فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۲٬۰۱۲ مورد.
مادر از نگاه اسلام و روان شناسی و تعیین مولفه های نقش مادری بر اساس متون دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
مطالعه ی الگوی فضایی شیوع ازدواج در بین زنان زیر 20 سال شهری و فرزندآوری آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمان وقوع ازدواج تأثیر بلافصل و بدون واسطه ای را بر باروری اعمال می کند. در چند سال اخیر، سن ازدواج زنان بویژه در مناطق شهری کشور افزایش یافته است اما با این حال باز شاهد ازدواج دختران شهری در سنین پایین هستیم. به طوری که بر طبق آمارهای سرشماری 1385، حدود 432 هزار نفر از زنان 19-10 ساله مناطق شهری حداقل یکبار ازدواج کرده اند. از آنجا که ازدواج های زودرس یا سنین پایین شروع ازدواج، با میزان باروری ارتباط مستقیم دارد، مقاله ی حاضر به مسأله ی شیوع ازدواج در بین زنان شهری کمتر از 20 سال و فرزندآوری آنان در سطح شهرستانی از بُعد فضایی نظر افکنده است. این مطالعه با استفاده از داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 انجام گرفته است. برای بررسی رابطه ی معناداری بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل مسیر و تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است؛ سپس از شاخص خودهمبستگی فضایی (موران) و شاخص محلی پیوند فضایی (لیسا) برای نشان دادن تغییرات و گرایش و عدم گرایش شهرستان ها به تشکیل خوشه های هم جوار، استفاده شده است. نتایج نشان داد که بین درصد شهرنشینی و نرخ ازدواج دختران نوجوان شهری و فرزندآوری آنان رابطه و همبستگی منفی وجود دارد و توزیع فضایی آن ها در سطح کشور یک توزیع تصادفی است. نتایج ضریب همبستگی نشانگر آن است که با افزایش درصد سطح تحصیلات و اشتغال زنان از نرخ ازدواج دختران نوجوان شهری و فرزندآوری آنان کاسته می شود. بین نرخ ازدواج دختران نوجوان و میزان فرزندآوری آنان در مناطق شهری رابطه و همبستگی مثبتی وجود دارد و شاهد گرایش شهرستان ها به تشکیل خوشه های نیمه متمرکز در زمینه ی این دو متغیر هستیم. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که متغیرهای نرخ ازدواج دختران نوجوان شهری، درصد شهرنشینی و درصد زنان بی سواد مجموعاً 43 درصد از تغییرات میزان فرزندآوری زنان نوجوان شهری را تبیین می کند.
رابطه ای رفتار جامعه پسندی و گرایش های مطلوب اجتماعی در زنان با پنج عامل شخصیتی کاستا و مک کری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق بررسی رابطه رفتار جامعه پسندی و گرایش های مطلوب اجتماعی در زنان با پنج عامل شخصیتی کاستا و مک کری بود. پژوهش از نوع همبستگی و نمونه شامل 320 دانشجویان زن دانشگاه پیام نور مرکز بوکان بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های رفتار جامعه پسندی و گرایش های مطلوب اجتماعی با پنج عامل شخصیتی پاسخ دادند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین ویژگی های روان آزرده گرایی و رفتار جامعه پسند زنان رابطه منفی معنی داری وجود دارد. هم چنین بین ویژگی برون گرایی و رفتار جامعه پسند زنان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. هم چنین بین ویژگی گشودگی (یا بازبودن نسبت به تجربه) و رفتار جامعه پسند رابطه مثبت معناداری وجود دارد. بین ویژگی موافق بودن و رفتار جامعه پسند زنان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. و بین ویژگی با وجدان بودن و رفتار جامعه پسند زنان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. بین رفتار اجتماعی مطلوب و رفتار جامعه پسند زنان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. هم چنین بین مولفه های رفتاراجتماعی مطلوب (رفتارهای اجتماعی مطلوب ناشناس، رفتارهای اجتماعی نوعدوستانه، رفتارهای اجتماعی هیجانی و رفتارهای اجتماعی بحرانی با رفتار جامعه پسند زنان رابطه مثبت معناداری وجود دارد تنها مولفه رفتارهای متابعت آمیز با رفتار جامعه پسند معنادار نیست. نتایج پژوهش نشان داد که گرایش های مطلوب اجتماعی و ویژگی های شخصیتی می توانند رفتار جامعه پسندی را پیش بینی کنند.
علل و عوامل طلاق در جامعه و جنبه های مختلف آن
حوزههای تخصصی:
طلاق شوم ترین سرنوشتی است که ممکن است برای یک خانواده رقم بخورد. با این وجود گاه گریزی از آن باقی نمی ماند. با طلاق رشته ازدواج میان زن و شوهر قطع می شود و از آن پس برای باز کردن گروه علقه میان آن دو باید برخی اقدامات انجام شود. این پدیده یکی از مسائل اجتماعی عصر ماست که امروزه کمتر کسی در مورد مشکل و معضل بودن آن شک می ورزد. میزان بالای طلاق در جوامع امروزی جامعه شناسان را به کنکاش در مورد عوامل موثر بر آن داشته تا مکشوف گردد که چه چیزی موجب چنین تغییری در نرخ طلاق گردیده است. این پدیده جنبه های متعددی از زندگی افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و به یک معضل اجتماعی تبدیل شده است. پدیده طلاق یک پدیده روان شناختی است و علل متفاوت روانی، اجتماعی و ... دارد و می بایست روحیه طلاق زدگی در افراد وجود داشته باشد.
سئوالات اصلی که این مقاله در پی پاسخگویی به آنهاست عبارتند از اینکه چه عواملی در جامعه منجر به طلاق می شود؟ و اینکه جنبه های طلاق چیست؟ می باشد. موضوع این مقاله، بررسی و شناخت علل یا عواملی است که در وقوع طلاق موثر می باشد و می خواهیم ببینیم، چه عواملی موجب می شود که طلاق صورت بگیرد اما اهمیت پژوهش حاضر در این است که علل و عوامل اصلی طلاق شناخته می شود و همین طور، عوارض روانی – اجتماعی ناشی از آن مشخص می شود. و با شناخت علل و عوارض آن مسئولان اجتماعی کشور می توانند با ارائه پیشنهادات و کاربرد روشهای صحیح تر در پیشگیری و کاهش این مشکل چاره ای بیندیشند. در نهایت این پژوهش در 4 بخش تنظیم شده است که به روش توصیفی – تحلیلی در دو بخش اول آن به ارزیابی مفهوم طلاق و بررسی آن در نظام های حقوقی مختلف می پردازد. و دو بخش پایانی آن هم به علل و عوامل طلاق در جامعه و جنبه های مختلف آن اختصاص یافته است.
اثر بخشی الگوی گروهی تفصیل دورنماهای مثبت بر کاهش تعارض کار خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش بررسی اثربخشی الگوی گروهی تفصیل دورنماهای مثبت (EPOS) بر کاهش تعارض کار خانواده در زوجهای هر دو شاغل فرهنگی است. تعارض کار خانواده نوع ویژه ای از تعارض بین نقشهاست که فرد را با تقاضاهای همزمان و ناسازگار ناشی از مسئولیتهای کاری و خانوادگی درگیر می سازد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و با گروه کنترل است؛ بدین منظور 20 نفر (ده زوج) از زوجهای شاغل فرهنگی داوطلب که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (پنج زوج) و کنترل (پنج زوج) جایگزین شدند. آزمودنیهای گروه آزمایش در نه جلسه 90 دقیقه ای الگوی گروهی مبتنی بر تفصیل دورنماهای مثبت آموزش داده شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه تعارض کار خانواده کارلسون و همکاران استفاده شد. به منظور تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی، و آزمون تحلیل کوواریانس استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که روش تفصیل دورنماهای مثبت به طور معناداری و در سطح آلفای 01/0 موجب کاهش تعارض کار خانواده شده است. در جمعبندی می توان گفت روش تفصیل دورنماهای مثبت از طریق تصریح اهداف و تعیین اهداف مشترک در حیطه های شغلی و خانوادگی در کاهش تعارض کار خانواده مؤثر بوده است.
مطالعه نقش واسطهای اعتماد بین زوجین در تاثیرگذاری دخالت خویشاوندان بر شوهر آزاری(مورد مطالعه: مردان متاهل کلانشهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشونت خانگی از قدیم الایام، موضوع چالش برانگیزی در بین خانواده ها بوده است، آنچه که عمدتا بیشتر از گذشته مطمح نظر بوده، خشونت علیه زنان است، ولی واقعیت این است که شوهر آزاری نیز به مجموعه خشونت های خانگی اضافه شده است؛ چیزی که گهگاه نمود آن به نوعی در سپهر اجتماعی شهری مشهود است. به همین خاطر این مقاله در نظر دارد ضمن سنجش میزان شوهر آزاری در بین مردان متاهل شهر تبریز، به برخی از عوامل موثر بر آن پرداخت نماید. روش تحقیق با رویکرد کمی نگاشته شده و از این حیث با اتکا به پارادایم پوزیتویستی تلاش داشته است با کاربرد پرسشنامه، هدف یاد شده را در بین 270 نمونه آماری منتخب از شهر تبریز به روش نمونه گیری چند مرحله ای بررسی نماید. نتایج یافته ها حکایت از وجود شوهر آزاری در جامعه آماری مورد بررسی ( ولو متوسط به پایین) داشته است. هم چنین در بین متغیرهای مهم تاثیر گذار ضمن اینکه متغیر دخالت خویشاوندان بیش ترین تاثیر را بر میزان شوهر آزاری داشته ، متغیر اعتماد اجتماعی بین زن و شوهر نیز با تاثیر پذیری از متغیر یاد شده، اثر شایان توجهی را بر متغیر وابسته گذاشته است؛ طوری که در مجموع متغیرهای مورد استفاده توانسته اند 56 درصد از واریانس تغییرات متغیر شوهر آزاری را تبیین کنند. این مورد می تواند زنگ خطر را برای متولیان امور فرهنگی و اجتماعی در ارتباط با احتمال ایجاد خدشه در ثبات خانوادگی به صدا در آورد.
بررسی پذیرش تمایز موقعیت جنسی بر نابرابری قدرت در خانواده (نمونه شهر خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه بین پذیرش تمایز موقعیت جنسی و نابرابری قدرت در بین خانواده هاست. چارچوب نظریه پژوهش، نظریات تفاوت جنسی، نابرابری جنسی و ستمگری جنسی است. روش تحقیق پیمایش، جامعه آماری زنان شهر خرم آباد، حجم نمونه صد نفر از زنان و مردان خرم آبادی شیوه نمونه گیری تصادفی نظام مند و روش گردآوری اطلاعات پرسشنامه و مصاحبه است. نتایج و یافته های تحقیق نشان می دهد که نابرابری قدرت در بین خانواده های خرم آبادی وجود دارد و زنان تحت سلطه مردان قرار دارند؛ به گونه ای که زنان این نابرابری را همسان و تقریباً مانند مردان پذیرا هستند و تنها بین متغیر تحصیلات، با نابرابری قدرت در خانواده رابطه منفی وجود دارد و دیگر متغیرهای سن، شغل و مدت زندگی مشترک، هیچ یک بر ساختار قدرت اثرگذار نیست.
تأثیر احساس نابرابری جنسیتی بر سرمایه اجتماعی زنان تحصیلکرده شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش تحصیلات، ورود به حوزه اشتغال، بالا رفتن آگاهی و مشارکت زنان در عرصه های اجتماعی، از عواملی است که احساس و باور آنان به نابرابر بودن شرایط را در جامعه فراهم می آورد؛ احساسی که می تواند فرصت ها و عرصه های اجتماعی را به عنوان کالای فرهنگی- اقتصادی- اجتماعی که سرمایه اجتماعی نام دارد، تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش با هدف چگونگی تأثیر احساس نابرابری جنسیتی بر وضعیت سرمایه اجتماعی زنان تحصیلکرده شهر اصفهان انجام شده است. مبانی نظری متغیرها و پارامترهای این پژوهش، بر مبنای نظریات چافتز، بلوم برگ و پیر بوردیو تدوین شده است. روش این پژوهش، پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته، دارای قابلیت اعتماد و اعتبار است. جامعه آماری پژوهش، زنان دارای مدرک تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری، شش منطقه از مناطق چهارده گانه شهر اصفهان است. حجم نمونه 385 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران به دست آمده است. با استفاده از نرم افزار spss برای آزمون فرضیات و تحلیل داده ها، از ضریب همبستگی و رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داده است که بین احساس نابرابری اجتماعی، نابرابری خانوادگی و احساس نابرابری اقتصادی و سرمایه اجتماعی رابطه مثبت و معنادار آماری وجود دارد.
بررسی رابطه ی بین سبک زندگی و سبک فرزندپروری مادران شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه رابطه ی بین سبک فرزندپروری والدین و سبک زندگی مادران شهر ایلام را مورد بررسی قرار داده است. والدین برای به ثمر رسیدن فرزندان هر یک وظایفی را بر عهده دارند، که در این میان بیش ترین سهم در تربیت و تأثیرپذیری بر فرزندان را مادران بر عهده دارند؛ مادر از ابتدایی ترین مراحل پیدایش به عنوان مربی همراه انسان است. بنابراین سلامت روانی، جسمانی، اجتماعی مادران که بر گرفته از سبک زندگی آنها است برای تربیت فرزندان سالم لازم و ضروری است.
در این پژوهش ابتدا مطالعات انجام شده در این حوزه مرور گردید، سپس بر اساس نظریه ی مبتنی بر آراء بوردیو و گیدنز شش فرضیه ارائه شد. جهت آزمون فرضیه ها 400 نفر از مادران شهر ایلام به شیوه نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شده اند. روش تحقیق این مطالعه پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه بوده است. نتایج حاصل از آزمون اتا نشان دهنده همبستگی بین متغیر های ابعاد سبک زندگی و سبک فرزندپروری والدین است؛ از همه مهم تر همبستگی بین سبک زندگی مادران با سبک فرزندپروری مقتدرانه می باشد. و هم چنین نتایج بدست آمده در سطح تحلیل رگرسیون لجستیک، آماره های سبک فرزندپروری نشان می دهد که سبک های زندگی به ترتیب 7/72، 6/76، 6/79، 1/74 درصد به درستی سبک های فرزندپروری مقتدرانه، آسان گیر، مستبدانه و بی توجه را پیش بینی می کنند. بنابراین این پژوهش تایید کننده این موضوع است که انتخاب سبک های زندگی مختلف، سبک های فرزندپروری متفاوت را رقم می زند.
بررسی رابطه احساس امنیت اجتماعی و نظام ارزشی جوانان (مطالعه ای دربارة دانشجویان دانشگاه یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اولویت های ارزشی افراد متأثر از عوامل گوناگون متفاوت است که این موضوع بر رفتارها وکنش های اجتماعی افراد تأثیر می گذارد. یکی از نیازهای اولیه و مهم امنیت اجتماعی است که ضمن اینکه از سطوح نیازهای مادی متأثر است، بر سطوح دیگر نظام ارزشی هم اثر می گذارد. این مطالعه با استفاده از نظریه های سلسله مراتب نیازهای مازلو و نظریة تحول ارزشی (فرهنگی) اینگلهارت، درصدد شناخت اولویت های ارزشی دانشجویان و ارتباط متقابل آنها با احساس امنیت اجتماعی است. داده های پژوهش به شیوة پیمایش و با استفاده از پرسش نامة محقق ساخته گردآوری شده است. حجم نمونه شامل 324 نفر از دانشجویان دانشگاه یزد در سال 1390 1391 بوده است که به شیوة طبقه ای انتخاب شده بودند. یافته ها نشان دادند که دانشجویان اولویت های ارزشی مادی گرایانه دارند و تفاوتی در اولویت های ارزشی مادی و فرامادی برحسب متغیرهای زمینه ا ی (سن، جنس، رشتة تحصیلی، وضعیت تأهل، و پایگاه اقتصادی-اجتماعی) مشاهده نشد. احساس امنیت اجتماعی نیز با متغیر وابستة ارزش های مادی همبستگی معکوس و معنادار و با متغیر ارزش های فرامادی همبستگی مثبت و معنادار دارد.
سرمایه اجتماعی در خانواده و احساس امنیت اجتماعی دربین ساکنان شهر سبزوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده به منزله شبکه ای غیررسمی، بارزترین و واضح ترین سرمایه اجتماعی درون گروهی است که امنیت و پایداری جامعه را فراهم می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی سرمایه اجتماعی در خانواده و احساس امنیت اجتماعی دربین ساکنان شهر سبزوار صورت گرفته است. جهت تبیین رابطه سرمایه اجتماعی در خانواده و احساس امنیت اجتماعی از نظریه کلمن و ویور استفاده شده است.
