ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۸۱ تا ۱٬۴۰۰ مورد از کل ۳۵٬۸۴۰ مورد.
۱۳۸۱.

تبیین اثرات هویت فرهنگی و اجتماعی توسعه گردشگری روستایی بر جوامع محلی (مطالعه موردی: شهرستان بافت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۶
توسعه گردشگری روستایی  به عنوان یکی از مهم ترین راهبردهای توسعه پایدار در نواحی روستایی، تأثیرات گسترده ای بر ابعاد مختلف اجتماعی و فرهنگی جوامع بومی دارد. در حالی که گردشگری می تواند فرصتی برای تقویت و احیای هویت فرهنگی محلی، معرفی ارزش های فرهنگی به گردشگران و تقویت ارتباطات بین المللی فراهم آورد، از سوی دیگر، ممکن است باعث تغییرات قابل توجهی در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی جوامع بومی شود. فرآیند جهانی شدن، ورود فرهنگ های خارجی، و تغییر در روابط اجتماعی و اقتصادی می توانند به تضعیف هویت فرهنگی و انزوای اجتماعی منجر شوند. هدف پژوهش بررسی آثار هویت فرهنگی، اجتماعی  توسعه گردشگری روستایی برجوامع محلی شهرستان بافت است. پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و دارای ماهیت توصیفی و تحلیلی است و از نظر روش، در گروه پژوهش های کمی قرار دارد جامعه آماری، 2512خانوار روستاهای شهرستان بافت می باشد که بر پایه فرمول کوکران، 333 خانوار با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامه ای بود که روایی آن از طریق آلفای کرونباخ بررسی شد (9/0) تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و   LISRELانجام شد. به منظور بررسی برازش مدل اندازه گیری سازه اثرات گردشگری بر هویت فرهنگی ، اجتماعی، داده های گردآوری شده با نرم افزار لیزرل و با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان دهنده بیشترین تأثیر بر بعد فرهنگی اعتلای فرهنگی، بوده است. به علاوه بیشترین اثرات در بعد اجتماعی تعلق مکانی و مشارکت اجتماعی تأثیر گذار بوده است. همچنین یافته های پژوهش نشان داد شاخص های نیکویی برازش مطلق (93/0AGFI= 92/0GFI)  تطبیقی (92/0 NNFI = و 93/0CFI)  و مقتصدد (040/0=  RMSEA و 52/1=  X2/df) برازش عالی و مناسب مدل اندازه گیری اثرات فرهنگی اجتماعی بر گردشگری روستایی را با داده های مشاهده شده؛ تأیید نمودند. علاوه بر این نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داده است.
۱۳۸۲.

تحلیل رابطه مؤلفه های هوش تجاری بر ارزش طول عمر مشتری در صنعت هتل داری(مطالعه موردی: هتل های شهر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۸
ارزش طول عمر مشتری (CLV) یکی از شاخص های کلیدی در مدیریت و بازاریابی است که برای ارزیابی سود آوری مشتریان در طول دوره تعامل آن ها با سازمان استفاده می شود. با این حال، فرمول های رایج CLV قادر به محاسبه دقیق میزان طول عمر مشتریان در تمامی سازمان ها نیستند و صنعت هتل داری نیز از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل، شناسایی شاخص هایی که بتوان ارتباط آن ها را با CLV برقرار کرد، اهمیت ویژه ای دارد. در همین راستا، مفهوم هوش تجاری (BI) به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی صنعت هتل داری مطرح است، چرا که نقشی اساسی در تصمیم گیری های دقیق تر و تحلیل داده های مشتریان ایفا می کند. این پژوهش با رویکردی نو آورانه، به بررسی رابطه بین CLV و BI پرداخته است. هوش تجاری شامل مؤلفه هایی نظیر تصمیم گیری کارآمد، ایجاد مزایای رقابتی، افزایش بهره وری و کاهش اتلاف زمان بوده و مفهوم یکپارچه CLV نیز با رویکرد مؤلفه های پایه، رشد، یادگیری و شبکه مورد تحلیل قرار گرفته است. روش تحقیق از نوع توصیفی-پیمایشی و از لحاظ هدف، کاربردی در نظر گرفته شده است. برای تحلیل داده ها از روش های همبستگی و رگرسیون بهره گرفته شده و ابزار های مورد استفاده شامل پرسشنامه محقق ساخته برای هوش تجاری و پرسشنامه استاندارد برای ارزش طول عمر مشتری بوده اند. اعتبار پرسشنامه ها توسط خبرگان تایید شده و پایایی آن ها بر اساس آلفای کرونباخ (به ترتیب 0.94 و 0.95) ارزیابی شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 80 نفر از کارکنان چهار هتل شهر همدان بوده است. نتایج رگرسیون چند گانه نشان می دهد که مولفه "ایجاد مزایای رقابتی" بیشترین اثر را بر افزایش CLV دارد. این یافته ها تایید می کنند که هوش تجاری نقشی کلیدی در پیش بینی و افزایش CLV ایفا می کند. هتل هایی که از هوش تجاری برای ارائه خدمات متمایز و بهینه سازی فرآیند های خود بهره می- برند، موفقیت بیشتری در حفظ مشتریان دارند. بنابراین، مدیران هتل ها باید تمرکز ویژه ای بر مولفه "ایجاد مزایای رقابتی" داشته باشند تا وفاداری مشتریان را تقویت کرده و درآمد بلند مدت سازمان خود را بهبود بخشند.
۱۳۸۳.

