فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۱٬۱۱۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
قلب نحوی تاکنون در زبان های مختلف به لحاظ نحوی و گفتمانی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق در گویش مازندرانی نشان می دهد که قلب نحوی هم تابع اصول و محدودیت های جهان شمول و هم تابع محدودیت های زبان ویژه است. در این تحقیق نشان می دهیم که انواع قلب نحوی کوتاه برد، دوربرد و چندگانه در گویش مازندرانی به کار می رود و کارکرد اصلی قلب نحوی در گفتمان، تغییر توزیع ساختار مبتدا و خبر و همچنین توزیع اطلاع کهنه و نو است. دربارة قلب نحوی کوتاه برد می بینیم که حرکت سازه ها در فرایند قلب نحوی، تابع اصول گفتمانی و ساخت اطلاع است؛ اما در این گویش، در قلب نحوی دوربرد عوامل نحوی و اصول نحوی کمینه گرایی علاوه بر اصول گفتمانی، در تبیین ساخت های قلب نحوی شده نیز دخیل هستند. به عبارت دیگر در فرایندهای قلب نحوی دوربرد به نوعی شاهد تعامل بین گفتمان و نحو، به ویژه کمینه گرایی هستیم و چنین نتایجی با دستاوردهای زبان شناسان در حوزه های مختلف زبانی همسویی و همخوانی دارد. هدف اصلی تحقیق بررسی رفتار قلب نحوی در گویش مازندرانی است.
The Status of [h] and [ʔ] in Sistani Dialect of Miyankangi(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purpose of this article is to determine the phonemic status of [h] and [ʔ] in
the Sistani dialect of Miyankangi. Auditory tests applied to the relevant data
show that [ʔ] occurs mainly in word-initial position، where it stands in free
variation with Ø. The only place where [h] is heard is in Arabic and Persian
loanwords، and only in the pronunciation of some speakers who are educated
and/or live in urban centres، where inhabitants are in closer touch with Persian
than in rural areas. The sound [h] also occurs in the pronunuciation of some
Arabic loanwords where it replaces the glottal plosive، particularly in word
medial، intervocalic position. The investigation shows that neither [ʔ] nor [h]
have phonemic status in the Sistani dialect of Miyankangi at present، but that
more intense contact with Persian may change this state in the future،
particularly for [h].
درآمدی بر زبان بلوچی
تفاوت های بین فرهنگی و انتقال منظورشناختی در کنش گفتاری رد کردن در انگلیسی و فارسی (Cross-Cultural Differences and Pragmatic Transfer in English and Persian Refusals)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر تفاوت های بین فرهنگی فراوانی قواعد معنایی در انجام کنش گفتاری رد کردن درخواست بین فارسی زبانان و انگلیسی زبانان را بررسی می کند. همچنین این مسئله مورد بررسی قرار گرفت که آیا زبان آموزان ایرانی که انگلیسی را به عنوان زبان دوم یاد می گیرند راهکارهای رد کردن در زبان اول خود را به زبان دوم انتقال می دهند یا نه و آیا رابطه ای بین سطح مهارت آنها و انتقال این راهکارها وجود دارد. بدین منظور،66 بومی زبان فارسی و 59 بومی زبان انگلیسی از هر دو جنسیت به ترتیب نسخه های فارسی و انگلیسی از یک پرسشنامه تکمیل گفتمان را پر کردند. از آزمون تعین ســطح آکسفورد (OPT) برای تشکیل دو گــروه 61 نــفری از زبان آموزان سطح بالا و 81 نفری از زبان آموزان سطح پائین ایرانی استفاده شد. این دو گروه پرسشنامه انگلیسی تکمیل گفتمان را تکمیل کــردند. راهکارهای رد کردن درخواست که شرکت کنندگان در این تحقیق از آن استفاده کردند به قواعد معنایی تبدیل شدند و سرانجام به سه دسته مستقیم، غیرمستقیم و راهکارهایی که به ردکردن ضمیمه می شوند، طبقه بندی شدند. نتایج تحقیق تفاوت معناداری در کاربرد راهکارهای مستقیم رد کردن بین انگلیسی و فارسی نشان نداد. بر خلاف فارسی زبانان که در کاربرد راهکارهای غیرمستقیم از انگلیسی زبانان پیشی گرفتند، انگلیسی زبانان راهکارهای که به ردکردن ضمیمه می شوند را بیشتر به کارگرفتند. نتایج تحقیق همچنین نشان داد که هردو گروه زبان آموزان سطح بالا و پائین در به کار گیری رد کردن غیرمستقیم و راهکارهایی که به ردکردن ضمیمه منجر می شوند انتقال منظور شناختی داشتند. البته زبان آموزان سطح پائین بیشتر از زبان آموزان سطح بالا راهکارهای زبان اول خود را به زبان دوم انتقال می دهند.
فعل در گویش تاتی کلاسور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت حفظ و بررسی لهجه های مختلف زبان فارسی، به خصوص لهجه های رو به فراموشی نهاده، و با توجه به نقش گویشهای ایرانی بازمانده در منطقه، در تشخیص و شناسایی زبان دیرین آذربایجان، در این مقاله کوشش شده است که ضمن معرفی روستای کلاسور (Kalasur) و موقعیت جغرافیایی و انسانی و نحوه معیشت مردم، به بررسی گویش تاتی این روستا پرداخته شود. در بخش آغازین سعی شده که درباره واژه تات، مطالب اندکی مطرح شود و در بخش اصلی مقاله با مثالهای کافی چگونگی متعدی ساختن، فعل اسنادی، همکردهای فعلی و چگونگی سوالی کردن و منفی کردن از مطالب اصلی این گفتار است. از نکته های مهم متفاوت بودن شناسه در ساختمان فعل ماضی ساده لازم و متعدی است که با فارسی میانه (پهلوی) ارتباط دارد. همچنین شناسه های نهادی جدا در فعلهای ماضی استمراری و مضارع اخباری که پیش از فعل ذکر می شوند.
تمایز جنس مؤنث و مذکر در گویش تاتی خلخال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان تاتی یکی از زبان های ایرانی شما ل غربی است که در نقاط مختلفی از ایران (به نام تاتی جنوبی و گاه آذری) و خارج از آن (تاتی شمالی) رواج دارد و بسیاری از ویژگی های کهن زبانی را حفظ کرده است. تاتی جنوبی در مناطق جنوب غربی قزوین، اشتهاردِ کرج، دو بخش شاهرود و خورش رستم خلخال، طارم علیا و خویین، در خویین استان زنجان، دیزمار، کرینگان، کلیبر، کلاسور آذربایجان شرقی، و بخش های جیرنده و فاراب رودبار رواج داشته و دارد. تمایز جنس (مذکر، مؤنث و خنثی) یکی از مباحث مهم زبان شناسی است. به طور کلی جنس در زبان ها به دو صورت دستوری و غیردستوری یا طبیعی خود را نشان می دهد. گرچه در زبان تاتی خلخال تمایز جنس دستوری در مقوله های اسم، ضمیر (ضمیر شخصی، اشاره، مبهم و ملکی) و فعل به چشم می خورد، اما تا حال تحقیقی در این زمینه صورت نگرفته است. آنچه در این مقاله آمده بررسی جنس از منظر دستوری و طبیعی در زبان تاتی است. در این زبان اسم های مؤنث در حالت فاعلی مفرد، با داشتن پی بست بدون تکیه -a؛ ضمایر ملکی با -ə؛ و فعل ها با -â از نمونه های مذکر خود تمایز دارند. در بخشی از مقاله به جنس طبیعی تاتی اشاره ای شده است. در تاتی، علاوه بر واژه هایی که بر جنس مؤنث و مذکر دلالت دارند، تکواژهایی نیز یافت می شود که در آغاز بعضی از واژه ها ظاهر می شوند تا جنس آن را تعیین کنند. در انتهای مقاله تعدادی از اسم های مذکر و مؤنث تاتی فهرست شده اند.
حالت نمایی در کردی سورانی (سنندجی و بانه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دستور زایشی اخیر دو دیدگاه عمده راجع به چگونگی نظام حالت دهی وجود دارد. دیدگاه چامسکیایی استاندارد این است که حالت توسط هسته ی دستوری به نزدیکترین گروه اسمی از طریق یک رابطه ی مطابقه اعطا می شود (بیکر 2010). در این رویکرد حالت به عنوان تجویز کننده ی گروههای اسمی، مفهومی کاملاً نحوی دارد و ارتباط مستقیمی بین حالتهای ساختاری و روابط ساختاری گروههای اسمی پذیرنده حالت ها وجود دارد. در دیدگاه دوم، حالت-دهی توسط قواعد پیکره ای و در بخش آوایی صورت می گیرد. در این رویکرد ارتباط مستقیمی بین حالت دهی و مطابقه برقرار نیست و سلسه مراتب ساختواژی، حالت گروههای اسمی را تعیین می کند. در این مقاله بر اساس داده هایی از زبان کردی (سنندجی و بانه ای) و با مقایسه ی شباهت ها و تفاوت های این دو گونه-ی کردی از گویش کردی سورانی نشان خواهیم داد که در نظام حالت دهی گونه های مختلف از گویش سورانی از رویکردهای متفاوتی استفاده می شود.
ریشه شناسی چند واژه از گویش گیلکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گویش گیلکی از گویش های ایرانی نو است که در ناحیه وسیعی از استان گیلان در حاشیه دریای خزر و نیز بخش هایی از استان مازندران رواج دارد. این جستار اختصاص دارد به بررسی ریشه شناختی چند واژه از گویش گیلکی شرق گیلان. در هر مدخل، ابتدا ریشه ایرانی باستان و هندواروپایی واژه یا فعل مورد نظر و برابرهای آن در دیگر زبان های ایرانی را آورده ایم، سپس به بررسی ساخت اشتقاقی آنها در گویش گیلکی، فرایندهای واجی و گاه رابطه نحوی واژه موردنظر پرداخته ایم. واج نوشت داده ها بر پایة گونة گویشی شرق گیلان انجام پذیرفته است.
آموزش زمان های فارسی به غیرفارسی زبانان: مقایسه روش های تدریس ساختاری و ارتباطی
یادگیری زمان یکی از مشکلات فارسی آموزان خارجی است. برای پرداختن به این مشکل، پیشرفت در یادگیری زمان های فارسی براساس روش های متفاوت در آموزش آن ها در کانون این پژوهش قرار گرفت. بدین منظور، تأثیر دو روش ساختاری و ارتباطی برای آموزش زمان بررسی شد. آزمودنی ها از بین فارسی آموزان سطح دوم میانی در مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه تهران (مؤسسه دهخدا) انتخاب شدند. تعداد هر گروه شامل 40 فارسی آموز غیرایرانی بود. هر دو گروه در دو پیش آزمون زمان شرکت کردند تا از منظر توانایی استفاده از زمان در زبان فارسی همگن شوند. سپس زمان ها به آزمودنی ها در گروه ساختاری براساس روش ساختاری آموزش زبان آموزش داده شد. گروه ارتباطی نیز با توجه به طرح درس های ارتباطی که تهیه و تدوین شد، زمان های فارسی را فراگرفتند. براساس عملکرد دو گروه در پس آزمون، پیشرفت هر گروه در مقایسه با پیش آزمون و نیز در مقایسه با یکدیگر با استفاده از آزمون تی مستقل مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج تحلیل ها نشان می دهد که گروه ارتباطی پیشرفت معنی داری در درک و کاربرد درست زمان نسبت به گروه ساختاری به دست آورد. در مقابل، تفاوت آماری معنی داری در پیش آزمون و پس آزمون گروه ساختاری ملاحظه نشد. افزون بر این، نتایج آزمون تی نشان می دهد عملکرد گروه ارتباطی در پس آزمون از نظر آماری به طرز معنی داری بهتر از عملکرد گروه ساختاری بود. نتایج این تحقیق تجربی دال بر آن است که با توجه به تاثیر گذاری روش تدریس ارتباطی در آموزش زمان، در تهیه و تدوین مطالب درسی برای فارسی آموزان و در روش آموزش مفهوم دستوری زمان، روش تدریس ارتباطی روشی کارآمد است که توجه و به کارگیری آن در مراکز آموزش زبان فارسی به ارتقای آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان یاری می رساند.
گویش بیرجند (فرهنگ ملا علی اشرف صبوحی)
منبع:
وحید مهر ۱۳۴۵ شماره ۳۴
حوزههای تخصصی:
نخستین پیکره نقش های معنایی زبان فارسی
حوزههای تخصصی:
نخستین پیکره نقش های معنایی زبان فارسی که حدود 30.000 جمله از زبان فارسی معاصررا شامل می شود، به صورت دستی برچسب گذاری شده است. این پیکره بر اساس مفهوم نقش هایمعنایی فیلمور، لایه ای از اطلاعات مربوط به رابطهمحمول موضوعرا به ساخت نحوی پیکره وابستگی اضافه می کند. دراین مجموعه، افعال، اسم های گزاره ای و صفت های گزاره ای به عنوان محمول های جملهدر نظر گرفته شده و بنا بر نوع رویدادشان، در جمله تعیین ظرفیت شده اند. خروجی این پیکره بر اساس الگویهمایش زبان شناسی رایانه ای و پردازش زبان طبیعی(CoNLL) آماده شده است. نقش های معناییمورد استفاده در برچسب زنی معنایی شامل دو گروه برچسب های موضوعی و برچسب های نقشیهستند. برچسب های موضوعی ساخت ظرفیتی محمول های جمله را به دست می دهند و برچسب هاینقشی، افزوده های توصیف گر فعل یا کل جمله را شامل می شوند. تعداد نقش های معنایی27 مورد و تعداد موضوع های نقشی 15 مورد است. دو برچسب وجه نما و نفی هم به عنوانبرچسب نقشی مورد استفاده قرار گرفته است.
بررسی برخی تغییرات در افعال مرکب و اسنادی گویش گیلکی
حوزههای تخصصی:
* در این مقاله به تغییرات فعل مرکب و اسنادی در گویش گیلکی اشاره می شود.گاه در افعال مرکب که از اسم و فعل، یا صفت و فعل، یا قید و فعل، یا جز آن تشکیل می شود، عنصر دیگری ملاحظه می شود که برخی آن را عنصر غیر فعلی فعل مرکب محسوب می دارند.بحث مقاله ی حاضر درباره ی این عنصر است.نویسنده بر آن است تا نتیجه بگیرد که این عنصر، به خلاف نظر بعضی از گویش شناسان، یک پیشوند کوتاه شده ی فعلی است و دلایل خود را با ذکر مثال در گویش گیلکی، مازندرانی و تاتی مستدل می سازد.