ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۱۲۱ تا ۸٬۱۴۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
۸۱۲۱.

بررسی نقش واسطه ای رهبری فداکارانه در تأثیر طردگرایی سازمانی و تفکر ابزاری بر پنهان سازی دانش استادان دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۷
با توجه به اهمیت پدیده پنهان سازی دانش در محیط های دانشگاهی و مراکز آموزش عالی، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر عارضه پنهان سازی دانش در میان استادان دانشگاه تهران صورت پذیرفته است. راهبرد پژوهش حاضر پیمایشی است که درصدد تبیین روابط و میزان تأثیر متغیرها است. جامعه آماری آن شامل اعضای هیئت علمی دانشکده پردیس علوم دانشگاه تهران بود که تعداد آنان 151 نفر برآورد شده است و با استفاده از نرم افزار سمپل پاور حجم نمونه برابر با 130 نفر تخمین زده شد. دستاورد پژوهش حاضر حاکی از آن بود که طردگرایی سازمانی بر پنهان سازی دانش تأثیرگذار بوده است و 46 درصد واریانس متغیر پنهان سازی دانش توسط متغیر طردگرایی سازمانی تبیین شده است. تفکر ابزاری بر پنهان سازی دانش تأثیرگذار بوده است و 18 درصد واریانس متغیر پنهان سازی دانش توسط متغیر تفکر ابزاری تبیین شده است و در رابطه بین تفکر ابزاری و طردگرایی سازمانی بر پنهان سازی دانش رهبری فداکارانه نقش واسطه ای جزئی دارد. تأثیر طردگرایی سازمانی و تفکر ابزاری به عنوان متغیرهای مستقل و پنهان سازی دانش به عنوان متغیر وابسته و رهبری فداکارانه که متغیری با بار معنایی مثبت است به عنوان متغیر واسطه ای برای نخستین بار است که در داخل و خارج از کشور مورد واکاوی قرار گرفت که نشان از نوآوری و اصالت پژوهش است که می تواند به کاهش خلأ پژوهشی و نظری در امر پنهان سازی دانش یاری رساند. با توجه به یافته های پژوهش می توان دریافت عارضه پنهان سازی دانش در میان استادان دانشگاه از دو عامل طردگرایی و تفکر ابزاری متأثر است و عدم توجه به رشد این دو مؤلفه می تواند در درازمدت چرخه بهبود و اشتراک دانش را به خطر اندازد. ازاین رو توجه به مؤلفه رهبری فداکارانه و کمک به بهبود آن می تواند در تفکر ابزاری و طردگرایی نقش بااهمیتی ایفا کند.
۸۱۲۲.

تأثیر ظرفیت جذب دانش و کیفیت روابط بر اشتراک گذاری دانش توسط صاحبان کسب وکارهای کوچک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۳
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ظرفیت جذب دانش و کیفیت روابط بر اشتراک گذاری دانش در میان صاحبان کسب وکارهای کوچک انجام شده است. روش پژوهش : این پژوهش از نوع کاربردی است که با رویکرد کمی و به شیوه توصیفی-پیمایشی به بررسی دیدگاه صاحبان کسب وکارهای کوچک در مورد تأثیر ظرفیت جذب و کیفیت روابط بر اشتراک گذاری دانش پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش صاحبان مشاغل کوچک فعال در استان البرز در سال 1404 هستند. برای محاسبه حجم نمونه از قاعده تحلیل توان  کوهن (1992) و نرم افزار جیپاور  استفاده شد. چون پرسشنامه مورد کاربرد در این پژوهش دارای 3 عامل اصلی و 21 گویه است، با استفاده از قاعده تحلیل توان در سطح اطمینان 95 درصد با اندازه اثر  15/0 و قدرت آماری 80 درصد حداقل حجم نمونه 78 نفر برآورد گردید که برای اطمینان بیشتر 80 پرسشنامه گردآوری شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته و برگرفته از مطالعه کیفی در همین رابطه است که توسط پژوهشگر صورت گرفته است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش حداقل مربعات جزئی در نرم افزار SmartPLS استفاده شده است. یافته ها : بر اساس نتایج حاصل از بررسی مدل ساختاری پژوهش، ظرفیت جذب دانش رابطه معناداری با اشتراک گذاری دانش دارد. اندازه اثر به دست آمده برای این رابطه 289/0 است که این مقدار نشان دهنده رابطه قوی این دو سازه است. بین ظرفیت جذب دانش و کیفیت روابط صاحبان کسب وکار کوچک نیز رابطه معناداری وجود دارد. اندازه اثر به دست آمده برای این رابطه 788/0 است که این مقدار نشان دهنده رابطه خیلی قوی این دو سازه است. بین کیفیت روابط صاحبان کسب وکار کوچک و اشتراک گذاری دانش نیز رابطه معناداری وجود دارد. اندازه اثر به دست آمده(233/0) نشان دهنده رابطه قوی بین این دو سازه است. ضریب تعیین سازه های درون زا نشان به ترتیب برای اشتراک گذاری دانش و کیفیت روابط صاحبان کسب وکار، 786/0 و 736/0 به دست آمد. بنابراین، متغیرهای وابسته می توانند 74% تغییرات متغیر مستقل ظرفیت جذب دانش را پیش بینی نمایند. نتیجه گیری : وجود رابطه قوی بین متغیرهای طرفیت جذب دانش، کیفیت روابط و اشتراک گذاری دانش در میان صاحبان کسب وکارهای کوچک نشان دهنده این واقعیت است جامعه کسب وکارهای کوچک در ایران با داشتن پتانسیل لازم جهت تأثیرگذاری در اقتصاد کشور نیازمند توجه بیشتری در حوزه فرهنگ سازی تبادل دانش، زیرساخت های اجتماعی و حمایت های صنفی هستند. این مطالعه برای نخستین بار در ایران صورت گرفته است. بنابراین، نتایج به دست آمده می تواند مورد توجه مدیران و تصمیم گیران در حوزه کسب وکارهای کوچک قرار گیرد.
۸۱۲۳.

The impact of new marketing strategies and emerging technologies on the behavior of sports venue customers

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۴
The aim of the present study was to investigate the impact of new marketing strategies and emerging technologies on the behavior of sports venue customers. This study was applied in terms of purpose and descriptive-correlational in terms of method. The statistical population included sports venue customers in Kermanshah and Kurdistan provinces, a sample of which was selected based on the random cluster sampling method. Data were collected using a marketing mix questionnaire and a researcher-made ICT questionnaire. The validity of the instruments was confirmed by experts and their reliability was confirmed using Cronbach's alpha coefficient. Data analysis was performed using path analysis and structural equation modeling. The results of the study showed that the marketing mix and ICT components have a positive and significant effect on attracting sports venue customers. Also, human factors, hardware infrastructure, and the service delivery process were identified as the most effective factors in shaping customer behavior and increasing their attraction. Accordingly, sports venue managers’ focus on digital transformation and implementing integrated marketing strategies can improve customer experience and strengthen long-term relationships with them.
۸۱۲۴.

هستی نگاری اصطلاحات حاضر در عنوان مقاله های علمی با رابطه کاربرد بین آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۲۸
هدف: این پرسش که برای حل یک مساله معین علمی چه روش هایی توسط پژوهش گران به کار گرفته شده است، برای پژوهش گری که قصد دارد به آن مساله علمی بپردازد پرسشی مهم است. مفاهیم و روش های مهم در هر حوزه ای از علم، در اصطلاحات تخصصی آن حوزه ذکر می شوند. پس رابطه «کاربرد» بین اصطلاحات تخصصی دارای اهمیتی شایان است. هدف این پژوهش تنظیم روشی است که رابطه کاربرد را بین اصطلاحات حاضر در عنوان مقاله های علمی تشخیص دهد و آن اصطلاحات و رابطه کاربرد بین آن ها را در یک هستی نگاری درج کند. تشخیص و ثبت رابطه کاربرد بین اصطلاحات، هرگاه در مقیاسی کلان پیاده سازی شود، آشکار می سازد که پژوهش گران برای یک هدف مفروض، چه ره یافت هایی را آزموده اند. روش: این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت داده ها، کیفی است. داده های اولیه عبارتند از عنوان مقاله های یک نشریه علمی خاص دلخواه، طی یک دوره زمانی مشخص دلخواه. در این پژوهش روشی پیشنهاد می کنیم که اصطلاحات تخصصی حاضر در عنوان مقاله های علمی را تشخیص می دهد، دو رابطه خاص-عام و کاربرد را بین آن اصطلاحات می یابد و نتیجه را در یک هستی نگاری درج می کند. نخست عبارت های اسمی حاضر در عنوان مقاله مشخص می شوند. این عبارت های اسمی با ملاحظاتی، اصطلاحات تخصصی هستند. این روش بر عنوان هایی متمرکز است که در آن ها دو اصطلاح تخصصی توسط یک رابط به هم مربوط شده اند و آن رابط، به لحاظ معنایی نشان دهنده کاربرد است، به این معنی که یکی از آن اصطلاحات، در دیگری به کار رفته است. چنین مواردی پس از تشخیص، در هستی نگاری درج می شوند. افزون بر رابطه کاربرد، رابطه خاص-عام نیز تنها بر پایه ساخت نحوی هر گرو ه اسمی یافته شده پیشنهاد می شود. افزون بر آن، قاعده های استنتاج مناسب در هستی نگاری طراحی شده است که بر پایه آن ها رابطه کاربرد بین اصطلاحات، از خاص به عام به ارث برده می شود. اگرچه رابطه کاربرد بین اجزای عنوان مقاله را می توان از مدل های کلان زبانی نیز استخراج کرد، انجام این کار برای شماری کلان از عنوان های مقالات، مستلزم هزینه است. گذشته از این، لازم خواهد بود که پاسخ مدل های کلان زبانی نیز تحلیل شود و افزون بر آن، نیاز به درج در هستی نگاری به قوت خود باقی خواهد ماند. یافته ها : برای ارزیابی روش، عنوان مقاله های یک سال از یک نشریه علمی به کار رفته است. پس از اجرای روش، هستی نگاری تشکیل شده معاینه شده است. در این ارزیابی در ۶۹٪ از عنوان هایی که حاوی الگوی مورد نظر این پژوهش هستند، هر دو گروه اسمی یعنی اصطلاح به کاررفته و اصطلاح به کاربرنده به طور کامل استخراج شده اند. در ۱۷٪ عنوان های دارای الگو، یک یا هر دو گروه اسمی یعنی دست کم یکی از دو اصطلاح به کاررفته و به کاربرنده، ناقص استخراج شده اند به طوری که بخش استخراج شده از نظر معنایی صحیح است اما در بردارنده همه معنی عنوان نیست. در ۱۴٪ عنوان های دارای الگو، دست کم یکی از دو گروه اسمی یعنی اصطلاح تخصصی به کاررفته یا به کاربرنده نادرست استخراج شده است. نتیجه گیری : از آن جا که روش پیشنهاد شده مکانیزه است، می توان آن را برای شماری کلان از مقاله های علمی به کار برد. برای افزایش دقت، پیشنهاد می شود حروف رابط دیگر افزون بر حروف رابطی که نسبت کاربرد را منعکس می سازند، در تحلیل عنوان مقاله در نظر گرفته شوند.
۸۱۲۵.

رابطه کیفیت زندگی کاری و خودکارآمدی با نقش میانجی دلبستگی شغلی در بین کتابداران کتابخانه های دانشگاه های دولتی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۶۶
مقدمه و اهداف: کیفیت زندگی کارى برنامه ای جامع و گسترده است که باعث افزایش رضایت، ارتقای یادگیری سازمانی و یاریگر تغییر و تحول کارکنان می شود. متغیرهای تأثیرگذار دیگری نظیر خودکارآمدی و دلبستگی شغلی نیز با کیفیت زندگی کاری در ارتباط است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه کیفیت زندگی کاری و خودکارآمدی با نقش میانجی دلبستگی شغلی در بین کتابداران کتابخانه های دانشگاه های دولتی شهر اصفهان است. روش ها : پژوهش حاضر با روش توصیفی-همبستگی انجام گرفت. جامعه آمارى شامل تمامی کتابداران کتابخانه هاى دانشگاه هاى دولتی شهر اصفهان در سال 1403 به تعداد 101 نفر بود. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های استاندارد متغیرها بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای اس پی اس اس 26 و  اسمارت پی ال اس استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین خودکارآمدی، بالاتر از حد متوسط و میانگین کیفیت زندگی کاری و دلبستگی شغلی کتابداران، پایین تر از حد متوسط بود. همچنین فرضیه اصلی پژوهش مبنی بر وجود رابطه میان کیفیت زندگی کاری و خودکارآمدی با نقش میانجی دلبستگی شغلی در بین کتابداران کتابخانه های دانشگاه های شهر اصفهان تأیید شد و الگوی پیشنهادی و تمام ضرایب مسیرهای آن از برازش مناسبی برخوردار بودند. بحث و نتیجه گیری : با بهبود کیفیت زندگی کارى، محیط کارى کتابداران توسعه پیدا کرده و خودکارآمدى نیز افزایش می یابد که این افزایش موجب دلبستگی شغلی بیشتر کتابداران و افزایش علاقه مندى کاربران به کتابخانه و استفاده از آن خواهد شد. مدیران کتابخانه ها می توانند با ایجاد فضاى مناسب کارى، در نظر گرفتن پاداش براى کارهاى مثبت، حمایت از کتابداران در مقابل نظارت و نیز کاهش سطح اضطراب و استرس آنان، خودکارآمدى در کتابداران را تقویت نمایند. اصالت/ارزش: کیفیت زندگی کاری کتابداران به عوامل دیگری مرتبط بوده که توجه به این عوامل در جهت تقویت کیفیت زندگی کاری امری لازم و ضروری است. به نظر می رسد که تمرکز و بررسی توأمان کیفیت زندگی کاری با سایر مولفه های دخیل نظیر خودکارآمدی و دلبستگی شغلی از اصالت و تازگی برخوردار بوده و تاکنون انجام نشده است.
۸۱۲۶.

تاثیر شایعات منفی در محیط کار بر پنهان کردن دانش: نقش میانجی جهت گیری وظیفه و استحقاق روانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۹
هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر شایعات منفی در محیط کار بر پنهان کردن دانش از طریق جهت گیری وظیفه و استحقاق روانی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه های استان چهارمحال و بختیاری بودند که تعداد آن ها 2255 نفر بود با توجه به حجم هر منطقه با استفاده از فرمول کوکران 600 نفر حجم نمونه انتخاب گردید و افراد نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم هر طبقه انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه شایعات منفی در محیط کار هان و داگ(2018)، پرسش نامه پنهان کردن دانش ، پرسش نامه جهت گیری وظیفه و پرسش نامه استحقاق روانی بودند که روایی پرسش نامه ها بر اساس، روایی محتوایی، صوری و سازه مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگر پایایی پرسش نامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 88/0، 88/0، 82/0 و 82/0 برآورد شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که شایعات منفی در محیط کار بر پنهان کردن دانش تاثیر مثبت داشت که ضریب این تاثیر 77/0 بود و همچنین نقش میانجی جهت گیری وظیفه و استحقاق روانی رابطه شایعات منفی در محیط کار بر پنهان کردن دانش تایید شد.هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر شایعات منفی در محیط کار بر پنهان کردن دانش از طریق جهت گیری وظیفه و استحقاق روانی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه های استان چهارمحال و بختیاری بودند که تعداد آن ها 2255 نفر بود با توجه به حجم هر منطقه با استفاده از فرمول کوکران 600 نفر حجم نمونه انتخاب گردید و افراد نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم هر طبقه انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه شایعات منفی در محیط کار هان و داگ(2018)، پرسش نامه پنهان کردن دانش ، پرسش نامه جهت گیری وظیفه و پرسش نامه استحقاق روانی بودند که روایی پرسش نامه ها بر اساس، روایی محتوایی، صوری و سازه مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگر پایایی پرسش نامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 88/0، 88/0، 82/0 و 82/0 برآورد شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که شایعات منفی در محیط کار بر پنهان کردن دانش تاثیر مثبت داشت که ضریب این تاثیر 77/0 بود و همچنین نقش میانجی جهت گیری وظیفه و استحقاق روانی رابطه شایعات منفی در محیط کار بر پنهان کردن دانش تایید شد.هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر شایعات منفی در محیط کار بر پنهان کردن دانش از طریق جهت گیری وظیفه و استحقاق روانی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه های استان چهارمحال و بختیاری بودند که تعداد آن ها 2255 نفر بود با توجه به حجم هر منطقه با استفاده از فرمول کوکران 600 نفر حجم نمونه انتخاب گردید و افراد نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم هر طبقه انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه شایعات منفی در محیط کار هان و داگ(2018)، پرسش نامه پنهان کردن دانش ، پرسش نامه جهت گیری وظیفه و پرسش نامه استحقاق روانی بودند که روایی پرسش نامه ها بر اساس، روایی محتوایی، صوری و سازه مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگر پایایی پرسش نامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 88/0، 88/0، 82/0 و 82/0 برآورد شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که شایعات منفی در محیط کار بر پنهان کردن دانش تاثیر مثبت داشت که ضریب این تاثیر 77/0 بود و همچنین نقش میانجی جهت گیری وظیفه و استحقاق روانی رابطه شایعات منفی در محیط کار بر پنهان کردن دانش تایید شد.و همچنین نقش میانجی جهت گیری وظیفه و استحقاق روانی رابطه شایعات منفی در محیط کار بر پنهان کردن دانش تایید شد.
۸۱۲۷.

تحلیل علم سنجی تبلیغات شفاهی و آگاهی از برند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۱
هدف:پژوهش حاضر با هدف تحلیل علم سنجی پژوهش های منتشر شده در پایگاه اسکوپوس با موضوع تبلیغات شفاهی و آگاهی از برند طی سال های2025-2007 انجام شده است. هدف کلی، ارائه یک مرور جامع و سیستماتیک از تولیدات علمی در این حوزه، شناسایی روندهای انتشار، کشورهای تأثیرگذار، کلمات کلیدی پرکاربرد و جهت گیری های موضوعی نوظهور بود. با توجه به بازار جهانی رقابتی فزاینده، درک گفتمان علمی پیرامون تبلیغات دهان به دهان و آگاهی از برند، هم برای دانشگاهیان که سعی در مفهوم سازی این پدیده دارند و هم برای متخصصانی که به دنبال تبدیل بینش ها به استراتژی های عملی هستند، به یک ضرورت استراتژیک تبدیل شده است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی– تحلیلی و با رویکرد علم سنجی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل 226 مقاله علمی در حوزه تبلیغات شفاهی و آگاهی از برند است که توسط استراتژی جستجو که با مطالعه ادبیات این حوزه و همچنین مشورت با خبرگان مربوطه استراتژی اولیه آماده شد و پس از چندین مرحله رفت و برگشت و بررسی مدارک بازیابی شده از پایگاه اسکوپوس، استراتژی نهایی گردیده است، در بازه زمانی2025-2007 در پایگاه علمی اسکوپوس یافت شده است. نرم افزارهای VOSviewer / Gephi / Excel جهت تحلیل داده ها و ترسیم نمودارها استفاده شده است. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان دهنده روند صعودی انتشار مقالات حوزه تبلیغات شفاهی و تاثیر آن بر آگاهی از برند در سال های اخیر بوده است. کشورهای پیشرو در تولید علمی مرتبط با موضوع مورد بررسی شامل کشورهای اندونزی، هند و آمریکا بودند. از دیگر یافته ها شناسایی واژگانی مانند تبلیغات شفاهی الکترونیکی و رسانه های اجتماعی به عنوان واژه های کلیدی پرتکرار است. نتیجه گیری:روند صعودی مقالات منتشر شده در این حوزه مخصوصا در سال های اخیر نشان از ارزش و اهمیت این حوزه موضوعی دارد. نتیجه این پژوهش حاکی از آن است که شرکت ها و برندها باید استراتژی های خود را با تمرکز بر رسانه های اجتماعی، تبلیغات شفاهی، و تأثیرگذاری از طریق اعتماد اجتماعی و اینفلوئنسرها تنظیم کنند تا بتوانند آگاهی از برند خود را به طور مؤثرتری گسترش دهند.از نظر عملی، مدیران برند باید ابتکاراتی را در اولویت قرار دهند که تجربیات اصیل مشتری را تشویق می کنند، زیرا تبلیغات شفاهی مثبت نه تنها باعث افزایش دیده شدن برند می شود، بلکه وفاداری بلندمدت را نیز تقویت می کند. شواهد علم سنجی همچنین بر لزوم ادغام استراتژی های تبلیغات شفاهی در اکوسیستم های بازاریابی گسترده تر تأکید می کند و از این طریق امکان انتشار مؤثرتر پیام های برند را فراهم می کند.
۸۱۲۸.

شناسایی عوامل مؤثر بر اثربخشی دوره های آموزشی کوتاه مدت پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران(ایرانداک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۲
پژوهش حاضر با هدف "شناسایی عوامل مؤثر بر اثربخشی دوره های آموزشی کوتاه مدت پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران" انجام شده است. روش پژوهش در توصیف آزمودنی ها و پاسخ به سئوالات، پیمایشی و در پیش بینی متغیرها از تحلیل عاملی اکتشافی از نوع تجزیه به مؤلفه های اصلی است و جامعه آماری، شامل تمامی دانش پذیران دوره های آموزشی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران به تعداد 1475 نفر بوده است و تعداد 305 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. ابزار پژوهش، پرسشنامه های محقق ساخته، شامل اطلاعات شخصی و آکادمیک، پرسشنامه اهداف دوره آموزشی: قبل از حضور در دوره(سنجش سطح مهارت و یا دانش) و بعد از حضور در دوره(سنجش سطح مهارت و یا دانش) و پرسشنامه عوامل تأثیرگذار در اثربخشی دوره آموزشی بوده است. روایی پرسشنامه از طریق اجرای آزمایشی و روایی آن از نوع روایی محتوایی و از طریق قضاوت خبرگان بدست آمد. همچنین پایایی پرسشنامه، از طریق ضریب آلفای کرونباخ 94/0 به دست آمد. برای پردازش آماری از نرم افزار SPSSv22 و برای آزمون فرضیه های پژوهش نیز از روش تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون رگرسیون استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد با توجه به مقدار ضرایب تأثیر عامل ها می توان گفت اولویت اول تأثیرگذاری عبارتند از: 1- اهداف دوره آموزشی 2- امور اداری و پشتیبانی اجرای دوره 3- تناسب فضا، مواد و تجهیزات آموزشی با اهداف 4- کیفیت محتوای دوره آموزشی و تناسب آن با اهداف 5- دانش، نگرش و مهارتهای تدریس و کلاسداری مدرس 6- ارزشیابی و ارائه بازخورد.
۸۱۲۹.

میزان رعایت حق مؤلف توسط دانشجویان در بهره گیری از منابع اطلاعاتی دیداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۱
هدف: تعریف بنیادی سواد دیداری، توانایی خواندن، نوشتن و ایجاد عناصر دیداری است. این مهارت شامل ارزیابی و درک سوابق دیداری است که برای متخصصان علم اطلاعات و پژوهشگران در مدیریت و تفسیر مؤثر تصاویر بسیار مهم است. سواد دیداری به گروهی از توانایی های بینایی اشاره دارد که یک انسان می تواند با دیدن و هم زمان داشتن و ادغام سایر تجربیات حسی ایجاد کند. همچنین، سواد دیداری به توانایی تفسیر و استفاده موفق از تصاویر اشاره دارد. سواد دیداری یک گفت وگوی مداوم درباره تصاویر، عکس ها، نگاره ها، نمادها و به طورکلی تصاویر است. همچنین زمینه ای برای مطالعه و تمرین که نحوه مشاهده و تفسیر تصاویر و شیوه استفاده از نمادها و عکس ها برای انتقال معنا را بررسی می کند. با استفاده گسترده از تصاویر در رسانه های مختلف و منابع اطلاعاتی و توسعه فناوری های دیداری، در حال حاضر کاربران رسانه تا حد زیادی با اطلاعات دیداری مواجه شده اند. لازم به ذکر است که سواد دیداری مفهومی بین رشته ای است و نقش مهمی در آموزش عالی ایفا می کند. استفاده دانشجویان از مهارت های سواد دیداری در دانشگاه ها نقش مهمی در فعالیت های عملی آن ها دارد. این پژوهش به بررسی نقش سواد دیداری در رعایت حقوق مالکیت فکری در استفاده از منابع اطلاعاتی می پردازد. روش : روش پژوهش پیمایشی – تحلیلی است. جامعه آماری 41 نفر از متخصصان موضوعی دانشگاهی هستند که درزمینه سواد دیداری آگاهی و اطلاعات دارند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه محقق ساخته بود که روایی آن به شیوه روایی صوری بازنگری و اصلاح شد. پایایی پرسش نامه به روش آماری آلفای کرونباخ تحلیل شد و میزان 0/831 برای آن به دست آمد. برای سنجش نرمال بودن داده ها از آزمون کالموگروف - اسمیرنف استفاده شد. این آزمون نشان داد که داده ها از توزیع نرمال برخوردار هستند. پرسش های پرسش نامه در مورد مسائل مربوط به کپی رایت و حقوق مالکیت فکری بود که به جنبه های مختلف این حوزه می پرداخت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که ارزیابی شاخص های «میزان پایبندی دانشجویان به اصول اخلاقی در استفاده از منابع تصویری»، «میزان پایبندی دانشجویان به مسائل حقوق مالکیت فکری در استفاده از منابع تصویری» و «میزان استناد در استفاده از منابع تصویری» کمتر از حد متوسط ​​است. همچنین مشخص شد که دانشجویانی که با سواد دیداری آشنا هستند، دانش محدودی درباره مسائل حقوق مالکیت فکری داشتند؛ بنابراین لازم است آموزش های مناسبی در این زمینه برای آن ها برگزار شود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که انجام کارهای آموزشی و توان بخشی در این زمینه ها مناسب است که شامل این موارد می شود: حریم خصوصی، رعایت اصول اخلاقی درباره تولید، استفاده و اشتراک گذاری تصاویر؛ آشنایی با مؤلفه هایی مانند نقش سانسور و درک ابعاد آن، آشنایی با روش های اخلاقی مناسب هنگام دسترسی، استفاده و ایجاد تصاویر، دانستن محدودیت های مرتبط با مجوزهای استفاده از تصویر؛ استناد به ایجادکننده تصویر؛ پیروی از بهترین شیوه های قانونی و اخلاقی و نیز آموزش استانداردهای سواد دیداری. همچنین شایسته است دانشگاه ها برای استفاده از تصاویر و دیداری ها به ابعاد مختلف حقوق مالکیت فکری توجه کرده و در انتشار آثار علمی به این جنبه ها اهمیت بیشتری دهند.
۸۱۳۰.

شناسایی کارکردها و مزایای هوش مصنوعی در قضاوت با استفاده از روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۵
هوش مصنوعی می‌تواند تحولی چشمگیر در فرایندهای قضایی ایجاد کند و با ارائه راهکارهای نوین، کارایی، دقت و عدالت را در سیستم قضایی ارتقا بخشد. این پژوهش با استفاده از روش فراترکیب به بررسی کارکردها و مزایای هوش مصنوعی در نظام قضایی پرداخته است. در این پژوهش از چهار پایگاه داده معتبر شامل «اسکالر»، «هین‌آنلاین»، «امرالد» و «ساینس‌دایرکت» برای جست‌وجوی مقالات علمی در زمینه عدالت دیجیتال و قضاوت الکترونیک استفاده شد. کلیدواژه‌هایی مانند «قاضی دیجیتال»، «قضاوت الکترونیک» و «عدالت دیجیتال» برای شناسایی مقالات مرتبط به‌کار رفتند. نتایج جست‌وجو منجر به شناسایی 680 مقاله شد که پس از غربالگری، 35 مقاله مرتبط با موضوع هوش مصنوعی در نظام قضایی انتخاب شدند. در این مقاله، کارکردهای هوش مصنوعی برای قضات در دو مرحله اصلی دسته‌بندی شده‌اند: حین قضاوت، به‌عنوان نمونه، پیش‌بینی نتایج پرونده‌ها، حمایت از تصمیم‌گیری قضات، تسریع رسیدگی به پرونده‌ها از طریق خودکارسازی فرایندها، و ارائه پیش‌نویس رأی؛ پس از قضاوت، مانند بازنگری و اصلاح قوانین، سنجش تأثیر قوانین، و افزایش شفافیت در احکام. همچنین مزایای هوش مصنوعی در سه حوزه کلی بررسی شده است. مزایای انسانی مانند بهبود تصمیم‌گیری قضات، کاهش حجم کار آن‌ها، و افزایش رضایت شهروندان. مزایای فناورانه مانند افزایش دقت در تحلیل اسناد، استفاده از فناوری‌های نوین مانند واقعیت مجازی، و کاهش هزینه‌ها. مزایای حاکمیتی و حقوقی، مانند کاهش جرم و جنایت، بهبود دسترسی به عدالت، و افزایش شفافیت سیستم قضایی. نتایج پژوهش‌ها نشان می‌دهد که هوش مصنوعی نه به‌عنوان جایگزین قضات، بلکه به‌عنوان ابزاری مکمل می‌تواند نظام قضایی را متحول کند. پیشنهاد می‌شود قضات در زمینه فناوری‌های مرتبط آموزش ببینند، الگوریتم‌ها به‌گونه‌ای طراحی شوند که از سوگیری جلوگیری کنند و قوانین مناسبی برای تنظیم استفاده از هوش مصنوعی تدوین گردد. این پژوهش می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری‌های آینده در حوزه فناوری و حقوق باشد و راه را برای تحقیقات بیشتر در این زمینه هموار سازد.
۸۱۳۱.

Explaining IT Governance for Implementing Branchless Banking Through Digital Transformation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۲
This research addresses the critical gap in Information Technology Governance (ITG) models specifically tailored for the successful implementation of Branchless Banking (BB). While ITG has been extensively studied, its application within the unique context of BB remains underexplored. This study proposes and validates an operational ITG model designed explicitly for BB implementation. Drawing upon a comprehensive literature review and insights from in-depth interviews with information security experts, this study identifies the key effects of ITG implementation on BB success. An operational model is developed and empirically validated using Partial Least Squares The structural modeling results demonstrate that ITG exerts a significantly more favorable and robust effect on BB success when mediated through Digital Transformation (DT). Furthermore, the core ITG framework components—Strategic Planning (SP), Risk Management (RM), and Quality Management (QM)—are found to have significant positive influences on the ITG framework itself. Crucially, ITG also exhibits a direct, positive, and significant impact on the successful implementation of BB. These findings underscore the necessity for banks to align their DT strategies with a robust ITG framework to effectively eliminate physical branches and digitize banking processes.
۸۱۳۲.

تدوین چارچوبی برای تحول در برنامه ی درسی دوره ی کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی و ارائه ی یک طرح پیشنهادی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۹
هدف این نوشتار تدوین چارچوبی برای تحول در برنامه ی درسی دوره ی کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی و طراحی یک برنامه ی درسی پیشنهادی برای این رشته بوده است. دستیابی به این هدف قبل از هر چیز مستلزم نقد برنامه های درسی موجود بود. ابتدا با طرح دقیق و همه جانبه ی مساله، مهم ترین چالش ها و سؤالاتی که در این زمینه وجود دارد، به گونه ای روش مند و نظام مند دسته بندی و تدوین شده اند. قدم بعدی نقد و بررسی وضعیت برنامه های درسی موجود و شناسایی و تحلیل محورهای عمده ی نقد و جزییات آن بود. در ادامه، شبکه ای از واژگان پربسامد در گفتارهای روزمره ی دغدغه مندان دانشگاهی ترسیم شد که بیانگر کلیدی ترین مفاهیم در مورد دوره های آموزشی کارآمد و مورد نیاز امروز و آینده است. این اصطلاحات و کلمات پرتکرار تا حدودی تکلیف گفتمان غالب و پیامدهای آن برای دروس آموزشی را روشن می کند. سپس، معیارها و شاخص های تحول در تناظر با محورهای عمده ی نقد، شبکه ی واژگانی و گفتمان غالب، شناسایی و دسته بندی شدند. در همین راستا، دروس عمومی، پایه و تخصصی با توجه به معیارها و شاخص-های تعیین کننده ی مسیر تحول، مورد نقد و بررسی و بازاندیشی و بازنگری قرار گرفتند و دروس پیشنهادی، برای دوره های آموزشی پایه، عمومی، تخصصی الزامی (اجباری) و اختیاری و حتی فناورانه و کارآفرینانه، که در واقع و به ترتیب ادامه ی دروس الزامی و اختیاری به حساب می آیند، شناسایی و ارائه شدند. در نهایت با تحلیل، و قبض و بسط انواع دروس تخصصی، و فرایند های موجود در آن ها، راهکارهایی برای چگونگی کارآمدسازی تک تک دروس در نسبت با معیارها، ارائه شده است. پیشنهاد نهایی این متن اجرای یک طرح پژوهشی وسیع و عمیق به منظور تکمیل و به سرانجام رساندن طرح پیشنهادی این پژوهش برای آموزش در دوره ی کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی است.در این نوشتار نمونه هایی از چگونگی تحلیل و قبض و بسط روش مند و نظام مند ابعاد مختلف برنامه ی درسی دوره ی کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی ارائه شد. توسعه و ادامه ی این تلاش ها و کار عمیق در تک تک بخش های این نوشتار مستلزم مطالعه و پژوهش بیشتر است. برای نمونه در مورد دروس مختلف و توسعه ی بحث در بخش های مختلف برنامه های آموزشی و درسی موجود دوره ی کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی، نکات زیادی برای ارائه وجود دارد که در قالب یک مقاله ی محدود نمی گنجد و نیازمند محمل ها و فضاهای خاص دیگری است. این فضا می تواند با ارائه ی یک طرح بزرگ پژوهشی ایجاد و مهیا شود.همان طور که بیان شد در این مقاله تنها نمونه هایی از ابعاد بزرگ تر برنامه ی درسی و مسائل و موضوعات مختلف آن مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. ادامه ی این پژوهش مخصوصاً در قالب یک طرح پژوهشی بزرگ تر، حتی می تواند به عنوان الگویی برای دیگر رشته های علوم اجتماعی و انسانی هم مورد توجه قرار گیرد. یک پژوهش گسترده در این مورد حداقل در پنج محور زیر قابل توسعه است:1. تکمیل و توسعه ی بیان مسأله و ابعاد آن تحت عنوان: تبیین مساله ی برنامه ی درسی در علم اطلاعات و دانش شناسی یا تحلیل دانش شناختی مسأله ی برنامه ی درسی در علم اطلاعات و دانش شناسی؛2. توسعه ی نقد در ابعاد مختلف برنامه های درسی موجود قبلی 1391 و فعلی در پنج دانشگاه مورد بررسی، و رسیدن به دسته بندی و جمع بندی نهایی تحت عنوان: نقد و تحلیل برنامه های درسی دوره ی کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی؛ 3. تدوین و توسعه ی چارچوبی برای تحول در برنامه ی درسی دوره ی کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی در قالب فهرست معیارها و توصیف دقیق و عمیق تک تک آن ها تحت عنوان: ارائه ی چارچوبی برای تحول در برنامه ی درسی دوره ی کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی؛4. توسعه ی توصیفات و تحلیل های مربوط به بخش انواع دروس عمومی، پایه، و تخصصی الزامی و اختیاری تحت عنوان طرح پیشنهادی برنامه ی درسی دوره ی کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی یا ارائه و تبیین طرح پیشنهادی برنامه ی درسی دوره ی کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی؛5. توسعه مداوم در زمینه ی ارزیابی طرح های پیشنهادی و بررسی ابعاد آن از دیدگاه حرفه مندان علم اطلاعات و دانش شناسی.
۸۱۳۳.

سطوح پاسخگویی چت جی. پی.تی. به پرسش های کاربران: مطالعه ای مبتنی بر نظریه خدمات مرجع روتشتاین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۸
هدف: پیشرفت های چشمگیر در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، به ویژه ظهور و گسترش هوش مصنوعی، تحولات بنیادینی را در شیوه تولید، دسترسی و مصرف اطلاعات به دنبال داشته است. این تحولات عمیق، کتابخانه ها را نیز، تحت تأثیر قرار داده است. گسترش روزافزون فناوری های نوین، پاسخ به نیازهای اطلاعاتی کاربران را آسان تر و سریع تر فراهم ساخته و با تأثیر فوق العاده بر الگوهای رفتاری کاربران در جستجو و استفاده از اطلاعات، نیازهای اطلاعاتی آنان را پیچیده تر و متنوع تر نموده است. در این راستا، کتابخانه ها برای پاسخ گویی به نیازهای روزافزون کاربران، با چالش های جدیدی مواجه شده اند. یکی از مهم ترین چالش های پیش روی کتابخانه ها، ارزیابی کارایی ابزارهای هوش مصنوعی مانند چت بات ها در پاسخ گویی به پرسش های مرجع کاربران است. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی سطوح پاسخ گویی و ارائه خدمات اطلاعاتی در چت جی. پی. تی. به پرسش های کاربران با توجه به نظریه سطوح خدمات مرجع روتشتاین انجام شده است. روش: پژوهش حاضر ازنظر هدف ک اربردی اس ت ک ه ب ه روش پیمایش ی و ب ا رویک رد توصیفی- تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کتابداران بخش مرجع کتابخانه های دانشگاهی و متخصصان علم اطلاعات بود. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ای محقق ساخته شامل 20 پرسش از سؤالات متداول بخش مرجع کتابخانه است که براساس دسته بندی کتز از پرسش های مرجع طبقه بندی شدند. این پرسش نامه ابتدا توسط چت جی. پی. تی. پاسخ داده شد و سپس پاسخ های ثبت شده، توسط خبرگان ارزیابی شدند. ارزیابی پاسخ ها با استفاده از نظریه روتشتاین مبنی بر تعریف 3 سطح حداکثر، میانه و حداقل برای پاسخ های ارائه شده به پرسش های مرجع انجام شد. یافته ها : یافته ها نشان داد که چت جی. پی .تی. در پاسخ به برخی انواع پرسش ها، همچون پرسش های جستجوی ویژه، عملکرد بهتری داشته و بازخوردهای مثبتی دریافت کرده است. بااین حال، در پاسخ به سایر انواع پرسش ها، ازجمله پرسش های پژوهشی، عملکرد آن ضعیف تر ارزیابی شده است. همچنین، پاسخ دهندگان به مواردی همچون عدم توانایی چت جی.پی.تی. در درک احساسات، ارائه پاسخ های ناقص و عدم دقت در اطلاعات ارائه شده اشاره کرده اند. علاوه بر این، پوشش ناکافی پایگاه های اطلاعاتی، به ویژه در مورد زبان ها و کشورهای خاص، یکی دیگر از محدودیت های این چت بات بوده است. این یافته ها حاکی از آن است که اگرچه چت جی.پی.تی. پتانسیل بالایی در ارائه خدمات مرجع دارد، اما برای بهبود عملکرد آن در پاسخ گویی به انواع مختلف پرسش ها، نیاز به رفع برخی نواقص و محدودیت های موجود است. نتیجه گیری : این پژوهش با هدف ارزیابی توانایی چت جی. پی. تی. در پاسخ گویی به پرسش های مرجع کتابخانه ها، بر اساس دو نظریه معتبر در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی انجام شده است. نتایج حاصل از تحلیل نظرات کتابداران و متخصصان نشان داد که عملکرد چت جی. پی. تی. در بسیاری از موارد رضایت بخش بوده است. یافته های این پژوهش با مطالعات پیشین نیز همسو است. بررسی ها نشان داد که با افزایش پیچیدگی و تخصصی شدن پرسش ها، عملکرد چت جی. پی. تی. بهبود یافته است. به نظر می رسد علت این امر آن است که پرسش های تخصصی با منابع مشخص، بازیابی اطلاعات را برای چت بات ها آسان تر ساخته. بعلاوه، زبان و بافت فرهنگی پرسش ها نیز بر کیفیت پاسخ ها تأثیر قابل توجهی دارد.
۸۱۳۴.

بررسی پیشایندهای موثر بر پذیرش و به کارگیری فناوری های موبایلی از سوی سرمایه گذاران حقیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: فناوری موبایلی فناوری است که همیشه در دسترس بوده و می تواند باعث کاهش نیاز به فناوری های گران-قیمت همچون تجهیزات مخابراتی شود. فناوری های موبایلی این امکان را در اختیار سرمایه گذاران حقیقی قرار می دهد تا بتوانند در هر لحظه و مکانی که به اطلاعات مالی نیاز دارند، دسترسی داشته باشند. براین اساس پژوهش حاضر تلاش دارد تا پیشایندهای موثر بر پذیرش و به کارگیری فناوری های موبایلی از سوی سرمایه گذاران حقیقی در بورس اوراق بهادار تهران را مورد مطالعه و بررسی قرار دهد. روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی، از نوع همبستگی است. داده های پژوهش حاضر از طریق توزیع پرسش نامه بین 310 سرمایه گذار جمع آوری شده است. از روش نمونه-گیری تصادفی ساده برای گردآوری داده ها استفاده شد. بازه زمانی گردآوری داده های پژوهش زمستان 1402 و بهار 1403 بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شده است. یافته ها: پژوهش حاضر شامل دو متغیر وابسته اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری و دادوستد سهام می باشد. متغیرهای مستقل شامل دانش عینی، دانش ذهنی، اعتماد به سرمایه گذاری، ریسک پذیری، آشنایی با خدمات مالی موبایلی، ارزش پرتفوی، محل سرمایه گذاری، جنسیت، تحصیلات، درآمد و محل کار بود که در سه مرحله وارد مدل شدند. در خصوص دو مدل اول هر دو متغیر وابسته، تمامی متغیرهای وارده به مدل ها معنادار بودند. درخصوص مدل سوم متغیر وابسته اول (استفاده از فناوری های موبایلی برای اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری)، به استثنای متغیرهای مربوط به آشنایی با خدمات مالی موبایلی بقیه متغیرها معنادار بودند. درخصوص مدل سوم متغیر وابسته دوم (استفاده از فناوری های موبایلی برای دادوستد سهام) همه متغیرها معنادار بودند. نتیجه گیری: با توجه به این که توسعه فناوری های مالی، خدمات مالی موبایلی، و پتانسیل های بالقوه بانکداری باز با هدف تامین نیازهای کاربران انجام می شود، لذا درک و شناخت ویژگی های فردی سرمایه گذاران است به عنوان یک پیشایند موثر بر پذیرش سرمایه گذاری های موبایلی ضروری است. به علاوه به منظور افزایش اعتماد سرمایه گذاران و ارائه خدمات بهتر به آنان، تدوین مقرراتی در صنعت فناوری های مالی درخصوص به کارگیری موبایل برای اهداف سرمایه گذاری ضروری است. درنهایت، فناوری های موبایلی می تواند به سرمایه گذاران حقیقی در دسترسی آسان تر به تراکنش ها و مدیریت پرتفوی کمک نماید. هدف: فناوری موبایلی فناوری است که همیشه در دسترس بوده و می تواند باعث کاهش نیاز به فناوری های گران-قیمت همچون تجهیزات مخابراتی شود. فناوری های موبایلی این امکان را در اختیار سرمایه گذاران حقیقی قرار می دهد تا بتوانند در هر لحظه و مکانی که به اطلاعات مالی نیاز دارند، دسترسی داشته باشند. براین اساس پژوهش حاضر تلاش دارد تا پیشایندهای موثر بر پذیرش و به کارگیری فناوری های موبایلی از سوی سرمایه گذاران حقیقی در بورس اوراق بهادار تهران را مورد مطالعه و بررسی قرار دهد. روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی، از نوع همبستگی است. داده های پژوهش حاضر از طریق توزیع پرسش نامه بین 310 سرمایه گذار جمع آوری شده است. از روش نمونه-گیری تصادفی ساده برای گردآوری داده ها استفاده شد. بازه زمانی گردآوری داده های پژوهش زمستان 1402 و بهار 1403 بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شده است. یافته ها: پژوهش حاضر شامل دو متغیر وابسته اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری و دادوستد سهام می باشد. متغیرهای مستقل شامل دانش عینی، دانش ذهنی، اعتماد به سرمایه گذاری، ریسک پذیری، آشنایی با خدمات مالی موبایلی، ارزش پرتفوی، محل سرمایه گذاری، جنسیت، تحصیلات، درآمد و محل کار بود که در سه مرحله وارد مدل شدند. در خصوص دو مدل اول هر دو متغیر وابسته، تمامی متغیرهای وارده به مدل ها معنادار بودند. درخصوص مدل سوم متغیر وابسته اول (استفاده از فناوری های موبایلی برای اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری)، به استثنای متغیرهای مربوط به آشنایی با خدمات مالی موبایلی بقیه متغیرها معنادار بودند. درخصوص مدل سوم متغیر وابسته دوم (استفاده از فناوری های موبایلی برای دادوستد سهام) همه متغیرها معنادار بودند. نتیجه گیری: با توجه به این که توسعه فناوری های مالی، خدمات مالی موبایلی، و پتانسیل های بالقوه بانکداری باز با هدف تامین نیازهای کاربران انجام می شود، لذا درک و شناخت ویژگی های فردی سرمایه گذاران است به عنوان یک پیشایند موثر بر پذیرش سرمایه گذاری های موبایلی ضروری است. به علاوه به منظور افزایش اعتماد سرمایه گذاران و ارائه خدمات بهتر به آنان، تدوین مقرراتی در صنعت فناوری های مالی درخصوص به کارگیری موبایل برای اهداف سرمایه گذاری ضروری است. درنهایت، فناوری های موبایلی می تواند به سرمایه گذاران حقیقی در دسترسی آسان تر به تراکنش ها و مدیریت پرتفوی کمک نماید.
۸۱۳۵.

ارائه چارچوبی برای شناسایی و تحلیل مهم ترین روندهای تحقیقاتی زنجیره تأمین کشاورزی هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۰
هدف: زنجیره تأمین هوشمند در بخش کشاورزی به عنوان یکی از محورهای اصلی توسعه پایدار و بهره وری منابع در جهان معاصر مطرح است. افزایش تقاضای محصولات کشاورزی، محدودیت منابع طبیعی و ضرورت کاهش ضایعات، نیاز به به کارگیری فناوری های نوین و دیجیتال سازی فرآیندهای زنجیره تأمین را بیش از پیش آشکار ساخته است. در این راستا، شناسایی روندهای پژوهشی کلیدی و اولویت دار در حوزه کشاورزی هوشمند و زنجیره تأمین هوشمند، می تواند مسیر توسعه علمی و عملی را هموار ساخته و به اتخاذ تصمیم های مدیریتی مبتنی بر داده کمک کند. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی مهم ترین روندهای پژوهشی مرتبط با زنجیره تأمین هوشمند در بخش کشاورزی است.روش شناسی: برای دستیابی به این هدف، پژوهش حاضر از رویکرد کمی چندگانه بهره گرفته است. داده های پژوهش از طریق مرور نظام مند ادبیات علمی و پرسشنامه های خبره سنجی جمع آوری شدند. در گام نخست، روندهای پژوهشی از مطالعات منتشرشده در حوزه کشاورزی هوشمند و زنجیره تأمین هوشمند استخراج و ۳۰ روند اولیه شناسایی شد. سپس با مشارکت ۱۰ نفر از خبرگان دانشگاهی و حرفه ای، این روندها با استفاده از تکنیک دلفی فازی پالایش و غربال گری شدند، به گونه ای که تنها روندهایی با عدد دیفازی بالاتر از ۰٫۷ برای مرحله بعدی باقی ماندند و ۹ روند کلیدی انتخاب شد. در گام بعد، این روندها بر اساس سه شاخص مهم شامل تکرار در مقالات مروری، سطح تأثیر فناورانه و جهت گیری آینده پژوهی با استفاده از روش مارکوس تحلیل و رتبه بندی شدند. وزن شاخص ها در این تحلیل برابر در نظر گرفته شد و داده ها به صورت خطی نرمال سازی و در ماتریس نرمال موزون وارد شدند تا میزان مطلوبیت و اولویت هر روند به صورت کمی تعیین گردد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که پنج روند پژوهشی در صدر اولویت ها قرار دارند: ادغام هوش مصنوعی توضیح پذیر با بلاک چین برای تصمیم گیری و امنیت، استفاده از یادگیری ماشین برای بهینه سازی جریان کالا و کاهش ضایعات، ترکیب داده های حسگری و کلان داده برای پیش بینی تولید و مصرف، گسترش اینترنت اشیا در مدیریت زنجیره تأمین کشاورزی، و توسعه ردیابی و شفافیت زنجیره تأمین با بلاک چین. این روندها نه تنها بازتاب تحولات فناورانه کلیدی در کشاورزی هوشمند هستند، بلکه مسیرهای پژوهشی آینده و استراتژی های توسعه ای برای بهبود کارایی، شفافیت و پایداری زنجیره تأمین کشاورزی را مشخص می کنند.نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که تمرکز بر فناوری های داده محور و دیجیتال سازی فرآیندها می تواند موجب افزایش بهره وری، کاهش ضایعات، ارتقای پایداری و تقویت اعتماد میان ذی نفعان زنجیره تأمین شود. ادغام XAI با بلاک چین، استفاده از یادگیری ماشین و تحلیل داده های حسگری و کلان داده، و گسترش اینترنت اشیا و شفافیت زنجیره تأمین، ابزارهای کلیدی برای تحقق این اهداف هستند. یافته ها می توانند به پژوهشگران، مدیران و سیاست گذاران کمک کنند تا اولویت های تحقیقاتی و توسعه ای خود را به صورت علمی و مبتنی بر داده تعیین نمایند. با وجود محدودیت هایی از جمله حجم نمونه محدود خبرگان، تمرکز بر داده های انتشار یافته و ماهیت کمی تحلیل، این پژوهش پایه ای ارزشمند برای سیاست گذاری علمی، برنامه ریزی توسعه فناوری های نوین و انجام مطالعات آینده با نمونه های گسترده تر و تحلیل های ترکیبی کمی-کیفی فراهم می آورد. تحقیقات آتی می تواند به بررسی اثرات زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی پیاده سازی فناوری های هوشمند و طراحی چارچوب های پایدار و انسان محور برای مدیریت زنجیره تأمین کشاورزی بپردازد.
۸۱۳۶.

ارزیابی تطبیقی چارچوب های مدیریت تداوم کسب وکار (مورد مطالعه: پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۶
هدف: تداوم کسب وکار به معنای توانایی سازمان برای ادامه ارائه محصولات و خدمات حیاتی حتی در شرایط اختلال یا بحران است. این امر اهمیت ویژه ای در سازمان هایی دارد که وابسته به فناوری اطلاعات هستند و در هنگام مواجهه با بحران باید به سرعت به شرایط عادی بازگردند. پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) به عنوان سازمانی که بیشتر خدمات خود را در بستر فناوری اطلاعات ارائه می دهد، نیازمند طراحی و پیاده سازی چارچوب مدیریت تداوم کسب وکار (BCM) است تا در مواجهه با وقفه ها و بحران ها از انعطاف پذیری و کارآمدی لازم برخوردار باشد. این پژوهش با هدف ارزیابی و مقایسه چارچوب های معتبر مدیریت تداوم کسب وکار، به دنبال انتخاب بهترین چارچوب برای ایرانداک است.روش: این پژوهش در سه گلم اصلی انجام شده است. در گام نخست، پیشینه پژوهش و چارچوب های معتبر مدیریت تداوم کسب وکار مورد بررسی قرار گرفت تا شاخص ها و معیارهای مهم شناسایی شود. در گام دوم، چارچوب ارزیابی تطبیقی با تمرکز بر 36 معیار پایه و تطبیقی طراحی شد. در گام سوم، سه چارچوب اصلی مدیریت تداوم کسب وکار یعنی ایزو 22301: 2019، کوبیت 2019: مدیریت تداوم و ITIL-ITSCM با استفاده از روش های آنتروپی شانون (برای محاسبه وزن معیارها) و تاپسیس گروهی (برای رتبه بندی چارچوب ها) ارزیابی و مقایسه شدند. این سه چارچوب بر اساس معیارهای مرتبط با نیازهای خاص ایرانداک مورد بررسی قرار گرفتند تا مشخص شود کدام یک از آنها بهترین تطابق را با وضعیت این سازمان دارد.یافته ها: مبتنی بر دو گام نخست، چارچوب ارزیابی تطبیقی شامل چارچوب ارزیابی تطبیقی شامل 36 معیار پایه و تطبیقی (شامل تعیین نیازهای تداوم، راهبرد تداوم کسب وکار، تدوین سیاست های تداوم، تعیین اهداف و اولویت ها، تعیین مرزها و مسئولیت ها، تعهد مدیران، مشارکت فرهنگی مدیریت تداوم، تحلیل ریسک، تحلیل اثر کسب وکار، ارزیابی احتمال وقوع بحران، طرح بازیابی فاجعه/ بحران، توسعه طرح های اضطراری، راه اندازی فرآیندهای تداوم، تدوین دستورالعمل های عملیاتی، تست طرح تداوم کسب وکار، تجربه ی پیشین در مواجهه با حوادث، اطلاعات مورد نیاز برای طرح تداوم، استفاده از فناوری در تداوم، مدیریت امور مالی، تعامل با ارگان های مرتبط، مدیریت تأمین کنندگان، مدیریت منابع انسانی، تبلیغ، آگاهی رسانی و آموزش، تخصیص منابع، تدوین گزارش های دوره ای، بازبینی تداوم کسب وکار، مدیریت حقوقی، انطباق اندازه سازمان هدف، انطباق سطح کاربری، انطباق سطح مهارت مورد نیاز، سطح پشتیبانی از زبان فارسی و زبان های رایج، میزان سازگاری با استانداردها و مستندات پایه، پوشش تعاریف و اصطلاحات، سرعت، سهولت استفاده، و فرآیند روشن و شفاف مراحل) بدست آمد. نتایج گام سوم نیز نشان داد که از میان سه چارچوب مورد بررسی، استاندارد ایزو 22301: 2019 به عنوان منطبق ترین چارچوب با نیازهای خاص ایرانداک شناسایی شد. این چارچوب به ویژه در مدیریت وقفه ها و بازگرداندن خدمات به حالت عادی به طور سریع و کارآمد موثر است. همچنین، ایزو 22301 با استانداردهای بین المللی و مستندات جامع تطابق داشته و پوشش مناسبی برای نیازهای زبانی و فرهنگی سازمان ارائه می دهد.نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که انتخاب چارچوب مناسب مدیریت تداوم کسب وکار، برای اطمینان از حفظ عملیات حیاتی و حفاظت از منافع سازمانی در زمان بحران ها امری حیاتی است. همچنین مدیران باید اهمیت مدیریت تداوم کسب وکار را در حصول اطمینان از تداوم عملیات حیاتی و حفاظت از منافع سازمانی در طول بحران ها تشخیص دهند. نتایج بیانگر آنست که انتخاب یک چارچوب مدیریت تداوم کسب وکار مناسب، مانند ایزو 22301: 2019، باید بر اساس ارزیابی کامل الزامات، اندازه و قابلیت های خاص سازمان باشد. انتخاب استاندارد ایزو 22301: 2019 به عنوان چارچوب پیشنهادی برای ایرانداک، به دلیل انطباق بالای آن با نیازهای این سازمان، می تواند به بهبود توانایی ایرانداک در مدیریت وقفه ها و بحران ها کمک کند. همچنین، اهمیت داشتن یک چارچوب مدیریت تداوم کسب وکار در کاهش هزینه ها، حفظ اعتبار سازمان و افزایش سرعت بازیابی پس از بحران به وضوح در نتایج این پژوهش نمایان است. نتایج پژوهش کاربردی بودن روش ارزیابی تطبیقی و رویکرد تصمیم گیری چندمعیاره برای رتبه بندی چارچوب ها را تأیید می کند. در انتها نیز با توجه به محدودیت های پژوهش، پیشنهادهایی در خصوص 1- انجام مطالعات مشابه در سایر سازمان ها یا صنایع برای تایید یافته ها و ارزیابی کاربرد رویکرد پیشنهادی در زمینه های مختلف؛ 2- بررسی ادغام مدیریت تداوم کسب وکار با سایر سیستم های مدیریتی؛ 3- بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی، رهبری و مشارکت کارکنان بر اجرای موفقیت آمیز و پذیرش چارچوب های تداوم کسب وکار؛ و 4- پژوهش به منظور طراحی چارچوب های ارزیابی جامع تر و کمی برای چارچوب های مدیریت تداوم کسب وکار با در نظر گرفتن معیارهای مکمل دیگر ارائه شده است.
۸۱۳۷.

پیکره متون زبان طبیعی(طراحی، ساخت و مدیریت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۷
با توجه به نقش پیکره‏ها در حوزه‏های مطالعاتی گوناگون و لزوم ساخت یک پیکره عمومی برای افزایش کارایی و اثربخشی در پردازش‏هایی که مستلزم بهره‏جویی و استفاده از متن زبان طبیعی است، هدف این مطالعه تمرکز بر طراحی و ساخت خودکار پیکره متون زبان طبیعی و نرم‏افزاری برای مدیریت آن است. در این پژوهش از روش مبتنی ‌بر فناوری برای ساخت پیکره تک-زبانه و به ‌زبان فارسی استفاده شده است. این پیکره به‌صورت خودکار و با گردآوری داده‏های وبی تولیده شده و منابع آن را متون خبری مندرج در خبرگزاری‏های فارسی‌زبان تشکیل داده است. در این مطالعه پیکره‏ای از متون زبان طبیعی به ‌زبان فارسی ساخته شده است. با توجه به خودکار بودن فرایند ساخت پیکره، نرم‏افزاری برای مدیریت آن،‌ چه در مرحله ساخت و چه در مرحله استخراج اطلاعات نیاز است که در این مطالعه طراحی، ساخته و پیاده‏سازی شده است. ساخت پیکره‏ای عمومی از متون زبان طبیعی، برای اهداف پژوهشی گوناگون کاربرد دارد و روش پیشنهادی و استفاده از ابزارهای معرفی‌شده در این مطالعه می‏تواند ساخت پیکره را تسهیل کند. همچنین طراحی نرم‏افزاری برای مدیریت پیکره، صرفه‏جویی در زمان و هزینه ساخت را به ‌همراه خواهد داشت و امکان استخراج اطلاعات از آن را فراهم خواهد آوُرد.
۸۱۳۸.

الگوی بومی مدیریت بحران در مراکز فرهنگی با رویکرد مدیریت دانش "مطاله موردی: (موزه، کتابخانه و مرکز اسناد) وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در فلات مرکزی ایران"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۰
هدف: پژوهش حاضر به ارائه الگوی مدیریت بومی برای مدیریت بحران در مراکز فرهنگی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی فلات مرکزی ایران بر اساس مدیریت دانش عینی و ضمنی مسئولین مراکز جامعه آماری اکه آنها به منظور حفاظت، نگهداری و نمایش آثار در این اماکن استفاده می شود. روش پژوهش ترکیبی است (نظریه زمینه ای در بخش کیفی و پیمایشی-تحلیلی در بخش کمی).روش: جامعه پژوهش در بخش کیفی متخصصان مدیریت بحران و مدیران مراکز فرهنگی مورد نظر هستند. نمونه گیری انجام شده و جامعه در بخش کمی 80 نفر از مدیران مراکز فرهنگی مورد نظر هستند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته و پرسش نامه است. یافته ها: نتایج حاکی از آن است که در سه حوزه قبل، هنگام و پس از بحران، مشکلات و موانع فراوانی درباره اجرای مدیریت بحران وجود دارد. بیشتر مسئولان از شرایط نامطلوب مدیریت بحران ناراضی بودند. نبود آموزش های لازم و مستمر درباره مدیریت بحران برای مدیران و کارکنان مراکز فرهنگی، نبود پوشش بیمه ساختمان و مجموعه آثار مراکز، نداشتن برنامه کنترل بحران، نبود ارتباط مؤثر و مستمر با افراد و سازمان های متخصص و خدمات تخصصی آنها در حوزه مدیریت بحران، پیش بینی نکردن بودجه لازم در این باره و نداشتن دانش و مهارت کافی در این حوزه از جمله مشکلات و موانعی بود که پس از تجزیه و تحلیل این سؤال به دست آمد. یکی از مشکلات اساسی علاوه بر منابع مالی، انسانی، اداری و ساختاری، نبود الگویی مناسب به ویژه براساس اقلیم کشور است. الگوی مدیریت بحران به عنوان نقشه راه و مشخص کردن مسیر راه برای برنامه ریزی مناسب در سه حوزه پیشگیری، در وضعیت بحران و بعد از بحران بسیار مهم است. در این پژوهش پس از بررسی وضعیت تمام موارد مورد نیاز در مراکز فلات مرکزی ایران به ارائه الگوی مناسب براساس اقلیم منطقه الگویی در سه حوزه پیشگیری، در وضعیت بحران و بعد از بحران ارائه شده است. موزه ها، کتابخانه و مراکز اسناد نقشی حیاتی در روند توسعه پژوهش، حفظ، نگهداری تاریخ و پیشینه هر جامعه دارند؛ از این رو باید الگوی بومی مدیریت بحران را در اساسنامه خود بگنجانند. اولویت اول پیشگیری از بحران های طبیعی، بشرساخت و فجایع صنعتی را کنترل می کنند تا حداقل آسیب را به دنبال داشته باشد و سپس مدیریت هنگام بحران و حفظ و نگهداری بنا و آثار و مدیریت پس از بحران مرمت جابه جایی و انبارکردن آثار و هماهنگی بین مدیریت بحران های درون سازمانی و برون سازمانی است. نتایج: نتایج این پژوهش ارائه الگویی برای ایجاد نظم در روند مدیریت بحران و رسیدن به بهترین نتیجه است؛ به ویژه زمانی که بحران دو عنصر اساسی نیروی انسانی و میراث فرهنگی را هدف قرار داده باشد.چنان که در الگوی ارائه شده در پژوهش نیز به ایجاد انگیزش در کارمندان برای اجرای مدیریت بحران تأکید شده است. این الگو بیانگر آن است که هر چه «بعد فرصت های انگیزشی» و «بعد قوانین و مقررات» افزایش یابد و برنامه های مدیریتی باید در جهتی طراحی شوند که حداقل آسیب با توانمندی های موجود در مجموعه های فرهنگی وارد شده و برای زمان بحران، توانمندی هایی را جهت عبور از بحران پیش بینی و از قبل ذخیره سازی نمایند. بدون شک، پیشنهاد طرح مدیریت در شرایط بحران ناشی از انواع بلایای طبیعی و غیرطبیعی برای مراکز فرهنگی گامی در جهت حفاظت از این میراث ارزشمند تاریخی و فرهنگی است. پراکنده کاری بخش های مختلف یک سازمان و سازمان های مختلف در پی بروز بحران باعث بی نظمی و عدم توانایی در مدیریت بحران است.در این راستا با استفاده مدیریت دانش، تجربیات داخلی و خارجی و استاندارهای بین المللی و ارائه آن در قالب الگوی مدیریت بحران برای مدیران ارشد و میانی سازمان تحت پوشش آن ها، این امکان را فراهم می کند تا که در سیاست گذاری های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت در حوزه مدیریت بحران، از نتایج این پژوهش استفاده شود.نتایج حاصل از پژوهش حاضر، بهتر است مدیران مراکز با توجه به این که بالاترین مسئولیت در زمینه پژوهش و توسعه تحقیق را بر عهده دارند، اصول و الگوی بومی مدیریت بحران را در آیین نامه خود بگنجانند و به پیشگیری و کنترل بحران های مختلف بپردازند و انگیزه لازم برای اجرای آن را در میان کارمندان خود ایجاد کنند.
۸۱۳۹.

ارائه چارچوب برای شناسایی تحلیل عوامل مؤثر بر موفقیت های کسب وکارهای دانش بنیان با تمرکز بر فرایندهای مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۶
هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوب برای شناسایی تحلیل عوامل مؤثر بر موفقیت های کسب وکارهای دانش بنیان با تمرکز بر فرایندهای مدیریت دانش است. پژوهش حاضر ازنظر روش کمی و به لحاظ هدف کاربردی است. در پژوهش حاضر از روش دلفی فازی و مارکوس برای تحلیل داده ها، استفاده شد. جامعه پژوهش حاضر متشکل از متخصصان درزمینه مدیریت دانش، اقتصاد و حوزه کسب وکار دانش بنیان است؛ و 13 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده در این مطالعه، مصاحبه و پرسش نامه (پرسش نامه خبره سنجی و پرسش نامه روش مارکوس) هستند. عوامل از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان مدیریت دانش، 43 عامل شناسایی شد که بعد از غربال دلفی فازی به 27 مؤلفه نهایی رسید؛ و غربال شاخص های استخراجی با توزیع پرسش نامه های خبره سنجی و برای غربال عوامل از روش دلفی فازی استفاده شد. نتایج نشان داد که هدف گذاری و برنامه ریزی مشخص، نه تنها مسیر و جهت گیری کسب وکارها را تعیین بلکه به ایجاد تمرکز و انگیزه در گروه ها مؤثر است و سیاست گذاری، حکمرانی تعریف ساختارها و فرایندهای لازم برای مدیریت دانش سبب بهبود ارتباطات داخلی و تعامل با ذی نفعان می شود. علاوه بر این، فرهنگ سازمانی مثبت و حمایتی، زمینه ساز اشتراک و تبادل دانش است و اعضای گروه در محیطی امن و خلاقانه به فعالیت می پردازند. فرهنگ نوآوری و خلاقیت نیز به تحریک ایده های جدید و ایجاد فضای مناسب برای آزمون وخطا است و درنهایت، هم افزایی بین این عوامل به ایجاد یک اکوسیستم دانش بنیان تبدیل می شود که در آن نوآوری، همکاری و یادگیری مداوم محور فعالیت ها است.
۸۱۴۰.

ایستایی یا پویایی؟: چالش های روزآمدسازی و پیاده سازی سازماندهی دانش در ایران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۶
تحولات شتابان فناوری های دیجیتال، وب معنایی و هوش مصنوعی، سازماندهی دانش را در سطح جهانی وارد مرحله ای تازه از بازاندیشی مفهومی، فناورانه و نهادی کرده است. در ایران، این حوزه در عین برخورداری از پیشینه ای ارزشمند و سرمایه انسانی قابل توجه، با نوعی ایستایی ساختاری و عملیاتی در مواجهه با این تحولات روبه روست. این سرمقاله با نگاهی تحلیلی و انتقادی، مهم ترین چالش های روزآمدسازی و پیاده سازی سازماندهی دانش در کشور را بررسی می کند؛ چالش هایی که از ضعف در به روزرسانی دانش و مهارت های تخصصی، مقاومت در برابر فناوری های نو، کاستی در اجرای استانداردهای پیشین، فقدان سیاست ها و اسناد بالادستی منسجم، نارسایی در بومی سازی معناشناختی، نگرش تقلیل گرایانه به نقش سازماندهی دانش، تا ضعف زیرساخت های فناورانه و نرم افزاری را دربرمی گیرد. استدلال اصلی این نوشتار آن است که تداوم این وضعیت، مانع ایفای نقش راهبردی سازماندهی دانش در حکمرانی داده، تصمیم سازی کلان و توسعه زیست بوم داده ای کشور خواهد شد. سرمقاله بر ضرورت ارتقای سازماندهی دانش از یک فعالیت صرفاً فنی به مسئله ای راهبردی ملی، تقویت اراده نهادی، همگرایی سیاستی، بومی سازی آگاهانه استانداردها و مشارکت فعال جامعه حرفه ای تأکید کرده و آن را پیش شرط گذار از ایستایی به پویایی در این حوزه می داند.تقویت بعد نظری این حوزه در سطح فعالیت های آموزشی و پژوهشی، و کسب مهارت ها و دانش کاربردی برای پیاده سازی و روزآمدسازی سیستم های سازماندهی دانش راهگشا خواهد بود. برآورده شدن این مهم نیاز به اراده ملی، و هم افزایی تلاش های فردی و سازمانی در قالب تشکیل کمیته ها و کارگروه های تخصصی با حضور پژوهشگران و حرفه مندان این حوزه است. امید می رود که در آینده نزدیک شاهد تحولات و تغییرات کاربردی و اجرایی یکپارچه، عمیق، جدی و مداوم در این حوزه باشیم .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان