فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۸۱ تا ۲٬۲۰۰ مورد از کل ۱۷٬۸۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
مطالعه کیفی پیامدهای ارتباط با جنس مخالف در میان نوجوانان دختر و پسر (مطالعه موردی: نوجوانان شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه شواهد نشان می دهد رابطه عاطفی با جنس مخالف، از قشر جوانان به قشر نوجوان تسری یافته است و گروه زیادی از نوجوانان، رابطه اجتماعی با جنس مخالف را تجربه کرده اند. مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که نوجوانان شهر مشهد پیامدهای رابطه با جنس مخالف را چگونه تجربه می کنند و آیا تجربه پیامدها، در میان نوجوانان دختر و پسر یکسان است. در این پژوهش، پیامدهای تجربه نوجوانان در ارتباط با جنس مخالف در شهر مشهد مطالعه می شود. بدین منظور، از رویکرد برساختی- تفسیری و از روش مردم نگاری و تکنیک مصاحبه عمیق استفاده شد. همچنین برای انتخاب مشارکت کنندگان، روش نمونه گیری هدفمند و برای تعیین حجم نمونه، اشباع نظری به کار گرفته شد. نتایج بیانگر آن است که نوجوانان پیامدهای رابطه با جنس مخالف را به اشکال مختلف مانند مشکلات آموزشی، درگیری فضای ذهنی، لذت عاطفی، لذت جنسی، وابستگی، نوع طلبی، میل به تجرد، ترس از ازدواج و بازاندیشی تجربه می کنند. برخی از این پیامدها، در نوجوانان دختر و پسر متفاوت است. تجربه پیامدهای مختلف و متناقض سبب شده است که نوجوانان براساس تجربه و اطلاعات ناشی از آن، به بازاندیشی این رابطه بپردازند و راهبردهای جدیدی را در این زمینه اتخاذ کنند. این راهبرد ها در نوجوانان دختر و پسر با یکدیگر تفاوت دارد.
بررسی تجربی رابطه دینداری، خودکنترلی و رفتار انحرافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دین با راهنمایی ها، احکام و قواعد خاصِ اخلاقی خود فرد را مجهز می کند که با کنترل خویشتن از برخی رفتارها امتناع کند. تقوا در معارف اسلامی معادل خودکنترلی است و خودکنترلی نیز به مثابه یک سد مستحکم در برابر گرایشات رفتاری انحراف آمیز است. تحقیق حاضر در پی آن است تا رابطه دینداری، خودکنترلی و رفتارهای انحرافی را در میان دانشجویان دانشگاه مازندران بررسی کند. روش پژوهش، پیمایشی و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است. جمعیت این تحقیق شامل کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه مازندران در سال تحصیلی93-1392 است که 416 نفر از آنان به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم به عنوان نمونه انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفته اند. تحلیل داده ها نشان می دهند: خودکنترلی و دینداری با رفتارهای انحرافی رابطه معکوس و معناداری دارد، اما بین دینداری و خودکنترلی رابطه معناداری مشاهده نشده است. به عبارت دیگر، می توان چنین استنباط کرد که خودکنترلی نقش واسطی در رابطه دینداری و انحراف نداشته، بلکه به طور مستقل بر رفتار انحرافی مؤثر است.
مردم سالاری دینی و ساختار اجتماعی جامعه ی اسلامی «امت»
حوزههای تخصصی:
اساس سیاست، بر رابطه ی میان حکومت و مردم استوار است که دو تفسیر دارد: یکی تفسیر این رابطه از ناحیه ی حکومت کنندگان است که جریان نفوذ از بالا به پایین است و دیگری از ناحیه ی مردم که این تفسیر نفوذ از پایین به بالا است.
در ناحق بودن تفسیر اول جای بحث نیست، همچنان که غیر واقعی بودنِ عملی شدن تفسیر دوم هم بدیهی است.
حساسیت اندیشه های سیاسی رابطه ی مردم و حکومت از نوع تفسیر دوم است. اهمیت این مساله در هر نظامی از یک نوع دغدغه های اشخاص در مورد جریان حاکم برخاسته است.
در نظام های اریستوکراسی و دیکتاتوری، این دغدغه خود را بیشتر نشان می داده و در نظام دموکراسی با وجود اینکه باید مردم در سهم خود از جهت دخالت در تصمیم گیری های حکومت مطمئن باشند، موضوع رابطه ی مردم با حکومت از بالاترین حساسیت ها برخوردار است. همه ی شعارها و سخن سرایی ها در خصوص زمان سرنوشت مردم به دست مردم، تا زمانی است که با قدرت اکثریت افراد جامعه، شخص یا گروه خاصی در راس قدرت قرار گرفته است، از هنگامی که این مطلب صورت گرفت در مردم تحت حکومت دو نوع اضطراب به وجود می آید.
1. دغدغه ی آن اقلیتی که با روی کار آمدن جریان مخالف، سرنوشت خود را در دست شخص یا گروهی می بینند که او را برای مدیریت سرنوشت اجتماعیش صالح نمی دانست.
2. دغدغه ی آن اکثریتی که این جریان به روی کار آورد، که تا چه اندازه این شخص یا گروه بر سر عهد و پیمان خود باقی است؟
اما اضطرابات مردمی در نظام های دینی و تجربیات عملی بیشتر در نظام های دینی مربوط به دوران های خیلی قدیم و باستانی درارتباط با حکومت انبیای الهی است که جزییات و خصوصیات آن در علوم سیاسی روز منعکس نیست. آنچه از گذشته برای اندیشه های سیاسی از تجربه ی عملی حاکمیت دینی مطرح است تجربه های عملی دوران حاکمیت کلیسا در غرب است که به نام خدا و دین، جریان کلیسا حدود ده قرن قدرت را در جوامع غربی در دست داشت و نظام خودکامه ای را به مردم تحمیل نمود و این تجربه این مردم غرب منشا پیدایش سکولاریسم و عقب گردی آنها از دین شد و با این سابقه تصویر مردم در جریان حکومت دینی نه تنها تصویرِ حاکمیت مردمی نیست بلکه تصویر حکومت مردمی است که مردم، یک مکلف و یک موظف بی اختیارند و متاسفانه این برداشت از غرب به جوامع اسلامی هم منتقل شد.
از عوامل موثر در رابطه ی مردم باحکومت، موقعیت مردم در دیدگاه حکومت است. در دنیای غرب، موقعیت مردم در حکومت، از نظر اندیشه های سیاسی گذشته تا سه قرن قبل، موقعیت یک برده بلکه پایین تر، در موقعیت یک چهارپا تنزل داشته است. مستنداتی در این مورد در مقاله ذکر شده و در برابر این بینش، دیدگاه اسلام در خصوص موقعیت مردم از نظر حکومت با تکیه بر کلام امیرالمومنین علیه السلام، با دیدگاه گذشته ی غربیان ارزیابی شده است. از سه قرن گذشته تاکنون در غرب دیدگاه اندیشه های سیاسی نسبت به موقعیت مردم در حکومت رو به تحول گذاشت و برای نقش مردم در حکومت، سه راه پیش بینی شده که در این مقاله به آن ها می پردازیم.
سیاست فیلم اتحادیة اروپا: بین هنر و تجارت
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی هنر و معماری گروه های ویژه جامعه شناسی هنر
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سیاسی و انقلاب و جنگ جامعه شناسی سیاسی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی انسان شناسی انسان شناسی فرهنگی انسان شناسی هنر سینما
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات سینمایی، موسیقی و بصری مطالعات سینمایی
نقد برنامه های توسعة روستایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ایران، تمرکزگرایی جدید به ویژه در دوره پهلوی، همگرایی و استفادة گسترده از دیوان سالاری، از ویژگی های عمده به شمار می روند. در مطالعه های جامعه شناسی تاریخی درمورد ویژگی تمرکزگرایی، تمرکز قدرت و حاکمیت سیاسی در جامعه ایران، علی رغم وجود انقطاع های مقطعی و شدت و ضعف هایی که در مقاطعی از تاریخ برای آن قائل اند، درمورد این ویژگی در جامعه ایران اتفاق نظر و اجماع وجود دارد. هدف این مقاله، بررسی و مرور نقادانة برنامه های توسعة روستایی، قبل و بعد از انقلاب است. در این راستا، به روش مطالعة کتابخانه ای، برنامه های عمرانی پیش از انقلاب، از سال 1320 در شش برنامه و بعد از انقلاب در پنج برنامة توسعه نقد و بررسی می شوند. نتایج نشان می دهد قبل از انقلاب، برنامه های عمران روستایی، خصلتی متمرکز و از بالا به پایین، فاقد مطالعات بومی، سطحی نگر به مسائل روستایی، دارای دید فنی و فاقد نگرش جامعه شناسانه بوده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در جامعه روستایی، ابتدا نوعی مشارکت فزاینده در قالب بسیج اجتماعی تجربه می شود که از تحولات سطح کلان جامعه بی تأثیر نیست. در این دوره، از نظام دیوان سالاری چندان خبری نیست؛ اما به تدریج، به تبع تحولاتی که به وجود می آید، الگوی مشارکتی باز هم حالت هدایت شده از بیرون را پیدا می کند. به طورکلی، در مطالعة برنامه های پنج ساله توسعة بعد از انقلاب نیز عدول از اجرای برنامة مصوب، محدودشدن به برخی اقدامات اجرایی و اجرای طرح های گذشته، با وجود تغییر محتوای برنامه ها به روشنی دیده می شود. برنامه های توسعة روستایی، از اعتبارات بودجه ای کافی برخوردار نیستند؛ براساس آسیب شناسی برنامه های پیشین نوشته نشده اند و درصورت عملی نشدن برنامه ها، هیچ ارگان یا نهادی پاسخگو نیست. به عبارتی، دسترسی نداشتن به اهداف، هیچ الزامی برای تصویب کنندگان ایجاد نمی کند. جزئیات بیشتر در این زمینه، درادامه مقاله بررسی می شود.
رفتارها و باورهای ایرانیان: تحلیلی جامعه شناختی از چهار دهه دینداری در جامعه ایران -- احمد غیاثوند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دین در جامعه ایرانی با توجه به شرایط تاریخی، اجتماعی و سیاسی آن، از جایگاه بالایی برخوردار است. پژوهش در حوزه ارزش ها و رفتار دینی مردم، در جهت درک تحولات و از سویی پیش بینی تغییرات آن، متضمن انجام مطالعات مستمر در طی سال های مختلف می باشد. مطالعه حاضر به روش تحلیل ثانویه انجام پذیرفته و سعی دارد یافته های حاصل از پیمایش های ملی مختلف طی سال های 1353 تا 1390 را مورد تحلیل قرار دهد. بنابراین با عنایت به داده های پژوهش های قبلی موجود، دو بعد رفتار و باور دینی در چهار سطح فردی، جمعی، سیاسی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است. در این مطالعه برای تحلیل رفتار و باور مردم ایران از دو رویکرد سکولار شدن جامعه با تکیه بر نظرات «پیتر برگر» و نیز تعبیر کارکردی و عملکردی دین از نظریه «لوهمان» استفاده شده است. در مجموع یافته های حاصل نشان می دهد که چندان تفاوتی مبنی بر افزایش یا کاهش چشمگیر در رفتارها و احساسات دینی فردی مردم ایران مشاهده نمی گردد. به عبارتی، جامعه دچار نوعی «تثبیت کارکردی» شده و از این حیث افراد جامعه همان قدر مذهبی اند که در گذشته بوده اند. بنابراین تلقی سکولارشدن جامعه، قضاوتی ناصحیح است. البته تفاوت در میزان دینداری جوانان با بزرگسالان و مسن ترها را می توان ناشی از اقتضائات سنی آن ها دانست. در سطح باورها و رفتارهای جمعی، عیلرغم عدم وجود داده هایی مبنی بر مقایسه آن با دهه های گذشته، ولی در مقایسه با آنچه در اوایل انقلاب و دوران بعد از آن ملاحظه می گردد، نوعی «تغییر کارکردی در حوزه رفتارها و باورهای دینی جمعی» را می توان استنباط نمود. در واقع کاهش در رفتارهای دینی جمعی آن هم از نوع رسمی بیشتر بازتاب تغییرات دوران و کارکردهای خاص خود، به ویژه در زمان انقلاب و دوران جنگ است که نوعی نمونه آرمانی «دین دوران» را بر اذهان و آرمان های مذهبی به یاد می آورد. در نهایت مقایسه رفتارها و باورهای دینی سیاسی و اجتماعی نوعی «قطبی شدن عملکرد دین» را در دو حوزه سیاسی و اجتماعی نشان می دهد. به عبارتی نوعی «سیاست زدایی از دین» یا «سیاسی شدن دین» و نیز «اخلاق زدایی دینی» یا «اخلاقی کردن دینی» را شاهدیم. ازاین رو، تعبیر سکولارشدن در این دو حوزه برداشتی دوگانه است.
نگاهی به جوانان علاف در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جوانان، در کشورهای با رشد ناکافی اشتغال و میزان قابل توجه بیکاری و اشتغال ناقص، بیش از سایر اقشار صدمه دیده، مایوس و سرخورده می شوند و با احتمال بیشتری در معرض بلاتکلیفی اقتصادی و اجتماعی و آینده نامعلوم قرار می گیرند. هر چند برای بیان وضعیت جوانان در بازار کار و پیش بینی فرصت های شغلی مورد نیاز آنان معمولا به نرخ بیکاری جوانان و به ویژه میزان این نرخ در مقایسه با نرخ بیکاری بزرگسالان توجه می شود اما واقعیت این است که این نماگر تنها می تواند بخشی از نیروی کار بالقوه جوانان را که به دلیل شرایط اقتصادی یا سایر دلایل نتوانسته بالفعل شود، نشان می دهد. بخش دیگری از ذخیره پنهان نیروی کار جوان، جوانان غیرفعالی هستند که علی رغم عدم اشتغال به تحصیل و بعضا حتی علی رغم تمایل یا آمادگی برای انجام کار به منظور کسب درآمد، به دلیل فراهم نبودن شرایط مناسب وارد بازار کار نشده و غیرفعال مانده اند. به این ترتیب بایستی علاوه بر جوانان بیکار، جوانان غیرفعالی که به هر دلیل علی رغم میل خود غیرفعال مانده اند را نیز به عنوان بخش آسیب پذیر جمعیت جوان کشور تلقی نمود و مجموع سهم آن ها در کل جمعیت جوان کشور را به عنوان تقریبی از نیروی کار بالقوه جوانان که بلا استفاده مانده است، تلقی نمود. در این مقاله از نماگر میزان جوانان غیرفعال غیرمحصل استفاده شده است که در ادبیات بین المللی بازار کار تحت عنوان جوانان علاف نامیده می شود و به عنوان تقریبی از بخش غیرفعال جمعیت جوانان آسیب پذیر تلقی می شوند. بخشی از جمعیت جوان کشور که روال طبیعی گذار از تحصیل به کار را طی نکرده اند. با تشریح ویژگی های اجتماعی اقتصادی این زیر گروه از جوانان کشور، تصویری از بخش مغفول مانده و پنهان نیروی کار بالقوه جوانان ارایه می شود. به این منظور اطلاعات فردی و خانواری مربوط به جوانان 15-24 ساله کشور حاصل از نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1385 مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. این مطالعه نشان داد که نزدیک به 30 درصد جوانان کشور علاف هستند به این مفهوم که به تحصیل اشتغال ندارند، کار نمی کنند و به دنبال کار نیز نیستند که نشان دهنده به هدر رفتن بخش قابل ملاحظه ای از بهترین سرمایه های انسانی کشور است
جوانان و مصرف گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"این مقاله در پی مطالعه و بررسی توریسم جوانان است و در این راستا استدلال می کند مطالعه توریسم جوانان جدا از سایر رفتارهای جوانان و خرده فرهنگ جوانی،میسر نیست. از این منظر ، فرهنگ جوانان را از دریچه مصرف قابل بررسی می داند و بر همین قیاس توریسم جوانان را مصرف زمان، مکان و نشانه ارزیابی می کند. با این رویکرد ، پس از مرور مباحث نظری و دسته بندی های موجود ، جوانان و مؤلفه های توریسم آن ها را مورد کاوش قرار می دهد. این نوشته ادعا می کند توریسم جوانان و فرهنگ جوانی در تعامل و تاثیر و تاثر متقابل با هم قرار دارند همان طور که توریسم جوانان بر اساس شاخصه های فرهنگ جوانی قابل فهم است، فرهنگ جوانی نیز بر اعمال توریستی مبتنی و متکی است. نتیجه گیری مقاله به فهم توریسم جوانان بر مبنای مؤلفه های خرده فرهنگ جوانی- که خود با رویکرد مصرف قابل بررسی است- استوار است.
"
آسیب شناسی بیگانگی اجتماعی - فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پرتو مبانی نظری تحقیق، ضمن تدوین 7 فرضیه که ناظر بر رابطه متغیر اصلی حقیق(انزوای ارزشی)و روابط میان هر یک از متغیرهای علّی بود، با کاربرد روش پیمایش و استفاده از تکنیک پرسشنامه هدایت شده از 144 نفر دانشجو، که از بین 91605 نفر دانشجویان شاغل به تحصیل در سه مقطع لیسانس، فوق لیسانس و دکتری در دانشگاههای دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 79-80 و به طریق نمونهگیری طبقهای با دقت احتمالی مطلوب 05 d و ضریب اطمینان 95 درصد انتخاب شده بودند، اطلاعات مربوط به ابعاد آسیب شناختی فرهنگی در محیطهای دانشجویی جمعآوری گردید.بر اساس نتایج حاصل از مدل تبیینی تحلیل مسیر انزوای ارزشی، میتوان استدلال کرد که این متغیر متأثر از عوامل مختلفی است که در شبکهای از روابط علّی با یکدیگر و به صورت مرکب و مجموع قرار دارند و کل تغییرات آن را مجموع متغیرهای علت (X)بیان میکند.در این مدل، متغیرهای مطلوبیت شرایط خانوادگی، مطلوبیت شرابط آموزشی، SES رضایت از زندگی، احساس ستیز با والدین و ضدیت با جامعه هم، به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم، (*)این مقاله مأخوذ و تلخیصی است از طرحی تحقیقاتی تحت عنوان«آسیبشناسی اجتماعی جوانان:بررسی انزوای ارزشی و مشارکت فرهنگی در محیطهای دانشجویی کشور»که در قالب یکی از پروژههای مصوب طرح جامع نیازسنجی نیروی انسانی متخصص و سیاستگذاری توسعه منابع انسانی کشور در مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی و با حمایت مالی آن مؤسسه در سال 1380 انجام یافته است.
بر انزوای ارزشی اثر گذاشتهاند.همچنین، انزوای ارزشی بازتابی از تأثیرات متقابل متغیرهای علت و منتج از مجموعه از خوردهای این عوامل است.
مدل پیشنهادی برای سنجش کیفیت زندگی: مطالعه موردی: شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کیفیت زندگی به دلیل گسترش روند صنعتی شدن و پیشرفت فناوری که توجه به بُعد کمّی زندگی انسان را مد نظر قرار می دهد و هم چنین به دنبال غفلت از جنبه های کیفی زندگی انسان، طی چند دهة گذشته در کشورهای غربی مورد توجه اندیشمندان و متفکران علوم انسانی قرار گرفت. در این راستا، محققان علوم انسانی ضمن تعریف مفهوم کیفیت زندگی، تلاش نمودند ابعاد و شاخص های مختلف این مفهوم را تعیین کنند و مورد سنجش قرار دهند. مقالة حاضر نیز در کنار تعریف این مفهوم، به دنبال طراحی و معرفی مدلی تجربی برای سنجش ابعاد مختلف آن است تا از این طریق بتوان به تعریفی مشخص و شیوه ای دقیق در سنجش کیفیت زندگی دست یافت و در راستای ارتقای آن کوشید. مدل پیشنهادی در این مقاله با استفاده از روش پیمایش در شهر اصفهان روی حجم نمونه ای بالغ بر540 نفر از شهروندان 15 سال به بالا و ساکن در مناطق یازده گانة شهر به اجرا درآمد که کیفیت زندگی شهروندان اصفهانی را روی یک طیف 5 درجه ای، 78/3 یعنی درحد بالایی ارزیابی نمود. هم چنین بررسی ارتباط بین کیفیت زندگی با سن و جنسِ پاسخ گویان، رابطة معناداری را نشان نداد، اما بین کیفیت زندگی و وضعیت تأهل آن ها ارتباط معناداری وجود دارد؛ به گونه ای که کیفیت زندگی افراد متأهل بالاتر از کیفیت زندگی افراد مجرد برآورد می شود.
کردها و اسلام
حوزههای تخصصی:
اسلام در کردستان یک خصلت متمایز و مشخص داشته و زاده ی مواجهه ی تاریخی جامعه ی کردی با تعالیم و رویه های اسلامی است، به طوریکه تنش راست آئینی (ارتدوکسی)و چپ آئینی (هترودوکسی) به طورخاصی در کردستان اثر گذاشته است. کردستان به طور متناقضی هم مرکز یک راست آئینی سنی متعصب گردید و هم سکونتگاه برخی از کژآئین ترین اجتماعا ت خاورمیانه از قبیل مذاهب ایزدی و اهل حق و ... که به ترتیب در مرکز و جنوب کردستان پدیدار گشتند. در کردستان مذاهب تلفیقی و آیینهای متفاوت در کنار هم زندگی می کنند و روابط بین پیشوایان روحانی سنی کرد اکثریت با شیعیان و ایزدیان، اهل حق، ارامنه، مسیحیان و یهودیان به صورت همزیستی مسالمت آمیز بوده است. فرقه های صوفی به طور چشمگیری در کردستان حضور داشتند و شیوخ صوفی بیشتر نماینده ی اسلام کردی بوده اند . در قرن گذشته عرصه ی تحت نفوذ فرقه های قادریه و نقشبندیه بوده است که در مواقع خاص نقشهای سیاسی و اجتماعی مهمی در کردستان ایفا کرده اند زیرا آنها نماینده ی الگوی سازمان اجتماعی مستقل از قبیله (و نیز دولت) بودند. نزد بسیاری از کردهای سنی مذهب دیندار ، اسلام بخش مهمی از هویت کردی است و جنبشهای اسلامی در کردستان نسبت به گذشته به طور آشکار، بیشتر هویت کردی پیدا کرده اند.
تغییرات فرهنگی و اُفت باروری در ایران (برپایه تحلیل ثانوی داده های پیمایش ارزش ها و نگرش های ایرانیان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
براساس داده های منتشر شده از سوی سازمآن های مختلف جمعیت شناختی، نرخ باروری در بسیاری از کشورهای جهان و از جمله در ایران در حال کاهش است. این امر می تواند ناشی از دلایل متعددی باشد. با وجود این، دگرگونی های فرهنگی طی چند دهه اخیر، در میان سایر تغییرات، بیشتر از همه خودنمایی می کنند: رشد فردگرایی، تغییرات مذهبی، رشد سکولاریسم و دگرگونی در ارزش های خانوادگی، در زمره مهم ترین تحولاتی قرار دارند که می توان ارتباط آن ها را با باروری بررسی کرد. هدف از این پژوهش، مطالعه رابطه تحولات فرهنگی در حوزه های فردی، خانوادگی و مذهبی با تغییرات نرخ های باروری در مراکز استآن های ایران است. داده های مربوط به این تحولات فرهنگی از یافته های پیمایش ارزش ها و نگرش های ایرانیان در سال 1380 استخراج شده است. برای به دست آوردن نرخ های باروری عمومی در این سال نیز، میزآن های باروری در سال 1375، براساس روش ""فرزندان خود"" به داده های استاندارد برای سال 1380 تبدیل شده است. براین اساس، روش تحقیق در این مطالعه، از نوع تحلیل ثانوی است. نتایج پژوهش نشان داد که رابطه کاملاً معناداری میان متغیرهای فردگرایی، دینداری، سکولاریسم و ارزش های خانوادگی در میان مراکز استانی ایران با نرخ های باروری در این استان ها وجود دارد؛ به این معنا که هر چه میزان دینداری شهرها بیشتر، سطوح سکولاریسم و فردگرایی کمتر، میزان توجه به ارزش های خانوادگی بیشتر باشد، نرخ باروری در آن شهرها بیشتر است و برعکس، دینداری کمتر، سکولاریسم و فردگرایی بیشتر و توجه به ارزش های خانوادگی کمتر، با نرخ های پایین باروری رابطه ای مثبت و همسو دارند.
بررسی عوامل اجتماعی فرهنگی مرتبط با آگاهی، نگرش و عملکرد دانشجویان دختر دانشگاه شیراز نسبت به خودآزمایی سینه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه دیگر بیماری و مرگ از وقایعی نیستند که منحصراً از نظر زیستی قابل بررسی باشند بلکه با عوامل گوناگون و متعدد اجتماعی- فرهنگی ارتباط دارند. سرطان سینه یکی از بیماری هایی است که با مبتلا کردن زنان تاثیرات زیان باری بر زندگی اجتماعی می گذارد. با توجه به این که درمان این بیماری چنانچه در مراحل اولیه شناسایی شود، نتایجی مطلوب تر را در پی خواهد داشت، بسیار ضروری است تا زنان از آگاهی کافی، نگرش مثبت و عملکرد مناسب در این زمینه برخوردار باشند. این پژوهش به صورت مقطعی و در مورد 305 نفر از دانشجویان انجام شده است. شیوه ی نمونه گیری سهمیه ای بوده و در نهایت، افراد به صورت تصادفی ساده گزینش شده اند. پرسشنامه، ابزار پژوهش بوده و از نرم افزارSpss جهت تجزیه و تحلیل داده ها بهره گیری شد. بر اساس یافته ها، آگاهی 1/43درصد از افراد مورد مطالعه پایین بوده و 32/34 درصد نسبت به خودآزمایی سینه، نگرش منفی داشته اند. هم چنین، تنها 3/2 درصد به صورت منظم اقدام به انجام خودآزمایی سینه می کنند. بنابر نتایج یاد شده، تلاش در راستای آموزش بیش تر زنان و ارتقای آگاهی آن ها بسیار ضرورت دارد.