ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴۱ تا ۵۶۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۵۴۱.

دراسه أسالیب التکافؤ فی ترجمه محمد حزبائی زاده من روایه«حین ترکنا الجسر» على أساس نظریّه جوزیف مالون 1988م(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۹ تعداد دانلود : ۲۹۰
یعتنی نقد الترجمه وبرؤیه شامله بأبعاد معرفیه مختلفه للترجمه ولها أهمیه لدى المعنیّین بالأمر. وإذا کان هذا النقد دون تحیّز أو حقد ووفقاً لمبادئ الترجمه وأطرها الصحیحه ومستندا إلى العلم والمعرفه، فسیحدث تغییراً وتقدماً کبیراً .هناک العدید من الأسالیب والنظریات النقدیه للترجمه منها؛ نظریه جوزیف مالون. ویمکن أن یؤدّی استخدام الأسالیب الجدیده للترجمه إلى معالجه کثیر من المشاکل فی هذا المجال وما یرافقها. ویقدّم مالون للترجمه بعض الطرق، وهی: المطابقه، والتوافق، وإعاده التجمیع، والتبادل، وإعاده الترتیب. وفی هذا البحث تمت دراسه ترجمه محمد حزبائی زاده لروایه (حین ترکنا الجسر) لعبد الرحمن منیف بناء على نظریه جوزیف مالون. والبحث وصل إلی أنّ الترجمه کانت تتّفق مع عناصر المطابقه، والتوافق، وإعاده التجمیع. ونجحت فی نقل المعنى الضمنی للکلمه والرساله المخبأه فیها إلى القارئ نقلا صحیحاً مقارنه مع العنصرین الآخرین (التبادل وإعاده الترتیب).
۵۴۲.

جمالیة التقنیات السردیة في شعر إبراهیم نصرالله "دیوانا الخیول علی مشارف المدینة وباسم الأم والابن أنموذجاً"(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۳۵
تداخلت الأجناس الأدبیه فی العصر الحدیث، وخاصهً على أعتاب انتقاء القصیده المعاصره التقنیات السردیه بحیث وظّف الشعراء فی شعرهم التقنیات السردیه من أجل الجمال الأدبی بالإضافه إلى ربطها بالدلاله. وفی هذا المنحى، تطرق البحث إلى قصیده إبراهیم نصرالله النثریه، وعالج نتاج توظیفه التقنیات السردیه، وتناول سبب عدم خروجه من نطاق الشعر وقصیده النثر رغم توظیفه التقنیات السردیه، هادفاً إلى الوقوف علی تداخل شعره مع التقنیات السردیه بالإضافه إلى استلالها تبییناً لأهدافها جمالاً ودلالهً، منتهجاً المنهج الوصفی_التحلیلی، معتمداً على تداخل الأجناس الأدبیه باعتبار تداخل القصیده مع الفنون السردیه. وتوصل البحث إلى أنّ نص الشاعر الشعری قد یکون نصاً إبداعیاً یتجاوز حدود الأجناس الأدبیه، ولا یعدّ متشکّلا من جنس فنی واحد صاف مغلق على نفسه وإنّه نص مفتوح على فضاءات أجناسیه مختلفه وهو شعر مفتوح على مختلف أنواع النثر ومفتوح على الغنائیه والدرامیه والقصصیه، یتوالد من بنیات نصوص أخرى بحیث یعود سبب دمج الجانب الذاتی والبُعد الموضوعی معاً إلى انتماء شعر إبراهیم نصر الله إلی القضیه الفلسطینیه کما وسّع من انفتاح نصه الشعری واستغله للفضاءات الأجناسیه ولهذا یعدّ نتاج استخدام الشاعر للتقنیات والفنون السردیه ضمن دمج الجانب الغنائی بالجانب الموضوعی، وإخراجه إلی الجوانب الموضوعیه بحیث یتسم النمط الموضوعی الأهم للشاعر بالقضیه الفلسطینیه لأنّ التقنیات السردیه کانت للشاعر آلیه وأدوات جمالیه لربطها بالجانب الجمالی والدلالی لقصیده الشاعر ولیس لتقلیل مستوى قصیده النثر، ولهذا تمکّن الشاعر من تزکیه الدلالات بها. وفی هذا المنحى تجاوب شعر الشاعر بین العناصر البنائیه السردیه، وخضع إلى أکثر من تقنیه وأسلوب للتعبیر عن رؤیته وأفکاره وحالته الشعوریه، وکان أسلوبه عبارهً عن انفتاح أدبی من حیث الجمال والمعنى لکثیر من سدّ الفراغات والثغرات المعنویه، وتکثیفاً لنقل اللوحات السردیه من أجل انفتاح النص الشعری إلى رؤیه العالم.
۵۴۳.

