در این پژوهش به بررسی بازنمایی تحولات سوریه در برخی از روزنامه ها و منابع خبری غرب پرداخته شده است. رویکرد مورد استفاده در این پژوهش، رویکرد تامپسون (1990) است که پنج روش کلی عملکرد ایدئولوژی را به همراه تعدادی راهبردِ ترسیم نمادین متناسب با آن ها بیان می کند. در بررسی و تحلیل متون، مشخص شد که روش های مورد استفاده در متون عبارت اند از: مشروع سازی، پنهان سازی، چیزوارگی و چندپارگی؛ راهبردهای به کاررفته نیز عقلانی سازی، افتراق، مجهول سازی، اسم سازی، حسن تعبیر و نامطلوب زدایی بودند .
روزنامه ها و منابع بررسی شده بر اساس دیدگاه ها، ایدئولوژی ها و اهداف مورد نظر خود ، به توصیف رویدادهای سوریه پرداخته اند و بر تقسیم بندی و قطب بندی افراد و گروه ها اصرار ورزیده و آن را تشدید می کنند و این یعنی واقعیت در این منابع تحریف شده است.
"نویسنده در این مقاله میکوشد تا نشان دهد فهم متن مجموعههای تلویزیونی، حاصل عملکرد کدام نظامهای نشانهای است و در این میان نقش نظام نشانههای زبانی را برجسته میکند.
وی ابتدا نظامهای نشانهشناختی را به چهار گروه: تصویری، حرکتی، موسیقایی و زبانی تقسیم میکند و سپس با توصیف رمزگانهای فرعی زبان و رمزگانهای پیرازبانی نمونههایی از دلالتهای زبانی و پیرازبانی را در مجموعههای تلویزیونی مختلف ایرانی به عنوان شاهد ذکر میکند.
وی در ادامه به شرح متن تلویزیونی و دلالتهای معنایی در آن میپردازد و در پایان مقاله برخی اشکالات زبانی را در مجموعههای تلویزیونی داخلی برمیشمرد و راهکارهایی برای رفع آنها ارائه میکند.
"
هدف اصلی مورد بررسی در این مقاله بررسی ساخت رابطه ای به عنوان یکی از مؤلفه های ساخت اجتماعی بازار بزرگ تهران است. ساخت رابطه ای؛ آن ساخت اجتماعی است که دربرگیرنده خود روابط و مناسبات اجتماعی در بازار است و در حکم الگوی روابط متقابل میان بازاری ها در نظر گرفته می شود. برای بحث ساخت رابطه ای از نظریه های شبکه های اجتماعی استفاده شده است. نظریه شبکه های اجتماعی از جمله نظریه های معاصر در جامعه شناسی اقتصادی است. از این نظریه برای مطالعه پیوندهای شبکه ای بازار و بررسی تغییرات ایجاد شده در ساخت رابطه ای و کارکرد اقتصادی بازار تهران بهره گرفته شده است. روش مورد استفاده پیمایش، ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد شده، حجم نمونه 200 نفر است. یافته های این تحقیق نشان می دهد به طور کلی دگرگونی هایی در ساخت اجتماعی و کارکرد اقتصادی بازار تهران پدید آمده و روابط بین کنشگران و قواعد حاکم بر آن در سطح درونی (شامل روابط بین فردی، میانی و انجمنی) با تغییر مواجه شده است.
این مقاله به تجزیه و تحلیل برنامه شخصیت هفته شبکه تلویزیونی ای بی سی در بخش خبر شامگاهی این شبکه در دورهای 5 ساله اختصاص دارد که هدف از آن معرفی شخصیتهای برجسته و ارزشهایی است که رسانههای جریان اصلی (Mainstream)در امریکا آنها آنها را تائید و تبلیغ میکنند. بیشتر افراد و شخصیتهایی که در این برنامهها معرفی شدهاند در آمریکا زندگی میکنند و اغلب سیاستمدار یا شخصیتهای عرصه هنر هستند و بیشتر آنها را مردان سفیدپوست و افراد سرشناس تشکیل میدهند. ارزشهای امریکایی، همچون فردگرایی، قهرمان پروروی، سرمایهداری و میهندوستی در برنامههای شخصیت هفته مورد تجلیل قرار گرفتهاند. زنانی که برای معرفی در برنامه شخصیت هفته برگزیده شدهاند در مقایسه با مردان از شهرت کمتری برخوردار بوده و بیشتر درزمینه فعالیتهای اجتماعی و مراقبت از دیگران فعال بودهاند. افراد سیاه پوست در مقایسه با سفیدپوستان از طبقات محروم جامعه برخاستهاند و ازجمله افرادی هستند که برای اولین بار رتبه خاص را به دست آورده و بیشتر مشغول فعالیتهای اجتماعی هستند. از خود گذشتگی به ویژه در مواقعی که زنان دارای این ویژگی بودهاند یکی از ارزشهای برجسته به حساب آمده است.
گسترش ابزارهای ارتباطی، روستا را هم مانند شهر دچار تغییر ارزشی کرده است برهمین اساس مقاله ی حاضر به مقایسه ی تأثیرات استفاده از فضای مجازی بر نظام ارزشی خانواده ها در شهر و روستا پرداخته که به صورت پیمایشی و با استفاده از نمونه گیری سهمیه ای و بهره گیری از پرسش نامه ی محقق ساخته، با تکیه بر نظریات نظریه پردازانی چون اینگلهارت و آلپورت صورت گرفته است. جامعه ی آماری را افراد بالاتر از 15 سال شهر اصفهان و روستاهای اطراف تشکیل می دهند. متغیر مستقل فضای مجازی و متغیرهای وابسته نظام ارزشی خانوادگی و دینی است. نتایج نشان می دهد تأثیر استفاده از فضای مجازی، بر نظام ارزشی افراد در شهر و روستا های مورد مطالعه متفاوت است؛ که دلیل آن تعدد منابع ارزشی است که افراد به دلیل وسایل ارتباطی امروزی در معرض آن قرار می گیرند. نتیجه ی مقایسه ی میانگین نظام ارزشی دینی و خانوادگی نشان می دهد که استفاده از فضای مجازی در خانواده های شهری از روستایی بالاتر است. آزمون تفاوت میانگین در دو گروه مستقل نشان می دهد که بین خانواده های شهر و روستا در نظام ارزشی خانوادگی و دینی و استفاده از فضای مجازی تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین بین میزان استفاده از فضای مجازی و نظام ارزشی خانوادگی رابطه ی معکوسی وجود دارد.
امروزه بیماری های عفونی و مسری جای خود را به بیماری های مزمن و غیرواگیر داده اند. بنابراین به رهیافتی نو در حوزه سلامت نیاز است تا فرد از این بیماری ها در امان ماند. این رهیافت، اتخاذ سبک زندگی سالمی است که از یک سو بر مسؤول بودن فرد تأکید می کند و از سوی دیگر، نیاز به کسب دانش کافی در حوزه سلامت را خاطر نشان می کند. وسایل ارتباط جمعی به عنوان یکی از منابع اصلی کسب اطلاع، می توانند دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور را در بین مخاطبان ارتقا دهند. این پژوهش، با آزمون رگرسیون چند متغیر و سپس تحلیل مسیر مدل تحقیق، نقش رسانه ها را با حضور سه متغیر کاربرد رسانه ای، احساس نیاز به راهنمایی و موقعیت اجتماعی- اقتصادی، در برجسته سازی سبک زندگی سلامت محور مطالعه کرده است. روش تحقیق در این بررسی کمّی و در قالب پیمایش و پرسشنامه تحقیق تکمیل شده است. سنجش اعتبار پرسشنامه به دو روش سازه ای و صوری و سنجش پایایی به روش های آلفای کرونباخ و آزمون- آزمون مجدد صورت گرفته است. جامعه آماری تحقیق، افراد 40 سال به بالای شهر کرمانشاه است. روش نمونه گیری تحقیق، نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و حجم نمونه 400 نفر است. براساس نتایج پژوهش، رسانه ها با برجسته سازی سبک زندگی سلامت محور، دانش مخاطبان را در این زمینه ارتقا می دهند. البته تأثیر رسانه های چاپی بیش از رسانه های الکترونیک است و وقوع برجسته سازی نیز در بین مخاطبان، از جهت حس نیاز به راهنمایی متفاوت است. همچنین برخورداری از موقعیت اجتماعی- اقتصادی بالاتر، هم حس نیاز به راهنمایی بیشتر را در بین مخاطبان برمی انگیزد و هم میزان کاربرد رسانه را افزایش می دهد. حاصل چنین اختلافی، تفاوت در برخورداری از دانش مرتبط با سبک زندگی سلامت محور است .
هرگاه موضوع مخاطب رسانه بهمیان میآید. معمولا فقط مخاطبان رسانه رادیو و تلویزیون در ذهن تداعی میشود درحالی که رسانههای مکتوب نیز سهم عمدهای در اطلاعرسانی،ارتقای سطح آگاهیهای جامعه، ارائه اخبار و تحلیل های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارند. دراین نوشتار، موضوع مخاطب از دیدگاه فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی مورد توجه قرار گرفتهاست و ضمن توصیف ویژگیهای سیستم های ارتباطی سعیشده است تفاوتهای نگرش به مخاطب از دو دیدگاه رسانه یکسویه پخش همگانی و سیستمهای چند رسانهای تعاملی بررسی شود. به عبارت دیگر، نگارنده در پیآن است که جایگاه و نقش مخاطب را در سیستمهای ارتباطی تبیین سازد. آن دسته از مشخصات فناوریهای رسانهای که به نحوی به مخاطب مربوط میشوند، مبنای این بررسی را تشکیل خواهند داد.