فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۸۱ تا ۲٬۵۰۰ مورد از کل ۱۹٬۲۹۵ مورد.
کیفیت و حدود عذاب اُخروی در نگرش عرفانی محی الدین ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث از نظام پاداش و جزای الهی در جهان آخرت و کمیت و کیفیت عقوبت اُخروی، به ویژه مسئلة جاودانگی جهنم و خُلود عذاب اُخروی، از مباحث مهم در کلام، فلسفه و عرفان بوده است. ا بن عربی به عنوان اندیشمندی برجسته در ساحت عرفان نظری، نخستین کسی است که برخلاف متشرعان و عامة اهل دیانت، در رویکردی ویژه و استثنایی، ضمن قائل شدن به ناپایداری و محدودیت عذاب الهی، «جهنم» و کیفر اُخروی را امری نسبی و دارای مفهومی متغیر میداند. وی در
نظریه پردازی عرفانی خود به مدد تأویل و با بهره گیری از تمثیل، ضمن اثبات
نسبی بودن معنای دوزخ و عذاب، با رویکردی عاطفی و انسان دوستانه درصدد
نشان دادن ناچیزبودن اعمال انسان در برابر رحمت بی کران الهی است. ابن عربی، با بازگرداندن معنای «عذاب» به ریشة لغوی «عذب»- به معنای گوارا و دلنشین- معتقد است نحوة پذیرش عذاب اُخروی را از سوی گروه های مختلف اهل دوزخ، با توجه با استعدادها و قابلیت های متفاوت آنها، عذاب را برای آنها در اشکال و کیفیات متنوع، به امری گوارا و دلپذیر تبدیل می گرداند. «تناسب کیفر اُخروی با عمل دنیوی»، «امکان خُلف وعید از جانب خدا در روز قیامت» و «عَرَضی بودن عمل انسان در برابر جوهری بودن فطرت الهی در وی» از جمله دلایل ابن عربی برای اثبات دیدگاه خود در خصوص ابدی نبودن عذاب اُخروی است.
نقد و بررسی کتاب هرمنوتیک کتاب و سنت(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
ولایت و هستی شناسی اسلامی (Walåyah and Islamic ontology)
حوزههای تخصصی:
در مقالهٴ حاضر نویسنده بر آن است که نقش مفهوم «ولایت» در فلسفه وحدت وجود را توضیح دهد. «ولایت» در نظام فلسفی نظریهٴ اسلامی درباره وجود، حضوری عمیق دارد و علاوه براین، جنبهٴ فعّال این مفهوم، فلسفه وجود اسلامی را به حرکت درآورده و در طول تاریخ، تفکّر فلاسفه اسلامی را تحریک کرده است. مفهوم «ولایت» از سنّت فلسفی اسلام جدائی ناپذیر است و در سنّت های فلسفی دیگر دیده نمی شود.
بنابراین، بررسی فلسفی مفهوم «ولایت» ما را یاری می دهد نسبت به ماهیّت تفکّراسلامی دیدی درست حاصل کنیم.
متکلمان شیعه/ نوبختیان دانشمند بزرگ امامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نگاهى به برخى از دلایل معتقدان به سکولاریسم
منبع:
رواق اندیشه ۱۳۸۱شماره ۱۲
حوزههای تخصصی:
سکولاریسم، با تبیینها و تعریفهاى متعددش، بر کنار نهادن دین از صحنه سیاست و امور اجتماعى پاى مىفشارد . دین را امرى فردى تلقى مىکند و در حداقل کردن دامنه آن مىکوشد . این مکتب فکرى بر مبانى متعددى چون اومانیسم، تجددگرایى و اعتقاد به آزادى و آزاد اندیشى استوار است و در بیشتر عرصههاى بشرى نفوذ کرده است . نویسنده در این مقاله، پس از اشاره به مبانى سکولاریسم، به بررسى برخى از مهمترین استدلالهاى معتقدان به آن، مىپردازد .
ترجمان وحی (بررسی نقش پیامبر در فرایند نزول وحی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های بررسی وحی، فرایند نزول آن از نگاه دریافت کننده آن پیام است. برخی از دین پژوهان، پیامبر را فاعل وحی میدانند و وحی را حاصل نبوغ، تجربه یا روان پرهیاهوی او میپندارند. بنابر نظر برگزیده، پیامبران قوه ای مخصوص دارند که ابزار درک هاتف غیب است و از روی لیاقت به ایشان عطا شده است. آنان پیام الهی را به وسیله آن قوه میشنوند و بدون کاستی به زبان قوم خود ترجمه میکنند. این ترجمه کار پیامبر است؛ اما ازآنجاکه پیام الهی است و این قوه نیز هدیه ای الهی و خداوند خود عصمت وحی را ضمانت کرده است، سخن پیامبر همان کلام الهی است که در قالب کالبدهای زمینی تنزیل شده است. به نظر میرسد این بیان هم مورد تأیید متکلمان باشد و هم راه را بر اعتراض های دگراندیشان ببندد.
