فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۱٬۸۵۴ مورد.
تذکرة للمتقین
نگاهی به وحدت ادیان از چشم انداز عرفان(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
وحدت گرایی دینی، رویکردی است که عارفان مسلمان به مسئله کثرت ادیان دارند. از این دیدگاه، تمام ادیان از ریشه واحدی سرچشمه گرفته اند و همگی، جلوه ها و مظاهر وحدت حقه دینی هستند. بنابراین ادیان از نظر باطنی، وحدت دارند، اما از نظر ظاهری، دچار اختلاف هستند. بر این اساس، نگارنده در این مقاله کوشیده است تا وحدت گرایی دینی (وحدت دین و کثرت شرایع) را از چشم انداز عرفان بررسی و مبانی عرفانی آن (مانند وحدت وجود، کثرت و اختلاف اسمای الهی و غیره) را تبیین و تحلیل کند.
برهان صدیقین در آثار اهل عرفان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
برهان صدیقین با این ویژگی که از واقعیتی خاص مثل حرکت و حدوث استفاده نمی کند، پس از بوعلی به عنوان یکی از برجسته ترین براهین مورد توجه قرار گرفت و در آثار فلسفی و عرفانی جهان اسلام محل بحث و گفت وگو قرار گرفت.
اهل عرفان ضمن نقد برهانی که بوعلی مطرح کرد، براهینی را با ویژگی برهان صدیقین اقامه کردند. این مقاله کار سلبی و ایجابی آنان را تا قرن دهم دنبال کرده، مورد بررسی قرار می دهد.
ولایت درعرفان اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اندیشهٴ ولایت در عرفان اسلامی، ساحتی الهی و حقانی از نظام عالم را به تصویر می کشد که در ورای همه مشبک های رنگارنگ، حقیقتی بی رنگ را که منشأ پیوند انسان های کامل به حقیقت عالم است، به نمایش درمی آورد. جست وجو در منابع دینی و متون عرفانی و ارائه تصویر روشن از آن، و در عین حال بررسی اقسام و ابعاد ولایت، لوازم و مختصات آن در عرفان اسلامی، اهداف مقالهٴ حاضر می باشد.
رهیافت معرفت شناسی به عالم برزخ و عالم خیال از دیدگاه ابن عربی
حوزههای تخصصی:
ابن عربی، برزخ را به معنای حدّ فاصل بین دو چیز می داند که معرفت آن امری عقلانی است امّا وجود آن امری خیالی است. وی مراتب وجودیِ برزخ را به برزخ نزولی (اعیان ثابته) و برزخ صعودی (برزخ پس از مرگ) تقسیم می کند.به زعم وی، مفهوم و مصداق خیال، حقیقتی است که «نه موجود، و نه معدوم» یا «هم موجود، و هم معدوم» است؛ از این رو،اگرچه این امر به ظاهر تناقض نماست امّا نه تنها متناقض نیست، بلکه حاکی از رابطة خاصّی است که بین وجودِ مَجازیِ موجودات ممکن، ووجودِ حقیقیِ واجب الوجود بالذّات برقرار است. وی مراتب وجودی خیال را به خیال متّصل و منفصل تقسیم می کند و مرتبة خواب انسانهای عادّی را در هر دو مرتبة خیال متّصل ومنفصل می داند امّا خواب و مکاشفة انسانهای کامل،از جمله انبیاء و وحی رسالی آنها را مربوط به خیال منفصل می داند.
فلسفه عرفان نظری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
عرفان، ابعاد مختلفی دارد که مهمترین آنها بُعد معرفتی و طریقتی آن است. مطالعه در ابعاد مختلف عرفان، علوم متعددی را پدید آورده است که می توان از آنها به «علوم عرفانی» تعبیر کرد. مهمترین شاخه های علمی عرفان در سنت اسلامی، عبارتند از عرفان نظری و عرفان عملی. عرفان نظری حاصل تأمل در یافته های سلوکی و شهودی عرفا است و عرفان عملی، علم سلوک و طریقت است. با پیدایی و گسترش فلسفه های مضاف در غرب که به فرانگری و مطالعه امور از بیرون می پردازند، پدیدهٴ عرفان نیز مورد تأمل و مداقه عقلانی بیرونی قرار گرفت و دانشی به نام «فلسفهٴ عرفان» ظهور کرد. فلسفهٴ عرفان، چیستی و چگونگی تجربهٴ عرفانی و احکام آن را برمی رسد. اما بحث و کاوش از چیستی و چگونگی علم عرفان نظری و پرسش های نظری راجع به آن همچون بحث از موضوع، مبادی، مسائل، روش و ساختار آن می تواند موضوع علم مستقلی قرار گیرد که به آن «فلسفهٴ عرفان نظری» می گوییم. این گونه مباحث به طور سنتی و به اجمال در مقدمهٴ برخی از کتب مربوط آمده است؛ اما گسترش این علم و طرح پرسش ها و تردیدهای بنیادی در باب ماهیت و مبادی و پیش فرض های آن ایجاب می کند که به طور مستقل نیز به آن پرداخته شود. در این نوشتار به اجمال برخی از مهمترین خطوط کلی فلسفهٴ عرفان نظری را مرور خواهیم کرد.
جایگاه و آثار ابوالحسین نوری در عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابوالحسین احمد بن محمد معروف به نوری (متوفی 295 هـ.ق) یکی از عرفای بنام قرن سوم هجری در بغداد است که از شخصیتهای نسبتا تاثیرگذار در مکتب تصوف است؛ چنانکه نقل قولهای کوتاه و روایاتی که از او در کتابهای مختلف آمده تنها از چند عارف نامی دیگر چون جنید بغدادی کمتر، و این نشان دهنده اهمیت سخن نوری است. از سوی دیگر مکتب ایثار و ایجاد زبان تمثیلی در زبان عرفانی را منسوب به او می دانند. در این مقاله تمام روایات منقول از ابوالحسین نوری گردآوری شده و با بررسی کتاب مقامات القلوب او، ورود زبان تمثیلی به ادب عرفانی برای نخستین بار نشان داده می شود. هم چنین جایگاه مکتب ایثار نسبت به دیگر مکاتب تصوف باز نموده می گردد.
براق بابا صوفی ناشناخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
براق بابا یا براق رومی از صوفیان فرقه مولویه در نیمه دوم قرن هفتم هجری در شهر توقات (بین قونیه و سیواس) زاده شد و پس از شاگردی در محضر مرشدی به نام ساری سلتوق، از مشایخ سلسله بابایی شد و لقب «براق» یافت. این گروه که گویا از زیر شاخه های مولویه به ویژه طریقتهای قلندری آن بوده است، تا مدتها در آذربایجان و آناطولی فعالیت داشته است. براق بابا به دلیل فعالیتهای سیاسی در روزگار ایلخانان و تلاش فراوان در انتشار اسلام، شخصیتی حائز اهمیت دارد؛ از این گذشته، اهمیت درویشان منسوب به او که «حیدری» نیز نامیده می شوند، به شخصیت براق بابا از نظر تاریخ قلندریه آناطولی اهمیتی فراوان بخشیده است؛ بدین سان، در مقاله ی پیش رو، کوشش شده است با استناد به منابع موجود، این صوفی ناشناخته معرفی و بازشناسی شود. سرگذشت، رویه ها و عادتها و وجه تسمیه براق بابا و نیز مرور منابعی که از او در آنها یاد شده است، بررسی کارها اقدامات و مأموریتهای سیاسی او، شناساندن شریعت و طریقت او و آثار به جای مانده اش، بخشهای این مقاله را تشکیل می دهد.
مفهوم «پیر» در فرمان منسوب به امام صادق(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله مفاهیم اصلی عرفان و تصوف اسلامی مفهوم «پیر» است. لزوم گزینش « پیر» برای سالک راه حق، مقام و جایگاه « پیر» و نقش او در طی طریق و شرایط رسیدن به این مقام از جمله مباحثی است که در قدیمی ترین آثار مکتوب عارفان مسلمان بدان ها پرداخته شده و بزرگان طریقت چه به نظم و چه به نثر به ابعاد مختلف این مفهوم پرداخته اند. مفهوم«پیر» و نقش و جایگاه و شرایط لازم برای وصول و احراز این مقام از جمله مباحثی است که در باورهای علویان آناتولی نیز به تفصیل از آنها سخن رفته است. با این حال، شرایط و جایگاه این مقام در نزد علویان با ابعاد متفاوتی نسبت به تصوف رسمی بیان شده است. هدف از این مقاله پرداختن به این موضوع و سعی درمقایسهٴ این جایگاه درنظریه این دو نحله می باشد.
تاثیر آموزه های عرفانی اسلامی بر نهاد خانواده
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی تاثیر تعالیم نظری و عملی عرفان بر نهاد خانواده است.در مقدمه بحث به مبانی عرفان، عرفان و هدف زندگی و ازدواج از منظر عرفان پرداخته شده است، سپس نقش تربیتی آموزه های نظری عرفان در زندگی انسان: عنصر معنویت، وسعت دید، تغییر نگاه به زندگی و انسان ها، مخالفت با نفس، تزکیه نفس، مراقبه و محاسبه احوال و تاثیر صحبت مطرح شده اند. عوامل تقویت و تداوم زندگی خانوادگی از نظر عرفان: آرامش باطنی، تلطیف روح، خوش خلقی، نشاط و شادی، اعتدال در معیشت و غیرت ورزی بیان شده اند. در بحث سیر وسلوک عارفانه و تاثیر آن در زندگی خانوادگی به مبادی سیر و سلوک احوال و مقامات عرفانی نظیر زهد، ورع، تواضع، صبر، توکل، عشق، و تاثیر آنها بر بنیاد خانواده پرداخته شده است.
هر که سفر آسمان کند
تحقیق در مذهب و طریقه على اللهى
حوزههای تخصصی:
زبان نمادین حکایت به عنوان «معراج تأویلی» نفس در درام وجودی خود (The Symbolic Language of Ĕikåya as the “Interpretative Mi'råj” of the Soul within its Existential Drama)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالهٴ حاضر تأمّلی دربارهٴ معانی و کارکردهای درونی حکایات عرفای اسلامی مانند جامی، سهروردی، نظامی و ابن سینا است. در ضمن مقاله به چیستی بیان نمادین و به خصوص به تأویل عرفانی نماد ها که این متون اقتضا میکند، توجه خاصی میشود. به قول نگارنده: «حکایت صرفاً زبان نمادین متن را در نظر نمیگیرد، بلکه نیز درونی کردن متن که با آن همراه است، اهمیت ویژه ای دارد . این حکایات فراخوان معنویت عملی اند که در آن رویدادهای فراتاریخی فقط برای خدا انجام میشود».
در بخش دوم مقاله، نگارنده روی «تأویل عشق» تمرکز میکند که «مرگ معنوی و معاد روحانی محض است یعنی عمل بیرون آمدن از خود و داخل شدن به مراتب جدید آگاهی، که معراج تأویلی هر نفس زنده را تشکیل میدهد». در این بحث به دیدگاه های عین القضات همدانی توجه خاصی میشود.
رابطه ی ارزشمندی و جنسیت در دو تحلیل عرفانی و قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جهان بینی عـرفانی، همه ی هستی، تعینات، تجلیات و مظاهر اسماء جلال و جمال اند و بررسی رابطه ی ارزشمندی و جنسیت از این چشم اندازهای عرفانی افق هایی نوین را می گشاید. از دیدگاه برخی عرفا هر چند حقیقت مرد و زن یکی است و لکن زن در مظهریت تابناک تر از مرد است و حقیقت نفس کلیه و مظهریت جمال ( که با وجود زن مرتبط است ) در تناکح عوالم هستی سیر حبی موجودات و ظهور عوالم نقش اصیل تری دارد، هر چند که در مراتب صدوری عوالم این حقیقت در مرتبه ی دوم قرار دارد. در دیدگاه قرآن نیز ارزشمندی جنسی و جنسیتی در ساحتی توحیدی مطرح می شود. از نصوص و ظواهر فراوانی در آیات اشتراک حقیقت زن و مرد در ارزشمندی را می توان فهمید و برتری هر یک از این دو در ساحت ارزشمندی های اکتسابی است.