این مقاله پس از بررسی کوتاه ریشة واژة بهشت و جایگاه آن در ادیان پیش از اسلام، این مفهوم را در فرهنگ اسلامی از جنبه های گوناگون پیگیری می کند و نخست بهشت را در قرآن کریم مورد بررسی قرار می دهد، آنگاه به بهشت در احادیث می پردازد. سپس مسائل فلسفی و کلامی و عرفانی مربوط به بهشت را طرح می کند.
از زمانی که ستون «عقل» در بر پا نگاه داشتن بنای دین ناتوان گشت، متالهان به جستجوی ستونی دیگر برخاستند و «ایمان» را یافتند. به زعم آنان، ضعف عقل نظری را با استمداد ازعقل عملی جبران می توان کرد. پیش از این متألهانی چون توماس آکویناس، تزلزل عقل را در پاره ای از گزاره های دینی دریافته و راه را بر ورود عقل عملی گشوده بودند. و آنگاه از پس فرو ریختن حشمت عقل، متالّهانی چون ویلیام جیمز و پاسکال، پای عقل عملی را به محوری ترین، گزاره های دینی، یعنی وجود خدا و جهان آخرت کشاندند و به مؤمنان نوید دادند که رنجوری عقل را چه باک، «اراده» هست. رأی این بزرگان نیز چونان آراء پیشینیان از تیغ نقد محفوظ نماند و متألّهان و غیر متألّهان هر یک به نحوی به جرح آن پرداختند. جی.ال. مکّی پرسشهایی در برابر این رأی نهاد که پاسخ قطعی نیافت. طرح و شرح پرسشها و انتقادهای وی بر تئوریهای «ایمان» بر عهدة این نوشتار است.
بخشهای گوناگون قرآن کریم در فاصله های زمانی نامرتّب و بر طبق مصلحتها و گاه بعد از پرسشها یا رخ دادن برخی حادثه ها، بر پیامبر (ص) نازل می گردید. یعنی در دوران رسالت، جبرئیل پیوسته بر پیامبر(ص) نازل نشده و «اتّصال وحی» در حیات تاریخی صدر اسلام، واقعیت نداشته است. با این همه، بیشتر منابع تاریخی و تفسیری، از وقوع حادثة مهمّی پس از نزول نخستین آیات و حیانی، تحت عنوان «انقطاع وحی» یاد کرده و عوامل و شؤون متفاوتی را در شروع و انقضای دورة آن، مطرح ساخته اند. این مقاله پس از طرح و نقل مهمترین گزارشهای مربوط به این حادثه در منابع روایی، تاریخی و تفسیری، به بررسی و نقد آنها پرداخته و در این جهت، با استناد به برخی شواهد و قراین، به اصل حدوث واقعة «انقطاع وحی» با ویژگیهای مطرح در روایات مزبور، خدشه وارد کرده و آن را مردود دانسته است.