مدرنیته و قدرت انتخاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گمان شایع بر این است که مدرنیته به واسطه سهم شایانش در پیشرفت، قدرت انتخاب بشر را افزایش داده است. این تلقی که از جهاتی صائب نیز هست در این مقال، با دو پرسش مواجه شده است: مدرنیته به افزایش قدرت انتخاب «کدام انسان» کمک کرده و قدرت انسان را در «چه انتخابی» افزایش داده است؟ بررسی در مورد این دو پرسش، یک بار با تمرکز بر عناصر ممیز و مقوم مدرنیته در «مقام تعریف» انجام گرفته است و بار دیگر با تامل بر محدودیت آفرینی های مدرنیته و انتخاب های ممکن در «مقام تحقق». مقاله «مدرنیته و قدرت انتخاب»، پس از آوردن شواهدی در تایید مدعیات، به این نتیجه رسیده است که چون مدرنیته یک کل منسجم است و از معدود ایده ها و اندیشه های کلان در زندگی بشر که به تحقق درآمده و به جریانی هژمونیک و الگویی مورد غبطه و تاسی دیگران بدل شده است، دچار نوعی تمام گرایی، خاتمیت، انحصار و برتری جویی گردیده است و همین خصوصیات عارضی به اضافه برخی خصایص ذاتی، نظیر بی اعتنایی به مساله برابری و نادیده گرفتن دیگر ابعاد وجودی انسان، باعث شد به مانعی در برابر انتخاب های اساسی و شالوده شکن انسان معاصر بدل گردد.
تربیت جوان از دیدگاه معصومان علیهم السلام (2)
منبع:
فرهنگ کوثر ۱۳۷۸ شماره ۲۵
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام امام شناسی امامان معصوم
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت نظری تعلیم و تربیت و کودک، نوجوان و جوان
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تربیت تربیت دینی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی اخلاق و تربیت در روایات
بازخوانی دلایل عصمت امام و ارزیابی آنها از منظر اهل سنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیعیان و اهل سنت در مورد عصمت امام، مجادله فکری و مباحثه نظری پردامنه ای را رقم زده اند. اهل سنت برای امام متفقا عصمت را شرط نمی دانند و برای این ادعا غالبا اقامه دلیل نیز لازم نمی شمارند؛ اما شیعیان بالاتفاق به شرط عصمت اذعان دارند و با دلایل عقلی و نقلی به اثبات آن می پردازند. این نوشتار به بازخوانی و بررسی دلایل عصمت اختصاص می یابد و تلاش می کند با قرائت تطبیقی متون اصلی، ادله شیعیان در مورد عصمت امام و نقادی های اهل سنت در این باب را بازخوانی نماید، نقاط ضعف و قوت دیدگاه فریقین را برجسته و آشکار سازد و انتظار دارد که با شکافتن سطوح پیدا و پنهان استدلال ها و نقادی ها برای مخاطب فهیم و خواننده منصف حقیقت مساله را منکشف سازد.
دین در نگاه مارکس و شریعتی؛ نقد و بررسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همواره در طول تاریخ دین و مطالعات دین شناسی، جذاب و از موضوعات چالشی بوده است. هیچ جامعه ای را در طول حیات بشر نمی توان یافت که فاقد دین و یا پرستش باشد. ازاین رو، رویکردهای گوناگونی در عرصه های مختلف علمی برای مطالعات دین شناختی پدید آمده است؛ روان شناسی دین، جامعه شناسی دین، مردم شناسی دین، پدیدارشناسی دین، الهیات، فلسفه دین، مطالعات ادیان، کلام و کلام جدید. براستی ماهیت دین چیست، تفسیر رایج برگرفته از معارف ناب الهی کدام است، در رهیافت های گوناگون دینی، نوع تفسیر مارکسیستی از دین، چه مؤلفه هایی را مورد توجه قرار می دهد. در این میان، دکتر شریعتی به عنوان یک متفکر اجتماعی، چه رویکردی در تفسیر دین اتخاذ کرده است. افزون براین، مرحله آغازین دین بشر توحید بوده است و یا شرک؟
این مقاله، با رویکرد تحلیلی و اسنادی به بررسی، مقایسه و نقد نظریه دینی مارکس و شریعتی می پردازد. بر این اساس، شریعتی در تفسیر دین، به رهیافت مارکسیستی روی آورده، و مرحله آغازین دین بشر را شرک تلقی می کند که انبیاء و رسولان الهی برای دعوت به توحید و یکتاپرستی به سوی بشر فرستاده شده اند. این تلقی و نظریه دینی شریعتی ناصواب و با تفسیر رایج در معارف ناب اهل بیت علیه السلام ناسازگار است.
گذر از تعریف دین به شمولگرایى
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار، ضمن اشاره به معانى لغوى دین، با توجه به اقبال دوباره به دین و مباحث گوناگون دینپژوهى در عصر حاضر، مسأله ضرورت تعریف دین تبیین شده است.
مشکلات تعریف دین به شکلى جامع و مانع و زوایاى نگاه به دین از منظر درون و بیرون و خصوصیات هر کدام در بحث بعدى آمده است و تعاریف دانشمندان اسلامى و غربى گونهشناسى گردید.
در بخش بعدى سعى بر آن است تا با معرفى دین به وسیله «سِلم» و «انقیاد»، تعریف جامعى ارائه گردد که هم دین حق و هم ادیان باطل را در برگیرد. با این تعریف خیلىها که قاصرانه از معارف دین اسلام بهدوراند؛ اما در برابر خداوند تسلیم و منقادند، در محدوده دین وارد مىشوند و مىتوانند از این طریق به نجات و سعادت امیدوار باشند و اینگونه است که پل ارتباطى بین دو مسأله از مسائل جدید کلامى؛ یعنى تعریف دین و شمولگرایى، ایجاد مىشود.
در این نظریه از آیه «ان الدین عندالله الاسلام» و روایت «الاسلام هو التسلیم» و تعریف شهید مطهرى از دین، الهام گرفته شده است.
وحدت وجود از منظر علامه محمدتقی جعفری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام خداشناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات فلسفه تصوف و عرفان
شاید بتوان مهم ترین بحث از مباحث کلام، فلسفه و عرفان نظری را، بحث دربارة توحید و حقیقت آن دانست. در این بین دیدگاه ها و اختلاف نظرهای بسیاری بین اهل کلام و فلاسفه و عرفا وجود دارد که کتاب های بسیاری در این عرصه به آنها اختصاص داده شده است. اهل کلام و فلاسفه مشاء، به بینونت خالق و مخلوق رأی داده اند؛ متفکران اشراقی به نوعی وحدت معتقدند که کثرت را شامل می شود. مؤسس حکمت متعالیه به تبع فهلویون، وحدت تشکیکی و سپس به تبع اهل عرفان، نوعی از وحدت شخصی وجود را مطرح کرد. عرفا نیز وحدت شخصی وجود را رأی ادق می دانند. یکی از متفکران معاصر، یعنی استاد محمدتقی جعفری نیز در آثار خود به طور پراکنده به این مسئله پرداخته و در ظاهر امر به مخالفت های بسیار و اشکال های متعددی در مقابل دیدگاه وحدت وجود همت گمارده است. ما در این مقاله، ضمن طرح اشکال های ایشان، به بازسازی دیدگاه وی در زمینة «ارتباط خالق و مخلوق» پرداخته ایم و به این نتیجه رسیده ایم که باید به نظریات استاد جعفری در دو مقام توجه کرد. ایشان در مقام نخست با نگاه پانته ایستی به نقد «وحدت وجود» عرفا می پردازد، حال آنکه در ایستار دوم از حیات علمی خویش، به دیدگاه عارفان نزدیک شدند و وحدت شخصی وجود را پذیرفتند.
تطبیق آیه «لیس کمثله شیء» با حقیقت محمدیه از منظر اسما و صفات الهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسما و صفات الهی، و مظاهر آن در سه بعد معناشناختی، وجودشناختی، و انسان شناختی، یکی از مهم ترین مباحث عرفان نظری است. در آیات قرآن و روایات نیز از اسما و صفات الهی به عنوان روش تشبیهی تنزیهی شناخت حضرت باری تعالی یاد شده است و پژوهش گران همواره تلاش کرده اند رابطه و نسبت میان ذات و اسما و صفات الهی را تبیین کنند. در این ره گذر آیة «لیس کمثله شیء» از محکمات قرآنی به اسمی از اسمای قدوسی و سلبی اشاره مستقیم دارد. لذا وجوه مختلفی دربارة حرف «ک» درنظر گرفته شده است. از این آیه به روشنی دو تعبیر قابل استنباط است؛ این که حضرت رسول گرامی (ص) مظهر این اسم شریف است و دیگر این که به لحاظ فنی وجود «مثل» نیز بر حقیقت محمدیه و شخص حضرت رسول گرامی (ص) دلالت می کند، زیرا قبل از آن سخن از زوجیت به میان آمده است و کَاَن خداوند می خواهد همان طور که زوجیت را برای همه چیز اثبات می کند از حقیقت محمدیه و شخص حضرت رسول (ص) زوجیت را منتفی بداند.
فخر رازی بر سر دو راهی جبر و اختیار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسأله ی جبر و اختیار یکی از مسایل مهم در حوزه ی افعال الاهی است که همواره ذهن انسان ها را از ابتدای تاریخ تاکنون به خود مشغول داشته است. در این میان، جهمیه را طرف داران جبر محض، اشاعره را طرف داران جبر محض در یک مرحله و طرف دار کسب در مرحله ی دیگر، معتزله و قدریه را طرف داران اختیار محض و امامیه را طرف داران امر بین الامرین یاد کرده اند. بر این اساس، فخر رازی نیز به منزله ی یکی از برجسته ترین متکلمان اشعری، جبرگرا دانسته شده است.
نگارنده در این مقاله، با جست وجوی کامل در آثار فخر رازی، موضع وی در قبال نظریات فوق را به دست آورده و نشان داده است که فخر رازی نه یک جبرگرای محض است و نه یک اختیارگرای محض، بلکه ضمن قادر و مختار دانستن انسان از یک طرف، و قول به عمومیت قضا و قدر الاهی از طرف دیگر، سعی کرده است تا میان این دو قول جمع نماید، ولی با وجود آن که همواره در جست وجوی راهی میانِ جبر و اختیار بوده و برای فرار از جبر و توجیه اختیار و مسؤولیت انسان، همانند سایر اشاعره، به نظریه ی کسب گراییده، چون آن را ناتمام یافته، به نظریه ی امر بین الامرین روی آورده است. البته در تبیین این نظریه نیز توفیقی نیافته و آن را طوری تبیین نموده که به جبر منجر شده است. بنابراین به رغم اعتراف به اختیار انسان، بر سر دو راهی تردید میان جبر و اختیار باقی مانده، ضمن معرفی انسان به منزله ی مضطری در صورت مختار، قائل به غموض و پیچیدگی مسأله شده و افراد را از خوض در این مسایل غامض بر حذر داشته است.
تبیین فلسفی وحی از دیدگاه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابن سینا، از برجسته ترین متفکران مشایی جهان اسلام، تبیین ویژه ای از وحی ارائه داده است. از دیدگاه او، منشأ علوم وحیانی، عقل فعال است و نفس نبی بر اثر برخورداری از عقل قدسی، به عقل فعال متصل شده، معارف غیبی در نفس او منعکس می گردد؛ سپس این معارف دریافتی توسط قوة متخیلة نبی، محاکات می شود و به صورت جزئی و در قالب الفاظ، به حس مشترک نبی می رسند.
این نوشته سعی دارد ابعاد مختلف نظریة را در باب تحلیل وحی، با توجه به مبانی هستی شناختی و معرفت شناختی وی در آثار مختلفش واکاوی کند و نشان دهد که این فیلسوف چگونه از مبانی فلسفی مشایی خود در تبیین پدیدة کلامی همچون وحی بهره گرفته است.
وجود ذهنی از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله وجود ذهنی از مباحث دیرپای حوزه های فلسفه و کلام اسلامی محسوب می شود که در باب نحوه تحقق و تبیین علم نقش برجسته ای دارد. در این مقاله ضمن تأکید بر این که این مسئله از مسایل ابداعی در فلسفه اسلامی است، به دلایل اثبات وجود ذهنی با تکیه بر اندیشه صدرالمتالهین پرداخته شده است که از منظر ایشان، هر مقوله ای که به ذهن می آید به حمل اولی ذاتی ـ نه به حمل شایع صناعی ـ همان مقوله است و آنچه به عنوان مفهوم در ذهن ترسیم می شود، در حقیقت و ذات خود کیف نفسانی است. در نهایت دیدگاه های مطرح در باب وجود ذهنی در قالب نظریه حکماء، نظریه اضافه و نظریه شبح بیان گردیده و سپس مورد بررسی و نقد قرار گرفته است.