فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۳٬۲۸۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
بررسی و مقایسه میزان مصرف فرهنگی در کلان شهرها، شهرها و روستاها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه با چرخش تحلیل اجتماعی از فعالیت تولیدی به سمت فعالیت مصرفی، شالوده تفاوت های اجتماعی توسط مفهوم سبک زندگی تغییر کرده است. توجه به نحوه مصرف کالای فرهنگی در کشور می تواند به خوبی نشان دهنده تمایزات و تشابهات قشرهای مختلف اجتماعی باشد. در چند دهه اخیر رشد شتابان شهر نشینی در ایران وپیدایی و گسترش رسانه های نوین و توسعه شبکه راهها موجب دگرگونی در تعاملات میان شهر و روستا گشته است. بر این اساس در پژوهش حاضر با توجه به داده های آماری یکی از طرحهای ملی[i]، به وضعیت فعالیت و مصرف کالاهای فرهنگی در شهر و کلانشهرو روستا می پردازیم؛ یافته ها نشان می دهد میزان مصرف کلیه کالاهای فرهنگی بررسی شده، در میان شهر و روستا و کلان شهر تفاوت معنا داری را نشان می دهد. همچنین تحلیل رگرسیون مدل تحقیق مربوط به میزان مصرف کالاهای فرهنگی نشان داد که سهم نسبی متغیر محل سکونت در پیش بینی تغییرات میزان مصرف نسبت به سرمایه اقتصادی و به ویژه سرمایه فرهنگی بسیار کمترمی باشد.
سبکهای مصرف و شیوه های زندگی
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۳ شماره ۸۸
حوزههای تخصصی:
فضای مجازی، ارزش های فرهنگی و اثر میراث اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
گسترش فزاینده فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی در سال های اخیر، حیات بشری را در ابعاد مختلفی تحت تاثیر قرار داده است. یکی از حوزه های مهم زمینه فرهنگی و ارزش های فرهنگی است. از این منظر، گسترش فزاینده فناوری های اطلاعات و ارتباطات و شکل گیری ""جامعه شبکه ای"" منجر به تحول و دگرگونی ارزش های فرهنگی در اغلب جوامع معاصر شده است که بارزترین مثال آن رشد ارزش های سکولار- عقلانی و ارزش های ابراز وجود یا رهاینده است. این مطالعه درصدد است تا با بررسی این فرایند، اثر میراث سنتی را در رابطه با فضای مجازی و ارزش های فرهنگی در چند کشورهای اسلامی واکاوی نماید. به عبارتی سئوال اصلی این مطالعه این است که فضای مجازی چه اثری بر دگرگونی ارزش های فرهنگی در کشورهای اسلامی دارد؟ به عبارتی فرضیه تحقیق این است که بین گسترش فضای مجازی و تغییر ارزش های فرهنگی متناسب با وضعیت متغیرهای مربوط به دیواره اتشین رابطه وجود دارد. بررسی نظری این موضوع نشان می دهد که دیدگاه های نظری متفاوتی در رابطه با فضای مجازی و ارزش های فرهنگی قابل دسته بندی است: نخست دسته ای که عقیده دارند همراه با ورود تکنولوژی، از جمله تکنولوژی ارتباطی، ارزش های سنتی محو شده و ارزش های نوین جایگزین می شوند و این فرایند در کل جهان به صورت واحد و همسان رخ می دهد که پیامد آن همگرایی ارزش ها و فرهنگ ها در جوامع خواهد بود. گروه دوم بر اهمیت ارزش های فرهنگی و ماندگاری کامل آن در جوامع مختلف و حتی تشدید آنها و مقاومت در برابر تغییرات تأکید دارند. گروه سوم اعتقاد دارند که در اثر تحولات فزاینده در عرصه جهانی شدن و تکنولوژی های ارتباطی شاهد امتزاج و ترکیب ارزش های سنتی و مدرن در جوامع جدید خواهیم بود. اخیراً نظریه ای تحت عنوان ""دیواره های آتشین"" در این زمینه مطرح شده است که به نظر می رسد به شیوه بهتری می تواند تبیین کننده این فرایند باشد. این نظریه بر اهمیت موانع فرهنگی- اقتصادی در تغییر و جایگزینی ارزش ها تأکید دارد. بر این اساس، تغییرات جامعه ایران در مقایسه با سایر نقاط، مبتنی بر نظریه دیواره آتشین نشان می دهد که چنین موانعی نیز در اثرگذاری فضای مجازی بر تغییرات ارزشی در جامعه ایرانی نقش کاملاً برجسته ای دارند. روش بررسی این مطالعه تحلیل ثانویه است که با استفاده از داده های پیمایش ارزش های جهانی برای کشورهای اسلامی انجام می پذیرد.
تحلیل محتوای کتابهای فارسی دوره اول متوسطه برحسب میزان توجه به مولفه های سرمایه فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای کتاب های فارسی دوره متوسطه اول، برحسب میزان توجه به مولفه های سرمایه فرهنگی بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و با توجه به ماهیت آن از روش تحقیق توصیفی از نوع تحلیل محتوا استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش شامل محتوای تمامی کتاب های فارسی دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 95-94 بوده و نمونه آماری نیز با جامعه آماری یکسان در نظر گرفته شد. ابزار پژوهش شامل سیاهه تحلیل محتوای محقق ساخته سرمایه فرهنگی برحسب نظریه بوردیو بود که برای برآورد روایی سیاهه تحلیل از روایی محتوایی استفاده شد. پایایی سیاهه تحلیل نیز از طریق روش اسکات برابر 54/89 درصد محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از سنجش فراوانی وروش آنتروپی شانون استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که مولفه نهادینه از کمترین میزان توجه برخوردار بوده و مولفه عینیت یافته از بالاترین میزان اهمیت برخوردار است در حالی که مولفه تجسمیافته که بیشترین ارتباط را با درس فارسی دارد جایگاهی درخور ندارد.
نظام سرمایه داری؛ برسازی هویت مطلوب و تأثیر آن بر جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام سرمایه داری، از طریق عوامل ارادی و غیر ارادی، در راستای بازتولید خود، برنامه هایی را به گونه ای مدون و غیر مدون، طراحی و دنبال می نماید و با عملیاتی کردن آن ها تلاش دارد تا از مانایی باز نماند ودراین بستر به تقویت و بازتعریف «معناها و بودن» هایی می پردازد تا «شدن های» مطلوب را نظاره گر باشد. ودر پی نشانگاهایی می باشدکه با عبور از آنها دچار دگرگونی و صیرورت مورد نیاز شوند .بنابراین این سوال مطرح می باشد که چرا و چگونه این نظام ماندن و بودن خود را ،از طریق برساختن هویت مطلوب دنبال می کند ودرصددتثبیت آن می باشد؟ شاید این پاسخ را بتوان داد که ورود به عرصه هویت ها و برسازی و واسازی آنان می تواند ماندن این نظام را در پی داشته باشد که دراین فرایند ازابزار هایی که این هدف را برآورده می کند ، صحبت شده است .دراین پژوهش از مکتب گرامشی به عنوان چارچوب نظری استفاده شده و با شناخت این نظام و چگونگی برساخته شدن هویت ها به مصداق هایی از تغییر در حوزه های مختلف هویتی و ایجاد هویت کاذب و مطلوب،در جهت بازتولید خود، پرداخته شده و سپس به آسیبهای هویتی ناشی از حاکمیت و رسوخ مولفه های نظام سرمایه داری در جامعه ایران و اثر آن بر هویت ملی،اهتمام می ورزد.
تعلقات اجتماعی و اثرات آن بر بازگشت مهاجرین افغانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در حال حاضر سرنوشت خانواده های مهاجر افغانی از حیث بازگشت یا ابقای آنان در ایران مسأله نگران کننده این خانواده ها و دل مشغولی دولتمردان ایرانی در اتخاذ تصمیم مناسب در مورد آن هاست. مهاجرت مردم افغانستان به کشورهای همسایه خاصه ایران، نوعی مهاجرت اجباری ناسالم است که با آسیب و تخریب روحی و روانی اعضای خانواده های مهاجر توأم بوده است. مقاله حاضر بر اساس یافته های حاصل از مطالعه ای پیمایشی در باب علل و عوامل عدم بازگشت 400 خانواده مهاجر افغانی در شهرک مهاجرنشین (افغانی) گلشهر مشهد تدوین یافته است. نتایج این مطالعه نشان میدهد که صرف نظر از جنگ و ناآرامیهای داخلی به عنوان متغیر کلیدی در تحلیل این مهاجرت، بازگشت یا عدم بازگشت مهاجرین افغانی تابعی از وابستگی و تعلق به ارزشها و هنجارهای جامعه مبدأ و مقصد مهاجرت است. گذر سالهای زیاد و گسترش وابستگیها و تعلقات مادی و غیر مادی (شغلی، تحصیلی، مذهبی، خانوادگی و قومی و …) به جامعه میزبان سبب فراموشی و گسستن از تعلقات و ارزشهای جامعه مبدأ (افغانستان) شده است. این مقاله تلاشی است برای تشریح ویژگی ها، ابعاد و گونه های مهاجرت افغانیها و عوامل عدم بازگشت آنها با اتکاء بر وابستگیها و تعلقات به شرایط اجتماعی در جامعه مبدأ و مقصد مهاجرت .
"
هویت و تاویل : در جست و جوی یک هویت پسا استعماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"دگرگونی های فرهنگی و سیاسی و اقتصادی جهان در دوره پس از جنگ سرد، ضرورت بازسازی و بازاندیشی در مناسبات جوامع غربی و غیر غربی را بیش تر کرده است. بازتاب این امر را می توان به صورت رواج یک رشته نظریه های جدید در میان روشنفکران جهان سومی مشاهده کرد. این گرایش عمدتا در قالب نقد استعمارگرایی و تداوم آن در زندگی جوامع در حال توسعه طرح شده است. هواداران این دیدگاه معتقدند که نقادی های هیچ یک از نظریه های انتقادی در باره استعمار به اندازه کافی رادیکال نبوده است و به همین دلیل مناسبات استعماری در دوره پس از استقلال کشورها نیز هم چنان ادامه داشته است. به نظر آن ها مصون بودن دانش غربی از انتقاد، یکی از عوامل عمده تداوم پدیده استعمار در جوامع در حال توسعه می باشد.
در مقاله حاضر، این گرایش پست مدرنیستی به نقد مدرنیته و غرب گرایی و ارایه هویت جدید پسا استعماری برای جهان سوم، در چارچوب دو دیدگاه پسااستعمارگرایی، فلسفه آفریقایی و مطالعات زیر دست بررسی می شود. در این مقاله، بر نقش تحولات فکری و فلسفی روشنفکران جهان سوم تاکید دارد و نشان خواهد داد که چه گونه این روشنفکران با وام گیری مفاهیمی از فلسفه های معاصر در غرب و ترکیب آن با یک رشته تعابیر سنتی جامعه شان به درک جدیدی از نقد مبانی استعمار رسیده اند."
تحلیلی ساختی از یک اسطوره سیاسی اسطوره ‹‹وای›› در فرهنگ ایرانی و همتایان غیر ایرانی آن
حوزههای تخصصی:
"اسطوره های سیاسی گروهی از اسطوره ها هستند که در قالب و محتوای خود گویای رابطه ای مشخص با مفهوم قدرت می باشند. نمادها و نشانه های قدرت پیش از هر چیز در پی ایجاد مشروعیت بوده اند یعنی در پی آنکه فرمانروایی و فرمانبرداری را درمیان انسان ها ممکن سازند. این نشانه ها ممکن است در فرهنگ های گوناگون به اشکال مختلفی در آیند اما اغلب معانی مشخصی را حمل و پی آمدهای مشابهی را ایجاد می کنند. اسطوره ""وای)"" باد) در ایران باستان و همتایان غیر ایرانی آن، چه در فرهنگهای نزدیک هند و اروپایی و چه در فرهنگهای دور نظیر تمدنهای چین و آمریکای پیش از کلمب، گویای شباهتهای معنایی گسترده ای هستند که آن را در حوزه باورهای سیاسی تامل انگیز می کنند. در این مقاله ابتدا مفهوم تحلیل ساختی با تکیه بر اندیشه کلود، لِوی- اشتراوس، تشریح شده است. سپس با نگاهی به اسطوره وای و فرهنگهای دیگر تلاش شده است مجموعه ای از معانی همراهی کننده با این اسطوره ارایه شود. سرانجام در تحلیل ساختی، ساز و کار نهفته در این اسطوره را به مثابه یک اسطوره سیاسی نشان داده و به ویژه بر خاصیت ""رسانه ای"" آن تاکید شده است.
"
مطالعه تعیین کننده جامعه شناختی فرزندآوری (موردکاوی: زنان متأهل شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله مطالعه تعیین کنند ه جامعه شناختی فرزندآوری است. سؤال اصلی این است که تعیین کننده های اجتماعی باروری کدام است و هدف، شناسایی عواملی است که منجر به کم فرزندآوری در جامعه ایرانی می شود. برای تبیین موضوع تحقیق، از نظریه های جامعه شناختی (گیدنز و بوردیو) همچنین تئوری های جمعیتی باروری مانند کالدول، رویکرد اشاعه، گذار جمعیتی دوم (لستهاق و وندکا)، بهاچارتا و نظریه مشارکت مردان در امور خانه استفاده شد. این بررسی بر اساس داده های حاصل از یک پژوهش پیمایشی در بین نمونه 300 نفری از زنان متأهل تهران در سال 1394 صورت گرفته است. نتایج تحلیل رگرسیون بر تأثیر مستقیم متغیرهای «فردگرایی، مدیریت بدن، نگرش مثبت به فرزند، نگرش منفی به فرزند، سن ازدواج و تعداد خواهر و برادر زن» با سه سطح باروری (رفتار، ایده آل و تمایلات فرزندآوری) اشاره دارد.
عوامل موثر بر گرایش دختران به مانکنیسم (مطالعه موردی: تاثیر عروسک باربی در میان سایر عوامل گرایش به مانکنیسم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گرایش دختران به سمت داشتن اندامی مانکن، دستکاری در ویژگی هایِ ظاهری و ساخت بدن اجتماعی از پیامدهای جامعه مصرفی است؛ که یکی از دلایل آن، الگوپذیری دختران از عروسک های دوران کودکی می باشد. از آنجایی که دختران جوان نسبت به اندام خود حساسیت بیشتری دارند و معمولا درکودکی از عروسک باربی الگوبرداری کرده اند؛ تحت تاثیر فرهنگ باربی یعنی مانکنیسم قرار می گیرند.لذا هدف اصلی انجام این پژوهش بررسی تاثیر عروسک باربی بر گرایش دختران به مانکنیسم در میان سایر عواملِ فردی، خانوادگی،اجتماعی و رسانه ایی می باشد. که به صورت پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه در حجم نمونه335 نفر انجام شد روش نمونه گیری تصادفی ساده می باشد و چارچوب نظری مورد استفاده، نظریه صنعت فرهنگ، بازاندیشی و کاشت است. بطورکلی یافته ها نشان می دهد: عروسک های دوران کودکی، بخصوص باربی که چهره و اندام دختری جوان دارد و صنایع زیادی جهت تبلیغ آن بکار گرفته شده، الگویی را به کودک ارائه می دهند که در دوران نوجوانی و جوانی با آن به همسان سازی می پردازد.
بررسی میزان پذیرش اجتماعی استفاده از دوچرخه در سطح کلانشهرها، مطالعه موردی: کلانشهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به موازات نقش بیشتر خودروها در شهرها و آشکار شدن آثار منفی آن برای ساکنان شهرها و محیط زیست، به تدریج تمایلات عمومی برای کاهش استفاده از این وسیله و جایگزینی آن با روش های حمل و نقل عمومی و پایدار شکل گرفته است. در این بین، دوچرخه به عنوان یکی از مُدهای سفر، مهم ترین شیوه حمل و نقل پاک شهری محسوب می گردد که دارای منافع و مزایای متعدد اقتصادی و زیست محیطی است. شهر تهران نیز مشابه تمامی کلانشهرهای بزرگ در حال توسعه، گریبانگیر مشکلات ترافیکی و حمل و نقل به عنوان یک زیرساخت شهری است. این در حالی است که مُدهای حمل و نقل پایدار شهری همچون پیاده روی و دوچرخه سواری می توانند نقش مؤثری در این زمینه ایفاء نمایند و در حال حاضر جایگاه چندانی در سهم از سفر در این شهر ندارند. این مطالعه، با هدف بررسی میزان پذیرش اجتماعی استفاده از دوچرخه در سطح کلانشهر تهران تدوین شده و از الزامات این مطالعه، رویکردهای رایج کالبد گرا و کم توجهی تحقیقات پیشین به ابعاد اجتماعی و روان شناختی دوچرخه سواری در شهرها است. مبنای مطالعه به کمک روش تحقیق کمی با راهبرد پیمایش و مبتنی بر «مدل گسترده تئوری رفتار برنامه ریزی شده» است. تقویت نظری این مدل با اضافه نمودن شاخصه های جدید و مرتبط با محیط مصنوع انجام شده است. ابزار این مطالعه به کمک یک «پرسشنامه محقق ساخته» بوده و تکمیل آن توسط 495 نفر از ساکنان مرد کلانشهر تهران به شیوه نمونه گیری طبقه ای صورت گرفته است. یافته های مطالعه با روش تحلیل عاملی تاییدی و مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد؛ اولاً تمامی پارامترهای به کار رفته در مدل دارای ارتباط معنادار آماری با متغیر وابسته است و همچنین بر خلاف مطالعات قبلی، موضوع دوچرخه در بین ساکنان شهر تهران از وجهه مثبت برخوردار بوده و اولویت های تصمیم گیری باید در جهت رفع موانع و افزایش مشوق ها برای پذیرش عملی استفاده از آن به عنوان یک وسیله حمل و نقل سوق یابد. از بین عوامل روان شناختی تشکیل دهنده رفتار دوچرخه سواری، سلامتی مهم ترین مؤلفه در نگرش به دوچرخه و هنجارها بیشتر از عامل نگرش در رفتار دوچرخه سواری موثر بوده اند. در میزان اثرگذاری هنجارها نیز، بیشترین تأثیر به ترتیب در «هنجارهای تاکیدی» و «هنجارهای توصیفی» مشاهده گردید. «کنترل ادراکی رفتار» نیز نقش اندکی در این زمینه داشته است. مطابق آزمون همبستگی اسپیرمن، ویژگی های درک شده از مقوله باورهای رفتاری؛ مهم ترین عامل شکل دهنده به نگرش بوده اند و مؤلفه های سلامتی، فایده و ضرورتمندی حمل و نقلی، ارتباط بیشتری با آن داشته اند. همچنین مشخص گردید که بین ویژگی های محیط مصنوع و شکل گیری نگرش، ارتباط معناداری برقرار است. در نهایت نتایج به دست آمده از مطالعه، با تحقیقات متعدد کشورهای پیشرو مقایسه شده و پیشنهاداتی نیز ارائه شده است.
دوجهانی شدن ها و ارتباطات بین تمدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"فرایند جهانی شدن یا جهانی سازی های ایدئولوژیک جدید که معلول ظهور «صنعت ارتباطات جهانی » است، منشا سرعت بخشیدن به «فراملی شدن » فرهنگ ها و تمدن ها شده است. در واقع جهانی شدن، منشا ظهور دو گفتگوی جهانی متضاد یعنی «گفتگوی جهانی ارادی» و «گفتگوی جهانی غیرارادی» همزمان در جامعه بشری شده است. پیش از ظهور صنعت ارتباطات جهانی یا به تعبیر مکتب فرانکفورد «صنعت جهانی فرهنگ » اعضای تمدن های جهان امکان دسترسی همزمان و تنفس فرهنگی در فضای واحد را نداشتند، به عبارتی «فضا های تمدنی»، متفاوت و دورافتاده از یکدیگر بودند و در عین حال بر همدیگر اثر می گذاشتند و از یکدیگر تاثیر می گرفتند اما این فرایند طی یک روند طولانی تاریخی صورت می گرفت. با ورود به عصر ارتباطات و «یکی شدن فضای ارتباطی »، فصل جدید و گریزناپذیری در مواجهه تمدن ها با یگدیگر تحقق پیدا کرده که نیازمند بازنگری جدی در فرایند گفتگوی تمدن هاست و لزوماً تحلیل های برخاسته از دوره مدرنیته پاسخگوی تحلیل ها و گفتگو های دوره جدید نیست. با سرعت گرفتن صنعت حمل ونقل و ظهور جهانی مجازی، جهان هم در فضای فیزیکی و هم در فضای مجازی کوچک شد و در این دو جهان کوچک شده فیزیکی و مجازی، گفتگوی بین فرهنگی و بین تمدنی، بازتعریف معنایی متفاوتی پیدا می کند.
در این مقاله تلاش می شود ابتدا تحلیل دقیقی از مفهوم تعمیم یافته گفتگو که متکی بر تفسیر هرمنوتیک «متن» می باشد، ارائه شود و سپس تعامل «متن» گفتگوی بین تمدنی را در ارتباط با «زمینه»های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ناظر بر جهان مورد بحث قرار گیرد. با تحلیل ارتباط بین «متن » و «زمینه » است که به تاثیر فرایند جهانی شدن بر فرایند گفتگو منتقل خواهیم شد. با چنین تفسیری، چهار نگاه کلان تاریخی را به تمدن ها می توان ارائه نمود که نقطه پایانی این مقاله خواهد بود. این چهار نگاه بر منطق ریاضی نگاه به آغاز و استمرار روند تمدن ها تکیه زده است که عبارتند از: نگاه اروپامحوری نسبی ، اروپامحوری مطلق، امریکامحوری ، و نگاه چندمحوری به تمدن ها. در جمع بندی، نگاه جدیدی که منتزع از فضای عمومی جهان به تمدن ها یعنی نگاه جهان گرایی به تمدن هاست، مورد بحث و مداقه قرار خواهد گرفت"
بدن و دلالت های فرهنگی - اجتماعی آن
حوزههای تخصصی: