پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین آموزش های ضمن خدمت با عملکرد مدیران مقطع متوسطه شهرستان مهاباد در سال تحصیلی1385-1384 انجام گرفته است .این تحقیق به دنبال تعیین رابطه بین آموزش های ضمن خدمت و عملکرد مدیران متوسطه از دیدگاه دبیران آنان می باشد.
روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق 427 نفر دبیر است. حجم نمونه آماری بر اساس جدول مورگان 280 نفر است که به شیوه نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شده است. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته 35 گویه ای استفاده شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از نرم افزارSPSS بهره گیری بعمل آمده است.
نتایج تحقیق نشان داد که بین آموزشهای ضمن خدمت و عملکرد مدیران (آموزشی، اداری و مالی) رابطه وجود دارد.
در این نوشتار، پس از مرور ادبیات موضوع بر مبنای پژوهش های سابق، یک چهارچوب کمّی برای ارزیابی هوش سازمانی تبیین گشته است. این چهارچوب حاوی نوعی ابتکار در موزون سازی مدل مفهومی است که با وجود کاربردهای متنوعِ این شیوه در تصمیم سازی، پیش از این در عرصه روان شناسی و رفتار سازمانی بیسابقه بوده است. برای این منظور از نظرات 15 خبره از دانشگاه و ادارات دولتی استفاده شده است و در انتها، علاوه بر ارایه چهارچوب مذکور، برخی استنباطات و پیشنهادات جانبی نیز مطرح گردیده است.
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین استاندارد سازی رفتار و خلاقیت انجام پذیرفت. به این ترتیب رابطه استانداردسازی رفتار و خلاقیت بر محور مبانی تئوریک مربوطه به پژوهش سپرده شد، که نتیجه آن دست یابی به مدل مفهومی پژوهش بود. این مدل متشکل از پنج متغیر خلاقیت، آزادی، ساختار یافتگی وظایف، قوانین و انتظارات شغلی است.پرسشنامه سنجش متغیرهای پژوهش بر اساس مدل مفهومی، تهیه و تنظیم شد. پرسشنامه مذکور میان افراد جامعه آماری شامل محققین موسسه های پژوهشی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، توزیع و بعد از تکمیل جمع آوری شد. مدل مفهومی پژوهش بر اساس داده های حاصل از این پرسشنامه مورد آزمون قرار گرفت که نتایج حاصله نشان می دهد بین استاندارد سازی رفتار (قوانین و انتظارات شغلی)، و خلاقیت رابطه معکوس وجود دارد. به این صورت که استاندارد سازی رفتار از یک طرف تحت تاثیر ساختار یافتگی وظایف، افزایش و گسترش یافته و از طرف دیگر به صورت مستقیم و غیر مستقیم (از طریق کاهش آزادی افراد در انجام وظایف مربوطه) موجب کاهش خلاقیت می شود.
بهبود مستمر عملیات فرایند دستیابی به محصولات بهتر و قیمت تمام شده ارزانتر در عملیات تولید و فروش است و به عنوان یک هدف راهبردی مقوله هایی از کنترل جامع کیفی، افزایش کارایی، ازدیاد اثربخشی، ارتقای بهره وری، کاهش هزینه و حذف اقلام معیوب از فرایند تولید را شامل می شود...
مهارت استفاده بهتر و مؤثرتر از زمان رمز موفقیت و اثر بخشی مدیریت و سازمان هاست. مدیران سازمان ها برای استفاده بهینه از زمان و جلوگیری از اتلاف وقت برای ارتقای مدیریت زمان لازم است، از مدل الماس استفاده کنند . بررسی و تبیین چگونگی صرف وقت مدیران و شناخت عوامل اتلاف وقت آنها بر پایة متغیرهای رفتاری و توضیحی در چارچوب مدل الماس، هدف این مقاله است. مدل الماس در واقع نظام منظم و چهار وجهی میباشد که عبارتند از: برنامه زمان بندی کار، اولویت بندی کارها، تفویض اختیار و فن تشکیل و اداره صحیح جلسات، هریک از این وجوه متغیرهای کلیدی نیز دارد. در این مقاله عوامل اتلاف وقت مدیران به صورت تراش های زاید مدل الماس معرفی میشود. جامعه آماری تحقیق متشکل از مدیران سطوح ارشد و میانی کشت و صنعت های نیشکر به حجم 54 نفر میباشد. گردآوری داده ها به صورت تمام شماری و ابزار آن پرسش نامه است. برای تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها علاوه بر شاخص های آمار توصیفی از آمار استنباطی، t تک متغیره و کای ـ دو استفاده شده است. به هر حال، ارزیابی مدیریت زمان مورد پژوهی است که نشان میدهد که مدیریت زمان مدیران مطابق مدیران الماس بر پایة مدل رفتاری و توضیحی اثر بخشی معنادار ندارد.
رفتارهای کاری انحرافی»، به رفتاری اطلاق می شود که هنجارهای سازمانی را شکسته و سلامت سازمان و کارکنانش یا هر دو را تهدید می کند.
انواع متعددی از این رفتارها شناسایی شده است. به علاوه، تحقیقات زیادی در مورد عوامل مرتبط با این رفتارها از جمله عوامل فردی، گروهی، رهبری، سازمانی و مدیریتی و... انجام شده که در این تحقیق به عوامل سازمانی و مدیریتی به طور ویژه پرداخته شده است.
در این راستا، یک جمعیت نمونه 40 نفری انتخاب گردیده و نظر آن ها در مورد سه عامل مهم از عوامل سازمانی (فرهنگ، قوانین، ساختار پاداش و جبران خدمات) مورد ارزیابی قرار گرفته است. در این نظر سنجی، ضعف فرهنگی، بی عدالتی در قوانین و ساختار نامناسب پاداش و جبران خدمات به عنوان عوامل مهم در گرایش به سمت رفتارهای انحرافی اعلام شد. در نهایت، راهکارهایی در جهت مقابله با این مشکلات و کاهش رفتارهای انحرافی ارائه گردید.