ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۰۴۱ تا ۱۲٬۰۶۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
۱۲۰۴۴.

علیت تاریخی ( دیدگاه کالینگوود و اوکشات )

کلیدواژه‌ها: فلسفه ی تحلیلی تاریخ علیت تاریخی تبیین تاریخی کالینگوود اوکشات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹۷ تعداد دانلود : ۱۶۴۳
در این جستار کوتاه، ضمن تفکیک مساله ی مفهومی علیت تاریخی از مساله ی معرفت شناختی، جایگاه این دو مساله در فلسفه ی تحلیلیِ تاریخ، مورد بررسی قرار گرفته و در ارتباط با مساله ی تبیین تاریخی، دیدگاه دو فیلسوف برجسته ی تاریخ که هر دو به نحله ی ایده آلیستی تعلق دارند، به اختصار آورده شده است. کالینگوود، با تمایز بین سه معنای علت در علوم تجربی، زندگی عملی و تاریخ، علت را در تاریخ، به معنای دلیل می گیرد و تبیین رویدادهای تاریخی را در گرو فهم اندیشه ی فاعلان آن رویدادها و از طریق بازاندیشی و بازسازی ذهنی آن ها توسط مورخ می داند. اوکشات، با تاکید بر جنبه ی منحصر به فرد بودن رویدادهای تاریخی، تبیین آن ها را نه به وسیله ی تعمیم، بلکه با ذکر جزئیات هر چه بیش تر به طوری که در سلسله رویدادهای مرتبط با هم، هیچ خلا و فروافتادگی باقی نماند، می داند و از این رو «علت» را مفهومی زائد و غیرضروری دانسته و از حوزه ی پژوهش تاریخی، طرد می کند.
۱۲۰۴۶.

مقایسه روش تحلیل فلسفی استاد مطهری در اخلاق و روش پدیدار شناسی هوسرلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادراکات اعتباری تعلیق اطلاق دوام پدیدارهای آگاهی ((من)) علوی تعابیر اخلاقی بین الاذهان کلیت

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای پدیدارشناسی
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه اخلاق
  3. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه اندیشه های فلسفی در ایران معاصر
تعداد بازدید : ۳۴۹۵ تعداد دانلود : ۱۶۰۱
هوسرل جهت تحلیل آگاهی ما از امور فلسفی روش پدیدار شناسی را ارائه کرد که امروزه در بسیاری از حوزه های معرفت مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله با بین مراحل چهارگنه روش پدیدارشناسی هوسرلی، و مقایسه آن با تحلیل فلسفی استاد مطهری از اخلاق، نشان داده می شود: عناصر نفی مثل افلاطونی و مقولات ارسطویی در مفاهیم اخلاقی نزد شهید مطهری با تعلیق حکم نزد هوسرل، و اعتباری بودن تعابیر اخلاقی نزد شهید مطهری با تاویل آن به پدیدارهای آگاهی نزد هوسرل، تحلیل تعابیر اخلاقی به ((من)) علوی نزد شهید مطهری با ماهیت بخشی به عناصر آگاهی نزد هوسرل و نهایتا تحلیل کلیت، دوام و اطلاق تعابیر اخلاقی به اشتراک انسان ها در ((من)) علوی نزد شهید مطهری با دستیابی به عینیت پدیدارهای آگاهی در چارچوب روابط بین الاذهانی نزد هوسرل قابل مقایسه است.
۱۲۰۴۷.

‌نظریة‌ علامة‌ طباطبایی‌ در مورد نفس‌الامر(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه اندیشه های فلسفی در ایران معاصر
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی متافیزیک
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی هستی شناسی مباحث وجود
تعداد بازدید : ۹۴۱۲
مسأله‌ «نفس‌الامر» از جهتی‌ در مباحث‌ هستی‌شناسی‌ و از جهتی‌ دیگر در مباحث‌ معرفت‌شناسی‌ مطرح‌ می‌شود. انسان‌ رئالیست‌ و حقیقت‌جو که‌ حقیقت‌ را عبارت‌ از «تطابق‌ اندیشه‌ با واقع‌ و نفس‌الامر» می‌داند، گریزی‌ از تحلیل، تبیین، اثبات‌ و درنهایت‌ پذیرش‌ آن‌ ندارد. در کلام‌ مرحوم‌ علامه‌ طباطبایی‌ «نفس‌الامر» بر دو معنای‌ اخص‌ و اعم‌ اطلاق‌ شده‌ است. معنای‌ اخص‌ که‌ در کلام‌ ایشان‌ از آن‌ به‌ امور نفس‌الامریه‌ تعبیر شده‌ است‌ لوازم‌ عقلی‌ ماهیات‌ می‌باشد که‌ مفاهیم‌ اعتباری‌ (معقولات‌ ثانی‌ فلسفی‌ و منطقی) و قضایای‌ مؤ‌لف‌ از آنها را دربر می‌گیرد و معنای‌ اعم‌ عبارت‌ است‌ از ثبوتی‌ که‌ اعم‌ از ثبوت‌ واقعی‌ و ثبوت‌ اعتباری‌ است. ثبوت‌ اعتباری‌ که‌ توسط‌ ذهن‌ با دو توسعة‌ پی‌درپی‌ صورت‌ می‌گیرد شامل‌ ماهیات‌ و همة‌ مفاهیم‌ اعتباری‌ (معقولات‌ ثانی‌ فلسفی‌ و منطقی) می‌شود. این‌ دو ثبوت‌ مجازی‌ و قرضی‌ نیستند بلکه‌ اضطراری‌ و ریشه‌دار می‌باشند. حاصل‌ آنکه‌ طبق‌ نظریه‌ ایشان‌ این‌ ثبوت‌ عام‌ و فراگیر که‌ هم‌ شامل‌ وجودهای‌ خارجی‌ و احکام‌ آنها است، هم‌ شامل‌ ماهیات‌ و احکام‌ آنها است‌ و هم‌ شامل‌ مفاهیم‌ انتزاعی‌ فلسفی‌ و عدمی‌ است، همان‌ «نفس‌الامر» است.
۱۲۰۴۹.

شرح و نقد آراء «لایب نیتس» درباره رابطه نفس و بدن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نفس جوهر علیت مناد پدیدار خوش بنیاد هماهنگى پیشین بنیاد علت موقعى

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی عصر جدید دکارت تا کانت عقل باوری ( قرون 16 و 17)
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه ذهن
تعداد بازدید : ۳۰۴۹۰
در این مقاله این مسأله مورد بحث قرار گرفته است که نفس و بدن در فلسفه لایب نیتس از یک جنسند یا نه؟ و آیا در یکدیگر تأثیر و تأثر دارند و انطباق آنها چگونه تبیین مى‏شود؟ به بیان دیگر، آراء لایب نیتس درباره ارتباط نفس و بدن بررسى و نقد شده است. به این منظور برخى مقالات لایب نیتس، بویژه منادولوژى و گفتار درباره مابعدالطبیعه و بعضى از نامه‏هاى او مانند نامه‏هاى او به کلارک و آرنو و همچنین آثار شارحین او از قبیل شرح لاتا، راسل و ایشیگورا به دقت مطالعه و مطالب مربوط به رابطه نفس و بدن استخراج و سپس تجزیه و تحلیل و نقد شده و نتایج زیر به دست آمده است: 1ـ از نظر لایب نیتس نفس و بدن هر دو از یک جنسند؛ نفس مناد حاکم و بدن مجموعه بى‏نهایت منادهاى تابع است، اما با این نظریه لایب نیتس نمى‏توان موافقت کرد، زیرا هیچ برهان صحیحى براى اثبات مناد وجود ندارد و لازمه منادِ حاکم بودن نفس این است که در برخى موارد بدن باید نفس محسوب شود. 2ـ نفس و بدن در فلسفه لایب نیتس هیچ گونه تأثیر و تأثرى بر یکدیگر ندارند و انطباق آنها صرفاً با اصل هماهنگى پیشین بنیاد تبیین مى‏شود، ولى این نظریه مستلزم قول به جبر و از دست رفتن بهترین دلیل اثبات نفس است. 3ـ ترکیب نفس و بدن در سطح منادها انضمامى و در سطح پدیدارها اتحادى است و صحت این نظریه بر صحت نظریه مناد و تعریفى مبتنى است که لایب نیتس در مورد نفس و بدن ارائه کرده است. 4ـ نفس براى تمام بدن حاضر است، اما حضور آن به معناى انتشار نیست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان