برطبق سنت باطنی اسلام، اسماء و صفات خداوند به آشکارترین صورت به واسطه انسان کامل ظهور مییابند و خداوند از طریق انسان کامل، امور معنوی بشر را به دست میگیرد. این مقاله چگونگی ظهور معنای انسان کامل در تشیع (با مفهوم امام) و در تصوف (با مفهوم قطب) را مورد بررسی قرار میدهد. در ادامه این تحقیق، این دو اصطلاح (قطب و امام) با هم مقایسه شده اند و برای روشن تر شدن مفهوم ( Axis Mundi) محور عالم، درباره نقش حضرت مسیح (ع) در مسیحیت سخن به میان آمده است. ما به دقت در مأموریت و شرح حال و گفتار ائمه شیعه( علیهم السلام) و اقطاب در تصوف تأمل خواهیمکرد و چگونگی پیوند این دو سرچشمه معنویت اسلامی را بررسی خواهیم کرد. همانطور که عارف شیعی، سید حیدر آملی گفته است "" این دو دارای یک معنا هستند و بر یک نفر دلالت میکنند"".
ادیان ضمن ارائه ی تعالیم درباره سه موضوع اساسی خدا، جهان و انسان با تجویز و توصیه ارزش های اخلاقی خاص همواره تحول اخلاقی مطلوبی را مورد هدف قرار می دهند. در متون اسلامی و در راس آن ها قرآن کریم وظیفه و ماموریتی که به عهده پیامبران الهی گذاشته می شود، ثنایی بوده و دو مقوله مذکور - تعلیم و اخلاق- (تزکیه) را هدف رسالت پیامبران بیان می کند. تزکیه و اخلاق به معنای دعوت انسان ها به سمت تحولات مطلوب، رسالت تردیدناپذیر و بدیهی دین(پیامبران) است. پرسشی که تحقیق حاضر قصد طرح و بیان آن را دارد، کارآمدی هدف و رسالت مذکور در جهان حاضراست. جهان معاصر با توجه به قدرت تکنولوژی ارتباطات به دهکده و به تعبیر برخی به برج شیشه ای تبدیل گشت. خصیصه ی عمده جهان شیشه ای فقدان مرز ها و موانع طبیعی و سیاسی میان انسان ها و فرهنگ های متفاوت است. آیا با توجه به چنین خصیصه ای، همچنان می توان از امکان تحقق تحول اخلاقی در جهان معاصر سخن به میان آورد؟ در نوشته ی حاضر از کارآمدی ارزش های اخلاقی در ایجاد تحول اخلاقی با تکیه بر انسان شناسی دینی(اسلامی) دفاع خواهد شد
با توجه به اهمیت موضوع ولی، ولایت و خاتم ولایت در عرفان اسلامی و محل اختلاف بودن آخرین ولی در میان اندیشمندان غربی که در حوزه عرفان اسلامی قلم زده اند، این پژوهش تلاش خواهد کرد ضمن گزارش مهم ترین دیدگاه های موجود، به بررسی و نقد آنها بپردازد و دیدگاهی را که با اندیشه های شیعی، نزدیک تر و سازگارتر است، تبیین و توجیه نماید