فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۴۱ تا ۳٬۲۶۰ مورد از کل ۱۷٬۸۴۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به ضرورت تألیف کتابی در زمینه مردم شناسی ادبیات تأکید و ردپای مردم شناسی در شعر گذشته‘ البته تنها با طرح موضوع و ارائه مثال‘ دنبال شده است. در ادامه به تأثیر ادبیات شفاهی در ادبیات مکتوب و نیز راهیابی نمونه هایی از ادبیات مکتوب به میان مردم‘ به اختصار‘ پرداخته شده است. چون به ادبیات شفاهی‘ در مقایسه با ادبیات مکتوب‘ کمتر توجه شده‘ از این رو در این مجال نیز‘ در حد امکان و فرصت‘ به ویژگیهای شاخه های گوناگون ادبیات شفاهی و کارکردهای هر یک از آنها‘ البته بسیار موجز و مختصر‘ اشاره شده است
روش شناسی مارکس و نقدهای وارد برآن
حوزههای تخصصی:
تحلیلی بر سهم ارتباطات غیر کلامی در کنش متقابل اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، به تبیین سهم ارتباطات غیر کلامی به مثابة یکی از سه سنخ ارتباطات اجتماعی یعنی کلامی، غیر کلامی، و پیرا کلامی در کنش متقابل اجتماعی پرداخته شده است. در این راستا، در آغاز سخن، اهمیت توجه به نقش ارتباطات غیر کلامی در روابط روزمره بین افراد و سوءِ ادراک ها و سوءِ برداشت ها در کنش متقابل اجتماعی مطرح شده است. به دنبال آن، دو زیر ساخت نظری جامعه شناختی و روان شناختی اجتماعی کنش متقابل اجتماعی برای به تصویر کشیدن نقش مکمل و مهم ارتباطات غیر کلامی در مبادلات کلامی کنش گران در دریافت پیام تشریح و نقش نشانه های غیر کلامی و کارکردهای آن ها بحث شده است. در ادامه، برخی از رفتارهای غیر کلامی توصیف شده است و، در نتیجه گیری، ضمن جمع بندی موارد فوق بر نقش ارتباطات غیر کلامی و سهم آن در کنش متقابل اجتماعی و، در راستای آن، ادراک اجتماعی، که به تکوین برداشت ها در کنش گران منجر می شود، تأکید شده است.
مارکس و سایه هایش
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۳ شماره ۸۸
حوزههای تخصصی:
مطالعه کیفی سنخ شناسی سبک های زندگی: مطالعه جوانان شهر مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر مهاباد از نظر تراکم نشانگان فرهنگ قومی، شیوه های مصرف و سبک های زندگی همواره مورد توجه دیگر شهرهای کُردنشین و حتی غیر کُردنشین بوده است. تغییر و دگرگونی های ناشی از توسعه، موقعیت خاص جغرافیایی این شهر و وجود امکانات مناسب در مقایسه با دیگر شهرهای کُردنشین، باعث مهاجرت فراوان مردم از شهرها و روستاهای اطراف به این شهر شده است.این پژوهش برای سنخ شناسی سبک های زندگی در بین جوانان پسر شهر مهاباد، با استفاده از رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی، کنش ها و ایده های شکل دهنده سبک زندگی را بررسی می نماید. در بخش نظری، با استفاده از آرای اندیشمندان مختلف در حوزه مصرف و سبک زندگی چارچوبی مفهومی تنظیم و برای سنخ شناسی سبک های زندگی استفاده شده است. روش کار، کیفی (نظریه مبنایی) است، و داده های میدانی با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق و معیار اشباع نظری در بین 25 نفر از جوانان پسر 18 تا 29 سال شهر مهاباد گردآوری شده اند. یافته های به دست آمده، شامل شش سبک زندگی به شرح ذیل است: پیشامدرن، مدرن، علمی، ورزش محور، شادزیست و جهان محلی.
بررسی میزان و عوامل فرهنگی- اجتماعی مرتبط با نشاط اجتماعی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر علاوه بر ویژگی های کالبدی توسعه، لازم است در زمینه های روانی و اجتماعی نیز به نیازهای شهروندان توجه کند، یک شهر توسعه یافته شهری است فعال، سرزنده، شاد و بانشاط. در عین حال دانشگاه یک نهاد مدرن است که جایگاه آن در شهر است و دانشجویان به عنوان یک قشر مؤثر، جوان، سرزنده و بانشاط می توانند موتور تحرک نشاط در شهر باشند. شهر یزد از نظر میزان نشاط اجتماعی دارای وضعیت مطلوبی نیست و بر اساس برخی پژوهش ها و مشاهدات تجربی استان یزد دارای کمترین میزان نشاط اجتماعی است. با توجه به آنکه دانشگاه یزد در شهر یزد واقع است؛ پژوهش حاضر با هدف شناخت میزان و عوامل فرهنگی- اجتماعی مرتبط با نشاط اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه یزد به روش پیمایش و با ابزار پرسش نامه انجام شده که تعداد 277 نفر از دانشجویان دانشگاه یزد که با روش نمونه گیری طبقه ای متناسب، از هفت دانشکده انتخاب شدند نمونه ی تحقیق را تشکیل می دهند. نتایج نشان داد که: میانگین نمره ی نشاط اجتماعی دانشجویان مورد بررسی 71/13± 46/42 بود که با میانگین شادکامی کشورهای در حال توسعه تفاوت معناداری نداشت. بین میزان نشاط دانشجویان با متغیرهای زمینه ای سن، جنس، وضعیت تأهل، محل سکونت و مقطع تحصیلی رابطه ی معناداری مشاهده نگردید در حالی که نتایج آزمون تحلیل واریانس یکطرفه نشان داد، بین رشته ی تحصیلی و میزان نشاط اجتماعی رابطه ی معناداری وجود دارد. همچنین ضرایب همبستگی پیرسون بین متغیرهای اساسی تحقیق نشان داد که بین میزان نشاط اجتماعی و تمامی این متغیرهای مستقل (دینداری، بهره مندی از وسایل ارتباط جمعی، امید به آینده و عزت نفس) رابطه ی مستقیم و معناداری وجود دارد. نتایج رگرسیون چند متغیره نشان داد که در مجموع، به ترتیب سه متغیر عزت نفس، امید به آینده و دینداری توانسته اند 8/44 درصد از تغییرات متغیر نشاط اجتماعی را تبیین کنند. قابل ذکر است، در این مقاله واژه های نشاط، شادی، شادکامی و شادمانی مترادف یکدیگر به کار رفته اند.
آیا دموکراسی برای کشورهای در حال توسعه خوب است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، برخی اندیشمندان بیان کرده اند که دموکراسی برای کشورهای در حال توسعه، مناسب نیست، زیرا رشد اقتصادی را کاهش می دهد. همچنین دیکتاتوری ها که از فشار رأی دهندگان در امان هستند، بهتر می توانند در جهت منافع ملتشان، برنامه ریزی کنند. در مقاله حاضر، در رد ادعای فوق، دو دلیل بیان می شود: نخست آنکه، تعریف توسعه در سال های اخیر متحول شده و در حال حاضر، دموکراسی خود به یکی از شاخص های توسعه بدل شده است. علاوه بر این، با بررسی ارتباط رشد اقتصادی و دموکراسی در خلال سال های 1970 الی 2009، با استفاده از داده های بیش از صد کشور و مدل داده های پانل نشان داده شده است که رابطه ای مثبت و معنادار میان رشد اقتصادی و دموکراسی وجود دارد. از این رو، می توان دموکراسی را به مثابه هدف و وسیله توسعه در نظر گرفت..
تبعیض سنی: ارزیابی گفتمان سیاست فرهنگی در هویت بخشی به جوانان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سن به عنوان مقوله فرهنگی منقسم، شهروندان را در گروه های سنی تحت انتظام درآورده و حدوث گفتمانی خاص، برآمده از مناسبات قدرت در جامعه را موجب می شود که کارکردی هستی بخش برای گروه های سنی دارد. جوانی یکی از دوره های سنی است که حوزه منازعه ای را در خصوص تعاریف، بازنمایی و هویت بخشی به خود اختصاص می دهد. نویسندگان درصددند تا ضمن مرور احکام گفتمانی غالب در خصوص جوانان، با تحلیل گفتمان نهادهای سیاست گذار، به این پرسش پاسخ گویند که گفتمان سیاست فرهنگی در هویت بخشی به جوانان ایرانی بر چه رویکرد یا رویکردهایی مبتنی است؟ بررسی رویکردهای مطرح شده در این مقاله را بایستی به عنوان دیرینه شناسی گفتمان های جوانی قلمداد کرد. در این مقاله نشان داده می شود که گفتمان سیاست فرهنگی از حیث احکام بارز مندرج در آن، گرایش به رویکردهای دوگانه مساله ساز و موجه ساز به جوانی دارند. همچنین استدلال فوق، اشاره ای ضمنی به دلایل عدم توفیق برنامه ریزان اجتماعی در جلب مشارکت جوانان دارد.
بررسی مهاجرت معکوس و تأثیر آن بر توسعه ی اقتصادی،اجتماعی و تغییرات فرهنگی و سیاسی در روستاهای شهرستان های تنکابن و رامسر واقع در استان مازندران ۱۳۸۵-۱۳۹۰(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرهای تنکابن و رامسر از شهرهای ساحلی شمال کشور هستند که مهاجرت معکوس در آنها جریان دارد. پژوهش حاضر به تأثیر مهاجرت معکوس بر توسعه ی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در روستاهای شهرستانهای تنکابن و رامسر می پردازد. روش تحقیق توصیفی، پیمایشی است و از روش اسنادی (کتابخانه ای) نیز استفاده شده است. نظریات غالب در تحقی ق عبارتن د از: نظریه ی کارکردگرایی و نظریه ی چرخه ی حیات. دو شیوه ی نمونه گیری در این تحقیق با توجه به وجود ۲ نمونه ی آماری وجود دارد. نمونه گیری سهمیه ای با روش توزیع اتفاقی بین ۳۷۰ نفر از مهاجران به روستا توسط پرسشنامه ی شماره ی ۱ و یک روش نمونه گیری هدفمند با روش توزیع گلوله ی برفی با پرسشنامه شماره۲ بین همان ۳۷۰ نفر مهاجر به روستا و هم ۹۳ نفر از ساکنان روستایی که دارای مقام دولتی و محلی در روستا بوده اند انجام شد و در نهایت نتایج به دست آمده با هم مقایسه شده است.
برای آزمون متغیرهای پژوهش از آماره های متناسب در نرم افزار SPSS استفاده گردید. نتایج به دست آمده حاکی از وجود تأثیر مثبت و معنادار مهاجرت معکوس بر توسعه ی اقتصادی-اجتماعی و سیاسی و تأثیر منفی و معنادار مهاجرت معکوس بر توسعه ی فرهنگی است. مؤلفه ی کارکرد اقتصادی با بار عاملی ۷۴/۰ دارای بیشترین تأثیر، همچنین مؤلفه کارکرد اجتماعی با بار عاملی ۷۳/۰، مؤلفه ی کارکرد سیاسی با بار عاملی ۷۰/۰ و مؤلفه ی کارکرد منفی فرهنگی با بار عاملی ۶۵/۰، رتبه های بعدی میزان تأثیر در مؤلفه ی مهاجرت معکوس را دارند. در عین حال با مقایسه ی دیدگاه ساکنان روست ا و مهاجران و مقایسه ی پرسشنامه شماره ی ۱ و ۲ پاسخهای بسیار شبیه و یکسانی به دست آمد.
مطالعه تغییرات زمانی ارزش فرزند در ایران (مطالعه زنان شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرزند و فرزندآوری از مهم ترین ارزش های خانواده در ایران است. نسل های مختلف زنان در ایران، براساس تجارب و حوادث تاریخی و تجربه زندگی مشترک، نگرش و برداشت متفاوت و گاه متضاد از معنا و مفهوم فرزند دارند. با تکیه بر دو دسته از نظریه های غربی شامل تغییرات فرهنگی، گذار جمعیتی دوم، تضاد نسلی و ساختاری و نظریه های جوامع پیرامون مانند نظریه جهان محلی شدن، الگوی پژوهش ساخته شد.
روش پژوهش، پیمایشی است. جمعیت آماری، پنج نسل از زنان شهر زنجان با توجه به شرایط تاریخی انتخاب شده اند: متولدین قبل از سال 42، متولدین سال های 57-1342، متولدین سال های 67-1358، متولدین سال های 70-1367 و متولدین سال های 74-1370. از هر نسل 100 نفر و درمجموع 500 نفر حجم نمونه این پژوهش را تشکیل داده اند. روش نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای به شیوه PPS است.
براساس یافته های پژوهش، تفاوت میانگین ارزش بین نسل های بررسی شده به لحاظ آماری معنادار است؛ پایین ترین سطح ارزش فرزند متعلق به نسل زنان متولد سال های 74-1371 و بالاترین سطح مربوط به نسل زنان متولد سال های قبل از 42 است. فردگرایی با ارزش فرزند ارتباط منفی و دینداری با ارزش فرزند ارتباط مثبت دارد. تأثیر تجربه جهانی شدن بر ارزش فرزند، در نسل متولدین 67-1358 شدیدتر از سایر نسل ها است.
بهبود کیفیت خدمات گردشگری شهر یزد از دیدگاه گردشگران خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی مدیریت مدیریت بازرگانی مدیریت جهانگردی
- حوزههای تخصصی مدیریت مدیریت بازرگانی مدیریت جهانگردی برنامه ریزی توسعه جهانگردی
- حوزههای تخصصی مدیریت مدیریت بازرگانی مدیریت جهانگردی مصالعات تطبیقی سیاستهای جهانگردی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی کاربردی و برنامه ریزی اجتماعی گردشگری و توریسم
- حوزههای تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای شهری گردشگری شهری
آسیب شناسی اعتماد اجتماعی در دیوان فیض کاشانی
حوزههای تخصصی:
با مطالعه دقیق اشعار عرفانی ملا محسن فیض کاشانی، این نکته آشکار می شود که وی در کنار دقایق و ظرایف عرفانی، از تاریخ اجتماعی روزگار خود غافل نمانده است. در این میان، آسیب های انسانی و اجتماعی و جنبه های منفی شخصیت و رفتار انسانی، که زمینه ساز بی-اعتمادی در روابط اجتماعی است، مورد توجه قرار گرفته است. از نظر فیض، عناصری چون جهل، عیب جویی، نفاق و شکاف گفتار و عمل، بدبینی، ریا و تظاهرگرایی، عدم وفاداری و صداقت، خودبینی، غرور، تفرقه-جویی، دنیامداری و طعن دیگران از عوامل اساسی انحراف در شخصیت و بی اعتمادی در جامعه می گردند. هدف اصلی این مقاله، شناخت عناصر بی اعتمادی اجتماعی در دیوان فیض کاشانی است که در راستای آن، مؤلفه ها و عناصر فوق را بررسی کرده ایم.
مروجان رفتارهای نوین دینی : مطالعه موردی جمع های با رویکرد روان شناسی و عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی چند سال اخیر، جمعها یا کلاسهایی در سطح شهر تهران شکل گرفته که در آنها شیوههای نوینی برای "چگونه بهتر زیستن"، آموزش داده میشود. در این جمعها که اساسشان بر پایه دیدگاههای گوناگونی از جمله روانشناسی و عرفان قرار گرفته است، افراد به دنبال آن هستند که ضمن تجربه نوعی احساس معنوی و روحانی، چگونگی دستیابی به راههای خوشبختی، موفقیت و کمال را به صورت توامان تجربه کرده و در عین حال، به آرامش روحی برسند. پژوهش حاضر در پی آن بوده که ویژگیها و کارکردهای کلی این جمعها برای افراد شرکتکننده را مورد مطالعه قرار داده و مطابقت آموزههای آنها را با رفتارهای نوین دینی بررسی کند. مبنای نظری این پژوهش بر اساس نظریههای مطرح جورج زیمل، ماکس وبر و توماس لاکمن در حوزه جامعهشناسی دین سازماندهی گشته و پژوهش با استفاده از روشهای کمی و کیفی انجام شده است.
تکوین حوزه عمومی و گفت و گوی عقلانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجود حوزه عمومی و تفکیک آن از حوزه خصوصی و دولت جزء اساسی جامعه مدنی است. حوزه عمومی فضایی است حقیقی یا مجازی که افراد خصوصی در آن به بحث و گفت وگوی عقلانی درباره مسائل مورد علاقه می پردازند تا به توافقی دست یابند. دسترسی برابر همه افراد به این حوزه، آزادی در طرح همه گونه مباحث و عدم دخالت قدرت در این مباحث جزء شروط ضروری آن است. ما در این مقاله وجود حداقل شرایط ضروری برای حوزه عمومی را در چند تشکل دانشجویی بررسی کرده ایم.
تبیین قاچاق کالا از منظر جامعه شناسی
حوزههای تخصصی: