ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۶۴۱.

بررسی استدلال تحدی در چاچوب نظریه استدلال ورزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۹ تعداد دانلود : ۳۶۷
هدف از انجام این پژوهش مطالعه و تحقیق بروی استدلال های به کاررفته در آیات تحدی بر اساس چارچوب معرفی شده داگلاس والتون(2008) است. در این پژوهش استدلال های آیات تحدی را با استدلال های پیشنهادی والتون(2008) مقایسه، و سپس به بررسی نتایج حاصل از آن پرداخته ایم. والتون در حوزه فلسفه به بررسی انواع استدلال های مورد استفاده در بافت ها ی مختلف پرداخته است و شاکله هایی برای هرکدام از این استدلال ها طرح ریزی کرده است. قصد ما بررسی استدلال در بافت قرآنی و به ویژه استدلال مستتر در آیات تحدی است.ازآنجایی که به باور مسلمانان بهترین استدلال برای انسان ها از جانب خداوند مطرح می شود بررسی استدلال های قرآن و به طور خاص آیات تحدی به عنوان یکی از راه های اقناع منطقی انسان و مقایسه با انواعی که توسط انسان ها مطرح می شود ضروری به نظر می رسد. نتایج این بررسی می تواند بیانگر نوعی نگاه روان شناختی از روحیات و منطق انسان باشد که علم خداوند به آن احاطه دارد و به انسان شناسی عمیق تر و صحیح تر بیانجامد.می دانیم که خداوند در قرآن در پنج آیه به همانند طلبی سخنی مانند قرآن پرداخته است و از مشرکان خواسته است که اگر ادعا دارید که این قرآن سخن بشری (و گفته ی شخص پیامبر) است پس مانند آن را بیاورید. به این گونه آیات تحدی گفته می شود. به نظر می رسد این نوع استدلال نوعی منحصربه فرد از انواع استدلال ها باشد که با توجه به معنای اصطلاحی آن در چارچوب والتون جای نداشته باشد. در این پژوهش پس از بررسی آیات مربوط به تحدی و مقایسه آن ها با هرکدام از طرحواره های والتون به این نتیجه رسیدیم که استدلال به کاررفته در تحدی با هیچ یک از شصت مورد طرحواره ی استدلال معرفی شده توسط والتون مطابقت نداشته است و بنابراین آن را به عنوان استدلالی با طرحواره ی جدید به این مدل معرفی کردیم.  
۶۴۲.

از «استاره»ی فارسی تا «اسطوره»ی عربی؛ واکاوی ریشه شناسی و نشانگری «اسطوره(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۶ تعداد دانلود : ۴۰۷
هدف نگارنده از نگارش جستار پیش رو، به دست دادن انگاره ای تازه است پیرامون ریشه شناسی واژه ی «اسطوره» و در پیوند با «استاره»ی فارسی، «استر» عبری و «عستر»/ «عشتر» / «عثتر» سامی-آرامی و با کاربست روش ریشه شناسی تاریخی-تکاملی زبان. درباره اسطوره، گونه های آن در ادبیات ملل و کنشگری آن در رشته هایی مانند روانشناسی، ادبیات، نقد، ادیان و تاریخ و نیز درباره ی پیوند اسطوره با میثولوژی یونانی و واژگانی مانند story یا history، انگاره های گوناگونی پیشنهاد شده است ولی انجام پژوهشی از این دست از آن رو گریزناپذیر می نماید که در هیچ یک از پژوهش های انجام شده، دیدگاهی مشخص و قاطع پیرامون ریشه شناسی اسطوره، نشانگری و دلالت راستین آن در آغاز و جایگاهش در ایران باستان و به ویژه پیوندش با واژگان فارسی تبار همسان دیده نمی شود. طرح این مسأله هم گاه با بازشناسی بینش اندیشگانی غرب به «اسطوره» در یک رویکرد تاریخی-تکاملی پوزیتیویستی و در سیر تاریخ گرایانه داروینیستی خواهد بود. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد بدانسان که تاریخ با ستاره و ستاره شناسی پیوندی ناگسستنی دارد «اسطوره ها» نیز ستاره نگاشته هایی هستند بازگوکننده ی بودگی ستارگان و اختران ایستا در پگاه تاریخ و ثبت کننده پیدایش اختران و ستارگانِ در گردش از زبان انسان سنّتی و هم ازاین روست که اسطوره ها در نمونه های بسیاری از ستارگان و آفریده های آسمانی خورشیدزاد، ماه زاد یا ستاره زاد سخن می گویند و از خانه ی آسمانی خدایان و زیگورات هایی که سرای همیشگی خدایان نامیرای جاویدان است. این نشانگری به روشنی در نام گذاری شهر ساخته ی کیومرث یعنی «بابِل: باب+اِل/ ایل» به معنای دروازه ی خداوند دیده می شود.
۶۴۳.

خوانش نشانه شناسی قصیده «ریتا أحبینی» محمود درویش بر اساس الگوی «مایکل ریفاتر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۱ تعداد دانلود : ۳۹۱
الگوی نشانه شناسی ریفاتر از جمله اولین الگوهای نشانه شناسی است که به شکل ویژه به بررسی گونه ادبی شعر پرداخته است. در این روش، توانش ادبی خواننده و عکس العمل او نسبت به شعر بسیار مهم است و خوانش شعر در دو سطح اکتشافی و پس کنشانه انجام می گیرد. در سطح اول، معنا و روساخت متن بررسی می شود و در سطح دوم، با توجه به عناصر غیردستوری، ژرف ساخت متن و دلالت های زبانی، واکاوی می شوند. مقاومت و عشق، دو مضمون اصلی شعر محمود درویش است و او در این مضمون های شعری با استفاده از عناصر غیردستوری، دلالت های زبانی را پدید می آورد و مدلول و پیام اصلی خود را در ورای سطح ظاهری واژگان پنهان می سازد و آگاهانه ادراک مفهوم شعر را برای مخاطب به تأخیر می اندازد. پژوهش حاضر می کوشد با شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مبانی نظریه نشانه شناسی شعر مایکل ریفاتر، به کشف انباشت ها و منظومه های توصیفی قصیده «ریتا أحبینی» بپردازد و با دریافت تداعی واژگان، ماتریس(قالب) ساختاری قصیده را برای خواننده بازگو کند. تبیین الگوی نشانه شناسی مایکل ریفاتر و تبیین بن مایه های ادبیات مقاومت در شعر محمود درویش و زوایای پنهان آن با به کارگیری الگوی نشانه شناسی، از اهداف این پژوهش است. ازجمله نتایج برآمده از خوانش پس کنشانه قصیده مذکور، بیانگر وجود دلالت های متعددی از واژه «ریتا» در نزد محمود درویش است که با مفهوم وطن در نزد وی درآمیخته و در نهایت به رمز فلسطین بدل گشته است و این گونه، مضمونی رمانتیک را در خدمت مفهوم مقاومت قرار داده است. تداعی های واژگانی این شعر در ماتریس ساختاری آن با ظرافت هر چه بیشتر، بازتاب یافته اند و تصویری از وضعیت فلسطین و دورنمای مقاومت را به نمایش گذاشته اند.
۶۴۴.

واکاوی جلوه های کهن الگوی آنیموس در شعر نازک الملائکه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۶ تعداد دانلود : ۳۳۹
در الگوی روانکاوی یونگ، ساحت روان هر انسان متشکل از دو عنصر نرینه و مادینه است که فقط قطب موافق آن عیان است و دیگری در درون، نهفته است. آنیموس یا نرینه درون، ساحت مردانه وجود هر زن است که مسئول خلق و خو و روحیات مردانه است و به طور ناخودآگاه بر رفتار، عملکرد، گفتار و حیات روانی زن اثر می گذارد. در باور یونگ اگر زن بتواند این نیروی درونی را مهار کند و با او از در سازش در آید از ویژگی های مثبت آن که عموما صفات خاص مردانه هستند، برخوردار می شود و برعکس اگر نتواند آن را کنترل کند، خصائص منفی مردانه بر او غلبه می کند. نمود بیرونی این نیروی درونی در محصولات ذهنی زنان به شکل های مختلفِ مثبت و منفی بروز می کند. شعر زنانه یکی از تجلیگاه های اصلی بروز و ظهور آنیموس است. هدف جستار حاضر، کشف جلوه ها، دلالت ها و معانی پنهان آنیموس در شعر نازک الملائکه است که از او به عنوان یکی از پرچمداران انقلاب فرمی و محتوایی در شعر معاصر عربی یاد می شود. نبود تحلیلی روشمند درباره موجودیت مردانه در شعر نازک بر مبنای یک رویکرد روانشناختی به عنوان ضرورت این مقال تشخیص داده شد. نتایج نشان می دهد، شاعر طی جریان فردیت یابی خود، گاه با نبمه مردانه وجود خود به تفاهم و آرمش می رسد و گاه با او  به کشمکش می پردازد و از این طریق حیات روانی اش به مخاطره می افتد. همچنین غلبه نومیدی بر کلیت شعر او بیانگر آن است که شاعر در جریان کشمکش با این نیروی اثرگذار، غالبا ناموفق بوده بنابراین جنبه های منفی آنیموس در قیاس با جنبه های مثبت در شعر او نمود بیشتری دارد.
۶۴۵.

جمالیه الخطاب الساخر وأسالیبه فی مجموعه "صوره شاکیرا" للقاصّ الفلسطینی المعاصر محمود شقیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۸ تعداد دانلود : ۳۳۸
لاتختصّ السخریّه بالشعر وحده بل انتشر توظیفها فی کافّه الأنساق الأدبیّه، لاسیّما القصه والروایه، حیث نجد فی الأقطار العربیه قصصیین وروائیین قد تفنّنوا فی هذا الأسلوب وأبدعوا فیه، فعالجوا معاناه شعبهم وصوّروها تصویراً فتوغرافیّاً. یُعدّ محمود شقیر من أبرز الکتّاب والقاصّین الفلسطینیین المعاصرین الذین کتبوا القصه السّاخره، إذ استخدم فی أعماله القصصیّه الأسلوب السّاخر، مسلّطاً الأضواء على المعطیات السیاسیّه والاجتماعیّه فی فلسطین. لقد وظّف شقیر فی مجموعه "صوره شاکیرا" القصصیّه أسلوباً شعریاً سهلاً ممتنعاً بالإضافه إلى السّرد التصویری، والحبکه المتقنه المفتوحه، واستدعاء الشّخصیّات العالمیّه المعروفه منها الأمریکیّه ما أدّى إلى اتّسامها بوسمه الإبداع الفنّی، حیث نجح فی ترسیخ مضامین تلک القصص السّاخره فی ذهن المتلقّی. تظهر ضروره البحث فی نمو التوجّه إلى القضیّه الفلسطینیه، حیث ساهمت فی إنتاج  نسبه کبیره من أدب المقاومه بأنساقه المختلفه منها الخطاب الساخر، لهذا توجّه الباحثان إلى دراسه قصصه وذلک لأنّها انطوت على رؤى وآراء وأسالیب جدیده  ومتنوّعه  تجدر بالدراسه و التحلیل وعلیه درس الباحثان مجموعه "صوره شاکیرا" القصصیه دراسه أسلوبیّه بالمنهج الوصفی- التحلیلی بغیه الکشف عن مستویات الأسلوب الساخر وقیمته الفنّیه فی تلک المجموعه الأدبیه وفهم الأسالیب المستخدمه فی بنیتها القصصیّه. أما أهمّ ما تناوله البحث فهو رصد السخریّه لغه واصطلاحاً ثمّ البحث عن وجوه مختلفه لأسالیب السخریّه فی عناصرها السّردیه. تشیر نتائج البحث إلى أنّ الکاتب استخدم أسالیب سخریّه متنوعّه قلَّ من تطرّق إلیها من قبل مثل توظیف اللّهجه العامیّه، التلاعب بالحروف، والتّضخیم أو الصّوره الکاریکاتیریّه، والمفارقه الدرامیّه. کما أنَّ الکاتب اعتمد علی  المفارقه الصّارخه، التی یتکوّن قوامها من الواقع المؤلم وتهدف إلی الفضح والتعریّه وتسعی إلی تقویم الخلل. وجّه محمود شقیر حربته السّاخره نحو المسؤولین باعتبارهم سبب تخلفه کما وجّهها نحو الاحتلال البغیض والتقالید البالیه ذلک أنّ الأخیرین وجهان لعمله واحده.
۶۴۶.

من إشکالیات فن التعبیر الکتابی فی التعلیم الجامعی الإیرانی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۰ تعداد دانلود : ۲۴۰
یعدّ فن التعبیر الکتابی من المساقات التی تعرض عاده فی السنوات الأولی من الدراسه لطلاب البکالوریوس فی قسم اللغه العربیه وآدابها أو ترجمتها ویواجه الطلاب الناطقون بالفارسیه فی إیران مشاکل عدیده بهذا الشأن حتی لا یکاد یستثنی أحد من الحیره والإرباک فی مزاوله هذه الوحده التدریسیه. ومن جمله هذه الإشکالیات ما یرتبط بفن التعبیر بشقیه الشفهی والکتابی أو التحریری. رکّزت هذه الدراسه فی رصد هذه الإشکالیات، کما تقوم هذه الدراسه بطریقه وصفیه تحلیلیه بتعریف هذه الإشکالیات وأسبابها لتعطی حلولا للوقایه منها وتبین أن الأسباب تعود إلی إشکالیات النظام الجامعی وإشکالیات تخص طرق التدریس و إشکالیات عدم إتقان أسیاسیات لغویه وإشکالیات عدم إتقان أساسیات لغویه و إشکالیات نفسیه. وتتصدر الإشکالیه الخاصه للنظام التعلیمی وفتره عرض الماده من أهم الأسباب التی تمهد الأرضیه للمشاکل الأخری کما تکون مشکله التطبیقات والبرمجیات المعاصره التی باتت فی متناول الأیدی دون تقییم لها وتحذیر أحیانا والتصورات الناجمه من لغه الأم مما یؤثر سلبا علی تعلیمیه التعبیر الکتابی أثرا یبقی ویضرّ .
۶۴۷.

شعر و چیستی آن از نگاه ابن خلدون ناقد بنی احمر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۱ تعداد دانلود : ۳۲۰
نقد ادبی به معنای مطالعه، بحث، ارزیابی انواع ادبی است و می تواند به شکل یک گفتمان نظری بر اساس نظریه ادبی باشد یا بحث مفصل تری که حالت گزارش گونه در باب یک اثر ادبی داشته باشد. ابن خلدون باب ششم کتاب «مقدمه» خود را به علوم و اقسام آن، شیوه های تعلیم و تربیت اختصاص داده است. وی همچنین در این باب به ادبیات و به شکل خاص به شعر نیز به طور ویژه پرداخته است. یکی از مهم ترین رویکردهای ابن خلدون توجه به مفهوم شعر و افزودن موضوعی جدید در نظریه شعر اعراب با عنوان «ملکه شعر» است. او ماهیّت شعر را به گونه ای متفاوت از سایر نقّادان ادبی بیان می دارد و موهبت و ملکه شعری را در ترازوی نقد و تحلیل قرار می-دهد. هدف از این بحث، بررسی مفهوم و ماهیت شعر از نگاه ابن خلدون به عنوان یک ناقد ادبی است، تا تفاوت بین نظر او در این مورد با دیگران را تبیین نماید که در نهایت با بررسی روش تحلیلی توصیفی رویکردهای نقدی ناقد و تحلیل دیدگاه های او به شناخت نسبتاً جامعی از شخصیت ادبی- نقدی او می توان دست یافت. شیوه نقدی ابن خلدون متأثر از نگرش تاریخی اش است و زمان و مکان را دخیل در نقد می داند و اکتساب و حفظ زبان را عامل موفقیت شاعر می پندارد و معتقد بود شعر علاوه بر داشتن وزن و قافیه کلامی است بلیغ و مبتنی بر تصویر و ایماژ که هر بیت آن در معنا و مفهوم، مستقل از قبل و بعد می باشد.
۶۴۸.

دراسه لتاریخ تعلیم الشیعه الإمامیه فی القرون الخمسه الأولی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۶ تعداد دانلود : ۴۴۱
قام أئمه الشیعه إثر وفاه رسول الله الأعظم (ص) بمهمه تعلیم أتباعهم أحکام الدین وما إلى ذلک فی کل مکان وزمان وعلى قدر المستطاع صیانه لدین الله وهدایه للمجتمع الإسلامی. لذا أصبح للمساجد والکتاتیب والأمکنه المقدسه أهمیه خاصه فی مجال التعلیم. لقد ذکرت فی الحقب التالیه من التاریخ الشیعی أسماء لمراکز أخرى للتعلیم إضافه إلى ما بینا للتو إلا أنها لم یتم بعد بشأنها الدراسات الکافیه حتى یتسنى لنا إمکانیه الکشف عن مکامن ضعفها وقوتها فی ظل مقارنتها مع أوضاعها الحالیه. والفکره الشائعه أن الشیعه مدینه بمراکزها التعلیمیه للآخرین إذ لم یکن لها أی ابتکار أو إبداع فیها. وفی هذا السیاق یرمی بحثنا الحاضر إلى تسلیط الضوء على الأمکنه والأزمنه التی وظفها أئمه الشیعه لتعلیم أتباعهم فی القرون الهجریه الأولى وکذلک المراحل التعلیمه التی مرت بها عملیه التعلیم وذلک فی ضوء دراسه تاریخیه وروائیه واعتمادا على المنهج الوصفی-التحلیلی وأخیرا إعطاء صوره واضحه عن التطور التاریخی الذی شهدته الأنشطه التعلیمیه للشیعه فی الفتره ذاتها. ولم یفتنا لتحقیق أهدافنا هذه مراجعه المصادر التاریخیه الموثوق بها والقریبه من الفتره نفسها. ومن أبرز المعطیات التی توصلنا إلیها من خلال هذا البحث هی أن المذهب الشیعی استطاع أن یسبق المذاهب الإسلامیه کلها فی المشوار التعلیمی وتدشین مراکز حدیثه لتعلیم أفکاره ورؤاه التی لم یسبق لها مثیل ولا نظیر.
۶۴۹.

تکرار الضمیر فی شعر ابن مقبل، سیاقاته، دلالاته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۳۱۵
التکرار ظاهره أسلوبیّه تفنن العرب فی استخدامه، إذا أرادوا معنًى إضافیّاً، لا یتحقّق بغیره، ویربط بین أجزاءٍ معنویّه متعلّقهٍ بمرجعٍ واحدٍ یقع علیه التکرار، وله لطائفه البلاغیّه والمعنویّه التی یحدّدها السّیاق الذی جاء فیه، والمقام الذی فرضها، ومقتضى الحال. ویکون التکرار فی اللفظ والمعنى معاً، وربّما یقع فی اللفظ من دون المعنى، أو فی المعنى من دون اللفظ، سواءٌ أکان فی الجمله أم فی اللفظ المفرد. فمن تکرار اللفظ المفرد الذی رسم به ابن مقبلٍ لوحاته الفنیّه کان تکرار الضمیر؛ إذ بدأ کلاًّ منها بالمرجع الذی یشکّل أساسها، ثمّ عدل عنه إلى ضمیره ال مُغنی عنه، یستکمل به أوصافه المتعدّده، أو یذکِّر به بعد طول فصلٍ، أو یؤنس به نفسه، أو یؤکّد معنًى أراد تقریره فی نفس المتلقی، أو یظهر لوعهً وحسرهً ملأت قلبه، إلى غیر ذلک من المعانی التی جادت بها کیفیات التعبیر الشعریّه لدیه، وتوقّف البحث عندها.
۶۵۰.

تحلیل گفتمان انتقادی داستان «یتیم» منفلوطی براساس نظریه «نورمن فرکلاف»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۱ تعداد دانلود : ۲۹۲
تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، نظریه ای منسجم، جامع و پرکاربرد است که نشان می دهد یک متن در لایه های زیرین خود متأثر از مسائل جامعه شناختی، ایدئولوژیک، فلسفی، تاریخی و اجتماعی است. این دیدگاه با نگاهی علمی و کاربردی به متون در پی شناسایی علل تغییر و تحولات فرهنگی و اجتماعی جهان معاصر می باشد؛ هدف گفتمان، گاه حفظ وضع موجود و یا پی ریزی آن ، و گاه شکستن ساختار و حتی بازسازی جوامع است، لذا تمرکز تحلیلِ گفتمانِ انتقادی بر روابط اجتماعی، بسیار پیچیده و لایه بندی شده می باشد. بر همین مبنا، پژوهش حاضر سعی دارد با روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس نظریه فرکلاف داستان کوتاه «یتیم» اثر منفلوطی را در سه سطح توصیف، تفسیر وتبیین بررسی کند تا به این پرسش پاسخ دهد که داستان مذکور چگونه و تا چه حد بر مبنای نظریه فرکلاف قابل تحلیل و تبیین است؛ بنابراین هدف مقاله واکاوی چگونگی کارکرد مؤلفه های نظریه فرکلاف در داستان یتیم می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد نویسنده در سطح توصیف با استفاده از شگردهای بیانی چون سجع، تضاد و ترادف و تصویرآفرینی های هنری در پی تثبیت بهتر اندیشه خویش در ذهن مخاطب است؛ در سطح تفسیر، کاربست بینامتنی و دیگر عناصر نشانه شناسی کلامی، درترسیم بافت موقعیت موجود مؤثر واقع شده است؛ در سطح تبیین، می توان گفت که از یک سو فقر اجتماعی موجود در جامعه و از دیگر سو فقر ایدئولوژیک ناشی از اندیشه های ناسالم برخی شخصیت های مؤثر داستان از مهمترین اسباب شکل گیری گفتمان موجود است و نویسنده در دوره خود با فاصله-گیری از سبک سنتی و طرح مسائلی از این دست و برجسته سازی آنها در پیِ جهت دهی اندیشه-های پویا به سوی کشف راه حل های چنین آسیب هایی برآمده است.
۶۵۱.

تحلیل سبک شناختی سروده ی قافیه صفی الدین حلی در مدح پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۸ تعداد دانلود : ۳۱۸
شناخت سبک و زبان هر اثری در فهم و درک بن مایه های آن اثر کمک بسیاری خواهد کرد، به ویژه وقتی اثر مورد بررسی شعر باشد؛ چرا که زبان شعری در بیشتر موارد از شکل معیار خارج می شود. صفی الدین حلی یکی از بزرگترین شاعران دوره انحطاط است و مدح پیامبر اکرم (ص) در دیوان وی جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. سروده قافیه ی حلی با 50 بیت، یکی از مدایح نبوی شاعر است که با موضوع تولد پیامبر (ص) و بیان وجد و سرور هستی و طبیعت از این رخداد خجسته و مبارک آغاز می شود و شاعر، میلاد حضرت را پایانی بر عمر ستم طاغوت و سرآغاز سرنگونی استبداد و حکومت کفر معرفی می کند و در ادامه به بیان فضایل پیامبر (ص) و ستایش ایشان می پردازد. مقاله پیش رو بر آن است تا به روش توصیفی تحلیلی و از دریچه سبک شناسی، سروده مذکور را در سه لایه آوایی، نحوی و بلاغی معنایی مورد تحلیل قرار دهد تا از طریق کشف ظرایف سبکی و زبانی این سروده و نقش آن در آفرینش معنا، نشان دهد که شاعر تا چه اندازه در قالب این ساختار شعری توانسته ارادت و محبت و عاطفه خویش را نسبت به ساحت مقدس پیامبر (ص) به نمایش بگذارد. نتایج مقاله، حاکی از آن است که شاعر برای زیباسازی ابیات و افزایش بار موسیقایی قصیده، از جناس بهره فراوان برده است. در حوزه نحوی نیز بسامد استفاده از جملات فعلیه و جملات خبری به ترتیب از جملات اسمیه و انشائیه به مراتب بیشتر است و تقسیم مقاطع آوایی از ویژگی های سبکی مدحیه مورد بررسی وی به شمار می رود. در حوزه بلاغی معنایی نیز دو عنصر تشبیه و استعاره از بسامد بسیار بالایی برخوردارند. سبک به کار رفته در این سروده به خوبی در خدمت پویایی گفتمان شعری بوده و در ترسیم عاطفه و احساس شاعر نسبت به پیامبر (ص) موفق عمل نموده است.
۶۵۲.

بررسی و تحلیل مفهوم خانه در شعر بدر شاکر السیاب

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۶ تعداد دانلود : ۳۵۶
خانه تعیّنی وابسته به پدیدارهای بشری نیست؛ بلکه شرط امکان ظهور پدیدارهای انسانی است. نوستالوژیایی که در تبعید و دوری یا هجرت از خانه و مکان مادری و یا در صورت رانده شدن اجباری توسط نیرویی بیرونی برای خانه و مسکن و مأوی به وجود می آید، همان مادر و بنیاد بودن خانه برای همه چیز انسانی را می رساند که در غیابش انسان احساسی از بی ریشگی و بی بنیادی پیدا می کند. خانه آثارش را به صورت آشکاری در وجود ما می گذارد به شکلی که توان زدودن این آثار از وجود ناممکن است. از خلال تجربه ی زیسته شده شناخته می شود و از خلال همین تجربه وجودش تحقق می یابد. بدون خانه پریشان و غریب می مانیم؛ انگار که کسی فاقد هویتیم؛ چرا که میعاد گاه عطوفت و مهربانی و زیبایی وجود انسانی است. در خانه پیوند و ارتباط ذات انسانی و مکان برای همیشه خلق می شود و ارتباطش با انسان چون ارتباط روح با جسم است وحضوری مداوم و وجودی لایزال در درون بشری دارد. روش مقاله، تحلیلی – تبیینی است. گستره ی مقاله: اشعاری از شاعر است که در آن خانه را سروده است.
۶۵۳.

تسلط گفتمان قرآنی بر ذهن و زبان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۶ تعداد دانلود : ۳۴۳
حافظ، قرآن را حافظ بود و نه تنها آن را از برداشت و به چهارده روایت می خواند؛ بلکه قرآن بخشی از وجود و هستی اندیشگی و روحی-معنوی او شده بود. ذهن و زبان انگار یکی هستند. هر آن چه که در انبان ذهن است، از زبان خارج می شود و هر آن چه از زبان خارج می شود، ذهن را تشکیل می دهد، انگار که بین این دو رابطه ای نه دیالکتیکی بلکه مکملی وجود دارد و این دو در حال تکمیل یکدیگرند. زبان حافظ که می سرود، حتی در آن اوقاتی که غزل عاشقانه می سرود، ناخودآگاه بخشی از آن با زبان قرآن مزین بود، چرا که ذهن حافظ از زبانش همان چیزی را برون می داد که گفتمان مسلط بر روح و جسم و ذهن وی شده بود. مدت زمان زیادی بود که حافظ به قرآن و فراگیری علوم قرآنی مشغول بود و هویداست یادگیری کودکی بر زهن و زبان، لوحی است خاموش ناشدنی و این چنین بود که آن کودک مکتب قرآن رفته، بعدها در زیباترین شکل ممکن آموخته های قرآنی اش را در زیبایی شناسانه ترین شکل ممکن سرود و جهانی زیبا را برساخت که هنوزم جامعه بشری، نظیر آن را خیلی کم به خود دیده است. راستی آن ذهن و زبان وقاد چگونه بود که هر چه را که می سرود، بویی از اسرار معرفت قرآنی از آن به مشام می رسید؟ این نوشتار بخشی از این زیبایی های قرآنی را در شعر و زبان شعری حافظ و تسلط این گفتمان را بر زبان لفظی و محتوایی او آشکار کرده است و در تحلیلی معناکاوانه، مفاهیم قرآنی را استخراج کرده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که کمتر شعری از حافظ را می توان یافت که معرفتی قرآنی در قالب واژگان و مفاهیم و معنا و ساختار کلامی در آن رسوخ نکرده باشد و حافظ به بهترین شکل ممکن آن را هنرمندانه در کلام خود به جلوه نگذاشته باشد.
۶۵۴.

شعر النقائض الأمویه، دراسه أسلوبیه إحصائیه فی ضوء اللسانیات الکمیه (نقیضه الفرزدق وجریر أنموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۳ تعداد دانلود : ۳۱۱
ترکز الأسلوبیه الإحصائیه على الإحصاء الریاضی بغیه الکشف عن کوامن النصوص الأدبیه. وتعتبر معادله بوزیمان الإحصائیه، من أهم الطرق العلمیه الریاضیه التی تفحص مدى العاطفه الشعریه فی النصوص وتمیّز بین الأسلوب الأدبی والأسلوب العلمی. یرى بوزیمان أنّه من خلال دراسه نسبه الأفعال إلى الصفات، ثم التعرّف على المؤشرات الصیاغیه والمضمونیه المؤدیه إلى التحول الأدبی والعلمی فی عمل کاتب أو شاعر ما، بإمکان القارئ أن یفهم عملیه بناء أعمالهم الأدبیه ویدرک مدى انفعالیتهم أو علمیتهم فی النصوص. فمن هذا المنطلق، یهدف المقال إلى دراسه النقیضتین الهجائیتین للشاعرین الأمویین المرموقین، الفرزدق وجریر بن عطیه. وفی السیاق ذاته، اخترنا نقیضتین "إِنَّ الَّذی سَمَکَ السَماءَ" للفرزدق و"لِمَنِ الدِیارُ کَأَنَّها لَم تُحلَلِ" لجریر أنموذجا وقارنا بین أسلوبهما الشعری،خلال المنهج الإحصائی لنبیّن مدى أدبیتهما وفقا لمعادله بوزیمان الإحصائیه. وانتهى المقال إلى أنّ أسلوب کلا الشاعرین فی نقیضتیهما الهجائیه أدبیٌّ ولکنّ درجه الانفعال والدینامیکیه والإثاره الأدبیه فی أسلوبهما الشعری تختلف. إذ إن نقیضه جریر کانت أکثر أدبیّه من نقیضه الفرزدق؛ حیث أکسى جریر نقیضته الهجائیه مشاعر وجدانیه وانفعالات حسیه  وحرکیه. لقد نزع کلا الشاعرین فی نقائضهما نحو الفنون البیانیه الضخمه من تش بیه واس تعاره ومجاز وکنایه بتفصیل، ولکن لغه جریر الشعریه الخاصه المفعمه بالأحاسیس والعواطف الصادقه جعلته أکثر نجاحًا من الفرزدق.
۶۵۵.

بررسی و تحلیل جلوه های رمانتیسم اجتماعی در رمان «ذاکره الجسد» نوشته احلام مستغانمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۹ تعداد دانلود : ۳۴۴
احساس گرایی، تخیّل و رؤیاپردازی، درون نگری، غم گرایی، عشق و فردگرایی را می توان مبانیِ اساسیِ رمانتیسم به شمار آورد. حال اگر نویسنده ای رمانتیک با ویژگی هایی که ذکر شد بخواهد به محیط، اجتماع، ملّت، میهن، مردم و مقولاتی از این قبیل توجّه نشان دهد، شاخه ای از رمانتیسم با نام رمانتیسمِ اجتماعی شکل خواهد گرفت. ادبیّات عربی به عنوان یکی از حوزه های پویا در عرصه ادبیّات جهان، همواره شاهد تغییرات متنوّعی در طول دوره های مختلف بوده است. در دوره معاصر نیز، پابه پای تحوّلات جهانی هرچند با تأخیر، پذیرای آموزه های مکتب رمانتیسم شد. مؤلفه های رمانتیسم در راستای بیان مضامین اجتماعی در ادبیّات داستانی تا امروزه ادامه داشته است تا جایی که نویسنده ای چون احلام مستغانمی را باید به حقّ یکی از سرآمدان این مکتب ادبی دانست. «ذاکره الجسد» یکی از موفّق ترین آثار داستانی این نویسنده زن الجزائری است. این پژوهش با روشی تحلیل محتوا به بررسی و تحلیل دقیقِ مؤلفه های رمانتیسم اجتماعی در رمان «ذاکره الجسد» پرداخته است. مستغانمی با استفاده از چهارچوب رمانتیسم و با به کارگیری شیوه های زبانی هوشمندانه توانسته است دردها و دغدغدغه های اجتماعی خود و جامعه را به عنوان یک روشنفکرِ معاصر به مخاطب ارائه دهد. او در رمان «ذاکره الجسد»، ملّی گرایی، مسائل اجتماعی-سیاسی، نابرابری، فسادِ دستگاه سیاسی حاکم بر الجزائر، فقرِ اقتصادی و فرهنگیِ موجود در جامعه، سرخوردگی از انقلابِ استقلال طلبانه الجزائر و امید نداشتن به نسلِ بعد از انقلاب را با تصاویر و توصیف هایی عاشقانه و غنایی به تصویر می کشد و از آن جا که همه این مؤلفه ها را در سیر روایی عاشقانه ای به خواننده القاء می کند، می توان ذاکره الجسد را نمونه ای عالی از تلفیق احساس و اجتماع به حساب آورد.
۶۵۶.

المدائح العلویه فی العراق العثمانی؛ دراسه وتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۲ تعداد دانلود : ۳۴۳
العهد العثمانی هو ثانی أقسام العصر الترکی (أو العصر الانحطاط علی زعم بعض الدراسین، المنقسم علی القسمین: المملوکی و من ثمّ العهد العثمانی) ، ومن الملحوظ فی أدب العصر الترکی ولاسیّما أدب العصر العثمانی قلهُ الدراسات والبحوث عن الأدب العربی فی هذه الفتره لأسبابٍ ما. ومن السمات البارزه لأدب هذه الفتره هو انطباعه بالطابع الدینی وازدهاره فی حقل المدائح النبویه التی تشتمل علی مدح النبی محمد (ص) والأئمه الأطهار(ع) من قبل بعض الشعراء الذین نظموا أشعاراً رائعه فی هذه المجالات. فمن هذا المنطلق، هذه المقاله وفقاً للمنهج الوصفی- التحلیلی قد رمت إلی تعریف إجمالی للمدائح النبویه و تحلیل المدائح العلویه التی تناولها الشعراء العراقیون فی الفتره العثمانیه، بمثابه فرع من فروع المدائح النبویه.من أهم النتائج التی توصلت إلیها هذه المقاله هی إن شعراء العراق العثمانی سواء کانوا من الشیعه أو أهل السنه، کثیراً ما نظموا قصائدَ علویات تحتوی علی مضامین منها: التغنی بأرض مدینه النجف الأشرف، الحدیث عن ولایه الإمام علی (ع) و واقعه الغدیر وبیان صفاته وفضائله إضافه إلی أنه من المستحیل أو علی الأقل من الصعب أن نفضّل بعض فضائل الإمام علی(ع) ومناقبه علی البعض الآخر فی المدائح العلویه للشعراء العراقیین فی الفتره العثمانیه.
۶۵۷.

جمالیه التعریف فی سوره الملک المبارکه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۵ تعداد دانلود : ۳۳۹
إحدی القضایا الهامه فی البلاغه موضوع التعریف والذی یندرج من ضمن علم المعانی ولاستخدام التعریف أغراض بلاغیه کثیره یمکن استشفافها فی القرآن أی استشفاف ولاستخدام الکلمه معرفه أرجحیه لما یحتویه من معنی لایمکن التعبیر عنه بالتنکیر. وإن التعریف یعتبر من الأسالیب البلاغیه التی تقتضیها أحوال المخاطبین و یقصدها المتکلم وقد تکلم النحاه عنها من الناحیه الإعرابیه المحضه والبیانیون وأما علماء البلاغه کان حدیثهم من زاویه أخری و مجال آخر حیث تحدثوا عن الأغراض و الدواعی التی یکون من أجلها التعریف. وفی ظل ما تضمنته سوره الملک الکریمه من أغراض سنقف أمام بعض ما ورد فیها من التعریف لنکشف عن اسرار التعبیر به مستعینین بآراء العلماء. للوصول علی هذا الهدف اعتمدنا علی المنهج الوصفی التحلیلی. لهذا قمنا بإحصاء هذه الظاهره وتبیین جمالیاتها فی خلال هذه السوره وأوردنا المعانی الرائعه لها فی بعض الآیات کالتعظیم والتوبیخ والاختصار والایجاز وتقریع المخاطب و... ونتائج البحث تشیر إلی أنّ الضمیر یدّل أحیانا علی تمییز للمتکلم والإشاره تدلّ علی القرب الحقیقی وقد تأتی لتوبیخ الکفار فالموصول قد یأتی فی السورهلإفاده عظمه وتحقق الغرض من الآیه.
۶۵۸.

دراسه ونقد نظریه التطور فی تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۳ تعداد دانلود : ۳۲۴
یعتقد العلامه الطباطبائی ب "عدم التوافق بین التوحید ونظریه التطور"، ویرى أنّ نظریه تکامل الخلق مرفوضه من وجهه نظر العلم، بینما تعد وجهه نظر القرآن الکریم ثبوتیه حسب ظهور الآیات ذات الصله والداله على الخلق. لذلک لا یوجد هناک تضارب بین العلم والدین فی هذا الصدد. إنّ الحلّ الذی قدمه العلامه یتمثل فی الترکیز على التوحید والأنثروبولوجیا الدینیه، وهو الحلّ الوحید المعنی بحلّ مشکله التناقض فی المحتوى، ولم یقدم حلاً للصراع بین الداروینیه والرؤیه الدینیه للکون والطبیعه والأخلاق. إنّ أسلوبه لیس قادراً تماماً على حلّ الصراع الظاهری بین العلم والدین، ولا ینجح إلا إذا کانت نظریه التطور باطله حقاً. یمکننا أن نبرهن على أنّ قبول نظریه التطور لا یتطلب إنکار وجود الله وتأثیره فی العالم من خلال "الجمع بین التوحید والتطور" فی "رؤیه التکامل التوحیدی"، والله باعتباره الخالق والمدبر لهذا العالم، کان یمکن أن ینفذ حکمته من خلال عملیه التطور.
۶۵۹.

شگردهای تمرکززدایی و رابطه میان متن و تصویر در «مجموعه قصص الحیوانات فی القرآن» نوشته وارث الکندی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۳ تعداد دانلود : ۳۷۷
کودک فطرتی تمرکزگرا و همچنین توانایی تمرکززدایی نیز دارد. استفاده از شگرد تمرکززدایی در ادبیّات داستانی کودکان، زمینه ساز تفکّر خلّاق است و آن ها را آماده می کند که بدانند چگونه منطقی بیندیشند و با چه روشی فکر کنند تا به نتیجه برسند. پژوهش گران ادبی در زمینه تمرکززدایی مباحثی داشته اند، امّا به ادبیّات قرآنی کودک نپرداخته اند؛ درحالیکه پژوهش و واکاوی ادبیّات قرآنی کودک بسیار ضروری است. هدف ما در این پژوهش این است که با واکاوی مجموعه داستانی قصص الحیوانات فی القرآن که در حوزه ادبیّات قرآنی کودک نگاشته شده است، پیشگام پژوهش های بیشتر در حوزه ادبیّات علوم قرآنی کودک باشیم. پژوهش پیش رو  با رویکرد توصیفی – تحلیلی به واکاوی شگردهای تمرکززدایی پرداخته است و به رویکرد آماری نیز توجّه داشته و در پردازش رابطه متن و تصویر، هر دو راه تحلیل محتوای کیفی یعنی قیاسی و استقرایی را مدّ نظر داشته است. یافته های این پژوهش نشان داد که داستان های این مجموعه از نظر رابطه میان متن و تصویر از شگردهای تمرکززدایی به طور همسان بهره نبرده و با پررنگ ساختن برخی شگردها از دیگر شگردها باز مانده است. به گونه ای که شگرد قرینه ای (31/35 %) و تقابل در زاویه دید (95/25 %)، بیشترین بسامد را دارند و شگرد پس زمینه (42/0 %) کمترین بسامد را دارد.
۶۶۰.

روش شناسی پدیده تضمین نحوی در فرایند ترجمه نهج البلاغه (با محوریت ترجمه های: آیتی، فیض الإسلام، شهیدی، دشتی و جعفری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۰ تعداد دانلود : ۴۵۲
در مطالعات نوین معناشناختی، امکانات متنوع و منحصر به فرد زبان های مختلف به عنوان یکی از معیارهای برتری زبانی به زبان دیگر به شمار می آید؛ از جمله این امکانات زبانی می توان به مقوله «تضمین نحوی» اشاره نمود. تضمین نحوی یک پدیده سبک شناختی است که در اثر خروج از نحو زبان هنجار تشخّص می یابد و نقشی تعیین کننده در پیدایی و کشف معنای دقیق واژه دارد؛ به نحوی که در صورت عدم توجه به این اسلوب، ترجمه دارای نقص و کاستی خواهد بود. در ترجمه تضمین نحوی، توجه به ساختار نحوی و بلاغی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و از میان روش های مختلف ترجمه، ترجمه معنایی می تواند مناسب ترین روش برای ترجمه چنین واژگانی باشد؛ چون در ترجمه این واژگان علاوه بر معنای وضعی و لفظی، باید معنای ضمنی آن را نیز لحاظ کرد. این جستار، با شیوه توصیفی - تحلیلی در پی شناس ایی تضمین نحوی در افعال مورد استفاده در کتاب نهج البلاغه و ارزیابی ترجمه های: آیتی، فیض الإسلام، شهیدی، دشتی و جعفری از نظر رعایت اسلوب مذکور است. بررسی ها نشان می دهد که در بسیاری از موارد، معادلی دقیق با ذکر همه مؤلفه های معنایی برای واژه های متضمن در ترجمه های فارسی انتخاب نشده است؛ در حالی که توجه به بافت کلام و مراعات قوانین نحوی می تواند مترجم را در انتخاب برابرنهادهای دقیق واژگانی یاری نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان