این نوشتار به بررسی گونه های مختلف نقد آراء تفسیری دیگر مفسران در تفسیر المیزان پرداخته است. نقدهای المیزان بر دیگران در دو دسته قابل بررسی است: 1- نقدهایی که در ارتباط با قرآن و سنت هستند. 2- نقدهای مربوط به ابزار و مقدمات تفسیر. در دسته نخست، اشکالاتی چونان ناسازگاری با ظاهر آیات، سیاق آیه، صدر و ذیل آیه، اسلوب قرآن، اسلوب عربی و ... مطرح شده است. در دسته دوم، مواردی چون: بهره جویی از قواعد نحوی، تاریخ، شناخت مکی و مدنی، مطلق انگاری علوم تجربی، مغایرت با ضرورت دین و اصول عقلایی به عنوان نقدهای ایشان بر مفسران مطرح شده و در هر مورد نمونههایی ارائه شده است.
وحیانیت قرآن کریم از جمله مهمترین موضوعاتی است که همواره مورد توجه مستشرقان بوده است. آنان با نفى الهی بودن قرآن برای آن منشأ بشرى فرض نموده اند و به منظور نفى وحیانى بودن قرآن، دست به دامن دلایل متعددى شدند و براى آن مصادر و منابع مختلفی ذکر کرده اند که در این مقاله به نقد و بررسی آنها پرداخته شده است.
نویسنده با اشاره به شبهة تأثیرپذیری قرآن از کتاب مقدس ،برای همه ادیان الهی منبع واحدی ذکر کرده و آن را دلیل شباهت قرآن و عهدین معرفی کرده است .وی نحوه انعکاس موضوعات را در قرآن و عهدین متفاوت می داند ،از این رو تأثیر پذیری قرآن از عهدین را مردود دانسته است .در ادامه با تأکید بر تأثیرگذار بودن قرآن در محیط جزیره العرب و نیز وجود تعالیم سازنده و جاودانه در قرآن کریم ،آن را کتابی برای تمام عصرها و نسل ها معرفی کرده و تأثیر آداب و رسوم غلط جاهلی بر قرآن را منتفی دانسته است.
نویسنده با اشاره به اسلوب بیانی قرآن ،نقش و جایگاه پیامبر در قرآن و تحدی قرآن با مخالفان، شبهه بشری بودن قرآن و وحی نفسی را رد کرده است.
آیات متعددی در قرآن بر این مطلب تصریح دارند که تحمیل عقیده بر دیگران نامطلوب بوده پذیرش دین امری اختیاری است. در مقابل، آیات فراوانی وجود دارد که به قتال با کافران تا فراگیر شدن دین الهی فرمان می دهد. از آیات چنین برداشت شده است که قرآن، کفار و به ویژه مشرکان را بین اسلام و قتل مخیر کرده است. این مطلب، افزون بر آن که در تعارض ظاهری با آیات دسته نخست است، خاستگاه شبهاتی قرآنی و دست مایه اتهام بر مسلمانان مبنی بر توسل به خشونت و تحمیل عقیده شده است. برداشت هایی از سایر احکام فقهی همچون حکم مرتد و برخی روایات نیز بر این گونه شبهات دامن زده است. این تحقیق، به نوع توصیفی-تحلیلی و روش کتابخانه ای، پس از مروری بر دیدگاه ها پیرامون نفی اکراه در دین، به دسته بندی آیات قتال پرداخته و با کمک ظهور و سیاق آیات و شواهد تاریخی تلاش کرده است به پرسش های مطرح پاسخ دهد. تحلیل صحیح این آیات گویای آن است که اجبار در دین و تحمیل عقیده بر دیگران، نه ممکن است و نه مطلوب، و در این حکم، تفاوتی بین اصناف کفار وجود ندارد. با این حال، بر اساس قرآن، بر پا داشتن آیین توحیدی و نگهداری از آن جزء مهمترین حقوق مشروع انسانی می باشد. بدین جهتهم جهاد دفاعی و هم جهاد ابتدایی، در حقیقت دفاع از حق انسانیت در حیات خویش بودهمبارزه اسلام با «مظاهر شرک و بت پرستی» کاملا منطقی می نماید، بی آن که به اجبار در عقیده بیانجامد.
از یک سو آیاتی از قرآن کریم بر اختصاص علم غیب به خداوند دلالت دارد و از سوی دیگر، آیاتی از افاضه علم غیب به انبیا و دیگران خبر می دهد. مفسران در پاسخ به این دوگانگی، با توجه دادن به این نکته که متبادر از علم غیب در عصر رسالت و بعد از آن، علم ذاتی بوده، نه علم عرضی، و ادعای آگاهی از غیب مترادف با ربوبیت بوده است، تأکید نموده اند که بی شک میان خداوند و بندگان ـ در هر جایگاهی که باشند ـ تفاوت بسیاری وجود دارد. ازایـن رو شایسته نیست گمان شود که انبیا در صفت علم، شریک خداوندند و علم غیب داشتن انبیا نوعی شرک و غلو به حساب می آید؛ زیرا اوصاف این دو علم مختلف است. آگاهی انبیا و دیگران از غیب منافاتی با اختصاص علم غیب به خداوند سبحان ندارد؛ چراکه علم الهی بالاصاله، استقلالی و غیر متکی به غیر می باشد؛ ولی این آگاهی برای دیگران فعل تبعیِ قائم بالله و با تعلم و تبعیت از اوست.
براساس اصل لزوم درقراردادها، امکان فسخ عقد امری استثنایی و خلاف قاعده است. درماده 456 قانون مدنی خیار به عنوان یکی از موارد انحلال عقود لازم به شمار آمده وتسری آن به عقود جایز درقانون عنوان نشده است، به همین خاطر مسئله جریان و عدم جریان خیار در عقود جایز، چندان مورد بررسی و تحلیل قرار نگرفته است. دلیل، این امر آن است که قول مشهور فقیهان جریان خیار را در عقود جایز رد کرده و آن را برخلاف قواعد حاکم بر عقود جایز دانسته اند. این گروه از فقهیان تصریح نموده اندکه: طبق قواعد حاکم بر عقود جایز، جریان خیار در این عقود برخلاف اصل است چرا که جواز فسخ در ماهیت عقود جایز نهفته است و نیازی به خیار در آن دیده نمی شود. ولی قول مقابل فقهیان جریان خیار در این عقود را مانندعقود لازم صحیح تلقی کرده اند. هدف از این مقاله این است که اعمال خیارات در عقودجایز وآثار آن بررسی شود که با روش تحلیلی _ توصیفی و با تحقیق وکاوش در منابع فقهی و نظرات حقوقدانان در منابع موجود موضوع بررسی شود که نهایتاً چنین نتیجه گرفته می شود که اعمال خیارات در عقود جایز نه تنها منع قانونی ندارد بلکه می تواند فایده وآثار حقوقی نیز داشته باشد و این مهّم ترین هدف اصلی تحقیق محسوب می شود.
یکی از دلایل اعجاز قرآن کریم بیان ادیبانه و هنرمندانه معانی و مفاهیم والا در قالب علم بلاغت است. زیبایی قرآن چه از نظر مفاهیم آن و چه از نظر ظاهر و ساختار سوره ها شگفت انگیز و قابل تحسین است. بیان دل نشین آیه ها، تعبیرهای زیبا و لطیف و به کارگیری صنایع ادبی و بلاغی، به قرآن جلوه و طراوت خاصی بخشیده است. کنایه یکی از صنایع ادبی و از ظریف ترین و لطیف ترین آنهاست. بیان مبهم و پوشیده حقایق، به ظاهر آیه ها صورت پیچیده و معماگونه ای میدهد که مخاطب به مدد قوه ذوق و لطافت طبع خویش، به درک و کشف نکات نهفته در باطن آنها پی میبرد و پرده از صورت ظاهری کلام برمیدارد.
یکی از ارکان مهم ارزش اخلاقی در اخلاق اسلامی از دیدگاه قرآن کریم «حسن یا قبحِ فاعلی» است. این رکن که از آن به نیت نیز تعبیر می شود، چنان بر عملِ فاعل اثرگذار است که گاه در منابع اسلامی از آن به عنوان هویت و اساسِ عمل یاد می شود. مقالة حاضر، به بررسی تأثیر نیت بر ارزش اخلاقی عمل از منظر قرآن می پردازد. با استفاده از آیات قرآن و دسته بندی آنها به دو گروهِ: «آیات بیان کننده تأثیر نیت بر عمل» و «آیات حاکی از تأثیر نیت بر نتیجة عمل»، می توان به این نتیجه رسید که یکی از ارکان مهم ارزش اخلاقی عمل، «نیت عمل» است.
آن گاه که سخن از مهار نفس به میان می آید ذهن بسیاری از انسان ها به سوی تهذیب نفس و سیر و سلوک عرفانی و دشواری های پیش روی آن می رود و چنین تصور می شود که موضوع کنترل نفس امری است بسیار دشوار و نیازمند استاد و مرشد، و بنابراین، خارج از توان افراد عادی. مقاله به دنبال تبیین مفهوم و اهمیت و سپس راه کار مهار نفس از طریق مهار فکر، قلب و جوارح است. موضوع کنترل نفس با وجود دشوار بودنش، در سه حوزة مزبور دست یافتنی است، گرچه به نظر می رسد در مرتبة عالی آن، بهره مندی از راه نمایی های پیری مرشد اجتناب ناپذیر خواهد بود.
فرشته در جهان بینی قرآن دارای نقش و جایگاه مهمی است. آنچه این نگاشته بدان می پردازد، مسئله امداد مومنان در نبردها و نصرت الهی به وسیله فرشتگان است. از این رو در مقاله پیش رو پس از مفهوم شناسی مَلِک، به تبیین مفهوم امداد و گونه های معرفی شده از آن در آیات پرداخته و سپس شان نزول آیات 124 و 125 آل عمران و آیه نهم انفال و چگونگی امداد فرشتگان و کیفیت آن و اختلاف دیدگاه های مطرح در این مسئله مورد بررسی قرار گرفته است. امکان حضور و نبرد فرشتگان با دشمنان و انحصار یا عدم انحصار آن به نبردهای صدر اسلام و تحقق امداد الهی توسط فرشتگان در طول حیات مومنان و استمرار آن از جمله مباحثی است که مطابق مبانی قرآنی و روایی بر محور تفاسیر قرآن پی گیری و به این نتیجه نزدیک شده است که مانعی مبنایی بر تحقق این گونه امداد و استمرار نصرت الهی، در طول حیات بشر وجود ندارد.