بازآفرینی فضای معماری از یاد رفته، طرحی برای توسعه معماری پایدار (نمونه موردی: فضاهای صنعتی در تبریز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۰
با افزایش آگاهی نسبت به چالش های زیست محیطی و ضرورت حرکت به سمت توسعه پایدار، بازآفرینی و بازیافت فضاهای معماری از یاد رفته به عنوان یکی از راهکارهای مهم مطرح شده است. این فرآیند نه تنها به کاهش نیاز به تخریب و ساخت وساز جدید منجر می شود، بلکه فرصت هایی برای حفظ هویت تاریخی، بهینه سازی مصرف منابع و تقویت تعاملات اجتماعی فراهم می آورد. در این میان، بازآفرینی فضاهای صنعتی فراموش شده می تواند نقش بسزایی در احیای بافت های فرسوده و گسترش معماری پایدار داشته باشد. هدف این پژوهش، ارائه الگویی عملی و بومی برای بازآفرینی فضاهای صنعتی متروک تبریز است که بتواند ضمن توجه به شرایط اقلیمی و فرهنگی منطقه، به توسعه پایدار شهری و معماری پایدار کمک کند. این تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و کاربردی است که با استفاده از روش های ترکیبی (کیفی و کمی) انجام شده است. نتایج تحقیق نشان داد که یکی از مهم ترین چالش های پیش روی بازآفرینی فضاهای صنعتی، تغییر نگرش جامعه و سیاست گذاران شهری است. برای رفع این چالش، پژوهش به ارائه راهکارهایی مانند افزایش آگاهی عمومی، تصویب قوانین حمایتی و برگزاری کارگاه های آموزشی پرداخته است. این راهکارها بر اساس مدل مفهومی ارائه شده، قابل اجرا و تطبیق پذیر در دیگر شهرهای با شرایط مشابه است.
۱۳۸۴.

اثر ساختار و عملکرد فضاهای شهری در زون بندی نوین اقلیمی، مطالعه موردی: منطقه شهری اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۹
شهرها فضاهایی با غلبه مناظر ساختمانی با ویژگی های هندسی، پوششی و جریان های آیرودینامیکی مشخص هستند که شرایط اقلیمی متنوعی را به نمایش می گذارند. تنوع بالای پوشش های سطحی، موزاییکی از اقلیم ها را در مقیاس های محلی و خرد ارائه می دهد. برای شناسایی و طبقه بندی این اقلیم ها، ابزارها و روش های مدرن موردنیاز است. نقشه زون اقلیم محلی یک روش نوین برای طبقه بندی مناطق اقلیم شهری است که به شناسایی جزایر گرمای شهری تأکید دارد. در این مطالعه از تصاویر ماهواره لندست 8 سال 2023 و ماه های می، ژوئن، آگوست و نوامبر برای طبقه بندی زون های اقلیم محلی شهر اردبیل استفاده شد. در فرایند پردازش و تولید نتایج، برنامه ها و ابزارهای متنوعی برای پیش پردازش و پردازش تصاویر، نمونه گیری زون های اقلیمی و طبقه بندی و تحلیل های عددی استفاده گردید. پس از انجام پردازش های لازم، نقشه اقلیم محلی شهر اردبیل با 14 طبقه اقلیمی استخراج شد. نتایج این تحقیق نشان داد که بیشترین طبقه اقلیم محلی شهر اردبیل مربوط به طبقات LCZ2 و LCZ3 است که شامل محلاتی با بافت ساختمانی متراکم و ارتفاع متوسط و کوتاه می باشد. وجود دریاچه شورابیل و فضاهای سبز پیرامون آن در محدوده شهر با محیط هفت کیلومتری، اضافه بر نقش تفرجی، ظرفیت بالایی در خنک کنندگی فضای شهری اردبیل دارد. تراکم ساختمانی و سازه های انسانی با رویه های بتونی و آسفالتی نفوذناپذیر باعث کاهش پوشش گیاهی و پتانسیل جابجایی و تهویه طبیعی هوا شده که همراه با افزایش انتشار گرمای ناشی از فعالیت انسانی، منجر به تشدید ظرفیت شکل گیری جزیره گرمای شهری در مناطق مرکزی شهر می شود.
۱۳۸۵.

سنجش شاخص های حق به شهر: تبعیض های جنسیتی در فضاهای شهری اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۳۹
شهروندان نقش آفرینان اصلی شهر هستند و برخورداری افراد از فضاهای شهری حق به شهر آنان را تعیین می کند. عوامل متعددی بر حق شهروندان از شهر تأثیر دارند، که فضاهای شهری و جنسیت از مهم ترین آن ها می باشند. در این پژوهش نمونه 680 نفری از شهر اهواز گردآوری شد و از آن ها در مورد شاخصه های حق به شهر مانند تخصیص فضا، حق امنیت، مشارکت در مدیریت شهر، و حمایت اجتماعی به کمک پرسشنامه ای محقق ساخته، پرسش گردید. از تحلیل تناظر و همچنین واریانس چند متغیری دوراهه برای تحلیل داده ها استفاده گردید. یافته ها نشان داد که منطقه 2 و 3 شهری اهواز از لحاظ حق به شهر در طیف برخوردار، مناطق 1 و 4 در طیف نیمه برخوردار، و مناطق 5، 6، 7، 8 در طیف محروم قرار گرفته اند. جنسیت عامل تعیین کننده ای در حق به شهر اهواز است، به طوری که میانگین حق به شهر زنان 5/22 و برای مردان 36 محاسبه شد. فضاهای سکونتی نیز در کاهش یا افزایش حق به شهر تاثیرگذار هستند به طوری که میانگین حق به شهر مناطق برخوردار به اندازه 30 واحد بیشتر از مناطق محروم می باشند. جنسیت، تفاوت فردی تعیین کننده ای برای حق به شهر در شهروندان اهوازی است، بنابراین سیاست گذاران و طراحان شهری می بایست به تفاوت های فردی از جمله جنسیت توجه کرده و  برای تخصیص مناسب فضا، امن سازی ، و افزایش مشارکت های شهری برنامه ای مشخص داشته باشند. همچنین به طراحی بهتر فضاها، حمایت از شهروندان، و مدیریت بهینه به منظور تقسیم عادلانه فضای شهری اهواز بر اساس جنسیت بپردارند.
۱۳۸۶.

تحلیلی بر نقش رسانه در ابعاد فرهنگی و اجتماعی روستائیان با تأکید بر شبکه استانی (نمونه موردی: بخش مرکزی شهرستان هامون)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۷۸
امروزه، رسانه ها نقش بسیار پررنگی در سبک زندگی و تغییر فرهنگ مردم به ویژه نواحی روستایی دارند. یکی از این رسانه های تأثیرگذار تلویزیون است. هدف این پژوهش، بررسی نقش رسانه به ویژه شبکه استانی هامون در ارتقای سطح توسعه فرهنگی و اجتماعی بخش مرکزی شهرستان هامون می باشد. جامعه آماری پژوهش96 روستای واقع در بخش مرکزی شهرستان هامون است که 27545 نفر (7096 خانوار) جمعیت دارد. جامعه نمونه، متشکل از 5 روستای ابراهیم آباد، بهرام آباد، دک دهمرده، سیاه پشته، فیروزه ای و سکوهه می باشد که با دارا بودن812 خانوار روستایی و به لحاظ دسترسی به رسانه ملی و شبکه استانی هامون و همچنین دریافت کامل سیگنال، از موقعیت مناسبی نسبت به دیگر روستاها این بخش برخوردارند. حجم نمونه براساس فرمول کوکران 260 نفر تعیین گردید و انتخاب نمونه، متناسب با جمعیت روستاها به صورت تصادفی صورت گرفت. در این پژوهش، از روش های آمار توصیفی برای توصیف داده ها و آمار استنباطی نیز جهت تحلیل از آزمون های؛ تی تک نمونه ای، همبستگی پیرسون و آزمون رتبه بندی فریدمن استفاده شده است. نتایج نشان داد، از نظر پاسخگویان، شبکه استانی هامون با میانگین 14/3 و انحراف معیار 33/0 نقش زیادی در ارتقای توسعه فرهنگی و اجتماعی روستائیان منطقه دارد. همچنین میزان رضایت مندی ساکنین از فعالیت شبکه هامون با میانگین 88/2 و انحراف معیار 17/0 از سطح پایینی برخوردار است. نتایج آزمون همبستگی نشان داد که بین نقش شبکه هامون در ارتقای توسعه فرهنگی و اجتماعی و همچنین میزان رضایتمندی ساکنین از فعالیت شبکه، همبستگی مثبت و مستقیمی برقرار است، به گونه ای که با افزایش نقش شبکه در ارتقای توسعه، میزان رضایت مندی ساکنین نیز افزایش پیدا می کند؛ بنابراین این شبکه می تواند در ارتقای توسعه فرهنگی و اجتماعی روستاییان منطقه مورد مطالعه تأثیر زیادی داشته باشد به شرطی که برنامه های شبکه استانی، متناسب با فرهنگ و آداب و رسوم روستاییان باشد.
۱۳۸۷.

بررسی میزان جابجایی سطح زمین ناشی از زمین لرزه با استفاده از تداخل سنجی راداری: مطالعه موردی استان ایلام و گسل پیشانی کوهستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۲۴
یکی از مهمترین اثرات زمین لرزه ها، جابه جایی سطح زمین است که نقش عمده ای در ایجاد خسارات جانی و مالی ایفا می کند. شهرستان دهلران در بخش جنوبی استان ایلام یکی از مناطقی است که همواره تحت تأثیر زمین لرزه های کوچک و بزرگ قرار دارد. در این راستا، 10 تصویر راداری ماهواره Sentinel-1A قبل و بعد از زمین لرزه ها برای تحلیل میزان پایین رفتگی و بالا آمدگی در شهرها، سدها و مناطق اطراف استفاده شد. برای اعتبارسنجی نتایج جابه جایی سطح زمین، ارزیابی همدوسی پیکسل ها انجام شد که نشان دهنده دقت بالا در اندازه گیری های تداخل سنجی بود. نتایج نشان داد که نواحی شمالی شهرستان دهلران دچار پایین رفتگی شده و نواحی جنوبی بیشتر دچار بالا آمدگی گردیده اند. جابه جایی های ناشی از زمین لرزه های با بزرگای بالای 4 ریشتر در منطقه به صورت جابه جایی های سانتی متری ثبت گردید. این مطالعه نشان می دهد که حتی زمین لرزه های کوچک می توانند آسیب های جبران ناپذیری در این منطقه ایجاد کنند. یافته های این تحقیق می تواند برای شناسایی مناطق پرخطر و کم خطر به منظور کاهش خسارات در پروژه های شهرسازی، سدسازی و نفت و گاز مفید واقع گردد.
۱۳۸۸.

Explaining the Criteria for Sustainable Development of University Campuses with an Emphasis on Environmental Values: A Case Study of the Central Campus of Shahrood University of Technology(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۹۸
Nowadays, due to increasing global environmental problems and challenges, the implementation of sustainable development concepts in various aspects related to university campuses has become critically important. In addition to their role in education and awareness, university campuses are considered small-scale cities that have significant direct and indirect effects on the environment due to their large size, multiple buildings, high population density, and complex activities. Moreover, the university, as a major educational institution, bears significant responsibility for planning and adopting effective strategies in implementing environmentally friendly programs, using renewable and sustainable resources, supporting clean energy, and preserving the environment. As awareness grows regarding the environmental impact of universities, they are expected to promote a development model that aligns with environmental safety, biodiversity, ecological balance, and intergenerational equity. The purpose of this research is to enhance the sustainability level of university campuses with an emphasis on environmental values. This study is both qualitative and quantitative, with the Central Campus of Shahrood University of Technology selected as the case study. It is a descriptive-survey in terms of nature and methodology and applied in terms of purpose. Data collection was carried out through both documentary (library) and case study methods. The theoretical framework and background information were gathered via a documentary approach, using scientific and research articles, books, and other credible domestic and international sources. In the case study phase, data were collected through questionnaires, interviews, and observations. The collected data were analyzed using SPSS 28 and AMOS 24 software. The results showed that most indicators of environmental sustainability on the central campus—including energy conservation, sustainable materials, waste separation and recycling, rainwater collection and storage, smart energy and water equipment, building greenness, bicycle use, water features, utilization of natural energy, waste reuse, and clean fuels—are currently in an unfavorable condition. Improving these indicators, based on the data analysis, can significantly enhance the environmental sustainability of the university campus. Accordingly, several solutions are proposed to develop sustainability in university campuses grounded in environmental values.      
۱۳۸۹.

شناسایی عوامل و پیشران های مؤثر بر توسعل گردشگری در مقالات منتشرشده با رویکرد آینده نگاری در ایران با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۳
رشد و توسعه گردشگری به عوامل و متغیرهای مختلفی وابسته است که از یکدیگر متأثر می شوند. گام نخست برای برنامه ریزی توسعه گردشگری شناخت عوامل و نیروهای تأثیرگذار در آن و تحولات آینده این صنعت است. بدین منظور، پژوهش های داخلی متعددی با هدف شناسایی عوامل و پیشران های مؤثر بر توسعه گردشگری با روش های آینده نگاری انجام شده است. هدف از این پژوهش شناسایی و طبقه بندی عوامل و پیشران های مؤثر بر توسعه گردشگری در ایران با استفاده از روش فراترکیب در ابعاد شهری و منطقه ای است. واحد تحلیل در این پژوهش مقاله های علمی فارسی زبان با نمونه مطالعاتی داخلی است که در پایگاه های اطلاعاتی نورمگز، مگیران، اس آی دی و آی اس سی، پرتال جامع علوم انسانی و سیویلیکا در دوره زمانی 1395 تا 1402 منتشر شده اند. با جست وجو در پایگاه های علمی گوناگون، ابتدا 79 مقاله به دست آمد که با استفاده از برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی (CASP) میزان روایی این مقالات بررسی شد و درنهایت به 60 مقاله کاهش یافت. برای تجزیه و تحلیل مقالات منتخب از الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو استفاده شده است. عوامل و پیشران های استخراج شده شامل 46 مفهوم است که در پنج مؤلفه مدیریتی، اجتماعی   فرهنگی، اقتصادی، خدماتی و کالبدی   زیست محیطی دسته بندی شده اند. در بین عوامل، عامل امنیت گردشگران در منطقه، و افزایش سرمایه گذاری در این بخش دارای بیشترین فراوانی است. پژوهشگران، مدیران و تصمیم گیرندگان حوزه گردشگری کشور می نوانند عوامل و پیشران های شناسایی شده در این پژوهش را برای برنامه ریزی و توسعه این صنعت مدنظر قرار دهند.
۱۳۹۰.

مسیریابی بهینه راه آهن گرگان-مشهد بر پایه ی معیارهای اکولوژیک و اقتصادی- اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۱
امروزه با توجه به افزایش جمعیت و افزایش هزینه های توسعه شبکه جاده ای برای استفاده از وسایل نقلیه شخصی و پیامدهای منفی آن، توسعه سیستم های حمل ونقل عمومی مانند راه آهن یک راه حل اصولی برای شهرهای بزرگ محسوب می شود. هدف از انجام این تحقیق تعیین کوتاه ترین مسیرهای بهینه بر پایه معیارهای اکولوژیک و اقتصادی - اجتماعی برای راه آهن گرگان – مشهد در محدوده استان گلستان و ارزیابی پیامدهای مثبت و منفی حاصل از اجرای این پروژه برای انتخاب مسیری که کم ترین تأثیرات منفی را برای محیط زیست دارد، است. در این پژوهش برای تعیین مسیر بهینه راه آهن گرگان – مشهد از تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره و الگوریتم کم هزینه ترین مسیر استفاده شد. برای این منظور ابتدا پارامترهای تأثیرگذار در تعیین مسیر شناسایی و پس از استانداردسازی و وزن دهی، در محیط نرم افزار Idrisi نقشه هزینه تجمعی تولید و سپس با الگوریتم کم هزینه ترین مسیر، مسیرهای بهینه تعیین شد. در نهایت مقایسه و ارزیابی مسیرها انجام شد. مسیرهای به دست آمده با استفاده از الگوریتم کوتاه ترین مسیر به ترتیب مسیر (1) 197 کیلومتر، مسیر (2) 177 کیلومتر، مسیر (3) 164 کیلومتر است. نتایج ارزیابی مسیر شماره 1 نشان می دهد که میانگین حداقل فاصله از رودخانه 308 متر، فاصله از مناطق تحت حفاظت 13505 متر، میانگین فاصله از مناطق مسکونی 2552 متر، فاصله از گسل 6176 متر، میانگین ارتفاع 259 متر و میانگین شیب 7/8 درصد می باشد. بنابراین با توجه به نتایج ارزیابی مشخص شد مسیر (1) علی رغم اینکه طولانی تر است ولی تأثیرات منفی کم تری به محیط اطراف وارد می کند؛ بنابراین مسیر شماره 1 در طولانی مدت ازنظر هزینه های محیط زیستی مقرون به صرفه تر و کم خطرتر است. نتایج نشان می دهد با توجه به اینکه فرآیند مسیریابی کاری پیچیده است اما می توان با استفاده از GIS، روش های ارزیابی چندمعیاره و الگوریتم کم هزینه ترین مسیر، مسیرهای مناسبی را که طبق اصول محیط زیستی طراحی شده اند را به دست آورد.
۱۳۹۱.

مدیریت حفظ یا حذف گسترش و چیرگی گیاهان چوبی در قلمرو مراتع زاگرس مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: پدیده گسترش و غالبیت گیاهان چوبی به عنوان یک تهدید جهانی برای زیست بوم های علفزار، گیاهان و حیوانات و مردم وابسته به آن ها ظهور پیدا کرده است. اثرات گسترش و غالبیت گیاهان چوبی با توجه به ویژگی ها و فرایندهای اکوسیستم به طور عمده ای تاثیرات متفاوتی دارد. روش شناسی تحقیق: اخیرا مدیریت گیاهان چوبی مورد توجه محققان، برنامه ریزان و دست اندرکاران منابع طبیعی قرار گرفته است. این مطالعه با مرور منابع مرتبط با پدیده گسترش و چیرگی گیاهان چوبی به جمع بندی در زمینه مدیریت حفظ یا حذف آن در قلمرو مراتع زاگرس مرکزی می پردازد. قلمرو جغرافیایی پژوهش: حذف گیاهان چوبی در سطح جهانی برای بازگرداندن پوشش گیاهان علفی مراتع به منظور افزایش تولید آن ها برای دام استفاده می شود. با این حال، هنوز بحث های قابل توجهی در زمینه اثربخشی برنامه های مختلف حذف وجود دارد و بررسی دقیقی از اثرات حذف بر فرایندهای اکوسیستم صورت نگرفته است. این امر، امکان ارائه توصیه های مبتنی بر اصول اکولوژیک در خصوص مناسب ترین شیوه مدیریت گسترش و غالبیت گیاهان چوبی را محدود کرده است. یافته ها: نتایج مطالعات نشان داده اند حفظ گیاهان چوبی گسترش یافته، کارکردها، کالاها و خدماتی را برای اکوسیستم های طبیعی ایجاد می کنند که جوامع بهره بردار محلی می توانند از مزایای این پدیده منتفع شوند. با این وجود، حذف گیاهان چوبی به شدت وابسته به شرایط محیطی و ویژگی های گیاهان چوبی است. حذف گیاهان چوبی وابسته به شرایط محیطی تأثیر ماندگار کمتری دارد و از نظر اکولوژیکی در درازمدت اثرات حذف آن ها مطلوب نیست. نتیجه گیری: جمع بندی مطالعات نشان می دهد گسترش گیاهان چوبی از پدیده های نوظهور می باشد که با توجه به شرایط اقلیمی و تغییر اقلیم و سایر عوامل تاثیرگذار محلی، تغییراتی در اکوسیستم ها ایجاد می نماید. در این راستا، حفظ گیاهان چوبی و انتخاب نوع روش حذف و پاسخ اکوسیستم به آن، با توجه به نتایج احتمالی، می بایست مدنظر قرار گیرد. بطورکلی، می توان ادعا کرد  با توجه به ویژگی های گونه های چوبی و شرایط محیطی اعم از نوع گونه غالب و زمینه اکولوژِیک و حتی وضعیت اجتماعی-اقتصادی روش های مختلف مدیریتی می تواند متغیر و متفاوت باشد. در این راستا، رخداد پدیده گسترش و غالبیت گیاهان چوبی در قلمرو مراتع زاگرس مرکزی توجه این مولفه ها را ضروری کرده است.
۱۳۹۲.

نقش سرمایه فرهنگی در ارتقاء احساس امنیت اجتماعی زنان در شهر دره شهر

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۹
زمینه و هدف: امنیت اجتماعی مفهومی چند بعدی و پیچیده است که به طور مستقیم بر روند توسعه و تعالی هر جامعه تأثیر می گذارد. بی تردید، هیچ عاملی در پیشبرد فرآیند پیشرفت، توسعه و تکامل جوامع و نیز در شکوفایی استعدادهای فردی و جمعی، مهم تر از ایجاد و تقویت احساس امنیت و تأمین آرامش در بستر اجتماعی نیست. از این رو هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین سرمایه فرهنگی و احساس امنیت اجتماعی در میان زنان ساکن شهر دره شهر است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر کمی و از نوع پیمایشی است. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ای بود که بر روی نمونه ای ۳۶۵ نفری از زنان ۱۹ سال به بالا با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای اجرا شد. تحلیل داده ها با نرم افزارهای SPSS وSmart PLS  انجام گرفت. یافته ها و نتایج: یافته ها نشان داد که میانگین احساس امنیت اجتماعی در میان زنان متوسط رو به پایین است. همچنین، سرمایه فرهنگی و ابعاد آن (تجسم یافته، عینیت یافته و نهادی) با احساس امنیت اجتماعی رابطه معنادار و مثبتی دارند. بر اساس یافته ها، احساس امنیت اجتماعی با وضعیت تأهل، اشتغال و میزان تحصیلات تفاوت معناداری دارد، اما با متغیر سن رابطه ای معناداری مشاهده نشد. سرانجام، نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای مستقل توانسته اند ۲۴ درصد از تغییرات احساس امنیت اجتماعی زنان را تبیین کنند. توصیه می شود سیاست گذاران و مدیران محلی با تقویت سرمایه فرهنگی زنان، از طریق توسعه فرصت های آموزشی، فرهنگی و مشارکت اجتماعی، زمینه ارتقای احساس امنیت آنان را فراهم کنند.
۱۳۹۳.

فراتحلیل کیفی پژوهش های مرتبط با مناسبات هیدروپلیتیک ایران و عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۱۸۴
آب، منبعی راهبردی و کمیاب است که طی سال های اخیر متاثر از متغیرهای مختلف ملی و فراملی به شدت محدود شده و حوزه های امنیت، ثبات، توسعه و رفاه در کشورها را به شدت متاثر ساخته است. اثرگذاری بالای آب در حوزه های یاد شده آب را در کانون سیاست خارجی و مناسبات هیدروپلیتیک بسیاری از کشورها از جمله جنوب باختری آسیا قرار داده است. در سال های اخیر، به رغمِ طرحِ مسئلهِ بحرانِ آب و نقش آن در مناسبات دو کشور ایران و عراق در محافل علمی، سیاسی و رسانه ای، همچنان ابعاد این مسئله ناشناخته مانده و تفسیرهای متفاوتی از آن به دست داده اند. پژوهش حاضر که ماهیت کاریردی دارد و درون دادهای مورد نیاز آن به روش کتابخانه ای گرداوری شده با هدف دستیابی به شناختی کیفی درباره ابعاد و زوایای مناسبات هیدروپلیتیک ایران و عراق، بر آن است که افزون بر مشخص کردن ویژگی های محتوایی و روش شناختی، خلاهای پژوهشی موجود در این زمینه را با روش فراتحلیل کیفی شناسایی کند. این پژوهش با بهره گیری از روش فراتحلیل کیفی، 34 پژوهش انجام شده در بازه زمانی 1402- 1384 در قالب مقالات علمی-پژوهشی داخلی، پایان نامه و مقالات موجود در فصلنامه های معتبر بین المللی را بررسی کرده است. نتایج پژوهش نشان داد که مطالعه جامعی انجام نشده است که ابعاد گوناگون مناسبات هیدروپلیتیک ایران و عراق را بررسی و واکاوی کرده باشد. در این خصوص نبود داده های دقیق و واقعی و ضعف مبانی نظری-معرفتی پژوهش از کاستی های پژوهش های انجام شده در زمینه مناسبات دو کشور است.
۱۳۹۴.

زمین گاه نگاری پیدایش اشکال ژئومورفولوژی در قلمروهای کوهستانی به روش سازندی - ساختاری (مطالعه موردی: غار کرفتو، استان کردستان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۸۲
با توجه به ویژگی های منحصربه فرد غار کرفتو، به نظر می رسد می توان از آن به عنوان مطالعه موردی مناسبی در راستای شناخت فرایند کارست زایی و تأثیرپذیری آن از شرایط زمین شناختی بهره گرفت. این پژوهش دو هدف را می تواند محقق نماید، در وهله اول فرایند زمین شناسی مؤثر در تشکیل غار کرفتو و گستردگی آن را مشخص کرده و در وهله دوم گاه نگاری و تعیین محدوده زمانی شکل گیری آن را در ارتباط با دوره ها و اعصار زمین شناسی دیرینه در تاریخ زمین امکان پذیر نماید. شواهد زمین شناسی شامل حضور گسل های اصلی و فرعی در محدوده غار کرفتو، آثار عملکرد گسلی در دیواره پرتگاهی بیرونی و در فضاهای درونی غار و نحوه توسعه یافتگی طبیعی آن نشان دهنده آن است که غار مذکور از نوع ساختاری و مرتبط با عملکرد شبکه گسلی موجود در محل است. قطع شدگی واحدهای بالایی سازند قم توسط شبکه گسلی مذکور و ادامه نیافتگی آن در واحدهای پلیوکواترنری گاه نگاری و تعیین سن آن را «بروش نسبی» یا «روش سازندی - ساختاری» امکان پذیر کرده است. ازآنجایی که شبکه گسل های مذکور واحد آهکی پایانی از سازند قم را قطع نموده اند و در واحدهای پلیوسن - کواترنری ادامه ندارند به نظر می رسد سن عملکرد آن ها مربوط به تأثیر گام کوه زایی استرین در ابتدای عصر میوسن میانی و اشکوب لانگین است و در نتیجه فرایند اصلی تشکیل غار پس از وقوع آن ها شروع شده باشد، لذا سن حداکثری تشکیل غار را می توان به این مقطع زمانی مربوط دانست و از طرف دیگر، سن حداقلی آن را به پلیوسن آغازی نسبت داد. 
۱۳۹۵.

شناسایی و اولویت بندی عوامل شکل دهنده یادگیری سازمانی با رویکرد مسئولیت پذیری اجتماعی در سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۲۳
در دنیای رقابتی امروز، یادگیری منشاء اصلی تحول و تغییر و موتور محرک سازمان ها است. از سوی دیگر امروزه پیامدهای اجتماعی فعالیت های سازمان ها و تاثیرات آن ها بر ذینفعان مختلف اهمیتی روز افزون یافته است؛ به گونه ای که عملکرد اجتماعی سازمان ها بر عملکرد کلی سازمان تاثیرات زیادی دارد. به همین منظور این مطالعه با هدف شناسایی عوامل شکل دهنده یادگیری سازمانی با رویکرد مسئولیت پذیری اجتماعی در سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد انجام گردید. در بخش اول داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 18 نفر از کارکنان سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد جمع آوری و پس از تجزیه و تحلیل به روش تحلیل محتوا، نتایج حاصل شامل 11 مولفه و 39 زیرمولفه شناسایی گردید سپس یافته های بخش کیفی به وسیله روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) اولویت بندی هر یک از ابعاد و مولفه های یادگیری سازمانی و مسئولیت پذیری اجتماعی صورت پذیرفت و عوامل شکل دهنده یادگیری سازمانی با رویکرد مسئولیت پذیری اجتماعی در سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد مشخص شد.
۱۳۹۶.

اثر انگیزه های سودگرایانه، لذت جویانه و اجتماعی بر کیفیت برند ازطریق ارزش استفاده و نوع اپلیکیشن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۱۲
امروزه دستگاه های تلفن همراه به یکی از ویژگی های اصلی زندگی مدرن تبدیل شده است و سازندگان تلفن های همراه با ارائه امکانات بیشتر، موجبات آسانی ارتباطات را در عصر جدید فراهم کرده اند. سازمان ها و شرکت ها نیز برای معرفی محصولات خود به طور فزاینده ای از اپلیکیشن های اختصاصی تلفن همراه استفاده می کنند تا هرچه بیشتر بتوانند ارتباطات خود را با مصرف کنندگان و مشتریان حفظ کنند. تولید اپلیکیشن های مختلف یکی از این راه های حفظ ارتباطات است و با توجه به سرعت پیشرفت قابلیت های آن در بین شرکت ها، هنوز در ادبیات بازاریابی چهارچوبی جامع برای چگونگی ایجاد ارزش در اپلیکیشن های برندشده، هم برای مصرف کنندگان و هم شرکت ها، طراحی نشده است. این مطالعه به بررسی اثر انگیزه های سودگرایانه، لذت جویانه و اجتماعی بر کیفیت برند ازطریق ارزش استفاده در اپلیکیشن اسنپ فود در شهر اصفهان پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش شامل ۳۸۴ نفر است. در این پژوهش از پرسش نامه های ارزش ویژه برند (مدل آکر)، بررسی نیازهای مشتریان و نوآوری بر محصولات بهره گرفته شده است. روش پژوهش میدانی و کتابخانه ای بود که از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ جمع آوری اطلاعات، از نوع توصیفی استنباطی بود. این پرسش نامه توسط نرم افزار اس پی اس اس ۲۲ تحلیل و بررسی شد. مقدار آزمون KMO 0/962 بود که در یافته های پژوهش نشان داد ارتباط معناداری بین این ابعاد با یکدیگر و کاربران اپلیکیشن های تلفن همراه وجود داشت.
۱۳۹۷.

تحلیل و ارزیابی اثرات بیماری کووید- 19 بر گردشگری روستایی و نوع سازگاری با آن (مورد مطالعه: روستای شیوند، شهرستان دزپارت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۵
مقدمه: همه گیری جهانی کووید-۱۹ با بستن مرز ها، بر بخش گردشگری تأثیر گذاشته و تقاضای گردشگران را کاهش داده است. کشور های در حال توسعه مانند ایران که بخش گردشگری آن ها در حال گسترش است، با پیامد های اقتصادی قابل توجه ای روبرو شده اند. در ایران، گردشگری روستایی به واسطه منابع متنوع، دارای جایگاه خاصی است. در این زمینه با شیوع کرونا، گردشگری روستایی نیز از نظر ساختاری و کارکردی علاوه بر تغییرات، اثرات مختلفی را نیز پذیرفته است. هدف: در این تحقیق هدف آن است که اثرات کووید ۱۹ بر گردشگری روستایی و همچنین نوع اقدامات جهت سازگاری با این اثرات شناخته شود. روش شناسی: روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر داده های پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق را ساکنان روستای شیوند بالغ بر ۵۰۸ نفر تشکیل داده اند. با توجه به جدول مورگان، تعداد ۲۱۷ نفر پرسشگری شدند. روایی پرسش نامه از طریق نخبگان تأیید و پایایی نیز با ضریب کرونباخ برابر با ۸۲/۰ تأیید شد. قلمرو جغرافیایی: در این تحقیق روستای شیوند به عنوان یکی از مهمترین روستا های گردشگری شهرستان دزپارت در استان خوزستان مطالعه شده است. یافته ها و بحث: نتایج نشان داد که ساکنان روستا نسبت به پاندمی کووید ۱۹، درک درستی داشته اند. میانگین ۲۳/۳ و همچنین مقدار مشاهده شده آزمون بیشتر از ۳ یعنی ۷۳ درصد نیز این موضوع را تأیید می نماید. این درک درست از کرونا و اثرات آن سبب می شود که ساکنان نسبت به اثرات واکنش مناسبی نشان دهند. همچنین بررسی نتیجه اثرات کووید ۱۹ در گردشگری روستایی در سطح کمتر از ۰۵/۰ تأیید نمود که شیوع پاندمی از لحاظ درآمد، اشتغال، تعداد بازدید کننده، فروش صنایع دستی و رونق اقامتگاه ها، یک روند کاهشی و تأثیرات منفی داشته است. بررسی وضعیت تاب آوری گردشگری روستایی در مقابله شیوع کرونا بیانگر آن است که ساکنان ۳ اقدام اصلی شامل اتخاذ رویکرد مبتنی بر تلاش و مقابله، اتخاذ روش های جدید عرضه محصولات و همچنین روی آوردن به مشاغل جایگزین را جهت کاهش اثرات و سازگاری با پاندمی را مورد تأکید داشته اند. نتیجه گیری: نتیجه گیری نشان می دهد که کرونا اثرات منفی بر گردشگری روستایی داشته و این اثرات از جنبه اقتصادی بسیار قابل توجه بوده است. در این زمینه روستاییان اقدامات مناسبی جهت سازگاری با شرایط بحرانی کرونا انجام داده اند که تا حدودی روند تأثیرات را مدیریت و کنترل نموده است.
۱۳۹۸.

ارزیابی پتانسیل سیل خیزی در زیرحوضه های آبخیز کوزه توپراقی با استفاده از مدل توسعه یافته سیلاب ناگهانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۸
زمینه و هدف: در سال های اخیر، با افزایش فراوانی و شدت سیلاب های ناگهانی، پهنه بندی خطر وقوع این پدیده به امری ضروری تبدیل شده است. مدل توسعه یافته سیلاب ناگهانی (MFFPI) یکی از روش های نوین و مؤثر برای ارزیابی و پهنه بندی خطر سیلاب ناگهانی در حوضه های آبخیز است. هدف از این پژوهش ارزیابی پتانسیل سیل خیزی در زیرحوضه های آبخیز کوزه توپراقی با استفاده از مدل توسعه یافته سیلاب ناگهانی می باشد. روش شناسی: در همین راستا ابتدا لایه های اطلاعاتی شامل شیب، تجمع جریان، کاربری اراضی، نفوذپذیری سنگ، انحنا دامنه و بافت خاک در محیط GIS و با استفاده از نقشه های پایه استخراج و در گام بعد با استفاده از ابزار Raster Calculator همه این پارامترها وزن دهی و نقشه های وزنی تولید شدند. سپس با همپوشانی این لایه ها، نقشه پتانسیل سیلاب ناگهانی برای حوضه آبخیز کوزه توپراقی در پنج دسته خطر خیلی کم (55 کیلومترمربع)، کم (10/126 کیلومترمربع)، متوسط (15/266 کیلومترمربع)، زیاد (50/219 کیلومترمربع)، و خیلی زیاد (03/138 کیلومترمربع) تقسیم بندی و استخراج گردید. نتایج و یافته ها: نتایج نشان می دهد که بخش های شمالی و مرکزی حوضه عمدتاً در محدوده خطر کم تا متوسط قرار دارند، در حالی که نواحی جنوبی و غربی بیش ترین میزان خطر سیلاب را تجربه می کنند. الگوی توزیع این پهنه ها می تواند متأثر از پارامترهای ژئومورفولوژیکی نظیر شیب، ارتفاع، و تراکم زهکشی، همچنین ویژگی های هیدرولوژیکی و کاربری اراضی باشد. به ویژه، مناطق با شیب های تند، نفوذپذیری کم و کاربری های حساس به رواناب، مستعد وقوع سیلاب های ناگهانی هستند. از سوی دیگر، مناطق با شیب کم که عمدتاً در نواحی میانی قرار دارند، به دلیل انباشت رواناب ورودی از نواحی بالادست، می توانند به نقاط بحرانی در توسعه سیلاب تبدیل شوند. همچنین نتایج نشان داد که زیرحوضه های 2 و 3 با مساحت 02/0 و 15/0 کیلومترمربع و در مقابل زیرحوضه های 14 و 17 با مساحت 27/29 و 98/14 کیلومترمربع به ترتیب در پهنه های خطر وقوع سیلاب خیلی کم و خیلی زیاد قرار دارند. نتیجه گیری: در نتیجه، مدیریت سیلاب در این حوضه نیازمند اتخاذ راهکارهای متناسب با شرایط توپوگرافی است. در نواحی شیب دار، اجرای عملیات آبخیزداری مانند احداث بندهای رسوب گیر و توسعه پوشش گیاهی می تواند به کاهش سرعت رواناب و افزایش نفوذپذیری کمک کند. همچنین، در مناطق کم شیب، ایجاد مخازن کنترل سیلاب و زهکشی مناسب می تواند نقش مؤثری در کاهش خطرات سیلاب ایفا کند.
۱۳۹۹.

تبیین الگوی پایدارسازی توسعه درونزای شهری با تاکید بر مدیریت اراضی قهوه ای (مطالعه موردی: شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۳
یکی از مفاهیم اصلی توسعه درونزای شهری بمنظور استفاده حداکثری از ظرفیت های داخلی شهرها، بازآفرینی زمین های قهوه ای بمنظور صرفه جویی اقتصادی-اجتماعی و توسعه مجدد شهری است. اهمیت اراضی قهوه ای تا حدی است که، رها نمودن این زمین ها باعث خسارت به جوامع محلی و مدیریت ناکارآمد کالبدی فضایی شهر در آینده می شود. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی بدنبال شناسایی و تحلیل الگوی پایدار مناسب توسعه درونزای شهری بمنظور مدیریت اراضی قهوه ای در شهر تبریز است. گردآوری داده ها با روش مطالعات میدانی و کتابخانه ای انجام شده است. جامعه آماری باروش نمونه گیری گلوله برفی، 30 نفر برای پانل دلفی انتخاب شد. برای تحلیل داده ها از رویکرد تحلیل اثرات ساختاری متقابل و تحلیل اثرات متقابل تعادلی با نرم افزارهایMIC MAC و Scenario Wizard استفاده شد. یافته ها نشان داد که مهمترین سناریوی الگوی پایدار توسعه درونزای شهری با ضریب تاثیر کلی 23 و ارزش ثبات برابر 1 شامل مولفه های «نبود ساز و کار مدیریتی و حقوقی مناسب برای ساماندهی اراضی مخروبه و مشاع» با ضریب +3 ؛ «ضریب هم پیوندی محدود محلات؛ نبود سازوکار مالیاتی برای اراضی قهوه ای و آلاینده»؛ و «ضعف قوانین زیست محیطی در کنترل فعالیت های آلوده در شهر؛ گرایش به سوداگری زمین در صورت رها ماندن اراضی بلا استفاده» با با ضریب تاثیر +2 و «گرایش به سوداگری زمین در صورت رها ماندن اراضی بلا استفاده» با ضریب -1 می باشد. لذا بازنگری در ضوابط حقوقی تغییر کاربری و مشکلات مالکیت و سوداگری زمین، ضروری است.
۱۴۰۰.

Analyzing the Pattern of Creative Rural Tourism in the Target Villages of Kermanshah Province(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۸
Purpose- In today's world, where the trend of tourism has changed from mass to individualistic patterns and tourists give more priority to flexibility and meaningful experiences, creative tourism is a new and interesting aspect in the field of tourism, where more attention is paid to tangible heritage to intangible heritage. From the point of view of the villagers, creative tourism means that the residents are passionate and proud of the cultural, natural, and physical environment of the village, evaluate the effects of tourism positively, and accept participation in tourism development programs, to finally be a suitable host in the relationship. To achieve this kind of tourism, various factors are effective in realizing this. The purpose of this study is to investigate the role of behavioral and environmental factors in villagers' hospitability in tourism target villages of Kermanshah province with the structural equation analysis approach. Design/methodology/approach- Questionnaires were randomly distributed among residents. The statistical population of the research is 14 tourism target villages of Kermanshah province, which according to the census of 2016 (According to the latest population and housing census in Iran) has a population equal to 10039 people, and the size of the studied sample was estimated to be 380 people based on the Cochran formula. Also, an average of 10 domestic and foreign tourists from each village filled out questionnaires, resulting in a total of 140 questionnaires. Finding- The results showed that the effect of the behavioral factor on hosting was greater. In the sense that the perception, attitude, and participation of villagers will be good predictors for the realization of creative hosting. Also, the results showed that the highest average acceptance of host was in the villages Considering the geographical and environmental conditions and tourism of Shamshir, Harir and Hajij, which had the best condition.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان