فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۴۸۱ تا ۵٬۵۰۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
ساختار هنجار صداقت با دولت در مشهد مورد مطالعه: راستگویی در ارائه اطلاعات درآمدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از عرصه های مهم کنش که مسأله عمده آن، بی صداقتی و عدم توافق بر سر هنجار صداقت است، عرصه ارتباط شهروندان با دولت در ارائه اطلاعات درآمدی است. هدف نوشتار حاضر، برآورد میزان وفاق هنجاری صداقت با دولت در مشهد و شناسایی ساختار این توافق با دو مؤلفه موقعیت مندی و قطبیت است. نتایج پیمایش عاملی در نمونه ای تصادفی به تعداد 160 نفر از ساکنان مناطق مختلف شهر مشهد نشان می دهد که ساختار هنجار صداقت با دولت دارای قطبیت مثبت است و اکثریت پاسخگویان (65%) هنجار صداقت با دولت را به طور قوی یا ضعیف پذیرفته اند. در حالی که قطبیت منفی در این ساختار بسیار ضعیف است و تنها 5% پاسخگویان در موضع بی صداقتی کامل با دولت قرار گرفته اند. همچنین در ساختار هنجار صداقت با دولت، نوعی حالت دو قطبی دیده می شود. ساختار هنجار صداقت با دولت تقریباً به طور کامل، مشروط و موقعیت مند است و در آن وقفه هنجاری وجود ندارد در نهایت در بین چهار وضعیت دوگانه ای که پایبندی به هنجار صداقت با دولت را تحت تأثیر قرار می دهند (مجازات، افشا، منفعت و همنوایی)، تأثیر مجازات (جریمه شدن) بیش از سایر خصوصیات وضعیتی است.
سنخ بندی گرایش به ازدواج در بین دختران مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق سنخ شناسی گرایش به ازدواج بین دختران است. این پژوهش با استفاده از روش کیفی، با رویکرد نظریه پردازی داده محور (نظریه مبنایی) و به کارگیری تکنیک مصاحبه نیمه ساخت یافته و تعاملی انجام گرفته است. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش دانشجویان دختر دانشگاه شیراز بوده که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و نظری، با 53 نفر از دانشجویانی که مجرد بودند، مصاحبه شده است. نتایج این تحقیق نشان داد که در جامعه مورد مطالعه، هفت سنخ گرایش به ازدواج وجود دارد که شامل: گرایش محاط شده، گرایش سلسله مراتبی، گرایش خودپیروی عقلانی، گرایش خودپیروی عاطفی، گرایش برابرنگر، گرایش سیال و گرایش ضد ازدواج هستند. بر این اساس، دو سنخ گرایش محاط شده و سلسله مراتبی متاثر از گفتمان پیشامدرن و دارای ویژگی هایی چون پذیرش اقتدار مردسالار، تابعیت زنان و پذیرش الزام مذهبی و فرهنگی به ازدواج هستند. همچنین سنخ گرایشِ خودپیروی عاطفی (دارای ویژگی هایی چون رابطه محوری، عشق محوری و لذت گرایی) و برابرنگر (برابری در حقوق، آزادی در تعاملات، حق گزینش فردی و برابری جنسی) نیز متأثر از گفتمان مدرن است. در نهایت گرایش های خودپیروی عقلانی، سیال و ضد ازدواج نیز متاثر از گفتمان پسامدرن، دارای ویژگی هایی چون فردگرایی، عقلانیتِ سیال، شکنندگی، آزادی، عدم تعهد و تکثرگرایی هستند.
نگرش گردشگران به نقش رسانه های اجتماعی در فرآیند برنامه ریزی سفر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال دوم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۸
203-238
حوزههای تخصصی:
امروزه فرآیند برنامه ریزی سفر توسط گردشگران یک مقصد تا حدودی پیرامون رسانه های اجتماعی شکل می پذیرد. تحقیق حاضر باهدف بررسی نقش رسانه های اجتماعی در فرآیند برنامه ریزی سفر توسط گردشگرانمقصد رامسر صورت پذیرفت. جامعه آماری تحقیق شامل گردشگران ایرانی بازدیدکننده از مقصد گردشگری رامسر بود. تعداد نمونه بر اساس فرمول محاسبه حجم نمونه برای جامعه آماری نامحدود، 384 نفر محاسبه گردید. برای انتخاب افراد نمونه از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. جمع آوری داده ها از طریق توزیع پرسشنامه صورت پذیرفت. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از بسته نرم افزارهای SPSS24 و SmartPLS2 انجام شد. یافته ها حاکی از آن است که تمام فرضیه ها تأیید شدند؛ یعنی از دیدگاه گردشگران، رسانه های اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر فرآیند برنامه ریزی سفر به مقصد رامسر، یعنی برنامه ریزی قبل از سفر، اقدامات حین سفر و رفتارهای پس از سفر به رامسر دارند. در مطالعه حاضر، سعی شده است که نقش رسانه های اجتماعی در فرآیند برنامه ریزی سفر به رامسر از طریق رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی مورد بررسی قرار گیرد؛ در حالی که در تحقیقات پیشین داخلی، به این حوزه پرداخته نشده است. رسانه های اجتماعی (در سه بُعد دامنه و قابلیت دسترسی، استمرار و اعتبار داشتن و تعاملی و نامحدود بودن) نقش بسیار مهمی در فرآیند برنامه ریزی سفر به مقصد رامسر ایفا می کنند. سایر نتایج در قالب نتیجه گیری و پیشنهاد ها ارائه گردیده است.
راهبرهای پلیس محله محور و تأمین امنیت در پرتو موازین حقوق بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال هشتم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲
163 - 190
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کنترل جرم و تأمین امنیت به عنوان یکی از دغدغه های اصلی دولت مردان و نهادهای رسمی نظام عدالت کیفری است. محدودیت منابع و امکانات مراجع رسمی، اندیشه بهره مندی از ظرفیت های جامعه و نهادهای غیر رسمی را مطرح کرده است. پلیس محله محور با رویکرد جامعوی در یک چارچوب مبتنی بر تعامل خلاق با شهروندان می تواند به حل مسائل و مشکلات جامعه معاصر درخصوص بی نظمی های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، کمک ویژه ای کند و در موضوعاتی مانند پیشگیری از جرم و کنترل آن موفقیت های بیشتری کسب کند.<br /> روش شناسی: در این پژوهش که از نظر هدف کاربردی است، نگارندگان به شیوه توصیفی- تحلیلی با استفاده از منابع مکتوب سعی کرده اند با تشریح راهبردهای امنیت محله محور در رویکرد جامعوی پلیس، هم سویی آن با معیارهای حقوق بشری را ارزیابی کنند.<br /> یافته ها: در راهبردهای پلیس جامعه محور ثبات و نظم از پایداری بیشتری برخوردار بوده و از این طریق احساس همدلی بین شهروندان و پلیس افزایش خواهد یافت؛ بنابراین در این رویکرد تأمین امنیت بر پایه مشارکت بخش های مختلف جامعه دارای وجهه حقوق بشری است که بر نیازها و دغدغه های های اصلی شهروندان تأکید دارد؛ به نحوی که می توان سیاست های تمامیت خواه را تقلیل داده و به استقرار امنیت در چهارچوب اسناد حقوق بشری دست یافت؛ امنیتی که نه تنها اولویت های جامعه، بلکه دغدغه های فردی شهروندان و نیازهای پایه ای آنها را نیز مدنظر قرار خواهد داد.<br /> نتیجه گیری: پرهیز از رویکردهای صرفاً امنیت گرا و دوری جستن از قضاوت های عجولانه و یک سویه نسبت به شهروندان، زمینه ساز ایجاد امنیت مستمر است که با سهیم کردن آنان در طراحی و اجرای برنامه های پیشگیری از جرم میسر می شود و لازمه این امر ایجاد اعتماد دو سویه بین پلیس و مردم و فراهم آوردن بسترهای اجرایی و تقنینی و حذف موانع ساختاری در پلیس و نهادهای جامعوی است.
سعادت آباد کجاست؟ نشانه شناسی گفتمانی فیلم «سعادت آباد» ساخته مازیار میری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دهه هشتاد برای سینمای ایران دهه چشمگیری بود، زیرا در آن فیلم هایی اکران شد که گفتمان های موجود در جامعه را روایت می کردند. «سعادت آباد»[1] از فیلم های سینمای ایران در اواخر دهه هشتاد است که برای آن نقدهای ژورنالیستی نوشته شده است، اما مطالعات نشانه شناختی و زبان شناختی موردی بر روی این فیلم انجام نشده است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش هاست که چه نظام های معنایی ای در این فیلم بازنمایی شده اند و نسبت این نظام ها با گفتمان های حاکم بر ایرانِ دهه هشتاد چیست. هدف آن است که از طریق پاسخ به این پرسش ها بتوان هرچه بهتر به لحاظ نشانه شناختی و زبان شناختی گفتمان های موجود در فیلم را که برآیندی از جامعه است، نمایان ساخت. در این مقاله از نظریه گفتمان لاکلا و موف و روش سه مرحله ای نشانه شناسی گفتمانی (سلطانی، 1393) استفاده شد تا گفتمان های کلان اجتماعی و خرده گفتمان های موجود در فیلم مشخص شود. با استفاده از این روش روشن شد که از میان گفتمان های کلان سنت و مدرنیته که در جامعه کنونی ایران مشهود است این فیلم گفتمان مدرن را پوشش داده است. گفتمان پررنگ دیگر فیلم، روابط انسانی و میزان دوستی میان دو گروه موجود در فیلم یعنی دو گروه شخصیتی مرد و زن است. گفتمان بعدی نوع روابط مرد و زن و زن و شوهر است و حتی در بخشی از فیلم گفتمان والدین و فرزند را هم در برمی گیرد که هریک به تفصیل در متن آمده است.
واکاوی تقابل یا تعامل ارتباط تصویری با فرآیند جهانی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به ارتباطات روزافزون و درهم تنیدگی روبه رشد جوامع ، اثرپذیری جوامع و ملل جهان از فرایند جهانی شدن غیرقابل انکار است. این مهم و تکیه بر رویکرد بازتاب در جامعه شناسی هنر به این امر منجر می شود که بتوان از بازنمایی تأثیرپذیری دوگانه تقابلی یا تعاملی از فرایند جهانی شدن در متن آثار هنری و به طور خاص هنر صنعت گرافیک که محمل ارتباطات بصری در عرصه ملی و بین المللی است ، سخن گفت. یکی از مهم ترین وجوه این تأثیرپذیری در توجه مجدد به مقوله هویت ملی است . بنابراین نگارندگان در پژوهش حاضر ، هویت ملی و نحوه بازتاب آن در جریان افزایش تعاملات و ارتباطات جهانی در عرصه ارتباطات تصویری را مورد توجه قرار داده اند و با روش تحلیل کیفی متن و به کمک نشانه شناسی لایه ای به چگونگی واکنش طراحان گرافیک ایران در رابطه با نحوه بازنمایی هویت ملی در آثارشان در مواجهه با فرایند جهانی شدن پرداخته اند. آنچه به عنوان بستری برای این بررسی در نظر گرفته شده است شامل تمامی آثار بخش اصلی دهمین دوسالانه جهانی پوستر تهران به عنوان واپسین رویداد مهم در عرصه طراحی گرافیک ایران می شود. نتیجه جستار حاضر نمایانگر تمایل تقابل گرایانه طراحان در آثارشان از طریق تأکید بر مؤلفه ارزش گذاری به زبان فارسی از بعد فرهنگی هویت ملی است.
نقش سیدجمال در تغییر نظام آموزشی الازهر و تأثیر آن بر تحولات سیاسی اجتماعی مصر(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
رویکرد علمی غالب الازهر، از زمان تسلط ایوبیان رفته رفته نقلی و مبتنی بر تفسیرهای ظاهرگرایانه بوده است. سیدجمال، از بدو ورود به مصر، علوم عقلی را با هدف، تغییر نگرش و موضع علمای الازهر نسبت به پدیده های اجتماعی، از طریق تحول نظام آموزشی آن نهاد وارد الازهر کرد. سیدجمال، همواره نظام آموزشی قدیم را به چالش می کشید و از نظام آموزشی جدید در الازهر دفاع و خواهان اصلاح روش های آموزشی آن بود. وی فلسفة علوم اسلامی و دانشگاه الازهر را منحصر به تئوری پردازی صرف نمی دانست، بلکه معتقد بود باید الازهر بتواند در عمل نیز مسائل و نظریه های فقهی را جامة عمل بپوشاند. وی معتقد بود که چرا فقهای الازهر نمی توانند فقه را در عرصة سیاسی و اجتماعی به کار بندند. وی به دنبال نظام آموزشی ای بود که بتواند تحول سیاسی اجتماعی به همراه داشته باشد و منجر به پایان استعمار و نظام استبدادی و سلطنتی گردد. این نوشتار با رویکرد نظری و تحلیلی درصدد است که نقش سیدجمال را در تغییر نظام آموزشی الازهر، واکاوی کند و تأثیرات آن را بر جامعه مصر مورد ارزیابی قرار دهد.
رواسازی میان فرهنگی مقیاس چندبُعدی حمایت اجتماعی ادراک شده در دانشجویان ایرانی و سوئدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف رواسازی میان فرهنگی مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (ام پی اس اس) در گروهی از دانشجویان ایرانی و سوئدی انجام شد. در مطالعة حاضر، 212 دانشجوی کارشناسی (112 ایرانی و 100 سوئدی) به مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده پاسخ دادند. به منظور بررسی تغییرناپذیری عاملی ام پی اس اس در دو گروه از تحلیل عاملی تأییدی چندگروهی استفاده شد. نتایج تحلیل مؤلفه های اصلی با استفاده از چرخش واریماکس در دو گروه دانشجویان ایرانی و سوئدی نشان داد که «ام اس پی اس اس» از سه عامل دوستان، خانواده و دیگرانِ مهم تشکیل شده است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی تک گروهی نشان داد که در کل نمونه و در دو گروه، الگوی سه عاملی ام پی اس اس برازش خوبی با داده ها داشتند. نتایج تحلیل عامل تأییدی چندگروهی به روشنی تغییرناپذیری بین گروهی باقی مانده های اندازه گیری، کوواریانس های ساختاری و وزن های اندازه گیری «ام اس پی اس اس» را در دانشجویان ایرانی و سوئدی نشان دادند. همچنین، نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که اثر عنصر بافتاری فرهنگ بر زیرمقیاس های حمایت اجتماعی ادراک شده از نظر آماری معنادار بود. در مجموع، نتایج مطالعة حاضر نشان داد که دانشجویان در دو گروه فرهنگی صرف نظر از زمینة فرهنگی، گویه های مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده را به شیوة مشابهی تفسیر کردند.
تناقض نمای امتناعِ امر اخلاقی در فنّاوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زمینه فنّاوری دو گونه اخلاق وجود دارد که از آنها به ترتیب تحت عنوان های اخلاق پیشافنّاوری و اخلاق پسافنّاوری یاد می شود. استدلال خواهد شد که هر دوی این موارد به حوزه اخلاق عمومی آفرینندگان، صنعتگران، کنشگران و کاربران فنّاوری ها اختصاص دارد. چند آزمایش فکری پیشنهاد خواهدشد که بیانگر امتناع ورود مستقیم اخلاق به ساحت فنّاوری است و آن را به حوزه اخلاق عمومی همگی کنشگران منتسب می سازد. این واکاوی به دو نتیجه خواهد رسید که مطابق یک تحلیل، اخلاق، امری پیشین و در تحلیلی دیگر، امری پسین نسبت به فنّاوری است که در وجوه ارزشی و ایدئولوژیک آن پیش تر مستتر شده است و باز پس تر مستقر خواهد شد. براساس این تحلیل نوعی عدم تعیّن در اخلاق پسافنّاوری وجود دارد که ناشی از پیچیدگی های امر کارکرد است. دامنه این عدم تعیّن را حتی می توان به اخلاق پیشافنّاوری نیز بسط داد و این همان نکته ای است که تکلیف اخلاق در زمینه فنّاوری را ناتمام و تاحدودی معلق می گذارد و این خود شاهدی بر این مدعاست که فنّاوری فاقد ذات به آن معنایی است که هایدگر به آن نسبت می داد. اما راه حل هرگونه بحران حاصل از فنّاوری مشتمل بر بحران اخلاقی هنوز همان است که او ارائه داده بود.
پرونده ویژه: اسباب بازی
حوزههای تخصصی:
اسباب بازی و سبک زندگی
تاریخچه اسباب بازی در ایران
تولید اسباب بازی در ایران؛ تنگناها و چالش ها
کارکردهای مثبت اسباب بازی
باربی و سبک زندگی
اسباب بازی؛ راهکارها و اقدام ها
پرونده ویژه: همسر آزاری
حوزههای تخصصی:
مقدمه
عوامل خشونت خانگی
راهکارها
خشونت خانگی علیه زنان از دیدگاه اسلامی
مدل های مداخلاتی مطرح در جهان در زمینه همسر آزاری
تدابیر و شیوه های مداخلاتی در زمینه همسر آزاری در ایران
بررسی میزان آگاهی از حقوق و مسئوولیت های شهروندی نسبت به امور شهری و عوامل اجتماعی مرتبط آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گسترش چشمگیر شهرنشینی در سالهای اخیر مسائل خاصی را به وجود آورده است و مدیریت های شهری
امروزی قادر نخواهند بود با روشهای سنتی رایج در گذشته، برای ارائه ی خدمات یک سویه موفقیتی به دست
آورند؛ آنچه امروزه توسعه ی شهری را تضمین می کند، مشارکت تمامی شهروندان است. بنای مشارکت در
روند مدنیت جامعه مبتنی بر موضوعیت حق و مسئوولیت است که در این میان به نظر می رسد موثرترین راه
حل، ارتقای سطح دانش شهروندان است؛ بدین منظور، تحقیق حاضر در صدد بررسی میزان آگاهی شهروندی
شهروندان نسبت به امور شهری و عوامل اجتماعی موثر بر آن با تکیه بر نظریه های شهروندی )مارکس، ترنر،
هابرماس( است. این تحقیق به روش پیمایشی انجام گرفته است، به این ترتیب که پس از تقسیم شهر ساری
به مناطق سه گانه، با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای و تصادفی تعداد 437 نفر به عنوان جمعیت نمونه
انتخاب شدند. جمعیت تحقیق کلیه ی شهروندان شهر ساری با ضابطه ی سنی 18 سال و باالتر هستند. نتایج
داده ها از توصیف متغیرهای وابسته ی تحقیق حاکی از آن بوده که آگاهی از حقوق بیشتر از مسئوولیت هاست.
نتایج تبیینی نشان می دهد که از میان سه متغیر مستقل)رسانه های جمعی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی، مشارکت
مدنی(رسانه های جمعی و مشارکت مدنی با آگاهی از مسئوولیتها و پایگاه اقتصادی- اجتماعی و رسانه های
جمعی با آگاهی از حقوق معنادار بوده اند و رسانه های جمعی مهم ترین متغیر تبیین کننده ی آگاهی از حقوق
و مسئوولیت ها هستند.
شکل گیری اجتماع ملی (ملت) و دیالکتیکِ عاملیت و ساختار؛ به سوی یک نظریه جامعه شناختی در باب تغییرات اجتماعی کلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تشکیل اجتماع ملی (ملت) به عنوان یک تغییر اجتماعی کلان، توجهات تجربی و نظری چندانی را در رشته جامعه شناسی ایجاد نکرده است و جامعه شناسان کمتر سعی در تبیین شکل گیری و تغییر این پدیده اجتماعی دارند. در حالی که تحولات جهانی نشان دهنده اهمیت روز افزون این پدیده در ساختار اجتماع جهانی است. به گونه ای که بسیاری از تحولات جاری در سطح جهانی کم و بیش به بحث تشکیل اجتماعات ملی، ماهیت و تغییر آن ها بر می گردد. بنابراین جامعه شناسی باید قادر باشد تا توضیحی نظری و تجربی برای این پدیده اجتماعی ارائه نماید. بر این اساس هدف مقاله حاضر ارائه یک الگوی نظری برای تغییرات اجتماعی کلان مانند شکل گیری اجتماع ملی بر اساس سنت جامعه شناسی است. برای نیل به این هدف با تکیه بر نظریات عاملیت و ساختار، چارچوبی برای بررسی روند تشکیل اجتماع ملی پیشنهاد شده است. بنابراین یک الگوی بازنمایی (نظریه ابزاری) وجودشناختی از عاملیت و ساختار ارائه شده و سعی شده است تا با استفاده از عناصر نظری این الگوی بازنمایی، قضایای نظری شکل گیری اجتماع ملی بر مبنای الگوی جامعه شناختی پیشنهادشده، ارائه گردد.
تبیین جامعه شناختی میزان ترس از جرم در شهرستان های استان همدان در دو سطح خرد و منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر، به تبیین جامعه شناختی متغیر ترس از جرم در استان همدان می پردازد. در سطح منطقه ای (میانه)، واحد تحلیل شهرستان های استان است که با تأکید بر متغیر سطح توسعه یافتگی، به تبیین میزان ترس از جرم در این شهرستان ها پرداخته است. در سطح خرد، متغیرهای مستقل عبارت اند از: بی سازمانی اجتماعی، سرمایة اجتماعی و کنترل اجتماعی. جامعة آماری نیز شامل تمامی سرپرستان خانوار ساکن در این شهرهاست که از بین آن ها 800 خانوار به شیوة نمونه گیری سهمیه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش مورد استفاده، پیمایش و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه است. در برقراری ارتباط منطقی میان توسعه و ترس از جرم، از نظریة اسملسر استفاده شده است. در بررسی آشفتگی اجتماعی نیز شاخص هایی مانند بی سازمانی اجتماعی، نبود کنترل اجتماعی و نبود سرمایة اجتماعی به کار گرفته شد. مطابق نتایج، بین سطح توسعه یافتگی شهرستان های استان همدان و میزان ترس از جرم در این شهرستان ها رابطة معنادار وجود دارد. در سطح خرد نیز بین ترس از جرم و متغیرهای کنترل اجتماعی، بی سازمانی اجتماعی و سرمایه اجتماعی ارتباط معنادار مشاهده می شود.
ناباروری به مثابه مسئله ای اجتماعی-فرهنگی: تجربه زیسته زنان نابارور در جست و جوی درمان در قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله ناباروری در ایران، با توجه به برساخت اجتماعی- فرهنگی خاص آن، بعد عمیق تری به خود گرفته است. ناباروری در زمره مسائلی است که به نحوی آثار و پیامدهای چندجانبه ای برای همسران درگیر به همراه دارد. دانش پزشکی برای درمان ناباروری روش های متنوعی را پیشنهاد می کند که ازجمله این روش ها می توان به واگذاری جنین، رحم جایگزین و لقاح آزمایشگاهی اشاره کرد. استفاده از این روش ها علاوه بر اینکه می تواند در کمک به باروری همسران مؤثر باشد، آثار و دلالت های مثبت و منفی متنوعی بر زندگی افراد نابارور دارد. به لحاظ روش شناختی، در این مطالعه از روش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری (IPA) استفاده شده است. داده ها با مشارکت 25 زن درگیر با ناباروری و ازطریق مصاحبه عمیق و پدیدارشناختی زنان مراجعه کننده به یک مرکز درمان ناباروری در قزوین با رعایت حداکثر واریانس اجتماعی- فرهنگی و دموگرافیک مشارکت کنندگان به دست آمده است. این مطالعه با هدف تجربه زیسته زنان نابارور در راه درمان انجام شده است. در این مطالعه دوازده درون مایه اصلی و چندین درون مایه فرعی استخراج شد که براساس آنها، مفاهیم اصلی این مطالعه به دستآمد. نتایج نشان می دهد که یکی از مهم ترین عوامل ایجادکننده پریشانی های روانی و پیامدهای اجتماعی، ناشی از فشار اجتماعی اطرافیان مهم است که آثار مخربی بر آسایش روانی زوج های نابارور دارد. این زنان، در طول فرآیند درمان، پیوستاری از امید و ناامیدی را تجربه می کنند و در این مسیر از استراتژی مواجهه و راهکارهای متنوعی بهره می گیرند.
مطالعه جامعه شناختی پایبندی به هنجارهای اجتماعی و عوامل مرتبط با آن (مطالعه ساکنان و گردشگران استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مفاهیم اصلی و اساسی در جامعه شناسی هنجار اجتماعی است که تأثیر به سزایی در ثبات و دگرگونی نظام اجتماعی دارد. هدف پژوهش حاضر شناخت الگوی هنجارهای اجتماعی و عوامل اجتماعی مرتبط با آن در سواحل مازندران است. بدین منظور، برای متغیر وابسته از نظریه الستر (1989) و در بخش متغیر مستقل از رویکرد تلفیقی استفاده شده است. روش تحقیق پیمایش است. از مجموع کلیه ساکنان و گردشگران سواحل دریای استان مازندران، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای 600 نفر (که300 نفرشان ساکن مازندران و300 نفر گردشگر بوده اند) به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند و با کاربرد پرسش نامه محقق ساخته اطلاعات لازم گردآوری شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین چهار متغیر (روابط درون گروهی، همبستگی اجتماعی، تعهد گروهی و عقلانیت) با پایبندی به هنجارهای اجتماعی ارتباط معناداری وجود دارد و فقط متغیر دلهره منزلت درون گروهی با پایبندی به هنجارهای اجتماعی ارتباط معناداری نداشته است. قوی ترین پیش بینی کننده پایبندی به هنجارهای اجتماعی هنجار اجتماعی، متغیر تعهد گروهی با ضریب همبستگی 319/0 است و پس از آن متغیرهای همبستگی اجتماعی، روابط درون گروهی و عقلانیت به ترتیب با ضرایب همبستگی 172/0، 135/0 و 111/0 در رتبه های بعدی قرار داشته اند.
مفهوم سازی و عملیاتی کردن کنش ارتباطی هابرماس در فیسبوک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با استفاده از روشهای مشاهده مشارکتی و مشاهده مستقیم به مطالعه اظهار نظرهای کاربران در صفحه خصوصی محققان مقاله و 22 صفحه عمومی با موضوعهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، سرگرمی و ورزشی در فیسبوک پرداختیم. بر اساس نظریه هابرماس و داده های تحقیق مفاهیم گفتگوی بی قید و بند، عقلانیت ارتباطی و انواع کنش گفتارها در فیسبوک مفهوم سازی و عملیاتی شدند. نتایج تحقیق نشان می دهد که انواع کنش-گفتارهای نمایشنامه ای، گفتگو و راهبردی در بین کاربران ایرانی در فیسبوک صورت می گیرد. اما کنش-گفتارهای نمایشنامه ای(خودافشایی) در صفحه های خصوصی بیشتر از صفحه های عمومی انجام می پذیرد. همچنین اکثر کاربران به گفتگوی بی قید و شرط در فیسبوک معتقدند و عقلانیت ارتباطی لازم برای تعامل و گفتگو را دارند. بنابر این امکان تشکیل حوزه های عمومی در فیسبوک وجود دارد. البته بعضی از کاربران که بردباری اجتماعی نداشتند در پاسخ به اظهار نظرهایی که با عقاید آنها مغایرت داشت به جای بیان استدلال به فحاشی و ناسزاگویی متوسل می شدند که نشان می دهد آنها هنوز به عقلانیت ارتباطی لازم برای تعامل و گفتگو نرسیده اند.
بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با مشارکت زنان روستایی در امور خانوادگی و اجتماعی (نمونه موردی: زنان متأهل روستاهای شهرستان کرمانشاه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
توجه به نقش گسترده زنان روستایی در فرایند توسعه از اهمیت زیادی برخوردار است. زنان روستایی نه تنها نیروی عمده ای در ایجاد تحول و منبعی بالقوه برای پیشبرد اقتصاد روستایی و افزایش هر چه بیشتر رشد تولیدات مواد غذایی به شمار می روند، بلکه دارای نقش اساسی در ابعاد فرهنگی و معنوی این تحولات و پیشرفت ها هستند. پژوهش حاضر که با هدف بررسی بررسی عوامل اجتماعی مرتبط با مشارکت زنان متأهل روستایی در امور خانوادگی و اجتماعی در روستاهای شهرستان کرمانشاه است، یک پژوهش میدانی با تکنیک پیمایش بوده و برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی زنان متأهل روستاهای شهرستان کرمانشاه است که تعداد 380 نفر از آنها به عنوان حجم نمونه انتخاب شده اند. پژوهش حاضر به دنبال بررسی ارتباط بین نوع روابط خانواده، باورگرایی فرهنگی مرتبط با جنسیت، اعتماد اجتماعی، استفاده از رسانه های داخلی، پایگاه اقتصادی خانوار و سن به عنوان متغیرهای مستقل و مشارکت زنان روستایی به عنوان متغیر وابسته است. یافته های پژوهش حاکی از ارتباط بین نوع روابط خانواده (17/0)، باورگرایی فرهنگی مرتبط با جنسیت (28/0-)، اعتماد اجتماعی (33/0)، استفاده از رسانه های داخلی (22/0)، و سن (26/0) با مشارکت زنان روستایی در امور خانوادگی و اجتماعی است. لازم به ذکر است که همبستگی چندگانه متغیرهای پیش بین با مشارکت زنان روستایی متوسط (54/0R=) است. همچنین متغیرهای پژوهش به طور کلی توانسته اند به میزان 291/0 تغییرات متغیر مشارکت زنان روستایی را تبیین معنادار کنند (291/0R2=). اما بین پایگاه اقتصادی خانوار و مشارکت زنان روستایی ارتباط معناداری مشاهده نشد.
بررسی جامعه شناختی عوامل موثر بر هویت اجتماعی؛ (مطالعه موردی دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور شهر آبدانان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی رابطه بین هویت اجتماعی و عوامل جامعه شناختی مؤثر بر آن در بین دانشجویان دختردانشگاه پیام نور آبدانان پرداخته است. پس از مرور مطالعات انجام شده، بر اساس نظریه ای مبتنی بر آرای گیدنز چهار فرضیه ارایه شد. این پژوهش با روش پیمایشی از نمونه ای با حجم 251 نفر از جمعیت 719 نفری دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور شهر آبدانان جمع آوری شده است. روش نمونه گیری مطالعه مزبور تصادفی طبقه ای بوده است.یافته های پژوهش نشان می دهد که بین اعتقادات دینی، پایگاه اقتصادی- اجتماعی خانواده، میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی، احساس تعلق به خانواده وهویت اجتماعی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد و همچنین نتایج رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که متغیرهای مستقل پژوهش در مجموع 53 درصدازتغییرات متغیر هویت اجتماعی را تبیین می کنند.