فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۷۸۱ تا ۴٬۸۰۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
راهکارهای افزایش اثر بخشی دروس سازماندهی مواد از دیدگاه دانشجویان کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی و کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه های اصفهان و علوم پزشکی اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مجموعه منابع کتابخانه باید براساس روش های متعارف و استانداردهای جهانی، فهرست نویسی و سازماندهی شود تا به نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان کتابخانه به شکل مطلوب پاسخ داده شده، و دستیابی سریع به منابع کتابخانه ای میسر شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهکارهای افزایش اثر بخشی دروس سازماندهی مواد از دیدگاه دانشجویان کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی و کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه های اصفهان و علوم پزشکی اصفهان انجام شد.
روش بررسی: روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و نوع مطالعه کاربردی بوده است. جامعه آماری پژوهش، 154 نفر از دانشجویان نیم سال دوم تا هفتم کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی و کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه های اصفهان و علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 1390- 1391 خورشیدی است که 87 نفر به عنوان نمونه آماری متناسب با حجم انتخاب شدند. جهت نمونه گیری از روش طبقه ای تصادفی استفاده شد. برای نیل به اهداف تحقیق از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. به منظور تعیین روایی ابزار، پرسشنامه مذکور بین 4 نفر از متخصصین این حوزه توزیع و روایی آن بررسی گردید. برای تعیین پایایایی پرسشنامه ازCrunch's alpha استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و در سطح آمار توصیفی از فراوانی، درصد، میانگین، و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از آزمون های t تک نمونه ای (جهت بررسی معنادار بودن تفاوت بین میانگین نمونه ها) و t2 هتلینگ (جهت بررسی معنادار بودن اختلاف میانگین بین متغیرها) استفاده شد.
یافته ها: بر اساس t مشاهده شده (001/Sig= )، میزان کلیه مولفه ها بیش تر از سطح متوسط بود. ضمنا نتایج حاصله از t2 هتلینگ نشان داد که میزان تاثیر مولفه بهبود مهارت های حرفه ای و توانایی های تخصصی استادان (15/4) بیشتر از سایر مولفه ها و میزان تاثیر مولفه فراهم آوری امکانات و تسهیلات (79/3) کمتر از سایر مولفه ها بوده است.
نتیجه گیری: دروس سازماندهی مواد صرف تدریس در محیط های آموزشی، نمی توانند آنگونه که باید تاثیرگذار باشند. برای تاثیرگذاری مطلوب این دروس، لازم است عوامل گوناگون مانند بهبود مهارت های حرفه ای و توانایی های تخصصی استادان، محتوای دروس سازماندهی مواد با توجه به نیازها و علایق دانشجویان، و فراهم آوری امکانات و تسهیلات را در نظر گرفت.
رابطه سبک های فرزندپروری و گرایش به مطالعه در نوجوانان (مطالعه موردی: دبیرستان های تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش تعیین رابطه سبک های فرزندپروری والدین و گرایش به مطالعه در نوجوانان دبیرستان های شهر تهران است. روش: این پژوهش به روش پیمایشی تحلیلی اجرا شده است. جامعه پژوهش دانش آموزان مناطق مختلف آموزش و پرورش شهر تهران بود. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری خوشه ای در سه مرحله استفاده شد و در مرحله آخر نمونه گیری، 200 نفر از دانش آموزان دختر و پسر و والدین آنها به پرسشنامه های میزان گرایش به مطالعه و سبک های فرزندپروری بامریند شامل سه بخش سبک سهل گیرانه، مقتدرانه، و مستبدانه پاسخ دادند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که سبک های فرزندپروری و روش های تربیتی والدین در گرایش به مطالعه در نوجوانان نقش دارند و رابطه معنی داری بین سبک فرزندپروری مقتدرانه و گرایش به مطالعه وجود دارد. همچنین رابطه مثبت معنی داری بین تحصیلات عالی والدین و سطح اقتصادی آنها با سبک فرزندپروری مقتدرانه مشاهده شد. اصالت/ارزش: از آنجایی که خانواده و الگوی تربیتی آن نقش مهمی در شکل گیری عادات و رفتارهای فرزندان دارد، به نظر می رسد تحول در شیوه های فرزندپروری بتواند به عنوان یکی از عوامل افزایش سرانه مطالعه مطرح شود.
تاریخی فارغ از سابقه
سنجش میزان تاثیر عوامل موثر بر شکل گیری رفتار اشتراک دانش از دیدگاه دانشجویان (مطالعه موردی: دانشگاه فردوسی مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مطالعه حاضر به منظور شناسایی مهمترین عوامل موثر بر شکل گیری رفتار اشتراک دانش در بین دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد و در راستای سنجش میزان تاثیر این عوامل بر رفتار اشتراک دانش آنها انجام شد. پژوهش حاضر تلاش نموده است تا ضمن شناسایی و استخراج عمده ترین عوامل موثر بر رفتار اشتراک دانش در بین دانشجویان، نوع روابط حاکم بین عناصر موثر بر آن را مشخص کند. روش شناسی: این پژوهش با روش «توصیفی- پیمایشی» و بر پایه آزمون برخی از عوامل موثر بر رفتار اشتراک دانش در بین دانشجویان کارشناسی دانشگاه فردوسی مشهد انجام گرفت. برای این منظور، پس از استخراج برخی از مهمترین عوامل موثر بر رفتار اشتراک دانش بر پایه مطالعه اکتشافی، فرم نظر سنجی تدوین و بر مبنای نظرات کسب شده از ۱۸ نفر از خبرگان این حوزه، با استفاده از آزمون فریدمن عمده ترین عوامل موثر بر رفتار اشتراک دانش شناسایی و استخراج شد. سپس الگوی مفهومی پژوهش طراحی و پس از تعیین روایی و پایایی پرسشنامه محقق ساخته ، با استفاده از روش نمونه برداری تصادفی طبقه ای، تعداد ۳۹۰ پرسشنامه توزیع گردید که ۳۷۱ پرسشنامه مبنای تحلیل داده ها قرار گرفت. برای آزمون الگوی پیشنهادی پژوهش و تحلیل داده ها از نرم افزار لیزرل و از روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون فریدمن نشان داد که بر پایه نظر خبرگان؛ ارزش درک شده، انگیزش، سهولت درک شده و اعتماد عمده ترین عوامل موثر بر رفتار اشتراک دانش است. این عوامل در کنار دو عامل «نگرش به اشتراک دانش» و «قصد رفتاری» الگوی اولیه پژوهش را شکل داد. در این پژوهش، ۶ فرضیه مورد بررسی و آزمون قرار گرفت. از مجموع ۶ فرضیه طراحی شده در این پژوهش، ۱ فرضیه مورد تایید قرار نگرفت. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که ارزش درک شده بر قصد اشتراک دانش تاثیر مستقیم و معنی داری دارد. همچنین، نتایج نشان دهنده تاثیر مستقیم و معنی دار انگیزش بر نگرش و قصد اشتراک دانش بود. افزون بر این، تاثیر سهولت درک شده بر نگرش و قصد اشتراک دانش اثبات گردید. نگرش و قصد اشتراک دانش نیز به صورت مستقیم و معنی داری رفتار اشتراک دانش را شکل دادند. بحث و نتیجه گیری: در یک جمع بندی کلی از متغیرهای مورد مطالعه می توان گفت که اعتماد، انگیزش، نگرش و قصد اشتراک دانش به عنوان متغیرهای مهم و تاثیر گذاری در تحقق رفتار اشتراک دانش دانشجویان ایفای نقش می کنند و برای بروز و توسعه این رفتار باید مورد توجه ویژه ای قرار گیرند. از این رو، دانشگاه ها در صورتی که بخواهند فرایند اشتراک دانش را توسعه داده و سهم بیشتری از اشتراک علمی در درون دانشگاه را به دست آورند بایستی به اعتماد، انگیزش و نگرش دانشجویان به فرایند اشتراک دانش بیش از پیش توجه کنند. در واقع، رفتار اشتراک دانش دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد اگر چه متاثر از کلیه عوامل مورد بررسی در این پژوهش بود لیکن میزان اعتماد، انگیزه آنها به اشتراک دانش، نگرش و قصد آنها به اشتراک دانش از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در چارچوب نتایج الگوی نهایی این پژوهش، نه تنها توجه به اعتماد، انگیزش، نگرش مثبت و قصد اشتراک دانش ضروری است، بلکه لازم است تا افزون بر توجه به توسعه ارزش درک شده از اشتراک دانش، بایسته ها و ملزومات زیرساختی اشاعه و اشتراک دانش تولید شده به منظور تسهیل این فرایند نیز وجود داشته باشد.
بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش در کتابخانه های عمومی شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی رابطه بین فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش درکتابخانه های عمومی شهر کرمانشاه انجام گرفته است.
روش : روش پژوهش حاضر پیمایشی و از نظر نوع هدف کاربردی است. ابزار گردآوری داده ها برای اندازه گیری هر یک از متغیر های پژوهش شامل دو پرسشنامه فرهنگ سازمانی دنیسون و پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش لاوسون است. جامعه آماری این پژوهش بر اساس آخرین آمار تا پایان خرداد ماه سال 1393 شامل 85 نفر کتابدار شاغل در کتابخانه های عمومی شهر کرمانشاه بود. لذا، از روش سرشماری به جای نمونه گیری استفاده شد و در نهایت نیز 82 پرسشنامه جمع آوری گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است که در سطح آمار توصیفی از شاخص هایی نظیر فراوانی، میانه، میانگین و در آمار استنباطی از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t برای تک نمونه ای و آزمون نرمال بودن داده های کلموگروف اسمیرنف جهت پیروی داده ها از نرمال بودن استفاده شد.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که در مجموع وضعیت فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش در کتابخانه های عمومی شهر کرمانشاه در حد متوسط می باشد و بین فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین بین مؤلفه های مشارکت، سازگاری، مأموریت و یکپارچگی و مدیریت دانش رابطه معنی داری وجود دارد. در نهایت نیز بین فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش، بر پایه متغیرهای جمعیت شناختی مطرح شده در پژوهش (جنسیت، سن، میزان تحصیلات، سابقه خدمت کتابداران، نوع سازمان، نوع فعالیت در کتابخانه، رشته تحصیلی، میزان آشنایی با اینترنت و میزان آشنایی با رایانه) تفاوت معنی داری مشاهده نگردید.
اصالت/ارزش: این مقاله با بررسی تک تک مؤلفه های فرهنگ سازمانی و سنجش رابطه بین آنها با مدیریت دانش دامنه پژوهش را گسترده نموده است و تا به حال پژوهشی با این عنوان در استان کرمانشاه انجام نگرفته است.
آشفتگی واژگان در منابع مرجع حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:بررسی میزان آشفتگی واژگان مدیریت اطلاعات در میان منابع مرجع این حوزه (سرعنوان های موضوعی فارسی، اصطلاحنامه اصفا، فرهنگ توصیفی واژگان اطلاع رسانی و حوزه های وابسته، و اصطلاحنامه ASIS). روش شناسی:این مطالعه به روش تحلیل محتوا انجام شد. به منظور جمع آوری داده ها واژه های Information management، Information، و Information retrieval و تمام واژه های فرامتن آنها در واژه نامه اُدلیس جستجو شد و معادل های فارسی آنها در میان چهار منبع مرجع مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها:در میان منابع مرجع بیشترین شباهت ها میان فرهنگ توصیفی واژگان اطلاع رسانی و حوزه های وابسته با اصطلاحنامه ASIS (88/55%) و بیشترین تفاوت ها میان فرهنگ توصیفی با اصطلاحنامه اصفا (3/85%) وجود داشته است. نتیجه گیری:از آنجا که منابع مرجع علم اطلاعات و دانش شناسی مورد استفاده صاحب نظران و پژوهشگران این حوزه قرار می گیرند باید از یکدستی بیشتری برخوردار باشند تا منجر به سردرگمی، کج فهمی ها، و سوء تفاهمات نشود.
چگونه وب سایت ها اجتماعی شدن کودکان را تسهیل می کنند؟ رویکردی پیاژه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: کودکان در نیم دوره عملیات عینی به تدریج اجتماعی می شوند. این امر در بستر تعامل، با کاهش خودمیان بینی، افزایش تمرکززدایی و شکل دادن به هویت (تعلق خاطر) پدید می آید. پیاژه دست ورزی شیءها و تعامل با انسان ها را زمینه ساز تجربه فعال، پرورش دهنده اجتماعی شدن و درنتیجه رشد شناختی کودک می داند. وب سایت ها به عنوان شیءهای عینی با دربرداشتن امکانات لازم می توانند اجتماعی شدن کودکان را تسهیل نمایند.
روش: این پژوهش با رویکردی آمیخته، تحلیل محتوای کیفی و کمی را به خدمت گرفته تا ضمن ساختن ابزار سنجش، به تحلیل این وب سایت ها بپردازد. یازده وب سایت فارسی موجود و سی وب سایت انگلیسی که به شیوه نظام مند از سیاهه بهترین وب سایت ها برای کودکان انتخاب شدند نمونه پژوهشی را شکل داد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که این نمونه در تسهیل اجتماعی شدن کودکان توانمندی بسیار کمی دارند. با وجود این، وبسایت های Disney, PBS, KOL به میزان بسیار زیادی از امکانات مورد انتظار برخوردار بودند. نتایج بدست آمده می تواند برای سایت های کودکان که با هدف رشد شناختی آنان طراحی می شوند، به کار رود. با وجود تاکید متون بر اهمیت همخوانی وب سایت ها با میزان رشد شناختی کودکان و نقشی که می توانند در تسهیل فرایند اجتماعی شدن داشته باشند، پژوهشی که ابزاری برای سنجش چنین همخوانی تدوین یا به کار برده باشد شناسایی نشد.
مروری بر گردهمائی ها
تحلیل شبکه اشتراک دانش و بررسی ارتباط آن با تجربه و تحصیلات در کتابداران دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگر منابع انسانی را به عنوان یکی از مهمترین منابع سازمان بدانیم، استفاده از دانش افراد سازمان می تواند مهمترین بهره از منابع انسانی باشد. از این این رو مدیریت و اشتراک دانش در سازمانها اهمیت بسیاری پیدا کرده است. کتابخانه ها نیز به عنوان سازمانهای خدمت محور و همچنین دانش بنیان از جمله سازمان هایی هستند که مشارکت و مدیریت دانش کتابداران از اهمیت بالایی برخوردار است. در این پژوهش سعی گردیده است تا میزان مشارکت کتابداران دانشگاه فردوسی مشهد در فرایند اشتراک دانش با استفاده از روش تحلیل شبکه اشتراک دانش مشخص گردد. مشخص نمودن درجه مرکزیت افراد در شبکه اشتراک دانش همچنین می تواند به تشخیص مولفه هایی که ممکن است در آن تاثیر داشته باشند کمک کند. در این پژوهش ضمن تعیین درجه مرکزیت افراد در شبکه اشتراک دانش، ارتباط آن با مدرک تحصیلی و سابقه کار آنان آزموده شد. برای تحلیل شبکه اشتراک دانش از نرم افزار UCINET6 استفاده گردیده است. درجه مرکزیت کل شبکه در این پژوهش 76/26% ارزیابی شده است که از نظر تحلیل شبکه اجتماعی درجه مرکزیت چندان بالایی نیست. نتایج به دست آمده نشان داد که برخلاف ارتباط معنادار میان مدرک تحصیلی و درجه مرکزیت افراد، سابقه کار با درجه مرکزیت اشتراک دانش افراد ارتباط معناداری ندارد. همچنین تفاوت معنادری نیز از نظر درجه مرکزیت آنان میان کتابداران زن و مرد کتابخانه های دانشگاه فردوسی مشهد وجود ندارد. درپایان بر اساس نتایج به دست آمده از این پژوهش برای افزایش درجه مرکزیت کتابدارن و یا به عبارت دیگر افزایش میزان اشتراک دانش آنان با کتابداران دیگر و همجنین افزایش درجه مرکزیت کل شبکه اشتراک دانش پیشنهاداتی ارائه گردید.