فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۶۱ تا ۱٬۵۸۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: ارائه راهکار برای ارتقای مدیریت دانش از راه سنجش سطح بلوغ آن مدل براساس مدل زیمنس. روش شناسی: داده ها با پرسشنامه پژوهشگرساخته ای گردآوری شد که نمونه هدفمند 100نفره از کارکنان سازمان آن را پرکردند. یافته ها: همه مؤلفه های بلوغ مدیریت دانش به غیر از مؤلفه «تعلیم و آموزش» پایین تر از حد متوسط یافته شد. بلوغ مدیریت دانش در سازمان در سطح یک قرار دارد. نتیجه گیری: مؤلفه های بلوغ مدیریت دانش براساس دیدگاه کارشناسان ارزیابی و راهکارهایی برای ارتقای آن ارائه شده است.
بررسی تأثیر استراتژی های مدیریت منابع انسانی بر عملکرد کارکنان کتابخانه های دانشگاهی شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: هدف این پژوهش بررسی تأثیر استراتژی های مدیریت منابع انسانی بر عملکرد کارکنان کتابخانه های دانشگاهی شهر ارومیه می-باشد. روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت پیمایشی - تحلیلی می باشد. جامعه آماری این پژوهش را تمامی کتابداران کتابخانه های دانشگاهی شهر ارومیه تشکیل می دهند. ابزار گردآوری اطلاعات، از تلفیق دو پرسشنامه استاندارد استراتژی های مدیریت و عملکرد کارکنان می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد آمار توصیفی، شامل فراوانی، درصد فراوانی و میانگین متغیرها در قابل جدول و نمودار ارایه شد. آماراستنباطی شامل رگرسیون خطی، آزمون مجذور کای و فریدمن است. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که استراتژی های مدیریت منابع انسانی بر عملکرد کارکنان کتابخانه های دانشگاهی شهر ارومیه که شامل توانایی، حمایت، انگیزش، اعتبار، شناخت و ارزیابی به صورت معنی دار اثرگذار است. همچنین جنسیت و نوع استخدام نیز تأثیری بر استراتژی های مدیریت منابع انسانی بر عملکرد کارکنان کتابخانه های دانشگاهی نداشت. نتیجه گیری: با توجه به تاثیرپذیری عملکرد کارکنان از وجود استراتژی های مدیریت منابع انسانی، می بایست به منظور مدیریت بهینه این منبع ارزشمند، استراتژی ها و راهبردهایی مناسب هر سازمان، تدوین و اجرا کرد. بنابراین استراتژی در مدیریت منابع انسانی، به عنوان گزینه و راه کار انتخابی بری حصول به اهداف سازمان و در راستای استراتژی و اهداف کلان سازمان قابل تعریف است.
تاثیر بلاک چین بر گردش اطلاعات زنجیره تامین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی ظرفیت ساختاری بلاک چین در بستر اینترنت اشیاء برای ارتقای اعتماد و دسترس پذیری ذینفعان زنجیره تأمین به اطلاعات و دانش تبادلی است. روش شناسی: این پژوهش با روش کتابخانه ای و با مرور نوشتارهای مختلف مربوط به حوزه ی بلاک چین انجام شده است. یافته ها: نتایج نشان داد، بلاک چین ظرفیت پاسخ به چالش های جدی مدیریت اطلاعات در زنجیره تامین را دارد. نتیجه گیری: بهبود ساختاری امنیت اطلاعات موجب تقلیل کنترل های دست و پا گیر شده و دسترسی به اطلاعات تسهیل خواهد شد. همچنین برخورداری از داده و اطلاعات با قابلیت اعتماد بالا دانش قابل اعتمادتری فراهم خواهد کرد. اصالت/ ارزش: این مقاله چارچوبی جدید برای مدیریت اطلاعات زنجیره تأمین با ساختار بلاک چینی در بستر اینترنت اشیاء ارائه نموده است. چارچوب جدید نشان می دهد، چگونه ساختار بلاک چین می تواند در ردیابی رخدادها، سرعت مبادله اطلاعات، امنیت داده های اشتراکی و بهره گیری از هوش ماشین در أخذ تصمیمات زنجیره تامین کمک کند . در نتیجه مدیریت صحیح اطلاعات با ساختار جدید شفافیت، صحت، سرعت، امنیت، دسترسی به اطلاعات و اعتبارسنجی داده ها بهتر شده و کارائی زنجیره تامین ارتقاء خواهد یافت. <br clear="all" />
ارزیابی رابط کاربری شبکه های اجتماعی علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابط کاربر صفحات وب شبکه اجتماعی علمی به منظور تعیین میزان انطباق آنها با معیارها و مولفه های عمومی و اختصاصی رابط کاربری بوده است. روش شناسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش از نوع تحقیقات ارزیابی تطبیقی بوده و رابط های کاربر(شامل 12 معیار و 93 مولفه) با استفاده از سیاهه وارسی ارزیابی شده است. جامعه پژوهش را نیز 13 شبکه اجتماعی علمی تشکیل می دهد. یافته ها: با بررسی میانگین امتیازات حاصل از معیارهای عمومی رابط کاربری به نظر می رسد که شبکه اجتماعی علمی Eaglei از مجموع معیارهای عمومی رابط کاربری، بیشترین امتیاز را کسب کرده است و شبکه Sciencv رتبه دوم و PubMed رتبه سوم را به خود اختصاص داده اند. در تطبیق شبکه های اجتماعی علمی با معیارهای تخصصی،Research gate موفق به کسب بیشترین امتیاز شده و شبکه های اجتماعی علمی Citeulike و Growkudos به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. نتیجه گیری: شبکه های اجتماعی علمی از وضعیت بسیار مناسبی در انطباق با معیارها ومولفه های عمومی برخوردارند، اما در انطباق با معیارها و مولفه های تخصصی رابط کاربری، می توان وضعیت مناسبی را برای شبکه های اجتماعی علمی تصور کرد.
کشف الگوی دسترسی کاربران و تحلیل تراکنش های امانت منابع اطلاعاتی با استفاده از تکنیک قوانین انجمنی در داده کاوی (مطالعه موردی: کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی دانشگاه علوم پزشکی همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش حجم چشمگیر داده ها و استفاده از آن ها جهت بهبود کیفیت تصمیمات مدیریتی از معضلات کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی هست. در این میان ابزار پرتوان داده کاوی می تواند با تحلیل داده ها به منظور پیش بینی و تحلیل تراکنش های کاربران و جلوگیری از اتلاف وقت آن ها در جهت استفاده از اطلاعات مفید از انبوه داده ها به تشخیص الگوهای معتبر و رابطه های نامعلوم بپردازد و کتابخانه ها را در تصمیم گیری های راهبردی و مدیریت اثربخش یاری رساند. این مطالعه با استفاده از رویکرد قوانین انجمنی که یکی از روش های داده کاوی است درصدد تحلیل تراکنش های امانت کاربران و کشف الگوی دسترسی آنان هست. در این مطالعه توصیفی که از نوع مقطعی است، داده های موردنیاز از تراکنش های کاربران کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی دانشگاه علوم پزشکی همدان جمع آوری شد و پس از اعمال پیش پردازش بر روی این داده ها درنهایت تراکنش های6636 نفر از کاربرآن که به میزان 132833 تراکنش بود به روش سرشماری، طی بازه زمانی سه ساله موردبررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بیشترین تراکنش ها و مراجعات با نمره 4/24 ± 7 / 20، مربوط به دانشجویان و بیشترین دیرکرد و مدت زمان امانت به ترتیب با نمره 9/1396 ± 3/884 و3/1765 ± 7/885 مربوط به اعضای هیئت علمی بوده است. همچنین قوانین حاصل از الگوریتم Apriori توانست الگوی دسترسی کاربران را بر اساس اطلاعات جمعیت شناختی و همچنین وابستگی موضوعی منابع اطلاعاتی ارائه دهد و به عنوان الگویی مناسب در تحلیل و پیش بینی تراکنش کاربران مورداستفاده قرار گیرد. لذا با بهره گیری از رویکرد قوانین انجمنی می توان اقدام به طراحی سیستم توصیه گر کتاب در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی نمود و نیز مدیران و سیاست گذاران می توانند با استفاده از این الگوها و قواعد، گام های تهیه و عرضه منابع اطلاعاتی خود را با نیازهای واقعی اعضاء همسو نمایند و به طور قابل توجهی در امور فراهم آوری، مجموعه سازی، مدیریت و خدمات کتابخانه از آن بهره جویند.
تحلیل نقش الگوها بر رفتار مطالعه دانشجویان دانشگاه تبریز براساس نظریه یادگیری مشاهده ای بندورا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی و تحلیل نقش الگوها بر مطالعه دانشجویان دانشگاه تبریز براساس نظریه یادگیری مشاهده ای بندورا است. روش: روش پژوهش توصیفی پیمایشی است. 9833 نفر دانشجوی کارشناسی دانشگاه تبریز جامعه آماری این پژوهش را تشکیل می دهند. از بین آنها با استفاده از جدول کرجسی-مورگان 373 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که براساس مولفه های نظریه یادگیری مشاهده ای بندورا تنظیم شده بود که بعد از تائید روایی و پایایی بین نمونه آماری توزیع شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی از جمله آزمون تی، تحلیل واریانس و رگرسیون خطی چندگانه استفاده به عمل آمد. یافته ها: یافته ها نشان داد 46 درصد از دانشجویان الگوهای مطالعه خود را از طریق شبکه اجتماعی دنبال می کنند. دانشجویان دانشگاه تبریز در امر مطالعه خود به ترتیب از دوستان و استادان با میانگین 62/3 و 57/3 بیشترین الگوپذیری را داشتند. نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که میانگین میزان مطالعه در گروه های عمده تحصیلی، اختلاف معنی داری با هم دارند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد متغیّرهای مستقل، «انگیزه»، «توجه»، «تمرین» و «به یادسپاری» وارد معادله شدند، که در مجموع 64 درصد از تغییرات مربوط به متغیّر مطالعه را این 4 متغیّر تبیین کردند. در نتیجه می توان گفت که رفتار مطالعه دانشجویان براساس نظریه یادگیری مشاهده ای بندورا قابل تبیین است. اصالت اثر: استفاده از نظریه یادگیری مشاهده ای بندورا برای تبیین مطالعه در بین دانشجویان، نوآوری اصلی این مقاله به شمار می رود.
چارچوب مفهومی موضوع های راهبردی فناوری اطلاعات (تحلیل اسناد راهبردی ملی و جهانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسیدن به پیشرفت های قابل توجه در زمینه فناوری ها، از جمله فناوری اطلاعات و ارتباطات، یکی از موضوع هایی است که همواره در اسناد راهبردی، به ویژه در سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی به آن تأکید شده است. دسته بندی جامع موضوع های راهبردی فناوری اطلاعات در سطح بین المللی و ملی روشی است که می تواند بینشی مناسب برای تصمیم سازان و سیاست گذاران فراهم آورد. این نوع بازنمایی اطلاعات، از یک سو موجب توصیف و درک بهتر این حوزه خواهد شد و از سوی دیگر، تصویر کلی موضوع مورد مطالعه را در اختیار سیاست گذار قرار می دهد. هدف این پژوهش دستیابی به چارچوب مفهومی موضوع های راهبردی است که با استناد به مستندات راهبردیِ منتشرشده از سوی کشورها انجام شده است. بدین منظور، ۱۱۴ سند راهبردی فناوری اطلاعات با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و با رویکرد استقرایی سازماندهی و تحلیل شده است. یافته های این پژوهش بیش از 900 موضوع راهبردی فناوری اطلاعات را در بر می گیرد که در 16 دسته اصلی تجارت الکترونیکی؛ سازمان الکترونیکی؛ دولت الکترونیکی؛ سلامت الکترونیکی؛ یادگیری الکترونیکی؛ سایر نواحی کاربردی؛ فضای سایبری؛ اطلاعات و محتوای دیجیتال؛ منابع انسانی؛ صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات؛ جامعه اطلاعاتی و دانشی؛ زیرساخت؛ قوانین، مقررات، و خط مشی ها؛ اصلاحات فناوری اطلاعات و ارتباطات؛ تحقیق و توسعه؛ و ارتباطات از راه دور قرار دارند. این مقاله به یک نگاه جامع و همه جانبه در زمینه راهبردهای فناوری اطلاعات منجر می شود.
روند رشد رویکرد تحلیل چهریزه ای در سازماندهی دانش: مروری صد ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد تحلیل چهریزه ای از اوایل قرن بیستم تاکنون روند رشد مستمری داشته است. هدف این مقاله مرور سیستماتیک پژوهش ها و مستندات طرح های سازماندهی چهریزه ای و نیز تقسیم بندی موضوعی و زمانی این مطالعات است. با مرور صورت گرفته، روند رشد و توسعه کاربردهای این رویکرد در ابزارهای سازماندهی و بازیابی اطلاعات شناسایی و پیشنهاداتی برای پژوهشگران آینده ارائه گردید. برای این منظور در گام اول، جست وجوی جامع در منابع و بررسی اولیه اسناد؛ در گام دوم، طبقه بندی و پالایش اسناد؛ و در گام سوم، طبقه بندی زمانی و موضوعی اسناد و تحلیل متون و شناسایی شکاف های موجود و در نهایت، پیشنهاداتی برای پوشش این شکاف ها صورت گرفت. حاصل تلاش های انجام شده قبلی، توسعه رده بندی های چهریزه ای، اصطلاحنامه ها و سرعنوان های چهریزه ای و نظام های بازیابی اطلاعات چهریزه ای بود که به طوری گسترده تا دهه 1990 میلادی ادامه داشت؛ اما بعد از آن با توسعه سیستم های کامپیوتری و وب، چهریزه ها نقش دیگری در بازیابی اطلاعات در پایگاه داده بر عهده گرفتند. در این دوره مجموعه ای از مدل ها، فراداده های چهریزه ای، رابط های کاربری چهریزه ای و آنتولوژی های چهریزه ای شکل گرفت و نرم افزارهای متعددی در این زمینه توسعه یافت. رویکرد تحلیل چهریزه ای از حدود اوایل قرن بیستم تا سال 1990 میلادی بر مبنای نظام منطقی (پیشینی) طبقه بندی علوم پیش رفته است. اما از آن سال به بعد، به دلیل گسترش توانایی های کامپیوتری و رشد نیازهای کاربران، دیدگاه منطقی جای خود را به دیدگاه محاسباتی و کاربرمدار (پسینی) سپرد. ایجاد ساختار چهریزه ها در محیط وب معنایی و ایجاد استانداردهای جدید، بهره برداری از روش های مؤثرتر درک رفتار کاربران و توجه به توسعه و تحول تاریخی علم، شکاف هایی است که هنوز نیاز به مطالعه و بررسی بیشتر دارد. پوشش این شکاف ها، تأثیر پایدار فرایند تحلیل چهریزه در آینده را نوید می دهد.
تحلیل موفقیت کنش اشتیاق کاربر در شبکه اجتماعی اینستاگرام نسبت به محتوا از منظرمشخصه های تصویر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناخت تجربه کاربر در تعامل با اطلاعات در شبکه اجتماعی اینستاگرام انجام شده است. پژوهش با بهره گیری از دو نظریه درگیر کردن (اشتیاق کاربر) و تجربه خوشایند در صدد بود به تحلیل مشخصه های تصویر و مضامین نهفته در پُرپسند ترین پُست های ارائه دهنده محتوای تخصصی و آموزشی در شبکه اجتماعی اینستاگرام بپردازد و میزان ربط این مضامین را با محتوای اختصاصی این صفحه ها مورد بررسی قرار دهد. این پژوهش با روش کیفی-اکتشافی با بهره گیری از تحلیل مضمون و نمونه هدفمند بر اساس رویکرد افزارسنجی رقابتی از راهبردهای پژوهش معماری اطلاعات انجام شد. تحلیل 270 پُست که در ردیف 9 مطلب ارسالی پُرپسند 30 صفحه مورد بررسی در سال 2017 بودند، نشان داد که استفاده از تصویر تصویر انسان، شخصیت های برجسته هنری، علمی و ادبی و طبیعت در بخش مشخصه های تصویر و مضامین خانواده، عشق، و مذهب در این پُست ها وجود داشتند. همچنین، بیش از 80 درصد محتوای پسند شده از سوی کاربران به موضوع اختصاصی صفحه های مورد بررسی اختصاص داشت. نتایج نشان داد که در محتوای موفق در درگیر کردن کاربر و ایجاد تجربه خوشایند در وی، مشخصه های تصویر مشترکی وجود دارد که در هنگام تولید محتوا باید به آن ها توجه کرد و آن ها را به کار گرفت. این مشخصه ها در این پژوهش مشخص شده اند. همچنین، 80 درصد محتوای موفق در کسب اشتیاق کاربر مرتبط با محتوای صفحه است که نشان دهنده توجه کاربران به تخصصی بودن صفحه مورد نظر است.
نگرش فهرست نویسان ایرانی نسبت به فهرست نویسی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی نگرش فهرست نویسان ایرانی نسبت به فهرست نویسی اجتماعی.<br /> روش شناسی: به روش پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه پژوهشگر ساخته میان 123نفر از فهرست نویسان که با روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شده بودند توزیع و جمع آوری شد.علاوه بر آن، به منظور تأیید و تکمیل داده های فهرست نویسان، این نتایج با یافته های حاصل از مصاحبه با 11 نفر از صاحب نظران تکمیل شد.<br /> یافته ها: میانگین شاخص نگرش فهرست نویسان نسبت به فهرست نویسی اجتماعی به طور کلی 17/3 است که در بُعد عاطفی و عملی به ترتیب بیشترین و کمترین میانگین نمره را داشته است. تأثیر میزان رضایت از زندگی حرفه ای، میزان فایده مندی فهرست نویسی اجتماعی، میزان سرگرم کننده بودن فهرست نویسی اجتماعی، میزان تأثیرپذیری از گروه های مرجع، میزان پیروی فهرست نویسان از انتظارات مهم دیگران، امکانات رسانه ای فهرست نویسی اجتماعی، ارزیابی فهرست نویسان از سهولت یادگیری و استفاده از فهرست نویسی اجتماعی، و میزان تعلق گروهی بر نگرش فهرست نویسان سنجیده شد. به جز تعلق گروهی تأثیر سایر عوامل بر نگرش فهرست نویسان تأیید شد.<br /> نتیجه گیری: باید ویژگی هایی از فهرست نویسی اجتماعی به فهرست کتابخانه افزوده شود که برای کتابخانه مفید باشد، جنبه سرگرمی و لذت داشته باشد، یادگیری و کاربرد آن برای کاربران آسان باشد، و از تنوع امکانات وبگاه های فهرست نویسی اجتماعی برخوردار باشد.
شناسایی بافت های مؤثر در ایجاد پیشنهادهای پرسش: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله شناسایی عوامل بافتی تاثیرگذار در ایجاد پیشنهاد پرسش می باشد. پیشنهاد پرسش از قابلیت های اساسی ابزارهای جستجوی اطلاعات است که از طریق ارائه کلیدواژه های محتمل، به کاربر در فرمول بندی پرسش و برآوردن نیاز اطلاعاتی کمک می کند. در این پژوهش به منظور شناسایی عوامل مؤثر در ایجاد پیشنهادهای پرسش از مرور نظام مند استفاده شده است. بدین منظور کلیدواژه های مرتبط با پیشنهاد پرسش به زبان انگلیسی و فارسی در پایگاه های اطلاعاتی خارجی Science Direct, Emerald, Scopus, Online Willy, IEEE و پایگاه های داخلی مگ ایران، پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، و مرجع دانش مورد جستجو قرار گرفت تا مقالات مرتبط با عوامل بافتی تاثیرگذار در ایجاد پیشنهادهای پرسش شناسایی شود. برای انجام مرور نظام مند از روش رایت و همکاران (2007) استفاده گردید که شامل هفت مرحله تعیین سوال پژوهش، تعیین پروتکل یا قرارداد انجام کار، جستجوی متون، استخراج داده ها، ارزیابی کیفیت، تحلیل داده ها و ارائه نتایج، و تفسیر نتایج است. بعد از جستجوی کلیدواژه های فارسی و انگلیسی و تطبیق آنها با معیارهای ورود و خروج در نهایت 36 مقاله برای استخراج عوامل تاثیرگذار انتخاب گردید. با بررسی مقالات انتخاب شده یافته های حاصل از مرور نظام مند در پنج دسته عوامل مبتنی بر مکان، مبتنی بر زمان، مبتنی بر جلسه جستجوی کاربر (شامل جلسه جستجوی جاری کاربر و تاریخچه جستجوی کاربر)، مبتنی بر بافت های ترکیبی، و سایر بافت طبقه بندی شدند. شناسایی عوامل تاثیرگذار در ایجاد پیشنهادهای پرسش به پژوهشگران و علاقه مندان این حوزه کمک می کند تا متناسب با ویژگی ها و شرایط ابزارهای جستجو از بافت مناسب استفاده نموده و به کاربر در بازیابی اطلاعات مرتبط بیشتر کمک کند.
تحلیل ساختار فکری مدارک علم اطلاعات و دانش شناسی ایران (1970-2016): مطالعه هم استنادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، ترسیم و تحلیل ساختار فکری و روند تکامل علم اطلاعات و دانش شناسی ایران از منظر تحلیل الگوهای هم استنادی مدرک است. جامعه ی پژوهش حاضر را کلیه ی مقالات پژوهشی و مجموعه مقالات همایش ها تشکیل می دهد که در خلال سال های 1970 تا 2016 از پژوهشگران ایران در وبگاه علوم نمایه شده اند. به منظور تحلیل و دیداری سازی شبکه ی هم استنادی مطالعات ایران نیز از نرم افزار سایت اسپیس بهره گرفته شده است. تحلیل خوشه ای شبکه ی هم استنادی مدارک علم اطلاعات و دانش شناسی ایران در بازه ی 1970 تا 2016، منجر به شناسایی 5 خوشه یا تخصص گردید که عنوان بزرگ ترین وکوچک ترین تخصص ها بر حسب فراوانی موجودیت های هر خوشه، با 17 و 7 فراوانی به ترتیب به دو تخصص « ضریب تأثیر وب » و « سواد اطلاعاتی » تعلق گرفت. طبق بررسی های به عمل آمده، مطالعات سنجش علم نقش بسزایی در شکل دهی به ساختار فکری علم اطلاعات و دانش شناسی ایران در بازه ی مورد بررسی داشته است. نتایج حاصل از تحلیل مدارک شاخص و محوری در شبکه ی هم استنادی مطالعات ایران حکایت از آن داشت که دو تخصص «ضریب تأثیر وب» و «رفتار اطلاع یابی» بر اساس فراوانی گره هایِ حائز بیش ترین هم استنادی و نمره ی مرکزیت بینابینی، به ترتیب، عناوین شاخص ترین و محوری ترین تخصص ها را در بین دیگر تخصص های شناسایی شده به خود اختصاص داده اند. نتایج تحلیل محتوای موجودیت خوشه های پنجگانه ی هم استنادی از حیث ساختار روش شناختی آن ها در بازه ی 1970 تا 2016 نشان داد که مطالعات علم اطلاعات و دانش شناسی ایران با توجه به محتوای خوشه های #0 (ضریب تأثیر وب)، #1 (نشر دسترسی آزاد) و #3 (همکاری علمی)، تا حدود بسیار زیادی از روش های سنجش علم تأثیرپذیرفته است.
طراحی و آزمون مدل رابطه علّی سواد اطلاعاتی و تفکر انتقادی با میانجی گری خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید چمران اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر طراحی و آزمون مدل رابطه علّی سواد اطلاعاتی و تفکر انتقادی با میانجی گری خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید چمران اهواز است. روش شناسی: روش انجام پژوهش، همبستگی از نوع تحلیل مدل معادلات ساختاری (SEM) است که یک روش چند متغیری می باشد. پژوهش های زیادی در ارتباط با متغیرهای پژوهش حاضر انجام شده است که نشان دادند بین متغیرها رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. با توجه به مباحث نظری و نتایج پیشینه ها مدل پیشنهادی پژوهش ارائه شده است. در طراحی مدل پیشنهادی پژوهش، سواد اطلاعاتی متغیر مستقل، خودکارآمدی تحصیلی به عنوان متغیر میانجی و تفکر انتقادی به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شدند. در این پژوهش چهار فرضیه مربوط به اثرات مستقیم و غیرمستقیم متغیر سواد اطلاعاتی بر تفکر انتقادی در نظر گرفته شد. یافته ها: مقادیر شاخص های برازندگی مربوط به الگوی پیشنهادی پژوهش حاکی از آن است که اکثر شاخص های برازندگی در مدل پژوهش در حد مطلوب و تا حدودی زیادی قابل قبول است. در رابطه با فرضیه های مربوط به اثر مستقیم، یافته ها نشان داد که سواد اطلاعاتی اثر مستقیم و مثبت بر خودکارآمدی تحصیلی و همچنین تفکر انتقادی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید چمران اهواز دارد. همچنین، در خصوص فرضیه های غیرمستقیم، یافته ها نشان داد که سواد اطلاعاتی از طریق خودکارآمدی تحصیلی اثر غیرمستقیم مثبت بر تفکر انتقادی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید چمران اهواز دارد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد برازش مدل پیشنهادی در حد مطلوب و قابل قبولی وجود دارد و تمامی فرضیه های پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. براساس یافته های این پژوهش، می توان استدلال کرد که مهارت های سواد اطلاعاتی و یادگیری آن توسط دانشجویان تحصیلات تکمیلی به عنوان کلید یادگیری مادام العمر محسوب می شود که نقش زیادی در بالا بردن خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان و افزایش مهارت های تفکر انتقادی این دانشجویان دارد. بنابراین، لازم است مهارت های سواد اطلاعاتی و آموزش آن به دانشجویان، بیشتر مورد توجه مؤسسات آموزش عالی و دانشگاهی قرار گیرد تا بتوانیم افرادی شایسته و توانمند برای جامعه تربیت کنیم.
بررسی نقش منتورینگ (ارشادگری) اسلامی در توسعه شایستگی های پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به نقش مهم عاملان اطلاع رسانی و دانش شناسی در پیمایش و ارزیابی کم وکیف توسعه علم در سطوح مختلف نهادی و فردی، یکی از صلاحیت های لازم برای آن ها شایستگی پژوهشی است. در این راستا، تحقیق حاضر با هدف تعیین نقش منتورینگ اسلامی در توسعه شایستگی های پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی انجام شد. روش: روش تحقیق حاضر توصیفی- پیمایشی از نوع هم بستگی است. داده های مطالعه از 102 دانشجوی تحصیلات تکمیلی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی در دانشگاه های تهران به روش نمونه گیری طبقه ای با لحاظ کردن مقاطع کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی جمع آوری شد. برای اندازه گیری شایستگی های تحقیقاتی از زیرمقیاس های مهارت های انجام و مدیریت تحقیق و تفسیر و انتقال دانش پرسش نامه توسعه دانشجویان و برای گردآوری داده های مربوط به منتورینگ از پرسش نامه منتورینگ اسلامی (خاقانی زاده، تقوی و عبادی، 2019) استفاده شد. یافته ها: میانگین کل منتورینگ اسلامی 78/3 و شایستگی های پژوهشی برابر با 84/3 بوده است که بیانگر وضعیت مناسب دانشجویان است. نتایج حاصل از آزمون هم بستگی نشان می دهد که همه مؤلفه های نه گانه منتورینگ اسلامی به جز چالش انگیزی، مشاوره و معاشرت علمی رابطه معناداری با صلاحیت یابی پژوهشی دانشجویان دارند. نتایج تحلیل رگرسیون نیز بیانگر معناداری مدل بوده و نشان می دهد مقدار قابل توجهی از واریانس صلاحیت یابی پژوهشی دانشجویان توسط مؤلفه های منتورینگ اسلامی تبیین می شوند. اصالت/ارزش: مطالعه حاضر وضعیت عاملان حرفه ای آینده علم اطلاعات و دانش شناسی و پیش بینی پذیری آن را بر اساس یکی از راهبردهای تربیتی سازگار با شرایط فرهنگی حاکم بررسی کرده است.
شناسایی و داده کاوی عناصر نشر در استفاده از مجوزهای کریتیو کامنز در نشریات دسترسی باز پایگاه دوآج برای حمایت از حقوق مالکیت فکری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف از این مقاله شناسایی و داده کاوی عناصر نشر در استفاده از مجوزهای کریتیو کامنز در نشریات دسترسی باز پایگاه دوآج برای حمایت از حقوق مالکیت فکری است. روش: روش پژوهش داده کاوی توصیفی و جامعه آماری نشریات نمایه شده در پایگاه دوآج 9389 عنوان تا اوایل سال 2016 است. داده های مورد نیاز از پایگاه دوآج به صورت فراداده و با فرمت CVS شامل ناشران و 128کشور عضو این پایگاه ذخیره شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار رپیدماینر نسخه 7 و از مدل جدیدی بر اساس روش شناسی استاندارد کریسپ و الگوریتم درخت تصمیم C5.0 استفاده شد. یافته ها : نتایج حاصل از داده ها نشان داد که 46.44 از نشریات از مجوزهای کریتیوکامنز استفاده نکرده اند. بیشترین مجوزهای استفاده شده در این پایگاه، مجوز تخصیص است. ناشران در مجموع بیشتر از مجوز تخصیص با 28.88 درصد (711) عنوان و کمتر از مجوز اختیار- غیراشتقاقی0.4 درصد (37) عنوان استفاده کرده اند که ناشران دانشگاهی با 35.07 درصد بالاترین رتبه را در استفاده از این مجوزها به دست آورده است و از بین کشورها، مصر با 11.39 درصد رتبه اول، بریتانیا با 8.64 درصد رتبه دوم و برزیل با 8.33 درصد رتبه سوم را کسب نموده اند. در بین قاره ها، اروپا در استفاده از مجوزها رتبه اول را کسب کرده است. الگوریتم درخت تصمیم C5.0 با دقت 69.20 ، صحت 64.90 درصد و با خطای 35.10 درصد (صحت-1= نرخ خطا) برای ناشران کشورهایی نظیر آمریکا، برزیل، مصر، بریتانیا، لهستان مجوز تخصیص را پیش بینی کرده است که نشان دهنده تأیید یافته های مذکور است. نتیجه : استفاده از انواع مجوزها به خصوص مجوز تخصیص توسط کشورها و ناشران نشانگر پذیرش این مجوز ها از سوی جامعه و تداوم و تقویت فرایند توسعه دانش همراه با شتاب فزاینده ای در جهت تولید علم است.
تحلیل کاربرد الگوی فراگفتمان هایلند در خلاصه سازی خودکار استناد مدار: پیشنهاد طرح حاشیه نویسی بافتارهای استنادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف مقاله حاضر، تحلیل کاربرد الگوی فراگفتمان هایلند در خلاصه سازی خودکار استنادمدار متون علمی و پیشنهاد یک طرح حاشیه نویسی فراگفتمان مدار برای بافتارهای استنادی به منظور به کار گیری در خلاصه سازی استنادمدار می باشد. روش شناسی: روش شناسی این پژوهش از نوع کتابخانه ای است و پاسخ دهی به سؤالات پژوهش، از طریق مطالعه و تحلیل منابع مربوط به الگوی فراگفتمان هایلند، خلاصه سازی خودکار متون علمی، تحلیل بافتارهای استناد و طبقه بندی کارکردهای استناددهی انجام شده است. یافته ها: فراگفتمان تعاملی هایلند برای نشان دادن چشم انداز نویسنده نسبت به اطلاعات گزاره ای و خواننده به کار می رود، از ابزارهای زبانی مناسب ژانر نقد بهره می برد و برای تحلیل بافتارهای استنادی مناسب است. بنابراین، طرح حاشیه نویسی فراگفتمان مدار بافتارهای استنادی بر اساس تردیدنما، یقین نما، نگرش نما، خوداظهارها و دخیل سازها که از مؤلفه های اصلی فراگفتمان تعاملی - مشارکتی هایلند هستند، پیشنهاد شد. این طرح شامل 70 طبقه می باشد. نتیجه گیری: از فراگفتمان تعاملی هایلند می توان برای ساخت پیکره مناسب جهت خلاصه سازی خودکار استنادمدار بهره گرفت و مراحل ایجاد رده بند های مورد نیاز فرآیند خلاصه سازی، پالایش بافتارهای استنادی و انتخاب جملات برای درج در خلاصه نهایی را بر اساس آن انجام داد. حاشیه نویسی پیکره ها عموماً بر اساس یک طرح حاشیه نویسی انجام می شود. بنابراین، طرح پیشنهاد شده می تواند مفید واقع شود. با توجه به این که طرح حاشیه نویسی پیشنهاد شده مبتنی بر نظریات موجود است، لازم است در به کارگیری آن، از حاشیه نویسان خواسته شود تا در حین برچسب زنی، هر برچسب دیگری غیر از موارد مطرح شده در طرح را که به ذهنشان می رسد با ذکر دلیل، یادداشت نمایند تا در صورت احراز توافق مطلوب به طرح اضافه گردد.
بررسی میزان انطباق رفتار نگارشی نگارندگان و کاربران پایگاه های اطلاعات علمی فارسی با دستورالعمل های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی در ارتباط با پیوسته نویسی، نزدیک نویسی و جدانویسی کلمات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف کلی پژوهش حاضر شناخت میزان انطباق رفتار نگارشی نگارندگان و کاربران پایگاه های اطلاعات علمی فارسی با دستورالعمل های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی از نظر پیوسته نویسی، نزدیک نویسی و جدانویسی کلمات است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر طرح تحقیق ارزیابانه است. جامعه پژوهش حاضر را دو گروه تشکیل می دهد، یکی مدارک موجود در سه پایگاه اطلاعات علمی فارسی یعنی مگیران، مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری و اس.آی.دی؛ و دیگری دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز در سال تحصیلی (94-93). ابزار پژوهش شامل دو سیاهه وارسی محقق ساخته بود. هر سیاهه شامل 12 مصداق (کلیدواژه) از مجموع قواعد گزینش شده دستورالعمل های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود که امکان رخداد جدانویسی، نزدیک نویسی و پیوسته نویسی آن ها در هنگام نگارش وجود داشت. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد رفتار نگارشی کاربران تنها در 23/25 درصد از موارد منطبق با قواعد دهگانه دستورالعمل های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود؛ و در مقابل، 76/75 درصد از کاربران این قواعد را نادیده گرفته بودند. رفتار نگارشی نگارندگان در 40 درصد از موارد مغایر با قواعد دهگانه دستورالعمل های فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود و در مقابل، 60 درصد از نگارندگان این قواعد را رعایت کرده بودند. از دیگر یافته های پژوهش این بود که باوجود آشنایی 62/6 درصد از کاربران با نحوه درج نیم فاصله از طریق صفحه کلید رایانه، درعمده قواعد دهگانه اغلب کاربران شکل نگارشی پیشنهادی فرهنگستان، یعنی نزدیک نویسی را رعایت نکرده بودند. اصالت/ارزش : به پشتوانه پژوهش حاضر و پژوهش های مشابه، فرهنگستان زبان و ادب فارسی می تواند ضمن آگاهی از سلیقه و گرایش نگارشی نگارندگان و کاربران محمل های الکترونیکی در زمان مواجهه با کلماتی که دارای چند شکل نگارشی هستند، نسبت به اولویت بخشی و سیاستگذاری جهت اصلاح یا بهبود دستورالعمل های نگارشی خط فارسی و در نتیجه محقق ساختن یک رسم الخط واحد و مورد پذیرش طیف گوناگون استفاده کنندگان گام بردارد.
تحلیل دیدگاه کتابداران و ارزیابی بخش مدیریت ورود اطلاعات در نرم افزارهای کتابخانه ای درون سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی وضعیت نرم افزارهای کتابخانه ای درون سازمانی از لحاظ مدیریت ورود اطلاعات از دیدگاه کتابداران است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است و از روش پژوهش پیمایشی ارزیابانه برای اجرای آن استفاده شده است. روش گردآوری داده ها، ارزیابی با استفاده از سیاهه وارسی است. جامعه پژوهش شامل 23 نرم افزار کتابخانه ای درون سازمانی شناسایی شده در پژوهش حبیبی و دیگران (1397) است، که از این بین پنج نرم افزار کتابخانه ای درون سازمانی، براساس معیارهای فعال بودن، محدوده پوشش و همسنگ بودن نرم افزارها (نرم افزار کتابخانه ای دانشگاهی)، جهت ارزیابی انتخاب و سپس کتابدارانی که در بخش ورود اطلاعات این نرم افزارها مشغول به کار بودند، به تعداد 65 نفر از کتابداران کتابخانه دانشگاه های وابسته به وزارت علوم (دانشگاه تهران، شریف، شهید بهشتی، مالک اشتر، فردوسی) جهت تکمیل سیاهه وارسی انتخاب شدند، که به دلیل محدود بودن، نمونه گیری به روش سرشماری انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که در مجموع میزان مطلوبیت نرم افزار کتابخانه ای دانشگاه تهران، پند (شهید بهشتی)، ماوا (مالک اشتر)، سیماد (فردوسی مشهد)، پروان (شریف) به لحاظ مدیریت اطلاعات براساس دیدگاه کتابداران، در نرم افزار پند 26/18 درصد، نرم افزار سیماد 04/48 درصد، نرم افزار پروان 71/17 درصد، نرم افزار تهران 90/22 درصد، نرم افزار ماوا 53 /46 درصد است. از بین سه شاخص مورد بررسی (پایگاه کتابشناختی، پایگاه مستند، پایگاه موجودی)، کتابداران بیشترین میزان رضایت را از مولفه های مربوط به شاخص پایگاه موجودی کسب نمودند. به جز نرم افزار پروان که با 5/23 درصد، بیشترین امتیاز را از قسمت پایگاه کتابشناختی و کمترین میزان رضایت را در قسمت مولفه های مربوط به شاخص پایگاه مستند به دست آورد، نرم افزار پند و سیماد با 17/2 درصد، نرم افزار پروان با صفر درصد، نرم افزار تهران با 56/14 درصد و نرم افزار ماوا با 29/32 درصد کمترین امتیاز را کسب نمودند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که در مجموع میزان مطلوبیت نرم افزارهای کتابخانه ای مورد بررسی به لحاظ مدیریت ورود اطلاعات زیر پنجاه درصد است. بنابراین، نظرسنجی از کتابداران نشان داد که نرم افزارهای تدوین شده در این بخش ضعیف عمل کرده اند و هنوز بدیهیات در نرم افزارهای کتابخانه ای طراحی شده درون سازمانی حل نشده است. همانطور که یافته ها نشان داد از 5 نرم افزار فعال بررسی شده، در بخش مستندسازی، که برای کتابخانه ها یک اصل و استانداردی غیرقابل کنار گذاشتن است، این نرم افزارها به این قسمت توجهی نکرده اند. همچنین در قسمت پایگاه اطلاعات کتابشناختی، در بخش های ورود اطلاعات، انعطاف پذیری صفحه ورود اطلاعات، داشتن راهنمای فوری هنگام ورود اطلاعات و داشتن فیلدهای کافی و غیره دچار ضعف هستند. نکته مهمی که در همه نرم افزارهای درون سازمانی توجه را جلب می کند این است که این نرم افزارها از بعد فراداده های استاندارد کتابخانه ای حتی در استانداردهای کهنه شده ای مانند مارک هم ضعف دارند. با توجه به اینکه هرچه محیط ورود اطلاعات درست و نزدیک تر به استانداردهای حوزه کتابداری و علوم اطلاعات طراحی شود (نه صرفا استانداردهای نرم افزاری)، گردش اطلاعات و جستجو را آسانتر می کند، بنابراین، لازم است طراحان در تدوین این قسمت توجه بیشتری نمایند.
بررسی تأثیر نقش میانجی سرمایه روانشناختی در رابطه بین رهبری موثق و تسهیم دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر نقش میانجی سرمایه روانشناختی در رابطه بین رهبری موثق و تسهیم دانش در میان کارکنان دانشگاه لرستان انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بوده و جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه کارکنان دانشگاه لرستان در سال تحصیلی 1397- 1396به تعداد 421 نفر تشکیل می دهد. نمونه آماری 201 نفر بوده که با استفاده از فرمول کوکران و به روش طبقه ای با حجم متناسب انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های رهبری موثق والمبوا، آوولیو، گاردنر، ورنسینگ و پترسون(2008)، تسهیم دانش بوک، زمود، کیم و لی(2005) و سرمایه روانشناختی لوتانز و آوولیو استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئیpls استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاکی از آن است که رهبری موثق به صورت مستقیم (322/0=β) بر تسهیم دانش تأثیرگذار بوده و به صورت مستقیم (832/0=β) بر سرمایه روانشناختی اثرگذار است. سرمایه روانشناختی به صورت مستقیم (389/0=β) بر تسهیم دانش تأثیر می گذارد. همچنین تأثیر رهبری موثق بر تسهیم دانش به صورت مستقیم و غیرمستقیم توسط متغیر میانجی، سرمایه روانشناختی با (65/0=β)تبیین شد. نتیجه گیری: در این رابطه زمانی که سرمایه روانشناختی به عنوان متغیر میانجی وارد معادله می شود، دارای قدرت بیشتری است. به عبارت دیگر، رهبری موثق با نقش میانجی سرمایه روانشناختی موجب افزایش تسهیم دانش در میان کارکنان می شود. بنابراین، پیشنهاد می شود، مدیران دانشگاهی دیدگاه و نگرش رهبری موثق را در دانشگاه خود پرورش و تقویت کرده و بر تسهیم دانش و ارتقاء آن در کارکنان خود تأکید نموده و کارکنان خود را به عنوان مهم ترین سرمایه سازمان درک کنند.
بررسی تطبیقی تولیدات علمی نمایه شده کشورهای ایران و ترکیه در رابطه با رایانش ابری در پایگاه استنادی وب آو ساینس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۵ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۱۴)
163 - 187
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این تحقیق بررسی تطبیقی تولیدات علمی کشورهای ایران و ترکیه در زمینه موضوعی رایانش ابری در پایگاه وب آو ساینس است. روش شناسی: این تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی بوده و با رویکرد علم سنجی انجام شده و برای گردآوری داده ها از پایگاه استنادی وب آو ساینس استفاده شده است. یافته ها: در رابطه با رایانش ابری، از ابتدا تا پایان سال 2017 از کشور ایران 373 رکورد اطلاعاتی و از کشور ترکیه 172 رکورد اطلاعاتی در پایگاه استنادی وب آو ساینس نمایه شده است. اولین تولیدات علمی نمایه شده هر دو کشور در سال 2009 بوده است. به جزء سال 2016 که رشد تولیدات علمی کشور ایران سیر نزولی داشته، روند رشد تولیدات علمی هر دو کشور سیر صعودی داشته است. بیشترین تولیدات علمی کشور ایران در سال 2017 با 122 رکورد اطلاعاتی و بیشترین تولیدات علمی کشور ترکیه در سال 2017 با 46 رکورد اطلاعاتی بوده است. پژوهشگران هر دو کشور در اولویت اول با تولید 14 رکورد اطلاعاتی با پژوهشگران کشور آمریکا همکاری دارند و پس از آن محققان ایرانی با پژوهشگران مالزی در تألیف 13رکورد اطلاعاتی و با پژوهشگران کانادا در 12 رکورد اطلاعاتی همکاری داشته اند. پژوهشگران ترکیه با محققان کانادا در تألیف 9 رکورد اطلاعاتی و فنلاند در 6 رکورد اطلاعاتی همکاری داشته اند. در بین دانشگاه های ایران، دانشگاه آزاد اسلامی با تولید 129 رکورد اطلاعاتی در رتبه اول قرار دارد و پس از آن دانشگاه امیرکبیر با تولید 39 رکورد اطلاعاتی و دانشگاه تهران با 38 رکورد اطلاعاتی در رتبه های بعدی قرار دارند. در بین دانشگاه های ترکیه نیز دانشگاه صنعتی استانبول با تولید 14 رکورد اطلاعاتی در رتبه اول قرار دارد. در تولیدات علمی هر دو کشور کلیدواژه رایانش ابری، بیشترین بسامد را داشته و پس از آن در رکوردهای علمی کشور ترکیه داده های عظیم و در تولیدات علمی کشور ایران مجازی سازی، بیشترین فراوانی را داشته اند. کلیدواژه های تولیدات علمی هر دو کشور از 14 خوشه تشکیل شده است.