ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۵٬۸۷۳ مورد.
۱۶۱.

خاستگاه تاریخی جغرافیایی روایات نهی از شرکت در قتال بین مسلمانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۸ تعداد دانلود : ۲۹۵
 در منابع روایی سه قرن نخست اهل سنت، روایاتی درباره نهی از شرکت در قتال بین مسلمانان با طرق متعدد و متون مختلف نقل شده است. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا و شیوه های مختلف تاریخ گذاری احادیث (یافتن در کهن ترین منبع، تحلیل سندی، تحلیل سندی-متنی)، خاستگاه تاریخی و جغرافیایی و سیر تطور تدریجی این روایات تبیین می شود. یافته های پژوهش حاکی از این است که این روایات ابتدا توسط ابوبکره صحابی (م ۵0 ۵2)، یکی از مراجع این روایات و تنها حلقه مشترک آن در طبقه صحابه در بصره ساخته و نقل شده است. انگیزه وی که از کناره گیران در جنگ جمل بود، توجیه کار خود بوده و روایت را بین سال های 3۶ (وقوع جنگ جمل) تا ۵2 قمری جعل کرده است. سپس در طبقه بعد توسط حسن بصری (م 110) اولین حلقه مشترک فرعی به صورت گسترده نشر یافته است. دو مرجع دیگر این روایات، ابوموسی اشعری (م ۴9 ۵3) و انس بن مالک (م 90 93) هستند که به احتمال زیاد، راوی یا قائل این روایات نبوده اند و روایت به آن ها نسبت داده شده است.
۱۶۲.

بررسی و نقد خبرهای دال بر منع نگارش حدیث توسط خلفا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۵ تعداد دانلود : ۲۵۸
 یکی از مباحث متداول علم حدیث، نهی های صورت گرفته درخصوص نگارش حدیث توسط خلفای نخستین است که طرفداران بسیاری میان فریقین داشته و مستند به اخباری دراین باره شده است؛ اما این اخبار کدام اند و تا چه اندازه معتبرند؟ آیا دلالت بر نهی مطلق دارند یا نسبی؟ در این مقاله، به روش توصیفی تحلیلی، به اتکای منابع کتابخانه ای، اخبار دال بر نهی نگارش حدیث توسط خلفای نخستین، گردآوری و از حیث سند و متن مورد بررسی و نقد قرار گرفته تا وضعیت نگارش حدیث در آن مقطع زمانی و بنابراین اخبار دال بر آن ها روشن شود؛ درنتیجه، آشکار می شود که نهیی صورت نگرفته و اگر گرفته، محدود به افراد یا موضوعات خاصی بوده که کمابیش توسط مسلمانان عملی نمی شد.
۱۶۳.

راهکارهای بازشناسی دو «علی بن حَسّان» در اسناد احادیث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۹ تعداد دانلود : ۲۳۷
با واکاوی میراث کهن حدیثی و رجالی شیعه، با دو راوی با نام «علی بن حَسّان» مواجهیم: «علی بن حَسّان هاشمی» و «علی بن حَسّان واسطی»؛ یکی با یادکردی ویژه چون: «ثقهٌ ثقهٌ » مورد اعتماد قلمداد شده و دیگری با یادکردهای مخرّبی چون: «ضعیفٌ جدّاً» و «غالٍ»، روایاتش نپذیرفتنی اعلام شده است. این پدیده، تمییز و جداسازی مصادیق این عنوان مشترک را در اسناد حدیث، بر پایه راهکارهای اطمینان بخش، ضروری می نماید. برای این منظور، پس از اثبات تعدّد این دو راوی (برخلاف نگره شیخ صدوق)، با بهره گیری از منابع رجالی، فهرستی و نیز اسناد احادیث، به گردآوری راهکارهای تمییز مشترکات پرداخته شد. از آنجایی که هر دو علی بن حسّان در طبقه ای تقریبا مشترک قرار دارند و نمی توان تنها بر پایه تخمین محدوده زندگی، به بازشناسی طبقه روایی ایشان پرداخت، طبقه شناخت دقیق دو راوی بر پایه ارتباط با ائمه علیهم السلام و توجه به مشایخ و روایت گران ایشان، در دستور کار بعدی این نوشتار قرار گرفته است. حل اسناد مشکل برخی کتب حدیثی، که پیاده سازی راهکارهای گردآوری شده را با درنگ بیشتری روبرو می سازد، آخرین بخش از مقاله را به خود اختصاص داده است.
۱۶۴.

واکاوی روش های شناسایی راویان مجهول از منظر محدث جزائری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۲۴۰
جهالت راویان از جمله آسیب های سند احادیث به شمار می آید. برخی عالمان، مجهول بودن راوی را معضل دانسته و احادیث را به سبب این معضل، طرد کرده اند برخی دیگر طرد احادیث به سبب این معضل را نپذیرفته و با اتخاذ روش های مختلف سعی کرده اند راویان مجهول را شناسایی کنند. در همین راستا محدث جزائری از علماء عصر صفوی با مسلک اخباری معتدل است که با روش های متعدد درصدد ترمیم این معضل برآمده است و تا جایی که توانسته از راویان کشف جهالت کرده است. پژوهش حاضر درصدد است روش هایی که سید جزائری برای کشف شخصیت راویان مجهول به کار گرفته را بررسی کند تا مشخص شود این عالم از چه روش هایی برای شناسایی مدد گرفته است. آشنایی با طرق کشف شخصیت راویان مجهول باعث می شود راویان بسیاری شناسایی و معتبر شده و به تبع آن روایات بسیاری به چرخه اعتبار برگردانده شوند. از جمله روش های محدث جزائری در کشف جهالت راویان می توان به «بهره گیری از آراء رجالیان متأخر»؛ «تکیه بر تصحیحات علامه حلّی»؛ «قرار داشتن در طریق شیخین و حکم به صحت آن» و «کثرت نقل صاحبان کتب اربعه از شخص مجهول» اشاره کرد.
۱۶۵.

زمان ایمان اهل کتاب به حضرت عیسی ع با تکیه بر تفسیر روایی تطبیقی آیه 159 نساء(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۲۲۵
درباره ایمان اهل کتاب به حضرت عیسی ع در ذیل آیه ۱۵۹ سوره نساء، مفسران فریقین اختلاف نظر دارند. این تعدد نظرات به دلیل تفاوت در تعیین مرجع ضمیرهای «بِهِ» و «قَبْلَ مَوْتِهِ» در این آیه است. دیدگاه های مفسران به شش دسته تقسیم می شود که به ایمان اهل کتاب به حضرت عیسی ع پیش از رحلت ایشان، یا پیش از مرگ اهل کتاب، یا ایمان به پیامبر اسلام ع در لحظه مرگ، یا به پیامبر اسلام ع و حضرت علی ع هنگام رحلت، یا ایمان همگان به پیامبر اسلا م ع در زمان رجعت، و یا اعتراف فرزندان حضرت زهرا ع به امامت امام خود در هنگام رحلت اشاره دارد. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، ادله و دیدگاه های هر دسته ارزیابی و بررسی شده است. دیدگاهی که ایمان اهل کتاب را به زمان حضور حضرت عیسی ع پیش از وفات او و نیز در عصر ظهور امام زمان ع و رجعت حضرت عیسی ع مرتبط می داند، با توجه به سیاق آیه و دیگر دلایل تأیید شده است. همچنین دیدگاه هایی که ناظر به دیگر اهل بیت هستند، از باب جری و تطبیق بر مصادیق حاضر و یا تأویل، می تواند بر زمان ظهور امام زمان ع که در همان دوران حضرت عیسی ع از آسمان فرود می آید، صدق کند. هرچند ظاهر آیه به گروه خاصی اشاره دارد، حکم آن عام است و همه انسان ها در تمام دوران ها را دربرمی گیرد.
۱۶۶.

واکاوی حجیّت خبر واحد در اعتقادات و تکفیر منکرین آن از دیدگاه امامیه و شافعیه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۲۱۵
موضوع حجیّت داشتن خبر واحد در اعتقادات دینی و تکفیر منکرین این گونه اخبار از مباحث چالشی در حوزه معرفت شناسی دینی است، و دو مذهب امامیه و شافعیه نیز از آن مستثنی نیستند. در این مقاله؛ آرای علمای دو مذهب توصیف عینی گردیده و موضوع پس از تبیین کامل، تحلیل تطبیقی شده است. اکثر علمای امامیه و شافعیه حجیّت این اخبار را در مسائل غیر اعتقادی پذیرفته و به آیات؛ نبأ و نفر، روایات قطعی-الصدور، اجماع و سیره عقلا استناد نموده اند. متقدمین امامیه قائل به عدم حجیّت اخبار آحاد در اعتقادات ولی متأخرین آنها حجیّت این اخبار را در اعتقادات اگر محتف به قرائن باشد قبول دارند. شافعیه نیز خبر واحد را اگر محفوف به قرائن یا مورد قبول امت باشد، مفید علم دانسته و در اثبات اعتقادات حجت می دانند. علمای دو مذهب، به دلیل تنوع طرق حصول علم و یقین نسبت به اخبار آحاد و استدلالی بودن علم حاصل از این اخبار، منکرین آن را تکفیر ننموده اند. نزدیکی دیدگاه دو مذهب، دلیل بر وجود اشتراکات علمی و نظری جهت همگرایی و تقریب بین آنهاست.
۱۶۷.

تبارشناسی روایات «سبعة احرف» با تأکید بر دیدگاه فریقین(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۲۷۸
پژوهش حاضر به بررسی روایت معروف «سبعه احرف» می پردازد که به مسأله نزول قرآن بر هفت حرف مرتبط است. دانشمندان عامه، روایت نزول قرآن بر هفت حرف را پذیرفته اند و تفسیرهای مختلفی برای معنای «احرف» ارائه داده اند. برخی از محققان معاصر امامیه، این روایت را از منابع عامه به منابع امامیه منتقل شده می دانند و در نتیجه، اساس آن را نپذیرفته اند. بنابراین، ضرورت دارد که پژوهشی تبارشناسانه در این زمینه انجام شود تا بازپژوهی نوینی درباره اصل و ریشه روایات سبعه احرف ارائه شود. بر اساس پژوهش حاضر، نخستین کسی که این روایت را مطرح کرده، عمر بن خطاب بوده است. وی در ساختار فکری خود که اجتهاد در مقابل نص است، اختلاف قرائات یا دیگر موارد اختلاف لفظی قرآن را مجاز دانسته و این انتساب را به پیامبر نسبت داده است. همچنین، روایت شیخ صدوق در منابع شیعه، به دلیل ضعف سندی و شباهت متنی با روایات مشابه در منابع عامه، قابل پذیرش نیست
۱۶۸.

کنشگری روایی اندیشمندان جریان عقلانیت اسلامی حول جامعیت قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۲۷۲
جامعیت قرآن یکی از ویژگی هایی است که به شمول محتوای آن برای مخاطبان تمامی اعصار و مکان ها اشاره دارد. اندیشمندان جریان های اسلامی درباره قلمرو جامعیت دیدگاه های متفاوتی دارند. با نگاهی به منشاء آراء، روشن می شود که روایات جامعیت قرآن در زمره محوری ترین رهیافت های درون دینی برای شکل گیری نظریات جامعیت قرار دارند. یکی از جریان های معاصر متاثر از این روایات، جریان عقلانیت اسلامی است. این جریان دینی اجتهادی که با تکیه بر منابع اصیل دین و در نظر گرفتن تحولات و مدرنیته، از جریان نواندیش تجددگرا و جریان سنتی نص گرا متمایز می شود، دغدغه تحول با عینیت بخشی به آموزه های قرآن را دارد. تبیین کنشگری اندیشمندان این جریان از روایات جامعیت، در نیل به قلمرو حداکثری، مساله این پژوهش است. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی است و جمع آوری داده ها بر اساس منابع تاریخی، روایی و تفسیری به گونه اسنادی صورت گرفته است. از یافته های مهم این نوشتار، علی رغم اینکه علم حقیقی به وجود تمام معارف قرآن در انحصار معصومان است، کنشگری به مدد روش های عقلی اجتهادی معتبر نسبت به مفاد روایات اشتمال حداکثری و در نتیجه دستیابی به لایه های مختلف مدالیل قرآنی است. کنشگری های روایی که در قالب قاعده بطن یا جری و تطبیق یا مدل و الگو بودن قرآن مطرح شده اند، از شواهد این روش های اجتهادی هستند. با تثبیت این کنشگری ها، می توان به عدم تاریخمندی فهم قرآن و پاسخگویی آن به تمام نیازهای معرفتی و معیشتی آدمیان در بستر سیال زمان پی برد.
۱۶۹.

تحلیل تاریخی روایی همسان پنداری صفورا (همسر حضرت موسی (ع) و عایشه (همسر پیامبر خاتم (ص))(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۱ تعداد دانلود : ۳۶۱
کندوکاو در مقوله مشابهت پنداری یهود و تشیع، از منظر تحلیلگران تاریخی، از اهمیت خاصی برخوردار است. اما با وجود گستردگی آن، تحقیقی ژرف و یکپارچه در این عرصه صورت نگرفته است. در این پژوهش به یکی از موارد مهم آن پرداخته شده است؛ بنابراین پرسش از تشابهات صفورا همسر حضرت موسی (ع) با عایشه همسر پیامبر خاتم | بوده است، که نیازمند کاویدن تا مرحله پاسخی درخور است. به نظر می رسد صفورا در زمره زنان مؤمن به رسالت همسر و پیامبر زمان خویش بوده و ادعای شورش علیه وصی حضرت موسی (ع) و نیز همسانی با عایشه مستند نبوده و به پشتوانه علم اجمالی، نیاز به تتبع و تبیین تفصیلی آن دارد. این پژوهش با انگیزه شناخت نقش صفورا در زندگی و رسالت حضرت موسی و مقایسه تشابه آن با عایشه انجام گرفته است. نیل به این مقصد در سایه توصیف و تبیین عملکرد صفورا در زمان حضرت موسی و وجوه شباهت صفورا با عایشه، با گردآوری داده های کتابخانه ای و به شیوه توصیفی تحلیلی میسر است. نتیجه آن، تبیین نقش مؤثر و مثبت صفورا در تداوم رسالت حضرت موسی (ع) و عدم شورش علیه جانشین وی به جهت مستند نبودن منابع استنادی است. به دلیل عدم تأیید مدعای روایات در قرآن کریم، منابع اهل سنت و عهدین، و حذف سلسله روایات در اثبات الوصیه و حتی نامشخص بودن مؤلف آن و با وجود بیان سلسله راویان در کمال الدین و تمام النعمه، نقصان رجال شیعی و از رجال سنی بودن راویان، این ادعا تایید نشده است.
۱۷۰.

تأثیر باورهای مذهبی در رجال پژوهی و تراجم نگاری با تأکید بر راویان متّهم به نَصب در آثار شمس الدّین ذهبی(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۱
رجال پژوهی و تراجم نگاری، از جمله دانش های کلیدی علوم حدیثند. به کمک آنها، راویان احادیث، عالمان و شخصیّت های مؤثّر در تاریخ اسلام مورد باز شناسی قرار می گیرند. به علاوه، پژوهشگر حوزه حدیث، امکان اطلاع از وضعیّت راویان احادیث و سیره عالمان را از همین طریق می یابد. با توجّه به اهمیّت ویژه این دو دانش، پژوهش ضابطه مند در این عرصه نیازمند ضوابطی است که پرهیز از دخالت دادن باور ها و تعصبات مذهبی از مهم ترین آن ها به شمار می رود. این نوشتار، برآن است تا نشان دهد باور های مذهبی تا چه میزان در رجال پژوهی و تراجم نگاری دخیل و موثر است؟ بدین منظور تراجم عالمان اهل سنّت و راویان متهم به نَصب در آثار شمس الدّین ذهبی، مورّخ و محدّث برجسته اهل سنّت، مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش به روش تاریخی و رویکرد توصیفی تحلیلی به انجام رسیده است. در نتیجه، برخی از مصادیق تأثیرپذیری رجال پژوهی و تراجم نگاری ذهبی از تعصّبات مذهبیش با محوریّت بررسی راویان متهم به نَصب و تراجم نگاری عالمان اهل سنّت از مکاتب فقهی و کلامی مختلف، ارائه شده است.
۱۷۱.

راهکارهای روانی مقابله با فتنه گری از دیدگاه نهج البلاغه(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۳۵
نهج البلاغه، به عنوان کتابی جامع در تربیت فردی-اجتماعی، به شکل ویژه ای به فتنه گری، عوامل و راهکارهای مقابله با آن پرداخته است. از آنجا که وقوع فتنه در هر دورانی ممکن است، سیره امیرالمؤمنین7 در مواجهه با آن می تواند به عنوان الگویی برای مقابله با فتنه های معاصر نظام اسلامی مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی، در پی تبیین و شناسایی راهکارهای روانی برای مقابله با فتنه گری در نهج البلاغه است. این راهکارها به سه گروه «بینشی»، «گرایشی» و «کُنشی» تقسیم می شوند. راهکارهای بینشی، مثل کسب بصیرت، نصیحت پذیری و آمادگی برای وقوع فتنه های دنیا، به حوزه شناخت انسان مربوط می شوند. راهکارهای گرایشی، مثل صلح طلبی و بی اعتنایی به وسوسه های شیطانی به تمایلات انسانی و راهکارهای کنشی، مثل تقوا (جوانحی و جوارحی)، استمداد و استغفار از خداوند به رفتارهای انسانی مربوط می شوند. این راهکارها می توانند در مواجهه با فتنه های معاصر، نقش مؤثری ایفا کنند.
۱۷۲.

شاخصه های تربیت معنوی با تأکید بر قرآن و نهج البلاغه(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
شناخت شاخصه های تربیت معنوی می تواند معیاری برای ارزیابی معنویّت جامع، اصیل و کارآمد باشد و افراد را از ورود به معنویّت های غیر کارآمد و یا کاذب باز دارد. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سوال است که «از منظر قرآن و نهج البلاغه، شاخصه های مهم تربیت معنوی کدامند؟» با روش توصیفی-تحلیلی، مهم ترین شاخصه ها عبارتند از: «خردمند بودن باورها»، «التزام عملی به اوامر و نواهی»، «عدم دلبستگی به ظواهر دنیا»، «دلدادگی به امور آخرت» و «میانه روی در اندیشه و عمل» یافت شد. موارد یادشده را می توان ذیل عناوین «عقلانیّت»، «عبودیّت»، «بی اعتبار دانستن دنیا»، «آخرت گرایی» و «اعتدال» یاد کرد. این شاخصه ها از چنان ترازی برخوردارند که اگر در تربیت معنوی به طور کامل به آنها توجه نشود، معنویّت بدست آمده، ناتوان از تأمین آرامش پایدار و عمیق خواهد بود.
۱۷۳.

تحلیل روایی-فرهنگی بن مایه مکثرین حدیث: واکاوی تعامل ساختارهای روایی، زمینه های فرهنگی و نظام فقهی در سنت حدیثی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۴
هدف این پژوهش، واکاوی علل ناهمخوانی میان طول مصاحبت راویان معروف به مکثرین حدیث و تعداد روایات ایشان و تحلیل تعامل ساختارهای روایی، زمینه های فرهنگی و نظام فقهی در شکل گیری این پدیده است. این پژوهش در پی پاسخ به سه پرسش محوری است: مهم ترین بن مایه های روایی در روایات مکثرین کدام اند؟ چه نسبتی بین زمینه های فرهنگی-سیاسی قرن دوم هجری و شکل گیری این بن مایه ها وجود دارد؟ و این الگوهای روایی چه تأثیری بر نظام فقهی اهل سنت گذاشته اند؟ روش این پژوهش ترکیبی است و از تاریخ گذاری سندی برای تعیین زمان ظهور روایات، تحلیل بن مایه ها برای شناسایی الگوهای تکرارشونده، و مطالعه تطبیقی سنّت های حدیثی شیعه و اهل سنت استفاده می کند. یافته ها نشان می دهد مکثرین حدیث، نه به عنوان افراد تاریخی، بلکه به مثابه بن مایه های فرهنگی-روایی می باشند که با بهره گیری از محبوبیت اجتماعی آن ها در دوره اموی، به عنوان ابزاری برای انتقال احکام فقهی در قالب داستان های کوتاه مورد استفاده قرار گرفته اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که این پدیده تحت تأثیر عواملی مانند قدرت ادبیات داستانی، خلأ نظام فقهی دوره اموی، و وارونگی ارزشی شکل گرفته است که از یک سو، به احیای سنّت نبوی و ایجاد وحدت نسبی در احکام فقهی انجامیده و از سوی دیگر، چالش هایی مانند تعارض روایات و کاهش نقش عقل در اجتهاد را به همراه آورده است.
۱۷۴.

جایگاه حضرت علی (ع) در منابع حدیثی مکتب بریلویه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۱
این تحقیق به بررسی جایگاه و ویژگی های حضرت علی(ع) از دیدگاه مکتب بریلویه، یکی از فرقه های مهم اسلامی در شبه قاره هند، می پردازد. بریلویه که توسط احمد رضا خان بریلوی در قرن نوزدهم میلادی بنیان گذاری شد، ترکیبی از تصوف و تسنن است و از لحاظ فقهی حنفی و از نظر کلامی تحت تأثیر ماتریدیه و اشعری است. این پژوهش با استناد به منابع بریلویه، به تحلیل عقاید این مکتب درباره حضرت علی(ع) و نقش ایشان در اسلام می پردازد.یافته های تحقیق که به شیوه توصیفی تحلیلی و جمع آوری کتابخانه ای مطالب صورت پذیرفته، نشان می دهد که بریلویه حضرت علی(ع) را به عنوان جانشین باطنی پیامبر(ص) و دارای مقام ولایت می داند و ایشان را در علم، شجاعت، پارسایی و فضایل اخلاقی سرآمد صحابه می شناسد. همچنین، این مکتب با استناد به احادیثی مانند حدیث غدیر، حدیث منزلت و حدیث باب علم، بر جایگاه ویژه حضرت علی(ع) تأکید دارد.
۱۷۵.

وظیفه گرایی و غایت گرایی اخلاقی در نهج البلاغه(مقاله ترویجی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۱۶
نهج البلاغه، مجموعه ای از خطبه ها، نامه ها و سخنان امام علی (ع)، به عنوان یک منبع غنی از آموزه های اخلاقی و فلسفی، به بررسی دو رویکرد اصلی در اخلاق می پردازد: وظیفه گرایی و غایت گرایی. این مقاله به تحلیل و تبیین این دو رویکرد در نهج البلاغه می پردازد و نشان می دهد که چگونه امام با تأکید بر اصول اخلاقی، به تبیین وظایف فردی و اجتماعی پرداخته است. وظیفه گرایی به معنای انجام کارها بر اساس اصول اخلاقی است، بدون توجه به نتایج آن ها. در نهج البلاغه، امام بر اهمیت عدالت، صداقت و وفای به عهد تأکید می کند. این اصول بعنوان وظایف اخلاقی تلقی می شوند که باید بدون توجه به پیامدهایشان رعایت شوند. غایت گرایی براین اصل استوار است که ارزش یک عمل بر اساس نتایج آن سنجیده می شود. در نهج البلاغه، امام نیز به نتایج اعمال تأکید دارد و نشان می دهد که اعمال نیکو باید به خیر و صلاح جامعه منجر شود. این رویکرد در سخنانشان درباره اهمیت مشورت و همکاری در امور اجتماعی مشهود است. این مقاله نتیجه می گیرد که نهج البلاغه هر دو رویکرد وظیفه گرایی و غایت گرایی را در کنار هم مورد توجه قرار داده است. امام با تبیین اصول اخلاقی و تأکید بر نتایج اعمال، الگویی جامع برای زندگی اخلاقی ارائه می دهد.
۱۷۶.

معناشناسی اصطلاح «اصلحک الله»با تاملی در کاربست های آن در منابع فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۸۴
تعبیر «اصلحک الله»از تعابیر پربسامد در منابع فریقین است. شمارِ زیادی از فقها و راویان ِامامیه، امام معصوم (ع) را با این عبارت مورد خطاب قرار داده اند. ترجمه لغویِ این عبارت سبب شده که برخی همچون مجلسی پدر و پسر ، بکارگیری این عبارت توسط راوی را دلیلی بر معرفت و شناخت کم او نسبت به امام (ع) تلقی کنند. این درحالی است که در پژوهش پیش رو به سراغ کاربست های معنای «اصلحک الله» رفته و دریافتیم که این عبارت، اصطلاحی فرهنگی بوده و با معنایی که عموما از آن برداشت می شود تفاوت دارد. این اصطلاح دارای معنای محوریِ «خطاب دانی به عالی» است و گونه ای از عرض ادب و شرمساریِ گوینده به امام (ع) / مخاطب را نشان می دهد. این کاربست با این معنای محوری، با رویکردهای مختلفی از جمله در مقام عرض حاجت بودن، طرح سوال مجدد، بیان شگفت زدگی و انتقاد ایراد می شده است.
۱۷۷.

The Role of Narratives Containing the Rules of Exegesis in Criticizing the Two Beliefs of the Akhbārīs(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۸
The Akhbārīs are a group of Shia scholars who have had various beliefs about the verses and hadithss throughout history. They deny the authority of all verses and condition their argument on having confirmation from the Ahl al-Bayt, and they consider the exegesis of the Quran to be exclusively the domain of the Ahl al-Bayt. Another belief of theirs is the rejection of Qīyās (analogy) in its various forms, including the Qīyās Aulawīyyah and Manṣūṣ al-ʻIllah. There have been numerous written works refuting their beliefs. The present study, with a library-based approach relying on the narratives and rules derived from them, as well as logical and rational analysis of the narrations method, aims to criticize the two beliefs held by the Akhbārīs. Based on contemporary exegesis of hadiths and the extraction of rules from them, this paper focuses on criticizing these two beliefs. These rules include the necessity of the exegesis connection with Arabic grammars, the necessity of linking exegesis with Quranic verses, the necessity of paying attention to the rules of Quranic sciences, including referring to the Mutashābih (unclear) verses to Muḥkam (clear), Meccan and Medinan verses, etc., the necessity of using Ahl al-Bayt hadiths, and the necessity of using reason and logical laws in exegesis. The results indicated that the Ahl al-Bayt have opened the way for systematic exegesis of others by referring to these exegetical rules. Furthermore, through these narrations, the argumentation permission to Qīyās Aulawīyyah also establishes.
۱۷۸.

The Nature and Function of the Column of Light for the Imam(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۷
Guidance is necessary for leadership and Imamate, and the guides, with divine care and attention, consciously and steadfastly fulfill their role in this position. What is certain is that the necessity of such guidance includes special knowledge and understanding of all aspects of the world and the characteristics of human beings. The title of the column of light is indicative of one of the foundations and methods of the impeccable Imam's knowledge of hidden and unseen matters. Understanding the truth of the column of light and explaining its function and the reasons for using this title by the institution of Imamate are the three main axes of the present study, which has been organized in an analytical method and library approach. The result of the insight into the transferred knowledge in this area is that the column of light is a reality that signifies the relationship of angels with the center of guidance to achieve the issue of the Imam's knowledge to the actions of the servants, and therefore the internal guidance of the believers by the Imam, alongside other forms of guidance. The two issues of the Holy Spirit and challenge (Taḥaddī) also play a complete role in shaping the third side of the triangle, namely the column of light, and in fact, on the one hand, it provides the Imam with the benefit of a pure and sacred spirit and creates the ground for the angels' communication with them, and on the other hand, it provides the spiritual vessel of the Imam as a channel for the spiritual evolution of the believers.
۱۷۹.

Critical Analysis of "Ninth of Rabīʻ" Narration(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۰
In a number of Shiʻa hadith sources, there is a narration known as " Ninth of Rabīʻ " which refers to the event of the murder of the second caliph on the ninth of Rabīʻ al-Awwal . Unfortunately, this narration, which has also gained the title " Rafʻi Qalam ," has been misused by some lesser individuals to justify holding celebrations under the title " ʻĪd al-Zahrā " in these days by claiming to dissociate from the enemies of the Ahl al-Bayt (AS). They use the text of the narration to justify certain inappropriate behaviors and statements over three days, considering them permissible. ‘To what extent can such narrations truly possess authority and authenticity?’ The present study, using a critical analysis method, aims to examine this narration. The findings indicated that the mentioned narration is significantly flawed from various source, history, document and content’s perspectives: 1) This narration lacks a credible background in earlier Shia sources and its earliest reference can be traced back to the fifth century in a book belonging to the Nusayrites sect titled " Majmūʻ al-Aʻyād ." This raises the probability that it was fabricated by the Nusayrites extremists and transferred to Shiʻa sources in the sixth century. Additionally, in earlier sources, the name " Abul Khaṭṭāb " is mentioned, but this name has been changed to " Ibn al-Khaṭṭāb " in later Imamiyya sources; 2) The prevailing opinion among historians and most Shiʻa scholars is that the murder of the second caliph occurred in late Dhul Ḥijjah of the 23rd year of hijra, not on the ninth of Rabīʻ al-Awwal ; 3) From a chain of transmission perspective, the narration is Mursal (a type of weak narration), and all its primary narrators are unknown and deemed distorted; 4) Content-wise, the text of the narration includes discussions such as the assertion of alterations in the Quran, the lifting of obligations for three days, and the permissibility of cursing and insulting, all of which contradict the text of the Quran, the teachings of the Prophet Muhammad (PBUH), and the practices of the impeccable Imams (AS), thereby undermining the principle of preserving the unity of Muslims.
۱۸۰.

Discourse on "The Distinction between the Position of Imam and Caliph" Based on Historical Reports of Aṣbagh ibn Nubāta from Imam Ali (AS)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۸
Discourse analysis is an effective method in historical research that leads to a better understanding of the origins of a thought and the ups and downs associated with it. Ancient hadith data serves as a rich source for discovering earlier discourses. The present study, using the historical reports of Aṣbagh ibn Nubāta as narrated by Imam Ali (AS), aims to uncover and extract the prominent discourse of this period. The research findings indicate that Aṣbagh ibn Nubāta , as one of the close companions of Imam Ali (AS), was from the very beginning a crucial pillar in transmitting Shia-based discourses such as Imamate and Wiṣāyat (Caliphate and Succession), considering his personality traits and concerns. He distinguished between these two concepts based on Imam Ali’s epistemological framework. Furthermore, the movement of Imam Ḥusayn (AS) also aimed to consolidate this discourse, and it can be stated that based on the theory of "Contradictory Voice of Bakhtin," the widespread reflection of the components of the succession concept in the historical reports of Aṣbagh and his significant attention to the discourse of Alawi Wiṣāyat was purposeful. It was formed in a dialectical interaction with the rival discourse that sought to institutionalize the theory of the Saqīfa Caliphate in society. In other words, Aṣbagh aimed to normalize the notion that Imamate is not equivalent to Caliphate; rather, succession is one of the important dimensions of Imamate.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان