فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۴۱ تا ۸۶۰ مورد از کل ۱٬۱۱۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
نگاهی به کتاب گنجینه گویش شناسی فارسی عبدالنبی سلامی
حوزههای تخصصی:
ضرورت لغتنامه نویسی تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لغتنامههای دوزبانه به رجوع کننده اینطور وانمود میکنند که انگار برای هر واژه زبان مبدا یک یا چند واژه دیگر در زبان مقصد موجود میباشد که از نظر معنی با واژه زبان مبدا هیچگونه تفاوتی ندارد. حال اگر با نگاه موشکافانه و دقیق واژههایی را که هم در زبان مبدا و هم در زبان مقصد با یکدیگر از نظر معنی مترادف میباشند مورد بررسی و مقایسه قرار دهیم متوجه خواهیم شد که در حقیقت هریک از واژههای موردنظر حداقل در دو سیستم واژگانی قرار دارند که به هیچوجه معادل همدیگر نمیباشند. در مقاله ذیل سعی بر این شده که این مسئله را بهوسیله چند واژه برگزیده از آلمانی و فارسی که متعلق به حوزه واژهای ـ معنایی ''نبرد'' میباشند مورد بحث و بررسی قرار داد. در این مقاله دعوت به تالیف نوعی لغتنامه تطبیقی شده است که به عنوان جایگزین و مکملی مطلوب واژههای زبان مبدا و مقصد را نه تنها به عنوان معادل یکدیگر بلکه به عنوان اجزای مختلف دو سیستم واژگانی مورد بررسی و مقایسه قرار دهد.
زبان و نظامهای نوشتاری
حوزههای تخصصی:
ساخت اطلاعی جمله
حوزههای تخصصی:
رویکرد دستور زایشی و برخی دستورهای منشعب از آن به واژه و مدخلهای واژگانی و مقایسه آن با مدخلهای واژگانی در برخی فرهنگهای دوزبانه انگلیسی - فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به نحوه نگرش دستور زایشی و همچنین برخی دستورهای منشعب از دستور زایشی به واژه و مدخلهای واژگانی، از آغاز شکل گیری تا دهه نود میلادی، پرداخته شده است. دستور زایشی بیشتر به یک نظریه نحو- محور معروف است و ممکن است سایر جنبه های زبانی که در این نظریه مورد توجه قرار گرفته اند از دیده ها مخفی مانده یا کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد. این مقاله نشان می دهد که اهمیت واژه و مدخلهای واژگانی در نظریه زایشی همپای دیگر نظریه ها از دهه پنجاه میلادی تا اواخر دهه نود به مرور رو به ازدیاد بوده است. شاید بتوان ادعا کرد که در حال حاضر اطلاعاتی که در صورتهای متاخرتر نظریه زایشی و برخی رویکردهای منشعب از آن در مدخلهای واژگانی ارائه می شود کاملترین اطلاعاتی است که می توان در مدخلهای واژگانی لحاظ کرد. در ادامه مقاله با بررسی یک مدخل واژگانی در سه فرهنگ لغت دو زبانه انگلیسی - فارسی نشان داده شده که در این فرهنگها اطلاعات متفاوتی، چه به لحاظ کمیت و چه کیفیت، در مدخلهای واژگانی ارائه شده که در عین حال حتی در کاملترین فرهنگ نیز این میزان اطلاعات کمتر از اطلاعاتی است که در صورتهای متاخرتر دستور زایشی و برخی رویکردهای منشعب از آن برای مدخلهای واژگانی در نظر گرفته شده است. نتیجه آنکه: باوجودآن که به دلیل محدودیت فضای فرهنگهای غیر الکترونیکی و فراوانی و حجم زیاد مدخلهای واژگانی در نظریه های یاد شده، ممکن است امکان ارائه مدخلهای واژگانی به صورتی که در این نظریه ها آمده وجود نداشته باشد اما این بدان معنا نیست که با الهام از این نظریه ها نمی توان به غنای مدخلهای واژگانی در فرهنگهای لغت افزود. بنابراین راه گرچه دشوار اما پیمودنی است.
بررسی ریشه شناختی منتخبی از واژگان گویش بوشهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" ریشه شناسی را در زبان فرانسوی «اتیمولوژی»1 گویند. اتیمولوژی واژه ای یونانی است، که از طریق زبان لاتین به زبان فرانسوی راه یافته است.
در یونان باستان اتیمولوژی به معنی ""شناخت اتیمون""2، و اتیمون به معنی ""معنی حقیقی واژه"" بوده است.
امروزه اتیمولوژی به تاریخ یک واژه از قدیم ترین زمان کاربرد آن تا زمان نوشتن تاریخ آن واژه هم از لحاظ لفظ و هم لحاظ معنی اطلاق می شود.
در هر زبان، برخی از واژه ها در زمان معین از رواج می افتد، اتیمولوژی این گونه واژه ها تاریخ آن ها از قدیم ترین زمان کاربرد تا زمان رواج آن واژه، هم از نظر لفظ و هم از نظر معنی است.
ریشه شناسی، علمی است که به کمک آن ""فرهنگ تاریخی"" نوشته می شود. فرهنگ تاریخی، فرهنگی است که در آن تاریخ یک واژه، هم از نظر لفظ و هم از نظر معنی ثبت می شود. (ابوالقاسمی، 12).
گویش بوشهری، یکی از گویش های ایرانی نو و از گروه گویش های جنوبی ایران است. ویژگی های آوایی، واجی و ساخت دستوری این گویش نشان می دهد که به شاخه ی زبان های ایرانی جنوب غربی تعلق دارد.
هدف مقاله، بررسی ریشه ی شناختی منتخبی از واژگان گویش بوشهری است. در این پژوهش، بیست و هشت واژه ی اصیل گویشی مورد بررسی ریشه شناختی و تطبیقی قرار گرفته است و از دو نوع روش تحقیق استفاده شده است: نخست از روش تحقیق میدانی که با استفاده از ضبط صوت با گویش وران مصاحبه انجام شده، اطلاعات مورد نیاز روی نوار، ضبط شده است. دوم از روش تحقیق کتابخانه ای (اسنادی) استفاده شده است. که با مراجعه، بررسی و مطالعه ی منابع دست اول، فیش ها تهیه شده، به صورت منظم دسته بندی شده اند، سپس ریشه ی واژگان و معادل فارسی آن ها به دقت یافت شده است.
نتایج تحقیق نشان می دهد با توجه به نفوذ رسانه های گروهی، فن آوری جدید و فارسی معیار، این واژگان در بین نسل جوان و تحصیل کرده فراموش شده است. این نکته ارزش و اهمیت پژوهش را نشان می دهد.
دیگر این که بررسی ریشه شناختی و تطبیقی این واژگان نشان می دهد که گویش های ایرانی، از نظر واژگانی دارای اشتراکات و همانندی های بسیاری هستند. ریشه ی گویش های ایرانی، زبان ایرانی باستان است. تفاوت این گویش ها در زمینه های آوایی، واجی، ساخت زبانی و دستوری است که مرزبندی و تقسیم بندی گویش های ایرانی را ایجاد کرده است.
هم چنین، نتایج نشان می دهد با بررسی ریشه شناختی گویش های ایرانی می توان اطلس جامع گویشی ایران و فرهنگ ریشه شناختی فارسی را تدوین کرد.
"
دستور زایشی: بازگشتی دیگر به نقطه عزیمت
حوزههای تخصصی:
بررسی آواشناسی گویش کوردهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های حفظ زبان ها و گویش ها کوشش برای ثبت علمی دقیق آن هاست. در این مقاله سیستم آوایی گویش کوردهی به گونه ای مختصر مورد بررسی قرار می گیرد. پس از معرفی واج ها و واج گونه های گویش کوردهی، ساختار هجایی سپس فرایند های آوایی و آنگاه مشخصات زبر زنجیری گویش مورد بررسی قرار گرفته است.
بررسی تاریخی نظام آوایی گویش کرمانجی خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه زبان کردی جزء زبانهای ایرانی محسوب می شود، بررسی تاریخی نظام آوایی گویش کرمانجی خراسان می تواند نزدیکی و میزان تاثیرپذیری آن را از زبانهای ایرانی، به خصوص زبان فارسی، نشان دهد. در این مقاله نشان داده می شود که آواهای گویش کرمانجی خراسان از کدام زبان گرفته شده است؛ در صورتی که از زبانهای ایرانی باشد، نمونه های فارسی باستان و اوستایی آن ذکر شده است.
چرا که یک سخن در میانه نبود: زبان بدن
حوزههای تخصصی:
جانداری و بی جانی در گویش های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبانها ویژگی های مصادیق جهان بیرون را به نحو متفاوتی در خود منعکس می کنند؛ برای مثال، مقولة شخص، شمار، زمان و نمود فعل[1] یا حالت[2] و جنس اسم[3] در زبان های مختلف به صورت های متفاوت بیان می شود. یکی دیگر از این مقولات، ویژگی جانداری[4] است که زبان ها توجه کمتری به بیان آن دارند. این خصوصیت در تعدادی از گویش های ایرانی وجود دارد که موضوع بحث این مقاله است.
توصیف دستگاه فعل در گویش بهبهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" گویش بهبهانی، گویش قدیمی و غالب مردم این شهر می باشد و از جمله گروه زبان های ایرانی جنوب غربی محسوب می شود. این مقاله بطور کلی به توصیف دستگاه فعل و نقش و جای قرارگرفتن شناسه های فعلی، ضمایر پیوسته ی شخصی و روابط آنها در این گویش می پردازد. لازم یا متعدی بودن افعال در زمان های دستوری حال و گذشته، دو الگوی متفاوت دستوری را برای صرف افعال از لحاظ شناسه های فعلی، وندها یا ضمایر شخصی پیوسته و حتی ضمایر فاعلی جدا ارایه می دهد. الگوی اول شامل افعال لازم (ساخت حال و گذشته) و متعدی (ساخت حال) می شود که در صرف آنها در ساخت های مورد نظر، از الگوی دستوری مشترکی پیروی می کنند. الگوی دوم شامل افعال متعدی در ساخت های گذشته می شود. برخلاف الگوی اول در صرف این افعال، شناسه ها، ضمایر پیوسته شخصی و ضمایر فاعلی جدای ویژه ای به کاربرده می شود. این ویژگی باعث شده است که گویش بهبهانی از جمله گویش های ""ارگتیو"" به شمار آید.
"
گویش گیلکی فومنات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب ۱۳۸۵ شماره ۳۰
حوزههای تخصصی:
در غیاب متن : تحلیلی بینا متنی از داستان قلعه ذات الصور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، با استفاده از مفاهیم متن ظاهری/ متن زایشی و امر نهادین/ امرنشانه ای – آن گونه که توسط کریستوا بسط یافته است – تحلیلی بینا متنی از داستان (قلعه ذات الصور) ارائه شده است. این تحلیل، در پی وضوح بخشیدن به (دیگر بودگی) متن و حضور نیرویی مخربی است که معنا و دلالت بر ساخته متن را با چالش مواجه می کند...
تلفظ واج «ا، آ» در گویش شیرازی
حوزههای تخصصی:
فعل در گویش تاتی کلاسور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت حفظ و بررسی لهجه های مختلف زبان فارسی، به خصوص لهجه های رو به فراموشی نهاده، و با توجه به نقش گویشهای ایرانی بازمانده در منطقه، در تشخیص و شناسایی زبان دیرین آذربایجان، در این مقاله کوشش شده است که ضمن معرفی روستای کلاسور (Kalasur) و موقعیت جغرافیایی و انسانی و نحوه معیشت مردم، به بررسی گویش تاتی این روستا پرداخته شود. در بخش آغازین سعی شده که درباره واژه تات، مطالب اندکی مطرح شود و در بخش اصلی مقاله با مثالهای کافی چگونگی متعدی ساختن، فعل اسنادی، همکردهای فعلی و چگونگی سوالی کردن و منفی کردن از مطالب اصلی این گفتار است. از نکته های مهم متفاوت بودن شناسه در ساختمان فعل ماضی ساده لازم و متعدی است که با فارسی میانه (پهلوی) ارتباط دارد. همچنین شناسه های نهادی جدا در فعلهای ماضی استمراری و مضارع اخباری که پیش از فعل ذکر می شوند.
توصیف دستگاه واجی گویش دلواری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دستگاه واجی گویش دلواری دارای 23 هم خوان و 9 واکه (6 ساده و 3 مرکب) و آرایش واجی CV(C)(C) است. این گویش فاقد انسدادی ملازی واک دار /G/ است و این هم خوان به صورت /k/ ، /γ/ و /x/ در واژه های این گویش ظاهر می شود. در میان فرایندهای مهم واجی، می توان این فرایندها را نام برد: الف تضعیف: /b , v , f/ ← [w] ؛ /δ/ ←/d/ ؛ و /h/ ← /x/؛ ب تقویت (بر روی واژه هایی از ریشة زبان پهلوی): /b/ ← /w/ ؛ /p/ ← /f/ که در آغاز هجا رخ می دهد؛ ج. درج /t/ پس از /š/ پایانی؛ د تبدیل /r/ و /L/ ؛ ه حذف /h/ و /n/ پایانی؛ و دگرگونی واکه ای /u/ ← /i/ ، /u/ ← /ā/ ، /e/ ←/a/ ، /e/ ، /ā/ ← /a/ ؛ ز تغییر هجاهای /āb/ ، /ab/ و /af/ به /ow/ در نتیجة دو فرایند تضعیف و هم گونی؛ ح تغییر ساختار هجاهای اسم های مصغر و حذف برخی واج ها
واژه های دخیل انگلیسی مشترک در گویش های بوشهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" گویش های یک زبان در واقع گونه هایی از آن زبان هستند که از لحاظ آوایی، دستوری و واژگانی تفاوت هایی با یکدیگر دارند.
گویش های بوشهری، یکی از گویش های ایرانی نو و از گروه گویش های جنوبی ایرانی است. ویژگی های آویی این گویش ها نشان می دهد که به شاخه ی زبان های ایرانی جنوب غربی تعلق دارند. گویش های بوشهری مانند بسیاری از گویش های ایرانی، زیر نفوذ فارسی معیار بوده است و واژه های آرامی، عربی، سریانی، ترکی، مغولی، سنسکریت (هندی) لاتین، انگلیسی، ایتالیایی، فرانسوی، پرتغالی، و هلندی در این گویش وارد شده است. هدف مقاله، بررسی توصیفی واژه های دخیل انگلیسی در گویش های بوشهری است. در این پژوهش، 154 واژه دخیل مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند و از دو نوع روش تحقیق استفاده شده است: نخست از روش تحقیق میدانی که با استفاده از ضبط صوت با گویش وران مصاحبه به عمل آمده است و اطلاعات مورد نیاز بر روی نوار ضبط شده است. و دیگر از روش تحقیق کتابخانه ای استفاده شده است. در این روش با مراجعه به منابع مکتوب ریشه واژگان و معادل یابی فارسی نو، به دقت صورت گرفته است.
نتایج تحقیق، نشان می دهد که اکثر گویش وران از ریشه و اصل وام واژگان آگاهی و شناخت ندارند و بسیاری از این واژه ها هنوز متداول و رایج است، اما با نفوذ رسانه های گروهی و عمومی از قبیل مطبوعات و صدا و سیما و فارسی معیار این واژگان در بین نسل جوان و تحصیل کرده روبه فراموشی است و این به نوبه ی خود ارزش و اهمیت این تحقیق را نشان می دهد.
دیگر این که گویش های بوشهری، واژه های دخیل را غالبا تغییر داده و با دستگاه آوایی خود تطبیق می دهد و به رنگ گویشی در می آورد.
سپس در برخی از وام واژه ها، در مقایسه با صورت اصلی واژه ها، از نظر معنایی نیز دگرگونی هایی صورت گرفته است.
"
به سوی طراحی شبکة واژگانیِ صفاتِ زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ظهور و گسترش ابزارهای الکترونیکی مربوط به گردآوری، ذخیره سازی و پردازش داده های زبانی و همچنین موفقیت چشم گیر شبکه های واژگانی، نگارندگان را بر آن داشت که به طراحی شبکة واژگانی صفات زبان فارسی اقدام کنند. مقالة حاضر ضمن بیان تاریخچه و مبانی کلی شبکة واژگانی، چگونگی شکل گیری شبکة حاضر را شرح می دهد. از آنجا که قصد طراحی شبکة واژگانی صفات فارسی را داریم، به طبقه بندی معنایی مقولة صفت می پردازیم. در این طبقه بندی 15 طبقة اصلی و بیش از 70 طبقة فرعی شناسایی شده است. برای استخراج صفات و تعیین حوزه های معنایی و نیز هم معناها، متقابل ها و بسامد آن ها از سه فرهنگ واژگانی و یک دادگان زبان فارسی استفاده شده است. شبکة واژگانی، نوعی پایگاه داده هاست و از این رو ضمن آشنایی مقدماتی با مفاهیم بنیادی و روش شناسی دادگان با فرآیند طراحی منطقی و فیزیکی شبکة واژگانی صفات فارسی آشنا می شویم.