فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
بازیابی اطلاعات در سامانه های مختلف اطلاعاتی، از جمله کتابخانه های دیجیتال، موتورهای جستجو، سامانه های توصیه گر و پلتفرم های آنلاین، نقشی اساسی در سازمان دهی و جستجوی اطلاعات ایفا می کند. این سامانه ها به طور گسترده ای برای تسهیل دسترسی به اطلاعات در مقیاس های مختلف، از جمله در حوزه های علمی، تجاری و اجتماعی، مورد استفاده قرار می گیرند. با این حال، استفاده از مدل های پیچیده ای مانند شبکه های عصبی عمیق و مدل های زبان بزرگ، که به دلیل نیاز به توان پردازشی بالا از سخت افزارهای قدرتمندی بهره مند می شوند، چالش های جدیدی در زمینه مصرف انرژی و اثرات زیست محیطی به وجود آورده است. این مقاله که به صورت یک مرور نظام مند تدوین شده است، به بررسی این چالش ها پرداخته و مفهوم هوش مصنوعی سبز را معرفی می کند. هوش مصنوعی سبز به عنوان رویکردی برای توسعه الگوریتم ها و سامانه های هوشمند با توجه به محدودیت های منابع انرژی و اثرات زیست محیطی آن ها مطرح شده است. با توجه به پیشرفت های اخیر در فناوری های هوش مصنوعی، به ویژه در زمینه های پردازش زبان طبیعی و یادگیری عمیق، توجه به تاثیرات زیست محیطی این مدل ها ضروری به نظر می رسد. به ویژه، افزایش مصرف انرژی و تولید گازهای گلخانه ای در فرایندهای آموزشی و استنتاج مدل های پیچیده، نیازمند رویکردهای نوآورانه برای کاهش این اثرات است. همچنین مفهوم بازیابی اطلاعات پایدار معرفی شده و روش های اندازه گیری گازهای گلخانه ای و استراتژی های کاهش این گازها در فرآیندهای بازیابی اطلاعات ارائه می گردد. هدف اصلی این مقاله، جلب توجه جامعه علمی به اهمیت کاهش اثرات زیست محیطی در طراحی و پیاده سازی سامانه های بازیابی اطلاعات است. به ویژه، بر این نکته تاکید می شود که محققان و طراحان سامانه های بازیابی اطلاعات باید علاوه بر تمرکز بر کارایی و دقت سامانه ها، اثرات زیست محیطی آن ها را نیز در نظر بگیرند. در این راستا، برای ایجاد بازیابی اطلاعات پایدار، می توان با بهینه سازی الگوریتم ها، استفاده مجدد از مدل های پیش آموزش دیده و بهره گیری از محاسبات ابری، مصرف انرژی و هزینه ها را کاهش داد. این رویکردها نه تنها موجب کاهش هزینه ها و بهبود کارایی سامانه ها می شود، بلکه گامی موثر در جهت پایداری محیط زیستی نیز خواهند بود. علاوه بر این، این مقاله به محققان پیشنهاد می کند که در فرآیند تحقیقاتی خود، اثرات محیط زیستی را به عنوان یک پارامتر حیاتی در نظر بگیرند.
اثربخشی داستان های خارجی گروه سنی «ج » بر رشد تفکر مراقبتی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۰)
119 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی تأثیر داستانهای خارجی گروه سنی «ج» بر رشد تفکر مراقبتی دانشآموزان پایه ششم ابتدایی بود.
روش: روش این پژوهش بر اساس گردآوری دادهها از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل و بر اساس هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش را دانشآموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهر اصفهان در سال 1404-1403 تشکیل دادند که از میان آنها 60 دانشآموز به روش نمونهگیری خوشهای دومرحلهای انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 30 نفر) قرار داده شدند. برای اجرای مداخلات در گروه آزمایش از داستانهای خارجی کندوکاومحور و پرفروش انتشارات کودکان (1403-1395) طی 10 جلسه در حلقه کندوکاو استفاده شد. همچنین برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه تفکر مراقبتی هدایتی (1397) استفاده شد. بررسی معنیداری مداخله با روش تحلیل کواریانسبا نرمافزار SPSS-26 انجام شد.
یافتهها: یافتههای حاصل از تحلیل آماری کوواریانس تکمتغیره نشان میدهد که استفاده از داستانهای خارجی منتخب در گروه آزمایش به طور معنیداری نمره کل تفکر مراقبتی دانشآموزان را افزایش داده است. با این حال، نتایج تحلیل چندمتغیره نشان داد این داستانها موجب بهبود معنیدار دو مؤلفه «تفکر ارزشگذار» و «تفکر فعال» شده و بر تمام مؤلفههای تفکر مراقبتی تأثیر معنیدار نداشتهاند.
نتیجهگیری: به طور کلی میتوان نتیجه گرفت که بهرهگیری از داستانهای ادبی خارجی در چارچوب حلقه کندوکاو میتواند بر ارتقای برخی از مؤلفههای تفکر مراقبتی در کودکان مؤثر باشد و تأثیرگذاری بر تمام مؤلفهها نیازمند مداخلات گستردهتر و بررسیهای بیشتر است.
تجربیات کارآفرینان در دوران مدرسه: تحلیل هم رخدادی انتشارات علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۹)
163 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مقاله تحلیل هم رخدادی واژگان انتشارات علمی تجربیات مدرسه ای کارآفرینان با استفاده از فنون علم سنجی است تا نشان داده شود تجربیات دوران مدرسه کارآفرینان تا چه میزان مورد توجه و بررسی پژوهشگران بوده و کشورها و دانشگاه های مختلف در بررسی این موضوع چه نقشی ایفا کرده اند. همچنین، این بررسی آشکار می کند در این حوزه چه مفاهیمی مورد نظر قرار گرفته و ارتباط آن ها چگونه است.
روش پژوهش: نوع پژوهش حاضر کاربردی است که با روش هم رخدادی واژگان و شاخص های علم سنجی انجام شده است. داده های 2132 مقاله علمی از 1970 تا 2023 از پایگاه اسکوپوس استخراج و با نرم افزار «شبکه های کتاب سنجی» تحلیل گردید.
یافته ها: روند رشد مقالات علمی منتشرشده در حوزه تجربیات مدرسه ای کارآفرینان از سال 2000 شروع شده و همچنان ادامه دارد. آمریکا، انگلستان و اندونزی، کشورهای پیشرو این حوزه علمی هستند. همچنین خوشه های موضوعی اصلی شامل: آموزش عملی کارآفرینی، استراتژی های آموزشی در کارآفرینی، جنبه های روان شناختی کارآفرینی و ادغام آموزش و کارآفرینی است.
اهمیت پژوهش: نتایج می تواند به درک بهتر از وضعیت حال و آینده این حوزه کمک کند. تحلیل علم سنجی از سویی موضوعات مورد بررسی و مغفول را نشان می دهد و از سوی دیگر زمینه های پژوهش و همکاری های پژوهشگران را آشکار می کند. این آشکارسازی خدمتی به شناسایی مسئله های مهم و مغفول می رساند و به پژوهشگران فرصت همکاری می دهد.
.
نتیجه گیری: پژوهش در حوزه کارآفرینی، عملی میان رشته ای و نیازمند همکاری گروه های علمی متعدد است و این فعالیت طی قرن بیست و یک افزایش قابل توجهی داشته و همچنان در فرایند رشد است. با وجود این، پژوهش های اندکی توسط پژوهشگران ایرانی انجام شده است. فعالیت های کارآفرینی به چندین روش، توسعه اجتماعی و اقتصادی را ترویج می کنند؛ زیرا درآمد افراد را افزایش می دهند و مشاغل بیشتری ایجاد می کنند و نیروی خلاقیت جامعه را به تحرک وامی دارند. تجربه مدرسه ای کارآفرینان نقش اساسی در شکل دهی به دانش و مهارت های نظری آن ها برای راه اندازی و مدیریت یک کسب وکار دارد.
شناسایی چارچوب مناسب بازی وارسازی برای خدمات کتابخانه های دانشگاهی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۹)
97 - 132
حوزههای تخصصی:
هدف: خدمات کتابخانه های دانشگاهی در تأمین منابع اطلاعاتی و رفع نیازهای علمی پژوهشگران نقش برجسته و ارزشمندی دارند. با توجه به اهمیت این خدمات، انتظار می رود کتابخانه های دانشگاهی با به کارگیری روش های نوآورانه و خلاق به جذب و افزایش کاربران خود بپردازند. بازی وارسازی خدمات کتابخانه های دانشگاهی یکی از روش های جدید و مؤثر در این زمینه است. امروزه، بازی وارسازی به عنوان یک رویکرد نوین در بهبود تعامل و افزایش انگیزه کاربران در خدمات مختلف، مورد توجه کتابخانه ها قرارگرفته است. بر این اساس، هدف اصلی این پژوهش شناسایی و تحلیل چارچوب، عناصر و اجزای بازی وارسازی برای خدمات کتابخانه های دانشگاهی ایران است تا از طریق آن بتوان به ارتقاء کیفیت خدمات و جلب توجه بیشتر کاربران پرداخت. روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع ترکیبی (کیفی- کمی) بود که در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول، با استفاده از شیوه مرور نظام مند با دستورالعمل مطالعات مرور نظام مند پریزما، به شناسایی منابع مرتبط با موضوع پژوهش پرداخته شد. در مرحله دوم با بهره گیری از تکنیک دلفی، پرسشنامه شناسایی چارچوب مناسب بازی وارسازی برای خدمات کتابخانه های دانشگاهی ایران طراحی و در اختیار اعضاء پنل قرار داده شد. جامعه پژوهش حاضر دربرگیرنده دو گروه بودند: 1- پژوهش های مرتبط در قالب مقاله و پایان نامه در حوزه بازی وارسازی خدمات کتابخانه های دانشگاهی در داخل و خارج از کشور شناسایی شد و در نهایت 44 منبع انتخاب شدند. مبنای انتخاب منابع بر اساس غربالگری مطالعات پریزما 2015 بود. 2- اعضاء پنل دلفی که در مرحله نخست 7 نفر و در مرحله دوم 6 نفر بودند، در این پژوهش شرکت کردند. گردآوری داده های پژوهش از دو طریق تحلیل منابع و پرسشنامه انجام شد. تحلیل محتوای منابع با استفاده از نرم افزاز مکس کیودی ای نسخه 2020 انجام گرفت. یافته ها: پس از بررسی پژوهش های مرتبط، چارچوب اُکتالیسیس (هشت ضلعی) و داربست شناختی به عنوان چارچوب مناسب بازی وارسازی برای خدمات کتابخانه های دانشگاهی ایران شناسایی شد. هر دو چارچوب اُکتالیسیس و داربست شناختی می توانند به ایجاد یک محیط بازی وارسازی شده در خدمات کتابخانه های دانشگاهی کمک کند، با این تفاوت که اُکتالیسیس بیشتر بر روی انگیزش و جذب کاربران تمرکز دارد. در حالی که داربست شناختی بر توسعه فراگیر مهارت ها و یادگیری تأکید می کند. از سوی دیگر، پس از بررسی دیدگاه صاحبنظران مؤلفه های فرعی احساسات، روایت، پیشرفت و ارتباط از عنصر دینامیک، همکاری، بازخورد، تعامل، رقابت و جوایز از عنصر مکانیک، دستاورد، آواتار، سطوح، تابلو امتیاز، نشان و امتیازها از عنصر اجزاء به عنوان عناصر مهم بازی وارسازی در خدمات کتابخانه های دانشگاهی ایران شناسایی شدند. استفاده از چارچوب اُکتالیسیس ، داربست شناختی و عناصر مناسب بازی وارسازی می تواند موجب بهبود ارائه خدمات کتابخانه های دانشگاهی، جذب و مشارکت هرچه بیشتر کاربران شود. نتیجه گیری: به کارگیری عناصر و چارچوب بازی وارسازی در خدمات کتابخانه های دانشگاهی، به عنوان یک رویکرد جدید و با هدف افزایش تعامل کاربران و ارتقاء منابع علمی مورد توجه بسیاری از کتابخانه ها قرار گرفته است. از این رو، کتابخانه های دانشگاهی می توانند با ادغام عناصر و چارچوب های بازی وارسازی با خدمات ارائه شده، محیط یادگیری تعاملی و جذاب ایجاد کنند. نتایج این پژوهش یه صورت یک چارچوب عملی بازی وارسازی در خدمات کتابخانه های دانشگاهی پیشنهاد می شود چرا که شناسایی چارچوب های اجرایی و عناصر مؤثر بازی وارسازی در خدمات کتابخانه های دانشگاهی و ایجاد تعادل بین این عوامل برای به حداکثر رساندن میزان خطا و جلوگیری شکست پروژه های بازی وارسازی در کتابخانه های دانشگاهی ایران می تواند مؤثر باشد.
تازگی مقالات: ارزیابی مجلات فناوری هسته ای با استفاده از شاخص ضریب لبه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شاخص ضریب لبه میزان تازگی و نوآوری مقالات منتشرشده در مجلات را ارزیابی می کند. به بیان دیگر، میزان موضوعات نوظهور و نزدیک به لبه مرزهای علمی را مشخص می کند و از نتایج آن می توان به عنوان ابزار مکملی در برنامه ریزی ها و سیاست گذاری ها جهت ارزیابی مجلات علمی استفاده کرد. هدف این مقاله بررسی مقالات مجلات حوزه فناوری هسته ای در پایگاه اطلاعاتی اینیس و ارزیابی جدیدی از این مجلات بر مبنای محاسبه میزان تازگی و نوآوری مقالات با استفاده از شاخص ضریب لبه از سال 2001 تا 2020 بود.روش: این پژوهش از نوع کاربردی بود. روش ها و شاخص های علم سنجی (شاخص ضریب لبه) و تکنیک های داده کاوی در اجرای این پژوهش به کار رفته بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمام مقالات علمی منتشرشده در مجلات علوم و فناوری هسته ای بود که از سال 2001 تا 2020 در پایگاه اطلاعاتی اینیس نمایه شده اند. منابع گردآوری داده ها شامل پایگاه گزارش استنادی نشریات (جِی سی آر)، پایگاه اطلاعاتی آژانس بین المللی انرژی اتمی (اینیس)، و اصطلاحنامه تخصصی آن است. جهت دسترسی به اهداف پژوهش به فهرستی از مجلات برگزیده در حوزه موضوعی فناوری هسته ای نیاز بود که با استفاده از پایگاه گزارش استنادی نشریات، ویرایش سال 2020، تهیه شد. با بهره گیری از مرور مجلات، ازطریق حوزه موضوعی در این پایگاه، فهرستی از 29 مجله برگزیده در حوزه موضوعی علوم و فناوری هسته ای، براساس شاخص ضریب تأثیر، همراه با دیگر شاخص های استنادی استخراج شد. داده ها با نرم افزار اکسل 2021، و نرم ا فزار آماری علوم اجتماعی (اس پی اس اس) نسخه 23، تحلیل و برای پاسخ به پرسش ها از آزمون های شاپیرو- ویلک، همبستگی پیرسون و همبستگی اسپیرمن استفاده شد.یافته ها: در حوزه فناوری هسته ای در مجموع 879/79 مقاله علمی از 2001 تا 2020، در پایگاه اطلاعاتی اینیس، نمایه شده است. بررسی مقالات حوزه فناوری هسته ای براساس محاسبه قدمت تاریخی آن ها حاکی است که سال 2018 بیشترین تعداد مقاله حاوی موضوعات نوظهور را در دوره موردبررسی داشته است. بررسی جایگاه مجلات بر اساس محاسبه ضریب لبه نشانگر آن است که مجله «علوم و فناوری تأسیسات هسته ای» جایگاه نخست را کسب کرده است. همچنین، بین ضریب لبه و شاخص های استنادی ضریب تأثیر مجله، ضریب ویژه مجله، شاخص آنی مجله، و شاخص اثرگذاری مقاله در مجلات علمی موردبررسی، رابطه همبستگی معنی داری وجود نداشته است.نتیجه گیری: به منظور پیشرفت علم و دانش لازم است مجلات علمی مقالات پیشرو در لبه مرزهای علم و دانش را منتشر کنند. ارزیابی های جدید مجلات علمی، بر اساس شاخص های محتوامحور، ازجمله ضریب لبه، به عنوان شاخص های مکمل در ارزیابی مجلات علمی می تواند به طراحی نظام های ارزیابی و اعتبارسنجی کمک کند که علاوه بر توجه به میزان تأثیرگذاری مجلات، به اینکه چه نوع علمی – علم جدید و نوآورانه یا علم مرسوم- ارائه می شود نیز توجه شود.
بررسی عملکرد نرم افزارهای کتاب خوان ایرانی در پیاده سازی مؤلفه های استراتژی بازاریابی محتوایی دیجیتال (مطالعه موردی: اپلیکیشن فیدیبو)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در پژوهش پیشِ رو، قصد داریم علاوه بر شناسایی مؤلفه های بازاریابی محتوایی سازمان دهی شده برای کسب وکارهای اینترنتی، به بررسی میزان انطباق عناصر به دست آمده با فرایندهای راهبرد بازاریابی محتوایی در اپلیکیشن های کتاب خوان ایرانی بپردازیم.روش: پژوهش پیش رو از جنبه هدف، در زمره پژوهش های کاربردی و توسعه ای و از منظر رویکرد، در ردیف پژوهش های آمیخته قرار می گیرد. در گام اول پژوهش با استفاده از شیوه مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، تمامی شاخص ها و مؤلفه های راهبرد بازاریابی محتوایی استخراج شده است. سپس در گام دوم، از طریق اجرای فرایند مطالعه و تحلیل نمونه های موفق ملّی، نقاط ضعف و قوت برنامه های کاربردی کتاب خوان شناسایی شده است.یافته ها: درنهایت، با بررسی، مطالعه و تحلیل محتوای کمّی 224 عدد از منابع موجود در حوزه موضوعی پژوهش حاضر به عنوان نمونه انتخاب شده، 112 شاخص اصلی براساس بسامد واژگانی استخراج گردیده و با توجه به همپوشانی مفاهیم مستخرج، هر یک از این شاخص ها در دسته بندی جدیدی قرار گرفته است. پس از استخراج داده های موردنیاز در بخش اول، با انجام تحلیل محتوای کیفی و مطالعه مقایسه ای و نیز گردآوری سیاهه ای از مؤلفه های به دست آمده در پرسش نخست، فرایند مطالعات تطبیقی برای تعیین وضعیت موجود بازاریابی محتوایی در برنامه های کتاب خوان بومی و میزان مطابقت این اپلیکیشن ها با مؤلفه های بازاریابی محتوایی صورت گرفته است که نتایج حاصل از آن بیان می کند برنامه های کاربردی کتاب خوان ایرانی در بخش های تولید محتوای منحصربه فرد و بومی سازی شده، به کارگیری قالب های نوین تولید محتوا (مانند ویدئو) و برقراری ارتباطات دوطرفه با مخاطب بیشترین ضعف را از خود نشان می دهند.نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که هدف گذاری دقیق، افزایش آگاهی و اطلاعات مخاطب، افزایش فروش غیرمستقیم، افزایش وفاداری مشتری، انتقال پیام و داستان برند، هدایت کاربر به اقدام سودآور، برقراری تعامل و ارتباط دوطرفه با مخاطب و استفاده از فناوری و امکانات نوین فنّاوری ازجمله مهم ترین مؤلفه های یک راهبرد بازاریابی محتوایی موفق به شمار می روند و با توجه به عملکرد متوسط رو به پایین اپلیکیشن های داخلی در این زمینه ها، لازم است هر یک از این نرم افزارهای کتاب خوان از طریق اجرای یک برنامه دقیق و هدفمند، مطابق با چهارچوب ارائه شده در پژوهش حاضر، کاستی ها و نواقص موجود را شناسایی و برطرف کنند.
اعتباریابی مدل تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: تحول دیجیتال مفهوم به نسبت جدیدی در محیط کتابخانه های دانشگاهی است و به یکی از مفاهیم کلیدی موفقیت و پایداری برای کتابخانه ها در محیط رقابتی اطلاعات تبدیل شده است. نبود پژوهش های بنیادین و مبهم بودن ملزومات ساخت آن برای کتابخانه ها به ویژه در بافت کتابخانه های دانشگاه های دولتی ایران این نیاز را پدید می آورد تا ملزومات تحول دیجیتال را در کتابخانه های دانشگاه های دولتی ایران بررسی کنیم. برای این هدف پیش تر پژوهشی با روش دلفی انجام شده و مجموعه ای از عوامل مؤثر بر تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های دولتی ایران را در قالب مدل ارائه کرده است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر سنجش اعتبار مدل تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های دولتی زیرنظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است.روش ها: رویکرد این پژوهش کمی با روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری مورد بررسی 753 نفر از مدیران، معاونان و کتابداران کتابخانه های مرکزی و نیز اعضای هیئت علمی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی زیرنظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بودند و نمونه آماری پژوهش 258 نفر از آنان بودند که روش نمونه گیری براساس نمونه گیری در دسترس و سپس طبقه ای انجام شد. اعتبار مدل پژوهش با کاربرد روش های «مدل سازی معادلات ساختاری» و نرم افزار «پی ال اس» بررسی شد.یافته ها: یافته های پژوهش گویای آن است که مدل تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های دولتی زیرنظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران که در قالب 7 بُعد اصلی، 25 مفهوم و 139 مؤلفه ارائه شده بود از سه جنبه برازش مدل اندازه گیری، برازش مدل ساختاری و برازش مدل کلی از تناسب و کیفیت خوبی برخوردار بوده و پرسشنامه حاصل از آن روایی و پایایی مناسبی دارد.بحث و نتیجه گیری: مدل پیشنهادی از تبیین قابل قبولی برای شناسایی الزامات و عوامل مؤثر بر تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های دولتی زیرنظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران برخوردار است و می تواند راهنمای خوبی برای پیاده سازی تحول دیجیتال در این کتابخانه ها باشد.اصالت: این پژوهش می تواند به درک بهتر الزامات و عوامل موثر بر تحول دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های دولتی ایران یاری رسانده و زمینه را برای ارتقای عملکرد آن ها در عرصه رقابتی اطلاعات فراهم آورد.
The Integration of Drones and IoT in Smart City Networks(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
895 - 931
حوزههای تخصصی:
Background: Smart city technology solutions have recently ramped up the utilization of drones with Internet of Things (IoT) technologies for improving smart city systems. IoT sensors combined with real-time communication ad hoc network drones are also another area with great potential including traffic monitoring, environment management, disaster management, etc. Nevertheless, issues regarding energy consumption and density, the number of nodes that can be incorporated into the network, as well as the issue of avoiding collisions between the signal sent by one node with the signals that may be transmitted by other nodes are still observed as essential impediments to the wide application of WSNs. Objective: The article seeks to propose and assess algorithms for operating drone-IoT systems whilst dealing with issues like energy efficiency, real-time data communication, avoiding mid-air collisions, and dealing with the increasing number of systems in crowded urban areas. Methods: This study utilizes a two-time algorithm technique that was adopted from the prior study. The first algorithm provides a method for speed and position control of drones, ensuring that the distance between the drones is sufficient and not violable. The second algorithm is centered on energy reduction, which selects the precise energy usage by employing path planning in real time. The effectiveness of these algorithms was determined using simulation models with respect to metrics including latency, energy consumption, and scalability. Results: The proposed system revealed the systems’ improvements in energy efficiency, fewer collisions, and strong scalability of drone management. Main conclusions possible to conclude during the experiment reveal the system’s generic aptitude to the different urban situations and its stability in changing traffic conditions. Conclusion: The article presents a scalable and efficient solution for extending drone applications to smart cities using IoT platforms. In this way, the results can serve as the further theoretical and experimental base for investigating the trends of management and the infrastructure of cities.
A Digital Twins in Smart Cities for Building Resilient Urban Infrastructures(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
967 - 995
حوزههای تخصصی:
Background: Digital twin (DT) technologies have become significant enablers of urban management, utilising real-time information, data analytics, and IoT connectivity to manage challenging urban issues. Nonetheless, existing studies reveal the capacity of the DTs, while their generalization, flexibility, and cross-disciplinary application for various urban environments are not thoroughly studied yet. Objective: This article aims to evaluate the effectiveness of DT technologies in improving traffic management, energy efficiency, infrastructure maintenance, and public safety across six case study cities: There are Singapore, Helsinki, Barcelona, Dubai, New York, and Tokyo. The study examines how DTs can be extended and implemented to target urban issues and how their use operational performance might be optimized. Methods: The study used quantitative data processing, on-line data analysis with factorization and machine learning, and assessment of the case studies. Quantitative measures which included traffic flow, energy loss, down time, and response to emergency situations were investigated pre and post DT application. The improvements mentioned were statistically confirmed, and the metrics of scalability and adaptability were evaluated in the course of the cities. Results: DT technologies increased traffic flow by up to 42.9%, reduced energy losses by 35%, minimum down time was 42%, emergency response was 44.9%. This was the case because the network had high IoT coverage and because DTs were applied to the context when it specifically needed them. Conclusion: The study proves that DTs can be implemented in different environments due to their flexibility to accommodate different urban conditions. AI and cross domain integration can add to the effectiveness of DT in general and both are inarguably now crucial for the management of contemporary urban environment.
چالش های همه گیری کرونا بر برنامه ریزی، اجرا و انتشار پژوهش های دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
246 - 229
حوزههای تخصصی:
هدف: جهان همواره دستخوش ناملایمات گوناگون بوده است. اغلب این ناملایمات به مثابه یک چالش بزرگ ملی، منطقه ای و جهانی همه بشریت را به مبارزه طلبیده است. گاه هم این ناملایمات در سطح یک بحران جهانی رخ نموده است. ویروس کرونا از خانواده ویروس هایی است که عفونت های تنفسی را در انسان ها و حیوانات ایجاد می کند. ویروس کرونای جدید که با نام رسمی SARS-CoV-2 شناخته می شود باعث بروز بیماری COVID-19 در انسان ها شد و ساختارهای اجتماعی، الگوی کار و توزیع درآمد را دچار آشفتگی و تغییر کرد. از ساختارهای متأثر از این ویروس دانشگاه ها و مأموریت های آن بود. در این راستا، پژوهش حاضر به منظور شناسایی چالش های همه گیری کرونا بر برنامه ریزی، اجرا و انتشار پژوهش های دانشگاهی انجام شد.
روش: این پژوهش از منظر رویکرد، کیفی بوده و با استفاده از روش پدیدارشناسی تفسیری اجرا شد. مشارکت کنندگان پژوهش شامل 38 نفر از کارگزاران و مدیران دانشگاهی و وزارتی و نیز صاحب نظران آموزش عالی در دانشگاه ها و نیز ستاد مرکزی وزارت علوم و تحقیقات بودند که به صورت هدفمند انتخاب و فرآیند جمع آوری اطلاعات تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند جمع آوری شد و با استفاده از روش همسوسازی مورد اعتباریابی قرار گرفت. تحلیل داده ها با بهره گیری از روش تحلیل مضمون در محیط نرم افزار MAXQDA انجام شد.
یافته ها: چالش های شناسایی شده پژوهش های دانشگاهی در مرحله برنامه ریزی شامل ابهام نقش، بی انگیزگی و بی رغبتی، ترجیح آموزش، عدم وفاق درون گروهی و بین رشته ای، تأثیر زیرساخت ها بر کمّیت پژوهش ها، تغییر منابع تأمین پژوهش؛ در مرحله اجرا شامل وابستگی به مسیر، کمبود امکانات و زیرساخت ها، پنهان کاری شرکت کننده ها، نظارت معیوب، محدودیت مسافرت های علمی و ارتباطات، فیلترینگ؛ و در مرحله انتشار شامل تغییر سیاست های نشر آثار علمی، هیجان زدگی در اشاعه نتایج، عدم امانتداری، کند شدن فرایند ارزیابی و چاپ مجلات بود.
نتیجه گیری: مدیریت چالش های معرفی شده می تواند به بهبود کیفیت و اثربخشی پژوهش ها در مواقع اورژانسی، ارتقاء سطح علمی دانشگاه، جذب محققین با استعداد، کاهش هدر رفت منابع، ارتقاء تعاملات بین رشته ای، ارتباط با صنعت و جامعه، افزایش قابلیت اطمینان نتایج پژوهشی و احترام بیشتر به مالکیت معنوی دستاوردهای اساتید در فضای مجازی منجر شود.
شناسایی ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی اعضای هیأت علمی: رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریتِ ایده یک رویکرد ساختاریافته برای تولید، ارزیابی و سازماندهی ایده هاست که می تواند به بهبود دستاوردهای سازمان کمک کند. هدف این پژوهش کیفی شناسایی ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی اعضای هیئت علمی بود که با رویکرد سنتزپژوهی و روش فراترکیب و با استفاده از روش هفت-مرحله ای «ساندلوسکی و باروسو» انجام گرفت. تیم فراترکیب، متشکل از سه متخصص در حوزه مدیریت اطلاعات و دانش و یک متخصص در حوزه روش پژوهش فراترکیب بود. گردآوری داده ها با استفاده از هفت گام فراترکیب شامل تنظیم سؤال پژوهش، بررسی نظام مند منابع، جست وجو و انتخاب منابع مناسب، استخراج اطلاعات، تجزیه وتحلیل و ترکیب یافته های کیفی، کنترل کیفیت، و ارائه یافته ها صورت گرفت؛ بدین شکل که با جست وجوی کلیدواژه های مرتبط در هفت پایگاه اطلاعاتی و موتور جست وجو، مقاله های منتشرشده بین سال های 2000 تا2023 انتخاب گردید و بر اساس سیستم غربال گری برای ورود یا خروج مقالات، سرانجام 55 منبع پژوهشی مرتبط که همگی به زبان انگلیسی بودند، مبنای تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی اعضای هیئت علمی را می توان در چهار مضمون سازمان دهنده شامل جامعه و مشارکت اعضا، مدیریت سامانه، مدیریت نوآوری، و مدیریت مالی قرار داد. هر یک از این مضامین خود شامل تعدادی مضمون پایه بود و سرانجام، 58 مضمون پایه به دست آمد. اعتبار مضامین یافت شده با استفاده از تکنیک های اعتبارپذیری، انتقال پذیری و همسوسازی داده ها انجام شد. اعتمادپذیری به داده ها نیز با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و همسوسازی پژوهشگران تأیید گردید. با توجه به نتایج به دست آمده، سامانه مدیریت ایده های پژوهشی سودمند سامانه ای است که افزون بر دارا بودن مشخصات یک سامانه معمول مدیریتی، ویژگی هایی همچون ارتباط با کارشناسان موضوعی، ترسیم نقشه ذهنی، امکان بارش فکری، ثبت، ضبط، ویرایش و اصلاح ایده ها، انتخاب بهترین ایده ها، همچنین پیگیری وضعیت ایده و پیشرفت آن و غیره را داشته باشد. این پژوهش افزون بر اینکه برای نخستین بار به موضوع ویژگی های سامانه مدیریت ایده های پژوهشی پرداخت، یک رویکرد فراترکیب را در این حوزه به کار برد که پیش از آن تحت سلطه روش های علم طراحی قرار داشت. طراحی چنین سامانه ای به عنوان ابزاری سودمند جهت ارزیابی عملکرد اعضای هیئت علمی، ردیابی سیر فکری پژوهشگران در طول زمان و پی بردن به علایق پژوهشی آن ها مطرح است. همچنین، مدیران می توانند بر اساس گزارش های موجود در سامانه، برنامه ریزی دقیقی از پروژه های آینده سازمان خود و نیازهای فناورانه، مالی، نیروی انسانی مورد نیاز و غیره داشته باشند و از پیشرفت اجرای ایده ها مطلع شده و چالش ها و مشکلات پیش روی اجرای ایده ها را بشناسند.
واکاوی استعمار داده: از تبیین سلطه گری نوین تا ضرورت حکمرانی ملی بر داده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر که داده به عنوان سرمایه راهبردی کشورها شناخته می شود، شرکت های بزرگ فناوری با بهره گیری از ابزارهای پیشرفته به جای تسخیر سرزمین ها و منابع طبیعی، داده های کاربران را تصاحب می کنند. در این راستا، پژوهش حاضر نشان می دهد که چگونه شرکت های بزرگ فناوری با ایجاد ساختارهای داده محور، مفهوم جدیدی از سلطه گری (استعمار داده) را شکل داده اند . در این مسیر، مطالعه حاضر با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی به واکاوی چند جانبه پدیده استعمار داده پرداخته است . به رغم اینکه دامنه نفوذ استعمار داده از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و به چالشی جهانی تبدیل شده و ابعاد بین المللی نیز یافته است، دامنه این پژوهش بر حوزه ملی به ویژه ارائه راهکارهایی برای تقویت توان کشور در رویارویی با این پدیده متمرکز است. در این خصوص یافته های پژوهش نشان می دهد که چهار عامل اصلی شامل خلأ قانونی و ضعف در الزامات حقوقی، فقدان زیرساخت های فنی، ضعف سازوکار نظارتی، و پایین بودن سطح سواد داده به عنوان عناصر زمینه ساز استعمار داده شناسایی شده اند. این عوامل در تعامل با یکدیگر به تضعیف حاکمیت داده و سرانجام، تضعیف نظام حکمرانی بر داده می انجامند. بدین جهت پژوهش حاضر در راستای مقابله با این پدیده، با تأکید بر ضرورت اتخاذ رویکردی جامع و نظام مند، راهکارهایی متناظر با عوامل زمینه ساز ارائه می دهد که شامل قانون گذاری خاص و تقویت چارچوب های حقوقی، توسعه زیرساخت های فنی، ارتقای سازوکارهای نظارتی، و افزایش سطح سواد دیجیتال است. نتایج همچنین نشان می دهند که این راهکارها در تعامل با یکدیگر می توانند ضمن تقویت حاکمیت ملی نسبت به داده، به استحکام نظام حکمرانی داده بینجامند. سرانجام اینکه نتایج این مطالعه مؤید آن است که مواجهه مؤثر با این پدیده، مستلزم تعریف چارچوب حقوقی نوینی است که در آن، حاکمیت داده به مثابه یکی از ارکان بنیادین حاکمیت ملی مورد شناسایی و حمایت قرار گیرد.
تحلیل و بررسی مزایا و چالش های اخلاقی مدل های زبانی بزرگ در سپهر پژوهش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدل های زبانی بزرگ چه کاربست هایی دارند و این کاربست ها به چه مزایا و چالش هایی به ویژه در سپهر پژوهش می انجامند؟ در این مقاله به تحلیل و بررسی مهم ترین مزایا و چالش های اخلاقی این مدل های زبانی خواهیم پرداخت. خواهیم دید که در کنار مزایایی همچون رفع موانع زبانی برای نویسندگان غیرانگلیسی زبان، کاهش هزینه آماده سازی، صرفه جویی در زمان، افزایش کیفیت نگارش، ترویج راحت تر دانش، و کمک به پژوهشگران دارای شرایط خاص، چالش های مهمی نظیر توهم ، مسئولیت پذیری و مؤلف بودن، مشابه نویسی و سرقت ادبی، سوگیری، امنیت و حریم خصوصی، ایمنی و توان آسیب رسانی، شفافیت و توضیح پذیری، مسائل زیست محیطی، بیکاری و بهره کشی نیز وجود دارد. با تحلیل این مزایا و چالش ها و گریز از رویکردهای کاملاً خوشبینانه یا بدبینانه نسبت به این فناوری، نشان خواهیم داد که برای رفع یا کمینه کردن شدت برخی از چالش ها، به ویژه چالش های خاصی که مدل های زبانی در سپهر پژوهش ایجاد می کنند، نیاز به کارهای نظری، سیاستی، آموزشی و فنی وجود دارد.
بررسی خرد سازمانی و پیشرفت مدیریت دانش با نقش محرک نوآوری در کتابخانه های عمومی استان قم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
183 - 219
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش واسطه ای نوآوری در رابطه بین خرد سازمانی و مدیریت دانش در کتابخانه های عمومی استان قم است . پژوهش کاربردی حاضر با روشی توصیفی و به شیوه همبستگی انجام شده است . در پژوهش حاضر، داده ها از طریق سه پرسش نامه استاندارد (پرسش نامه مدیریت دانش لاوسون، خرد سازمانی آلبرخت و نوآوری شغلی جزنی ) گردآوری گردید. جامعه آماری شامل ۱۱۲ کتابدار کتابخانه های عمومی استان قم بود که تعداد ۸۶ نفر از آن ها به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب گردید. پایایی ابزار پژوهش با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ تعیین شد. نتایج نشان داد که نمره شرکت کنندگان مطالعه در سه متغیر مدیریت دانش ، خرد سازمانی و نوآوری به صورت معناداری متفاوت و بیشتر از حد متوسط است . همچنین، خرد سازمانی و نوآوری به صورت مجزا به صورت معناداری پیش بینی کننده مدیریت دانش هستند. یافته ها حاکی از همبستگی مثبت معناداری بین خرد سازمانی و نوآوری و اینکه خرد سازمانی به صورت معناداری پیش بینی کننده مدیریت دانش و نوآوری است درحالی که نوآوری نقش واسطه ای در ارتباط بین خرد سازمانی و مدیریت دانش نداشت . دیگر یافته ها نشان دادند که جنسیت ، مدرک تحصیلی و رشته تحصیلی تأثیری بر میانگین نمرات مدیریت دانش ، خرد سازمانی و نوآوری نداشت .
مطالعه رابطه نفوذ اجتماعی با بهره وری و کارایی در بین پژوهشگران حوزه مدیریت دانش از دیدگاه علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
109 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین نفوذ اجتماعی، بهره وری و کارایی در بین پژوهشگران حوزه مدیریت دانش با استفاده از داده های پایگاه وب آو ساینس است. به بیان دیگر، این پژوهش قصد دارد با ترسیم شبکه هم نویسندگی پژوهشگران حوزه مدیریت دانش، کاربرد سنجه مرکزیت را در ارزیابی علمی پژوهشگران این حوزه بررسی کند و رابطه این سنجه با میزان تولیدات علمی افراد و نیز تاثیرگذاری پژوهش های آن ها را مورد تأمل قرار دهد.
روش : پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کاربردی علم سنجی است که از فنون هم نویسندگی و تحلیل شبکه های اجتماعی بهره گرفته است. جامعه آماری پژوهش را کلیه مقالات حوزه مدیریت دانش تشکیل می دهد که طی سال های 1900 تا 2018 در پایگاه وب آوساینس نمایه شده اند و شامل 23258 رکورد از 37697 نویسنده هستند. به منظور محاسبه نفوذ اجتماعی، ماتریس مربع هم نویسندگی با نرم افزار بیب اکسل تهیه، و با استفاده از امکانات نرم افزار «یو سی نت» مولفه های نفوذ اجتماعی (شامل مرکزیت نزدیکی، رتبه و بینابینی) محاسبه گردید. شبکه هم نویسندگی این حوزه با استفاده از نرم افزار نت دراو ترسیم شد و برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی و استنباطی از نرم افزارهای اس.پی.اس.اس. و لیزرل استفاده شد. در این پژوهش، تعداد مقالات نویسندگان به عنوان شاخص بهره وری و تعداد استنادهای دریافتی آنان نمایانگر شاخص کارایی در نظر گرفته شد. در بررسی رابطه بین متغیرهای پژوهش نیز آزمون رگرسیون، با توجه به نرمال بودن توزیع داده ها مورد استفاده قرار گرفت.
یافته ها: بررسی روند رشد مقالات حوزه مدیریت دانش در بازه زمانی 1990 تا 2018 در پایگاه وب آو ساینس نشان داد که مقالات این حوزه، بویژه از دهه 2000 به این سو، رشد قابل ملاحظه ای داشته و این تعداد در سال 2017 به اوج خود رسیده است. طبق یافته های پژوهش، در میان 37697 نویسنده که در تولید مقالات مدیریت دانش مشارکت داشته اند، «چن وای» با داشتن 139 مقاله، بیشترین میزان بهره وری را در این حوزه دارد و از نظر کارایی «گاتزچاک» با دریافت 2398 استناد، در رتبه اول قرار گرفته است. اما، از نظر شاخص های نفوذ اجتماعی «وانگ وای» دارای ثبات و جایگاه بالاتری نسبت به دیگر نویسندگان این حوزه است و از این نظر از قدرتمندترین نویسندگان این حوزه به شمار می رود. یافته های مربوط به هم نویسندگی مقالات حوزه مدیریت دانش نشان داد که شبکه اجتماعی این نویسندگان از یک خوشه بزرگ و تعداد معدودی گره منزوی تشکیل شده است. مطالعه شبکه اصلی هم نویسندگی نیز حاکی از آن است که ارتباط منسجمی بین نویسندگان وجود دارد. در بررسی رابطه بین نفوذ اجتماعی با کارایی و بهره وری نویسندگان، یافته ها بیانگر این است که تعداد تولیدات علمی افراد و نیز میزان استنادهای دریافتی آنان با شاخص های اثرگذاری اجتماعی دارای ارتباط مثبت و معنی داری است. به عبارت دیگر، با افزایش تعداد تولیدات علمی یک پژوهشگر، و یا با افزایش تعداد استنادهای دریافتی وی، درجه مرکزیت او در شبکه هم نویسندگی نیز افزایش می یابد.
نتیجه گیری: بررسی رابطه بین نفوذ اجتماعی نویسندگان (حاصل از نمره مرکزیت ها) با کارایی (تعداد استنادهای دریافتی) و بهره وری (تعداد مقالات) نشان داد پژوهشگرانی که از نظر هم نویسندگی دارای نقش مرکزی تری هستند، از بهره وری و کارایی بهتری نیز برخوردار می باشند. به بیان دقیق تر، هرچه شخص نمره مرکزیت بالاتر داشته باشد، بهره وری و کارایی نویسنده نیز افزایش پیدا می کند. لذا، با استناد به نتایج حاصل از پژوهش، برخورداری نویسندگان از نفوذ اجتماعی بیشتر در حوزه روبه رشد مدیریت دانش، بر ارتقاء شاخص های بهره وری و کارایی آنان تاثیرگذار است. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که تحلیل شبکه های اجتماعی ابزاری قدرتمندی در ارزیابی پژوهشگران است که می تواند حتی به عنوان شاخصی جایگزین مورد استفاده قرار گیرد.
A Pathway to Ultra-Fast Data Transmission for Next-Generation Networks through Terahertz Communication in 6G(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
1179 - 1212
حوزههای تخصصی:
Background: As the demand for ultra-fast, low-latency communication continues to rise, Terahertz (THz) communication has emerged as a promising candidate for enabling next-generation 6G networks. However, environmental sensitivity and hardware challenges pose significant limitations. Objective: This study investigates the potential of THz communication to support ultra-high data transfer rates in 6G networks, with a focus on the impact of environmental conditions, hardware complexity, and modulation techniques. Method: Through simulation analysis under both optimal and adverse environmental conditions, the performance of THz communication was assessed. The study also explores emerging materials and adaptive technologies to mitigate performance degradation. Results: Under optimal conditions, THz communication demonstrated the ability to achieve data rates up to 8.5 Tbps with approximately 1 ms latency at 10 THz. However, in high humidity and non-line-of-sight (NLOS) scenarios, performance declined significantly, with the signal-to-noise ratio (SNR) dropping from 35 dB to 18 dB and the bit error rate (BER) increasing from 3×10⁻³ to 4×10⁻². Orthogonal Frequency Division Multiplexing (OFDM) outperformed Quadrature Amplitude Modulation (QAM) in BER under varying conditions. The integration of advanced materials such as graphene and photonic crystals, along with intelligent reflecting surfaces (IRS), showed promise in enhancing signal quality and thermal management. Conclusion: While THz communication exhibits strong potential for supporting the high-speed, low-latency demands of 6G, environmental vulnerabilities and hardware complexity remain key challenges. Future research should prioritize the development of cost-effective, scalable materials and adaptive technologies to improve performance and deployment feasibility in diverse conditions.
تدوین چارچوبی برای ارزیابی مجلات دسترسی آزاد ایرانی بر اساس معیارهای نمایه سازی بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : با رشد فزاینده مجلات دسترسی آزاد و ضرورت سنجش کیفیت آنها، نیاز به تدوین چارچوب های بومی ارزیابی این مجلات در ایران بیش از پیش احساس می شود. هدف این پژوهش، ارائه چارچوبی جامع و بومی برای ارزیابی مجلات دسترسی آزاد ایرانی با تکیه بر معیارهای پذیرفته شده در پایگاه های بین المللی نمایه سازی است. روش پژوهش : این مطالعه از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده و برای گردآوری داده ها از روش دلفی دومرحله ای بهره گرفته شده است. در گام اول، پس از تحلیل اسناد و راهنمای نمایه سازی 11 پایگاه معتبر بین المللی از جمله وب آو ساینس، اسکوپوس، دواج، پاب مد، شرپا رومئو، اینداوی، ابسکو، گوگل اسکالر، اولریخ ، پلن اس، رُود، تعداد ۱۰۳ شاخص اولیه استخراج گردید. این شاخص ها برای ارزیابی به ۱۲ تن از خبرگان حوزه علم اطلاعات ارسال شد که ۹ نفر به آن پاسخ دادند. پس از تحلیل نتایج، شاخص های جدیدی نیز از پیشنهادهای خبرگان افزوده شد و در مجموع ۱۲۲ شاخص در دور دوم برای همان ۹ نفر ارسال گردید. شاخص ها به صورت طبقه بندی شده در قالب شاخص های کلی و زیرشاخص ها ارائه شد و ارزیابی با طیف لیکرت پنج درجه ای و معیارهای آماری (میانگین، انحراف معیار، ضریب تغییرات) انجام گرفت. یافته ها : در مرحله نهایی، ۷۶ شاخص (معادل %62) به عنوان شاخص های نهایی ارزیابی تأیید شدند. این شاخص ها در ۸ مؤلفه اصلی شامل اطلاعات شناسنامه ای مجله، کیفیت محتوای علمی، ساختار هیئت تحریریه، سیاست های انتشار، فرایند داوری، اصول اخلاقی نشر، دسترسی پذیری و ساختار وبگاه طبقه بندی شدند. بالاترین وزن و اهمیت به مؤلفه های «کیفیت محتوای علمی» و «شفافیت فرایند داوری» تعلق گرفت. نتیجه گیری : چارچوب پیشنهادی این پژوهش، بر پایه اجماع خبرگان و تحلیل اسناد معتبر بین المللی طراحی شده و می تواند به عنوان ابزار راهبردی برای ارزیابی مجلات دسترسی آزاد ایرانی مورد استفاده قرار گیرد. به کارگیری این چارچوب می تواند به بهبود استانداردهای علمی، افزایش اعتبار بین المللی و ارتقای نمایه پذیری مجلات ایرانی کمک کند. کاربرد پژوهش : نتایج این تحقیق می تواند مورد استفاده سردبیران، ناشران، سیاست گذاران علمی و نهادهای ارزیاب قرار گیرد تا با تمرکز بر شاخص های کلیدی، روند داوری، تولید محتوا و ساختار نشر در مجلات دسترسی آزاد را بهبود بخشند و بستر ورود آنها به پایگاه های بین المللی را تسهیل کنند.
Drone-Based Network Coverage Expansion in 6G Networks(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
637 - 666
حوزههای تخصصی:
Background: The emergence of 6G networks requires new approaches to extend coverage, increase network availability and optimize performance in difficult conditions, including urban and rural areas. Thus, UAVs or UAV systems have developed as a powerful candidate to counter these problems by offering on-demand contingent coverage and differing communication services. Objective: The opportunity of the development of UAVs’ application in the extension of the network’s coverage is studied in the context of energy efficiency, latency, and Inter-UE interference in high-density 6G environment. Methods: A three-layered optimization architecture was devised, including multi-agent reinforcement learning (MARL) for interference control, trajectory optimization techniques, and energy-aware deployment schemes. Small scale scenarios including urban, suburban and rural environment were considered and the results were analyzed based on the network coverage, energy efficiency, end to end latency and interference encountered on UAVs. Results: The outcome significantly revealed the enhancements in the spatial coverage of the network; UAVs prevented considerable gaps and offered enhancements of network coverage in rural and suburban regions. These achievements include up to 30.5% energy efficiency enhancement, more than 50% latency minimization and interference management that enabled 35.4% enhancement of SINR. Conclusion: Integrating of drones in 6G network is invaluable in enhancing coverage in the networks by providing massive coverage while at the same time providing scalable solutions to problems of coverage gaps, power demands and real-time network adjustments. In future studies, researchers should channel their efforts toward increasing real-time dynamism and energy consumption that suit large-scale executions.
Drones for Disaster Recovery with Rapid Deployment of Communication Networks(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
699 - 736
حوزههای تخصصی:
Background: UAV-assisted communication networks have emerged as vital tools for disaster recovery, offering rapid deployment and scalability in dynamic environments. However, challenges such as regulatory compliance, data security, energy efficiency, and real-time adaptability limit their widespread implementation. Objective: This study aims to develop a multi-objective optimization framework for UAV-assisted networks that enhances coverage efficiency, reduces latency, and optimizes energy consumption while addressing regulatory and data security challenges. Methods: The proposed framework integrates k-means clustering, genetic algorithms, and real-time adaptation mechanisms. Key metrics: coverage, latency, energy efficiency, and regulatory compliance, were evaluated across urban, suburban, and rural disaster scenarios. Dynamic geofencing, end-to-end encryption, and anomaly detection were incorporated to ensure compliance and secure operations. Results: The framework achieved significant improvements: coverage efficiency increased by 8%, latency reduced by 43%, and battery life extended by 33%. Regulatory compliance rose from 75% to 95%, and data security was enhanced with a 50% improvement in threat detection. The framework demonstrated robust scalability, maintaining high performance across diverse user densities. Conclusion: The study presents a scalable and adaptable UAV-assisted communication framework that addresses operational, regulatory, and security challenges. Its results validate its potential for real-world disaster recovery, paving the way for further innovations in this critical domain.
شناسایی شاخص های کیفیت داده برای حکمرانی داده با رویکرد فراترکیب و دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
د اد ه ها در سازمان ها به عنوان دارایی هستند و کیفیت آن ها، اصلی مهم بر ای ر سید ن به بهر ه و ر ی ساز ما ن هاست. بر ای مد یر یت بهینه این د ار ایی های ساز مانی، به نو عی حکمر انی نیاز است تا به کمک آن، داده ها ر ا با اهد اف ر اهبر د ی ساز مان همر استا کرد. هدف این پژوهش شناسایی ابعاد کیفیت داده برای حکمرانی داده است. برای تحقق این هدف از یک رویکرد دو مرحله ای کیفی استفاده شد. د ر مر حله او ل، ر و ش فر اتر کیب با جست وجو ی کلید و اژه ها ی کیفیت د اد ه، مد یر یت د اد ه، حکمر انی د اد ه و مد یر یت کیفیت د اد ه د ر پایگاه های ایر اند اک، Science Direct ،Google Scholar،Springer ،IEEE و ACMد ر بین سال های (1995-2022) انجام و 268 مقاله مر تبط تشخیص د اد ه شد و د ر مر احل مطالعه و ار ز یابی د قیق 62 مقاله مو ر د تأیید قر ار گر فت. با بررسی و مطالعه کامل این مقالات 8 مفهوم شناسایی شد. بعد از اعمال نظر اساتید و سه نفر از متخصصان داده سرانجام، 55 مؤلفه برای سؤال پژوهش استخراج گردید. در مرحله دوم، به منظور دریافت نظر خبرگان از روش دلفی فازی استفاده شد. به همین منظور از خروجی فراترکیب، گویه های لازم برای طراحی پرسشنامه دلفی فازی تأمین شد و این فرایند تا جایی ادامه یافت که نظرات خبرگان در مورد پاسخ به سؤالات به اجماع رسید. 21 نفر از خبرگان که حداقل دارای یک مقاله پژوهشی در حوزه کیفیت داده بودند، انتخاب شدند و سرانجام، 14 پرسشنامه تکمیل شده برگردانیده شد. در پاسخ به سؤالاتِ ابعاد کیفیت داده برای حکمرانی داده، تعداد 46 شاخص شامل کامل بودن، زمان مند بودن، ارتباط، دسترس پذیری، مطابقت با قوانین و استانداردها، محرمانه بودن، تفسیرپذیری، افزونگی (قابلیت اضافه کردن)، شهرت و اعتماد پذیری، قابلیت ردیابی، ارزش (مقدار)، سادگی، به روزرسانی، مفهوم، نظم پذیری، پیوند پذیری، یکپارچگی مرجع، یکتایی، عینیت، امکان ممیزی، صحت، مقایسه پذیری، ثبات، امنیت دسترسی، رایج و شایع بودن، تمامیت، انطباق فراداده، مقبولیت، اعتبار، موجز بودن، کاربردپذیری (قابلیت استفاده)، باورپذیری، قابلیت درک، قابلیت اطمینان، منطقی بودن، سازگاری، قابلیت بازیابی، تکرارپذیری، قابلیت نمایش مقادیر پوچ، تناسب، وضوح، ارزش افزوده، جامعیت، توسعه پذیری، الگوپذیری، و تغییرپذیری شناسایی شدند. بیش از80 د ر صد شاخص ها ی حاصل از فر اتر کیب از نظر خبر گان پذیر فته شد ند. بنابر این، ساز مان ها و کسب وکار ها ی داده محور می توانند این شاخص ها ر ا د ر او لو یت سنجش کیفی د اد ه های خو د قر ار د هند.