ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۹۸۱ تا ۱۵٬۰۰۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۴۹۸۱.

Understanding Brain Rot: a processual and philosophical analysis through Avicenna’s hierarchy of intellect(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۵
This study explores the concept of brain rot and its correlation with Avicenna’s four stages of intellect, offering a philosophical and normative perspective on cognitive decline in the digital age. By mapping the stages of brain rot—excessive exposure to digital content, mediating factors, cognitive dysfunction, and chronic cognitive decline—onto Avicenna’s hierarchy, this study reveals how digital overstimulation hinders intellectual progression. The research highlights the stagnation of cognitive faculties, from the passive, unactualized state of ʿAql Hayūlānī (potential intellect) to the irreversible decline seen in ʿAql Mustafād (acquired intellect). Mediating factors such as digital addiction, information overload, and mental fatigue exacerbate this stagnation, preventing the activation of higher cognitive functions and reflective reasoning. The study also integrates recent literature on brain rot and digital dementia to provide empirical support for the mapping process, demonstrating how excessive digital exposure disrupts intellectual growth and rational autonomy. These findings suggest the need for philosophical reflection on cognitive decline and underscore the importance of addressing the challenges posed by digital media in fostering intellectual engagement and development.
۱۴۹۸۲.

واکاوی بازتاب های هولوکاست در الاهیات، سیاست، فرهنگ، اجتماع و رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۱
نویسندگان نخست به واکاوی پیامدهای الاهیاتی هولوکاست و تکاپوی فکری اندیشمندان برجسته ای چون مارتین بوبر، آبراهام یاشوا هشل، الیعزر برکوویتس و مردخای کاپلان در مواجهه با این چالش می پردازند. بازاندیشی این متفکران، از تأکید بر «کسوف خدا» و «پاتوس الاهی» گرفته تا بازتفسیر «هِستِر پانیم» و «معنای تاریخ»، بیانگر عمق بحران در الاهیات یهودی است. با این حال، بازتاب های هولوکاست از الاهیات فراتر رفته و به مثابه گسستی تمدنی پیامدهای ژرفی در عرصه سیاست، فرهنگ و هنر، اجتماع، آموزش و رسانه به همراه داشته است. از پیامدهای سیاسی هولوکاست می توان به بحران مشروعیت دولت مدرن، زمینه های تکوین صهیونیسم، و کاربرد مناقشه برانگیز و ابزاری اتهام یهودستیزی در گفتمان های سیاسی معاصر اشاره کرد. چالش بازنمایی آن در فرهنگ و هنر، فروپاشی اعتماد و همبستگی اجتماعی، سیاست زدگی دانش در نهادهای آموزشی، و نقش دوگانه رسانه ها در شکل دهی به حافظه جمعی از دیگر پیامدهای هولوکاست در عرصه های مختلف است. نویسندگان با تحلیلی بینارشته ای نشان داده اند فهم عمیق هولوکاست و پیامدهای پایدار آن مستلزم نگرشی فراتر از تحلیل های تک ساحتی است و ازاین رو بر پیوندهای متقابل و اغلب مغفول مانده ابعاد چندگانه این رخداد و بازتاب های گسترده و معاصر آن در سپهرهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تأکید کرده اند.
۱۴۹۸۳.

ارتباط معیارهای انتخاب بهترین تبیین با واقع نُمایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۸
بر اساس صورت بندی فلاسفه علم از استنتاج بهترین تبیین، فرضیه ای که بهترین تبیین را برای پدیده ها و شواهد موردنظر ارائه دهد، احتمالاً صادق است. یکی از اشکالات مطرح شده درباره این استدلال «ایراد صدق» است. بنا بر این اشکال، پرسیده می شود که بر چه اساسی نتیجه استنتاج بهترین تبیین احتمالاً ما را به صدق و واقع می رساند؟ آیا معیارهای گزینش بهترین تبیین صدق رسان و واقع نُما هستند؟ در این نوشتار با رویکردی توصیفی، تحلیلی و انتقادی، در گام اول به بررسی رابطه مشهورترین معیارهای استنتاج بهترین تبیین با واقع نُمایی می پردازیم و در ادامه نشان می دهیم که هیچ یک از آنها نمی توانند ملاک واقع نمایی باشند؛ گرچه برخی از آنها مانند «کفایتِ تجربی» و «وحدت بخشی» توان راهنمایی ما به سوی ملاک واقعی صدق را دارند. در گام دوم، به کمک مباحث حساب احتمالات، به ویژه مباحث ارزشمند شهید صدر در باب توجیه گزاره های غیریقینی (یقین منطقی)، به معرفی «احتمال معرفت شناختی» می پردازیم و بر اساس آن، برای نخستین بار، ملاک واقعی توجیه و صدق احتمالیِ بهترین تبیین را با عنوان «محتمل ترین تبیین از لحاظ احتمال معرفت شناختی» ارائه می دهیم.
۱۴۹۸۴.

