هدف از نگارش مقالة حاضر بررسی رابطة میان سواد رسانه ای با رضایت مندی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق از اخبار شبکه های سراسری و شبکه های ماهواره ای است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیة دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران شرق است که تعداد این افراد، 10610 نفر و نمونه آماری طبق فرمول کوکران 371 نفر است. جهت سنجش متغیرهای تحقیق از پرسشنامه ای با طیف 5 گزینه ای لیکرت که مشتمل بر 6 سؤال مربوط به رضایت مندی و 35 سؤال مربوط به ابعاد سواد رسانه ای و دارای دو بخش شبکه های داخلی و شبکه های ماهواره ای است، استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از پرسش نامه ها، ضریب همبستگی پیرسون (اسپیرمن) و روش رگرسیون خطی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که میان سواد رسانه ای با میزان رضایت مندی مخاطبان دانشجوی دانشگاه آزاد واحد تهران شرق از اخبار شبکه های سراسری و ماهواره ای رابطة مثبت و معنادار وجود دارد.
زمینه و هدف: تحلیل های جامعه شناسانه از ورزش، سویه های جنسیتی حاکم بر این پدیده اجتماعی را به قدر کفایت مورد تاکید قرار داده اند. با چنین رویکردی «هواداری فوتبال» برای زنان در وضعیتی که از حضور و تماشای مستقیم آن در ورزشگاه ها منع شده اند، به مثابه یک «مسئله اجتماعی»درخور تحلیل، در مقاله حاضر بررسی شده است. هدف نوشته، شناسایی شیوه بازنمایی سوژه زن در نظم گفتمانی و سلسله مراتب جنسیتی مسلط در گفتمان طرفداری از فوتبال در ایران، و به یک معنا توصیف، فهم و تفسیر گفتمان هایی است که درنسبت با مسئله ی «طرفداری زنان از فوتبال» وجود دارد. روش شناسی: این پژوهش، پژوهشی است کیفی مبتنی بر تحلیل متن. چارچوب تحلیلی حاکم بر داده های تحقیق نظریه تحلیل گفتمانِ لاکلائو و موف است. داده های حاصل از مصاحبه ها، گزارش ها، اظهارنظرها، و هر متن مرتبط به موضوع تحقیق، با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی و استراتژی نمونه گیری نظری/قصدمند، از میان متن های مرتبط با هواداری زنان از فوتبال و حضور زنان در ورزشگاه ها مورد تحلیل قرار گرفت. واحد تحلیل «گفتمان» و واحد مشاهده «متن» است. متن های انتخابی از سایت های برترین-ها، عصر ایران، پویش، خبر آنلاین، پارسینه، تابناک، هم صدا، کاپ، صفحه ی اینستاگرام ترانه علیدوستی و حانیه (از هواداران زن که به ورزشگاه راه یافته است) بود. یافته ها: نتایج پژوهش در سه سطح به شناسایی گفتمان دینی-سیاسی، گفتمان بین المللی و گفتمان حاضر در حوزه مدنی انجامید؛ ب گفتمان عینیت یافته یا همان گفتمان دینی-سیاسی با طرح هویت زن مسلمان به دنبال نفی شکل های دیگر زنانگی بوده و اصولاً طرفداری از فوتبال را برای زنان منتفی می داند.
این مقاله بخشی از مطالعه ای است که برای فهم قابلیت های شبکه های اجتماعی در توانمند شدن زنان در ایران انجام شده است. نتایج این مطالعه بنابراین جنبه کاربردی برای سیاستهای توسعه در ایران دارد. برای انجام این مطالعه با ۱۴ صاحبنظر در حوزه زنان، جنسیت و ارتباطات، مصاحبه عمیق انجام دادیم تا هم وضع موجود را بشناسیم و هم بتوانیم ظرفیت های بالقوه این شبکه ها را در جهت توانمند شدن زنان، شناسایی کنیم. یافته های تحقیق نشان می دهد شبکه های اجتماعی که شبکه سازی و سهولت در تبادل اطلاعات را تسریع می بخشند، پیامدهای قابل توجهی برای توانمند شدن زنان از جمله امکان خود اشتغالی، جسارت در اظهار خود، به اشتراک گذاری دانش و مهارت، افزایش خودآگاهی جنسیتی و روحیه مطالبه گری، بازاندیشی در هویت زنانه و ... را نیز به همراه دارند. با این وجود، به نظر می رسد دولت و نهادهای سیاست گذار در اعمال سیاستگذاری مناسب در جهت بهره وری از قابلیت های شبکه های اجتماعی هنوز به موفقیتهای لازم دست نیافته اند و با مقاومتی که ناشی از اتخاذ رویکرد سیاسی نسبت به این شبکه ها دیده می شود، ظرفیت های واقعی شبکه ها به هدر رود و جنبه های سطحی این شبکه ها از جمله تبادل عکس و متن و سرگرمی برای کاربران پر رنگ شود.
مقاله ای که در پی می آید با توجه به نقش های جدید فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در توسعه، به طرح مکاتب و رویکردهای نوین در سیاست گذاری و برنامه ریزی توسعه و جایگاه ICT در آنها می پردازد. این مقاله با تبیین مولفه های موثر در شکل گیری «جامعه معرفتی» به عنوان مبنای توسعه ارتباطات، وضعیت ارتباطات را در برنامه های توسعه ایران مورد مطالعه قرار می دهد و بر پایه آن بر اهداف و دستاوردهای برنامه چهارم توسعه تاکید می کند. بر پایه نتایج این تحقیق شاخص های بدست آمده در این برنامه در زمینه زیرساخت های ارتباطی و فناوری های اطلاعات و ارتباطات دست یابی به اهداف سند چشم انداز را با دشواری روبرو کرده است.
تشدید تنش های سیاسی در ایالات متحده در دهه ابتدایی قرن بیست و یکم و مواردی مانند ظهور ترامپ در سال 2016 و حمله مرگبار 6 ژانویه 2021 به کاپیتول هیل، موجب طرح این مسئله شده است که ریشه ها و زمینه های سیاسی و اجتماعی خیابانی شدن سیاست و رادیکالیزه شدن گروه های نخبگی و توده ای در جامعه آمریکایی چیست؟ بر این اساس در این مقاله تلاش شده است با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به این پرسش اصلی پاسخ داده شود که منابع اصلی و کانونی افول آمریکا چیست و چگونه می توان آنها را تبیین کرد؟ این پرسش از طریق چارچوب نظری الگوی تعامل چندجانبه پویا به بحث گذاشته شد تا مشخص شود در یک درهم کنش میان افول هنجارها و الگوهای رفتاری، زوال نهادهای سیاسی، پولی شدن سیاست، مؤلفه های اقتصادی و ستیزهای اجتماعی، فرآیند افول در آمریکا شکل گرفته است. درواقع این مؤلفه ها در این درهم کُنش، یکدیگر را تقویت و تکمیل می کنند و از تعامل پویای میان آنها، افول آمریکا ظهور می یابد. در چنین بستری امکان بازتنظیم دستورکارها و کارکردهای نظام سیاسی به امری دشوار تبدیل می شود.
تحولات گسترده در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در دهه های اخیر، بسیاری از تجربه های انسانی را تحت تأثیر خود قرار داده است. یکی از مهم ترین این تحولات، حاکم شدن منطق رسانه های ارتباطی بر سیطره زندگی مدرن است که بسیاری از سنن جوامع را با چالش جدی روبرو نموده است. سبک زندگی و تجربه فراغت یکی از حوزه هایی از زندگی اجتماعی انسان مدرن است که تحت تأثیر رسانه های ارتباطی، تغییراتی را تجربه نموده است. مقاله حاضر در همین راستا، به دنبال بررسی تجربه فراغت جوانان در بستر رسانه های ارتباطی است. به عبارتی دیگر، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیرات رسانه های ارتباطی بر تجربه فراغت جوانان می باشد. روش پژوهش از نوع کیفی و ابزار پژوهش، مصاحبه روایی می باشد که طی آن با 35 نفر از دانشجویان دانشگاه مازندران مصاحبه روایی صورت گرفته شده است.
یافته های پژوهش نشانگر این مسئله است که مناسبات قدرت رسانه ای و ایدئولوژی نهفته در آن که «متن تجارت محور» را رمزگذاری می کند، تجربه فراغت جوانان را تحت تأثیر قرار می دهد. تجربه رسانه ای فراغت، سبب تضعیف ارتباطات واقعی گشته و ارتباطات را به درون شبکه های سایبری انتقال می دهد. تجربه فراغت در چنین حالتی، بیشتر از آنکه جمعی باشد، نوعی تجربه فردی است. رسانه های ارتباطی درحالی که خود ابزاری برای کنترل فراغت محسوب می شوند، می توانند ابزاری هم برای مقاومت باشد و سبب احساس رهایی (هر چند ظاهری) در جوانان گردد. چنین تجربه ای می تواند به عنوان رها شدن از زندان روزمرگی معنا پیدا کند. رهایی ذهنی تنها به معنای فارغ شدن از مشغولیت های روزمره نیست، بلکه اختیار انتخاب فراغت نیز قابل توجه است
جریان تصوف در دو اصل بیان شده، از آن جمله یکی پاکی درونی صوفی که عبارت از قلب بوده برای خداوند. در مرحله دوم باید یک صوفی در مرتبه ای اتحاد به وجود خداوند برسد. بناً برخی از صوفیان به همین دلیل به یکی از جلوه ای مهم زندگی انسان که ازدواج بوده، کم تر توّجه نموده دوری می کردند، درحالی که ازدواج و تشکیل خانواده برای ادامه نسل بشر اهمیت خاصی در اسلام دارد؛ این عده ای از صوفیان که نسبت به ازدواج و تشکیل آن کم علاقه بوده اند، به دلیل بعضی از الزامات خانوادگی بوده اند. از جمله این که محبت زن و فرزند را مانع بین خود و خداوند می دانستند. به باور آن ها مشغله ی ازدواج باعث می شده، که به حب خداوند متعال کوتاهی صورت گیرد. روش کار در این مقاله، بررسی علل نگرش منفی نزد برخی صوفیان خراسان از قرن دوم تا قرن پنجم با روش تحقیق توصیفی- تاریخی است، و البته توضیح و تشریح این نکته که یکی از مبنای ازدواج نکردن آن ها، رابطه باخدا و اهمیتی که داشته و نمی خواستند بین این رابطه مانعی ای قرار گیرد و آن رابطه، باعث گسست رابطه باخدا شود.