فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۷۸۱ تا ۴٬۸۰۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
سنجش میزان تاثیر عوامل موثر بر شکل گیری رفتار اشتراک دانش از دیدگاه دانشجویان (مطالعه موردی: دانشگاه فردوسی مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مطالعه حاضر به منظور شناسایی مهمترین عوامل موثر بر شکل گیری رفتار اشتراک دانش در بین دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد و در راستای سنجش میزان تاثیر این عوامل بر رفتار اشتراک دانش آنها انجام شد. پژوهش حاضر تلاش نموده است تا ضمن شناسایی و استخراج عمده ترین عوامل موثر بر رفتار اشتراک دانش در بین دانشجویان، نوع روابط حاکم بین عناصر موثر بر آن را مشخص کند. روش شناسی: این پژوهش با روش «توصیفی- پیمایشی» و بر پایه آزمون برخی از عوامل موثر بر رفتار اشتراک دانش در بین دانشجویان کارشناسی دانشگاه فردوسی مشهد انجام گرفت. برای این منظور، پس از استخراج برخی از مهمترین عوامل موثر بر رفتار اشتراک دانش بر پایه مطالعه اکتشافی، فرم نظر سنجی تدوین و بر مبنای نظرات کسب شده از ۱۸ نفر از خبرگان این حوزه، با استفاده از آزمون فریدمن عمده ترین عوامل موثر بر رفتار اشتراک دانش شناسایی و استخراج شد. سپس الگوی مفهومی پژوهش طراحی و پس از تعیین روایی و پایایی پرسشنامه محقق ساخته ، با استفاده از روش نمونه برداری تصادفی طبقه ای، تعداد ۳۹۰ پرسشنامه توزیع گردید که ۳۷۱ پرسشنامه مبنای تحلیل داده ها قرار گرفت. برای آزمون الگوی پیشنهادی پژوهش و تحلیل داده ها از نرم افزار لیزرل و از روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون فریدمن نشان داد که بر پایه نظر خبرگان؛ ارزش درک شده، انگیزش، سهولت درک شده و اعتماد عمده ترین عوامل موثر بر رفتار اشتراک دانش است. این عوامل در کنار دو عامل «نگرش به اشتراک دانش» و «قصد رفتاری» الگوی اولیه پژوهش را شکل داد. در این پژوهش، ۶ فرضیه مورد بررسی و آزمون قرار گرفت. از مجموع ۶ فرضیه طراحی شده در این پژوهش، ۱ فرضیه مورد تایید قرار نگرفت. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که ارزش درک شده بر قصد اشتراک دانش تاثیر مستقیم و معنی داری دارد. همچنین، نتایج نشان دهنده تاثیر مستقیم و معنی دار انگیزش بر نگرش و قصد اشتراک دانش بود. افزون بر این، تاثیر سهولت درک شده بر نگرش و قصد اشتراک دانش اثبات گردید. نگرش و قصد اشتراک دانش نیز به صورت مستقیم و معنی داری رفتار اشتراک دانش را شکل دادند. بحث و نتیجه گیری: در یک جمع بندی کلی از متغیرهای مورد مطالعه می توان گفت که اعتماد، انگیزش، نگرش و قصد اشتراک دانش به عنوان متغیرهای مهم و تاثیر گذاری در تحقق رفتار اشتراک دانش دانشجویان ایفای نقش می کنند و برای بروز و توسعه این رفتار باید مورد توجه ویژه ای قرار گیرند. از این رو، دانشگاه ها در صورتی که بخواهند فرایند اشتراک دانش را توسعه داده و سهم بیشتری از اشتراک علمی در درون دانشگاه را به دست آورند بایستی به اعتماد، انگیزش و نگرش دانشجویان به فرایند اشتراک دانش بیش از پیش توجه کنند. در واقع، رفتار اشتراک دانش دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد اگر چه متاثر از کلیه عوامل مورد بررسی در این پژوهش بود لیکن میزان اعتماد، انگیزه آنها به اشتراک دانش، نگرش و قصد آنها به اشتراک دانش از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در چارچوب نتایج الگوی نهایی این پژوهش، نه تنها توجه به اعتماد، انگیزش، نگرش مثبت و قصد اشتراک دانش ضروری است، بلکه لازم است تا افزون بر توجه به توسعه ارزش درک شده از اشتراک دانش، بایسته ها و ملزومات زیرساختی اشاعه و اشتراک دانش تولید شده به منظور تسهیل این فرایند نیز وجود داشته باشد.
خبرنگاری در حوزه کتاب
اولویت بندی به نیازهای مراجعان کتابخانه ملی ایران با استفاده از متون داده کاوی و تصمیم گیری چندمعیاره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: اولویت بندی نیازهای مراجعان کتابخانه ملی ایران در شرایط عدم قطعیت. روش/ رویکرد پژوهش: داده های مورد نیاز از روش تلفیقی فنون داده کاوی و تصمیم گیری چندمعیاره برمبنای الگوی کانو استخراج شد. یافته ها: عوامل مؤثر بر رضایت مراجعه کنندگان در 6 دسته کلی قرار گرفت، سپس برمبنای ویژگی های جمعیت شناختی در 5 خوشه کلی تقسیم شد که اعضای هر خوشه متناسب با ویژگی های جمعیت شناختی و نوع نیازهایشان در اولویت های مختلف قرار می گیرند و برای آگاهی از نیازهای خوشه ها باید به خوشه مربوط نظری افکند. نتیجه گیری: نوع نیازهای مراجعه کنندگان کتابخانه ملی متفاوت و از اولویت های مختلف برخوردار است. این کتابخانه برای پاسخگویی به نیازهای متفاوت باید از راهبرد خاص همان نیاز استفاده کند. از آنجا که برآوردن همه نیازها مقدور نیست، ابتدا باید نیازهای الزامی افراد و بعد از آن، نیازهای جذاب و تک بُعدی تأمین شود.
خط مشی و گسترش مجموعه
میراث شکننده...
رابطه سبک های فرزندپروری و گرایش به مطالعه در نوجوانان (مطالعه موردی: دبیرستان های تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش تعیین رابطه سبک های فرزندپروری والدین و گرایش به مطالعه در نوجوانان دبیرستان های شهر تهران است. روش: این پژوهش به روش پیمایشی تحلیلی اجرا شده است. جامعه پژوهش دانش آموزان مناطق مختلف آموزش و پرورش شهر تهران بود. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری خوشه ای در سه مرحله استفاده شد و در مرحله آخر نمونه گیری، 200 نفر از دانش آموزان دختر و پسر و والدین آنها به پرسشنامه های میزان گرایش به مطالعه و سبک های فرزندپروری بامریند شامل سه بخش سبک سهل گیرانه، مقتدرانه، و مستبدانه پاسخ دادند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که سبک های فرزندپروری و روش های تربیتی والدین در گرایش به مطالعه در نوجوانان نقش دارند و رابطه معنی داری بین سبک فرزندپروری مقتدرانه و گرایش به مطالعه وجود دارد. همچنین رابطه مثبت معنی داری بین تحصیلات عالی والدین و سطح اقتصادی آنها با سبک فرزندپروری مقتدرانه مشاهده شد. اصالت/ارزش: از آنجایی که خانواده و الگوی تربیتی آن نقش مهمی در شکل گیری عادات و رفتارهای فرزندان دارد، به نظر می رسد تحول در شیوه های فرزندپروری بتواند به عنوان یکی از عوامل افزایش سرانه مطالعه مطرح شود.
سمت و سوی توسعه پژوهش ها در قلمرو اطلاع یابی، سواد اطلاعاتی و یادگیری الکترونیکی (یادداشت سردبیر)
منبع:
پژهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات (علوم و فناوری اطلاعات سابق) دوره ۲۷ زمستان ۱۳۹۰ شماره ۲ (پیاپی ۶۸)
حوزههای تخصصی:
حرفه کتابداری در طول چند دهه ای که از ورود فنّاوری های نوین به قلمرو کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتی می گذرد، تلاش داشته است تا با همسویی این تحول، تأثیر و تأثر مطرح در این قلمرو را در دو راستا مورد توجه قرار دهد: نخست آنکه در برنامه های آموزشی خود بازنگری کند تا بتواند دانش لازم در زمینه کاربرد فنّاوری ها را به دانش آموختگان انتقال دهد و آنها را آماده مدیریت این تحولات نماید؛ دوم آنکه زمینه های تأثیر فنّاوری را بر کارکردها و خدمات خود مورد کنکاش و پژوهش قرار دهد. در این زمینه، یعنی پژوهش، فعالیت های بیشتری صورت گرفته است...
عبرت های روزگار
آموزش بهره گیری از کتابخانه به هریک از استفده کنندگان
حوزههای تخصصی:
بررسی رابط کاربر کتابخانه های دیجیتالی خارج از کشور از نظر ویژگی ها و قابلیت های مبتنی بر نشانه گذاری اجتماعی برای استفاده در کتابخانه های دیجیتالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش قابلیت ها و ویژگی های مورد استفاده در رابط کاربر کتابخانه های دیجیتالی برتر دنیا در استفاده از نشانه گذاری اجتماعی که به کاربران امکان تولید، شناسایی، مرور، سازمان دهی و اشتراک محتوا را با استفاده از برچسب ها و سازمان دهی آن ها در طول فرآیند تعامل با کتابخانه دیجیتالی می دهد، شناسایی می کند. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی-توصیفی و به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه پژوهش حاضر را کتابخانه های دیجیتالی خارج از کشور تشکیل می دهد که از این میان ده کتابخانه دیجیتالی برتر دنیا به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده اند. به منظور گردآوری اطلاعات، سیاهه وارسی بر اساس متون و بررسی چهار وبگاه مبتنی بر نشانه گذاری اجتماعی (لایبری ثینگ، دلیشز، آمازون و گوگل بوک) فراهم شد. روایی ابزار با دریافت نظرهای ده نفر از متخصصان علوم اطلاعات و دانش شناسی ایران و برای پایایی نیز از آزمون آلفای کرونباخ (87/0) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که به جزء دو کتابخانه دیجیتالی «Google Books» و «Ibiblio» سایر کتابخانه های دیجیتالی برتر دنیا از ویژگی های وب 2، در تولید، مدیریت، مرور، جستجو و اشتراک محتوا استفاده نمی کنند و متکی بر ابزارهای سنتی وب 1 هستند. این یافته ها از دو جنبه ارزشمند است نخست آنکه تصویری روشن از ویژگی ها و قابلیت های اساسی رابط کاربر نظام های مبتنی بر نشانه گذاری اجتماعی فراهم می آورد. دوم آنکه این پژوهش، وضعیت رابط کاربر کتابخانه های دیجیتالی برتر دنیا را از نظر به کارگیری این قابلیت ها بررسی می کند که می تواند مبنایی برای طراحی رابط کاربر کتابخانه های دیجیتالی داخل کشور باشد.
نقد و معرفی
امکان سنجی طرح تدوین اصطلاح نامه مطالعات زنان و خانواده براساس استاندارد BS ISO 25964-1(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف بررسی امکانات تدوین اصطلاح نامه مطالعات زنان و خانواده می باشد. با توجه به گسترش اطلاعات در حوزه زن و خانواده، و گستردگی واژه ها و تدوین فهرست ها و کتابشناسی ها؛ اصطلاح نامه مطالعات زنان و خانواده ابزاری حرفه ای برای نمایه سازی و بازیابی اطلاعات زنان در پایگاه های داده، در مجموعه های کتابخانه ها، بایگانی ها و مراکز مستندسازی و اینترنت است. با استفاده از این اصطلاح نامه یک سامانه نمایه سازی مدون تهیه خواهد شد که بتوان با آن پایگاه های داده در موضوع جایگاه زنان و خانواده را نمایه سازی، ذخیره و بازیابی کرد. روش تحقیق در این پژوهش سندی است. و ابزار گردآوری اطلاعات یادداشت برداری بوده است.از طریق جستجو در منابع چاپی و الکترونیکی شامل کتاب ها، پایان نامه ها، مقالات و همچنین گفتگو با برخی از صاحب نظران رشته مطالعات زنان و خانواده اطلاعات اولیه مربوط به واژگان حوزه زنان و خانواده به دست آمد، و سپس واژه ها وارد نرم افزار اکسل شد و بعد از نمونه گیری از واژه ها، 243 واژه در نرم افزار تزاروس بیلدر[1] وارد شده است. در این پژوهش از طریق ایجاد شبکه مفهومی بین اصطلاحات براساس استاندارد BS ISO 25964-1، ابتدا با استفاده از روش قیاسی ساختار کلی اصطلاح نامه را تعیین و سپس ساختار جزئی آن طراحی شده است. با استفاده از این شبکه مفهومی، اصطلاحات این حوزه در نظامی خاص مشخص و روابط مفهومی میان آنها منعکس شده است. پس از بررسی های به عمل آمده در حدود 6000 واژه شناسایی شدند که نشان می دهد پشتوانه واژگانی غنی در این حوزه وجود دارد. در ضمن، در حیطه مطالعات زنان و خانواده شاخه های اصلی اصطلاح نامه مطالعات زنان و خانواده در حوزه های زیر شناسایی شد:
بررسی مقایسه ای روابط معنایی، ساختار شکلی و سیستم مدیریت اصطلاحنامه های فنی مهندسی و نما(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: اصطلاحنامه ها به عنوان ابزارهای کمکی بازیابی اطلاعات نقش مهمی در بهینه سازی جستجوها در پایگاه های اطلاعاتی علوم دارند و تألیف و انتشار آن ها مستلزم برخورداری از شرایطی استاندارد است. پژوهش حاضر، به بررسی مقایسه ای روابط معنایی، ساختار شکلی و سیستم مدیریت اصطلاحنامه های فنی و مهندسی و نما بر اساس استاندارد ANSI/NISO z39.19 2005 می پردازد.
روش: پژوهش حاضر به روش ارزیابانه انجام شده و از نوع کاربردی است. جامعه پژوهش شامل آخرین ویرایش اصطلاحنامه های فنی مهندسی و نما است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش سیاهه وارسی است که در فضای نرم افزار اکسل در 4 بخش روابط معنایی، ساختار شکلی، نحوه ارائه و سیستم مدیریت اصطلاحنامه بر اساس بندهای موجود در استاندارد ANSI/NISO z39.19 2005 تنظیم شده است. از آمار توصیفی برای تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که میانگین رعایت استاندارد در روابط معنایی اصطلاحنامه فنی و مهندسی 5/97 درصد و در اصطلاحنامه نما 93 درصد است. در بخش ساختار شکلی میزان رعایت استانداردها در دو اصطلاحنامه مذکور به ترتیب 86 درصد و 97 است. در نحوه ارائه اصطلاحنامه میزان برخورداری دو ابزار از استانداردها به ترتیب 5/54 درصد و 57 درصد و در سیستم مدیریت، دو اصطلاحنامه یاد شده به میزان 14 درصد و 18 درصد استانداردهای مذکور را رعایت کرده اند. می توان نتیجه گرفت که میزان رعایت استانداردها در بخش روابط معنایی و ساختار شکلی اصطلاحنامه ها مطلوب است. کمترین میزان رعایت استانداردها، در سیستم مدیریت اصطلاحنامه و سپس در بخش نحوه ارائه بوده است.
اصالت/ارزش: با توجه به اینکه اصطلاحنامه ها یکی از منابع اطلاعاتی مهم در امر بازیابی اطلاعات در عصر حاضر هستند و تهیه و تدوین آن ها، برنامه های مدون و سرمایه گذاری های بسیاری را می طلبد، انجام پژوهش هایی که کیفیت اصطلاح نامه ها را بر اساس استانداردهای نوین بسنجد، ضروری به نظر می رسد. ارزش مقاله حاضر در نشان دادن ضعف اصطلاحنامه ها در سیستم مدیریت اصطلاحنامه و در نحوه ارائه اصطلاحات و نیاز به استفاده از ابزارهای نو برای بازنمایی است.