فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۱۸۱ تا ۱۰٬۲۰۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
هرمنوتیک مکان و موضوع جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلسفه به مثابه دانش بنیادی وجود و دانش بنیادی همه دانش ها، همه دانش ها و از جمله دانش های علوم انسانی و نیز دانش جغرافیا را با پرسش های خود مشروط می سازد. ایده های کلی فلسفی یقین و یا عدم یقین نهفته در جهات قضایا را به دامن گزاره های جغرافیا سرایت می دهد. دامنه تردیدهای فلسفی و جهان بینی های متزلزل می تواند پایه و اساس احکام و قضایای جغرافیایی را در معرض تردید بگذارد.
ما درباره یقین مطلقی که در مفهوم مکان محض یا فضای محض نهفته است دلایلی را در فریده مکانیه و عرشیه مکانیه و مقالات دیگر بیان کرده ایم. بداهت مفهوم مکان به گونه ای است که برخلاف مفاهیم مادر فلسفی همچون وجود، حقیقت، اندیشیدن درباره مکان و پرسش از آن چونان سوبستانس یا جوهر، یگانه راه نجات بن بست ها و دشواری های آگاهی انسانی و مسایل حل ناشدنی فلسفی و نیز معضل ها و تردیدهای نهفته در موضوع علم جغرافیا است.
نظر به جوهریت فضا و مکان راهنمای ما در کشف ماهیت مکان های متعین و مشخص و جزیی است که موضوع دانش جغرافیا، از زمان بطلمیوس است. در دانش های جغرایایی اعم از تقسیم وارنیوسی دانش های جغرافیایی اعم از مکان وفضای طبیعی و یا انسانی موضوع یگانه جغرافیاست و ارجاع به این موضوع و اعتراف بدان توسط جغرافیدانان و نظریه پردازان بزرگ با علاقه ها و گرایش های گوناگون فکری و فلسفی موجب حفظ دانش جغرافیا به مثابه دانشی یگانه و نه متفرق گردیده است. جغرافیا دانشی است که به دلیل انضمامی بودن آن بیش از دانش های رقیب تاریخی دارای احکام و گزاره های علمی مستند و قابل اعتماد و به دور از شائبه است و با درک مقام و مکاتب موضوع بی بدیل جغرافیا می توان گفت آرزو و فرض دیرینه استرابو یعنی این که جغرافی دان مانند یک فیلسوف است ـ پیشاپیش تحقق یافته است.
پیشینه و بنیادهای اخلاق در ایران و جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اخلاق، در طول تاریخ همواره دستمایه شگرف اندیشمندان بوده است اما آنچه که در پی اندیشه در باب مباحث صرف عقلانی اخلاق جلوه گر می شود فایده این مباحث است تا سبب پذیرش آن از سوی مخاطب گردد. تمامی ادیان از دیرباز تا کنون با مشابهت هایی اخلاق را با الهیات پیوند دادند تا الزام بیشتری برای پیروان خود در تبعیت از آن ایجاد نمایند. در پیشرفت جوامع، قانون پا به پای اخلاق پیش آمده که گاه تضادی میان آن دو متصور می شود در حالی که هر دو مکمل یکدیگر برای اصلاح جامعه اند. از سوی دیگر، اگر از دایره آدمیت پا فراتر نهیم در می یابیم سایر جانداران نیز به اخلاقیاتی پایبند هستند که یا به طور غریزی یا به گونه تجربی و بسیار محدود بدان عمل می نمایند. در مقاله حاضر به موضوعات مذکور پرداخته می شود.
فلسفه و آینده/ریچارد رورتی
زشتی
سفر ویتگنشتاین از افلاطون تا سقراط، بر اساس نقشه کالینگوود
منبع:
زیباشناخت ۱۳۸۶ شماره ۱۷
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه تحلیلی آباء فلسفه تحلیلی
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه تحلیلی عبور از پوزیتیویسم منطقی
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه هنر
- حوزههای تخصصی هنر و معماری گروه های ویژه هنر و فلسفه
سقراط که بود؟
کدام مخاطب؟ (درباره فردید و زمانه اش)
حوزههای تخصصی:
فردید فیلسوف بود
حوزههای تخصصی:
عرفان سرخپوستی کارلوس کاستاندا
حوزههای تخصصی:
پایه های اخلاق: سرشت، نیاز، و افعال اختیاری
حوزههای تخصصی:
یکى از مهم ترین مباحث فلسفه اخلاق این است که خاستگاه اخلاق کجاست؟ و به عبارت دیگر، اخلاق برچه امر یا امورى مبتنى است؟ در این باره، نظریه هاى متفاوتى همچون نظریه مبتنى بر قانون طبیعى، نظریه مبتنى بر سرشت انسان، نظریه مبتنى بر نیازها، و نظریه مبتنى بر توافقات میان اشخاص ارائه شده است. برخى از این نظریه ها همچون نظریه مبتنى بر توافقات، داراى اشکالات اساسى بوده، از عهده تبیین تجارب اخلاقى برنمى آیند. برخى همچون نظریه مبتنى بر سرشت انسان با سؤالات جدّى مواجه است. ولى به نظر مى رسد مى توان تقریرى از آنها ارائه داد که از عهده همه دشوارى ها موفق بیرون آید. نظریه مختار در این مقاله داراى مشترکات زیادى با نظریه دوم و سوم بوده و در واقع، از امتیازات هر دو نظریه برخوردار است و در عین حال، سعى مىکند به اشکالات واردشده به آنها پاسخ گوید. این مقاله، علاوه بر تبیین ماهیت «امر اخلاقى» و تفاوت آن با آداب و رسوم، به خاستگاه اخلاق پرداخته و ضمن نقد دیدگاه کسانى که «حبّ ذات» را یگانه انگیزه اصیل انسان مى دانند، سعى مىکند جایگاه میل هاى اصیل انسانى در شکل گیرى اخلاق و فرایند تصمیم گیرى اخلاقى را تبیین کند. در این مقاله، همچنین عوامل دخیل در داورى اخلاقى از یکدیگر بازشناخته و توضیح داده شده است که چگونه مفاهیم اخلاقى از ملاحظه رابطه میان سرشت انسان، افعال و صفات اختیارى و تأثیرات مثبت یا منفى آنها بر وى انتزاع مى شوند.