این پژوهش با استفاده از روش تحقیق پیمایشی و ابزار پرسش نامه 400 نفر از ساکنان شهر سبزوار را که در محدوده سنی 18 تا 65 سال قرار گرفته اند آزمون کرده است. روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای است.
در نمونه تحت مطالعه، توزیع پراکندگیِ متغیر وابسته پژوهش نشان داد که میانگین کمتر از میانه است و بیشتر پاسخگویان کمتر از میانگین احساس امنیت می کنند. به علاوه، بیشترین میزان اعتماد، به مثابه سرمایه اجتماعی در خانواده، به افراد سال خورده و سپس به افراد جوان و میان سال اختصاص می یابد، که نشان می دهد میزان رابطه ها و معاشرت ها در بین افراد سال خورده قوی تر از افراد جوان و میان سال است.
نتایج ضریب همبستگی اسپیرمن نشان داد که بین میزانِ اعتماد به افرادِ جوان و میان سال به منزله مؤلفه های ذهنیِ سرمایه اجتماعی در خانواده و احساس امنیت اجتماعی، رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد، اما بین میزان اعتماد به سال خورده ه ا و احساس امنیت اجتماعی رابطه ای مشاهده نشد. نتایج دیگر این پژوهش نشان داد که بین میزان معاشرت به منزله مؤلفه عینی سرمایه اجتماعی در خانواده و احساس امنیت اجتماعی رابطه ای وجود ندارد.
عوامل اجتماعی و فرهنگی مرتبط با احساس امنیت در فضای خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده از بنیادی ترین عوامل توسعة فردی و اجتماعی در جوامع مختلف است و نقش بی بدیلی در رشد احساس امنیت کنشگران اجتماعی دارد. برای آنکه خانواده نقش و کارکرد اجتماعی خود را به خوبی انجام دهد، قبل از هرچیز باید از فضایی امن و پویا برخوردار باشد. تحقیق حاضر با هدف تعیین عوامل مرتبط با احساس امنیت در فضای خانواده های شهر شیراز انجام شد. رویکرد تحقیق کمی و روش آن پیمایشی بوده است. داده ها با استفاده از پرسش نامة محقق ساخته جمع آوری شد. برای پایایی پرسش نامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. جامعة آماری شامل خانواده های شهر شیراز بوده است که به این منظور 500 خانواده به شیوة طبقه ای تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که رابطة معناداری بین احساس امنیت در فضای خانواده با میزان دین داری، رضایت از زندگی، امکانات زندگی، انحرافات اجتماعی، روابط اجتماعی، تحصیلات والدین و درآمد خانواده وجود دارد. براساس رگرسیون چندمتغیره، رضایت از زندگی و انحرافات اجتماعی اعضای خانواده، مهم ترین متغیرهای تبیین کنندة احساس امنیت در فضای خانواده افراد مورد مطالعه است.
تعداد فرزندان در خانواده و اثرگذاری آن بر کسب سرمایة انسانی فرزندان (مورد مطالعه: جوانان 15 تا 19 ساله مناطق شهری ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایة انسانی به دانش، مهارت و دیگر توانایی هایی گفته می شود که به افزایش کیفیت و سطح توسعه منجر می شوند. سرمایه ای که در سنین پایین تر کسب شود تأثیر قوی تری در موفقیت های سنین بالاتر دارد. خانواده مهم ترین واحد تأثیرگذار در کسب و سرمایه گذاری در حوزة سرمایة انسانی در سنین پایین است و هم چنین موفقیت های آیندة آن ها را نیز تعیین می کند. در سال های اخیر، خانوادة ایرانی با کاهش باروری، بالا رفتن سطح سواد والدین و سطح رو به بالایی از طلاق مواجه بوده است. با استفاده از داده های پیمایش گذران وقت انجام شده در سال های 1387 و 1388، در این مقاله قصد بررسی اثر تعداد فرزندان در کسب سرمایة انسانی فرزندان 15 تا 19 سالة خانوارهای شهری ایران را داریم. نمونة مورد بررسی شامل 2183 فرزند 15 تا 19 ساله است که ازدواج نکرده اند. نتایج نشان می دهد که بین شمار فرزندان و کسب سرمایة انسانی رابطة منفی برقرار است. تفاوت گسترده ای در کسب سرمایة انسانی بین خانواده های با یک و دو فرزند و خانواده های با سه فرزند و بیش تر وجود دارد. نتایج تحلیل چندمتغیره نشان دهندة اثرگذاری معنادار جنسیت و سن فرزندان و سطح تحصیلات مادران در کسب سرمایة انسانی است. با وجود این متغیرهای کنترل کننده هنوز اثر تعداد فرزندان پایدار است. این نتیجه می تواند نشان از پذیرش و تداوم تعداد کم فرزندان (خانواده های دو فرزندی) در آینده باشد.
بررسی رابطه تفکر انتقادی و میزان و زمینه تبعیت از گروه های مرجع دینی در بین دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه های تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضور روحانیت در عرصه های مختلف زندگی دینی، اجتماعی و اقتصادی جامعة ایران هم با مبانی نظری اسلامی (با تکیه بر امامت و ولایت) مشروعیت یافته و هم بر بستری از ضرورت تاریخی توجیه شده است. بررسی ها نشان می دهد که منزلت روحانیون پس از انقلاب اسلامی به خصوص در بین جوانان دچار تغییراتی شده است. با توجه به قوت گرفتن رویکردهای نقادانه در نظام آموزشی کشور و گسترش تفکر انتقادی، در این مقاله بر آنیم که با روش کمّی پیمایش به بررسی رابطة تفکر انتقادی و میزان تبعیت از روحانیت در بین دانشجویان بپردازیم. جامعة آماری این پژوهش را دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه های دولتی تهران در سه دانشگاه الزهرا، دانشگاه امام صادق (ع) و دانشگاه شهیدبهشتی تشکیل می دهد. نمونة آماری نیز با استفاده از فرمول کوکران و با نمونه گیری متناسب با حجم 370 نفر انتخاب شدند. نتایج حاکی از آن است که بین تفکر انتقادی و میزان تبعیت از روحانیت رابطة معناداری وجود ندارد. اما خرده مقیاس های کنجکاوی و ذهن باز رابطه ای منفی با تبعیت از روحانیت دارد و حقیقت جویی رابطة مثبتی با تبعیت از روحانیت دارد. همچنین بر اساس نتایج کسب شده بین تفکر انتقادی و مراجعة دانشجویان به متخصصان دینی غیرروحانی رابطة مثبتی وجود دارد.
رسانه و دین داری در میان جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دین در گسترة عمر آدمی تأثیرات عمیق و شگرفی، بر جوامع بشری و به خصوص پیروان خود داشته است؛ بدین سبب در بررسی مسائل اجتماعی و انسانی، نادیده گرفتن عامل دین، به هر علتی که باشد، بی شک نوعی مخالفت با حقایق تاریخی تلقی خواهد شد. با توجه به اهمیت دین داری از یک سو و از سویی دیگر استیلای رسانه ها در دنیای امروز، محور اصلی این پژوهش بررسی رابطه استفاده از تلویزیون ملی (داخلی) و تلویزیون ماهواره ای (خارجی) با میزان دین داری جوانان 18 تا 29 ساله شهر تهران است. در راستای این محور اصلی، رویکرد فرهنگی به رسانه و همچنین نظریات کاشت، برجسته سازی و اندیشه های متفکرانی همچون هوور، کارلسون، دریدا و پژوهش های تجربی متعدد موردبررسی قرار گرفت؛ به طوری که در نهایت با توجه به مطالعات نظری و تجربی صورت گرفته، فرضیاتی تنظیم و در جامعه آماری مورد آزمون قرار گرفت. به طور کلی برخی از مهم ترین نتایج پژوهش بدین شرح است: میزان اعتقادات دینی، عواطف دینی و مناسک دینی نشان می دهد که جوانان موردمطالعه از لحاظ دین داری دارای میانگینی بالاتر از حد متوسط هستند. بین میزان تماشا و استفاده از انواع برنامه های تلویزیون ماهواره ای و میزان دین داری رابطه ای منفی و معنادار وجود دارد؛ این در حالی است که با افزایش میزان تماشای تلویزیون ملی و تماشای انواع برنامه های سرگرم کننده و خبری آموزشی تلویزیون ملی، بر میزان دین داری جوانان، افزوده می شود