فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۵٬۲۱۰ مورد.
تبیین و بررسی دیدگاه علّامه طباطبائی دربارة عالم ذر در تفسیر آیة میثاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از دشوارترین آیاتی که در تفسیر آن میان مفسران اختلاف پدید آمده است، آیة میثاق یا ذر است، با توجه به نقاط قوت و جامعیتی که تفسیر المیزان داراست، نظر علّامه طباطبائی در تفسیر این آیه مهم می نماید. این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی به تبیین و بررسی کلام علّامه می پردازد. ایشان وجود عالم ذر را بر طبق ظواهر برخی روایات نمی پذیرد و معتقد است پیمان به ربوبیت خدا از انسان ها در عالم ملکوت و به صورتی که انسان ها هیچ گونه تشخصی نداشتند، گرفته شده است. گذشته از نقاط قوت تفسیر ایشان دربارة آیه میثاق، از موارد ضعف نیز نمی توان چشم پوشی کرد.
مفهوم شناسی و مصداق یابی «اولی الامر»از نگاه علّامه طباطبایی و فخر رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام امام شناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام امام شناسی امامت چیست، امام کیست
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات مفسران و تأویل گران
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن موارد دیگر قرآن وعترت
عصمت ائمه اثنی عشر (ع) از سهو و گناه، از موضوعات اختلافی میان شیعه و اهل تسنّن است. در میان مفّسران اهل تسنّن، فخر رازی در تفسیر مفاتیح الغیب، ذیل آیه 59 سوره نساء، با بیانی استدلالی، عصمت اولی الامر را به اثبات رسانده، لکن در مورد مصداق آن بر خلاف شیعه امامیه، بر این باور است که مراد از اولی الامر نه امامان شیعه (ع) بلکه اهل حلّ و عقد از امّت اسلام است. در حالی که علّامه طباطبایی، ضمن پاسخ به شبهات ایشان، مصداق اولی الامر را منحصر به ائمّه اثنی عشر (ع) می داند. پژوهش حاضر درصدد تحلیل تطبیقی این دو دیدگاه و روشن ساختن این حقیقت است که مصداق اولی الامر، متعیّن در اشخاص ائمّه اثنی عشر (ع) بوده، اشکالات فخر رازی به دیدگاه شیعه وارد نبوده و دیدگاه او درباره مصداق اولی الامر (اجماع اهل حلّ و عقد) با اشکالات جدّی روبرو است.
علامه طباطبایی و زبان نمادین و انشایی در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان دین یکی از مباحث مهم در فلسفه دین می باشد. این دانش به دلیل اهمیت بحث معنا و نقش کلیدی گزاره های کلامی در توجیه و صدق گزاره های دینی، به بحث از توصیف و توجیه گزاره های کلامی می پردازد. پرداختن به صدق و کذب گزاره های کلامی و سپس معناداری یا بی معنایی و در دهه های اخیر، معرفت بخشی یا غیر معرفت بخشی آنها (شناختاری یا غیر شناختاری) از مسائل این علم بوده است. در این بین، رهیافت های زبان دینی، به دو گروه عمده شناختاری (ناظر به واقع و توصیفگر واقعیتها) و غیر شناختاری تقسیم می شوند. رهیافت های زبانی چون نمادین دانستن متون دینی، رمزی، اسطوره ای، استعاره ای یا کنایه ای دانستن آن از قسم غیر شناختاری می باشند. علامه طباطبایی فیلسوف و مفسر برجسته جهان تشیع، ساختار زبان قرآن را بر مبنای عرف عام دانسته، که البته با عرف عام تفاوت هایی نیز دارد و از آنجا که در زبان عرف عقلا از رمز، استعاره، کنایه و نماد برای تفهیم بهتر و سریعتر مطلب استفاده می شود، خداوند نیز در قرآن در مواردی این صناعات ادبی را جهت تقریب ذهن از محسوس به معقول به کار برده است؛ اما کل زبان قرآن را (اخبار، انشاء، نماد، رمز و کنایه و ...) شناختاری، ناظر به واقع و معنادار می داند. وی به هیچ عنوان، کاربرد زبان اسطوره را در هیچ کجای قرآن نپذیرفته و آن را با حق و حقیقت بودن قرآن و هدف آن در تناقض می داند.
زبان دین یکی از مباحث مهم در فلسفه دین می باشد. این دانش به دلیل اهمیت بحث معنا و نقش کلیدی گزاره های کلامی در توجیه و صدق گزاره های دینی، به بحث از توصیف و توجیه گزاره های کلامی می پردازد. پرداختن به صدق و کذب گزاره های کلامی و سپس معناداری یا بی معنایی و در دهه های اخیر، معرفت بخشی یا غیر معرفت بخشی آنها (شناختاری یا غیر شناختاری) از مسائل این علم بوده است. در این بین، رهیافت های زبان دینی، به دو گروه عمده شناختاری (ناظر به واقع و توصیفگر واقعیتها) و غیر شناختاری تقسیم می شوند. رهیافت های زبانی چون نمادین دانستن متون دینی، رمزی، اسطوره ای، استعاره ای یا کنایه ای دانستن آن از قسم غیر شناختاری می باشند. علامه طباطبایی فیلسوف و مفسر برجسته جهان تشیع، ساختار زبان قرآن را بر مبنای عرف عام دانسته، که البته با عرف عام تفاوت هایی نیز دارد و از آنجا که در زبان عرف عقلا از رمز، استعاره، کنایه و نماد برای تفهیم بهتر و سریعتر مطلب استفاده می شود، خداوند نیز در قرآن در مواردی این صناعات ادبی را جهت تقریب ذهن از محسوس به معقول به کار برده است؛ اما کل زبان قرآن را (اخبار، انشاء، نماد، رمز و کنایه و ...) شناختاری، ناظر به واقع و معنادار می داند. وی به هیچ عنوان، کاربرد زبان اسطوره را در هیچ کجای قرآن نپذیرفته و آن را با حق و حقیقت بودن قرآن و هدف آن در تناقض می داند.
رجعت از دیدگاه قرآن، روایات و عقل با تأکید بر آراء علاّمه طباطبائی(ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام معادشناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن معاد در قرآن
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی معاد در روایات
اعتقاد به رجعت یکی از امور مسلّم مذهب شیعه می باشد تا آنجا که علمای شیعه در این باره ادّعای اجماع کرده اند و برای امکان وقوع آن به آیات 82 و83 سورة نمل، آیات 55، 72، 254 و 259 سورة بقره و 43 سورة ص استناد شده است و روایات بی شماری در حدّ تواتر بر امکان وقوع رجعت دلالت می کنند که برخی از آنها دربارة اهمیّت و عظمت روز رجعت، بعضی در تفسیر آیات رجعت و برخی دیگر دربارة رجعت کنندگان وارد شده است. مهم ترین دلایل عقلی امکان وقوع رجعت، امتناع ذاتی و امکان وقوعی، قاعدة فلسفی وقوع هر چیزی دلیل بر وقوع آن چیز، و حکم امثال «فِی مَا یَجُوز وَ فِی مَا لاَیَجوز وَاحد» می باشند.
معرّفی و نقد روش ایزوتسو در کتاب مفاهیم اخلاقی دینی در قرآن مجید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مؤثرترین دانشمندان در زمینه معناشناسی قرآن، توشیهیکو ایزوتسو محقّق ژاپنی در کتاب «مفاهیم اخلاقی دینی در قرآن مجید» است. این کتاب از سه بخش کلّی در قالب یک پیشگفتار، 11 فصل و یک خاتمه تشکیل شده است. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی به بررسی کتاب می پردازد. مطابق نظر این کتاب، مفاهیم اخلاقی دینی قرآن دو دسته اند: دستة اوّل، تقابل های اخلاقی که قرآن به تأیید یا تصحیح آنها و یا مخالفت با آنها می پردازد؛ از جمله تصوّر بدبینانة زندگی خاکی، همبستگی قومی و قبیله ای و فضیلت های کهن در میان اعراب. دستة دوم، مفاهیم عمدة اخلاقی که هر یک از آنها بسیاری از واژه های مهمّ اخلاقی را در بر می گیرند و از این قرارند: کفر، نفاق، ایمان، خوب و بد. تأکید مؤلّف در این کتاب، توجّه تام به قرآن است، چنان که «قرآن خود سخن گوید و مفاهیم خود را تفسیر و تعبیر کند». از این رو، بسیار به روابط میان واژه ها توجّه داشته است و هر یک از مفاهیم با کمک واژه های متضاد و مترادف توضیح داده می شوند. روش او در این کتاب، از چند شاخصه برخوردار است: بیان نظریّه های مختلف، ارائة نظریّه های جدید، ارجاع فراوان به آیات قرآن، پرهیز از شتابزدگی و توجّه به جنبه های مختلف، اعتقاد به یکپارچگی و اخلاقی بودن مباحث قرآن، اعتقاد به نسبیّت در اخلاق، پیروی از سیر منطقی در ارائة مفاهیم و نیز اعتقاد به نسبیّت زبانی و متن گرایی. از جمله مزایای این اثر عبارت است از: دسته بندی کاملاً مناسب، سعی در استخراج معانی واژه ها از خود قرآن و استفاده از منابع گوناگون در تدوین کتاب است. از جمله کاستی های آن نیز عبارتند از: وجود برخی اشتباه در کتاب، مانند اشتباه در ذکر آیات قرآن، استفاده نکردن از منابع شیعی در ذکر مثال ها و توجّه نکردن به وجوه گوناگون و معانی متعدّد واژه هاست. با این همه، ایزوتسو بی طرفانه به ارائة مفاهیم اخلاقی دینی در قرآن پرداخته است و در ارائة نظام مفاهیم اخلاقی دینی در قرآن توفیق فراوان یافته است؛ زیرا اگر دور از اغراق و بزرگنمایی به نظریّة او توجّه گردد، راهی به سوی پژوهش های جامع در حوزة معناشناسی اخلاقی قرآن می گشاید.
بررسی تطبیقی آیه هشتم سوره انسان از دیدگاه فریقین(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
درباره آیه «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیرا»(انسان: 8) در میان مفسران فریقین، مباحث گوناگونی شکل گرفته است که عمدتاً به سبب نزول این آیه برمی گردد. شیعه به استناد دلایل متقن درون متنی و برون متنی تنها سبب نزول مرتبط با اهل بیت را پذیرفته وبه هیچ روی عام بودن آیه را نمی پذیرد. درمقابل، مفسران اهل سنت در این باره اتفاق نظری ندارند؛ برخی از آنان همچون سید قطب، سبب نزول مرتبط با اهل بیت را مطلقاً نمی پذیرند و به دلایل درون متنی و برون متنی متعددی استناد می کنند. برخی دیگر نیز از سبب نزولی که درباره انفاق ابوبکر و عمر و چند تن از مهاجرین است سخن به میان آورده اند. اما دسته ای دیگر از آنان، ضمن پذیرش سبب نزول مرتبط با اهل بیت با دلایلی به عمومیت تعابیر آیه و اختصاص نداشتن آن به اهل بیت معتقد شده اند. در این راستا اصلی ترین دلیل آنان برای عدم تخصیص شأن نزول به اهل بیت، تعمیم آیه به افراد و مصادیق دیگر است که بطلان این مطلب در جای خود اثبات می شود.
مفهوم شناسی و حقیقت یابی حیات طیبه از منظر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حیات طیبه، حیات حقیقی انسانی است که حیات دنیوی با همه گسترده گی اش بستر آن، و حیات اخروی با جاودانگی و اهمیتش تبلور این حیات حقیقی است. این حیات اصیل و حقیقی، واقعیتی ورای حیات ظاهری است که در همین دنیا حاصل می شود. حیات طیبه برخاسته از مرتبه بالای روح انسانی است. انسان مؤمن در سیر متعالی و تعالی معنوی خویش که تولدی بعد از تولد می یابد، به افاضه الهی از دل ایمانش مؤید به روحی می شود که حیات طیبه ثمره آن است. اگر حیات طیبه حیاتی جدید و برتر از حیات معمولی و منشأ آثاری بس ارزشمند برای انسان مؤمن است، در حقیقت مؤمن حائز مرتبه جدیدی از روح شده که از پرتو آن روح، این حیات و آثارش پدیدار شده است. البته این مرتبه فائقه روح که استعداد ویژه ای بوده و اکنون فعلیت یافته است، ظهور و شکوفایی اش را از ایمان و عمل صالح می گیرد.
بازپژوهی فقهی مادّه واحده اصلاحیه قانون طلاق (مصوب 1370) با تکیه بر آیه 35 سوره نساء(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
براساس مادّه واحده اصلاحیه قانون طلاق مصوب 1370، اجرای صیغه طلاق اعم از اینکه به درخواست زوج و یا توافقی باشد، به دریافت گواهی عدم امکان سازش از دادگاه منوط می باشد. دادگاه نیز براساس نظر داوران به صدور این گواهی اقدام می نماید. در این قانون، به آیه 35 سوره نساء استناد شده است. با توجه به مسائل تفسیری و فقهیِ بیان شده برای این آیه می توان گفت قانونگذار در تدوین قانون مذکور، نظر مشهور فقها را درباره مسائلی مانند عدم لزوم رعایت تشریفات در رسیدگی به دعاوی خانوادگی، لزوم انتخاب داوران، محدوده وظایف آنها و عدم تأثیر غیبت زوجین در نفوذ حکم داوران، پذیرفته است؛ ولی درباره مسائلی مانند لزوم یا عدم لزوم انتخاب داوران از میان خویشاوندان زوجین، شرایط داوران و لزوم پرداخت اجرت به آنها علاوه بر قول مشهور فقها، مقتضیات زمان و مصالح جامعه را نیز مورد توجه قرار داده است
صیانت و پیشگیری از جرم و گناه از منظر قرآن کریم و راههای نهادینه کردن آن در بین کارکنان پلیس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ بشر، جرم، گناه، کج روی اجتماعی و عدم رعایت هنجارها و ارزشها در سطح جامعه باعث بروز مشکلات متعددی گردیده و همیشه بشر در اندیشه صیانت از فرد و پیشگیری از وقوع جرم و گناه بوده است. نیروی انتظامی با توجه به اینکه مسئول حفظ آرامش و برقراری نظم و امنیت عمومی میباشد و به دلیل مبارزه با آلودگی های اجتماعی و مجرمان و بزهکاران، مأموران نیروی انتظامی در معرض آسیبها و انحرافات قرار دارند. این مهم، مسئولان و مدیران ارشد را به اندیشه راهکارها صیانت از کارکنان ناجا و پیشگیری از وقوع جرم و گناه بین آنان واداشته است. هدف از نگارش این مقاله تبیین صیانت و پیشگیری از جرم و گناه از منظر قرآن کریم و راهکارهای نهادینه کردن آن در بین کارکنان ناجا میباشد. روش این پژوهش از نوع بنیادی بوده و به دلیل کیفی بودن بررسیها و مطالعات از روش توصیفی، کتابخانهای و مطالعات اسنادی استفاده نموده است. یافته ها و نتایج این پژوهش نشان می دهد که صیانت قرآنی نظر به پیشرفت و تعالی انسانها دارد و راهنماییهای قرآن با هدف جلوگیری از سقوط انسان به ورطه انحراف و جرم است و به همیندلیل خدای متعال در قرآن کریم با شیوههای مختلفی پیام قرآن را که شفا، رحمت، موعظه و هدایت برای مؤمنین و خسران برای زیانکاران است به انسانها ابلاغ میکند. قرآن با دستور به مجازات مجرمان پیشگیری کیفری و جزایی را مطرح می سازد. مشخص بودن مجازات برای جلوگیری از وقوع جرم بسیار موثر است چون هم رنج آور است و هم رسواکننده مجرم وقتی اینگونه قوانین وجود داشته باشد ترس از مجازات میتواند مانع عملکرد مجرمان شود. اگر مجرم از عواقب عملش آگاه باشد و بداند که برای تخطی او قانون وضع شده و این قانون بدون هیچ گونه سهلانگاری اجرا میشود، خود را آزاد در انجام هر جرمی نمیداند. پس وجود قانونهای اطلاع رسانی و در درجه بعد اجرای قاطعانه قوانین مانعی برای بروز جرم است.
تفسیر مقارن آیه «اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهیمَ مُصَلًّی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقام ابراهیم در آیه شریفه «اتَّخِذُوا مِنْ مَقام ِ إ ِبْراهیمَ مُصَلًّى» از موضوعات بحث برانگیز میان مفسران فریقین است. تفسیر این آیه نقش عملی و فقهی به عنوان مصلای نماز طواف و محدوده طواف در حج و عمره دارد. در تفسیر مقام ابراهیم و تعیین جایگاه آن بیش از شش دیدگاه تفسیری ارائه شده است که رأی مورد نظر، مقام سنگی و حَجَری است. در نتیجه جایگاه مقام ابراهیم جزیی از بیت و حرم است. این دیدگاه با قواعد ادبی، ضوابط تفسیری و موازین فقهی هماهنگ است و روش تفسیر قرآن به قرآن، تبیین مجمل قرآن و ارجاع متشابه به محکم نیز مؤید آن است. قرآن با تعبیر «اتَّخِذُوا» که فعل امر و خطاب به امت اسلام است این معنا را القاء می کند که در شریعت محمدیه، محل این سنگ باید به عنوان مصلای نماز طواف واجب قرار گیرد. هر چند بر اساس گزارش های تاریخی و روایی جای اصلی مقام، از مکان عصر نبوی تغییر کرده است، اما با تقریر روایات اهل بیت(ع) به ویژه روایت رضوی(ع) جایگاه فعلی تایید شده است و نمازگزار در نماز طواف باید به گونه ای بایستد که مقام بین او و کعبه قرار گیرد.
وجوب وصیت از دیدگاه ساختارهای قرآنی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
وصیت، یکی از موضوعاتی است که مطلوبیت آن در قرآن کریم طی ساختارهایی بیان شده است. «ثابت و مقرر بودن فعل بر مکلف»، «ثبوت عمل بر عهدة افراد» و «مدح فاعلین به پرهیزگاری» از جمله ساختارهای خبری حاکی از مطلوبیت فعل در آیة وصیت (بقره: 180) هستند. واکاوی ساختارهای مزبور با تکیه بر رویکرد عملی فقیهان، نشان می دهد که این ساختارها بر وجوب وصیت و تأکید بر این وجوب دلالت دارند و برخلاف دیدگاه مشهور، نظر برخی فقیهان مبنی بر وجوب وصیت به هنگام فرا رسیدن مرگ، مطابق با دلالت این ساختارهاست. مشهور فقیهان که وصیت را مستحب می دانند و این حکم را به شرایط مزبور در آیه نیز تعمیم داده اند، گاهی این ساختارها را بر استحباب حمل کرده و گاهی قایل به نسخ آیه یا نسخ حکم وجوبی آن شده اند. این پژوهش توصیفی-تحلیلی روشن می کند که حمل ساختارهای حاکی از مطلوبیت در آیة وصیت، بر استحباب صحیح نیست و این آیه و حکم وجوبی مستفاد از آن نسخ نشده است.
تحلیل مفهوم امامت در آیه «ابتلی» از دیدگاه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیه 124 سوره بقره از آیات مورد بحث در موضوع امامت است. بسیاری از مفسران اهل سنت، امامت در این آیه را از نظر لغوی به معنای مقتدا و پیشوا دانسته و در مورد حضرت ابراهیم× به معنای پیشوای دینی یا پیشوای در دین و مترادف با معنای نبوت گرفته اند. علامه طباطبایی با استناد و استفاده از دیگر آیات قرآن کریم، دیدگاه های مطرح در میان مفسران اهل سنت در باره ترادف معنایی امامت با نبوت را مورد انتقاد قرار داده است و با طرح تفسیر هدایت انبیا به ارائه طریق و تفسیر هدایت امامان به ایصال الی المطلوب، با محور قرار دادن آیه ابتلی نظریه نوینی را در باب معرفت امام گشوده است. این نظریه مورد مناقشه برخی از محققان واقع شده است که مقاله حاضر می کوشد ضمن تبیین دیدگاه علامه طباطبایی به برخی از اشکال ها پاسخ دهد.
بررسی تفسیری آیه «فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مباحث قرآنی، کشف تناسب حقیقی و معنوی میان عبارات هر آیه از قرآن کریم است. برخی چنین تناسبی را میان صدر و ذیل آیه سوم سوره نساء «... فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ ...» انکار نموده اند و از این رهگذر شبهه تحریف به کاستی را مطرح ساخته اند. به سخن دیگر از آنجا که نتوانسته اند میان عبارات این آیه، نظم و پیوند معنوی برقرار کنند چاره ای جز ادعای وقوع تحریف در اینجا نیافته اند. در این مقاله، به این شبهه بر اساس تفاسیر قرآنی و منابع اسلامی پاسخ داده شده و در نتیجه حکمت الهی و تناسب و انسجام معنوی و منطقی در آیه مربوطه به اثبات رسیده است.
تحول وجودی انسان در قرآن و عهد جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن انسان و جامعه در قرآن انسان در قرآن
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی ادیان دیگر
از موضوعات مهم در ادیان توحیدی، سعادت و کمال انسان است. این سعادت در اسلام و مسیحیت، تحول کمالی انسان به سوی خدای متعال و نزدیک شدن به اوست. حقیقت این تحول از منظر قرآن کریم و عهد جدید، تحولی وجودی و حقیقی و البته تشکیکی و به بیان این دو متن مقدس «حیات و تولد جدید»، «هجرت به جانب خداوند» و «نورانی شدن» است. اما به رغم این اشتراکات، با توجه به تفاوت بنیادین الهیات و انسان شناسی اسلام و مسیحیتِ مبتنی بر نوشته های پولس، این موضوع در این دو سنت نقاط افتراق نیز، دارد. در اسلام، همة بحث پیرامون نزدیک شدن به خدای متعال است، اما در مسیحیت، مقصود از نزدیک شدن، همانندی با مسیح، یکی شدن با خدا، حضور در خانواده الهی و فرزند خدا شدن است. در اسلام، قرب بیشتر مبتنی بر ایمان و عمل صالح است، اما در مسیحیت، قرب، همچون ایمان، اعطایی است.
بررسی جایگاه تاریخ و قصص در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم سرشار از قصص و گزارش های تاریخی مربوط به امّت های پیشین و پیامبران آنان با هدف انتقال معارف وحیانی و هدایت انسان است. با این حال، در قرآن مستقیماً اشاره ای به تاریخ و تاریخ نگاری نشده است و خود این کتاب مبتنی بر تاریخ نگاری نیست. پرسش های اصلی این جستار عبارتند از: 1 چه ارتباطی میان قرآن و تاریخ وجود دارد؟ 2 هدف از استفاده از قصص و گزارش های تاریخی چیست؟ از این رو، هدف این جستار آشکار نمودن ارتباط میان قرآن به عنوان منبعی قدسی با تاریخ به عنوان یکی از شاخه های علوم انسانی است. در پژوهش پیش رو، فرض بر این است که استفاده از قصص برای عبرت آموزی و الگوبرداری از اولیای خداست. بنابراین، قرآن را به متنی متفاوت از تاریخ وقایع و سرگذشت صرف ملّت ها تبدیل می کند. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که برجسته نمودن شخصیّت های قرآنی با رویکرد الگوسازی، دعوت به نگرش خردگرایانه به این گزارش ها، همچنین توجّه به کیفیّت وقایع، فراخواندن مخاطبان به حضور و شهود برای پرهیز از گرایش به افسانه با بهره جستن از واژه های «نبأ»، «قصص» و «عبرت» که موجب روی آوردن به واقع گرایی شده، از شاخصه های نقل داستان ها در قرآن کریم است. ویژگی های نقل قصص در قرآن و مؤلّفه های آنها به دلیل بُعد وحیانی و حقّانیّت این گزاره ها و حضور اشخاص حقیقی در آنها، موجب تفوّق قرآن بر سایر کتب دینی و تاریخی شده است و از قرآن متنی فراتاریخی ساخته است.
تبیین ساختار زبانی واژه «ذریه» در قرآن و بررسی برخی از تأثیرات آن در فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبان شناختی قرآن (کاوشی نو در معارف قرآنی) سال سوم بهار و تابستان ۱۳۹۳ شماره ۱ (پیاپی ۵)
حوزههای تخصصی:
دانش تفسیر قرآن همواره یکی از ضروری ترین نیازهای علمی مسلمانان به شمار آمده که این نیاز به دلیل اهمیت نقش قرآن به عنوان نخستین و اصلی ترین منبع دین و شریعت همواره رو به فزونی است. در این راستا برای نیل به مدالیل و مفاهیم قرآن بیش از همه پرداختن به معناشناسی واژگان قرآنی اهمیت بسزائی دارد. بررسی و کنکاش در تعریف واژگان و تعیین حد و مرزهای کاربردی آنها در هنگامه نزول با توجه به اسباب و انگیزه های نزول آیات برای پژوهشگر فرصتی فراهم می سازد تا درباره مصداق های گوناگون منطبق با مفهوم واژگان به دیدگاهی صائب تر دست یابد. در این مقاله تلاش گردیده مفهوم تبار و دودمان «ذریه» از دیدگاه قرآن و حدیث مورد بررسی قرار گیرد به همین منظور با استمداد از تلاش های لغت پژوهان و مفسران قرآن و با نگاهی به روایات پیشوایان معصوم پس از تحلیل مفاهیم لغوی واژگان قرآنی از قبیل «ذریه، نسب، آل، عترت و...» در پی پاسخ به این پرسش برآمده که آیا از دیدگاه قرآن ذریه تنها از جانب پدر پذیرفته شده یا از جانب مادر هم پذیرفتنی است. دیگر اینکه نسب با ذریه چه نسبتی دارد. سپس به تحلیل حکم فقهی تخصیص خمس به سادات مبتنی بر این پژوهش پرداخته که آیا در اطلاق عنوان سادات و به تبع آن حکم شرعی خمس به ایشان به کدام رابطه از «نسب یا ذریه» استناد می شود.
رویکرد شیخ طوسی نسبت به پیشینیان در مسئله؛ روایات تأویلی در حق اهل بیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیخ الطائفه محمد بن حسن طوسی در قرن پنجم هجری و در فضای ویژه آن روز بغداد تفسیری نگاشته که از هر حیث با تفاسیر شیعی پیش از خود متمایز است. یکی از ابعاد برجسته آن، میزان و چگونگی بهره گیری شیخ طوسی از گونه روایات تأویلی در حق اهل بیت است. جستار حاضر به طور مشخص در پی بررسی و پاسخ گویی به این مسئله است که دلیل تغییر رویکرد شیخ طوسی در این زمینه خاص نسبت به پیشینیان خود چه بوده است و به چه علت از ذکر بسیاری از روایات تأویلی که مفاهیم برخی آیات را بر اهل بیت تطبیق داده اند، اجتناب کرده و آن ها را محل توجه و نظر قرار نداده است؟ پاسخ این سؤال در گام نخست، مبانی شیخ طوسی در گزینش روایات تأویلی و در گام بعدی عامل مؤثر در تغییر این مبانی نسبت به پیشینیان را برای ما روشن خواهد ساخت.
تفسیر اجتماعی قرآن؛ چالش تعریف و ویژگی ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تفسیر اجتماعی از رویکردهای بسیار مهم تفسیری است که در دوره معاصر پدیدار گشته و بسیاری از اثار تفسیری مطرح، با این رویکرد نگاشته شده است. با این همه، بحث از تفسیر اجتماعی با چالشهای جدی ای در عنوان، تعریف و ویژگی ها روبروست. از این جریان تفسیری در هر یک از تفسیرپژوهی ها با عنوانی متفاوت یاد شده است. تمدنی، اجتماعی، عقلانی، تربیتی و حرکتی عناوین مختلفی هستند که برای آن به کاررفته اند، درعین حال این عناوین در برخی از نگاشته های جریان شناسانه، به عنوان جریان های موازی قلمداد شده اند. در مقام تعریف نیز معمولا تفسیر پژوهان توضیحاتی اجمالی در مورد آن ارائه داده اند که عامترین آنها مناسب-ترین تعریف انتخاب شده است. در بحث از ویژگی های تفسیر اجتماعی، محققان بیش از همه متاثر از دیدگاه ذهبی در این موضوع بوده اند. در تحقیق حاضر، با توجه به تعریف برگزیده از تفسیر اجتماعی کوشیده ایم ویژگی های تفسیر اجتماعی را در دو محور پیراستن چهره اسلام از نقائص و اثبات توانمندی آن ساماندهی کنیم؛ همچنان که به مشکلاتی که در بررسی این ویژگی ها مطرح است پرداخته ایم و استفاده از ویژگی های مکمل را پیشنهاد کرده ایم.
تفسیر اجتماعی از رویکردهای بسیار مهم تفسیری است که در دوره معاصر پدیدار گشته و بسیاری از اثار تفسیری مطرح، با این رویکرد نگاشته شده است. با این همه، بحث از تفسیر اجتماعی با چالشهای جدی ای در عنوان، تعریف و ویژگی ها روبروست. از این جریان تفسیری در هر یک از تفسیرپژوهی ها با عنوانی متفاوت یاد شده است. تمدنی، اجتماعی، عقلانی، تربیتی و حرکتی عناوین مختلفی هستند که برای آن به کاررفته اند، درعین حال این عناوین در برخی از نگاشته های جریان شناسانه، به عنوان جریان های موازی قلمداد شده اند. در مقام تعریف نیز معمولا تفسیر پژوهان توضیحاتی اجمالی در مورد آن ارائه داده اند که عامترین آنها مناسب ترین تعریف انتخاب شده است. در بحث از ویژگی های تفسیر اجتماعی، محققان بیش از همه متاثر از دیدگاه ذهبی در این موضوع بوده اند. در تحقیق حاضر، با توجه به تعریف برگزیده از تفسیر اجتماعی کوشیده ایم ویژگی های تفسیر اجتماعی را در دو محور پیراستن چهره اسلام از نقائص و اثبات توانمندی آن ساماندهی کنیم؛ همچنان که به مشکلاتی که در بررسی این ویژگی ها مطرح است پرداخته ایم و استفاده از ویژگی های مکمل را پیشنهاد کرده ایم.