فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۶۱ تا ۱٬۳۸۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی اجزای نیازاطلاعاتی مدیران گروه های آموزشی دانشکده های کمیسیون علوم اجتماعی و رفتاری دانشگاه تهران و کمیسیون علوم اجتماعی و رفتاری دانشگاه تربیت مدرس . روش: پژوهش حاضر در زمره پژوهش های پیمایشی و توصیفی به شمار می آید. مدیر گروه های آموزشی دانشکده های کمیسیون علوم اجتماعی و رفتاری دانشگاه تهران و دانشگاه تربیت مدرس به صورت سرشماری نمونه گیری شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که بعد از تائید روایی و پایایی بین نمونه آماری توزیع شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی از جمله آزمون ویلکاکسون استفاده به عمل آمد. یافته ها : مهم ترین انگیزه و هدف نیازاطلاعاتی مدیران گروه آموزشی کمیسیون علوم اجتماعی و رفتاری دانشگاه تهران و دانشگاه تربیت مدرس به ترتیب در نیازهای آموزشی، علمی و پژوهشی و به اطلاعات مربوط به رویه ها و نحوه ی انجام کاراست . همچنین مهم ترین منابع در تأمین نیازهای اطلاعاتی درون دانشگاهی مدیران آموزشی تجربه شخصی و نشست ها و جلسات و مشورت با دیگر همکاران است و مهم ترین منابع در تأمین نیازهای اطلاعاتی برون دانشگاهی مدیران آموزشی در هر دو دانشگاه اینترنت و پایگاه های اطلاعاتی می باشد. میزان رضایت از منابع اطلاعاتی اعم از الکترونیکی و چاپی هر دو دانشگاه در حدود 65 است. اصالت اثر: تا کنون بررسی نیاز اطلاعاتی مدیران گروه های اموزشی در حوزه مدیریت اطلاعات انجام نپذیرفته است.
بررسی عوامل موثر بر پذیرش انتشار مقاله ویدئویی در نشریات علمی بر مبنای مدل یکپارچه پذیرش و کاربرد فناوری توسط اعضای هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر عوامل مؤثر بر پذیرش انتشار مقاله ویدئویی در نشریات علمی توسط اعضای هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس با به کارگیری مدل یکپارچه پذیرش و کاربرد فناوری است. روش: پژوهش حاضر از حیث هدف،کاربردی است و از لحاظِ گردآوری داده ها پیمایشی-توصیفی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه اعضای هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس است. مطابق فرمول کوکران، حجم نمونه 273 نفر تعیین شد. ابزار اصلی گردآوری داده ها در این پژوهش پرسش نامه است که از نظرِ روایی به تأیید شش نفر از خبرگان و استادان رسید. . همچنین، برای بررسی روایی محتوایی پرسش نامه به شکل کمّی، ضریب نسبت روایی محتوا CVR با مقدار 802/0و شاخص روایی محتوا CVI با مقدار 968/0 برای هریک از پرسش ها به دست آمد. برای تعیین پایایی نیز، ضریب آلفای کرونباخ بیش از 8/0 به دست آمد. برای آزمون فرضیات، از آزمون مدل سازی معادلات ساختاری SEM به روشِ کمترین مربعات جزئی PLS استفاده شده است. به منظور بررسی روایی ترکیبی-تشخیصی از آزمون CR ، برای بررسی هم گرایی متغیرها از آزمون AVE و برای واگرایی متغیرها از شاخص فورنل لاکر استفاده شد. نرم افزارهای مورداستفاده در این پژوهش، نرم افزار آماری SPSS و Smart PLS بوده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که عامل قصد رفتاری تأثیری مثبت و معنادار بر قصد استفاده دارد. همچنین، نتایج به دست آمده در این پژوهش، برخلاف سایر پژوهش ها، حاکی از آن است که «شرایط تسهیل کننده» تأثیرگذاری بیشتری نسبت به عوامل «انتظار عملکرد»، «انتظار تلاش» و «تاثیر اجتماعی» در پذیرش انتشار مقالات ویدئویی دارد. سازمان ها هرچقدر شرایط مناسب سخت افزاری، نرم افزاری، آموزشی و پشتیبانی لازم برای به کارگیری یک فناوری را فراهم کنند پذیرش آن توسط کاربران به مراتب سریع تر انجام می شود. اصالت/ارزش: پژوهش حاضر بر استفاده از فناوری های جدید در ارائه یافته های علمی، بهبود ارتباطات علمی و تحول در خدمات نشریات الکترونیکی تمرکز دارد. با توجه به نقش کتابخانه های عمومی و همچنین مقاله های ویدئویی در ترویج علم، کتابداران می توانند با معرفی و شناساندن مقالات ویدئویی بر قصد رفتاری اقشار مختلف جامعه در استفاده از آن ها تأثیر بگذارند.
واکاوی عوامل بازدارنده تأثیرگذار در پیاده سازی سامانه های مدیریت دانش در سازمان های دانش مدار (مطالعه موردی سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دانش به عنوان عامل اساسی رقابت و ابزار نوآوری در دنیای اقتصادی مدرن و دانش مدار به کالایی ارزشمند تبدیل شده است و نیازمند مدیریت صحیح است. شناسایی عوامل و موانع برای پیاده سازی سامانه مدیریت دانش و عدم شکل گیری و پیاده سازی سامانه های مدیریت دانش از اصول اولیه و پیش نیاز پیاده سازی سامانه مدیریت دانش در یک مجموعه است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع اکتشافی است. همچنین این پژوهش با استفاده از رویکرد تفسیری و با روش کیفی از نوع مطالعه موردی انجام شده است. جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه کارکنان سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی که در مجموع 350 نفر می باشند. نمونه گیری به صورت هدفمند از نوع گلوله برفی از میان متخصصان آشنا به حوزه مدیریت دانش که قبلاً در این رابطه به پژوهش پرداخته اند انجام شد. تعداد افراد نمونه با توجه به رسیدن به اشباع نظری داده ها 7 نفر از کارکنان بودند. در این پژوهش برای گردآوری داده ها از مصاحبه های عمیق و نیمه ساختار یافته استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از تحلیل مضمون یا مبتنی بر تِم با کمک نرم افزار تحلیل داده های کیفی مکس کیودا (MAXQDA) نسخه 10 استفاده شد. یافته ها: پس از تحلیل داده ها و کدگذاری چند مرحله ای مصاحبه انجام شده توسط چند پژوهشگر برای رسیدن به بهترین مضامین، دلایل فقدان سامانه مدیریت دانش در سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی در سه مقوله اصلی عوامل سازمانی، عوامل انسانی و عوامل فنی دسته بندی شدند. برآیند نظر مصاحبه شوندگان نشان داد، دو عامل محوری باعث شکل نگرفتن سامانه مدیریت دانش در سازمان شده است که بقیه عوامل از این دو عامل نشأت گرفته اند که عبارتند از (عامل سازمانی) و (عامل انسانی). نتیجه : برآیند نظر مصاحبه شوندگان نشان می دهد، عامل سازمانی و پس از آن عامل انسانی، بیشترین فراوانی را از نظر اثرگذاری بر فرایند پیاده سازی سامانه مدیریت دانش دارند. همچنین عامل فنی فراوانی کم تری را در این بین داشته است. «عدم احساس نیاز» به عنوان زیرمجموعه عامل نخست (سازمان) با توجه نظرات کارشناسان، از همه موارد اهمیت بیشتری داشت و همه مصاحبه شوندگان روی آن تأکید داشته اند. از نظر مصاحبه شوندگان، گرچه زیرساخت های فناوری همه سامانه مدیریت دانش نیست، ولی جزء جدایی ناپذیر آن است. از دید آنها با ابزارهای سنتی نمی توان دانش رو به تزاید را مدیریت کرد و باید از ابزارهای نوین و زیرساخت های فناوری، اعم از سخت افزاری و نرم افزاری استفاده کرد. برای رسیدن به مرحله کاربست دانش، نیاز به تغییرات جدی در نگاه و سیاست گذاری است که با آموزش کارکنان و مدیران می توان به این مهم دست یافت. نقش مشاوران و متخصصان که بدنه علمی و تخصصی سازمان هستند، برای مشاوره، توجیه و اقناع مدیران بسیار حائز اهمیت است.
تاثیر رفتار شهروندی سازمانی بر رضایتمندی کاربران در مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری: نقش میانجی تبادل رهبر عضو و حمایت ادراک شده سرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی تاًثیر رفتار شهروندی سازمانی بر رضایتمندی کاربران با نقش میانجی تبادل رهبر عضو و حمایت ادراک شده سرپرست. روش شناسی: روش پژوهش توصیفی همبستگی است. داده ها از 4 پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی، تبادل رهبر عضو، حمایت ادراک شده سرپرست و پرسشنامه رضایت کاربران بود. جامعه پژوهش کتابداران مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری ( 120) و کاربران (100) که به روش تصادفی در بازده زمانی یک ماهه انتخاب شدند. روش تجزیه و تحلیل داده ها، تحلیل رگرسیون، تحلیل عاملی تأییدی و مدل یابی معادلات ساختاری بود. یافته ها: متغیرهای انطباق (321/0 = β) و ورزشکاری (290/0= β) بیشترین تأثیر مستقیم بر رضایتمندی کاربران نسبت به فضیلت مدنی (215/0= β )، تواضع (168/0= β) و نوع دوستی (154/0= β) دارند. این متغیرها نیز بر رضایتمندی کاربران اثر غیر مستقیم دارند. رفتار شهروندی سازمانی بر رضایت کاربران با در نظر گرفتن نقش واسطه ای تبادل رهبر عضو و حمایت ادراک شده سرپرست در میان کتابداران و کاربران مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری تاثیرگذار است. نتیجه گیری: تقویت رفتارهای شهروندی سازمانی همراه با حمایت ادراک شده سرپرست در کارکنان مرکز منطقه ای اعمال شود تا بر رضایت کاربران تأثیرگذار باشد
مطالعه ارتباط بین مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی از دیدگاه کارکنان معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه ارتباط بین فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش از دیدگاه کارکنان معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی انجام شد. روش شناسی: پژوهش حاضر پیمایشی بوده و از پرسشنامه ترکیبی(محقق ساخته و استاندارد) با طیف لیکرت استفاده شده است. 76 نفر از کارکنان معاونت با مدرک تحصیلی بالای لیسانس به صورت تصادفی انتخاب و بعد از نمونه گیری، 64 نفر انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS18 انجام شد. از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف جهت سنجش نرمال بودن داده ها، از آزمون همبستگی اسپیرمن جهت آزمون فرضیه ها و از آزمون فریدمن جهت رتبه بندی متغیرهای پژوهش بهره گیری شده است. نتایج: یافته ها نشان داد به منظور مدیریت صحیح و موفقیت آمیز دانش، باید به فرهنگ سازمان توجه کرد. بین ابعاد فرهنگ سازمانی و ابعاد مدیریت دانش از دیدگاه کارکنان رابطه معناداری وجود دارد. همچنین آزمون فریدمن مشخص کرد که هویت سازمانی برای ارتقاء نظام فرهنگ سازمانی در سازمان اولویت داشته و خلاقیت دارای پایین ترین رتبه است. نتیجه گیری: میانگین رتبه ها بهترین وضعیت در بهره برداری از دانش را در بین مولفه های مدیریت دانش نشان می دهد و متغیر حفظ و ذخیره دانش پایین ترین رتبه را دارد، یعنی برای ارتقای نظام مدیریت دانش در معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی این متغیر باید تقویت شود.
بررسی نقش مولفه های رهبری و فرهنگ سازمانی بر تسهیم دانش ضمنی کارکنان کتابخانه های دانشگاه های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، مطالعه نقش مولفه های رهبری سازمانی و فرهنگ سازمانی بر تسهیم دانش ضمنی در بین کارکنان کتابخانه های دانشگاه های دولتی ایران است. روش: پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه جمع آوری داده ها، از نوع پیمایشی است.جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه کتابدارانی است(600نفر) که در حال حاضر، در کتابخانه های دانشگاه های دولتی سطح یک کشور مشغول به فعالیت هستند. جامعه نمونه پژوهش، شامل 230 نفر بودند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده های لازم برای تحقیق حاضر، از سه پرسشنامه محقق ساخته رهبری سازمانی ، فرهنگ سازمانی و تسهیم دانش ضمنی با تعداد 63 سوال، جمع آوری شد.برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون اسپیرمن و روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSSو PLS استفاده شد. نتایح: نتایج نشان داد ؛ رابطه ی مثبت و معنی داری بین رهبری سازمانی با ابعاد(توانمند سازی گروهی، تیم سازی، مربی گری، خود ارزیابی مستمر و بهبود مستمر عملکرد) و فرهنگ سازمانی با ابعاد (انسجام و هماهنگی، مشتری مداری، یادگیری سازمانی، نیت و جهت استراتژیک و چشم انداز) با تسهیم دانش ضمنی دارد. براساس نتایح پژوهش، مولفه های رهبری سازمانی و فرهنگ سازمانی برتسهیم دانش ضمنی موثر بوده و نقش اساسی درتوانمندسازی کارکنان در انجام فعالیتهای سازمانی ،کسب مهارتهای لازم ، نوآوری و خلاقیت ،آینده نگری ، افزایش بهره وری ، وحدت سازمانی ، کسب مزیت رقابتی پایدار و تعلق خاطر به سازمان می شود
تحلیل محتوای اینفوگرافی هایی با موضوع خواندن بر مبنای مدل ارتباطی لاسول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: اینفوگرافی ها از جمله رسانه ها ی ارتباطی و اطلاعاتی قدرتمند در تعامل انسان و اطلاعات و انتقال موفق پیام ها قلمداد می شوند. هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای اینفوگرافی هایی با موضوع خواندن که در وبگاه پینترست منتشر شده بر اساس مدل ارتباطی لاسول به منظور دستیابی به شناخت عمیقی از این رسانه ها است. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی است که در آن از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی استفاده شده است. جامعه پژوهش حاضر متشکل است از 30 اینفوگرافی با موضوع خواندن که بر اساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. با استفاده از نرم افزار تحلیل داده های کیفی MAXQDA2020 ، کدگذاری و تجزیه و تحلیل اینفوگرافی ها و ترسیم ابرِ واژگانی انجام شد؛ سپس، بر اساس کدهای ایجادشده، مدل های نظری گوناگون، و همچنین مدل های سلسله مراتبی برای تشکیل جدول مؤلفه ها و مقوله ها ساخته شد. در نهایت، مخاطب، محتوا و نقش اینفوگرافی ها در ترویج خواندن شناسایی شد. یافته ها: اینفوگرافی های منتشر شده در قلمروی خواندن عمدتاً در زمینه فواید و اهمیت خواندن، دلایل علمی برای خواندن، شیوه های علاقه مند کردن کودک به خواندن، روش هایی برای چگونه خواندن با کودک و نظایر آن بودند. نقش اینفوگرافی ها شامل آگاهی بخشی، اطلاع رسانی، هدایت کنندگی، مروّج و مبلّغ بودن است. مدل مخاطب این پژوهش نشان داد که اغلب مخاطبان اینفوگرافی های خواندن والدین هستند. مدل محتوا اطلاعات غنی و سودمندی را در اختیار والدین به منظور ترویج خواندن در میان کودکان می گذارد. مدل تأثیر نشان دهنده نقشی است که اینفوگرافی های خواندن برای مخاطبان خود ایفا می کنند. اصالت/ارزش: طرح پژوهش حاضر بر مبنای مدل ارتباطی لاسول در پی شناخت مخاطب، محتوا و تأثیر اینفوگرافی های خواندن بود. اینفوگرافی های ایستا در این پژوهش مورد توجه قرار گرفت. بنابراین، این پژوهش مسیر تازه ای برای اکتشاف اینفوگرافی ها به منزله رسانه های اطلاعاتی جذاب و تأثیرگذار در زمینه های موضوعی مختلف باز می کند.
تأثیر استفاده از شبکه های پیام رسان تلفن همراه بر عادت مطالعه بر اساس نظریه راجرز: مطالعه موردی دانشجو-معلمان دانشگاه فرهنگیان استان خراسان جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر استفاده از شبکه پیام رسان تلگرام بر عادت مطالعه دانشجو-معلمان دانشگاه فرهنگیان استان خراسان جنوبی انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نظرِ هدف کاربردی و بر اساس نحوه گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش های شبه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه پژوهش شامل کلیه دانشجو-معلمان دانشگاه فرهنگیان استان خراسان جنوبی است که در سال تحصیلی 1396-1397 مشغول به تحصیل بودند. برای انتخاب گروه نمونه از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. به منظور سنجش عادت مطالعه آزمودنی ها از مقیاس عادت های مطالعه پالسانی و شارما (1989) استفاده شد. برای اجرای مداخله متغیر مستقل، پروتکلی مبتنی بر مبانی نظریه راجرز طراحی، و به گروه آزمایش آموزش های لازم ارائه شد. یافته ها: یافته ها نشان می دهد تفاوت معناداری بین میانگین عادات مطالعه در گروه آزمایش و گروه کنترل وجود ندارد. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که استفاده از شبکه پیام رسان تلگرام تأثیر معناداری بر عادات مطالعه دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان نداشته است . تحلیل یافته ها نشان می دهد که دانشجویان در عمل، خواندن از طریق شبکه های پیام رسان را دشوار می بینند، و احتمال تأثیرگذاری شبکه پیام رسان تلگرام می تواند از طریق ارتقای سطح دانش و مهارت دانشجویان در استفاده از این شبکه ها افزایش یابد. اصالت/ارزش: پژوهش حاضر تأثیر معناداری استفاده از شبکه پیام رسان تلگرام مبتنی بر تلفن همراه را بر عادت مطالعه دانشجو-معلمان دانشگاه فرهنگیان بررسی کرده است. این پژوهش با توجه به اینکه برای رسیدن به نتیجه از روش شبه آزمایشی بر مبنای نظریه راجرز استفاده کرده است دارای نوآوری روش شناختی و بافتی است.
شناسایی مؤلفه های مشترک در مدل های رفتار اطلاع یابی و بازیابی اطلاعات مشارکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: حوزه رفتار اطلاعاتی مشارکتی شامل دو جنبه مهم یعنی اطلاع یابی و بازیابی اطلاعات مشارکتی است که در آن مباحث گوناگونی مانند شناخت، ارزیابی و درک رفتار کاربران با نیاز های اطلاعاتی مشترک و چگونگی تقسیم وظایف، ارتباطات و عملکرد آنها در مواجه با منابع اطلاعاتی ، شیوه بازیابی و دستیابی به اطلاعات به ویژه در محیط وب مورد توجه قرار می گیرد. هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی و ارزیابی مدل های مطرح در حوزه رفتار اطلاع یابی و بازیابی اطلاعات مشارکتی و معرفی عوامل و مؤلفه های به کار رفته در هر یک از این مدل ها است. روش شناسی: در این مطالعه مروری از روش کتابخانه ای برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. چهار مرحله به کار گرفته شده در این پژوهش شامل (اجرای راهبُرد جستجو در پایگاه های اطلاعاتی، جمع آوری مقالات مرتبط و بررسی اولیه آنها بر اساس مدل طراحی شده، بررسی نهایی بر مبنای مدل ارزیابی شده در سایر مطالعات، گزینش مطالعات و تحلیل مقالات) می باشد. با گردآوری اولیه داده ها، جستجو و کاوش منابع و مقالات منتشر شده داخلی و خارجی در دو پایگاه ISI و Scopus انجام شده است.در مجموع374 مقاله از دو پایگاه جستجو و بازیابی شده و همگی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: شش مطالعه حاوی مدل رفتار اطلاعاتی، اطلاع یابی و یا بازیابی اطلاعات مشارکتی یافته و چهار مدل انتخاب شدند. نتایج حاصل از استخراج مؤلفه های هریک از مدل ها، حاکی از آن داشت که 6 عامل و زمینه اصلی مطالعات حوزه رفتار اطلاع یابی و بازیابی اطلاعاتی مشارکتی، شامل آگاهی مشارکتی، تقسیم کار، اشتراک دانش، حفظ دانش و ارزیابی اطلاعات بازیابی شده و کاربرد دانش مشارکتی به عنوان مؤلفه های اساسی مشترک در اکثر مدل ها در نظر گرفته شده اند مدل مفهومی حاصل از تعاملات مولفه های شناسایی شده در سایر مدل ها منطبق با نتایج این مطالعه ارائه شده است. نتیجه : علاوه بر تبیین مدل مفهومی رفتار اطلاع یابی و بازیابی اطلاعات مشارکتی، نتایج بیان داشت که عوامل مؤثری دیگری همچون ارتباط، تصمیم گیری تیمی و کاربرد اطلاعات نیز در کنار مؤلفه های مورد مطالعه در بسیاری از مطالعات مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته اند که حاکی از نیاز به تحقیقات وسیع تر به منظور کشف و بسط عوامل جدید و مؤثر بر حوزه اطلاع یابی و بازیابی اطلاعات مشارکتی دارند.
داده کاوی رفتارهای اطلاع یابی پژوهشگران گروه های پژوهشی قدرت نرم، جامعه و امنیت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و راهبردی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه داده کاوی نقش مهمی در برنامه ریزی اطلاعات گرا دارد. از این رو پژوهش حاضر با هدف تعیین رفتار اطلاع یابی پژوهشگران گروه های پژوهشی قدرت نرم، جامعه و امنیت پژوهشگاه علوم انسانی، و مطالعات فرهنگی و راهبردی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، با رویکرد داده کاوی به عنوان ابزاری جهت بدست آوردن الگوی نامشهود تراکنش ها و رفتارهای اطلاع یابی آنان در کار با منابع اطلاعاتی در این حوزه تخصصی انجام شد. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع مطالعات کاربردی بوده و با روش پیمایشی- توصیفی و با استفاده از تکنیک شبکه عصبی انجام شده است. ابزار این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بوده و جامعه مورد مطالعه ۱۰۰ نفر می باشد. پس از جمع آوری داده ها، شبکه عصبی به منظور خوشه بندی داده ها انتخاب و با استفاده از نرم افزار مطلب نسخه ۱۴، پژوهشگران براساس مؤلفه های اصلی پژوهش خوشه بندی شدند. سپس با حذف هر یک از زیرمؤلفه های اصلی پژوهش، مؤثرترین و کم اثرترین گزینه در رفتار اطلاع یابی آنان در کار با منابع اطلاعاتی در این حوزه تخصصی تعیین شد. یافته ها:با انجام خوشه بندی با استفاده از شبکه عصبی خودسازمان ده، مهم ترین مؤلفه در هدف و انگیزه اطلاع یابی پژوهشگران جامعه مورد مطالعه ارتقای کیفیت تدریس، مهم ترین عامل در استفاده از منابع اطلاعاتی دستیابی به مجلات تمام متن الکترونیک فارسی در محیط مجازی و ارائه خدمات اطلاعاتی در همین محیط در زمینه رشته تخصصی خود تعیین شد. نتیجه گیری: از آنجا که امروزه ما با بحث حکمرانی داده ها مواجه هستیم و داده، عنصری استراتژیک و اساس هر کسب و کاری محسوب می شود، بنابراین، بررسی رفتار داده ها با رویکردهای مختلف از جمله تکنیک شبکه عصبی حائز اهمیت و ارزش بوده و از جایگاه ویژه ای برخوردار است. لذا، با توجه به هدف و یافته های پژوهش حاضر، بررسی و خوشه بندی رفتارهای اطلاعاتی منتج از نیازهای اطلاعاتی پژوهشگران جامعه مورد مطالعه با استفاده از این رویکرد، به کسب آگاهی و شناخت مناسب از نیازهای اطلاعاتی آنان، و به تهیه و تدارک منابع مورد نیاز آنان منتج می گردد، و این امر از جمله تمهیداتی است که زمینه انجام پژوهش های موثر، کسب یافته های مناسب و در نتیجه تصمیم گیری اطلاعات گرا را بر این اساس برای مدیران و دست اندرکاران این حوزه (فضای سایبر و قدرت نرم) فراهم می نماید.
کشف مؤلفه های کسب وکار کارآفرینانه در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی با رویکرد فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: کشف مؤلفه های کسب وکار کارآفرینانه در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی با رویکرد فراتحلیل هدف این پژوهش است. روش: پس از بررسی و پالایش 1709 مقاله مرتبط در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی انتشاریافته بین سال های 2000 تا 2019، شانزده مقاله انتخاب و از درون آن ها 31 مؤلفه شناسایی و با نرم افزار CMA2 و رویکرد اندازه اثر کوهن تحلیل شد. یافته ها: اندازه اثر مس تقل و ترکیب ی همه مؤلفه ها به غیر از انتشار یافته های علمی، معنادار و قاب ل قب ول است. نتایج حاکی از آن است که مؤلفه زیرساخت های فیزیکی (83/0)، بالاترین اندازه اثر است. روحیه علمی استادان (78/0) و اعتماد به نفس (75/0) در رتبه های بعد قرار دارند. نتیجه گیری: برای تقویت کسب وکار کارآفرینانه در میان فارغ التحصیلان در رشته باید متغیرهای فوق را در تدوین و اجرای برنامه ها به کارگرفت.
مفهوم سازی سایه نویسی: نگاهی به بدرفتاری های علمی در بافت آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله یافته های یک پژوهش کیفی را ارائه می دهد که با هدف بررسی چیستی سایه نویسی از دید سایه نویسان و مشتریان سایه نویسی در ایران انجام شده است. گسترش بدرفتاری های دانشگاهی و علمی و به ویژه پدیده هایی مانند سایه نویسی مقاله و پایان نامه و کسب و کارهای آن یکی از چالش های آموزش عالی در ایران است. پیش از سیاست گذاری ملی برای کنترل این پدیده، شناخت ابعاد گوناگون آن می تواند به فهم بهتر و دست یابی به چارچوب مفهومی لازم برای تصمیم گیری های کارا و اثربخش بینجامد. با وجود اهمیت این موضوع، بررسی پیشینه پژوهش نشان داد که این پدیده در بافت ایران چندان از دیدگاه کنش گران اصلی آن یعنی مشتریان (سفارش دهندگان) و سایه نویس ها بررسی نشده است. روش: برای دست یابی به مفهوم بافتی و ساخت یافته این پدیده، تجربه های این دو کنش گر (سفارش دهنده و سایه نویس) با رویکرد استقرایی و آمیزه ای از روش های قوم نگاری و نظریه داده بنیاد بررسی و الگویابی شدند. یافته ها: براساس یافته های این پژوهش پدیده سایه نویسی در قالب هفت بُعد قابل تبیین است که عبارتند از: پدیده، دامنه، ویژگی سایه نویسان، کانال های آشنایی با سایه نویسی، اقتصاد پدیده سایه نویسی، ویژگی های مشتریان سایه نویسی، و نگرش به پدیده سایه نویسی. نتایج این پژوهش، الگوی مفهومی درباره چیستی سایه نویسی در ایران ارائه می کند. این الگو بینشی عمیق و برآمده از واقعیت از پدیده سایه نویسی در اختیار سیاست گذاران و پژوهشگران قرار می دهد که به کمک آن می توانند در زمینه کنترل و یا توقف سایه نویسی تصمیم ها و سیاست های شدنی اتخاذ نمایند. اصالت: این نخستین پژوهش با رویکرد کیفی است که به دنبال مفهوم سازی سایه نویسی به عنوان یکی از بدرفتاری های دانشگاهی است.
بررسی میزان همخوانی انواع موجودیت های داده ای فرانمای تولید داده های ساختارمند با فهرست اصطلاحات نوع خاص منبع استاندارد مارک 21(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تبیین میزان همخوانی انواع موجودیت های داده ای فرانمای تولید داده های ساختارمند با بازنمایی آن ها در فهرست اصطلاحات نوع خاص منبع استاندارد مارک 21 انجام شد. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، یک پژوهش کاربردی است که بر اساس روش تحلیل محتوا صورت گرفت و جامعه پژوهش را انواع موجودیت های داده ای فرانمای تولید داده های ساختارمند تشکیل می دادند. برای گردآوری داده ها، از ابزار سیاهه وارسی مبتنی بر فهرست اصطلاحات نوع خاص منبع مارک، برای بررسی میزان همخوانی با انواع موجودیت های داده ای فرانمای تولید داده های ساختارمند، و روش مشاهده طراحی شده استفاده شد که برای این منظور در ابتدا هر یک از موجودیت های آثار خلاقانه و سپس موجودیت های دیگر در فرانمای تولید داده های ساختارمند با اصطلاحات نوع خاص منبع در استاندارد «مارک» مورد تحلیل، و انواع موجودیت های داده ای مرتبط شناسایی و تعیین شدند. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که 64 درصد از اصطلاحات نوع خاص منبع در مارک وجود دارد که در فرانمای تولید داده های ساختارمند هیچ نوع موجودیت داده ای معادل آنها تعریف نشده، و تنها 36 درصد اصطلاحات نوع خاص منبع مارک با فرانمای تولید داده های ساختارمند همخوان است. بدین معنی که برای 100 اصطلاح نوع خاص منبع مارک فقط 36 معادل در فرانمای تولید داده های ساختارمند وجود داشت. در این میان، 24 اصطلاح از اصطلاحات نوع خاص منبع مارک با موجودیت آثار خلاقانه در فرانمای تولید داده های ساختارمند همخوانی کامل و دقیق داشتند و 12 اصطلاح با سایر موجودیت های فرانما همخوان بودند. نتیجه : برای توصیف و سازماندهی اشیای دیجیتالی، به دلیل آنکه بیشتر موجودیت های داده ای موجود در وب، نسخه دیجیتالی شده اشیای محتوایی فیزیکی هستند، بنابراین ویژگی های هر دو نسخه باید مدنظر قرار گیرد. همچنین با توجه به اینکه فرانمای تولید داده های ساختارمند بخشی از موجودیت های داده ای بافت کتابشناختی را در نظر نگرفته، در نتیجه این فرانما چنان چه بخواهد نگاره دانش را تکمیل کند، باید برای توصیف تمام اصطلاحات نوع خاص منبع بافت میراث فرهنگی (از جمله بافت کتابشناختی) فرانمای مناسب و ویژه طراحی نماید. نیز توصیه می شود، اصلاحات و واژگان تخصصی سایر بخش های بافت میراث فرهنگی (بافت موزه و آرشیو) با موجودیت های داده ای فرانمای تولید داده های ساختارمند تطبیق داده شوند تا زمینه برای بازنمون کامل دانش در بافت میراث فرهنگی فراهم گردد.
مدل متقارن تعامل اطلاعاتی: باز تعریفی از جایگاه فناوری در تعامل اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : بازبینی و بازتعریف فرایند تعامل با اطلاعات با رویکرد جامع نگر روش : داده های این پژوهش کیفی به روش مصاحبه نیمه ساختار یافته با 18 نفر گردآوری و تحلیل مضمون شد. یافته ها : شبکه تشکیل دهنده تعاملات اطلاعاتی شامل 5 مضمون فراگیر است که از 23 مضمون سازمان دهنده استخراج کردیم. در این شبکه، با کمک مضمون تقارن، چهار مضمون دیگر شامل آغاز، جهت گیری، شبکه سازی و تثبیت تفسیر می شوند. تقارن به مفهوم نگاه نسبتا متوازن به جایگاه و اثرگذاری توأم انسان و غیرانسان در تعامل اطلاعاتی است. تقارن مانع سیطره مطلق یکی از این دو بر تعامل اطلاعاتی می شود. در مدل متقارن تعاملات اطلاعاتی سه لایه بافتاری شامل بافت درونی-شناختی، بافت بیرونی-محیطی و بافت فناوری-ابزار، تأثیر تعیین کننده دارند. نتیجه گیری : نگاه جدید به تعامل با اطلاعات آن را از محدوده تفسیر از منظر کاربر انسانی فراتر می برد و در کنار عوامل غیرانسانی می بیند. در این رویکرد عوامل غیرانسانی را در نقش زیرساخت و بافت فناوری-ابزار، همپای عوامل انسانی، بافت بیرونی و درونی دارای اثرات مشخص می داند.
اطلاع چیست؟ با تأکید بر یافته های زینس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر کاوش نظریات گوناگون درباره اطلاع و دانش در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی و ارائه نقطه نظری جدید دراین باره است. روش : این مقاله به روشِ کتابخانه ای با بررسی محتوا و مطالب موجود در کتاب ها و مقالات و تدقیق در اصطلاحات و مفاهیم مرتبط و مقایسه آن ها با یکدیگر صورت گرفته است. یافته ها : نویسنده در این مقاله به تفاوت ها و تناقض های مطرح شده درباره اطلاع و دانش پاسخ گفته و با ارائه مدلی جدید مبتنی بر هستی و موجودیت بیان می دارد که اطلاع اشراف و التفات آدمی است بر نسبت (رابطه) های میان اجزای یک پدیده، یا یک فرایند با هم و آن پدیده، یا فرایند با پدیده ها و فرایندهای دیگر در جهان. چنین دیدگاهی نشان می دهد که پدیده وجود دارد و نسبت های بین اجزای آن و نیز آن پدیده با دیگر پدیده ها اموری وجودی هستند. اِشراف و اطلاع ما بر این نسبت ها با خود آن ها فرق داشته، و به نوعی حالت نامحسوس دارد؛ یعنی آگاهی ما با اصل وجودی و فیزیکی آن ها متفاوت است . اصالت/ارزش : چنین تحلیلی تاکنون درمورد اطلاع و دانش صورت نگرفته و لذا این تحلیل در نوع خود می تواند بدیع باشد که اگر مورد توجه قرار گیرد منشأ تحولات فکری ارزشمندی خواهد شد .
ارائه مدل مفهومی مدیریت دانش برای شرکت بیمه دانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مدیریت دانش یکی از راهبردهای مؤثر برای کسب مزیت رقابتی است. شرکت های بیمه از جمله سازمان های متکی بر سرمایه دانشی هستند که می توانند با پیاده سازی مدیریت دانش فرصت پیشرفت هر چه بیشتر را کسب نمایند. مدل های مدیریت دانش به عنوان الگو و نقشه راهی برای پیاده سازی موفق مدیریت دانش در سازمان ها محسوب می گردند. از این رو هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه مدل مفهومی مدیریت دانش برای سازمان های بیمه با مورد مطالعه شرکت بیمه دانا به عنوان یکی از شرکت های فعال در صنعت بیمه ایران است. روش شناسی: روش پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد نظریه داده بنیاد است. ابزار جمع آوری داده های کیفی مصاحبه و روش نمونه گیری از نوع هدفمند با رویکرد نظری بود. در این پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 نفر از مدیران شرکت بیمه دانا انجام شد. معیار تجزیه وتحلیل داده های کیفی مبتنی بر طرح سیستماتیک نظریه داده بنیاد بود. از این رو متن مصاحبه ها پس از پیاده سازی در سه مرحله و به روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: در کدگذاری باز 331 کد شناسایی گردید. سپس کدگذاری محوری بر اساس الگوی پارادایمی صورت گرفت. بر این اساس، مدیریت دانش به عنوان مقوله ی محوری انتخاب شد. در نهایت کدگذاری انتخابی انجام شد که منجر به 61 کد محوری و 26 کد انتخابی گردید. نتیجه : مدل مفهومی مدیریت دانش برای شرکت بیمه دانا ترسیم گردید. در این مدل فرایندی، عوامل و شرایط مؤثر از جمله شرایط علّی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها شناسایی گردید. مدل ارائه شده می تواند به عنوان نقشه راهی برای پیاده سازی دانش مدیریت دانش در شرکت بیمه دانا مورد استفاده قرار گیرد و بر اساس آن به تجزیه وتحلیل نقاط ضعف و قوت خود بپردازد.
بررسی اهداف و انگیزه های اشتراک اطلاعات در صفحه های آموزشیِ موفق در رویت پذیری اینستاگرام بر اساس نظریه استفاده و رضامندی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شبکه اجتماعی اینستاگرام، به دلیل ماهیت کاربردپذیری، مبتنی بودن بر موبایل، سادگی، و کاربرپسندی بستر مهمی برای اشتراک اطلاعات شده است. افراد به دلایل متعددی مانند ارتباطات، سرگرمی و فعالیت های علمی و حرفه ای؛ حفظ رابطه با دوستان، و اشتراک اطلاعات از این شبکه اجتماعی استفاده می کنند. همچنین ممکن است اهداف اشتراک اطلاعات افراد در این نوع شبکه های اجتماعی؛ فرار از واقعیات، تعامل اجتماعی، و صرف زمان به صورت عادت نیز باشد. پژوهش حاضر با هدف کشف انگیزه های اشتراک اطلاعات در صفحه های آموزشی موفق در رویت پذیری در بستر این شبکه، با بهره گیری از روش تحلیل مضمون و بر پایه نظریه استفاده و رضامندی انجام شده است. این نظریه به چگونگی و چرایی استفاده و اشتراک اطلاعات کاربران در رسانه ها می پردازد. روش شناسی: به منظور کشف و بررسی اهداف اشتراک اطلاعات در صفحه هایی که در بافت یادگیری الکترونیکی فعالیت دارند، 30 صفحه آموزشی اینستاگرام به روش پژوهش کیفی و رویکرد اکتشافی مورد بررسی قرار گرفتند. بدین ترتیب اطلاعات موجود در این صفحه ها اعم از قسمت شرح حال، محتوا، رفتار برچسب گذاری اجتماعی، مورد مشاهده و بررسی قرار گرفت. این اطلاعات بر اساس نظریه استفاده و رضامندی کدگذاری شدند و داده های به دست آمده، با نرم افزار مکس کیودا 12.3 که نرم افزاری برای تحلیل داده های کیفی است تحلیل شدند. لازم به ذکر است که صفحه های مورد بررسی، بر اساس افزارسنجی رقابتی و به صورت نمونه هدفمند گزینش شدند. شرط انتخاب نمونه این بود که دنبال کننده های صفحه ها بیش از 20 هزار حساب کاربری (از سنجه های اثربخشی تولید و اشتراک محتوا در این شبکه) باشند و در آن ها به آموزش در موضوع خاصی شامل مهارت، دانش و یا اطلاعات خاصی پرداخته شده باشد. یافته ها: نتایج بررسی نشان داد اهداف و انگیزه های اشتراک اطلاعات در این صفحه ها، متنوع بوده ولی اهداف اقتصادی، فرصت شغلی، بهره شخصی، بین فردی، منزلت و تعامل اجتماعی در کنار اطلاع رسانی و آگاهی بخشی از عمده اهداف نسبتاً مشترکی بود که عاملان اشتراک اطلاعات در این صفحه ها دنبال می کردند. به این ترتیب، به نظر می رسد که افراد از اشتراک اطلاعات در بافت آموزشی، اهداف متفاوت و متنوعی را در نظر گرفته اند. این اهداف، علاوه بر هدف اصلی آنها که آموزش از طریق اشتراک اطلاعات بوده است، ناظر بر هدف های با بهره اقتصادی و برند سازی شخصی نیز بوده است. نتیجه گیری: گرچه صفحه های مورد بررسی در بافت یادگیری الکترونیک فعالیت می کردند؛ اما به دلیل ماهیت بستر اشاعه اطلاعات در این پژوهش، یعنی شبکه اجتماعی اینستاگرام، اهداف اقتصادی و بهره شغلی و فردی مورد توجه این صفحه ها نیز قرار گرفته است. به این صورت که عاملان تهیه و اشتراک محتوا و اطلاعات در این شبکه، گرچه هدفی آموزشی را دنبال می کنند، بلکه به مسائل اقتصادی و بهره برداری های شغلی و برند سازی شخصی نیز توجه دارند. پژوهش چنین برداشت می کند که احتمالا دلیل این امر آن باشد که بسیاری از افراد به اشتراک اطلاعات در اینستاگرام به عنوان نوعی کسب و کار نیز می نگرند. این امر، می تواند ناشی از آن باشد که این شبکه، مورد توجه کسب و کارهای بسیاری در دنیا قرار گرفته است. بنابراین به نظر می رسد اهداف اشتراک اطلاعات می تواند بر اساس شبکه اجتماعی و بستر انتشار و اشتراک اطلاعات نیز متفاوت باشد.
شناسایی عوامل مؤثر و تدوین الگوی پیشنهادی برای رفتار برنامه ریزی نشده کاربران در استفاده از منابع و خدمات کتابخانه های دانشگاهی: مطالعه ای ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از مسائل مهم در حوزه رفتار مراجعان به کتابخانه ها، رفتار برنامه ریزی نشده[1] آن ها است که می تواند نقش تعیین کننده ای در توسعه میزان استفاده از منابع و خدمات و یا افزایش فرهنگ استفاده از کتابخانه ها در درون جوامع ایفا کند. ازاین رو، پژوهش حاضر، با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر رفتار برنامه ریزی نشده کاربران در استفاده از منابع و خدمات کتابخانه های دانشگاهی به منظور ارائه الگوی پیشنهادی انجام شده است. روش شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی است که با رویکرد ترکیبی (کیفی- کمی) و با استفاده از روش نظریه پردازی زمینه ای[2] در بخش کیفی و روش پیمایشی- تحلیلی در بخش کمی انجام شده است. ابزار گردآوری داده های بخش کیفی مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته و بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی را اعضای هیئت علمی و صاحب نظران سه حوزه موضوعی کتابداری و اطلاع رسانی، مدیریت و روانشناسی تشکیل دادند که با روش نمونه گیری هدفمند ترکیبی (هدفمند و سپس گلوله برفی) تعداد 12 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. جامعه پژوهش در بخش کمی دانشجویان عضو کتابخانه های مرکزی دانشگاه های فردوسی مشهد، شهید چمران اهواز، تبریز، شیراز و پردیس دانشگاه تهران بودند و حجم نمونه 600 نفر تعیین گردید. تجزیه وتحلیل و کدگذاری داده های مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار تحلیل داده های کیفی MAXQDA 10 انجام شد و در بخش کمی برای تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته های بخش کیفی پژوهش، عوامل محیطی، منابع و خدمات اطلاعاتی، منابع انسانی، ویژگی های فردی، عامل موقعیتی زمان و عوامل فرهنگی و اجتماعی به عنوان عوامل مؤثر بر رفتار برنامه ریزی نشده ی کاربران در استفاده از منابع و خدمات کتابخانه های دانشگاهی شناسایی شدند و بر این پایه مدل عملیاتی این نوع از رفتارها طراحی گردید. بر پایه مدل عملیاتی، نتایج بخش کمی نشان داد عوامل محیطی از طریق عامل موقعیتی زمان و همچنین عوامل فرهنگی و اجتماعی از طریق ویژگی های فردی کاربران بر بروز رفتار برنامه ریزی نشده آن ها در استفاده از منابع و خدمات کتابخانه های دانشگاهی تأثیرگذار هستند؛ درصورتی که منابع و خدمات اطلاعاتی و منابع انسانی تأثیر معناداری بر بروز این نوع از رفتارها ندارند. درنهایت الگوی پیشنهادی عوامل مؤثر بر رفتار برنامه ریزی نشده مراجعان در استفاده از منابع و خدمات کتابخانه های دانشگاهی بر اساس نتایج بخش کیفی و کمی پژوهش، طراحی گردید. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، به نظر می رسد، کتابخانه های دانشگاهی باید به منظور استفاده بهینه و مؤثر از منابع و خدمات، جذب مخاطب و افزایش سطح آگاهی و اطلاعات عمومی مراجعان، به عوامل مؤثر بر رفتار برنامه ریزی نشده مراجعان در استفاده از منابع و خدمات کتابخانه ها توجه ویژه ای داشته باشند. [1]. Unplanned Behavior [2]. Grounded Theory
شکل گیری شورای عالی مدیریت دانش کشور در برقراری هماهنگی، انسجام و استاندارد سازی در ایجاد نظام های دانش محور در دستگاه های اجرایی
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال ششم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۲۴
167 - 205
حوزههای تخصصی:
اسناد بالادستی و استراتژیک کشور مانند سند چشم انداز بیست ساله بر ایجاد نظام های دانش محور و شکل گیری تعاملات در تبادل اطلاعات کاربردی، تاکید دارند. علاوه براین، هر یک از دستگاه های اجرایی کشور موظف به ایجاد و راهبری نظام های دانش بنیان و مدیریت دانش در حوزه ماموریت های خود می باشند. تکالیف قانونی، عامل اصلی توجه هر یک از دستگاه ها و سازمان های دولتی به ایجاد نظام های مبتنی بر دانش یا دانش بنیان شده است. از طرف دیگر، وجود چنین درخواست های کلانی در ایجاد نظام های دانش محور، موجب شکل گیری پیمانکارانی شده است که چه به شکل حقیقی یا حقوقی و یا چه دولتی و غیر دولتی در این زمینه فعالیت خود را آغاز کرده اند. فضای کنونی در جذب و مصرف اعتبارات با توجه به تکالیف قانونی، عامل تسریع در فرایند سفارش نظام های دانش محور و شکل گیری صورت ظاهری از مدیریت دانش در دستگاه های مختلف، شده است. ایجاد غیر صحیح، نامتوازن و غیر منسجم و نیز بعضا فارغ از استانداردهای مدیریت دانش و عدم توجه کافی به مقتضیات بومی و ملی کشور در دستگاه های گوناگون در ایجاد نظام های دانش محور، چالش هایی را پدید آورده است که در قالب دو مقوله اجرایی و کلان می توان به آنها پرداخت. نهایتا، در راستای عبور از چالش های موجود، شکل گیری شورای عالی مدیریت دانش کشور در راستای تدوین سند ملی ایجاد و راهبری نظام مدیریت دانش پیشنهاد شده است.
بازاندیشی در مفهوم شناسی «میان رشتگی» و تاریخچه ادبیات نظری آن در ایران
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال ششم بهار ۱۳۹۹ شماره ۲۲
113 - 142
حوزههای تخصصی:
میان رشتگی، رویکردی جدید در عرصه پژوهش، آموزش و طبقه بندی علم است که از منظرهای کاربردی مختلف، ضرورت فراوان دارد، بااین حال، فقر ادبیات نظری آن، از موانع رواج و توسعه آن محسوب می شود تا آنجا که حتی میان رشته ای پژوهان، به ابهام مفهومی خود این اصطلاح، تصریح دارند. این مقاله با روش تحلیل محتوای کیفی با بهره گیری از نظریه معاصر استعاره و با استفاده از منابع کتاب خانه ای می کوشد با استخراج مؤلفه های اصلی «میان رشتگی»، انگاره ای روشن از مفهوم آن ارائه داده و تاریخچه ادبیات نظری این حوزه نوپدید در ایران را شناسایی و معرفی کرده است. مطابق بررسی این پژوهش، عمر ادبیات رویکرد میان رشته ای و تلفیقی در ایران، همگام با خط مشی گذاری علم در این زمینه، کمی بیش از دو دهه است. موضوع مطالعات میان رشته ای، مسئله ای «پیچیده» بوده و پیچیدگی را می توان به «مطالعه رفتار سیستم ها» تعریف کرد و راه میان رشتگی از رشته های تخصصی می گذرد. شبکه معنایی «میان رشتگی» متشکل از شش مفهوم «تلفیق و ترکیب»، «استفاده از چند دانش تخصصی»، «دیالکتیک و جمع گرایی پویا»، «موضوع پیچیده»، «فرآیند بودن» و «ارزش افزوده معرفتی داشتن» است. از میان این مؤلفه ها، «تلفیق و ترکیب» نقشی محوری و اساسی دارد. بر اساس همین مؤلفه است که طیف میان رشتگی ترسیم می گردد و میان رشته ای نماها از میان رشته ای واقعی تمایز پیدا می کند.