عاشورا یک اتفاق ساده و جنگ معمولی نیست. تاریخ آکنده از جنگ های بسیار است. میلیون ها نفر در آن جنگ ها کشته شده اند. خانه ها و شهرها ویران شده، حتی گاه شهری را با همه ساکنانش سوزانده اند. اما کم تر اتفاق افتاده که حادثه ای مثل عاشورا به یک حماسه و فرهنگ تبدیل شود.
شناخت مردم هر عصر و گرایش های فکری و سیاسی آنان از ضرورت های شناخت ماهیت حوادث و تحلیل صحیح رویدادهاست. در این میان، قرآن نیز مردم زمانة نزول را به دفعات طبقه بندی کرده است. دستیابی به این طبقه بندی و معیار های آن از غزوة بدر تا غزوة تبوک هدف این پژوهش است. مسئلة اصلی این است که از منظر قرآن، مردم در عصر نبوی در بازة زمانی مذکور، در چه گروه هایی جای گرفته اند؟ به نظر می رسد با گسترش اسلام از بدر تا تبوک، گونه های مردم در سه گروه کلی مسلمان، کافر و منافق طبقه بندی شده اند و آنچه تغییر کرده زیرمجموعه های این گروه هاست. در این پژوهش به تناسب، از روش «تاریخی تحلیلی و تفسیری» استفاده شده است.
متکلمان مسلمان کوشیده اند باورهای مذهبی خود را بر یقینیات استوار سازند. از سوی دیگر ظنی بودن بیشتر گزاره های تاریخی ما را به این پرسش روبرو می سازد که آیا متکلمان نمی توانسته اند هیچ یک از رویدادهای تاریخی را مبنای باورهای خود قرار دهند؟ در حالی که تأثیر پاره ای رویدادهای تاریخی بر شکل گیری یک باور مذهبی بر کسی پوشیده نیست. این مقاله می کوشد با یک رویکرد مقایسه ای روش سه تن از متلکمان جهان اسلامی یعنی شیخ مفید (م413 ق) قاضی عبدالجبار (م415 ق) و ابن حزم اندلسی (م456 ق) را برای دست یافنن به آن دسته از گزاره های یقینی تاریخی که بخشی از باورهای فکری آنها را تشکیل می دهد مورد بررسی قرار دهد. چنین به نظر می رسد که آنان از جهت روش شناسی تاریخی برای دست یابی به تاریخ یقینی به هم نزدیک شده اند اما بر خلاف انتظار، اشکالاتی متوجه هر یک است که راه حل آنان را ناکارآمد می گذارد و این موضوع هم چنان برای گفت وگوی بیشتر و عمیق تر پیش روی تاریخ پژوهان است.
باکنکاش در کتابشناسىهاى مربوط به قرون اولیه تشیع در مىیابیم که برخلاف دورههاى متأخر، تاریخنگارى از جایگاه مناسبى برخوردار بوده است. به عنوان مثال مىتوان حجم کتابهاى تاریخى دانشمندان شیعى در کتابهایى همچون رجالنجاشى و فهرست شیخ طوسى را شاهد آورد. در این میان نام شخصیتهایى، همچون شیخ صدوق(حدود 305-381ق) مشاهده مىشود که حجم فراوانى از نوشتههاى خود را به ساحتهاى مختلف تاریخنگارى اختصاص داده، گرچه بخش بسیارى از این نوشتهها مفقود شده است.
با بررسى کتابهاى بهجا مانده از شیخ صدوق، همچون دو کتاب ارزشمند عیون اخبار الرضا علیهالسلام و کمال الدین و تمام النعمه و غور در محتوا و اسناد آنها مىتوان آگاهىهاى فراوانى از نوع تاریخنگارى و مطالب مورد توجه او و نیز کیفیت اسناد و منابع این نوشتهها بهدست آورد، همچنانکه مىتوان به رغم عظمت شخصیت شیخ صدوق، نکتههاى نقدپذیرى را در نوشتههاى او رصد کرد.
نکته اخیر از آن رو قابل تأمل است که در برخى از نوشتههاى شیخ صدوق با نوعى نگرش فراتاریخى نسبت به تاریخ ائمه علیهمالسلام رو بهرو مىشویم که ممکن است از جنبههاى مختلف کلامى، علمى و تاریخى قابل نقد و بررسى باشد که این بررسى در نوشتههاى پسینیان کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
اهمیت این نکته هنگامى دو چندان مىشود که دریابیم نوشتههایى از این دست در کنار آثار بزرگان دیگر، همچون کلینى و صفارقمى طى قرون متمادى به عنوان دستمایههایى براى برخى از مبانى کلامى امامیه تلقى شده است که احیانا آنها را بهصورت نقدناپذیر تلقى مىنمایند.
غارتگری های سرداران معاویه در قلمرو حکومتی حضرت علی (ع) با تهاجم ضحاک بن قیس آغاز شد و با کشتارهای بسر بن ارطاه پایان یافت. شواهد و قرائن و تحلیل مباحث نامه 36 نهج البلاغه حاکی از آن است که این نامه نمی تواند مربوط به ماجرای غارت بسر بن ارطاه در یمن در سال 40 هجری باشد. با تجزیه و تحلیل سخنان امیر مؤمنان (ع) در این نامه و مراجعه به منابع متقدم می توان دریافت که این نامه در جواب نامه عقیل و درباره غارتگری ضحاک بن قیس فهری به قلمرو حکومتی امام در سال 38 هجری نوشته شده است.
خبر دفن سیدالشهدا علیه السلام و یاران ایشان یک روز پس از شهادتشان، توسط قبیلة بنی اسد از ساکنان منطقة غاضریه، از طریق گزارش ابومخنف به منابع معتبر تاریخی شیعه و سنی راه یافته و منابع پسین از آن استقبال کرده اند. گذر زمان این خبر را با نوعی تحوّل و شهرتی متفاوت مواجه کرده است. قرن یازدهم نقطة عطف این تحولات و آغاز رویکرد کلامی و شروعِ فاصله گرفتن موضوع دفن امام علیه السلام از یک حادثة تاریخی به یک اصلِ اعتقادی است؛ اصلی که ریشه در برخی احادیث شیعی دارد و تجهیز هر امام توسط امام بعدی را لازم می شمارد. قرن سیزدهم لایه ای درون رویکرد کلامی شکل گرفت که به زودی رایج شد و جایگزین رویکردهای قبلی گردید. رویکرد جدید با تکیه بر آمدن امام سجاد علیه السلام برای تجهیز پدر، آثار عاشورایی را چنان تحت تأثیر قرار داد که بیشتر آنها تا زمان حاضر، ضمن پذیرش این رویکرد، آن را گسترش داده و در برابر رویکرد قبلی مقاومت کرده اند. مقالة حاضر با روش «توصیفی تحلیلی»، ضمن بیان سیر تاریخی اخبار و آرای گوناگون دربارة دفن شهدای کربلا و نیز تبیین چگونگی تغییر گزارش دفن امام علیه السلام از یک واقعة تاریخی به یک اصل کلامی درون مذهبی و پس از آن به خبری داستانی، به سه پرسشِ عاملان دفن، زمان دفن، و چگونگی دفن، بر اساس منابع شیعه و سنی پاسخ داده، خاستگاه رویکرد جدید را تبیین می نماید.
خاندان ابن حنفیه در روند شکل گیری، رشد و توسعه افکار و اندیشه های علمی گستره تاریخ اسلامنقش مهمی داشته است. به گونه ای که نوع فعالیت علمی و نحوه عملکرد آنان، یکی از عوامل مهم و تأثیر گذار در گسترش علوم مختلف نقلی و عقلی و انتقال آنها به نسل های بعدبوده است. در این پژوهش که با تکیه بر روش های کمی انجام گرفته است، پس از بررسی عملکرد علمی شخصیت های شاخص خاندان ابن حنفیه، اطلاعات و داده های به دست آمده از منابع معتبر رجالی، تاریخی، روایی، انساب و طبقات به صورت کمی ارائه می شود. دست آورد حاصل از این پژوهش در بردارنده این واقعیت است که به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه مسلمانان، رویکردعلمی این خاندان تا پایان عصر عباسی(656ه . ق) به علوم نقلی بیش از علوم عقلی بوده است و ایشان با ترویج و تکامل علوم در سرزمین های مختلف و پایه ریزی نظام های علمی و آموزشی مورد نیاز جامعه مسلمانان در رشد و شکوفایی علم و دانش، تأثیر بسزایی داشتند.
شمال ری به دلیل کوهستانی و صعب العبور بودن، در آشوب ها پناهگاه ساکنان مناطق رودبارقصران خارج و مخالفان سیاسی خلافت اموی و عباسی قلمداد می شد. اخلاف پیامبر، نوادگان امامان شیعه و علویان، بزرگ ترین گروه مهاجران معارض خلافت به این منطقه بودند. در این ناحیه بیش از سی امامزاده وجود دارد که نیمی از آن ها در رودبارقصران واقع شده اند. در پژوهش حاضر، یازده نمونه از آرامگاه های منسوب به اخلاف امام موسی کاظم (ع) در منطقه ی رودبارقصران را بررسی می کنیم. داده های پژوهش را با روش مطالعات اسنادی و بررسی های میدانی گردآوری کرده ایم. نتایج نشان می دهد که کتب نسب شناسی از یک سو منابع انتساب این امامزادگان به امام موسی کاظم (ع) به شمار می روند و از سوی دیگر سرشار از تناقض هستند. اشتباه در خوانش کلمات و نام جای ها موجب انتساب نادرست برخی امامزاده ها به برخی مناطق شده است. تشابه اسمی امامزادگان نسب شناسی آن ها را با مشکل مواجه کرده و وجود نام های ایرانی نشان دهنده ی تغییرات اساسی در این منابع است.
تاریخِ غنی و افتخار آفرین اسلام، آکنده از انسان های والایی است که سرمشق ایمان و ایثار و جهاد و شهادت اند. نسل معاصر نیز، در پی الگو و قهرمان و اسوه گیری از چهره های اثرگذار و ماندگار است. «زید بن علی»، شهیدی بزرگوار از نسل امامان پاک، اسوه ای است که در خور شناخت و سرمشق گیری است. در این شماره، با چهره تابنده این قهرمان عرصه ایمان و صداقت و رشادت، آشنا می شویم.
هدف این مقاله، بیان تاریخ پیامبراسلام صلىاللهعلیهوآله نیست، هدف بیان قواعد روش معرفت تاریخى در قرآن کریم است. از این رو ابتدا چهار قاعده زیر بیان شده است:
1ـ از نظر قرآن کریم همه حوادث گذشته بشر، حادثه تاریخى نیست (نظر شهید صدر)؛
2ـ معیار تشخیص حادثه تاریخى، حاکمیت سنتهاى تاریخى بر آن حادثه است (استدلال شهید صدر)؛
3ـ برخلاف نظریه فیلسوفان جدید تاریخ غرب (هیوم، پروفسور کار و دیگران) که عقیده به نقش خدا در تاریخ نداشته و همه تاریخ را ملک بشر مىدانند (نظریه تفویض در تاریخ) از نظر قرآن کریم خداوند براى هدایت بشر و پیروزى پیامبران الهى در مرحله ابلاغ رسالت، حوادث تاریخى خاصى بهوجود مىآورد (مانند گلستان شدن آتش بر ابراهیم و غرق شدن فرعون در دریا و نجات حضرت موسى و بنىاسرائیل)؛
4ـ عدم تضاد قوانین تاریخى، مشروط به اراده و اختیار انسانها در تاریخ.
غزوه بدر در تاریخ پیامبراسلام صلىاللهعلیهوآله به عنوان نمونهاى براى تطبیق این قواعد ذکر شده و هدف، بیان تاریخ غزوه بدر نیست. ضمنا در جریان بررسى غزوه بدر در قرآن، دیدگاه مورخان اسلامى درباره این حادثه مطرح و تضاد آن دیدگاه با نظریه قرآن بیان شده است.
زیدیان پس از قیام زید و یحیی، پیوستن به جنبش حسنیان را در راستای باورهای خود دیدند و با نفس زکیه بیعت کردند. با روی کارآمدن عباسیان، بزرگان حسنی، که از پیش خود را لایق حکمرانی می دانستند و در این مدت صاحب پیروانی شده بودند، حکومت آنان را نامشروع خواندند و فعالیت سیاسی خود را ادامه دادند. ثمره حمایت زیدیان از جنبش حسنی، پنج قیام مهم در قرن دوم بود. نوشته حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با هدف دست یابی به چگونگی مناسبات سیاسی این دو گروه، به وضعیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آنان پیش از قیام نفس زکیه و سپس تعاملات آنان در قیام های یاد شده می پردازد. نتایج حاکی از آنست که مناسبت زیدیان و حسنیان در دو نمود همگرایی و واگرایی قابل پیگیری است و نشان از دو جریان مستقل و به هم آمیخته دارد.