هدف پژوهش حاضر شناسایی امکان به کارگیری هوش مصنوعی در فهرست نویسی موضوعی کتاب، رده بندی کتاب و نمایه سازی موضوعی، به صورت نیمه خودکار است. پژوهش حاضر تلاش دارد کارایی ابزارهای هوش مصنوعی را در مقایسه با روش های سنتی بررسی کند. چراکه هنوز امکان انجام امور سازمان دهی دانش در کتابخانه ها به طور کاملاً خودکار توسط هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی و یادگیری عمیق فراهم نیست و مستلزم دسترسی هوش مصنوعی به متن تمامی کتاب های موجود در کتابخانه هاست که این مسئله ناقض قانون حق مؤلف است. روش: برای گردآوری داده ها، در گام نخست ده کتاب به زبان فارسی از فهرست سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزیده شدند که طیفی از موضوعات مختلف را پوشش می دادند تا ارزیابی دقیق تری از عملکرد سیستم های هوش مصنوعی به دست آید. سپس عناوین کتاب ها در فهرست سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران جستجو شدند تا سرعنوان های موضوعی، شماره رده بندی کنگره و شماره رده بندی دهدهی دیوئی اختصاص داده شده به هر کتاب شناسایی شود. سپس، برای هر کتاب از سه ابزار هوش مصنوعی ChatGPT، Copilot و Gemini استفاده شد تا به هر کتاب موضوع، شماره رده بندی کنگره و شماره رده بندی دهدهی دیوئی داده شود. آنگاه، موضوعات، شماره رده بندی کنگره و دیوئی اختصاص داده شده توسط کتابخانه ملی با هوش مصنوعی مقایسه شد. این مقایسه برای ارزیابی درجه همخوانی و انطباق میان روش های سنتی و ابزارهای نوین هوش مصنوعی صورت گرفت و تفاوت های احتمالی در عملکرد آن ها مورد تحلیل قرار گرفت.  یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که درجه همخوانی و انطباق در فهرست نویسی و رده بندی بین فهرست نویس انسانی و هوش مصنوعی پایین است. موضوعات، شماره رده بندی کتابخانه کنگره و شماره رده بندی دهدهی دیوئی تخصیص داده شده توسط هوش مصنوعی با آنچه متخصصان سازمان دهی دانش و کتابداران به کتاب ها اختصاص داده اند، متفاوت است؛ اما می توان گفت ChatGPT، Copilot و Gemini کمک فهرست نویس و کمک نمایه سازهای خوبی هستند و می توان در امر فهرست نویسی، رده بندی و نمایه سازی از آن ها بهره برد تا نقش تسهیل گر را در فرایند فهرست نویسی، رده بندی و نمایه سازی ایفا نمایند.  نتیجه گیری : با وجود تفاوت های مشاهده شده، استفاده از هوش مصنوعی در سازمان دهی دانش می تواند با خودکارسازی وظایف تکراری، بهبود دقت در رده بندی و فهرست نویسی و تسهیل فرایند ایجاد فراداده، تحولی مثبت ایجاد کند. فناوری های هوش مصنوعی به عنوان یاریگرانی مؤثر، پتانسیل بالایی برای بهبود کارایی و دقت در سازمان دهی دانش دارند و می توانند در آینده ای نزدیک، نقش مهم تری در این حوزه ایفا کنند. 
۲۵۵.

Artificial Intelligence and Machine Learning in Telecommunications Revolutionizing Customer Experience and Enhancing Service Delivery(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۱۹
Background: The telecommunications industry is at the crossroad of change seemingly precipitated by the use of Artificial Intelligence (AI) and Machine Learning (ML). These technologies have yielded new features like network automation, prescriptive analytics, and contextual-consumer engagement, solving traditional dilemmas in service delivery and operationalization. Objective: The current article seeks to understand how AI and ML has positively affected customer experience and service provision in the telecommunication industry. The research objectives focus on how to increase KPIs to service latencies, network reliability, and customer retention while at the same time establishing the problems associated with big data large-scale implementation. Methods: Samples were gathered using systematic reviews of the current literature, meta-analysis of case studies, and assessment of industry datasets. This concerned artificial intelligence enabled operations such as dynamic resource management, real-time customer emotions analysis and real-time fault detection. Regression analysis and time series models were used in order for measuring performance indices. Results: AI and ML integration led to multifaceted advancements: a decrease of average service latency by 55%, reduction of network downtime by 70%, and an increase of maintenance predictions accuracy by 35%. The customer retention rate which had improved to 25% was also credited to better personalization of the services as well as having proper service management. AI-equipped resource allocation also raised efficiency in bandwidth utilization by 60%. Conclusion: AI and ML are positively disrupting telecommunications as they deliver remarkable enhancements in the caliber of services and client satisfaction. With all the challenges in data governance and interoperability, it is clear that their adoption promises a great chance in enhancing the current standards within the telecommunications field and creating the basis for the development of a more sophisticated environment.
۲۵۶.

Drones for Disaster Recovery with Rapid Deployment of Communication Networks(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
Background: UAV-assisted communication networks have emerged as vital tools for disaster recovery, offering rapid deployment and scalability in dynamic environments. However, challenges such as regulatory compliance, data security, energy efficiency, and real-time adaptability limit their widespread implementation. Objective: This study aims to develop a multi-objective optimization framework for UAV-assisted networks that enhances coverage efficiency, reduces latency, and optimizes energy consumption while addressing regulatory and data security challenges. Methods: The proposed framework integrates k-means clustering, genetic algorithms, and real-time adaptation mechanisms. Key metrics: coverage, latency, energy efficiency, and regulatory compliance, were evaluated across urban, suburban, and rural disaster scenarios. Dynamic geofencing, end-to-end encryption, and anomaly detection were incorporated to ensure compliance and secure operations. Results: The framework achieved significant improvements: coverage efficiency increased by 8%, latency reduced by 43%, and battery life extended by 33%. Regulatory compliance rose from 75% to 95%, and data security was enhanced with a 50% improvement in threat detection. The framework demonstrated robust scalability, maintaining high performance across diverse user densities. Conclusion: The study presents a scalable and adaptable UAV-assisted communication framework that addresses operational, regulatory, and security challenges. Its results validate its potential for real-world disaster recovery, paving the way for further innovations in this critical domain.
۲۵۷.

اثربخشی داستان های خارجی گروه سنی «ج » بر رشد تفکر مراقبتی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۱
هدف: هدف این پژوهش بررسی تأثیر داستان‌های خارجی گروه سنی «ج» بر رشد تفکر مراقبتی دانش‌آموزان پایه ششم ابتدایی بود. روش: روش این پژوهش بر اساس گردآوری داده‌ها از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل و بر اساس هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش را دانش‌آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهر اصفهان در سال 1404-1403 تشکیل دادند که از میان آن‌ها 60 دانش‌آموز به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای دو‌مرحله‌ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 30 نفر) قرار داده شدند. برای اجرای مداخلات در گروه آزمایش از داستان‌های خارجی کندوکاومحور و پرفروش انتشارات کودکان (1403-1395) طی 10 جلسه در حلقه کندوکاو استفاده شد. همچنین برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه تفکر مراقبتی هدایتی (1397) استفاده شد. بررسی معنی‌داری مداخله با روش تحلیل کواریانسبا نرم‌افزار SPSS-26 انجام شد. یافته‌ها: یافته‌های حاصل از تحلیل آماری کوواریانس تک‌متغیره نشان می‌دهد که استفاده از داستان‌های خارجی منتخب در گروه آزمایش به ‌طور معنی‌داری نمره کل تفکر مراقبتی دانش‌آموزان را افزایش داده است. با این حال، نتایج تحلیل چندمتغیره نشان داد این داستان‌ها موجب بهبود معنی‌دار دو مؤلفه «تفکر ارزش‌گذار» و «تفکر فعال» شده و بر تمام مؤلفه‌های تفکر مراقبتی تأثیر معنی‌دار نداشته‌اند. نتیجه‌گیری: به‌ طور کلی می‌توان نتیجه گرفت که بهره‌گیری از داستان‌های ادبی خارجی در چارچوب حلقه‌ کندوکاو می‌تواند بر ارتقای برخی از مؤلفه‌های تفکر مراقبتی در کودکان مؤثر باشد و تأثیرگذاری بر تمام مؤلفه‌ها نیازمند مداخلات گسترده‌تر و بررسی‌های بیشتر است.
۲۵۸.

طراحی مدل کسب و کار اینترنتی دانش محور برای کارگزاران دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه یک مدل کسب وکار اینترنتی دانش محور برای کارگزاران دانش انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد، آمیخته (شامل کیفی با روش فراترکیب، روش دلفی فازی و کمّی با روش پیمایشی- تحلیلی) و از نوع اکتشافی بوده است. این پژوهش در سه مرحله اصلی انجام شد. در بخش اول به منظور شناسایی مولفه های کسب وکارهای اینترنتی برای کارگزاران دانش، از روش فراترکیب استفاده شده است. جامعه آماری در این بخش فهرست قابل توجهی از 10617 سند مرتبط با موضوع پژوهش در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی بود که از این میان فهرستی از 65 سند مرتبط با موضوع پژوهش انتخاب شد. بخش دوم این تحقیق با روش دلفی در طی دو مرحله انجام شده است. جامعه آماری در این بخش تعداد 20 نفر از فارغ التحصیلان مقطع دکتری و متخصصان موضوعی با بیش از 5 سال سابقه فعالیت در رشته های مدیریت دانش، مدیریت فناوری و کسب وکار بودند که در ابتدا به صورت هدفمند و پس از آن به روش گلوله برفی انتخاب شدند که تعداد 10 نفر از آن ها به پرسشنامه پاسخ دادند. بخش سوم تحقیق پیمایشی- تحلیلی است که به روش کمّی، وضعیت مولفه های به دست آمده در بخش کیفی را با استفاده از روش معادلات ساختاری رتبه بندی و سنجش می کند و حاصل آن مدلی است که با روش تحلیل عاملی تاییدی سنجیده خواهد شد و با نرم افزار SmartPLS به ارائه مدل پرداخته است. جامعه آماری پژوهش در بخش کمّی نیز تعداد 155 کارگزار فناوری و دانشی تحت نظر معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، فن بازار ملی ایران و شبکه تبادل فناوری نانو بوده اند که به روش سرشماری انتخاب شده اند. یافته ها: مدل کسب وکار اینترنتی دانش محور برای کارگزاران دانش، به صورت سه سطحی است که دارای 9 بُعد و 30 مولفه شامل انواع مدل درآمد؛ سازوکار قیمت گذاری؛ نظارت و ارزیابی دانش؛ هماهنگی و ایجاد ارتباط میان تولیدکنندگان و کاربران نهایی دانش؛ خلق دانش و نوآوری؛ انعقاد قرارداد؛ بازاریابی، کشف و درک فرصت ها و نیازهای بازار؛ جستجو، کسب و جمع آوری دانش؛ زیرساخت حقوقی و توسعه منابع انسانی؛ بکارگیری، دسترس پذیر نمودن و ذخیره سازی دانش، تهیه مجموعه های آماری و دانشی؛ شناسایی و ارزیابی شرایط موجود؛ توسعه زیرساخت های فنی و ایمن سازی زیرساخت ها؛ یکپارچه سازی، تفسیر و ترجمه دانش و ترکیب پژوهش ها؛ شبکه سازی؛ تسهیل اشتراک گذاری، انتقال و تبادل دانش کسب شده؛ ارزش گذاری دانش، توجیه مشتریان و ارائه خدمات مشاوره؛ ارزش پیشنهادی به کاربران دانش؛ ارزش پیشنهادی به کاربران و تولیدکنندگان دانش؛ ارزش پیشنهادی به تولیدکنندگان دانش؛ منابع انسانی؛ منابع مالی؛ منابع فیزیکی؛ منابع فکری؛ کاربران دانش؛ تولیدکنندگان دانش؛ هزینه های ثابت؛ هزینه های متغیر؛ چگونگی برقراری ارتباط با مشتری؛ نهادهای تاثیرگذار و کانال مجازی می باشد. یافته ها نشان می دهد از آنجایی که قدرمطلق آماره تی از مقدار 96/1 بیشتر است، ارتباط معناداری میان مولفه ها در مدل مفهومی پژوهش وجود دارد. نتیجه گیری: کسب وکارهای اینترنتی دانش محور با کارکردها و ویژگی هایی که دارند، می توانند نقشی حیاتی در دنیای رقابتی امروز ایفا کنند و فرآیند به اشتراک گذاری دانش را تسهیل و تسریع نمایند. در این میان کارگزاران دانش به عنوان یکی از انواع میانجی ها عمل خلق، اشتراک گذاری و استفاده از دانش را در یک سازمان و یا میان سازمان های مختلف فراهم می آورند. کارگزاران دانش با جستجوی اطلاعات از طریق تفسیر و تحلیل بانک داده ها و دیگر منابع، کمک بسیار مفید و موثری به افراد و سازمان ها در جستجوی تجربیات و مهارت های مورد نیازشان خواهند کرد. نبود و ناکارآمدی کارگزاران دانش، جریان دانشی درست در میان افراد، سازمان ها و کسب وکارهای مختلف را دچار اختلال کرده و موجب بوجود آمدن شکاف اطلاعاتی میان آن ها خواهد شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد کارگزاران دانش می توانند با داشتن مدل کسب وکار مشخص و شفاف در بهبود جریان دانش، برقراری ارتباط میان سیاستگذاران و محققان، انتقال دانش و تجارب، تسهیل تصمیم گیری ها و سیاست گذاری ها از طریق دانش کسب شده، کمک به افزایش بهره برداری از پژوهش ها در جریان سیاستگذاری ها، بهره برداری از دانش مفید، پراکنده و پنهان، ارائه راه حل برای حل مشکلات و رفع نیازهای دانشی، افزایش سرعت و سهولت در دستیابی به محصول و خدمات، بسترسازی در دستیابی به اطلاعات مورد نیاز به صورت ایمن، سازگار و مطمئن کارگشا باشند.
۲۵۹.

Explaining IT Governance for Implementing Branchless Banking Through Digital Transformation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۳
This research addresses the critical gap in Information Technology Governance (ITG) models specifically tailored for the successful implementation of Branchless Banking (BB). While ITG has been extensively studied, its application within the unique context of BB remains underexplored. This study proposes and validates an operational ITG model designed explicitly for BB implementation. Drawing upon a comprehensive literature review and insights from in-depth interviews with information security experts, this study identifies the key effects of ITG implementation on BB success. An operational model is developed and empirically validated using Partial Least Squares The structural modeling results demonstrate that ITG exerts a significantly more favorable and robust effect on BB success when mediated through Digital Transformation (DT). Furthermore, the core ITG framework components—Strategic Planning (SP), Risk Management (RM), and Quality Management (QM)—are found to have significant positive influences on the ITG framework itself. Crucially, ITG also exhibits a direct, positive, and significant impact on the successful implementation of BB. These findings underscore the necessity for banks to align their DT strategies with a robust ITG framework to effectively eliminate physical branches and digitize banking processes.
۲۶۰.

تجربیات کارآفرینان در دوران مدرسه: تحلیل هم رخدادی انتشارات علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۱
هدف: هدف این مقاله تحلیل هم رخدادی واژگان انتشارات علمی تجربیات مدرسه ای کارآفرینان با استفاده از فنون علم سنجی است تا نشان داده شود تجربیات دوران مدرسه کارآفرینان تا چه میزان مورد توجه و بررسی پژوهشگران بوده و کشورها و دانشگاه های مختلف در بررسی این موضوع چه نقشی ایفا کرده اند. همچنین، این بررسی آشکار می کند در این حوزه چه مفاهیمی مورد نظر قرار گرفته و ارتباط آن ها چگونه است. روش پژوهش: نوع پژوهش حاضر کاربردی است که با روش هم رخدادی واژگان و شاخص های علم سنجی انجام شده است. داده های 2132 مقاله علمی  از 1970 تا 2023 از پایگاه اسکوپوس استخراج و با نرم افزار «شبکه های کتاب سنجی» تحلیل گردید. یافته ها: روند رشد مقالات علمی منتشرشده در حوزه تجربیات مدرسه ای کارآفرینان از سال 2000 شروع شده و همچنان ادامه دارد. آمریکا، انگلستان و اندونزی، کشورهای پیشرو این حوزه علمی هستند. همچنین خوشه های موضوعی اصلی شامل: آموزش عملی کارآفرینی، استراتژی های آموزشی در کارآفرینی، جنبه های روان شناختی کارآفرینی و ادغام آموزش و کارآفرینی است. اهمیت پژوهش: نتایج می تواند به درک بهتر از وضعیت حال و آینده این حوزه کمک کند. تحلیل علم سنجی از سویی موضوعات مورد بررسی و مغفول را نشان می دهد و از سوی دیگر زمینه های پژوهش و همکاری های پژوهشگران را آشکار می کند. این آشکارسازی خدمتی به شناسایی مسئله های مهم و مغفول می رساند و به پژوهشگران فرصت همکاری می دهد. . نتیجه گیری: پژوهش در حوزه کارآفرینی، عملی میان رشته ای و نیازمند همکاری گروه های علمی متعدد است و این فعالیت طی قرن بیست و یک افزایش قابل توجهی داشته و همچنان در فرایند رشد است. با وجود این، پژوهش های اندکی توسط پژوهشگران ایرانی انجام شده است. فعالیت های کارآفرینی به چندین روش، توسعه اجتماعی و اقتصادی را ترویج می کنند؛ زیرا درآمد افراد را افزایش می دهند و مشاغل بیشتری ایجاد می کنند و نیروی خلاقیت جامعه را به تحرک وامی دارند. تجربه مدرسه ای کارآفرینان نقش اساسی در شکل دهی به دانش و مهارت های نظری آن ها برای راه اندازی و مدیریت یک کسب وکار دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان