فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۳۴۱ تا ۶٬۳۶۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
تاخیر در نشر مقالات علمی بین المللی: مطالعه مقایسه ای چند رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، به بررسی سهم هر یک از مراحلی که باعث تأخیر در روند نشر مقالات علمی از مرحله ارسال تا انتشار برخط می شود، پرداخته شده است. ازآنجاکه این تأخیر می تواند در بین حوزه ها و رشته های علمی متفاوت باشد، نقش تفاوت های میان رشته ای در تأخیر نیز مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه مورد مطالعه تعداد 11,598 مقاله از 102 نشریه متعلق به هفت رشته علمی در حوزه های علوم و علوم اجتماعی است که در سال 2009 منتشر شده اند. در این پژوهش، از مقالات نمونه گیری صورت نگرفته است و از سرشماری استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که بیشترین و کمترین میانگین زمانی از بین سه مرحله مورد بررسی در کل مقالات به ترتیب، متعلق به مرحله ارسال-اصلاح (8 ماه) و اصلاح-پذیرش (1 ماه) مقالات در نشریات مورد بررسی است. میزان فواصل زمانی در مراحل مختلف بررسی مقالات در هر رشته نیز متفاوت بود و درصد بسیار کمی از نشریات هر رشته کمترین تأخیر را داشتند. بدین ترتیب 56 درصد مقالات رشته شیمی، 57 درصد مقالات رشته زیست شناسی، 47 درصد مقالات رشته جراحی، 72 درصد مقالات رشته کامپیوتر، 89 درصد مقالات رشته اقتصاد، 96 درصد مقالات رشته مدیریت، و 71 درصد نشریات رشته کتابداری در فاصله زمانی بیش از 6 ماه منتشر شده اند. در نهایت و با توجه به تأثیر تأخیر به عنوان شاخصی مؤثر در کاهش و افزایش ضرایب تأثیر نشریات، می توان گفت که این ارقام می تواند هشداری برای مسئولان نشریات مورد نظر جهت تلاش برای کاهش این تأخیر ها و افزایش ضریب تأثیر نشریاتشان باشد.
بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با نگرش مدیران واحدهای تولیدی نسبت به فضای کسب و کار (بررسی موردی: یزد)
حوزههای تخصصی:
می توان اذعان داشت که بخش قابل توجهی از مقتضیات اقتصادی هر کشور در گرو فضای کسب و کار مساعد و مناسب آن کشور است. عدم برخورد مناسب با پدیده فضای کسب و کار در ایران و در نظر نگرفتن علایق و نگرش های مدیریتی از جمله کارآفرینان آن، همواره مشکلات و نارسایی های در بهبود فضای کسب و کار به دنبال داشته است. بررسی نگرش مدیران واحدهای تولیدی بهعنوان کارآفرینان می تواند ما را در شناخت موانع و مشکلات موجود بر سر راه بهبود فضای کسب و کار یاری رساند تا از این طریق بتوان با برنامهریزیهای مناسب از سوی دولت زمینه کارآفرینی و بالطبع اشتغال را فراهم آورد. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با نگرش مدیران واحدهای تولیدی نسبت به فضای کسب و کار در شهر یزد انجام گرفت. این پژوهش با روش پیمایش و به صورت مقطعی انجام شده است. جامعه آماری مورد مطالعه را مدیران کسب و کارهای کوچک و متوسط فعال شهر یزد تشکیل می دادند که براساس فرمول کوکران 145 نفر از آنان به شیوه نمونه گیری تصادفی سیستماتیک، به عنوان حجم نمونه، انتخاب شدند. تکنیک جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی آن از طریق اعتبار محتوا و پایایی از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ سنجیده شد. تکنیک های آماری مورد استفاده، شامل آزمون تفاوت میانگین (T-test)، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه بوده است. و سپس اطلاعات جمعآوری شده (بوسیله پرسشنامه) با استفاده از نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد میزان نگرش مدیران نسبت به فضای کسب وکار مثبت است. هم چنین یافته ها نشان داد که بین جنسیت، وضعیت تأهل، ارتباط با واحد تولیدی، نوع سازمان و سطح مدیریت مدیران با نگرش نسبت فضای کسب و کار تفاوت معناداری وجود ندارد. هم چنین نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین سن، تحصیلات، درآمد ماهیانه، تحصیلات پدر، تحصیلات مادر و تعداد شاغلان با نگرش مدیران نسبت به فضای کسب و کار رابطه معناداری وجود ندارد. اما بین متغیرهای اصلی تحقیق شامل ریسک پذیری، خلاقیت، پذیرش اجتماعی، دینداری و بهره مندی از وسایل ارتباط جمعی با نگرش نسبت به فضای کسب و کار همبستگی مثبت، مستقیم و معناداری وجود دارد. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که به ترتیب سه متغیر پذیرش اجتماعی، خلاقیت، دینداری در مجموع 5/60 درصد از واریانس نگرش نسبت به فضای کسب و کار را تبیین می کنند.
کتابخانه دنیای زن
فرهنگ: تهاجم، تبادل، تحول
حوزههای تخصصی:
اثرات سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ادبیات امروزین رشد اقتصادی، سرمایه انسانی از جایگاه بسیار مهمی برخوردار است و، بر اساس مطالعات انجام شده، جای خالی تفاوت رشد تولید و رشد عوامل تولید را پر میکند.مقاله حاضر به بررسی سهم سرمایه انسانی در رشد اقتصادی ایران میپردازد، یعنی بعد کلان سرمایه انسانی را مورد توجه قرار میدهد.
در این مقاله، ابتدا به تبیین مدل مورد استفاده، که مدلی مبتنی بر سرمایه انسانی است و به مدل MRW مشهور است، پرداخته و سپس به جایگزین کردن متغیرهای سرمایه انسانی(نرخ ثبتنام در مقاطع مختلف، سالهای تحصیل و مخارج آموزشی)مبادرت شده است.ضرایب این متغیرها نشان از تأثیر مثبت، معنیدار و البته متفاوت بر رشد اقتصادی دارند.همچنین، سهم نیروی انسانی متخصص(دانش آموخته دانشگاهی)در رشد اقتصادی بخشهای صنعت، کشاورزی و خدمات نیز برآورده شده است و همه ضرایب مربوط به آن مثبت و معنیدار ارزیابی شدهاند.در پایان، به نتیجهگیری و ارائه پیشنهادها پرداخته شده است.
نوگرایی مسیحی منجر به افول دین در غرب شده است
حوزههای تخصصی:
عوامل شخصی، خانوادگی و روابط اجتماعی موثر بر بازگشت معتادان بهبود یافته به اعتیاد
حوزههای تخصصی:
رابطه عوامل اجتماعی با سلامت اجتماعی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلامت اجتماعی در کنار سلامت جسمی و روانی یکی از ارکان تشکیل دهنده سلامت و بیانگر ارزیابی فرد از زندگی اجتماعی است. بررسی و مقایسه میزان سلامت اجتماعی در بین دانشجویان دختر و پسر هدف اصلی مقاله حاضر بوده که براساس تئوری کییز با پنج بعد یکپارچگی اجتماعی، پذیرش اجتماعی، سهم داشت اجتماعی، شکوفایی اجتماعی و پیوستگی اجتماعی مورد بررسی قرارگرفته است. این پژوهش ازنوع پیمایش مقطعی و با استفاده از ابزار پرسشنامه در میان دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان انجام شده است. نمونه این پژوهش 375 دانشجواست و داده ها با استفاده از نرم افزار spss و به وسیله آزمون های تی، آنوا و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شدند. نتایج به دست آمده حاکی ازآن است که از بین متغیرهای مستقل، اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، دسترسی به امکانات وخدمات محیطی و ارزیابی فرد از طبقه اجتماعی خود و خانواده و از بین متغیرهای زمینه ای، وضعیت تأهل، وضعیت شغلی، محل تولد و رشته تحصیلی با سلامت اجتماعی رابطه معناداری دارند. برای سنجش تأثیر جمعی متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته با استفاده از رگرسیون مشخص شد 59 درصد از تغییرات واریانس سلامت اجتماعی به وسیله دو متغیر اعتماد و مشارکت اجتماعی تبیین می شود و میزان سلامت اجتماعی دانشجویان در حد متوسط است، به طوری که سلامت اجتماعی دانشجویان پسر (با میانگین 7/99) بیشتراز سلامت اجتماعی دانشجویان دختر (8/98) است.
گرایش های بین فرهنگی الگوهای زیستی شهری - عشایری در یک نمونه ایرانی
حوزههای تخصصی:
" یکی از مهمترین ویژگیهای جهان امروز، افزایش دایم سطح وابستگی و هویتی است، که باید آن را حاصل یک فرایند دو سویه دانست: از یک سو جهانی شدن، که به خصوص در بعد فرهنگی برای از میان بردن فرهنگهای کوچک و پیرامونی تلاش زیادی میکند و از سوی دیگر، مقاومتهای محلی که به صورتهای مختلف در برابر حرکت نخستین مشاهده میشود. در این حال، گونههای زیستی شهرنشینی، روستانشینی و کوچنشینی با قرار گرفتن در این فرایند دو سویه، رابطه انسان را با محیط زندگیاش به سرعت دگرگون میکنند و این رابطه را بیش ازپیش در چارچوبهای سیاسی(به مفهوم روابطی از قدرت) در میآورند.
در مقالهی حاضر، با تکیه بر یک نمونه ایرانی، رابطه دو الگوی معیشتی شهری و عشایری مورد بررسی قرار گرفته، و ضمن روشن کردن بحث در چارچوبی نظری، به پیآمدهای حاصل از این رابطه در سطح محلی پرداخته است. در این خصوص به مشکلاتی توجه شده است که در تبیین هویت ملی و کاربردی شدن برنامههای مرکزی در سطح محلی مربوط میشود. استان لرستان و شهر خرمآباد از این لحاظ موقعیتی آرمانی دارند که با تکیه بر دادههای به دست آمده در آنها، موضوع به بحث گذاشته شده است."