الگوی بومی مدیریت بحران در مراکز فرهنگی با رویکرد مدیریت دانش "مطاله موردی: (موزه، کتابخانه و مرکز اسناد) وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در فلات مرکزی ایران"(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به ارائه الگوی مدیریت بومی برای مدیریت بحران در مراکز فرهنگی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی فلات مرکزی ایران بر اساس مدیریت دانش عینی و ضمنی مسئولین مراکز جامعه آماری اکه آنها به منظور حفاظت، نگهداری و نمایش آثار در این اماکن استفاده می شود. روش پژوهش ترکیبی است (نظریه زمینه ای در بخش کیفی و پیمایشی-تحلیلی در بخش کمی).روش: جامعه پژوهش در بخش کیفی متخصصان مدیریت بحران و مدیران مراکز فرهنگی مورد نظر هستند. نمونه گیری انجام شده و جامعه در بخش کمی 80 نفر از مدیران مراکز فرهنگی مورد نظر هستند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته و پرسش نامه است. یافته ها: نتایج حاکی از آن است که در سه حوزه قبل، هنگام و پس از بحران، مشکلات و موانع فراوانی درباره اجرای مدیریت بحران وجود دارد. بیشتر مسئولان از شرایط نامطلوب مدیریت بحران ناراضی بودند. نبود آموزش های لازم و مستمر درباره مدیریت بحران برای مدیران و کارکنان مراکز فرهنگی، نبود پوشش بیمه ساختمان و مجموعه آثار مراکز، نداشتن برنامه کنترل بحران، نبود ارتباط مؤثر و مستمر با افراد و سازمان های متخصص و خدمات تخصصی آنها در حوزه مدیریت بحران، پیش بینی نکردن بودجه لازم در این باره و نداشتن دانش و مهارت کافی در این حوزه از جمله مشکلات و موانعی بود که پس از تجزیه و تحلیل این سؤال به دست آمد. یکی از مشکلات اساسی علاوه بر منابع مالی، انسانی، اداری و ساختاری، نبود الگویی مناسب به ویژه براساس اقلیم کشور است. الگوی مدیریت بحران به عنوان نقشه راه و مشخص کردن مسیر راه برای برنامه ریزی مناسب در سه حوزه پیشگیری، در وضعیت بحران و بعد از بحران بسیار مهم است. در این پژوهش پس از بررسی وضعیت تمام موارد مورد نیاز در مراکز فلات مرکزی ایران به ارائه الگوی مناسب براساس اقلیم منطقه الگویی در سه حوزه پیشگیری، در وضعیت بحران و بعد از بحران ارائه شده است. موزه ها، کتابخانه و مراکز اسناد نقشی حیاتی در روند توسعه پژوهش، حفظ، نگهداری تاریخ و پیشینه هر جامعه دارند؛ از این رو باید الگوی بومی مدیریت بحران را در اساسنامه خود بگنجانند. اولویت اول پیشگیری از بحران های طبیعی، بشرساخت و فجایع صنعتی را کنترل می کنند تا حداقل آسیب را به دنبال داشته باشد و سپس مدیریت هنگام بحران و حفظ و نگهداری بنا و آثار و مدیریت پس از بحران مرمت جابه جایی و انبارکردن آثار و هماهنگی بین مدیریت بحران های درون سازمانی و برون سازمانی است. نتایج: نتایج این پژوهش ارائه الگویی برای ایجاد نظم در روند مدیریت بحران و رسیدن به بهترین نتیجه است؛ به ویژه زمانی که بحران دو عنصر اساسی نیروی انسانی و میراث فرهنگی را هدف قرار داده باشد.چنان که در الگوی ارائه شده در پژوهش نیز به ایجاد انگیزش در کارمندان برای اجرای مدیریت بحران تأکید شده است. این الگو بیانگر آن است که هر چه «بعد فرصت های انگیزشی» و «بعد قوانین و مقررات» افزایش یابد و برنامه های مدیریتی باید در جهتی طراحی شوند که حداقل آسیب با توانمندی های موجود در مجموعه های فرهنگی وارد شده و برای زمان بحران، توانمندی هایی را جهت عبور از بحران پیش بینی و از قبل ذخیره سازی نمایند. بدون شک، پیشنهاد طرح مدیریت در شرایط بحران ناشی از انواع بلایای طبیعی و غیرطبیعی برای مراکز فرهنگی گامی در جهت حفاظت از این میراث ارزشمند تاریخی و فرهنگی است. پراکنده کاری بخش های مختلف یک سازمان و سازمان های مختلف در پی بروز بحران باعث بی نظمی و عدم توانایی در مدیریت بحران است.در این راستا با استفاده مدیریت دانش، تجربیات داخلی و خارجی و استاندارهای بین المللی و ارائه آن در قالب الگوی مدیریت بحران برای مدیران ارشد و میانی سازمان تحت پوشش آن ها، این امکان را فراهم می کند تا که در سیاست گذاری های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت در حوزه مدیریت بحران، از نتایج این پژوهش استفاده شود.نتایج حاصل از پژوهش حاضر، بهتر است مدیران مراکز با توجه به این که بالاترین مسئولیت در زمینه پژوهش و توسعه تحقیق را بر عهده دارند، اصول و الگوی بومی مدیریت بحران را در آیین نامه خود بگنجانند و به پیشگیری و کنترل بحران های مختلف بپردازند و انگیزه لازم برای اجرای آن را در میان کارمندان خود ایجاد کنند.