تمازج الواقعی بالمتخیل لهندسه الشخصیات فی المجموعه القصصیه «حیاه محمّد (ص) فی عشرین قصه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۳ تعداد دانلود : ۳۶۴
إنّ تقدیم التاریخ للأطفال فی قالب قصصی بدلاً عن تقریره المباشر الجاف أمر فی غایه الأهمیه؛ لأنّ فی القصه من الأدوات السحریه، -خاصه فی هندسه الشخصیه، وهی تکوین فنی للشخصیات الروائیه،- ما یجذب انتباه المتلقّی ویجعلها أداه تربویه مناسبه لبیان التاریخ لهم. فقام عبدالتواب یوسف فی مجموعته القصصیه «حیاه محمّد (ص) فی عشرین قصه»، باستخدام الفن القصصی لتعلیم التاریخ الاسلامی للأطفال، وذلک عبر توظیف الأشیاء والحیوانات فی تصمیم الشخصیات القصصیه وهندستها؛ فإنّ هذه المجموعه القصصیه روایه تاریخیه عن حیاه رسول الله (ص): تحکی أحداثاً واقعیهً مستمده بالأبنیه الفنیه، مرکزهً علی هندسه الشخصیات بغیه الفهم البسیط. والراوی فی هذه القصص، حیوان أو جماد أضفی علیهما الکاتبُ الحیاهَ فی نزعه احیائیه مقصوده لیُنزلهما منزله البشر والکائن الحی، کشخصیه روائیه تروی أحداث القصه من خلال مشاهداتها. یهدف هذا البحث بالاعتماد علی المنهج الوصفی_التحلیلی إلی معالجه خمس قصص فی هذه المجموعه القصصیه ورصد کیفیه توظیف الشخصیات؛ لتسهیل معرفه التاریخ وتقدیمه بشکل میسر للأطفال. إنّ هندسه الشخصیات القصصیه فی هذه المجموعه تنقسم إلی الشخصیه الإنسانیه المقتبسه من تاریخ الإسلام وباسمها المضبوط فی التاریخ لتؤدی دور الرصد التسجیلی للحدث التاریخی؛ أو الشخصیه التخیلیه التی تؤدی دور الراوی الشاهد فتحکی الروایه کما حدث، وقد اختارهما الکاتب لیجذب انتباه الأطفال ویسهل لهم فهم التاریخ بتمازج الواقع بالخارق المتخیل، خاصه وإنّ بین تلک الحوادث التاریخیه وهندسه هاتین الشخصین صله وثیقه لتأدیه الوظیفه الروائیه التی عهدت الیهما.
۵۴۴.

دراسه ملامح المیتاسرد فی روایه "عزازیل" لیوسف زیدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۳۶۶
المیتاقصّ Metafication أو المیتاسرد هو نمط لکتابه الروایه وظاهره ولیده سرد مابعد الحداثه ومن ممیزاتها التجریب وکسر الأنماط المألوفه للروایه. لاشک أن المیتاسرد نوع من الانزیاح فی السرد الروائی والمیل إلی إنتاج رؤیه جدیده وخطاب جدید یسود علی الخطاب المتعارف لدی الجمیع. وعلی هذا الأساس، تفتح المیتاسردیه أکثر من أفق أمام المتلقی. کذلک إنها تعنی "القصه عن القصه" أی حدیث الروایه عن ذاتها وتوصیف عالمها الداخلی وتناقش تصوراتها النقدیه حول السرد. بید أن محاوله المیتاسرد فی کسر الأسلوب القدیم وهدمه وبنائه من جدید فی إطار مختلف، هو ما جعل منها تقنیه ما بعد حداثیه. الجدیر بالذکر بأنّ "ویلیام غاس" هو من أبرز الذین استخدموا هذا المصطلح فی الدراسات النقدیه. إنّ ظاهره المیتاقص حظیت باهتمام الباحثین وأخذوا یطبقونها علی عدد کثیر من الروایات العربیه وغیرها؛ ومن هنا أتت فکره هذا البحث فی تطبیق ملامح المیتاسردیه وأشکالها فی روایه "عزازیل" لیوسف زیدان وذلک اعتماداً علی المنهج الوصفی- التحلیلی. ومن ثم، یهدف هذا البحث إلی استکشاف الأشکال المیتاسردیه فی الروایه المذکوره من خلال تحلیل نصها الروائی لتبیین إبداعات الکاتب. ومن النتائج التی توصلنا إلیها فی هذا البحث هی أن یترائی أسلوب المیتاسرد فی هذه الروایه عبر مظاهر مثل: الإشاره إلی الکتابه، تمرد الشخصیات علی المؤلف، کسر التتابع الزمنی وغیرها من التقنیات المیتاسردیه.
۵۴۵.

معناشناسی تاریخی و توصیفی واژه «تلّ» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۵ تعداد دانلود : ۳۲۷
  نگارش پیش رو، معناشناسی تاریخی و توصیفی واژه «تلّ» است که ازجمله واژگان تک کاربرد (hapax legomenon) قرآن کریم به شمار می آید. شناخت واژگان به عنوان ارکان اصلی تشکیل دهنده ساختار جمله در فهم مقصود گوینده نقش بسزایی دارد ازاین رو کنکاش در سیر تحول واژگان و روابط معنایی آن ها را ضروری دانسته و بدین پژوهش اقدام کرده ایم. آشنایی مختصر با معناشناسی و دو گونه تاریخی و توصیفی آن و اشاره ای گذرا به رویکرد «تک کاربرد» و سابقه تاریخی آن، و بررسی این واژه در بستر تاریخ و آورده های معنایی آن به ویژه در عصر نزول و واکاوی آن در قالب معناشناسی توصیفی با روش تحقیق «توصیفی – تحلیلی»، هدف اصلی این مقاله می باشد. در گونه تاریخی، با کاوش در سیر تحول معنایی آن، مبرهن شد که در دوران قبل از نزول، در زبان های سامی به معنای «عَلّقَ» و «رَفَعَ» و در عصر جاهلی، اسم های «تلّ، تلیل، مِتلّ» به معنای «تپه، گردن و نیزه»، متضمّن معنای مرکزی برافراشتگی بوده است. در عصر نزول نیز این نتیجه حاصل شد که واژه «تلّ» با رویکرد گسترش معنایی، به معنای «بر زمین انداختن از بلندی» با آمیزه ای از مضامین قبل، معنایی جامع را با خود به ارمغان آورده است. در رهگذر معناشناسی توصیفی، به تبیین ژرفای لغوی آن و گزاره های جانشین و متقابل این واژه، دست یافتیم. ازاین رو بر محور جانشینی با أفعال: «خَرّ، هَوی، کَبَّ» و بر محور تقابل معنایی با افعال: «رَفَعَ،َ صَعِدَ، رَقی» رابطه معنایی دارد.  
۵۴۶.

المعجم الذهنی والصوغ القیاسی بین العامیه والفصحى(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۲۱۲
السلیقه اللغویه حصیله لازمه فی اللهجه العامیه فی جمیع اللغات؛ والبحث هنا یختص بالعربیه. فالمعجم الذهنی الذی یرتضعه الطفل، یؤدی به ذلک إلى أمیه الابتعاد والانحراف والغربه تماما عن القرآن وإرث العربیه أو یوقع المتعلم فی البیئه المدرسیه فی تبعات الازدواج اللغوی الذی یجعله یکابد التصویب اللغوی فی جمیع مراحل التعلیم. وهذا الخضوع یهدد منذرا بموت الفصحى بین طبقات مختلفه من البیئه اللغویه العربیه؛ بسبب انحرافها عن الإرث اللغوی للفصحى، وعن عربیه القرآن نطقا ودلاله؛ لذلک جاء التنبیه على التنشئه البیتیه والإعداد المدرسی فی بناء وعی لغوی سلیم ینأى بالطفل عن مکابده الازدواج اللغوی فی مراحل تأهیله الثقافی، بما یغرس لدیه القدره التولیدیه على المستوى الصوابی فی الصوغ القیاسی؛ وقد نبه البحث على الاختلاف بین العامیه والفصحى على مستویات صوتیه، وصرفیه، ونحویه ودلالیه، وأشار إلى علاقه المعجم الذهنی بالقدره التولیدیه، ثم عرض إستراتیجیات تعین على استیعاب الحصیله اللغویه، وعرض لجهود علماء العربیه فی بیان علاقه السلیقه اللغویه بالصوغ القیاسی، وختم فی نتائج البحث ومقترحاته بالإشاره إلى دلاله الوعی الحضاری فی العربیه الفصحى، وإلى دور معطیاتها فی استنهاض الوعی الحضاری.
۵۴۷.

تحلیلی بر رویکرد فلسفی در نقد کلاسیک عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۲ تعداد دانلود : ۳۱۹
نقد ادبی عرب تا قبل از رنسانس عربی را نقد کلاسیک می نامیم چون هنوز در فضای مبانی سنتی نقد از جمله نقد ذوقی، نقد لغوی، نقد اخلاقی ، نقد روان شناختی نفس می کشد.نقد از عصر جاهلی تا پایان قرن سوم در چنین فضایی سر می کرد . اما در قرن چهارم با ورود فلسفه یونان صبغه فلسفی می گیرد. مشارکت فرقه های اسلامی در حوزه های ادبی و نقدی و تأثیر جریان های کلامی در تحوّل مسایل فکری و دینی ، همگی در رشد و بالندگی ادبیّات به ویژه نقد تأثیرگذار بوده اند. از این دوره است که اندیشه های فلسفی یونانی به ویژه دو کتاب «الخطابه» و «الشعر» ارسطو بیش ترین تأثیر را در شکل گیری رویکرد فلسفی در نقد ادبی، می گذارند.و نقد در این دوره تحت تاثیر دو اثر، فلسفی می شود.پس از این مرحله است که جهان عرب با دو بوطیقا مواجه می شود . بوطیقای ارسطویی و بوطیقای عربی . نقد ادبی با توجه به این دو گونه بوطیقایی متاثر از فلسفه ارسطویی فلسفی می شود ولی همچنان در مبانی نقد سنتی است. این مقاله با این فرضیه که نقد عربی از بوطیقای ارسطویی متاثر است این پرسش را مطرح می کند که آیا این تاثیر در مبانی نقد ناقدان تاثیر گذار بوده است یا موجب و موجد رویکرد ثابت شده است؟ نتیجه این بررسی آن است که تا قرنها این تاثیر موجب شکل گیری رویکرد عموم ناقدان عرب تا ظهور رنسانس عربی
۵۴۸.

دراسه سکینه قلب النبیّ محمد (ص) فی السور القرآنیه من خلال العملیّات (النشاطات) (الجزء الثلاثون من القرآن الکریم نموذجا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۶ تعداد دانلود : ۲۷۶
للاتجاه الوظیفی فی اللسانیات مکاتب مختلفه، ومن أهمها مکتبه لندن ولهذه المکتبه (1916) مؤسسون من أبرزهم مایکل هالیدی الذی طوّر نظریه فیرث السیاقیه (1960) ثم وضع نظریه (1985) أسماها النحو النسقی (النظامی). هذه النظریه مبنیه علی أساس تعدد وظائف اللغه. إنّ هذه المقاله تعتمد علی نحو هالیدی النظامی وتحاول أن تعالج آیات من الجزء الثلاثین معالجه لسانیه معتمدهً علی وظیفه اللغه التجریبیه ومستخدمهً المنهج الوصفی-التحلیلی. فی هذه المقاله بالترکیز علی الوظیفه التجریبیه (بعد استخراج العملیّات من الآیات ودراسه نوعها) یتّضح أنّ العملیات المادیه والسلوکیه والعلائقیه والکلامیه والذهنیه تستعرض سکینه قلب النبیّ والعملیات المادیه تکون أکثر ورودا فی هذه الآیات التی نعالجها من الجزء الثلاثین ولاسیما هذه العملیه تکون أکثر حضورا فی الآیات التی تحقق سکینه قلب النبیّ من خلال عبادته وإبلاغ رسالته وإعطاء النعم الإلهیه وذکر عظمه الله وقدرته وعمل الخیر وشکر النعم الإلهیه فمحتوی الآیات وسیاق موقفها یقتضیان توظیف أفعال تدلّ علی الحدث وتسهّل تجسم الحوادث. بعد العملیات المادیه، العملیه السلوکیه تکون أکثر ورودا فی هذه الآیات ووردت فی آیات تحقق سکینه قلب النبیّ من خلال الدعوه إلی الصبر وتفویض أمور الکافرین إلی الله. الله مشارک العملیه فی سبعه وثلاثین موضعا والنبیّ مشارک فی أربعین موضعا. فی آیات القسم الأول والثانی والسادس والسابع، رسول الله مشارک فعال وفی آیات القسم الثالث والرابع والخامس، الربّ مشارک فعال.
۵۴۹.

مقاربه أسلوبیه لرائیه ابن العرندس الحلی من منظور البنیویه النقدیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۲۶۱
الأسلوبیه منهج یرکز على العناصر الأساسیه والداخلیه للعمل الفنی من أجل الکشف عن معاییر الاختراع والابتکار فیه. إن البحث عن أسلوب العمل الأدبی طریقه لفهم الآراء والرؤیه الکونیه والثراء الأدبی لذاک العمل، حیث یعبر عن کیفیه تفاعل الکاتب مع الإمکانات اللغویه التی تظهر على مستویات مختلفه. فی المجال ذاته، إن الشیخ صالح بن عبد الوهّاب، الشهیر بابن العرندس، أحد أعیان الشیعه ومن علمائهم فی الفقه والأصول والمنطق، له مدائح ومراث فریده لأهل البیت (%)، ولا سیما الإمام الحسین (8)، تنم عن تفانیه فی ولائهم ومناوئته لأعدائهم. ومن أشهر قصائده فی هذا المجال، رائیته الشهیره (105بیتا) التی اشتهر أنها ما قرأت فی حفل إلا وحضره الإمام الزمان یبکى مع الباکین، على مصاب جدّه الحسین(8). فی هذا المقال، تتم مراجعه هذه "الرائیه" على المستویات الفکریه والصوتیه والنحویه والدلالیه، وفقا للمنهج الأسلوبی الذی یرکز على دراسه النص الأدبی، معتمدا على التفسیر والتحلیل. تشیر نتائج هذا البحث إلى أن ظاهره الجناس من أجمل آلیات الموسیقى والمحسنات اللفظیه التی أسرف فیها الشاعر جدا، حیث تمخضت عنها سمات أسلوبیه ودلالیه رائعه. سیطرت الجمل الاسمیه الخبریه السردیه على معظم أبیات القصیده کظاهره أسلوبیه لافته للنظر؛ وأما على المستوى الأدبی، فلقد صور الشاعر بعض الجمادات تبکی على الحسین، وت ذرف الدم وع وتتحرک حتى کأنه وضعها أمامنا کجسم حی تنبعث فیه موجات متدفقه من الحراک والدینامیکیه.
۵۵۰.

سیمیولوجیا الشخصیات فی روایه لیطمئن قلبی لأدهم شرقاوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۷ تعداد دانلود : ۳۴۰
تسعى السیمیولوجیه باعتبارها إحدى الفروع الجدیده نسبیا للمعرفه البشریه، إلى فتح آفاق بین النص والقارئ من خلال الاعتماد على النص وفک رموز العلامات وکیفیه عملها. فقد لفتت نظریات السرد الحدیثه أنظار الباحثین إلى دراسه مکونات الروایه، ومن أبرزها الشخصیه بوصفها جزءا لا یتجزأ من العملیه السردیه؛ فهی الحجر الأساس الذی یحتل فکر الروائی عند قیامه بإنتاج عمله. بما أن الدراسه المنهجیه للعوامل المشارکه فی إنشاء أو تفسیر العلامات أو فی عملیه الدلاله واحده من أهم مکونات السیمیولوجیه، فإن هذا البحث، معتمدا على المنهج الوصفی التحلیلی، یدرس علامات روایه لیطمئن قلبی للکاتب أدهم شرقاوی، والتی ترکز على تهدئه قلب الإنسان بسبب علاقته باللّٰه. من أهم النتائج التی توصل إلیها البحث، ما یلی: أن اختیار اسم الشخصیه من قبل شرقاوی واعٍ للغایه ویتماشى مع الخصائص الأخلاقیه والسلوکیه لشخصیات الروایه؛ وتکون بین مدلول هذه الأسماء وعنوان الروایه ثلاثه أنواع من العلاقات، وهی واضحه وخفیه ومتناقضه، من حیث السیمیولوجیه الصرفیه، فإن الصفه المشبهه نظرا لخصائصها الخاصه فی التعبیر عن ثبوت سمه فی الاسم، أکثر بنیه صرفیه یوظفها شرقاوی؛ لأن أکثر الشخصیات فی هذه الروایه بخصائصها وسلوکها تتجه نحو تحقیق الاطمئنان القلبی، فإن الروائی یحاول التعبیر عن هذه السمه بواسطه الصفه المشبهه؛ وأول وهله یظن أن أسماء الذکور أکثر فاعلیه من أسماء الإناث بسبب کثره تکرارها فی الروایه؛ لکن الدور الخاص لوعد باعتبارها إحدى الشخصیات النسائیه الرئیسه فی القصه یدحض هذا الادعاء. 
۵۵۱.

أثر طفولة مفید الوحش والعلاقات الأسریّة في سلوکه في روایة «نهایة رجل شجاع» للکاتب السّوریّ حنّا مینه دراسة نفسیّة تحلیلیّة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۵ تعداد دانلود : ۲۵۴
إنّ روایه "نهایه رجل شجاع"، تبدو مسرحاً خصباً للبحث فی موضوع الطفوله وأثرها فی شخصیّه الفرد، نظراً لما تترکه التربیه القاسیه من عظیم أثر فی نفوس الأبناء، فضلًا عن تأثیر المجتمع والأتراب فی سلوکیّات الأفراد. إنّ تناول روایه «نهایه رجل شجاع» للکاتب «حنّا مینه» فی دراسه نفسیّه، موضوعٌ له أهمیّته الخاصّه، لأنّ الکاتب من أعمده الرّوایه العربیّه المعاصره، ورکّزت الروایه على أهمیّه حیاه الطفل فی بناء شخصیّه الرّجل. لذلک ستقوم هذه المقاله على کشف تأثیر الطّفوله الّتی عاشها مفید الوحش -بطل روایه نهایه رجل شجاع- فی شخصیّته رجلًا. تعالج هذه المقاله دور الأب والأمّ فی الوصول إلى الهویّه الشّخصیّه للبطل ودور المعلّم والأتراب وأهل الضّیعه، کأصحاب المجتمع، فی رسم الملامح الشّخصیّه للطّفل. وما نستنتجه من هذه مقاله: تجسّد «نهایه رجل شجاع» صوره الطفل المعنّف الّذی تلقّى القسوه فی مجتمعه، بدءًا بالأسره حیث الاختلال العاطفیّ، فلم تستطعِ الأمّ الحنون أن تعوّض بلطفها وتضحیاتها قسوه الوالد وعدم تسامحه، ثمّ فی المدرسه حیث المعلّم الذی نفّره من الصّفّ وکرّهه العلم، إلى أتراب عزفوا بقیثارته لحن الشّقاء والشّغب، وأخیراً مع أهل الضّیعه حیث المختار الظّالم، والمتبارین فی عرض اقتراحاتهم لتعذیبه. شخصیّه «مفید الوحش» الّتی تعبّر عن شخصیّه رجال کثر عاشوا فی أجواء مماثله، وتلقّوا تربیهً قمعیّهً، ترکت انعکاساتها السلبیّه فی المجتمع. إنّ سلوک مفید الطفل –بطل الروایه- الباحث دوماً عن المشاکل، ردّ فعل طبیعیّ للتّربیه الّتی تلقّاها، والقائمه على ظلم الوالد فی ظلّ مجتمع شرقیّ ذکوریّ، یلعب فیه الرجل الدور البالغ، وفی کنف أمّ مهیضه الجناح، لا ثقل لکلمتها ولا مجال لبثّها سوى عبر دموع جیّاشه. بما أنّ هذا البحث یهدف إلى دراسه أثر الطّفوله فی تکوین شخصیّه الفرد، کان لا بدّ من اللّجوء إلى المنهج النفسیّ-التحلیلی لإنجاز الدراسه.
۵۵۲.

الکلمه العربیه بین التألیف الصوتیّ والبناء المقطعیّ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۲۰۱
سعت اللغه العربیّه إلى تحقیق التآلف والانسجام بین الأصوات المشکّله للکلمه بما ینعکس سهوله فی النطق، واختزالا للجهد العضلی المبذول، بالتوازی مع الوصول إلى حد أعلى من الوضوح السمعی، وأوجدت اللغه العربیّه نظامها الصوتی الخاص بها الذی یحقق لها الیسر والسهوله فی نطق الکلمات فی أثناء أدائها لمعانیها.حاول هذا البحث الوقوف على أحد أهم مسائل النظام الصوتی العربی، إنها مسأله بناء الکَلِم العربیّه على أساس صوتی مقطعی، فبیّن أنّ الکلمه العربیّه  یجری تألیفها وفق قواعد خاصه على أساس مخارج الأصوات (قرباً وبعداً)، وتجاورها (تقدیماً وتأخیراً)، وصفاتها (الذلاقه والإصمات)، مع اعتماد تشکیلات مقطعیه یُسمح بائتلافها، وتکون غیر ثقیله على النطق وعلى السمع، فینتج عن ذلک کَلِم تتصف بأنها تنطق بیسر وخفه، وبیّن البحث أنّ تلک الخفه عدّت معیاراً من معاییر الفصاحه العربیّه، کما عدّت التشکیلات الصوتیه المستخدمه مؤشراً على عربیتها.
۵۵۳.

الشعر و معاییر جودته عند العقاد

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۲
شعر در نگاه عباس محمود العقاد، منتقد و شاعر بزرگ عرب، از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است. وی علی رغم اینکه در آثار مختلف اش نظرات ارزشمندی درباره شعر ابراز کرده از جمله به تعریف شعر پرداخته و ویژگی ها و معیارهای گوناگون زیبایی شعر را برشمرده است، اما این نظرات را در یک کتاب واحد ارائه نداده است، از این رو لازم است تا علاقمندان حوزه ادبیات این دیدگاه ها را از آثار فراوان او استخراج کرده و شرح و بسط دهند و به شکل مدون ارائه کنند. آنچه در دست دارید تلاش کوچکی است در راستای پر کردن خلأ مذکور. پژوهشگر در این پژوهش آثار مختلف العقاد را بررسی کرده و آنچه را که به نقد شعر مربوط می شده انتخاب کرده و چندین بار آن را مرور کرده است تا به بهترین و معنادارترین نظراتش در حوزه نقد شعر دست یابد. حاصل تلاشهای یادشده آن است که شعر در نگاه العقاد «بیان زیبای احساس راستین» است. بر اساس تعریف یاد شده، شعر در حقیقت یک احساس است که باید در گام نخست، صادق و راستین باشد و نه کاذب و دروغین. اما این احساس راستین برای اینکه تبدیل به شعر شود لازم است تا در گام بعدی با یکی از شیوه های مختلف بیان ابراز شود. شرط دیگری که باید وجود داشته باشد این است که بیان مذکور باید شکلی زیبا داشته باشد، بدین معنی که واژگان و تصاویری که برای بیان احساس استفاده می شوند باید با مفهوم مورد نظر متناسب باشند. علاوه بر شروط یادشده اگر شعر دارای پیام و هدفی والا باشد، زندگی شاعر را بازتاب دهد، تصویر دقیقی از طبیعت ارائه کند، به روز باشد و از هماهنگی و هارمونی برخوردار بوده و از تقلید نیز دور باشد، آنگاه این شعر، شعری است که دل ها را می رباید و به عنوان زیباترین و شگفت انگیزترین نوع شعر به شمار می آید.
۵۵۴.

شخصیت پردازی در رمان «طوق الحمام» با چینش مکانی از مکّه تا مادرید

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۲۲۴
شخصیت های هر داستانی توسط نویسنده آن انتخاب شده و در جای جای داستان نقش ایفا می کنند، به طور کلّی می توان گفت که داستان برشی از واقعیت و خیال ساخته و پرداخته ذهن نویسنده است. بخش مهمی از شخصیت پردازی، وام دار مجموعه ای از عناصر است که نویسنده داستان به فراخور اثر مورد نظرش از آن بهره می گیرد. رمان «طوق الحمام» اثر رجاء عالم رمان نویس زن عربستانی بازتابی اجتماعی- دینی دارد که حوادث آن در دو شهر مکّه و مادرید اتّفاق می افتد. این رمان، از نظر شخصیت پردازی جایگاه هنری والایی دارد. رجاء عالم در شخصیت پردازی و معرّفی اشخاص رمان خود از شیوه گفتگو و توصیف استفاده کرده است و شخصیت های داستان اکثراً شخصیت هایی مکمل هستند. فضای دینی  و خیالی داستان، ساختار آن را جذّاب و تعقیب و گریز و جدال، رغبت خواننده را برای ادامه داستان حفظ کرده است. ترتیب زمانی، مکانی و نظم منطقی رویدادها در معرّفی شخصیت ها به صورتی کم و بیش پایدار است که گاه حوادثی غافلگیرکننده یک شخصیت، چینش زمانی و مکانی داستان را بر هم می ریزد. ساختار صوری داستان، به دو قسمت با دو مکان مجزّا امّا شخصیت های تکراری و گاه جدید، تنها با هویّت متفاوت «عزّه»، تشکیل شده است. در بررسی شخصیت پردازی در این رمان، نویسنده با قرار دادن کانون روایت در مکّه و اتّفاقاتی که در مورد این فضای مقدّس صورت می گیرد حفظ هویت این مکان را دغدغه اصلی روایت می داند. این پژوهش بر آن است تا با روشی تحلیلی- توصیفی به بررسی این مطلب بپردازد که انواع شخصیت پردازی چگونه باعث نظم، تداوم و چینش قسمت های مختلف داستان «طوق الحمام» شده است. از جمله نتایج این پژوهش اینکه ذهن راوی و شخصیت داستان  و موضوع پیوندی هماهنگ و منسجم با هم دارند و این هماهنگی به منظور تحقق و تثبیت اهداف اصلی است و محتوای اصلی آن که درباره تاریخ مکه و آداب ورسوم مردمان آن است با این پیوندها تقویت و تأکید می شود. اندیشه ها و تصاویر ذهنی داستان اغلب دارای یکپارچگی و ساختار مشخص هستند. از ویژگی های بارز این رمان می توان به توجه  به عنصر زمان، ارتباط نویسنده با خواننده و شخصیت محوری به جای حادثه پردازی اشاره کرد.
۵۵۵.

نشانه شناسی سوره "قریش" از منظر فردیناند دوسوسور و رولان بارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۳۱۸
نشانه شناسی ساختارگرای دوسوسور، سبک زبانی متن و زیبایی شناسی آن را آشکار ساخته و در پی تحلیل معانی ضمنی نیست و در مقابل، نشانه شناسی پساساختارگرای رولان بارت، در پی تحلیل دلالت های معنایی متعدد در متن است. جستار پیش رو بر آن است تا با تکیه بر نظریات این دو نشانه شناس و با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی سوره قریش و مقایسه آن از این دو نگاه بپردازد با این هدف که نحوه شکل گیری معنا و نیز لایه های متعدد و ضمنی آن را در این سوره شناسایی کند. ضرورت انجام چنین پژوهشی نیز نخست معرفی تفاوت نظریات این دو زبان شناس، سپس بررسی تفاوت خوانش ساختارگرا با پساساختارگرا در سوره قریش است تا کثرت دلالت لایه های معنایی با توجه به نظریات بارت آشکار شود. برای تحلیل سوره قریش از دیدگاه نشانه شناسی دوسوسور، به بررسی تقابل ها پرداخته می شود. تقابل عمده این سوره میان وجه خبری (همبستگی میان قریش) و وجه امری (لزوم عبادت پروردگار) شکل گرفته که در سایر عناصر زبانی (واژگانی و نحوی) نیز جلوه گر شده است. در مقابل، در نشانه شناسی بارت، به تحلیل رمزگان ها و بررسی لایه های معنایی آن ها پرداخته می شود که بر این اساس، رمزگان چیستانی در پی اشاره به معنای همبستگی و اتحاد برای تمامی جوامع و گروه ها است؛ امری که با دلالت های متعدد واژگان (إیلاف و قریش) به عنوان رمزگان های معنایی و فرهنگی روشن می شود و رمزگان های نمادین نیز به تصویرسازی عواقب عدم عبادت پروردگار پرداخته و رمزگان های کنشی نتیجه عبادت خداوند را در گذشته بیان کرده اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که با تحلیل نشانه شناسی دوسوسور، معنای تحت اللفظی سوره در قالب عناصر متقابل متنی و روابط هم نشینی منسجم آشکار می شود که اشاره به دعوت قریش به اسلام در زمان پیامبر(ص) برای ایجاد صلح دارد؛ اما در تحلیل نشانه شناسی بارت، دعوت به اسلام و ترویج تک آیینی مقید به قریش نبوده و متوجه جوامع و گروه های مختلف در تمامی اعصار است.  
۵۵۶.

معیار عاطفی در نقد ادبی سده های اول تا سوم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۳۱۹
آثار ادبی پس از  آفرینش،  به ناگزیر در برابر نگاه ناقدانه ی ادیبان و همچنین مردم عادی قرار می گیرند و  از آن پس، پیوسته داوری و  ارزیابی می شوند. نقد به همراه تحلیل اثر ادبی و هنری و سنجش و ارزیابی آن با معیارهای علمی، از سویی خواننده را به سوی گزینش اثر برتر رهنمون می شود و از سویی دیگر چون راهنمایی با بصیرت، ادیبان و هنرمندان را به سوی آفرینش آثاری نیکوتر سوق می دهد. از آنجاکه نقد و گزینش آثار ادبی در درازای تاریخ ادبیات، پیوسته بر پایه معیارهایی انجام شده است، چگونگی و نیز چرایی پدید آمدن هر کدام از آن معیارها در بستر دوره های ادبی گوناگون، بیانگر بسیاری از واقعیات در زمینه های متفاوت تاریخی، فرهنگی و ادبی است. واقعیت هایی که با گذشت زمان دستخوش دگرگونی های فراوانی نیز شده است. پژوهش پیش رو تلاش نموده تا روشن نماید که ادبیات غنایی سده های نخستین هجری، در نبود بسیاری از معیارهای ادبی که نتیجه پیدایش دیرهنگام و یا عدم تدوین کامل دانش های ادبی در آن زمان بوده است، چگونه توانسته با تکیه بر اندک معیارهای شخصی و به ویژه با تکیه بر جنبه های لفظی و معنایی معیاری مانند معیار عاطفی و همچنین انطباق آن با ادبیات غنایی سده های نخستین، تا مرز شکوفایی ادبی پیش برود و اینکه این معیار در درازای سه سده نخستین هجری چه دگرگونی هایی را پذیرفته و از آن مهمتر چه تأثیراتی بر  بهبود آثار ادبی سده های یاد شده و در نهایت بر روی ادبیات پس از آن بر جای گذاشته است.
۵۵۷.

بررسی حقیقت مانندی در نمایشنامه های عاشورایی معاصر (مورد پژوهی "الحر الریاحی"، "الحسین ثائرا" و "الحسین")(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۶ تعداد دانلود : ۲۵۴
حقیقت مانندی از عناصر مهم داستان و نمایشنامه است و به میزان انطباق اثر با واقعیت بیرون و حوادث آن بستگی دارد. این تطابق نه به صورت کامل و شرح دقیق واقعیت است؛ چراکه این امر، اثر ادبی را از ادبیت دور و آن را متنی تاریخی می سازد. انعکاس واقعیت و بازیابی آن در اثر به نحوی که برای مخاطب باور پذیر باشد. واقعیت برون متنی، ساختاری است که هر نویسنده با توجه به رویکرد و سبک ادبی خود، آن را در اثرش به کار می گیرد. ادبیات نمایشی عاشورایی، به دنبال احیای ادبی واقعه ی کربلا در قالب نمایشنامه است و مشخص کردن مرز بین واقعیت و ادبیت و خیال در این آثار مورد توجه پژوهش حاضر بوده است. این ژانر ادبی اگرچه در مقایسه با سایر انواع ادبی به خصوص شعر عاشورایی کمتر متداول بوده است، اما نمایشنامه های عربی متعددی می توان یافت که هر یک از زاویه ای خاص به وقایع کربلا پرداخته اند؛ ازجمله سه نمایشنامه ی شاخص "الحر الریاحی" اثر شاعر و نویسنده عراقی "عبدالرزاق عبدالواحد"، نمایشنامه ی "الحسین ثائرا" اثر نویسنده مصری "عبدالرحمان شرقاوی" و نمایشنامه ی "الحسین" اثر نویسنده سوری "ولید فاضل" که با توجه به محتوای مشترک، زمینه بهره مندی از ساختار مشترک را نیز دارا هستند. پژوهش حاضر تلاش دارد با روش تحلیلی–توصیفی به بررسی انطباق سه اثر هنری با واقعیت تاریخ کربلا بپردازد. بر اساس بخشی از یافته های پژوهش نویسندگان از ابزارهای مختلفی چون شخصیت های واقعی و تاریخی، روایت حوادث تاریخی، استفاده از پیرنگ منطقی و طبیعی برای تقویت حقیقت مانندی آثار خود بهره برده اند، اما اثر عبدالواحد با بیشترین دخل و تصرف به جنبه های ادبی و هنری اثر خود افزوده و از روایت عاشورا برای انتقال دلالت های معنایی خاص خود استفاده کرده است. اثر شرقاوی نیز بیش از دو اثر دیگر به روایت تاریخ کربلا نزدیک تر می شود. جنبه رئالیسم دینی با نقل حوادث خارق العاده در نمایشنامه ی "الحسین" قابل ملاحظه است.
۵۵۸.

تحلیل الخطاب النقدی فی روایه "نادی السیارات" لعلاء الأسوانی بناء على نظریه نورمان فیرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۵ تعداد دانلود : ۴۱۳
یشرح الخطاب، العلاقه بین اللغه والمجتمع؛ لأن الخطاب هو استخدام اللغه للتأثیر على الجمهور. نشأ تحلیل الخطاب النقدی من علم الاجتماع وهو أحد المناهج النقدیه الحدیثه التی تأثر بالآراء الفلسفیه لمیشال فوکو ومارکس وفروید ویعتقد أنّ هناک علاقه جدلیه بین اللغه والمجتمع. أحد رواد هذا المنهج هو نورمان فیرکلاف الذی ترتکز نظریته على ثلاثه مستویات: الوصف والتفسیر والتبیین. تعد روایه نادی السیارات لعلاء الأسوانی من أشهر الروایات العربیه المعاصره التی تشرح أیدیولوجیه السلطه والظروف الاجتماعیه والسیاسیه بأسلوب حداثی فی المجتمع المصری. فی هذا المقال، نحاول تحلیل الخطاب النقدی لهذه الروایه على ضوء المستویات الثلاثه لنظریه نورمان فیرکلاف وذلک من خلال التمسک بالمنهج الوصفی- التحلیلی. تظهر النتائج أن المفردات والتراکیب مثل اختیار صیغه الأمر واستخدام ضمائر الجمع بدلاً من ضمائر المفرد تصف التضامن والأیدیولوجیه الشمولیه والتضاد والتقابل، وتوضح التناقض فی شخصیه الکوو التی تضطهد المصریین وتطیع الأجانب. ویصف التکرار خطاب الاحتجاج والمقاومه ضد الاستعمار، والمکان الأهم هو "نادی السیارات" حیث تحدث هناک الأحداث المهمه من قبل الأجانب والبریطانیین. على مستوى التفسیر، یشیر التناص التاریخی إلى النصوص السابقه مثل الآیات القرآنیه والروایات والأحداث التاریخیه مثل الهولوکوست والهاجانا ودیکتاتوریه هتلر وجرائمه ضد الإنسانیه. على مستوى التبیین یشرح المؤلف إیدیولوجیه الاستعمار المصری والسلطه فی شکلی سلطه بریطانیه على مصر بشکل قوی وکذلک سلطه الإنجلیزی جیمس على العبید المصریین بشکل ضعیف فی الروایه. یعکس الأسوانی ثوره المظلوم ضد الظالم، وأهم أهدافه تدمیر الاحتلال البریطانی واستقلال مصر، وبهذه الطریقه یعکس المؤلف الکرامه والإنسانیه التی دُمرت تحت براثن المستعمرین.
۵۵۹.

دراسه مقارنه للتهکم الفکاهی فی مجموعه القصص القصیره "وجوه وحکایات " لمارون عبود وروایه "الأحمر والأسود " لاستاندال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۵ تعداد دانلود : ۳۴۴
یُعَد استخدامُ الأسلوب الفکاهی من الطرق المفضّله لخلقِ الفرح والسعاده لدى الجمهور، والتی تنتقدُ العدید من القصور والاضطرابات وتصححها بشکل غیر مباشر. لذلک، لطالما نظر علماء الأدب إلیها نظره اهتمام. یحظی الأدب العربی والفرنسی، خاصه فی العصر المعاصر، بدور نشیط وأقوى فی مجال الفکاهه والتهکم الفکاهی. لکل من مارون عبود، الروائی اللبنانی البارز، واستاندال الکاتب الفرنسی، أعمال تجدر بالدراسه من منظار الفکاهه والتهکم الفکاهی. تم فی هذا البحث تعریف الفکاهه والتهکم الفکاهی وخلفیتها ومکانتها فی الأدبین العربی والفرنسی. ثم تمت دراسه تطبیقیه لوظائف التهکم الفکاهی ومقارنته فی مجموعه "وجوه وحکایات " لمارون عبود وروایه "الأحمر والأسود " لاستاندال، متکئه على أسس المدرسه الأمریکیه المقارنه والمنهج الوصفی التحلیلی. وسعینا إلى الإجابه عن هذین السؤالین: ماهی أسباب ظهور التهکم الفکاهی فی أعمال المؤلفین؟ وما هی الفروق والقواسم المشترکه بینهما فی استخدام التهکمات الفکاهیه؟ تشیر النتائج إلی أن کلاً من مارون عبود وستاندال، رغم عدم وجود أیّه صله أدبیه للبعد الزمنی والمکانی بینهما قد استخدما مجموعه متنوعه من الأسالیب الأدبیه والفکاهیه مثل التناقض والتضاد والتصویر الکاریکاتیریه وغیرها لإبراز الجانب الفکاهی ونقد العیوب المختلفه فی المجتمع، کما استخدما الدعابه کأداه للتفکیر النقدی الجاد للنضال الاجتماعی.
۵۶۰.

دراسه مقتل مرداویج الزیاری من خلال الروایات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۱ تعداد دانلود : ۲۸۲
مرداویج بن زیار بن وردانشاه الزیاریّ قائدٌ إیرانیٌّ استطاع فی مطلع القرن الرابع الهجریّ أن یحتلّ مناطق واسعهً من سواحل بحر قزوین ومناطق الجبال وجنوبیّ إیران؛ وکان یستعدّ لشنّ حملهٍ على أرّجان (بهبهان الحالیّه) للقضاء على علیّ البویهیّ، وحملهٍ على بغداد عاصمه الخلافه العباسیّه بهدف استقلال إیران سیاسیًّا. لکنّه قُتل قبل أشهرٍ من تنفیذ مخطّطهِ بطریقهٍ مشبوهه بأیدی غلمانه الأتراک. تحاول هذه المقاله مستخدمهً منهجیّه السیاق التاریخیّ، من خلال جمع المعلومات التاریخیّه، والتدقیق فیها وتحلیلها للتوصل إلى معرفه زوایا هذه الحلقه المفرغه المتعلّقه بمقتل هذا القائد الإیرانیّ الذی کان یسعى إلى استقلال إیران، لکشف الدور الحقیقی للمحرّضین على الاغتیال. تدلّ نتائج التحقیق التی تمّ التوصّل إلیها من خلال دراسه المصادر والمراجع التاریخیّه، وبالأسلوب المیدانیّ، أنّ مرداویج أظهر مبکّرًا وبشکل واضح عداءً صریحًا لعلیّ البویهیّ، وفکّر فی الإیقاع بهذا القائد المتمرّد؛ وفی نهایه المطاف، وقع مرداویج ضحیّهً لطموحات البویهیین.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان