فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۰۴۱ تا ۱۱٬۰۶۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
فلسفه و شرایط گفتگو از چشم انداز مولوی با نگاهی تطبیقی به آراء باختین و بوبر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه درباره فلسفه
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای اگزیستانسیالیسم
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات رابطه تصوف و عرفان با علوم دیگر
این گفتار با بر شمردن دو عنصر زبان شناختی و جامعه شناختی در هر گفتگو بر اصالت ضرورت و اهمیت عنصر جامعه شناختی به عنوان یکی از ارکان و پایه های اساسی برقراری گفتگو تاکید می ورزد از نظرمولوی اساس گفتگو بر بنیاد کنش ارتباطی میان طرفین گفتگو و برقراری رابطه دو جانبه میان گوینده (نویسنده) و شنونده (خواننده) بنا شده است وی از این ارتباط دو جانبه و سویه جامعه شناختی سخن با تعبیر اتصال جذب و کشش یاد کرده است از این منظر حضور مخاطب یا شنونده یا خواننده جهت برقراری ارتباط کلامی ضروری نیست همچنین سخن گفتن ملفوظ یا خاموشی نیز تاثیر در برقراری این تعامل کلامی نخواهد داشت در همین راستا قابل ذرک است که مولوی جاذبه کشش و اتصال یاد شده را به معنای هر نوع پیوند و ارتباط و چالش در نظر گرفته است از این رو روابطی که بر مبنای تضاد تناقض و اختلاف پی ریزی شده همچون دوستی دشمنی عشق و تنفر از آن جهت که متضممن نوعی رابطه و تعامل است و بدون وجود دیگری در کنار یا در برابر و یا در تقابل با من تحقق نمی یابد در همین قلمرو طرح شدنی است در ادامه عنصر جامعه شناختی گفتگو را با نگاهی تطبیقی به منطق گفتگویی میخائیل باختین و جهان رابطه های مارتین بوبر پی می گیریم تاکید این دو اندیشور بر سرشت اجتماعی و بیناذهنی زبان همچنین اشاره به تعریف مفهوم مفهوم و سطوح متعدد و اشکال گوناگون گفتگو از نگاه باختین در این گفتارمورد مطالعه قرار می گیرد مباحث یاد شده در این گفتار این نتیجه را به دست می دهد که آنجا که عنصر جامعه شناختی و کنش تعاملی موجود باشد از آن رو که معنا و مفهوم در فاصله دو افق در جریان و در انتقال است چه عنصرزبان شناختی موجود باشد و چه موجود نباشد گفتگو آگاهانه یا ناآگاهانه به عمد یا به سهو برقرار شده است.
شهود از نگاه افلاطون و کانت
واگرایی و تمایز فلسفه ی نظری تاریخ و فلسفه ی علم تاریخ
حوزههای تخصصی:
نگرشی به مؤلفه های فلسفه تاریخ ابن خلدون و نسبت سنجی آن با عقلانیت جدید
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تاریخ
- حوزههای تخصصی روانشناسی تاریخچه و مکاتب آراء تربیتی مکاتب فلسفی مکاتب شرق و اسلام
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی نظری فلسفه علوم اجتماعی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی تاریخی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام کلام جدید رابطه عقل و دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ و سیره حضرت محمد(ص)
اصالت همبستگی لورنس بنجور و معرفت شناسی باور تجربی
حوزههای تخصصی:
معرفت لازم و کافی در دین( مروری بر عمده ترین مباحث معرفت شناسی دینی)
حوزههای تخصصی:
بررسی قضایای پارادوکسیکال و راه حل های ممکن
حوزههای تخصصی:
Kant's Perpetual Peace and World Government
منبع:
فصلنامه حکمت و فلسفه ۱۳۸۴ شماره ۱
15 - 28
حوزههای تخصصی:
I can predict from the aspects and signs of our times that the human race 1vill... progressivefy improve without af!)l more total reversals.... The profit which will accrue to the human race as it works its wqy fonvard will not be an ever increasing quantity ofmorality in its attitudes. Instead the legality of its attitudes willproduce an increasing number of actions governed 0 duty, tuha tever the particular motives behind these mqy be.... Violence will gradualfy become less on the part of those in pouer and obedience tou/ards the la1vs 1vill increase... and this 1vi!I ultimatefy extend to the external relations between the various peoples, until a cosmopolitan society is created. Such developments do not mean , however, that the basic moral capacity ofmankind will increase in the slightest, for this would require a kind ofnew creation or supernatural influence. For we must not expect too much of human beings in their progressive improvements. " (Reiss, 19 70, 18 7)
Kant on the "A priori" Toward an Interpretation
منبع:
فصلنامه حکمت و فلسفه ۱۳۸۴ شماره ۱
63 - 80
حوزههای تخصصی:
The a priori is the basic characteristic ofKant's theory of knowledge. Formaliz/ng the a priori, Kant appears to distinguish the a priorifrom the postriori and qffirms its purity. He insists that the a priori is prior to the a postriori and stqys independent!Jfrom it. The overall objectiue of this paper is, boueier; to present and to support this idea that the a priori, even prior, can be defined l?J its relation to experience; ifthe a priori is prior to the a postriori, and ifits validity is not depended on the a postriori, it is still not ivithout mry relation with it. The main thesis I u;iflfoll01v here is that the a postriori could be called the root of the a priori: the a priori has its principle in the a postriorijust because it is given to it. The a priori is given in the experience. Instead of conceiving the a priori as a formal or logical cond Ition of ol?Jectiviry, it uould be considered as immanent in the objea and apprehended during the very act of experience, although known implicit!J before experience occurs. If the a priori is indeed given in experience, we are not constrained to restrict it to the formal conditions of oijectiviry. However, before proceeding to substantiate this thesis, I 1vill reiien. Kant's analysis of the a priori quick/y. Then, I willpresent the main thesis and its proof to deformalize the a priori and implant it in the a postriori domain.
Sadr-ul-Muta'allehin on Platonic Ideas
منبع:
فصلنامه حکمت و فلسفه ۱۳۸۴ شماره ۳
22 - 48
حوزههای تخصصی:
Sadr-ul-Muta 'allehin, a prominent figure among Islamic philosophers spent his utmost efforts to connect Islamic philosophy, !ysticism, theology and exegesis of Hojy Qur'an in some of the dijferent discussions such as the Primary and Unit» of the Truth of Being (Esalat va Vahdat-e Haqiqat-e Vojoud), the relationship of causaliry which he has defined as actualization (Tasha'on), analogicalgradation of being (T.ashkik-e Vqjoud) , transubstantiation (Harekat-e Johan), the uniry of the Intelligence and the Intelligible (Ettehad-e 'Aghel va Ma 'ghou, and the immaterialiry of the faculry of imagination (tajarrod-e khia01 and Platonic Ideas. He interpreted the meaning of Platonic Ideas on one qf the mystical theories, i.e. ''immutable essences" (A 'ayan-e Sahetah). The present article elaborates dijferent viewpoints among the Islamic philosophers and the critiques of Sadr-ul-Muta1allehin of their perceptions such as Farabi, Ibn-e Sina (Avicenna), Suhra1vardi1 Dauani, and Mirdamad, and commenting on interpretation of Mulla Sadra and also plans to reviews his eight neu. proofs ofPlatonic Ideas.
On Parmenides' Poem: "The Way of Truth" and "The Way of Opinion"
منبع:
فصلنامه حکمت و فلسفه ۱۳۸۴ شماره ۴
67 - 78
حوزههای تخصصی:
Parmenides' Poem, though expressed in an allegorical manner to the extent that it has been preserved and handed down to us, without at!} doubt, shows his in-depth and profound insight into the question of Being. After a concise representation of his thought, the main purpose has been to show that, with regards to 'The Wcry of Truth" and Parmenides disregard for the realm of sense perception, tno different approaches mcry be accounted for. One mcry be that of an ana/ytz'cal/y• oriented mind to read through and understand Parmenides perplexing scryings, and the other mcry pertain to someone ivho tries to see through and contemplate upon the existing Fragments in pursue of a much deeper meaning, not necessarily that of a discursive mind.
مبانی کلامی حق و تکلیف
حوزههای تخصصی:
حق و تکلیف از مباحثی است که فقیهان و اندیشمندان مسلمان، بیشتر آن را در حوزه فقه و آثار فقهی مورد بحث قرار میدادند، امّا در چند دهه اخیر برخی محققان به آن صبغه کلامی داده و در این عرصه نیز آن را مورد مداقه قرار دادهاند. این موضوع به سبب عدم طرح یا کم رنگ بودنش در آثار کلامی متکلمان سلف، در زمان معاصر مورد چالش جدی قرار گرفته است؛ به اندازهای که شماری ادعا کردهاند دین رویکردی تکلیفمحور داشته، در حالی که انسان معاصر حقمدار است نه تکلیفگرا، و یا مفهوم حق در گذشته و امروز تفاوت کرده است؛ زیرا حق در گذشته مفهوم اخلاقی داشته، ولی امروز مراد از حق، مفاد حقوق بشر امروزی است. و نیز گفته شد که ادیان الاهی سعی کردهاند جهت بندهپروری انسانها را پرورش داده، روحیه تعبد و تسلیمپذیری او را احیا نمایند، نه آزادیخواهی و کمالجویی او را. انسان سنتی و انسان مدرن نمیتوانند تعریف واحدی در حق داشته باشند. دین شاید نیازهای انسان سنتی را برآورده میساخت. امّا پاسخگوی همه حقوق انسان مدرن نخواهد بود.این مقاله، پاسخ به شبهاتی است که در آثار و مقالات برخی محققان و نویسندگان در این زمینه مطرح شده است.
هنر و حقیقت غایی
یادکردی از عهد اول, بازشناسی عالم ذر یا رویکردی تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۴ شماره ۳۶
حوزههای تخصصی:
هرمنوتیک فلسفى و قرائتهاى مختلف از دین
منبع:
رواق اندیشه ۱۳۸۴شماره ۴۴
حوزههای تخصصی:
هرمنوتیک شامل مجموعه بحثهایى درباره تفسیر متن و فهم آن است. در واقع، علمى است که متکفل بیان شیوه فهم و مکانیزم تفسیر متون است. براى هرمنوتیک مىتوان دو اصطلاح عام و خاص تصور کرد. اصطلاح عام آن، هر نوع پژوهشى را در باب تفسیر متن شامل مىشود و اصطلاح خاص آن ناظر به مباحثى است که معناى متن را با توجه به فضاى فرهنگى و علمى ذهن مخاطب در نظر مىگیرد. هرمنوتیک فلسفى رویکردى جدید در باب تفسیر متن است که مبتنى بر مفسرمحورى است. نظریه قرائتهاى مختلف از دین، مبتنى بر همین مبناى تفسیرى هرمنوتیک مدرن است. آنچه در پى مىآید نگاهى منتقدانه به مبانى هرمنوتیک مدرن و قرائتهاى مختلف از دین و نوع ارتباط آنها با یکدیگر است.
مک اینتایر و ارسطو در حکمت عملی
منبع:
راهبرد ۱۳۸۴ شماره ۳۶
حوزههای تخصصی: