فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۵۷۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
"توجه بیش از حد شیوهء ""دستور- ترجمه "" به متون ادبى و تاکید آن بر انتقال و تعمیق مهارت هاى کتبى خواندن و نوشتن، به عنوان مهارت هاى اصلى در آموزش زبان، به تدریج موجبات انتقاد نسبت به این شیوه را فراهم آورد. تحولات قرن بیستم و تاثیر آن بر اهداف آموزش زبان، ضرورت شیوهء جدیدى که قابلیت انطباق با نیازهاى به روز زبان آموزان و تامین اهداف آموزشى آنان را داشته باشد، الزامى ساخته بود. با استفاده از مطالعات آواشناسى، به عنران یکى از شاخه هاى زبان شناسى و اولویت مهارت هاى شفاهى شنیدن و صحبت کردن در آموزش زبان، شیوهء جدیدى تحت عنوان شیوهء ""یادگیرى مستقیم "" ابداع شد. از آنجا که این شیره تاکنون بیشتر در بستر آموزش سنتى و در کلاس هاى حضورى مورد استفاده قرار گرفته است، در تحقیق حاضر، قابلیت هاى شیوهء یادگیرى مستقیم و چگونگى استفاده از آن، در دو بستر سنتى و الکترونیکى، مورد بررسى قرار مى گیرند.
"
شعر دیداری فارسی از دیدگاه نشانه شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به مطالعه تعامل دو شیوه تصویری و نوشتاری در شعر دیداری فارسی براساس الگوی ادغام در نشانه شناسی شناختی می پردازد. از آنجایی که شعر معاصر ماهیتی چندشیوه دارد، مسئله اصلی این پژوهش چگونگی آمیزش شیوه های کلامی و تصویری به شکل های مختلفی در ذهن انسان است که در نهایت معنای کلی اثر چیزی بیش از معنای موجود در هر شیوه تلقی می شود. پرسش این مقاله بررسی چیستی قلمروهای مورد مطالعه در شعر دیداری براساس نشانه شناسی شناختی است. دستیابی به دسته بندی ای نظام مند از انواع شعر دیداری مبتنی بر بنیان های شناختی ذهن، هدف این نوشتار است. بدین منظور، تمامی شعرهای دیداری موجود در ادبیات فارسی بررسی شدند. بر اساس فرضیه های این پژوهش، الگوی مورد استفاده در این مقاله به غیر از قلمروهای ذهنی- که حاصل تجربه انسان هستند- به قلمروهای طبیعی، فرهنگی و درونی نیز می پردازد و البته در این مقاله با اِعمال برخی تغییرات در الگوی آرهاوس، امکان ترکیب شیوه تصویری و کلامی از خلال تعامل شش فضا با یکدیگر ممکن می شود. نتیجه پژوهش نشان می دهد که سه نوع شعر دیداری براساس هشت مشخصه شناختی قابل تفکیک هستند. از آنجایی که جهان مغز و جهان ادبیات الگوهای مشابهی دارند، چگونگی تعامل تصویر و کلام در ذهن، حاصل مواجهه انسان با جهان است که در نتیجه به ساخت جهان ادبی منجر می شود.
رابطة هوش هیجانی و جرأتورزی با مشارکت کلامی فراگیران انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هوش هیجانی و جرات ورزی با مشارکت کلامی بین فراگیران زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی، با توجه به جنسیت، میزان برون گرایی و سطح بسندگی زبان انگلیسی انجام شد. 68 دختر و 47 پسر در دو سطح مبتدی و متوسط از بسندگی زبان به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند و با پرسشنامه هوش هیجانی سیبریا شرینک و پرسشنامه شخصیتی تجدید نظر شده نئو مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تحلیل رگرسیون همزمان و گام به گام نشان داد که برون گرایی، سطح بسندگی زبان انگلیسی و جنسیت می توانند تغییرات مشارکت کلامی را پیش بینی نمایند. متغیر هوش هیجانی، به دلیل عدم ارتباط و متغیر جرات ورزی، به رغم ارتباط مستقیم و معنی دار با مشارکت کلامی، به واسطه همپوشی با متغیر برون گرایی از تحلیل خارج شدند. نتایج آزمون t نشان دهنده مشارکت کلامی و جرات ورزی بیشتر فراگیران برون گرا نسبت به فراگیران درون گرا بود. با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهاد می شود دوره های آموزش جرات ورزی برای فراگیران درون گرا در نظر گرفته شود.
زبان شناسی انتقادی
بررسی مقایسهای جناسهای لفظی و مرکب در زبانهای روسی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منظور از واژه آرایی با واژه های همگون، این است که این گونه واژه آرایی بر دو یا چند پایه واژگانی استوار است که به گونه ای چشمگیر با هم، هم گونند. به این مفهوم که در ریخت، ساخت، آهنگ و... شبیه یکدیگر ند. دو واژه «همگون» را دو پایه جناس می نامیم. پیداست که این گونه واژه ها در عین این که از یک سو همگونی دارند ناگزیر باید از سویی دیگر ناهمگونی و دوگانگی داشته باشند، در غیر این صورت دو یا چند واژه نخواهند بود و به عنوان یک کلمه با معانی متفاوت در نظر گرفته می شوند. از این رو با تکرار واژگان، یعنی استفاده از دو واژه همگون (دو پایه جناس) آهنگی پدید می آید که سبب شکوفایی و تجلی بلاغت می شود و که فراتر از زیر و بم کلمات است. جناس در زبان های روسی و فارسی دارای گونه های متفاوتی است که این گونه های متفاوت بر اساس دوگانگی متفاوت دو پایه جناس پدید می آیند و هر گاه این دو واژه علاوه بر هم گونی، دارای دوگانگی نوشتار باشند، با یکدیگر جناس لفظی و هر گاه دوگانگی ساختاری باشد، جناس مرکب محسوب می شوند. در این مقاله سعی بر این است که با بررسی دلایل بوجود آمدن جناس های لفظی و مرکب در زبان های روسی و فارسی، این واژگان را برای خوانندگان ملموس تر و قابل درک تر کنیم.
نگاهی جامعه شناختی به کنش گفتاری نفرین: مقایسه زبان های فارسی و انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به رابطه متقابل فرهنگ و زبان و در نظر گرفتن این حقیقت که زبان تجلی گاه فرهنگ مردم یک جامعه است، با فرهنگ کاوی زبان می توان از نظام فکری و فرهنگی جامعه آگاه شد. لذا پژوهش حاضر در صدد است تا به بررسی موشکافانه کنش گفتار نفرین در دو زبان فارسی و انگلیسی بپردازد. بدین منظور 200 فیلم (100 فیلم انگلیسی و 100 فیلم فارسی) مورد مطالعه قرار گرفته و گفتمان های حاوی نفرین یادداشت شده و کنکاش شد. پس از جمع آوری داده ها، آنها را با استفاده از مدل هایمز (1967)، مورد واکاوی قرار دادیم. یافته های این پژوهش نشان از فزونی استفاده از نفرین به هنگام عصبانیت در فرهنگ ایرانی است. همچنین بر اساس نتایج بدست آمده، به نظر می رسد که انگلیسی زبانان در موقعیت های مشابه به جای نفرین از فحش و ناسزا استفاده می کنند. افزون بر این، نتایج به دست آمده نشان داد که کنش گفتار نفرین توسط خانم ها بیشتر از آقایان مورد استفاده قرار می گیرد. در پایان، انگیزه های افراد از نفرین کردن بررسی و به 10 گروه تقسیم-بندی شد.
تعامل بین «زبان و فرهنگ» در تدریس زبان خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قلم ۱۳۸۷ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
"آموزش و یادگیری هر زبان زنده دنیا، فراگیری فرهنگ آن را نیز ایجاب می کند چرا که فرهنگ جز لاینفک زبان است. گفتار و رفتار، حرکات، آداب و رسوم و سنن هر ملتی از فرهنگ آن نشات می گیرد زیرا جوامع مختلف بشری از دیرباز روشهای زندگی گوناگونی داشته و دارند.
با یادگیری یک زبان خارجی، زبان آموز دنیای جدیدی را کشف می کند که غالبا با ارزش ها و معیارهای جامعه خود متفاوت است و این دنیای جدید ابتدا به وسیله کتاب های آموزش زبان به وی معرفی شده و سپس در طی دوران تحصیل آشنایی او با آن فرهنگ روز به روز بیشتر می شود.
این مقاله ابتدا به مطالعه واژه «فرهنگ» و زیر مجموعه های آن از دیدگاه انسان شناسی، جامعه شناسی و آموزش زبان می پردازد. سپس بعد از نگاهی اجمالی به نقش فرهنگ در زندگی بشر اهمیت این موضوع را در کتاب های آموزش زبان بررسی می کند. در ضمن بر نقش کلیدی و بسیار حساس مدرس زبان در انتقال فرهنگ بیگانه به زبان آموزان تاکید می کند، زیرا وظیفه خطیر او در این امر ایجاد پل ارتباطی بین فرهنگ ملی و بیگانه است، پلی که نگاه از آن مانع بیگانه پرستی و در عین حال بیگانه ستیزی است و نگرشی کاملا منطقی و متعادل به زبان آموز می دهد.
ریشه شناسی و دانش ساخت واژه و تأثیر آن بر یادگیری و توسعهء واژگان زبان انگلیسی
حوزههای تخصصی:
دانش زبانى در زمینهء ساختار و ریشه شناسى واژه، واجد تمامى ویژگى هایى است که روان شناسان آموزش از آن به عنوان "فراگیری معنادار" یاد کرد ه اند. علاوه بر این، در محدودهء فراگیرى زبان خارجى محققان به دنبال یافتن بهترین شیوهء تدریس براى این گروه از فراگیران اند. بر این اساس، پژوهشى بر روى گروهى از دانش جویان دانشگاه تهران که در یک نیم سال، درس زبان عمومى انگلیسى را مى گذراندند، انجام شد و با اعمال شیوه هاى آمار و نمرات دانشجویان، این نتیجه به دست آمد که یک آموزش معنادار در زمینه تجزیه و تحلیل واژه مى تواند کمک شایانى به یادگیرى و افزایش واژگان دانشجویان در وهلهء اول و بالا بردن دانش دستورى آن ها در مرحله بعدى باشد.
تعامل زبانی ایرانیان
کلاسیسیسم و/ یا رمانتیسیسم: مروری بر زیباییشناسی قصة زمستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در نظر دارد تا با توجه به نظریه هگل در پیوند با فلسفه هنرهای زیبا خوانشی تازه از قصه زمستان شکسپیر به دست دهد. پژوهشگران تلاش خواهند کرد ایده های هگل را درباره جنبه های هنری نمایشنامه نامبرده به کار گیرند. در این مطالعه، ارزش های زیبایی شناختی نمایشنامه از دو دیدگاه متفاوت اما کاملاً وابسته کلاسیسیسم و رمانتیسیسم و با توجه به تعاریف هگل از دوره های متفاوتِ ظهور و رشد و نموِ شکل های هنری بررسی خواهند شد. نمایشنامه قصه زمستان دربرگیرنده هر دو شکل هنری کلاسیسیسم و رمانتیسیسم است اما چنین یافته ای لزوماً دلیل بر اعتقاد کامل شکسپیر به آنها و یا بکارگیری غیرجانبدارانه شان نیست. همان گونه که نشان خواهیم داد، شکسپیر نه ایده های زیبایی شناختی کلاسیسیسم را باور داشت و نه زیبایی شناسی رمانتیسیسم را آن گونه که باید وفادارانه و یا جانبدارانه بکار بست، بلکه روی مرز میان این دو زیبایی شناسی حرکت کرد و هوشمندانه و با شوخ طبعی گونه ای طنزآمیز از آنها آفرید.
عادت پذیری های زبانی
حوزههای تخصصی:
مسائلی درباره کاربردهای تحلیل متن با استفاده از روشهای صورتگرایانه و نقشگرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از جریانات زبان شناسی همگانی قرن بیستم را می توان در ردیف فعالیت های نقش گرایانه و یا صورت گرایانه تلقی نمود. نقش گرائی منتج و وارث ساختگرایی محسوب می شود. صورت گرایی ثمره توسعه کیبرنتیک است و از ضروریات اولیه انتقال و تبادل اطلاعات بین انسان و رایانه است. ارتباط متقابل بین زبانشناسی و رایانه سابقه پنجاه ساله دارد که توام با بیان تئوری های چامسکی و ترویج دستور زایشی بود. با این حال سرچشمه دستور زایشی-گشتاری را می بایست در زبانشناسی توصیفی جستجو کرد، رویه ای جدید در زمان خود که تلاش می کرد با بیان و تدوین دقیق جزئیات ظاهری ساختار کلمات، راه درست دسترسی به نظام زبانی را فراهم نماید. به عقیده چامسکی دستور می بایست ارتباط بین نشانه های مادی (صوتی) و ذهنی را تبیین و آشکار سازد. موضوع زیرساخت از غامض ترین تئوری های دستور زایشی می باشد که در طی جریان زمان طرح تاکنون دچار تحولات فراوانی شده است. از نظر ارزش مفاهیم تشکیل دهنده این دستور دربرگیرنده لایه های نحوی، معنایی و صوتی است، اما برخلاف ساختگرایان توصیف گر، نحو رکن اصلی را در این دستور دارا می باشد. در این مقاله سعی شده است جهت گیری های اساسی و متفاوت و روش های گوناگون توصیف و تشریح متن برای استخراج اطلاعات از آن، از دیدگاه های این دو مکتب مقایسه و بیان گردد.
رویکرد های غالب روان شناختی زبان پیرامون فرآیند درک اصطلاح(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبارات اصطلاحی، ساخت های زبان شناختی ای هستند که برخلاف جملات عادی زبان از جمع جبری معنای سازه های تشکیل دهنده شان نمی توان به معنای کل آن ها پی برد و از نظر نحوی نیز ساختاری انعطاف ناپذیر دارند؛ بدین صورت که برخلاف جملات عادی زبان نمی توان همة فرآیند های نحوی را دربارة آن ها اعمال کرد. در پژوهش حاضر کوشیده ایم تا ضمن معرفی مهم ترین مدل های روان شناختی زبان در رابطه با فرآیند درک اصطلاح، کارایی این مدل ها را در تبیین ویژگی های معناشناختی اصطلاحات فارسی به بحث بگذاریم. وجه مشترک رویکرد های سنتی تأکید بر پردازش معنای تحت اللفظی می باشد. به عبارتی دیگر، این رویکرد ها یا قائل به روند پردازشی پیوسته، یعنی پردازش معنای تحت اللفظی پیش از پردازش معنای مجازی بودند و یا بر پردازش متوازن این دو معنا توجه می کردند. اما وجه مشترک دیدگاه های نوین اهمیتی است که برای نقش مؤلفه های بافتی در تسریع فرآیند درک اصطلاح قائلند. تحلیل معناشناختی، نمونه هایی از اصطلاحات زبان فارسی نشان داد که هیچ یک از این رویکرد ها به تنهایی نمی توانند ویژگی های متنوع معناشناختی اصطلاح را تبیین کنند. اصطلاح در زبان فارسی مقوله ای یکپارچه و همگن نیست، بلکه می توان با توجه به ویژگی های درون مقوله ای متنوع اصطلاح از جمله شفافیت معنایی، شناخته شده بودن اصطلاح برای سخنگویان زبان، ترکیب پذیری معنایی و ابهام، تعریفی متفاوت از هرگونه عبارت اصطلاحی ارائه کرد.
بررسی تأثیر آموزش بر ارتقای سطح آگاهی زبانآموزان از منظورشناسی زبان خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تأثیر آموزش را بر ارتقای سطح آگاهی زبان آموزان ایرانی در زمینه منظورشناسیPragmatics)) در زبان انگلیسی، بررسی می کند. به طور خاص، این پژوهش می کوشد تفاوت میان دو رویکرد آموزشی تشریحی (Explicit) و تلویحیImplicit) ) را در بهبود سطح منظورشناسی مخالفت های Refusals)) زبان آموزان فارسی زبان، مورد مطالعه قرار دهد. در این پژوهش، پنجاه و چهار زبان آموز، با دانش زبانی تقریباً یکسان به طور تصادفی در سه گروه آموزش کنترل، تشریحی، و تلویحی قرار گرفتند. بر خلاف زبان آموزان گروه کنترل که آموزشی بی ارتباط با اهداف تحقیق را دریافت کردند، فراگیران در دو گروه آزمایش، دو نوع آموزش متفاوت را دریافت کردند. در گروه آموزش تشریحی، زبان آموزان توضیحات فرا منظورشناسی Meta-pragmatics))، بازخوردهای مستقیم، و آموزش های صریح ارتقاء آگاهی را در زمینه مخالفت ها در زبان انگلیسی، دریافت کردند؛ در حالیکه، در گروه آموزش تلویحی، فراگیران تحت آموزش غیرمستقیم و ضمنی قرار گرفتند. هر سه گروه قبل و بعد از دوره شش جلسه ای آموزش، در آزمون چند گزینه ای تکمیل کلام(Multiple-Choice Discourse Completion Test) شرکت کردند. بررسی های آماری نشان داد که ارتباط مستقیمی بین آموزش و سطح منظورشناسی مخالفت های زبان آموزان ایرانی در زبان انگلیسی وجود دارد. بر اساس نتایج به دست آمده آموزش تشریحی بیش از آموزش تلویحی در ارتقاء میزان آگاهی فراگیران فارسی زبان از سطح منظورشناسی مخالفت ها در زبان انگلیسی، مؤثر است. بر اساس نتایج این پژوهش به معلمان زبان انگلیسی توصیه می شود که راهکارهای آموزش تشریحی را بیش از آموزش تلویحی مورد توجه قرار دهند.
نقدی بر نظریههای هرمنوتیک ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«هرمنوتیک ادبی» و یا «رویکرد هرمنوتیکی به متون ادبی» را طرح کرده و با نگرشها، انتظارات و پیشنهادهای گوناگون پا به عرصه این میدان نهادهاند. بعضی از ایشان، چون پتر سوندی، نوع خاصی از هرمنوتیک را مدنظر دارند، که توان آن را داشته باشد، نخست به بازخوانی و ساماندهی پیشینه تاریخی نظریههای تاویل ادبی بپردازد، و سپس در هماهنگی با مدرنترین روشهای نقدِ ادبی و زبانشناختی، جوابگوی پرسشهای بنیادینی باشد که ذهن منتقدان ادبی از دیرباز با آنها مشغول بوده است. بعضی دیگر، چون هانس روبرت یآوس و اومبرتو اکو، خود از پایهگذاران مکتبهای ادبی محسوب میشوند، و قصد دارند، دامنه نقد ادبی را به مددِ پرسشهای جامع هرمنوتیکی گسترش دهند و با رجوع به مبانی محوری این مبحث، اعتبار تئوریها و اندیشههای خود را محک زنند. جستار حاضر به نقد و بررسی منتخبی از مهمترین رهیافتها و نظریههای هرمنوتیک ادبی، مناسباتِ آن با سایر دیسیپلینهای مشابه علوم انسانی، و تلقیهای مختلف از وظائف و کارکردهای آن میپردازد و سؤالاتی نیز در مورد توان آشتیپذیری هرمنوتیک با روشهای تاویل متن و نظریههای نقد ادبی مطرح میکند. توجه اساسی این مقاله اما به دیدگاهها، راهکارها و معضلاتِ ویژهای معطوف است که در تقاطع اندیشههای محوری تاویل ادبی و پرسشهای هرمنوتیکی شکل میگیرند.
گفتمان شناسی انتقادی چوبک در رمان «تنگسیر»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی میان رشته ای و روشی تحلیلی است که به دنبال شناخت گفتمان های مختلف، کشف حقایق نهان در ژرف ساخت آن ها و تبیین نوع رابطة گفتمان ها، گویندگان و نویسندگان باقدرت است. از سویی، ادبیّات، به ویژه داستان و رمان، به سبب سرشت مردمی و مرتبط با موضوعات اجتماعی، یکی از عرصه های بروز و ظهور گفتمان است. ادبیات سرشار از حقایق تاریخی است که گاه در قالب داستان و رمان بیان می شوند و با درک و کشف آن ها می توان به شناخت هرچه بهتر تاریخ و فرهنگ یک کشور نایل آمد. این مقاله با بررسی رمان « تنگسیر»، به عنوان نخستین رمان چوبک در دهة چهل، گفتمان های حاکم بر آن، به ویژه گفتمان خاصّ چوبک را در آن برهة تاریخی سیاسی از منظر رویکرد انتقادی فرکلاف تحلیل کرده است. گفتمان شناسی این اثر نشان می دهد که چوبک در دهة پرالتهاب و ایدئولوژیک چهل، اثری سیاسی پدید آورده که رویکرد، زبان و مضامین انقلابی دارد و غالب نشانه های به کار رفته در آن، حاکی از این است که گفتمان نویسنده، ضدّ حکومت، ضدّ استبداد و استعمار است و او نسبت به تغییر شرایط، نگاهی مثبت دارد؛ تغییری که به پشتوانة خیزش مردمی، در سایة اتحاد و با تکیه بر سلاح به دست می آید.
بررسی استعارة مفهومی در سورة بقره(رویکرد زبان شناسیِ شناختی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره به خاطر انتزاعی بودن حوزة مذهب، از فراوانی بالایی در قرآن کریم برخوردار است. تا چندی پیش و قبل از پیدایش زبان شناسی شناختی، استعاره بیشتر به عنوان رویکردی برای زیبایی آفرینی و روشی برای ابداعات هنری قلمداد می شد، امّا با طرح نظریة استعاره مفهومی، استعاره، ابزاری برای تفکّر و اندیشه به شمار رفت که در سراسر زندگی بشر جریان دارد و به کمک آن بسیاری از مفاهیم انتزاعی مفهوم سازی می شوند.
این پژوهش در صدد است تا نشان دهد قرآن کریم، مفاهیم انتزاعی و مجرّد را با چه ساز و کاری، مفهوم سازی می کند و قلمرو مبدأ استعاره های مفهومی تا چه اندازه با تجارب انسان سروکار دارد. این بررسی نشان می دهد که استعاره در سراسر گفتمان قرآن در سورة بقره حضور دارد و ابزاری است که به کمک آن مفاهیم انتزاعی چون زندگی، زمان، فهمیدن، انفاق و ... مفهوم سازی می شوند و معمولاً قلمرو های مبدأ از حوزه های ملموس و مرتبط با زندگی بشر انتخاب شده اند.