مقاله ی حاضر بحثی است درباره ی ستایش سیاره ی تیر که ابتدا اصلیتی غیر ایرانی و متأثر از ستایش نبوی عیلامی-بابلی داشته است.آن گاه یکی شدن تیر با تیشتر زردشتی مطرح می شود و اینکه همسان انگاری آنها، عناصری بیگانه را وارد زردشتی گری می کند.
از آن جمله است پرستش خدای سیاره یی، که نامی ناشناخته در اوستا بود. سپس اشاره یی می شود به پیوند سه گانه ی تثلیث-نبو-تیری-تیشتر و نیز ارتباط تثلیث مشابهی بین ایشتر-اناهیتی-اردویسور آناهیتا.پس از آن، نام ها و صفات این ایزد و همچنین صفت ها و نقش های سه گانه ی آناهیتا در متون پهلوی، اوستا، یونانی و فارسی باستان بررسی و این پرسش مطرح می شود که آیا می توان در این رابطه به وجود ایزد بانویی ایرانی، چون پلی میان ایزدان سامی و اوستایی، قایل بود؟دلایل این همسان سازی در دوره ی پیش-هخامنشی، در پایان مقاله ارائه می شود.
پیرامون قرآن کریم پژوهشهاى گوناگون صورت گرفته است. یکى از پژوهشهاى انجام شده تبیین و اثبات این امر است که الفاظ و تعابیر قرآن، وحى مستقیم الهى و یا غیر مستقیم و توسط فرشتگان مىباشد، نه این که حاصل تجربه و تلاشها و تعبیرهاى پیامبر یا شخص دیگر باشد، چنان که عده اندکى از نویسندگان بدان معتقدند. چنین مسالهاى هم از جهتبروندینى و هم از جهت دروندینى قابل بحث و بررسى است. این مساله از جهتبروندینى در شماره دوم همین مجله، مورد بررسى قرار گرفت و در این مقال، از جهت دروندینى و تنها از دیدگاه قرآن مورد کاوش قرار مىگیرد.طبیعى است که از نظر منطقى، بررسى دروندینى صرفا براى مخاطبان معتقد و متدین، مناسب و قابل پذیرش است.
پلورالیسم دینى از دو نگاه دروندینى و بروندینى قابل طرح است. آنچه در این نوشتار مورد مداقه قرار گرفته پلورالیسم بروندینى از دو منظر نسبیتگرایى و همزیستى مسالمتآمیز است. در رویکرد نسبیتگرایى، هر یک از ادیان سهمى از حقیقت و سعادت بردهاند و حقیقت در میان ادیان توزیع شده است. چنین رویکردى با جامعه مدنى سازگار و قابل تفسیر بوده ولى با منابع و مبانى دینى ناسازگار است که در این گفتار به سه مورد آن خواهیم پرداخت. رویکرد همزیستى مسالمتآمیز در نگاه دروندینى هر چند که مورد پذیرش قرار گرفته است ولى دامنه چندان گستردهاى ندارد و تنها اقلیتهاى مذهبى آن هم با شرائط خاصى مىتوانند همزیستى مسالمتآمیزى با مسلمانان داشته باشند و با یک قرارداد دو جانبه ملت واحدى را تشکیل دهند.
آقاى استیو ریچارد، فرضیه پلورالیسم دینى جان هیک را از سه منظر کلامى، معرفتشناختى و روش شناختى قابل نقد مىداند. در نقد کلامى، که در این شماره تقدیم مىشود، او معتقد است این فرضیه جوابى است به سؤال رابطه مسیحیت با ادیان دیگر از درون سنت مسیحى. به نظر نویسنده، در سنت کلامى مسیحى در خصوص رابطه مسیحیت با ادیان دیگر عمدتا دو پاسخ وجود داشته است: انحصارگرایى و شمولگرایى. به اعتقاد آقاى ریچارد، فرضیه پلورالیسم دینى جان هیک جواب سوّمى به این سؤال است. در این مقاله، انتقادات انحصارگرایان و شمولگرایان به پلورالیسم دینى مطرح شده و سپس به اختصار جوابهاى جان هیک با استفاده از نوشتههاى او آورده شده است.