From Nothing to Existence: quantum vacuum in light of the fundamentality of existence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۵
The emergence of the universe from "Nothing" continues to be one of the most challenging questions in both physics and philosophy. Lawrence Krauss, in his theory, identifies the quantum vacuum with "Nothing" and attempts to explain the Cosmogenesis without invoking a metaphysical cause. This study, drawing on the Fundamentality of Existence (FOE) in Mulla Sadra’s Transcendent Philosophy (al-hikmah al-muta‘āliyah), shows that the quantum vacuum possesses an ontological reality rather than being absolute Nothingness. According to Sadrian ontology, the quantum vacuum may be considered the weakest level of Existence within the gradational hierarchy of Existence (However, one may also argue—based on its proximity to immateriality and potentiality—that it paradoxically resembles a higher ontological intensity closer to Divine Simplicity. This dual reading remains open to further exploration). Furthermore, this paper critically examines Krauss’s assertion that physical laws alone suffice to account for the Cosmogenesis. From the perspective of the Fundamentality of Existence, physical laws are merely descriptive and contingent rather than self-sufficient causes. Thus, the Sadrian framework provides a deeper metaphysical foundation, revealing the limitations of Krauss’s scientific explanation and affirming that the cosmogenesis ultimately necessitates a cause beyond physical laws.
۱۴۹۸۵.

نسبت تکوینی و تأویلی علوم انسانی با امانیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۶
نوشتار حاضر به نسبت علوم انسانی با امانیسم می پردازد و از دیدگاهی هایدگری آن را تکوینی و تأویلی تحلیل می کند. مقدمه بنیان تاریخی این نسبت را یادآور می شود، که چگونه علوم انسانی در آغاز دوره جدید با امانیسم و «ستودیا هومانیتاس» بالید. بخش دوم ابتنای امانیسم بر شئون وجودی امانیست ها را نشان می دهد: بحران های اواخر قرون وسطی بودونبود آنان را به خطر نابودی کشاند و امانیست ها را واداشت ازنو موجود درطورکلی را به پرسش بگیرند و ازنو مقام خویش را در میانه موجودات بجویند، تا ازنو به عقل و علم خویش و به رشته های برآمده از آن نیز سروسامان بدهند. بخش سوم همین واقعه هستی شناختی و فهم نو از موجود را به معنای تأویل شان می گیرد، که معنایش کلاسیک و همان تأویل متن است: اصالتی که امانیست ها در ستودیا هومانیتاس به متون باستانی می دادند. بخش چهام رشته های مختلف علوم انسانی را همچون شئون وجودی امانیست ها تأویل می کند، منتهی در عینیت تاریخی شان.
۱۴۹۸۶.

علم وکمال انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳
علم یک تلاش سامانمند انسانی برای فهم جهان فیزیکی است. فعالیت علمی توسط انسان انجام می شود و در خلاء انسانی فاقد معنا است. امّا بلافاصله این سؤال مطرح است که چرا انسانها بدنبال دانش طبیعت هستند؟ خود علم نمی تواند پاسخی برای این سؤال فراهم کند. یک چهارچوب جامع تر، یک جهان بینی، لازم است تا بتوان به این سؤال پاسخ گفت. درواقع جهان بینی است که کل فعالیت انسانی، ازجمله فعالیت علمی، را شکل می دهد، و این جهان بینی دانشمند است که هدف وی از تعقیب فعالیت علمی را معنادار می سازد.این مسأله که آیا علم خودش می تواند زندگی فردی و اجتماعی مطلوبی برای ما فراهم کند یا نه، سؤالی بود که در گفتگوی بین مورتیمر اَدلر، فیلسوف آمریکائی، و برتراند راسل در 1940 مطرح شد(1). راسل معتقد بود که دانش علمی تنها نوعِ معتبر دانش است
۱۴۹۸۷.

تلاقی هوش مصنوعی و فلسفه در عرصه های شناختی و عملکردی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۵۷
جهان امروز در کش و قوس تغییرات و تحولات فراوانی است که جامعه بشری را دچار چالش ها و فرصت هایی نموده است؛ از جمله مهمترین و اثرگذارین پدیده های جدید، هوش مصنوعی است. پژوهش حاضر در پی بازخوانی ابعاد مختلف شناختی و عملکردی تلاقی هوش مصنوعی و فلسفه است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است. مبتنی بر دستاوردهای پژوهش، ارتباط در هم تنیده ای مابین مباحث مربوط به هوش مصنوعی و مسائل فلسفی وجود دارد و در محورهای مختلف می توان این تلاقی را مورد بررسی قرار داد؛ محورهایی مانند امکان یا امتناع هوش مصنوعی به مثابه یک متفکر، انعکاس قواعد پایه فلسفی- منطقی در هوش مصنوعی، فرآیند آگاهی در هوش مصنوعی، اراده در هوش مصنوعی و در نهایت، مسئولیت انسانی در برابر از بین بردن ظرفیت آگاهی هوش مصنوعی. در طول پژوهش تلاش شده است ضمن مرور نظریات اندیشمندانی مانند آلن تورینگ، جان سرل، کوپلند و ...، نکاتی جدید و تحلیلی ارائه گردد.
۱۴۹۸۸.

نقش اراده در تربیت و شیوه های پرورش آن در منظومه فکری شهید مطهری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۱۵۵
مقدمه و هدف: یکی از مهم ترین ارکان سازنده هر مکتب تربیتی، تقریری است که از اراده و به تبع نقش آن در تربیت ارائه می شود . این مسئله از صدر اسلام نیز با توجه به برخی آیات قرآن کریم محل نزاع مکاتب مختلف فکری بوده است. از طرفی اگر اراده در تربیت نقش مؤثر و مفیدی داشته باشد، روش های تقویت آن نیز مطلوب خواهد بود. این پژوهش با هدف بررسی نقش اراده در تربیت و روش های تربیت آن در اندیشه شهید مطهری انجام شده است. روش شناسی پژوهش: در این پژوهش از روش تحلیلی کیفی استفاده شده است. حوزه پژوهش کلیه منابع معتبر مکتوب و دیجیتال مرتبط با اندیشه شهید مرتضی مطهری بوده و نمونه گیری صورت نگرفته است. ابزار جمع آوری اطلاعات فیش برداری بوده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از طریق کدگذاری باز صورت گرفته و مبتنی بر پرسش های پژوهش، دسته بندی شده است. یافته ها: یافته های حاکی از آن است که در اندیشه شهید مطهری، اراده از سه جنبه امکان تربیت، عامل تربیت و هدف تربیت قابل طرح است. روش های تربیت اراده شامل دو بخش سلبی و ایجابی می شود که با توجه به ملاحظات روش ایجابی، این روش شامل دو زیر شاخه قابل توصیه و غیر قابل توصیه می شود. نتیجه گیری: رابطه اراده و تربیت دارای وجوه مختلفی است. همان گونه که اراده یک عنصر اساسی در تربیت است، روش های مختلف و مداخلات گوناگون تربیتی نیز می تواند به تقویت آن کمک کند تا چرخه تقویت مثبتی میان این دو شکل گیرد.
۱۴۹۸۹.

Agency, Entanglement, and the Limits of Universalism: toward a situated posthuman ecology(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۶۰
This paper presents a systematic comparative and historical analysis of the concepts of agency and entanglement within ecological thought, arguing that contemporary new materialist approaches articulate a distinctly posthuman ecology. This ecology is fundamentally grounded in ontological entanglement, distributed agency across human and nonhuman entities, and an immanent, relational form of response-ability that emerges from intra-active becoming rather than individual intention. Drawing primarily on Karen Barad’s agential realism, Jane Bennett’s vital materialism, Rosi Braidotti’s zoe-centred posthuman ethics, and Stacy Alaimo’s trans-corporeality—while remaining critically attentive to recent decolonial, feminist, and Indigenous critiques that challenge universalized notions of entanglement—the paper meticulously traces a pivotal epistemic and ontological shift. It charts the movement away from earlier representational and managerial paradigms, such as systems ecology and deep ecology, which often preserved anthropocentric hierarchies despite their holistic rhetoric, toward a performative ontology of material-discursive intra-action. Through this transition, ethical and political responsibility is radically relocated: no longer vested in a sovereign, detached human subject issuing commands to passive Nature, but enacted performatively within the entangled phenomena themselves. The consequences are far-reaching, reshaping environmental theory, political ecology, climate justice frameworks, and praxis-oriented struggles in an era of planetary crisis.
۱۴۹۹۰.

A Philosophical Look at the Place of Form in Modern Sciences(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۷۸
Form meaning typical form in philosophy is proved under the title of " total reality of an object" through a logical method. Modern sciences since 17th A.D. century have been formulated by the ideas of elites like Newton, Galileo, and Descartes via factors like alteration in academic tradition methodology, consolidation of mechanical look at nature and establishment of originality of evolution. Nowadays these sciences diminish the position of form and changethat high position of to a quantifiable accident or storable information or a cause of unification among organs of a living creature. Islamic philosophers though disagree each other regarding explanation of its truth and its combination with matter and how the essence of flesh is formed, in fact, they do not raise doubt in its truth. Some by denying matter regard flesh identical withform and some by accepting matter regard their combination concrete and MullaSadra regards its combination with form unifying and by introduction of substance theory brings a tremendous revolution in the explanation of its position and how it evolves.
۱۴۹۹۱.

لمعه ای بر تهافت معنای عشق از منظر ابن سینا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۶
ضرورت بررسی میراث فلسفی فیلسوفان در باب معنای عشق، کاری بس سترگ در تقرب به ایضاح امری است که مفهومش در غایت ظهور اما در نهایت خفاست. ابوعلی سینا، سرسلسله جنبان حکمت مشاء در عالم اسلامی در آثارش از «پزشکی» تا «فلسفی و عرفانی»، دیدگاه های متفاوت سه گانه ای را پیرامون معنای عشق اظهار می دارد؛ در «القانون فی الطب» -متأثر از طب جالینوس-، عشق را بیماری وسواس گونه شبیه به مالیخولیا، و در «رساله عشق» وی با روش فلسفی استدلالی اش، درصدد اثبات عشق به عنوان جوهره بقاء موجودات و سریانش در تمام هستی برمی آید و در نهایت، در «نمط نهم اشارات» وی با نگاهی عارفانه، آن را ترنمی از عشق عفیف رانده که موجب تلطیف سر و آمادگی در سلوک می گردد . این خامه با روش تحلیل فلسفی و اسنادی تلاش کرده تا ضمن تبیین و بررسی آراء و نظریات مختلفش در آثار متعدد، به روشنگری از این تهافت پرداخته و آن را مورد ارزیابی و سنجش علمی قرار داده و در ادامه کوششی نیز برای ترسیم مبادی تصوریه و تصدیقیه عشق از منظر وی را مبذول و سر آخر موجهات مدللی در راستای رفع و دفع تهافت های حاصله از عشق را در چهار قسمت طرح اندازی نماید که از میان آنها، تقلیل نظر شیخ در «قانون» را به عوارض نوع خاصی از عشق ارجح دانسته است.
۱۴۹۹۲.

نقدی بر روایت داوکینز از مسئله وجودیِ شرِ نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۴
داوکینز شر را با وجود خدای قادر مطلق و خیر مطلق ناسازگار دانسته و آن را قوی ترین برهان علیه خداباوری می داند. بر این اساس خداباوری را رد و از الحاد حمایت می کند. از نظر وی رونوشتی با عنوان «شرِ وجودی نظام مند»، با تبیین اینکه نه تنها شرور سنتی و حوادث خاص جهان، بلکه تمام نظام زیستی شالوده هستی شراست. داوکینز و خداباوران، «خوش بینی وجودی» را می پذیرند، به این معنا که جهان در حالت کلی خوب است و انسان باید برای زیستن در آن شادمان و سپاسگزار باشد. اما با گنجاندن «خوش بینی وجودی» در مسئله «شرِ نظام مند»، می توان نشان داد که «مسئله وجودیِ شرِ نظام مند» نه تنها برضد خداباوری بلکه بر ضد الحاد نیز صورت بندی می شود. اگر فرایندهای تکاملی مسبّب درد و رنج برای انسان ها و حیوانات است، برای داوکینز دفاع از خوش بینی وجودی، غیر ممکن است؛ زیرا این مسئله بر تعارض بین «شرِ نظام مند» و «خوش بینیِ وجودی» استوار است. هستی شناسی داوکینز محدود به جهان مادی است و به ورای جهان مادی برای حل این مشکل نمی تواند متوسل شود. اما خداباوران با توسل به وجود خدا و زندگی پس از مرگ، می توانند به این مسئله پاسخ دهند.
۱۴۹۹۳.

نسبت خداپرستی و خداناباوری در پرتو معرفت شناسی اجتماعی و رابطه علم و دین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۴
این مقاله با تمرکز بر پرسش محوری آیا می توان نسبت خداپرستی و خداناباوری را در پرتو رابطه علم و دین از سطح تقابل به سطح تعامل معرفتی ارتقا داد؟، به بازخوانی مفهومی این نسبت می پردازد. استدلال می شود که تقابل های سنتی میان خداپرستی و خداناباوری، و نیز میان علم و دین، ریشه در ساده سازی های مفهومی و خلط میان باور و روش دارند. در گام نخست، نشان داده می شود که برچسب های خداپرست و خداناباور، بدون تحلیل اصطلاح شناختی و زمینه ای دقیق، گمراه کننده اند. سپس با تمایز میان محتوای اعتقادی و روش های تولید معرفت، استدلال می شود که رابطه علم و دین نه بازتابی از تقابل های الاهیاتی، بلکه حاصل تفاوت در روش شناسی های معرفت شناختی است. سه الگوی تعامل علم و دین استقلال، تقابل بالقوه و سازگاری از این منظر بررسی می شوند. در بخش پایانی، با بهره گیری از چارچوب معرفت شناسی اجتماعی و نظریه اختلاف نظر دینی، تحلیل می شود که مواجهه عقلانی میان خداپرستی و خداناباوری چگونه می تواند به جای انکار متقابل، به گفت وگویی انتقادی و رشد عقلانی و معنوی بینجامد. بدین سان، مقاله می کوشد امکان بازتعریف نسبت خداپرستی و خداناباوری را در پرتو رابطه علم و دین و در چارچوب معرفت شناسی اجتماعی نشان دهد.
۱۴۹۹۴.

رویکرد عقلانیت نقاد برای تعامل نقادانه علم و دین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۳
این مقاله با نقد الگوهای تقابلی و استقلالی در رابطه علم و دین، الگوی بدیلی مبتنی بر رویکرد عقلانیت نقادِ غیرموجه گرا پیشنهاد می دهد. در این رویکرد از یک سو دین چارچوبی معنابخش برای فعالیت علمی فراهم می کند تا از این رهگذر مانع از نیهیلیسم روش شناختی در علم شود؛ و از سوی دیگر، علم نیز به الهیات در بازنگری نقادانه مفاهیم بنیادین خود کمک می رساند تا مانع از جزمی شدن باورهای دینی شود. این الگو نه تنها مانع ستیزهای غیرضروری می شود، بلکه بستری برای همکاری پویا و خلاق در مواجهه با مسائل بنیادین وجودی و اخلاقی ایجاد می کند. نتیجه آن است که علم و دین می توانند بدون فروکاست یا تقابل، در غنابخشی متقابل یکدیگر سهیم شوند.
۱۴۹۹۵.

بررسی چیستی کمال از منظر فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۸
بحث کمال یکی از مسائل بنیادی علوم مختلف است. مساله اصلی این مقاله این است که ماهیت کمال از منطر فارابی چیست؟ برای حل این مساله از روش توصیفی و تحلیلی استفاده شده و اهم یافته های این تحقیق این است که فارابی تعریف ماهوی برای کمال ارایه نداده و مراد وی از کمال این است که واجد نقص نیست. او بر این باور است که میان کمال، سعادت، لذت و خیر ارتباط وجود دارد؛ یعنی همه خیرها و سعادت ها برای انسان نوعی کمال محسوب می شوند و حداقل برخی از لذت ها کمال است. به بیان دیگر، این الفاظ گرچه از جهت مفاهیم با یکدیگر متفاوت هستند، اما حداقل در برخی مصادیق با هم مشترک اند.  از نظر فارابی کمال امری تشکیکی و دارای مراتب مختلف است. با ملاحظه موجودات درمی یابیم که خداوند در بالاترین رتبه و موجودات مادی در رتبه پایین کمال قرار دارند. این فیلسوف سه ملاک -عقل فعال ، سعادت ورسیدن به حضرت حق - را به عنوان ملاک های کمال قصوی در آثار مختلفش مطرح کرده است. این سه ملاک باهم مانعه الجمع  نیستند، بلکه امکان جمع این سه ملاک وجود دارد. او کمال را  در مورد ذات، صفات و فعل خداوند نیز مطرح می کند و بر ادعایش برهان اقامه می نماید.
۱۴۹۹۶.

واکاوی در مفاهیم و مولفه های واسازی دریدا در نسبت با معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۳
در این پژوهش انواع تعامل های جریان فلسفی واسازی با معماری را مطالعه می کنیم. پرسش های اصلی پژوهش این است: چگونه و با چه نسبت هایی واسازی و معماری ارتباط می یابند؟ چه مولفه هایی از واسازی در معماری کاربست پذیر است؟ چگونه و بر اساس چه مفاهیم یا مضامینی از فلسفه واسازی بازنگری در الگوهای سنتی معماری ممکن می شود؟ با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه تفسیر می کوشیم به پرسش ها پاسخ دهیم. نتیجه اینکه از مؤلفه های برجسته حاصل برقراری نسبت معماری و واسازی می توان به متافیزیک حضور، تفاووت، ردپا، حاضربودگی، منع بازنمایی، پارادوکس ها، اشاره کرد که اغلب کاربردی در معماری داشته است. تکه تکه شدن و گسستگی، ابهام و چندگانگی، بر هم زدن انتظارات مرتبط با مصالح و بافت پیچیدگی زمانی و مکانی؛ بازتفسیر متنی با زیرسوال بردن قراردادهای هنجاری و قرار دادن در بافت های جدید، از جمله پیشنهادهای این پژوهش برای اجرای واسازی در معماری سنتی است. ترکیب معماری سنتی ایرانی-اسلامی با نظریه واساز به ایجاد فضایی پویا و چندلایه منجر می شود که مرزهای سنتی فرم، عملکرد و ساختار را به چالش می کشد. این رویکرد، با به چالش کشیدن الگوهای سنتی، ساختارها و سازه های پیشین، در معماری کمک می کند درک عمیق تری از تنوع و پیچیدگی فرهنگی و تاریخی بسط واسازی در معماری داشته باشیم.
۱۴۹۹۷.

واقع گرایی مجازی در ترازوی سنجش (دفاع از واقع گرایی در برابر تخیل گرایی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۹
دیدگاه رایج در امر مجازی این است که واقعیت مجازی نوعی واقعیت خیالی یا توهم است و آنچه در واقعیت مجازی رخ می دهد واقعی نیست. در مقابل، واقع گرایی مجازی چهار ادعا مطرح کرده است: 1) اشیای مجازی واقعاً وجود دارند. 2) رویدادها در واقعیت مجازی به واقع اتفاق می افتند. 3) تجربه ها در واقعیت مجازی غیرتوهمی هستند. 4) زندگی در VR می تواند تمام یا بیشتر ارزش های موجود در زندگی غیرمجازی را دربر داشته باشد. در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی انتقادی ضمن تبیین این چهار ادعا از واقع گرایی در برابر نقدهای پیروانِ تخیل گرایی دفاع کرده است و نشان خواهیم داد واقع گرایی مجازی موضعی است قابل قبول و منسجم که می تواند واقعیت اشیا، رخدادها و جهان های مجازی را توضیح دهد.
۱۴۹۹۸.

تأثیر احیای فلسفه بر احیای جریان علم در عصر ایلخانی بر پایه کنش های خواجه نصیرالدین طوسی (657-672ق)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۴۴
عصر ایلخانی (654-753ق) یکی از ادوار متفاوت تاریخ ایران است که طی آن تحولات مهمی در این سرزمین رخ داد. یکی از مهم ترین این تحولات، احیای مجدد جریان مدیریت علم در تمدن اسلامی بود. وضعیت علم و جریان های حاکم بر آن تا برآمدن مغولان، دو دوره متفاوت شکوفایی و انحطاط را گذرانده بود. اما در عهد ایلخانی مغولانِ مهاجم، شرایط، دگرگون شد و دگرباره وضعیت علم در بخشی از قلمروی تمدن اسلامی (ایران) روبه شکوفایی نهاد. این تحول بزرگ، مرهون کوشش های عالمانه و همه جانبه خواجه نصیرالدین طوسی(657-672ق) بود. وی به عنوان بی نظیرترین فیلسوف تاریخ، با اقبال به کارهای اجرایی در دولت تازه تأسیس ایلخانان مغول، نقشی مهم بر جریان مدیریت علم دراین دوره بر جای گذاشت و توانست با تحول فضای انحطاطی علم، آن را در بخشی از قلمرو جغرافیایی تمدن اسلامی شکوفا نماید و تداومی 150 ساله به آن ببخشد. فرضیه این پژوهش آن است که خواجه توانست از بینش فلسفی خود به عنوان ابزاری برای ایفای نقش عاملیت در احیای علم و جریان های مدیریتی حاکم بر آن سود برد. کندوکاو در عوامل انحطاط علم و چگونگی اعطای عاملیت به فلسفه در بازسازی و احیای بایسته جریان مدیریت علم، مسئله اصلی این پژوهش است که با روش توصیفی - تحلیلی به تحلیل و تبیین آن پرداخته ایم. نتایج این پژوهش نشان می دهد احیای نقش آفرینی های متعدد برای فلسفه در فضای اجتماعی،سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به عنوان پیش درآمد نقش آفرینی آن در فضای علم و مدیریت بایسته آن در این دوره تاریخی با عاملیت خواجه نصیر و حمایت ایلخانان صورت پذیرفت.
۱۴۹۹۹.

Why AI Can Never Have a Soul: a philosophical inquiry into language and consciousness(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۹
This paper examines the question of whether artificial intelligence (AI) could ever possess consciousness or soul. While rapid advances in machine learning, neural networks, and large language models have generated speculation about machine sentience, we argue that AI remains confined to the limits of language and computation, incapable of attaining the lived, experiential dimension that defines human subjectivity. Drawing upon both Western and Indian philosophical traditions, the paper explores the ontological and phenomenological nature of consciousness, the relation between language and experience, and the metaphysical concept of soul. Through engagement with Wittgenstein, Bhartṛhari, Descartes, Husserl, Nagel, Chalmers, and classical Indian systems such as Vedānta and Sāṅkhya, we demonstrate why AI cannot transcend simulation into embodiment. Critical responses to strong AI, functionalism, transhumanism, and emergentist theories are considered, yet all fail to address the irreducibility of subjectivity and the ontological distinctiveness of soul. The conclusion reaffirms that AI’s boundaries are linguistic and computational, whereas human consciousness transcends language through lived experience, making the notion of a soulful AI both metaphysically impossible and philosophically incoherent.
۱۵۰۰۰.

A Philosophical Critique of Warfare in the Contemporary Era: ethical justifications and competing theories(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۵۳
This study aims to provide a comprehensive philosophical critique of warfare in the contemporary era, focusing on ethical justifications and competing theoretical frameworks. It examines the extent to which classical just war theory remains applicable and explores how contemporary philosophers contribute to the redefinition of the ethics of war. Employing an applied, descriptive-analytical, qualitative approach, the study gathers data from library sources, theoretical literature, previous research, and scholarly articles. It reviews such sources to critically analyze the philosophical and ethical foundations of war. The findings show that states resort to war for reasons including the defense of human rights, protection of sovereignty, and response to significant threats. Just war theory distinguishes between conflicts that are ethically justified and those that are not. Although ethical principles invariably influence warfare, some conflicts can be justified on grounds of justice, rendering absolute pacifism impractical. Also the analysis reveals that classical frameworks, while foundational, are insufficient for addressing the moral complexities of contemporary warfare. Emerging forms of conflict challenge traditional notions of legitimacy and moral accountability, highlighting significant gaps in existing theories. Contemporary warfare necessitates a revised and integrative philosophical framework capable of accommodating new modes of violence and global security concerns. Such a framework should synthesize insights from just war theory, pacifism, and political realism to provide a robust basis for evaluating the morality of modern conflicts and international bodies must prioritize disarmament and ethically based legislation to safeguard human rights and dignity.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان