فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۸۱ تا ۲٬۸۰۰ مورد از کل ۴٬۰۵۴ مورد.
عرفان و تفکر فازی
حوزههای تخصصی:
آموزه های صوفیان
معرفت از نظر عین القضات همدانى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
راههاى حس، تجربه و عقل در شناخت، قبل از افلاطون در فلسفه یونان مطرح شده بود. افلاطون راههاى وصول به شناخت را حس، گمان، استدلال، تعقل و ارسطو صرفأ عقل مى دانست. مسلمانان با فلسفه یونان بیشتر از طریق مدارس رها، نصیبین، حران، جندى شاپور و... توسط مترجمان سریانى با نوعى قبض آشنا شدند. ورود فلسفه به جهان اسلام موافقت و مخالفت و انتفادهایى را برانگیخت. در میان منتقدین، عرفا و در میان عرفا، عین القضاة که از زمره نوابغ عرفاست با توجه به تربیت مدرسى توانست حصول معرفت را از طریق ذوق و بصیرت که پیش از او اجمالأ مطرح شده بود تبیین و تفسیرکند. قاضى علاوه بر تعیین حد و مرز براى شناخت حسى و عقلى به شناخت از طریق ذوق و بصیرت یا ""طور وراء عقل "" اعتقاد داشت او براى حس و تجربه و عقل در شناخت ساحت و خصایصى و براى بصیرت یا ذوق و معرفت ویژگیهایى برشمرده و تفاوت و تشابه آنها را با یکدیگر و با وحى یا علم لدنى و جایگاه هر یک از آنها را در شناخت و آفات هر یک از آنها را بیان نموده است.
طریق وصال
حوزههای تخصصی:
غیب و ایمان به غیب
تصوف
منبع:
صباح ۱۳۸۳ شماره ۱۷ و ۱۸
حوزههای تخصصی:
معنای ظاهری و باطنی قرآن در نظر مولوی و کتاب مقدس در آرای اکهارت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولوی و اکهارت هر دو به فراتر رفتن از معنای ظاهری و درک معنای باطنی کتب دینی خود یعنی قرآن و کتاب مقدس باور دارند. اکهارت گاه از وحدت معنای ظاهری سخن می گوید اما به کثرت آن معتقد است ومولوی ظاهرا به وحدت معنای ظاهری اعتقاد دارد. مولوی تفسیر کلام حق از حق را توصیه می کند و از نظر اکهارت معنی و حقیقت کتاب مقدس را باید با روحی که با آن گفته و نوشته شده جستجو کرد و البته با سخن مولوی درباره قرآن تفاوت می یابد. البته مولوی بر غالب نبودن هوای نفس بر مفسر تاکید دارد.
ولایت از منظر ملاصدرا
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی ذومراتب بودن آدمیان از دیدگاه امام خمینی (ره) و غزالی
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر عهده دار بررسی تطبیقی بحث ذومراتب بودن آدمیان از دیدگاه امام خمینی و غزالی ، به عنوان یکی از مبانی انسان شناسی اندیشه سیاسی این دو اندیشمند احیاگر است و مباحث آن در راستای مدلل نمودن این فرضیه اند که : « در حالی که اندیشه سیاسی غزالی در پارادایم اندیشه سیاسی سنتی تحلیل پذیر است ، اما اندیشه امام خمینی از شاخصهای اندیشه سیاسی سنتی تحلیل پذیر است ، اما اندیشه امام خمینی از شاخصهای اندیشه سیاسی سنتی فراتر می رود » .