ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۲۱ تا ۱٬۴۴۰ مورد از کل ۳۵٬۸۴۰ مورد.
۱۴۲۱.

مقایسه کارایی مدل های یکپارچه و روش های یادگیری ماشین در شبیه سازی دبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
در هیدرولوژی، فرآیند بارش - رواناب یکی از پیچیده ترین پدیده های غیرخطی است. پیش بینی رواناب در حوضه های فاقد آمار یکی از چالش ها در مدیریت منابع آب است. در این مطالعه کارایی مدل های یکپارچه هیدرولوژیک و روش های یادگیری ماشین در شبیه سازی دبی روزانه و ماهانه در حوضه آبخیز کبکیان که یکی از مهم ترین سرشاخه های رودخانه کارون است، بررسی شد. مدل های هیدرولوژیک یکپارچه AWBM، Sacramento، SIMHYD، SMAR و TANK و الگوریتم های مختلف روش درخت تصمیم، شبکه عصبی مصنوعی و رگرسیون بردار پشتیبان برای شبیه سازی دبی روزانه و ماهانه حوضه استفاده شد. سری های ماهانه و روزانه بارش، تبخیر و تعرق پتانسیل و دبی در دوره آماری 1401-1350 برای این منظور استفاده شدند. برای ارزیابی کارایی مدل ها نیز از ضرایب کارایی R2 ، NS و RMSE به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که مدل های SMAR و AWBM بهترین کارایی را در شبیه سازی دبی روزانه در حوضه آبخیز کبکیان در مقایسه با سایر مدل های هیدرولوژیک استفاده شده داشته اند و مقادیر ضریب نش ساتکلیف این دو مدل در مرحله صحت سنجی به ترتیب 79/0 و 78/0 بوده که نشان از کارایی بسیار خوب این مدل ها در شبیه سازی دبی روزانه دارد. در سری های ماهانه نیز مدل های SMAR و AWBM با ضریب نش ساتکلیف به ترتیب 71/0 و 72/0 و ضریب تبیین 79/0 و 79/0 کارایی خوب داشته اند. در روش های یادگیری ماشین در مقیاس روزانه، روش درخت تصمیم با الگوریتم جنگل تصادفی با ضریب تبیین 61/0 بهترین کارایی را در شبیه سازی دبی داشته است. در شبیه سازی دبی ماهانه، الگوریتم جنگل تصادفی با ضریب تبیین 93/0 کارایی خیلی خوبی داشته است.
۱۴۲۲.

Water Crisis and Education: The Role of Moral Norms and Perceived Behavioral Control in Students' Water Consumption Behavior(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۱۳
Among different social sectors, students are one of the most important social groups targeted by environmental education. The purpose of this study is to investigate the social factors affecting students' water consumption behavior. The basic research questions were: 1. What is the water consumption level of students? 2. What are the social factors affecting students' water consumption behavior? In terms of methodology, the present research was conducted using a survey method at the first secondary level in girls' schools in Babol city, Mazandaran province, during the spring of 2024. One hundred students were selected as the statistical sample, and a questionnaire was used to collect the required data. The data obtained from the research were described and analyzed using SPSS. The findings of the study showed that the average water consumption behavior of students is at a moderate level. Spearman's correlation analysis confirmed a statistical relationship between the number of family members and water consumption behavior. According to the results of the ANOVA test, there was no significant difference in water consumption behavior based on educational level. The results, based on regression coefficients, showed that perceived moral norms and behavioral control have the greatest impact on students' water consumption behavior. Based on the findings, suggestions were made to strengthen moral norms and increase awareness of the consequences.
۱۴۲۳.

ارائه روش هوشمند وب کاوی (خزش) برای تحلیل نظرات برخط استفاده کنندگان از اقامتگاه های گردشگری شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۳۲
این پژوهش، با هدف تحلیل و ارزیابی نظرات برخط کاربران درباره اقامتگاه های شهر تهران، از تکنیک های پیشرفته وب کاوی (Web Scraping) استفاده کرده است. ازاین رو در این مقاله، به بررسی یک روش جامع خودکار وب کاوی برای جمع آوری و تجزیه وتحلیل نظرات کاربران در یکی از سایت های آنلاین اقامتگاه در شهر تهران ارائه شده است. این روش هوشمند شامل مراحلی مانند انتخاب وب سایت، بررسی ابزارها، استخراج داده ها، پیش پردازش و تجزیه وتحلیل نظرات است. با استفاده از این روش، صاحبان اقامتگاه ها، مدیران و بازاریابان می توانند بینشی عمیق درباره ترجیحات مشتریان، سطح رضایت و نیازهای بهبود را به دست آورند. هم چنین گردشگران و کاربران برای انتخاب اقامتگاه خود می توانند اطلاعات ارزشمندی از تجربیات سایرین کسب نمایند. بر اساس نتایج تحقیق، روش هوشمند وب کاوی، امکان تحلیل داده های بزرگ و ارزشمند را فراهم می کند و می تواند به تصمیم گیری های استراتژِیک در حوزه خدمات گردشگری کمک کند. یافته ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های تحلیلی شامل آزمون های t و ANOVA، برای ارزیابی میانگین تفاوت در نظرات کاربران در دسته های مختلف هتل ارائه شده اند. این مطالعه نشان می دهد که میانگین امتیازات امکانات هتل، قیمت اتاق، کیفیت اتاق، موقعیت هتل و پروتکل های بهداشتی عموماً بالاتر از میانگین مورد انتظار است که نشان دهنده درک کلی مثبت از هتل های تهران است.  
۱۴۲۴.

مدل تجربی سنجش فاکتورهای فیزیکی و غیر فیزیکی آسایش حرارتی در فضاهای واسط ساختمان های آموزش عالی شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۶۲
این پژوهش با یک مدل تجربی مرتبط با مطالعات آسایش حرارتی در فضاهای واسط بسته آموزشی، اهمیت هر یک از معیارهای آن ها را ازنظر ارجحیت و اهمیت موردبررسی قرار می دهد. روش تحقیق در گام نخست توصیفی-تحلیلی، با استفاده از مطالعات کتابخانه ای است. لذا، ابتدا به وسیله توزیع پرسشنامه و با استفاده از رتبه بندی ابعاد و معیارها، از روش رفت و برگشتی دلفی، اجزای مدل تدقیق شده و یک مدل تجربی سلسله مراتبی که متشکل از سه بخش است، تنظیم شد. سپس از طریق تحلیل سلسله مراتبی، رتبه بندی ابعاد و معیارهای موجود در مدل تجربی پرداخته شده و وزن هرکدام از معیارهای این مدل در مقایسه با سایر معیارهای هم سطح خود به کمک نرم افزار اکسپرت چویس ،ارزش گذاری شد. نتایج نشان می دهد وزن عوامل فیزیکی، به طورکلی بیشتر از سایر عوامل و وزن عوامل غیر فیزیکی- روانی و فردی کمتر از سایر عوامل است. در بین عوامل فیزیکی، دمای هوا دارای بیشترین وزن  و سرعت جریان هوا دارای کمترین وزن است. وزن عوامل فیزیکی نیز نشان می دهد که وزن عامل «جهت کلی ساختمان نسبت به خورشید» در ادراک آسایش حرارتی در فضاهای بسته بیشتر از بقیه و وزن «رنگ دیوارهای داخلی» و «ارتفاع فضاها» کمتر از بقیه و قابل چشم پوشی است. وزن عوامل فردی و روانی نشان می دهد که وزن همه عوامل آن مانند ویژگی های فیزیولوژیکی و سازگاری های جسمی و روانی یکسان است و وزن رفتارهای غیر واکنشی سنگین تر از بقیه است. همچنین، داده های فیزیکی با استفاده از سنجش عوامل اقلیمی به وسیله دیتالاگرها موردسنجش قرار گرفت و ارتباط این عوامل بااحساس آسایش حرارتی افراد با استفاده از پرسشنامه ارزیابی شد. نتایج این اعتبارسنجی، مدل تجربی سلسله مراتبی را تائید نمود.
۱۴۲۵.

تحلیل اثرات شاخص های مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهر خلاق، مطالعه موردی: شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۹
زمینه و هدف: با ظهور برنامه ریزی مشارکتی در دهه ۱۹۷۰، توجه به گروه های ذی نفع و تأثیرگذار، از جمله مشارکت نخبگان، به یکی از موضوعات اصلی تبدیل شد؛ اما امروزه، به دلیل تخصصی شدن برنامه ریزی، کمبود منابع و انتظارات گسترده، مشارکت عمومی کاهش یافته است. این مسئله باعث شده برنامه های شهری تنها به نیازهای ظاهری افراد بپردازند و نیازهای بنیادی آن ها را نادیده بگیرند که در نتیجه منجر به تخریب و ناکارآمدی مناطق شهری شده است. عدم توجه به مشارکت نخبگان در بحث های شهری، تأثیرات قابل توجهی بر پروژه ها و برنامه های شهری داشته و منجر به چالش هایی نظیر عدم تعهد، مشکلات ارتباطی، فقدان شفافیت، سیاست های نادرست و بی نظمی شده است. در بافت ایران، مشارکت نخبگان شهری در سیاست گذاری شهری همچنان مبهم باقی مانده است. شهر قم با چالش ها و مسائلی مرتبط با مشارکت نخبگان شهری مواجه است که شامل فقدان فضاهای مناسب برای مشارکت و تبادل اطلاعات، کارگاه ها، نشست ها و جلسات مشارکتی است. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف تحلیل تأثیرات شاخص های مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهر خلاق انجام شده و به طور خاص بر شهر قم متمرکز است. روش شناسی: مطالعه حاضر از روش توصیفی-تحلیلی برای بررسی نقش مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهر خلاق استفاده کرده است. این تحقیق از نوع کاربردی است و هدف آن کشف روابط بین متغیرها و پدیده ها و پرداختن به مسائل و چالش های مربوط به خلاقیت شهری، نظیر تخصص و تجربه، مشارکت در تصمیم گیری، ارتباط با جامعه شهری، شفافیت و شناخت و ارزیابی جامعه شهری از منظر مشارکت نخبگان است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل تمامی کارشناسان و متخصصان رشته های جامعه شناسی، جغرافیا، شهرسازی و معماری در این حوزه است و از روش نمونه گیری گلوله برفی برای انتخاب نمونه ها استفاده شده است. با نظرسنجی از ۶۰ کارشناس و نخبه، پرسشنامه ای تهیه شد و پس از تأیید اعتبار آن، پرسشنامه نهایی گردید. برای تعیین پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد و ضریب آلفا محاسبه گردید. همچنین، برای تحلیل داده ها از روش دیمتل استفاده شد. این روش، روشی برای تصمیم گیری بر اساس مقایسات زوجی است که با استفاده از ماتریس مقایسه زوجی بین معیارها و شاخص های این مطالعه و اعمال مقیاس امتیازدهی خاص، تحلیل انجام شد. تکنیک دیمتل روشی تحلیلی است که برای بررسی روابط علّی بین عوامل یا معیارهای مختلف در یک سیستم استفاده شده و قادر است نقشه روابط شبکه ای ایجاد کرده و روابط متقابل بین عوامل را مدل سازی نماید. این روش قابلیت ساختاردهی به نقشه روابط با ارتباطات شفاف بین زیرمعیارها برای هر معیار را داشته و برای ایجاد نمودارهای علّی که روابط علت و معلولی بین زیرسیستم ها را تجسم بخشد، استفاده شده است. یافته ها و بحث: نتایج دیمتل نشان داد که در بردار D+R، شاخص های ارزیابی جامعه شهری، شفافیت در تصمیم گیری، مشارکت اجتماعی، توانایی مدیریت پروژه و تعامل با شهروندان و مدیران از مهم ترین و تأثیرگذارترین عوامل در برنامه ریزی شهر خلاق هستند. در بردار D-R، شاخص هایی نظیر درک زیرساخت های شهری، شفافیت اجرای پروژه، مشارکت افراد ماهر، تجربه کاری و تعامل با شهروندان و مدیران به عنوان عوامل علّی شناسایی شدند. در مقابل، شاخص هایی نظیر اطلاع رسانی به جامعه شهری، مهارت های ارتباطی و تعامل با نهادهای مرتبط به عنوان عوامل تأثیرپذیر شناخته شدند. مهارت های ارتباطی به عنوان تأثیرپذیرترین متغیر ظاهر شد، در حالی که توانایی مدیریت پروژه به عنوان تأثیرگذارترین متغیر شناسایی شد. به طور کلی، تعامل با جامعه شهری و شفافیت در تصمیم گیری نقش محوری در تقویت برنامه ریزی شهر خلاق ایفا نمودند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ارزیابی جامعه شهری، شفافیت، مشارکت در تصمیم گیری، تخصص و تجربه و تعامل با جامعه شهری در رتبه های بالای اهمیت قرار دارند. فقدان مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهری منجر به مشکلات هماهنگی در اجرای پروژه های خلاقانه و فرهنگی، کاهش جذابیت شهری و کاهش تعامل نخبگان شده است. تسهیل مشارکت نخبگان اعتماد شهروندان را تقویت نموده و مشارکت فعال آن ها در توسعه شهری را تشویق نماید. مطالعه تأکید نمود که مشارکت فعال نخبگان سنگ بنای برنامه ریزی موفق شهر خلاق است که نه تنها مشکلات هماهنگی را برطرف ساخته، بلکه جذابیت و پویایی فرهنگی مناطق شهری را نیز افزایش داده است.
۱۴۲۶.

بررسی تأثیر دلبستگی مکان بر تاب آوری فضایی محلات سنتی کرمانشاه با تأکید برقابلیت های فضایی (مورد پژوهی: محله چنانی کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۲
محله سنتی چنانی در شهر کرمانشاه از جمله فضاهایی است که همچنان تاب آور بوده است.به نظر می رسد تاب آوری این فضاها به واسطه دلبستگی به مکان که برخاسته از فعالیت و تعاملات بین انسان-مکان و انسان-انسان است ایجاد شده و درک چگونگی آن سبب بهبود اختلالات موجود در تاب آوری فضاهای معاصر می گردد. لذا این پژوهش با هدف بررسی میزان تأثیر مؤلفه دلبستگی مکان و قابلیت های فضایی بر تاب آوری فضایی محله چنانی به منظور ارتقای پایداری و هویت شهری انجام گرفته است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی-تحلیلی می باشد که ابتدا به بخش نظری پژوهش با استفاده مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه ای می پردازد، سپس متغیرهای دلبستگی مکان و قابلیت های فضایی به عنوان متغیر مستقل و متغیرهای تاب آوری به عنوان متغیر وابسته مورد سنجش قرار می گیرد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مشاهده میدانی و پرسشنامه (طیف لیکرت) و مصاحبه می باشد. حجم نمونه براساس فرمول کوکران تعداد 313 نفر از ساکنان محله سنتی چنانی کرمانشاه انتخاب و ضریب آلفای کرونباخ برای سؤالات پژوهش 897/0 محاسبه شده که نمایاگر پایایی پرسشنامه است. برای سنجش و تحلیل داده ها از آزمون t مستقل و برای بررسی میزان اثرگذاری متغییرها از آزمون همبستگی و رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که بین مؤلفه های دلبستگی مکان و قابلیت های فضایی با تاب آوری فضایی رابطه معناداری برقرار است و بیشترین تأثیرگذاری مربوط به شاخص کالبدی و اجتماعی دلبستگی مکان و قابلیت تطبیق پذیری می باشد.محله چنانی کرمانشاه به لحاظ تاب آوری فضایی بیشتر تحت تأثیر دلبستگی مکان و پس از آن قابلیت های فضایی قرار دارد.بدین معنی که تاب آوری فضایی از طریق افزایش دلبستگی مکان بین ساکنین و همچنین برخورداری از پتانسیل های و قابلیت های فضایی محقق می شود.
۱۴۲۷.

ارزیابی ریسک زیستگاه های ساحلی جزیره لارک با استفاده از مدل InVEST(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۲
سابقه و هدف: جزیره لارک به دلیل تنوع توپوگرافی و حضور تپه ماهورها و سواحل صخره ای و سایر تیپ های ساحلی، از محیط های خاصی برخوردار می باشد که منجر به ایجاد زیستگاه های حیات وحش جانوری متنوع شده است. به علاوه سواحل صخره ای و وجود خطوط ساحلی متنوع شرایط بسیار مناسبی برای حضور طیف گسترده ای از جانوران و گیاهان فراهم آورده است. با این حال در سالیان اخیر عوامل مختلفی سبب قرارگیری زیستگاه های ساحلی این جزیره در معرض تهدید گردیده است. مواد و روش: در این پژوهش، مناطق ساحلی تحت پوشش دارایی های طبیعی از جمله مرجان، مانگرو، جلبک های دریایی که به طور پیش فرض می توانند محل زندگی و زادآوری گونه های گیاهی و جانوری مختلف باشند، به عنوان "زیستگاه" و سایر مناطق تغییر یافته به واسطه دخالت های انسانی به عنوان "غیرزیستگاه" در نظر گرفته شد. در این بررسی از مدل ارزیابی ریسک زیستگاه InVEST HRA (Habitat Risk Assessment)  برای بررسی اثر فعالیت های انسان در اکوسیستم های ساحلی و دریایی  استفاده شد. در مطالعه حاضر و به دلیل اهمیت نقش کاربر در تعیین عوامل استرس زا و زیستگاه ها، با پایش میدانی و بر اساس نظر کارشناسی و آگاهی از منطقه مورد مطالعه، کلیه عوامل استرس زا شناسایی گردید. نتایج: ارزیابی نتایج نمودار خروجی مدل HRA Invest نشان می دهد که ساختارهای انسانی و گردشگری غیر مسئولانه به عنوان عوامل استرس زای اصلی در منطقه بین جزر و مدی و افزایش دمای سطح آب، حمل و نقل دریایی، صید ترال، استخراج دریایی، نشت مواد نفتی، آب شیرین کن، فعالیت های صیادی، صید ساحلی سنتی با درجات مختلف در منطقه زیر جزر و مدی محسوب می شوند. نتایج مربوط به خروجی نقشه ریسک تجمعی زیستگاه بین جزر و مدی جزیره لارک در شکل 3 و نقشه ریسک تجمعی در منطقه زیر جزر و مدی در شکل 4 نشان داده شده است. منطقه ساحلی (بین جزر و مدی) جزیره لارک کمترین رتبه تجمعی استرس زیستگاه 4 و بیشترین رتبه تجمعی 13و میانگین رتبه تجمعی استرس 5/8 می باشد. در منطقه دریایی (زیر جزر و مدی) جزیره لارک کمترین رتبه تجمعی استرس زیستگاه 0 و بیشترین رتبه تجمعی 30و میانگین رتبه تجمعی استرس 15 است. نتایج نشان می دهد که میزان ریسک تجمعی در محدوده آب های زیر جزر و مدی جزیره لارک، در سواحل شمالی، شمال شرق و شرقی جزیره بالا است. در این جزیره عمده زیستگاه های مهم به همراه دماهای بالای آب سطحی در گرمترین ماه سال به طور کلی در شمال و شرق جزیره متمرکز شده است، که این امر باعث اختلاف بارز بین رتبه های ریسک زیستگاه در قسمت های شمال و غرب جزیره نسبت به شرق و جنوب آن باشد.  نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که تدوین و اجرای برنامه های پایش، حفاظت و یا احیا و بازسازی در بخش های مختلف ساحلی جزیره لارک می بایست مبتنی بر طرح های توسعه و نیز متناسب با میزان تهدیدات در بخش های مختلف اعمال گردد. رتبه استرس در محدوده زیر جزر و مدی در سواحل شمالی، شمال شرق و شرقی اطراف جزیره لارک در طیف نسبتا زیاد و زیاد قرار گرفته است، براساس میانگین تهدید منطقه زیر جزر و مدی می توان اینگونه تفسیر نمود که در وضعیت موجود، رتبه استرس و تهدیدات زیاد است. از این رو زیستگاه های مرجانی و جلبکی در این منطقه تحت استرس و تهدید زیاد قرار دارند که رویکرد مداخله فشرده نظیر تعیین مناطق حفاظت شده دریایی و جلوگیری از ورود عوامل آلاینده به این منطقه می بایست مد نظر قرار گیرد.
۱۴۲۸.

مشخصات عمومی پدیده رعد و برق در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۵۳
رعد و برق، به عنوان یکی از پدیده های مهم جوی - طبیعی، با انتقال الکتریسته و تخلیه برق بین ابرها و زمین می تواند تؤأم با اثرات مثبت (نظیر تاثیر بر فرایندهای زیستی) و منفی (نظیر مخاطراتی برای انسان و محیط زیست) باشد. بنابراین، شناخت عمیق از ویژگی های اقلیم شناختی این پدیده از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مطالعه، جنبه هایی از این ویژگی ها شامل فراوانی رویدادهای رعد و برق سالانه بین سال های 2000 تا 2022 در 382 ایستگاه همدیدی ایران جمع آوری و تحلیل شد. با استفاده از این داده ها، برخی ویژگی های توصیفی (نظیر میانگین و ضریب تغییرات) فراوانی رخداد رعد و برق و نیز ارتباط (همبستگی) آن با مختصات جغرافیایی (طول و عرض جغرافیایی) و ارتفاع محاسبه، برآورد و بررسی شد. برای الگوسازی این روابط از روش های رگرسیونی استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که توزیع مکانی فراوانی رخداد رعدوبرق در ایران فرایندی بی نظم و با تغییرات سال به سال شدید است. از میان متغیرهای مکانی (مختصات جغرافیایی و ارتفاع)، طول و عرض جغرافیایی رابطه نسبتاً قوی تری را با فراوانی سالانه رخداد رعدوبرق ایران نشان می دهند. مناطق مختلف ایران، احتمال وقوع رعدوبرق متفاوتی دارند که باعواملی همچون جغرافیا و شرایط آب و هوایی مرتبط است. مناطقی مانند شمال غرب و جنوب شرق ایران بیشترین میزان وقوع را دارند، در حالی که مناطق دیگر در اولویت های بعدی قرار می گیرند.
۱۴۲۹.

سیاست های تشویقی شهرداری ها برای توسعه پروژه های معماری سبز (مورد مطالعه: مناطق پیراشهری رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۰
پژوهش حاضر باهدف بررسی سیاست های تشویقی شهرداری برای توسعه پروژه های معماری سبز در مناطق پیراشهری رشت انجام شده است، ازاین رو، ازنظر هدف کاربردی و با رویکرد کمی و کیفی، دارای ماهیت تحلیلی و اکتشافی است. به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS و روش تئوری زمینه ای استفاده شد. جامعه آماری نیز شامل؛ معماران و طراحان در پروژه های ساختمانی شهرستان رشت (بخش کمی)، دانش آموختگان رشته جغرافیا و برنامه ریزی شهری و روستایی و کارشناسان و متخصصان در حوزه معماری و جغرافیای روستایی و شهری (بخش کیفی) محسوب شدند. به منظور بررسی حجم نمونه معماران و طراحان از نمونه گیری در دسترس استفاده شد، که درنهایت تعداد 100 نفر انتخاب شدند. سپس به منظور حجم نمونه در بخش کیفی پژوهش، از نمونه گیری هدفمند استفاده شد. در این راستا، تعداد 21 نفر مشخص شد. نتایج نشان داد، بررسی وضعیت سیاست های تشویقی در پروژه های معماری سبز با مقدار میانگین کمتر از حد متوسط عدد (3)، در مناطق پیراشهری رشت نامطلوب است و بر اساس نتایج آزمون همبستگی پیرسون، سیاست های تشویقی شهرداری رشت در حوزه معماری سبز نتوانسته اند تأثیر معناداری بر بهبود شاخص های پایداری در ساخت وسازها داشته باشند. سپس به منظور بررسی ناکامی سیاست های تشویقی از سوی شهرداری در پروژه های معماری سبز از روش تئوری زمینه ای استفاده شد، نتایج نشان داد، ضعف در طراحی مشوق ها، چالش های اجرایی و نظارتی، مشکلات حاکمیتی به عنوان عوامل علی، مقولات: ضعف اراده سیاسی، سلسله مراتب تصمیم گیری، چالش های فنی و اقلیمی به عنوان عوامل زمینه ای، مقولات: فرایند های ناکارآمد، ضعف در حکمروایی شهری، به عنوان عوامل مداخله گر در ناکامی سیاست های تشویقی از سوی شهرداری در پروژه های معماری سبز در مناطق پیراشهری رشت مؤثر هستند. سپس مقولات: بازمهندسی نظام مشوق ها، اصلاح ساختار حکمروایی، تقویت اراده سیاسی و نظام پایش و ارزیابی، به عنوان راهبردهای مؤثر استخراج شد که پیامد های کالبدی-محیطی، اقتصادی-اجتماعی، نهادی-مدیریتی و سیاسی-حقوقی را برای مناطق پیراشهری سلیمانداراب، پاسکیاب، نخودچر و عینک به همراه دارد.
۱۴۳۰.

تحلیل شبکه انسجام بین نهادی و تصویرسازی مشترک آب در استان چهارمحال و بختیاری در راستای حکمرانی سازگار آب: کاربرد رهیافت تحلیل شبکه اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۷
دستیابی به حکمرانی پایدار منابع آب برای جلوگیری از بحران های مرتبط با آب، با مشارکت و همکاری تمامی ذی نفعان بخش آب امکان پذیر است. حوزه آبخیز زاینده رود به دلیل شرایط اقلیمی و خشکسالی های اخیر با چالش ناپایداری منابع آب روبه رو شده است. درک روابط در شبکه حکمرانی آب استان چهارمحال و بختیاری و نحوه اجرای سیاست ها به دلیل قرار گرفتن این استان در سراب حوزه آبخیز زاینده رود، برای مقابله با بحران مرتبط با آب حائز اهمیت است که نیازمند مشارکت و همکاری دولت، سازمان های مردم نهاد و همه ذینفعان بخش آب می باشد. از این رو، این پژوهش به بررسی انسجام بین نهادی در شبکه حکمرانی آب استان چهارمحال و بختیاری از طریق تحلیل شبکه اجتماعی، با تمرکز بر انتقال دانش بین نهادها برای افزایش درک مشترک می پردازد. با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی، 42 نهاد فعال در حوزه حکمرانی منابع آب استان را شناسایی و شبکه تبادل اطلاعات و همکاری بین این سازمان ها را با استفاده از تحلیل شبکه مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج شاخص های سطح کلان شامل (اندازه شبکه 778 پیوند، تراکم 42/78 درصد، میانگین مرکزیت 39/5 درصد، دوسویگی 26/54 درصد، انتقال پذیری 23/12 درصد و میانگین فاصله ژئودزیک 1/94) است که نشان دهنده انسجام بین نهادی پایین، پایداری شکننده و سرعت کم تبادل اطلاعات می باشد. در سطح میانی، شاخص مرکز- پیرامون تراکم بیشتری از پیوندها را در سازمان های مرکزی در مقایسه با سازمان های پیرامونی نشان می دهد. بر پایه میزان تراکم و تمرکز شبکه، رژیم حکمرانی منابع آب رانت خواه بوده است که بر انسجام نهادی پایین در این استان صحه می گذارد. ساختار دانش میان ذینفعان نهادی در حکمرانی آب چهارمحال و بختیاری فاقد انسجام است و نوع دانش به اشتراک گذاشته شده مبهم است که برای دستیابی به حکمرانی منسجم، تقویت هماهنگی و همکاری بین مؤسسات و تعامل با نهادهای کمتر برجسته و پیرامونی ضروری است.
۱۴۳۱.

چالش ها و مسائل برنامه ریزی توسعه سکونتگاه های روستایی حریم کلان شهر تهران مبتنی بر نگرش کارشناسان و مدیران محلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۲
سکونتگاه های روستایی حریم مناطق کلان شهری، عرصه فضایی بین شهرها و روستاها هستند. این عرصه ها در روند توسعه شان با مسائل، تنگناها و چالش های متفاوتی روبرو هستند که کمتر از منظر برنامه ریزان موردتوجه قرارگرفته اند. پژوهش حاضر با هدف تفهم و کشف چالش های برنامه ریزی توسعه سکونتگاه های روستایی حریم کلان شهر تهران در بستر رهیافت تفسیری و روش شناسی کیفی انجام شده است. مشارکت کنندگان پژوهش مدیران محلی و کارشناسان توسعه روستایی از 17 روستا حریم، 5 دستگاه اجرایی و 3 دانشگاه بودند که با بهره گیری از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای (برای انتخاب روستاها) و نمونه گیری هدفمند (برای انتخاب دستگاه ها و افراد) انتخاب شدند. تعداد مشارکت کنندگان در 17 روستا و 8 دستگاه اجرایی و دانشگاه با اشباع نظری به ترتیب به 34 و 15 نفر رسید. داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند جمع آوری شد. برای تحلیل نیز از روش تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته شد. اعتبارپذیری یافته ها با استفاده از روش ضریب هولستی انجام شد. بر اساس یافته های پژوهش این نتیجه حاصل شد که؛ ضعف ساختارهای نهادی، یکسان نگری، ضعف توجه به کنش راهبردی، ضعف توجه به توسعه یکپارچه شهری-روستایی، عدم توجه به اجتماع محوری، ضعف نظام پایش و ارزشیابی، گسترش تعارض های هویتی- ساختاری و کاهش کیفیت زندگی مهم ترین مسائل روستاهای حریم هستند. ضعف ساختارهای نهادی و یکسان نگری که ماهیت رویه ای دارند، از اهمیت و میزان اثرگذاری بالاتری برخوردار هستند. به طوری که ضمن اثرگذاری بر سایر چالش ها و مسائل رویه ای در یک رابطه دیالکتیکی زمینه ساز چالش های محتوایی مانند گسترش تعارض های هویتی- ساختاری و کاهش کیفیت زندگی در روستاهای حریم کلان شهر تهران شده اند.
۱۴۳۲.

تحلیل تغییرات دمای سطح زمین در حوضه بختگان-مهارلو با استفاده از داده های ماهواره ای و روش های آمار فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۸
تحلیل روند دمای سطح زمین و شناسایی عوامل مؤثر بر آن، به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک، از اهمیت بالایی در مدیریت محیطی و برنامه ریزی منابع طبیعی برخوردار است. این پژوهش با هدف بررسی تغییرات دمای سطح زمین و ارتباط آن با تغییرات پوشش گیاهی و سطح آب دریاچه ها در حوضه آبریز بختگان–مهارلو طی دوره ی زمانی 2020-1990 انجام شد. برای دستیابی به این هدف، داده های ماهواره ای لندست ۵ و ۸ مورد استفاده قرار گرفته و شاخص های NDVI ، NDWI و LST ، استخراج شدند. در کنار آن، روند ۳۰ ساله بارندگی در ایستگاه های منتخب با استفاده از آزمون من–کندال و شیب سن تحلیل شد تا تغییرات دمایی در ارتباط با روندهای بارش ارزیابی شود. همچنین، تحلیل لکه های داغ(*Gi) برای شناسایی نواحی دارای تمرکز بالای دمایی انجام شد. یافته ها نشان داد که در سه دهه اخیر، کاهش بارندگی در جنوب و جنوب شرقی حوضه منجر به کاهش قابل توجه منابع آبی و تخریب پوشش گیاهی در این نواحی شده است. شاخص NDWI روند کاهشی شدیدی را در سطح دریاچه های طشک، بختگان و مهارلو داشته و شاخص NDVI نیز در مناطق پیرامون این پهنه ها، کاهش محسوس پوشش گیاهی را نشان داد. همزمان، نقشه های دمای سطح زمین گویای انتقال طبقات دمایی از بازه های معتدل (25 – 15 درجه سلسیوس) به بازه های بالاتر (58 – 45 درجه سلسیوس) در جنوب و مرکز حوضه بوده اند، که نشان دهنده ی تشدید گرمایش سطحی است. تمرکز این گرمایش در مناطقی است که کاهش منابع آبی و پوشش گیاهی به صورت هم زمان رخ داده اند. نتایج تحلیل لکه های داغ نشان داد که خوشه های حرارتی با شدت بالا عمدتاً در جنوب و جنوب شرق حوضه متمرکز شده اند؛ این تمرکز مکانی دماهای بالا با نواحی دارای بیشترین افت بارندگی، کاهش منابع آبی و تخریب پوشش گیاهی انطباق دارد، که نشان دهنده ی همپوشانی فضایی و تعامل منفی بین این مؤلفه ها در فرآیند گرم شدگی سطح زمین است.
۱۴۳۳.

توان سنجی و تعادل سنجی توسعه کلان کاربری ها در جزیره قشم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۸
استفاده غیر منطقی انسان از سرزمین در بسیاری از نقاط دنیا منجر به نابودی پتانسیل های طبیعی و منابع موجود شده است. ارزیابی توان بالقوه و تخصیص کاربری های متناسب با توان سرزمین روشی است که می تواند میان توان طبیعی محیط، توسعه کاربری ها، و همچنین فعالیت های انسان در فضا یک رابطه منطقی و سازگاری پایدار برقرار کند. در این زمینه، در مطالعه حاضر به ارزیابی توان اکولوژیک و تعادل سنجی توسعه کلان کاربری ، از جمله توسعه شهری و روستایی و توسعه صنعتی و توسعه کشاورزی آبی، در جزیره قشم مبتنی بر معیارهای اکولوژیک و شاخص های فضایی بر اساس سوابق مطالعاتی موجود پرداخته شد. سپس، ضمن تدوین مدل حرفی برای کاربری ها، شاخص های مکانی در قالب مدل های ریاضی با منطق جبر بولین تلفیق و لایه های هر شاخص در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی ( GIS ) نقشه سازی و تلفیق شد. مطابق نتایج 49/17473 هکتار از سطح جزیره دارای توان اکولوژیک برای توسعه شهری، 25/34736 هکتار دارای توان برای توسعه روستایی، 93/30089 هکتار دارای توان برای توسعه صنعتی، و 56/957 هکتار دارای توان برای توسعه کشاورزی آبی است. از نظر تعادل سنجی نیز منطقه دارای 49/17473 هکتار توسعه ممکن شهری، 64/650 هکتار و 51/34709 هکتار توسعه متعادل و توسعه ممکن روستایی، 55/2251 هکتار و 2389 هکتار توسعه متعادل و ممکن صنعتی، و 56/957 هکتار توسعه متعادل کشاورزی آبی است. نتایج ارزیابی توان اکولوژیک در جزیره قشم می تواند به عنوان بستری برای توسعه متعادل کاربری ها و ابزاری برای شناسایی بی تعادلی های موجود به سنجش ظرفیت ها و محدودیت های اکولوژیک منطقه برای توسعه کلان کاربری ها، امکان بهره برداری چندگانه از ظرفیت های قابل برنامه ریزی، شناسایی ملاحظات مخاطرات طبیعی و حساسیت محیط در توسعه کاربری ها در محدوده مورد مطالعه کمک کند.
۱۴۳۴.

تحلیل تحولات بخش مرکزی کلان شهرها با تأکید بر رویکرد یکپارچگی فضایی (مطالعه موردی: منطقه 12 شهرداری تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۵
افزایش جمعیت در شهرهای بزرگ و توسعه شهرنشینی مشکلات متعددی را به وجود آورده است. یکی از مهم ترین مشکلات حجم بالای جمعیت در بخش مرکزی کلان شهرها به دلیل مناسب بودن قمیت زمین و مسکن نسبت به سایر بخش‌های شهر بود. از سوی دیگر در بخش مرکزی بسیاری از کاربری‌ها تغییر پیدا کرد که موجب آشفتگی در سازمان فضایی عناصر شد. ویژگی‌های رویکرد «یکپارچگی فضایی» می‌تواند نقش مهمی در اصلاح مشکلات به وجود آمده در بخش مرکزی و تحولات آن داشته باشد. هدف اصلی پژوهش تحلیل تحولات منطقه 12 در بخش مرکزی تهران با رویکرد یکپارچگی فضایی است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تحلیلی و از نظر روش کیفی- کمی است. جامعه‌ی آماری را 80 نفر از کارشناسان تشکیل می‌دهند. روش نمونه‌گیری غیر احتمالی و از نوع گلوله‌ برفی بوده است. اطلاعات تحقیق از طریق روش کتابخانه‌ای جمع‌آوری‌شده است. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسش‌نامه از نوع سؤالات بسته است. برای تحلیل داده‌ها از مدل دیمتل استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که معیار درجه یکپارچگی و هماهنگی میان سازمان‌های مدیریتی (13A)، فرسودگی کالبدی و ریزدانه بودن بناهای منطقه (12A)، درجه امنیت اجتماعی به دلیل وجود ناهنجاری‌ها (3A) و پیوند فضایی میان سطوح ملی، منطقه‌ای، محلی (7A) نيز چهار معیار نخست در ستون خالص اثرگذاري است و در اين ساختار به طور قطع نفوذكننده در مجموعه سيستم است و تعاملات بيشتري دارد كه به عنوان مهم ترين معیارهای اثرگذار نسبت به سایر عوامل اولويت بندي و رتبه بندي شده است.
۱۴۳۵.

The Nexus of Identity and Stability under Consensus Democracy “The Case of Iraq”(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۹
The relationship between Identity and stability occupies the core of consensus democracy philosophy, as this governance model is designed to ultimately realise stability by addressing societal fragmentation in divided societies. In Iraq, this relationship shapes a complicated trajectory, mainly because the society moved fast from identity politics (transition) to issues politics (post-transition), which turned the consensus democracy itself that succeeded in realising stability in the transition by functioning well in addressing identity-related crises paradoxically into a driver for instability in the post-transition, for its dysfunctionality beyond the identity sphere. This article argues that this dysfunctionality is primarily linked to flaws of Arend Lijphart’s theory of consensus democracy more than problems stemming from the Iraqi context. It reviews and analyses the existing literature on the nexus of identity and stability under consensus democracy, taking Iraq as a case study. As a review article, this research uses the qualitative method; its data are collected from secondary sources. It found that the philosophy of consensus democracy is designed to primarily meet transition demands, which makes rapid societal transformation beyond transition raise bottom-up pressures expressed in new demands that this democracy cannot accommodate, creating a growing gap between the post-transitional social dynamics and the transitional politics, which generates chronic instability. Further research is needed on stabilisation mechanisms in post-transition, as most studies of consensus democracy focus on stability in transition.
۱۴۳۶.

ارزیابی و مقایسه تطبیقی تاب آوری شهری مناطق 5 و 6 کلانشهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۰۷
شهرها به دلیل فشارهای فزآینده جمعیتی، تغییرات شدید کاربری اراضی و توسعه سریع شهرنشینی محل ظهور و بروز مخاطره های طبیعی و انسانی زیادی است؛ از این رو تاب آوری سکونتگاه های گوناگون شهری اهمیت فراوانی دارد که این اهمیت درباره کلانشهرها بسیار بیشتر است؛ از این رو در پژوهش حاضر میزان تاب آوری شهری، اولویت بندی شاخص های تاب آوری و مقایسه وضعیت تاب آوری دربین مناطق 5 و 6 کلانشهر تبریز بررسی شده است. پژوهش حاضر از نظر روش، توصیفی-تحلیلی است و ماهیت توسعه ای-کاربردی دارد. داده های لازم پژوهش با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، بررسی میدانی و ابزار پرسشنامه گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش شامل شهروندان مناطق 5 و 6 کلانشهر تبریز است. حجم نمونه با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روش نمایی گاما معادل 342 نفر برآورد شد. در این پژوهش تعداد 37 شاخص آشکار تاب آوری شهری در قالب 4 شاخص پنهان اجتماعی، اقتصادی، نهادی-مدیریتی و کالبدی-زیرساختی بررسی شد. در این پژوهش شاخص های مکنون با استفاده از آزمون رگرسیون چندگانه در نرم افزار SPSS و شاخص های آشکار براساس آزمون تحلیل عاملی تأییدی در نرم افزار LISREL و نیز براساس درجه اهمیت و تأثیرگذاری اولویت بندی و خلاصه سازی و درنهایت، برای تهیه نقشه شاخص های مؤثر از مدل منطق فازی در محیط GIS استفاده شد. نتایج نشان داد که در تاب آوری منطقه 5 کلانشهر تبریز شاخص پنهان اجتماعی با ضریب بتای 384/0 (83/33 درصد) در رتبه اول و بعد از آن هم شاخص های پنهان کالبدی-زیرساختی، اقتصادی و نهادی-مدیریتی به ترتیب با ضرایب بتای 305/0 (87/26 درصد)، 267/0 (52/23 درصد) و 179/0 (77/15 درصد) در رتبه های دوم، سوم و چهارم اهمیت قرار می گیرد. در منطقه 6 کلانشهر تبریز نیز شاخص پنهان کالبدی-زیرساختی با 528/0 (58/42 درصد) در رتبه اول و بعد از آن هم شاخص های پنهان نهادی-مدیریتی، اجتماعی و اقتصادی به ترتیب با ضرایب بتای 337/0 (18/27 درصد)، 265/0 (37/21 درصد) و 110/0 (87/8 درصد) در رتبه دوم، سوم و چهارم اهمیت قرار می گیرد. همچنین، نتایج نشان داد که بخش های شمال غربی و مرکزی منطقه 5 تبریز به لحاظ تاب آوری وضعیت بهتری داشته است؛ بنابراین در رتبه متوسط رو به بالا قرار می گیرد؛ ولی بخش های جنوبی منطقه 5 تبریز وضعیت بدی به لحاظ تاب آوری دارد. بخش های شمالی منطقه 6 تبریز نیز به لحاظ تاب آوری وضعیت بدی داشته است؛ بنابراین در رتبه متوسط رو به پایین قرار می گیرد؛ ولی بخش های جنوبی و مرکزی منطقه 6 وضعیت بهتری داشته است؛ بنابراین در رتبه متوسط رو به بالا قرار می گیرد.
۱۴۳۷.

مهاجرت بین المللی و پیامدهای مدیریت جمعیت در استان اصفهان: مطالعه نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۰۳
استان اصفهان به عنوان یکی از کانون های مهم جمعیتی در طول دوره های مختلف مقصد انتخابی مناسب برای مهاجرت از استان های همجوار بوده است. امروزه این استان با مسائل بسیار زیادی ناشی از هجوم و ازدیاد جمعیت مواجه است؛ بنابراین محققان در پژوهش حاضر به دنبال بررسی پیامدهای روند مهاجرت منطقه ای به استان اصفهان هستند. در این مطالعه با روش نظریه داده بنیاد فرآیند مهاجرت به استان اصفهان و پیامدهای آن ارزیابی شد. جمع آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه ساخت یافته از نمونه ای 24 نفری و مشاهده های میدانی حاصل شد. یافته ها نشان داد که مهاجرت خارجی به استان اصفهان در اثر عوامل پیچیده و مختلفی ایجاد و تشدید می شود. این عوامل در قالب شرایط علّی، شرایط زمینه ساز و شرایط مداخله ای بررسی شد. این روند مهاجرتی پیامدهای مختلفی دارد که در مقوله های اصلی پیامدهای امنیت اقتصادی، پیامدهای امنیت اجتماعی-فرهنگی و پیامدهای امنیت زیست محیطی شناسایی و استخراج شد. برای مدیریت بهتر مهاجرت خارجی به استان اصفهان نیازمند یک توجه ویژه به پژوهش و آموزش در این حوزه احساس می شود و متناسب با وضعیت روز مهاجرت و نیاز روز جامعه یک بازنگری در قوانین و نظارت باید صورت بپذیرد.
۱۴۳۸.

پایش هوشمند مقره های خطوط انتقال نیرو با استفاده ازتصاویر پهپاد و مدل یادگیری عمیق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۸
خطوط انتقال نیرو، بخش حیاتی شبکه های برق هستند و سلامت آن ها به منظور تامین برق پایدار جامعه ضروری است. مقره ها، به عنوان عایق بین هادی ها نقش اساسی در این شبکه ایفا می کنند و عیوب آن ها می تواند منجر به قطع، اتلاف برق و خطرات جانی شود. پایش و تشخیص به موقع این عیوب، نقشی کلیدی در حفظ پایداری و امنیت شبکه دارد. روش های پایش سنتی خطوط انتقال برق نیز زمان بر و پرهزینه بوده و احتمال وقوع حوادث در این روند بیشتر می شود. پهپاد و پردازش تصاویر هوایی حاصل از آن با استفاده از شبکه های عصبی یادگیری عمیق روشی نوین و کارآمد برای پایش خطوط انتقال برق ارائه می دهد. هدف این پژوهش، غلبه بر چالش های روش های سنتی تشخیص عیوب، مانند زمان بر بودن، پرهزینه بودن و احتمال وقوع حوادث است. همچنین در تحقیق حاضر، روشی نوین بر مبنای  تصویر برداری هوایی و استفاده از وظایف مختلف مدل یادگیری عمیق یولو 8 نانو ، برای پایش و تشخیص عیوب مقره ها در خطوط انتقال نیرو ارائه می شود. در روند این پژوهش مدل یادگیری عمیق طی دو مرحله با در نظر گرفتن دو کلاس سالم و معیوب و سه کلاس سالم، شکستگی و آرک زدگی آموزش داده شده که دقت 92.6% در وظیفه تشخیص و دقت 98.9% در وظیفه طبقه بندی با دو کلاس و دقت کل 93.9% به منظور تشخیص مقره در تصویر و دقت 99.2% به منظور طبقه بندی تصاویر در سه کلاس مقره سالم، مقره شکسته و آرک زدگی مقره برای مدل یولو 8 حاصل شده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که روش پیشنهادی مبتنی بر تصویربرداری هوایی با استفاده از مدل های عمیق یولو 8 ، روشی دقیق، کارآمد و مقرون به صرفه برای پایش و تشخیص عیوب مقره ها در خطوط انتقال برق است. این روش در مقایسه با روش های سنتی پایش مقره ها، از مزایای قابل توجهی از جمله دقت بالا، سرعت بالای پردازش، قابلیت اطمینان بیشتر و هزینه عملیاتی پایین تر برخوردار است.
۱۴۳۹.

نقش شهرداری ها در شکل گیری امنیت اجتماعی و شهروندی در سکونتگاه های غیررسمی؛ مطالعه موردی: اسلام آباد زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۴
زمینه و هدف: سکونتگاه های غیررسمی به عنوان یکی از جلوه های فضایی فقر و نابرابری، تهدیدی جدی برای امنیت اجتماعی شهرها به شمار می روند. این سکونتگاه ها در واقع نخستین پیامد نابرابری و فقر شهری هستند که آثار منفی قابل توجهی بر امنیت اجتماعی شهر بر جای می گذارند.از منظر حقوقی، شهرداری ها به عنوان اصلی ترین نهادهای مدیریت شهری در کشور نقش محوری دارند. با این حال، به دلیل نبود پارادایم مدیریت یکپارچه شهری و وجود شکاف های نهادی و عملکردی، شهرداری ها از ابزارهای امنیت سخت مانند نیروی پلیس و قدرت قهریه بی بهره اند. با این وجود، نحوه طراحی و توسعه فضاهای شهری، به کارگیری عناصر افزایش دهنده امنیت مانند روشنایی، دید و منظر شهری، حضور چشم خیابان، تراکم های ساختمانی متعادل و همچنین حفظ هویت محله ها و میراث شهری، از عوامل مهم در شکل گیری هویت شهروندی در سکونتگاه های غیررسمی محسوب می شوند. روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام شده است. داده ها به روش نمونه گیری تصادفی ساده از ساکنان محله جمع آوری و بر اساس طیف پنج سطحی لیکرت سنجیده شده اند. یافته ها: نتایج تحقیق نشان می دهد که متغیرهای مستقل عملکرد شهرداری شامل تراکم ساختمانی، روشنایی معابر و سایر عوامل محیطی بر متغیر وابسته تحقیق یعنی امنیت اجتماعی-شهروندی تأثیر معناداری دارند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، اعمال «تبعیض مثبت» توسط شهرداری به نفع ساکنان مناطق حاشیه ای نه تنها برای این گروه، بلکه برای امنیت و منافع کل شهر سودمند خواهد بود. این رویکرد که در دولت های رفاه و لیبرال نیز مرسوم است، می تواند به عنوان راهکاری مؤثر در مدیریت سکونتگاه های غیررسمی مورد توجه قرار گیرد
۱۴۴۰.

مقایسه پتانسیل و شدت فرسایش بادی اراضی زراعی و غیر زراعی دشت مختاران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۰
فرسایش خاک از مهمترین فاکتورهای عدم توسعه مناطق خشک و نیمه خشک محسوب می گردد. برای انجام اقدامات مدیریتی و اجرایی کنترل و کاهش آثار سوء فرسایش بادی بایستی پتانسیل فرسایش و عوامل موثر بر آن شناخته شود. در این تحقیق حوضه آبخیز مختاران به عنوان یکی از مهمترین آبخوان های استان خراسان جنوبی به مساحت 242701 هکتار انتخاب و پتانسیل فرسایش بادی اراضی زراعی و غیر زراعی با استفاده از قابلیتها و امکانات نرم افزار9.3 ArcGIS تعیین شده است. برای این هدف ابتدا با توجه به بازدیدهای میدانی، تصاویر ماهواره لندست و گوگل ارث، کاربری اراضی و مورفولوژی مناطق تحت تأثیر فرسایش بادی مشخص گردید. سپس کلیه پارامترهای مرتبط با فرسایش بادی در اراضی زراعی و غیر زراعی از قبیل خصوصیات مورفولوژی، زمین شناسی، کاربری اراضی، خاک و باد با توجه به نقشه های پایه، بازدیدهای میدانی، مصاحبه با جوامع محلی و نمونه برداری و تجزیه و تحلیل آن تعیین شد. در نهایت پتانسیل فرسایش بادی این اراضی برای هر واحد ژئومورفولوژیکی با استفاده از مدل IRIFR  محاسبه گردید. نتایج نشان داد که درجه پتانسیل رسوبات بادی و حجم آن در اراضی زراعی به مراتب کمتر از اراضی غیر زراعی است.  نتایج ارزیابی پتانسیل فرسایش اراضی زراعی نشان داده است اراضی دیم زار نسبت به اراضی آبی و باغات پتانسیل فرسایش بیشتری دارد و از نظر شدت فرسایش این اراضی در کلاس فرسایش پذیری متوسط و کمتر قرار می گیرد. همچنین در بین اراضی غیر زراعی، رخساره اراضی شنی هموار و منطقه پخش سیلاب دارای بیشترین و رخساره نهشته های بستر مسیل کمترین درجه پتانسیل رسوبدهی بادی را دارد. از نظر حجم کل رسوبات بادی با توجه به مساحت، رخساره منطقه پخش سیلاب بیشترین و رخساره نهشته های بستر مسیل کمترین مقدار را به خود اختصاص داده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان