از مسائل کلیدی که باید در عرصه بسیاری از علوم انسانی به گونه عام و در عرصه دانش سلوک به گونه خاص، به آن پرداخت و از بعد انسان شناسی سلوکی آن را بررسی کرد، تأثیر متقابل باورها و کردارها بر یکدیگر است که در گستره حقیقت انسانیه رخ می دهد و در چهار ساحت امکان بررسی دارد: تأثیر علوم قلبی بر اعمال بدنی، تأثیر اعمال قلبی بر اعمال بدنی، تأثیر اعمال بدنی بر اعمال قلبی و تأثیر اعمال بدنی و قلبی بر علوم قلبی. چون تصدیقات پایه اعمال هستند، پس بر اعمال مؤثرند و از آن رو که اعمال بدنی از آثار ملکات قلبی هستند و ملکات قلبی از اعمال قلبی به شمار می آیند، بر اعمال قلبی مؤثرند و چون تکرار اعمال بدنی موجب ایجاد هیأت راسخ و صورت جوهری در حقیقت انسانی می شوند و ملکات قلبی را به وجود می آورند، بر اعمال قلبی مؤثرند و اعمال، چه قلبی و چه بدنی نیز به تناسب، موجب فعلیت خصایص کرداری هر یک از دو قوه عقل و جهل هستند و فعلیت هر یک از آن خصایص، به ضعف و قوّت هر یک از دو قوه عقل و جهل منجر می شود که این ضعف و قوّت تصدیق و تکذیب معارف و علوم قلبی را در پی دارد، لذا بر این علوم تأثیرگذارند. .
اندیشمندان اسلامی، اصل علم خداوند را پذیرفته اند؛ اما تحلیل فلسفی و بیان چگونگی آن به ویژه در علم خداوند به جزئیات، نیازمند تأمل بیشتر است؛ تا آنجا که راهکارهای متفاوتی در این زمینه مطرح می شود. محقق دوانی نیز توجه خاصی به این موضوع داشته و به تفصیل بدان پرداخته است. وی ضمن ارزیابی آرای حکما و متکلمان، به اثبات علم الهی، به ویژه علم تفصیلی خداوند به اشیا می پردازد. ایشان در تببین نظر فلاسفه معتقد است آنها علم خداوند را به نحو تعقلی می دانند، نه تخیلی. دوانی به نقد توضیح خواجه نصیر می پردازد و علم موردنظر ابن سینا را نیز غیر از علم ارتسامی می داند. وی برای اثبات علم الهی به مخلوقات، از دلایلی مبتنی بر غیر زمانی و مافوق زمان بودن ذات الهی و رابطه علت و معلولی بین خداوند و موجودات بهره می گیرد و همچنین تحلیلی براساس ذوق تالّه ارائه می کند که نتیجه آن، علم اجمالی که خلاّق صور تفصیلی در خارج است خواهد بود.
نویسنده پس از مروری گذرا بر نظریات ابن سینا و ملاصدرا و سهروردی در مورد قضا و قدر، به تفصیل در مورد آراء میرزا مهدی اصفهانی سخن می گوید. اصفهانی در سخنان خود، درباره معنای کلمة قدریّه در روایات و اشکال ""ترجیح بلا مرجّح"" و بداء توضیحاتی ارائه کرده است.
انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، نفخه ای الهی در کالبد بی روح بشریت بود که به آن، جان تازه ای بخشید، خفتگان عالم خاکی را هوشیار کرد و مردگان را به هراس انداخت. انقلاب اسلامی نه پایان راه، بلکه ابتدای سیر مؤمنان به سوی حیات طیبه در مقیاس اجتماعی بود. تحقق «جامعه ایمانی» در عصر سیطره تمدن مادی غرب، تنها با جریان روح و معنای انقلاب اسلامی در لایه های عمیق جوامع پیچیده امروزین ممکن خواهد بود که نیازمند «عقلانیت دینی» است. عقلانیتی که بتواند اضلاع و ابعاد ساحت های گوناگون زندگی اجتماعی را بر محور معارف و ارزش های الهی تنظیم و طراحی نموده و نویدبخش «تمدن نوین اسلامی» گردد. ضرورت دستیابی به این عقلانیت که بر پایگاه انقلاب اسلامی تکیه و رو به سوی تمدنی نوین دارد اصلی ترین سنجه و شاخصه ارزیابی جریان های فکری معاصر است. در این مقاله سعی شده است که اندیشه های دکتر سید حسین نصر و دکتر سید احمد فردید در نسبت با تمدن نوین اسلامی مورد دقت قرار گیرد.
مسئله «معاد» به عنوان یکی از اعتقادات مسلمانان، در میان مذاهب مختلف اسلامی دارای فروعی است که همواره در صحت و سقم آن بحث و تبادل نظر شده است. در این بین، شیعه معتقد است که خداوند متعال به عنوان مالک اصلی روز قیامت و جزادهنده حقیقی، اموری از معاد را به اختیار خود به برخی مخلوقات خویش ازجمله برترین آنها یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله و معصومان علیهم السلام واگذار می کند و این ذوات مقدسه علیهم السلام محل رجوع مردم و عهده دار محاسبه اعمال خلایق در روز قیامت هستند و همان گونه که در روایات تصریح شده است، بازگشت مردم نیز به سوی آنان خوهد بود. هدف از این پژوهش، اثبات این مسئله با استفاده از ادلّه عقلی و نقلی است که در این مجال، با استفاده از ادلّه عقلی ابتدا امکان این مسئله مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت، با استفاده از ادلّه نقلی وقوع چنین امری اثبات گردیده است.
این مقاله حکایت از آن دارد که بازگشتگاه و محاسبه کننده اعمال خلق در روز قیامت بالاصاله خداوند متعال است و معصومان علیهم السلام بالعرض و به اذن خداوند متعال و بدون استقلال از او، عهده دار محاسبه اعمال انسان ها در روز قیامت هستند.
از مهم ترین مباحث مطرح در حوزه علوم قرآنی، نسخ است که در بسیاری از روایات، اِشراف بر جوانب آن، از جمله ویژگی های مفسران قرآن به شمار آمده است. از سویی، قرآن پژوهان، این پدیده را بر سه قسم، شامل نسخ حکم و بقای تلاوت، نسخ حکم و تلاوت، و نسخ حکم بدون تلاوت تقسیم کرده و از این میان، تحقق یافتن مورد اول را بیشتر مفسران و پژوهشگران در حوزه علوم قرآن پذیرفته اند؛ اما بر سر دو قسم دیگر، اختلاف نظر وجود دارد؛ به گونه ای که می توان گفت متقدمان، بیشتر به تحقق یافتن آن تمایل داشته اند؛ ولی متأخران از جهات متعدد، ادلّه ایشان را نقد کرده اند. در این پژوهش، بعد از ذکر معنای لغوی و اصطلاحی «نسخ» و سخن گفتن درباره مکتب های سه گانه ای که دکتر مصطفی زید در این حوزه برشمرده است، مفهوم و محدوده نسخ را تبیین کرده و پس از ذکر شروط تحقق یافتن آن، نسخ تلاوت را بررسی و سر انجام، با نقد ادلّه موافقان و مخالفان نسخ تلاوت اثبات کرده ایم اعتقاد به نسخ تلاوت، حاکی از برداشت شتاب زده و نگاه سطحی به روایات است؛ زیرا تعریف نسخ و شرایط بیان شده از سوی ایشان، با تقسیم بندی نسخ به سه قسم یاد شده مطابقت ندارد و از سویی، دلیلی متقن مبنی بر تحقق یافتن نسخ تلاوت نداریم؛ هر چند دلیل محکم عقلی هم مبنی بر نفی آن در دست نیست.
نوشتار پیش رو در جستجوی تبیین مفهوم امّت ها و انحصارگرایی قومی در پرتو کتاب مقدس و مفهوم امّی و امّیون در قرآن کریم است. آیا عنوان امّی معادل مشرکان و بت پرستان است، یا به افراد غیر یهودی اطلاق می شود؟ همچنین امّی خوانده شدن حضرت محمد (ص) در قرآن، آیا ناظر بر بیسوادی آن بزرگوار است، یا می توان این لقب را نیز در پرتو پیشینه ی واژه درکتاب مقدس به معنای افراد غیر یهودی یا هرفرد نا آشنا به عهدین دانست؟
این مقاله با مروری بر کاربرد این اصطلاح در عهد قدیم و عهد جدید، و همچنین با نگاه کلی و نیز به ترتیب کتب مختلف عهدین، نتیجه می گیرد که لفظ امّت در بخش های نخستین عهد قدیم به همه جوامع از جمله یهودیان اطلاق شده، ولی به تدریج به غیر یهود گفته می شده است. در عهد جدید واژه امّی فقط به معنای جوامع غیر یهود و غیر مسیحی آمده است. با توجه به پیشینه مفهوم در عهدین و با مروری بر آیاتی که واژه های امّی و امّیون در آن ها آمده، دریافته می شود که منظور از امّی در قرآن مجید، نه فرد بیسواد و ناتوان از قرائت و کتابت، بلکه نا آشنا به تورات و انجیل است، هرچند یهودی یا مسیحی باشد.