ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۷۶۱ تا ۱۲٬۷۸۰ مورد از کل ۱۹٬۲۹۵ مورد.
۱۲۷۶۴.

تأملی روش شناختی بر اخذ روی آورد کارکردگرایانه در دین پژوهی و دین آموزی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶۴ تعداد دانلود : ۷۰۸
نگرش کارکردگرایانه به دین که بسط و تطور خود را مرهونِ جامعه شناسان دین بوده، رهیافتی است که کشف فواید عملیِ باورهای دینی را هدف خویش قرار می دهد. اقبالِ پژوهشگرانِ دینی و نهادهای فرهنگی به اخذِ این رهیافت در مقامِ مطالعه دین عللی دارد که از آن جمله اند: آسان یاب سازیِ تعالیم دینی، جذابیتِ استناد به شواهد علمی و یافته های تجربی، غلبه نگرشِ تجربی در محافلِ علمی و اداره نهادهای دینی توسط دانش آموختگان علوم تجربی. مطالعه دینیِ کارکردگرا بسیار آسیب زاست و نه تنها به تقویت باورمندیِ دین کمک نمی کند، بلکه دین باوریِ افراد را سُست و ضعیف می کند. اشکال های دین پژوهیِ کارکردگرا عبارتند از: ابتنای بر تعریفِ ناپذیرفتنی پراگماتیستی از صدق، امکانِ از میان رفتنِ اعتبارِ عقاید دینی در صورت پیدایش جایگزین، ایجاد نظام ارزشیِ غیردینی در ذهن دینداران و شکل دهیِ ایدئولوژیِ ضد دینی در فکر افراد جامعه. الگوی مطلوب در مطالعات دینی، کارکردیابی به جای کارکردگرایی است. کارکردگرایی، انحصار در آثار دنیویِ باورهای دینی است، اما در الگوی کارکردیابی، افراد می آموزند که ابتدا حقانیت دین را از طریق رهیافت های عقلی و نقلی دریابند و سپس به جست وجوی کارکردهای دین بپردازند و نیز می آموزند که مبنای اساسیِ پذیرش باورهای دینی، اصول و مبانیِ عقلی بوده است و کارکردهای کشف شده، هیچ دخالتی در تعیینِ دُرستی و حقانیتِ دین ندارند.
۱۲۷۷۱.

نقد و بررسی دیدگاه استاد حائری یزدی (ره) دربارة مسئلة اتحاد عاقل و معقول (با ابتنا بر جستارهای فلسفی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶۳ تعداد دانلود : ۸۷۲
از آن مدد می گیرد، استاد حائری یزدی هم در کاوش های عقل نظری و نیز در مقاله ای که در کتاب جستارهای فلسفی چاپ شده است، به طور مبسوط در بیان و تحلیل برهان، کوشیده است. اما بیانات ایشان در زمینة اتحاد، که در جایی به نقد مرحوم رفیعی قزوینی پرداخته اند، مورد نقد دیگر اندیشمندان قرار گرفته است؛ در این مقاله به بررسی دیدگاه آقای حائری با محوریت مقالة ایشان پرداخته و نشان داده می شود که بیانات ایشان خالی از مناقشه نیست.
۱۲۷۷۴.

بررسى و مقایسه مبانى فلسفى اندیشه هاى تربیتى فارابى و غزالى(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه‌ اخلاق
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
  5. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و...]
تعداد بازدید : ۱۱۶۳ تعداد دانلود : ۷۱۴
هدف تعلیم و تربیت و اینکه انسانِ محصول نهایى تعلیم و تربیت باید چگونه انسانى باشد، همواره از موضوعات مهم و بحث برانگیز بوده، اندیشه هاى تربیتى بسیارى را تحت تأثیر قرار داده است. این مقاله به روش تحلیلى توصیفى، مبانى فلسفى اندیشه هاى تربیتى فارابى و غزالى را بررسى مى کند. در مبانى هستى شناسى فارابى، خداوند را به عنوان عقل کل، واجب الوجود و سازنده جهان و نظم و هماهنگى آن به ذهن انسان متبادر مى کند. از نظر وى، براى رسیدن به این هدف در معرفت شناسى، باید انواع معرفت را در نظر داشت. در نظام ارزش شناسى فارابى، مقصود انسان رسیدن به سعادت است که براى نیل به آن، نیازمند شناخت عواملى است که در گرو انجام رفتار صحیح، و انجام رفتار صحیح مشروط به آن است، و از طریق تعلیم و تربیت، باید تمام ظرفیت هاى وجودى انسان شکوفا شود. غزالى در هستى شناسى، به خدامحورى و غایت مندى آن معتقد است. همچنین انسان در معرفت شناسى، از راه آموزش متعارف در مدارس به شناخت دست مى یابد که این کار به یارى عقل و حواس صورت مى گیرد. وى به تربیت اخلاقى توجه داشت و مبناى فلسفه آموزش را تحقق سعادت انسان مى داند.
۱۲۷۷۵.

تقریرى نوین از برهان وجودى در فلسفه اسلامى(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی الهیات بالمعنی الاخص براهین اثبات واجب
تعداد بازدید : ۱۱۶۳ تعداد دانلود : ۸۰۳
برهان وجودى به آن دسته از براهین اثبات وجود خداوند مى گویند که در آنها به نحوى کاملاً پیشین، با تمسک به صرف مفهوم و بدون استناد به هیچ امر عینى، وجود خداوند اثبات شود. این نوع برهان را در مغرب زمین و الهیات مسیحى آنسلم قدیس (1033 یا 1034 1109م) مطرح ساخت و از آن زمان تاکنون مخالفان و طرف دارانِ مهمى داشته است؛ اما در فلسفه و کلام اسلامى این نوع برهان جایگاه برجسته اى نداشته است؛ هرچند در عبارات گذشتگان و از همه پیش تر فارابى مى توان نشانه هایى از توجه به آن را مشاهده کرد. در عین حال در نیم قرن اخیر توجه به این نوع برهان رو به فزونى نهاده است؛ گروهى آن را پذیرفته و گروهى آن را نفى کرده اند. در این مقاله پس از بیان سیر اجمالى تطور این برهان در غرب، دیدگاه برخى از فیلسوفان مسلمان را درباره این برهان مطرح ساخته ایم و سپس با بازسازى برهان صدیقین علّامه طباطبائى، تقریرى جدید از برهان وجودى عرضه داشته ایم که از نقدهاى وارد بر برهان وجودى آنسلم با روایت هاى گوناگونش مصون است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان